close
مجتمع فنی تهران
ولادت و شهادت حضرت معصومه (س)
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
دل شده راهی دوباره سوی قم
سه شنبه 21 دي 1395 ساعت 7:54 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


مرثیه_حضرت_معصومه


دل شده راهی دوباره سوی قم
بر مشام جان رسیده بوی قم
پر زدم تا کعبه دلجوی قم
سائلم من سائل بانوی قم

فاطمه اینجا پناهم داده است
حضرت معصومه راهم داده است

این حرم بوی خراسان می دهد
بوی الطاف فراوان می دهد
بهترین ها را به مهمان می دهد
مردگان را خادمش جان می دهد

تا اید قم خانه امید ماست
کاظمین و مشهد و کرببلاست

چون نگینی در جهان پیداست قم
مرکز فقه و اصول ماست قم
شعبه ای از عالم بالاست قم
یار ما در شادی و غم هاست قم

جای جای قم معطر گشته است
مرجع تقلید پرور گشته است

واشده از قم دری سوی جنان
گشته قم سنگ صبور عاشقان
دارد این شهر ملائک پاسبان
از مزار مخفی زهرا نشان

حضرت معصومه از روز الست
فاطمه در فاطمه در فاطمه است

اوست که اعجاز عیسی می کند
درد را نامش مداوا می کند
مثل بابایش گره وا می کند
دخت موسی کار موسی می کند

در قیامت هم قیامت می کند
خوب و بدها را شفاعت می کند

بود آن نور دو چشمان رضا
سخت دلتنگ و پریشان رضا
روز و شب دلواپس جان رضا
پیر شد از داغ هجران رضا

از مدینه تا به قم بی تاب بود
چشم او از غصه ها پر آب بود

گرچه بار غم روی شانه کشید
پای دوری رضا قدش خمید
جز ادب چیزی ازین مردم ندید
پیش دنیا شهر قم شد رو سفید

خیره بر قم بود چشم آسمان
احترامش کرد هر پیر و جوان

حرف مهمان است و حرف احترام
آی مردم هست ناموس امام
واجب التعظیم چون بیت الحرام
داد قم مهمان نوازی یاد شام

قبر خانم بین ویرانه نبود
دفن و تشییعش غریبانه نبود

بین ویرانه رقیه پیر شد
با لگد با تازیانه سیر شد
خسته از زخم غل و زنجیر شد
غیر زینب از همه دلگیر شد

زنده کرد او داغ هجده ساله را
کشت غسل او زن غساله را

شاعر:
محمدحسین_رحیمیان

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 9


اِمشَب برایِ مَطلَعِ شعرِ پُر ازآهـَم
سه شنبه 21 دي 1395 ساعت 7:52 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مرثیه_حضرت_معصومه(س)

 




اِمشَب برایِ مَطلَعِ شعرِ پُر ازآهـَم
ماتَم گرفتَم آهـ! "بیت النور" میخواهـَم!

شُڪرِخُدا شَهـرَم خیابانِ ارَم دارَد
مَن خوب میدانم ڪہ زهـراهـَم حَرَم دارَد

پَرمیڪِشَم دَر خاطراتِ ڪودَڪے هـایَم
انگار دَستَم را گرفتہ باز بابایَم

پَس پابہ پایَش میرَوَم تا جانِ آیینهـ
سے سالِ قَبل از این و دَر ایوانِ آیینهـ

بَہ بَہ چہ دورانِ خوشے بَہ بَہ چہ دورانی
سوهـان برایَم میخَرَد بابا چہ سوهـانی

از دَستِ بابا میڪِشَم این دستِ ڪوچَڪ را
هـے میدَوَم سَرتاسَرِ صَحنِ اَتابَڪ را

ناگاہ میبینَم  ڪہ بابا رَفتہ از پیشَم
حالا خودَم بابا شُدَم با ڪودَڪِ خویشَم!


بعدَش بہ خود مے آیَم و خود را ڪہ میجویَم
میگریَم و زیرِلَبَم آهـستہ میگویَم:

آرے بَدَم امّا دِلَم دیگَر چہ غَم دارَد؟
شُڪرِخُدا ، شُڪرِخُدا شَهـرَم حَرَم دارَد

اینبار اَگَر رَفتے حَرَم شَب بود دقَّت ڪُن
غیراَز ڪَبوتَر صَحنِ او  خُفّاش هـَم دارَد!

