close
مجتمع فنی تهران
پیامبر اکرم(ص)-مدح گذشت رفرف طبعم به بام عرش علا به نام نامی سبحان ربی الاعلی غذا دهنده مور ضعیف در
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
پیامبر اکرم(ص)-مدح گذشت رفرف طبعم به بام عرش علا به نام نامی سبحان ربی الاعلی غذا دهنده مور ضعیف در
دوشنبه 07 دي 1394 ساعت 10:13 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پیامبر اکرم(ص)-مدح

 

گذشت رفرف طبعم به بام عرش علا

به نام نامی سبحان ربی الاعلی

غذا دهنده مور ضعیف در دل سنگ

فنا کننده خصم قوی به باد فنا

برون کشنده ناقه ز سنگ سینه کوه

عیان کننده اژدر به چوپ خشک عصا

مهیمن است و عزیز و حکیم و قدوس است

در آن کتاب که خود گفته نحن نزلنا

به پیش حکمش هر سرو قامتی خاصع

به ذکر حمدش هر سنگ ریزه ای گویا

زدست غیب همی رزق دائمی بخشد

به مور در دل سنگ و به وحشی صحرا

خبیر سر درون پرده پوش عیب برون

علیم عالم غیب و قدیر براشیا

به موریانه دهد قدرتی که بتواند

ز اوج تخت به زیر آورد سلیمان را

صفیر مرغ دل هستی از ترانه اوست

به موج موج فضا با نوای روح فزا

گذشته عمر به جرم و خطا و غفلت و جهل

نکرده عبد گنهکار خویش را رسوا

زهی عطا که به ادعونی استجب لکمش

کشیده دست نوازش به روی اصل خطا

از آن زمان که بشر خلق گشته تا امروز

همیشه عفو از او بوده و خطا از ما

نه تاکنون همه دم هست کار او بخشش

که بحر رحمت و عفوش همیشه جوشد تا

شده است بندگیش آورم بجا؟ هیهات

برد مرا سوی دوزخ بدان کرم؟ حاشا

به درد او همه حمدم دوای او همه شکر

که گه به درد نوازش کند گهی به دوا

اگر فرشته طبعی که در وجود من است

مدد بگیرد از حی قادر توانا

به بامداد که سر می کشدفرشته نور

ز جیب مشرق با طلعتی جهان آرا

همی خرامد و از پیکر لطیف سپهر

به خنده خنده برون آورد لباس عزا

گهی که از نفس روح بخش عیسی صبح

جهان هستی بهتر ز وی شود احیا

گهی که سینه تاریک شب ز نیزه خور

شکافت چون دل دریا به معجز موسی

گهی که می شود از مصر عالم مشرق

جمال یوسف گمگشته افق پیدا

گهی که غنچه زند خنده بر هزار شود

به صد هزار زبان گرد آن قصیده سرا

قصیده گویم در مدح سید لولاک

چکامه آرم در نعمت خواجه دو سرا

سفیر خالق ارض و سما ابوالقاسم

خدا یگان همه انبیا رسول خدا

زبان گرفته ملائک به مدح وی شب و روز

چنانکه ذکر خداوند را به صبح و مسا

امین اول عالم  پیمبر خاتم

سفیر اخر یزدان مقرب اولی

به هفت چرخ نبوت خدیو در همه دم

به نه سپهر رسالت رسول در همه جا

نظام شرک ز توحید او به استهلاک

قوام عدل ز قرآن او به اعرب بودبنده عزی

به خون همه شد تشنه طوایف از هر سو

به جنگ هم همه راهی قبایل از همه جا

زنان برهنه به گردحرم طواف کنان

حرم به آنهمه پاکیش خانۀ بتها

فدای جهل پدر دختران زنده به گور

ز چشم مادر جاری سرشک خون بالا

غرور و نخوت و کبر و جنایت و پستی

قمار و مستی و رقص و شراب و زنا

نه دوستی نه حقیقت نه آبرو نه شرف

نه علم بود و نه دانش نه روشنی نه صفا

ز جمع عالمیان رخت بسته بود شرف

زچشم آدمیان رو گرفته بود حیا

درون تیرگی انسان روشنی می سوخت

فراز تخته سنگی کنار غار حرا

یتیم دوده هاشم ولی به خلق پدر