پَس مَن چِرا دَر نااُمیدے غوطہ وَر باشَم
وقتے ڪہ بانو این هـَمہ لُطف وڪَرَم دارَد

هـَرجایِ این دُنیا ڪہ باشَم غیرِ شَهـرِ خود
حِس میڪُنَم دُنیایِ مَن یڪ چیز ڪَم دارَد

هـَرچَند شَهـرِ مَن پُراَز غَمهـایِ پنهـان است
هـَرچَند شَهـرِ مَن  هـَوایَش سَخت دَم دارَد

اَمّا بہ دُنیایے نَخواهـَم داد این دَم را
یڪ تارِمویِ ڪاج هـایِ سَبزِ شَهـرَم را

اینجا شَمیمَش اختیارِ دلبَرے دارَد
اینجا مُحَرَّم هـَم صَفایِ دیگَرے دارَد

((بَر سَنگفَرشِ صَحنِ او بال ِمَلَڪ خوردهـ
اَز سُفرہ ے او آب هـَم اینجا نَمَڪ خوردهـ))

هـَربار اینجا پیشِ او بے اختیارِ خود
میگریَم و میگویَم از رَسمِ دیارِ خود

عُمْریست رویِ حُرمَتِ سادات پابَندیم
مارویِ مهـمان آب را هـَرگِز نمیبَندیم

ما رَسمِمان این بودہ مِهـمان را نَرَنجانیم
اَز بام هـا گُل بَر سَرِ مِهـمان بیَفشانیم

خواهـَر فَراوان دوست مے دارَد بَرادَر را
اصلاً نمے خواهـَم بِخوانَم روضہ ے "سَر" را

اَشڪَم چِڪید و عاشقانہ روسپیدَم ڪَرد
بانو نگاهـے ڪَرد و انسانے جَدیدَم ڪَرد

این روسپیدے یادِ مَن آوَرد بابا را
میشُست دَر حوضِ حَرَم او صورتِ مارا

حالا مَن و فَرزَندَم و یڪ عشقِ دیرینهـ
حالا مَن و فَرزَندَم و ایوانِ آیینهـ

از دَستِ گَرمَم میڪِشَد یڪ دَستِ ڪوچَڪ را
هـے میدَوَد سَرتاسَرِ صَحنِ اَتابَڪ را ...!


محسن_کاویانی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


مثل پدر ،مثل برادر بوده ای تو
سه شنبه 21 دي 1395 ساعت 7:49 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


مرثیه_حضرت_معصومه


مثل پدر ،مثل برادر بوده ای تو
غربت به عشق عشق را نوشیده ای تو

کردی معطر از وجودت شهر قم را
آری برای حفظ دین غم دیده ای تو

خیلی شباهت برده ی بانو به عمه
زیرا شبیه اش بهر دین کوشیده ای تو

در وصف تو تنها همین کافی است بانو
اسمت کریمه هست و زهرا زاده ای تو

مزد کسی را که تو را کرده زیارت
باشد بهشتی که به او،تو داده ای تو


الهام_نجفی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


السلام ای عزیزه ی حیدر گل موسی سلاله ی جعفر
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 13:52 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

(تقدیم به کریمه ی اهل بیت)

السلام ای عزیزه ی حیدر
گل موسی سلاله ی جعفر
جلوه ای از تبار آئینه
عصمت الله و چندمین کوثر
لقبت ای کریمه هردم شد
سبب دلخوشی این نوکر
رو به من کرده بخت و اقبالم
که گرفته دلم به سویت پر
کن دعا تا الی الابد بی بی  
خادمت باشم ای گل اطهر  
که غلامی تو شرف دارد   
مثل گنجی که هر صدف دارد    

شهد شیرین ترین کلامی تو
روشنی در دل ظلامی تو
یم اکرام و چشمه ی جودی
با محبت و با مرامی تو
در مقام شما همین بس که
دختر و خواهر امامی تو  
مهربانی و باب حاجاتی  
فصل خیر علی الدوامی تو  
راه حق را نشانه ای بی بی  
جاودانی و ناتمامی تو
به تو مدیونم آبرویم را
تو اجابت کن آرزویم را  

آرزو دارم آشنا باشم
نوکر خانه ی شما باشم  
یا میان حریم تو در قم
یا که درخدمت رضا باشم
اوج آمال من بود بی بی
بردرت همچنان گدا باشم
از کرم ذره پروری کن تا   
خاک پای تو باصفا باشم
میشود که اجازه ام بدهی
راهیه شهر کربلا باشم
درشب رحلت تو غم دارم     
تا تو هستی دگر چه کم دارم        

ای فدای تو جان من بانو
ای تو روح و روان من بانو
مهرتان بوده،هست،می ماند
در نهان و عیان من بانو
در میان هجوم شیطانها
دست لطفت امان من بانو
می سراید لک الفدا نفسی
همه لحظه لبان من بانو  
در عزایت دلم غمین شده و
رفته تاب و توان من بانو  
رفتی و عالمی دگرگون شد
قلب شیعه زماتمت خون شد   

رفتی و در دلم شرر افتاد
این کبوتر زبال و پر افتاد  
کن نگاهی ز رفتنت ای گل
شبنم از دیدگان تر افتاد   
شعر من رفت! سوی کرببلا
پیکری در دل خطر افتاد  
خنجر کینه روی حنجر خورد  
وای ازآن لحظه ای که سر افتاد  
خواهری بر فرازتل غش کرد
مادری از غم پسر افتاد
عرش حق نقطه نقطه اش لرزید    
نجل خاتم میان خون غلتید

#رضا_آهی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


مثل کبوترهای صحنت جا بده ما را
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 13:51 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مثل کبوترهای صحنت جا بده ما را
لانه بده این بینوای بی سر و پا را

تنهایی ما را ببین ای حضرت بانو
زنجیر کن در خانه ات مفلوک تنها را

ما جز حریم قدسی ات جایی نرفتیم و...
آرام کن با آب و دانه قلب شیدا را

راهی مشهد بودی ، اما سهم ما گشتی
خوشبخت کردی با قدومت ما عجم ها را

حالا دو قبله روزی ایرانیان گشته
ممنون و مدیونیم ، این اکرام موسی را

ما قدر اولاد علی را خوب میدانیم
مهمان نوازی میکنیم ، اولاد زهرا را

بانوی رحمت ، حضرت معصومه ی دنیا
با رفتنت ، بیچاره کردی اهل دنیا را

اما خدا را شکر ، ایران شد مسیر تو
دیگر ندیدی ظلمت و اندوه صحرا را

تابوت تو بر دوش سلمان های ایران بود
ای دختر زهرا ببین دلدادگی ها را...

یک جمله هم از زینب کبری و دیگر هیچ...
سنگش زدند آن شاخه ی سرسبز طوبی را

"اصلا تو باید سهم این کشور شوی بانو
تسکین جای خالی مادر شوی بانو"


#پوریا_باقری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باز هم میشوم كبوترتان
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 13:49 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


باز هم میشوم كبوترتان
زیر این گنبد منورتان

من نمك گیر سفره ات شده ام
دست خالی نرفتم از درتان

مادر من كنیزتان بوده
پدرم نیز بوده نوكرتان

جای كرب و بلا و طوس و نجف
شده ام خاك بوس محضرتان

ما عجم ها چقدر خوشبختیم
شده ایران مسیر آخرتان

اشك هایم دخیل میبندند
به ضریح فرشته پرورتان

از ضریح تو یاس میریزد
مثل چادر نماز مادرتان

چقدر از مدینه دور شدی
پای دلتنگی برادرتان

خسته از راه دور آمده ای
خسته ای از فراق دلبرتان

مثل مادر خمیده ای اما
نگرفته به میخ در پرتان

محملت پرده داشت شكر خدا
سایبان بوده بر روی سرتان

گرچه شد حمله بر عشیره ی تو
شكر، غارت نگشت زیورتان

در میان هجوم دست نخورد
دست نا محرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نو بهار شما
كم نشد لحظه ای از وقار شما


غُصه ی از همه بریدن تو
غم روی رضا ندیدن تو

گرچه آواره گشته ای خانم
گرچه غم دارم از خمیدن تو

ناقه ات بین ازدحام نرفت
بی خطر بود این پریدن تو

چادرت زیر چكمه گیر نكرد
لحظه ی تلخ پر كشیدن تو

بی برادر میان كوچه ندید
پشت مركب كسی دویدن تو

ثبت شد در جریده ی تاریخ
قصه های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد
پیش  پایت زمین گل افشان شد