چراغ دیده آدم ولی به ره تنها

به سر هواش که از پای خلق گیرد بند

به لب دعاش که بخشئ نجات انسان  را

شسته بود که ناگاه نغمه ای جانبخش

طنین فکند به گوشش ز موج موج فضا

ندا رسید که ای رسته از خود اقرا

بخوان به نام خدواندگار بی همتا

بخوان محمد اقرا و ربک الاکرم

بخوان محمد آری بخوان به نام خدا

بخوان به نام خدایی که با قلم گردید

برای انسان در سیر علم راهنما

بخوان محمد اینک خدای بنهاد

به فرق شخص شخیص تو تاج کرمنا

بخوان محمد اینک تویی سراج منیر

بخوان محمد اکنون تویی چراغ هدا

بخوان محمد الحق تویی بشیر نذیر

بخوان محمد بالله تویی رسول خدا

بخوان محمد پایان گرفت ظلم و ستم

بخوان محمد آغاز شد صدق و صفا

بخوان محمد تا کی جهان به چنگ هوس

بخوان محمد تاکی بشر اسیر هوا

فرشته رفت و محمد به گرد خود نگریست

زهر وجود مر او را رسد درود و صلا

ز سنگ و کوه و در و دشت و دامن خشکی

ز رود و چشمه و موج و کرانه دریا

گرفته اند به مدحش زبان به صوت ملیح

گشوده اند به وصفش دهان به بانگ رسا

به خانه آمد و پیچید جامه برتن و خفت

که از فرشته وحی آمدش دوباره ندا

که ای گلیم بر اندام خویش پیچیده

زجای برخیز و بزن بر تمام خلق صلا

ز جای خیز و جهان را بکن ز کفر تهی

ز جای خیز و بشر را نما ز شرک رها

ز جای خیز و بخوان آنچه را خواست بشر

ز جای خیز و سخن را شروع کن از لا

الا محمد اینک کتاب توست به دست

الا محمد اینک  نوای توست به پا

الا محمد اینک سراج توست منیر

الا محمد اینک بنای توست بجا

الا محمد بوجهل ها بر آن شده اند

که از تو امت اسلام را کنند جدا

الا محمد بتها دوباره می خواهند

زنند لاف خدایی به امتت همه جا

الا محمد باز از درون برآر سخن

الا محمد باز از خدا زبان بگشا

قسم به کعبه و آثار جاودانه او

قسم با اقرا و آوای وحی و غار حرا

به ذات قادر منان به جان ختم رسل

به زهد و پاکی حیدر به عصمت زهرا

به آن صحابه که در خط مرتضی بودند

به عزت حسنین  و به زینب کبرا

به اولیاء اللهی به انبیاء سلف

به جبرئیل و به لوح و قلم به ارض و سما

به مکه و به منا و به مشعر و به عرفات

به یثرب و نجف و کاظمین و کرببلا

به طالبی که فنا گشت در مسیر طلب

به عاشقی که بلی گفت در طریق بلا

به کشته ای که خونش حیات داد به دین

به زنده ای که ز عزمش ثبات داد به ما

به اشک چشم یتیمان به دختران حسین

به خون پاک شهیدان به سیدالشهدا

به آن تنی که نهان شد ولی به قلزم خون

به آن سری که جدا شد ولی ز راه قفا

به عون و جعفر و عباس و قاسم و اکبر

به هر شهید که در این طریق گشت فدا

که در طریق رسول و کتاب و عترت اوست

بزرگی و شرف و اقتدار ملت ما

بجز ره نبی و اهل بیت او "میثم"

به هر طریق که رو آوری خطاست خطا

 

غلامرضا سازگار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست





می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2172

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1650

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1,156
:: باردید دیروز : 2,492
:: بازدید هفته : 19,467
:: بازدید ماه : 106,400
:: بازدید سال : 851,488
:: بازدید کلی : 9,708,595
لینک دوستان