شهر قم بر تو احترام گذاشت
پیش رویت فقط سلام گذاشت

پیر قم با بزرگ مردم قم
سر به پای تو چون غلام گذاشت

بهر تو قم گذاشت سنگ تمام
كِی دگر سنگ روی بام گذاشت

كی به قم دختر ولی خدا
پای در مجلس عوام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود
كِی میان خرابه جایت بود


محمد_جواد_پرچمی


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 3


هرلحظه لحظه با نفست خو گرفته ام
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 13:46 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یافاطمه المعصومه



هرلحظه لحظه با نفست خو گرفته ام 

از عطر ناب پیرهنت بو گرفته ام

بی باده می ز جام طهورایی ات زدم    

سرمستم و ترانه ی یا هو گرفته ام

تا با تو روبرو شوم ای آسمان عشق 

من از تمام آینه ها رو گرفته ام

با تو همان تلاطم دریای آبی ام 

بی تو شبیه کشتی پهلو گرفته ام

تو ماه آسمانی خورشید هشتمی 

مهر تو را ز ضامن آهو گرفته ام

حق دارم این چنین به تو وابسته تر شوم 

من ناگرفته را ز تو بانو گرفته ام
 

یوسف_محمودی
 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


ساقی از لطفش نهاده گوییا ما را به چشم
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:9 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چندبیتی از یک قصیده تقدیم به فاطمه معصومه(س)


ساقی از لطفش نهاده گوییا ما را به چشم
کین چنین غلطان کند امروز صهبا را به چشم

ما خماران قدر می دانیم نه باده فروش
صبح را فهمد کسی که دیده یلدا را به چشم

دست می شوید ز انکار و کند اقرار عشق
هر که رو در رو کند چشم فریبا را به چشم

چشم یوسف در غنای مستی خود میسرود
احتیاجی نیست یعقوب وزلیخا رابه چشم

بی زبان افتاد نزدیک دل و زد آتشش
شعله ایی که آمده از دور موسی را به چشم

وحی آمد تا به من مدح ولی نعمت بگو
واژهها بگذاشتند از شوق او پا را به چشم

خواستم مدحش کنم که گفت پیری با عتاب
کی توان جا داد بی اعجاز دریا را به چشم...

اهل قم هستم که از بدو تولد داشتم
منت لطف مدام بنت موسی را به چشم

در سرای این کریمه بارها همچون گدا
اسم تا آمد به لب دیدم مسما را به چشم

گریه باید در حرم چون بهتر از روی زبان
میشود فهماند فریاد تمنا را به چشم

دید هر کس گنبد زردش دگر در کل عمر
کی بیارد گنبد آبی مینا را به چشم

خط بگیرد تاجنان دیده است هرکس درحرم
گاه ثلث و کوفی و گاهی چلیپا را به چشم

کام ما شیرین شود از دیدن عکس حرم
روزه داران میخورند از دور خرما را به چشم

گر چه چون آیینه لب خوانی نمیدانم ولی
می‌شنیدم گاه از زوار نجوا را به چشم

نیست فرقی در کریمه با کریم اهلبیت
بارها دیدم ز احسان کار این ها را به چشم


با زبان بودم اگرچه زایرش لیک از خدا
خواستم زایر شوم یکبار زهرا را به چشم

ناگهان دیدم ندا آمد ز عرش کبریا
واگذارند ابلهان کار تماشا را به چشم

همچو نوزادی کنار مادرش در نزد تو
با زبانی بسته میگویم تقاضا را به چشم

ما به دنبال تو نه تو باید آیی سوی ما
مرده کی دارد توان یابد مسیحا را به چشم

در میان مژه هایش قطره ی اشک غریب
فرد چون بیند تو را خواند فرادا را به چشم

بر مس قلبم نظر کن که شنیدم بارها
کیمیاگر میکند کار مداوا را به چشم...

 #محسن_قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


نه تنها من ز خاک تو شرف دادم ولادت را
چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت 14:58 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا فاطمه المعصومه*.*
،
نه تنها من ز خاک تو شرف دادم ولادت را
هما هم می برد از سایه ی امنت سعادت را

خورد تير هلاکت کفتری که جلد بامی نيست
من و ترک حرم؟ یا رب مخواه این ترک عادت را

گواهی داد دستم که شدم در بحر لطفش غرق
کدامین محکمه از کشته می خواهد شهادت را

شدم محو تماشای حرم در حالتی گریان
نمی یابم برای خود از این خوشتر عبادت را

گدایان حرم را مادرانه لطفها کردی
به ما ای مریم آل نبی دادی سیادت را

دو چشمم از طواف کفتری بر گنبدت میگفت
کدامین دل خنک دیده است این هرم حسادت را

چو پرچم بر فراز گنبدت هر سو روم،آخر
سرافکنده به تو عرضه کنم عرض ارادت را

چنان سرکش شده در آسمان گلدسته هایت که
صنوبر خیره و سرو است حیران این رشادت را

مریض افتاده ام در گوشه ایی از صحن آیینه
به همسایه خدا تاکید فرموده عیادت را

غریب آیینه ی پاکی نشد تا بر حرم چسبد
به دفتر از سیاهی اش طمع کرده مدادت را
.
محسن_قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چشم هایش نشر دین ، تبلیغ آیین میکند عطر او فیضیه ها را عطرآگین میکند نامسلمان را مسلمان میکند با هر
چهارشنبه 03 شهريور 1395 ساعت 10:42 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چشم هایش نشر دین ، تبلیغ آیین میکند
عطر او فیضیه ها را عطرآگین میکند

نامسلمان را مسلمان میکند با هر نفس
برکتش همواره کافر را خدابین میکند

دختر معصوم یعنی حضرت معصومه که
دست اعجازش کتاب الله تدوین میکند

زائر کعبه طواف مرقدش را هفت بار
موسم حج دور بیت الله تمرین میکند

میدرخشد از دل چادر نمازش آفتاب
نور عالم را خدا اینگونه تامین میکند

آبرو و اعتباری میدهد پابوسی اش
"مرعشی" را خاک کویش عالم دین میکند

آب شور این حرم با رحمت خاتون شهر
زندگی تلخ را شیرین شیرین میکند

از کریمه جز کرم چیزی ندیده سائلش
هرچه را در خانه دارد نذر مسکین میکند

صورت و سیرت اگر زیباست کار چشم هاست
صورتم را گریه ی در روضه تزئین میکند

مطمئن هستم که آقای خراسان تک تک
گریه کن ها را برای روضه گلچین میکند

محض دیدار برادر از مدینه خواهری
مرکبش را با دو دست خسته اش زین میکند

حاجتش تنها زیارت کردن روی رضاست
هرشب از شوق اجابت ختم یاسین میکند

باز هم عشق و علاقه به حسین دیگری
زینبی را از فراق یار غمگین میکند

روضه اش یعنی گریزی سوی دشت کربلا
پس مسیر روضه را اینگونه تعیین میکند

جای شکرش باقی است این خواهر محزون ندید
سینه ی آزرده ای را چکمه سنگین میکند

 

علیرضا خاکساری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شیخ می آید حرم،گمراه می آید حرم با تمام زائرانش راه می آید حرم هیچ فرقی نیست بین زائرانش چونکه هم بن
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شیخ می آید حرم،گمراه می آید حرم
با تمام زائرانش راه می آید حرم

هیچ فرقی نیست بین زائرانش چونکه هم
بنده می آید حرم ، هم شاه می آیدحرم

لحظه ای خالی نمی ماند اگر دقت کنیم
روزها خورشید و شب ها ماه می آید حرم

خوش به حال شاعری که ساکن شهر قم است
گاه می آید حرم ، بیگاه می آید حرم

جمله ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب
کوه از شوق زیارت کاه می آید حرم

گرچه در ظاهر بدی قصد زیارت کرده است
در حقیقت عارف باالله می آید حرم

هرکه می خواهد ببیند قطعه ای از عرش را
راه خود را می کند کوتاه می آید حرم

بُعد منزل نیست چونکه این سفرروحانی است
هرکسی هرجا بگوید : آه می آید حرم

شاه ورعیت ،مست وعارف، شیخ وگمراه و همه
با تمام زائرانش راه می آید حرم…

مجتبی خرسندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است کم میشود مگر از این سفره ه
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است
دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است

کم میشود مگر از این سفره هر چه بردند؟
وقتی طرف حساب شاه و گدا، کریم است

 

بیهوده زائرانش دست کرم ندارند
هرکس شد آشنای این آشنا کریم است

تضمین ذکر “یامن یعطی الکثیر ” من اوست
گرچه زیاده خواهم، او منتها کریم است

با این لباس پاره ، فوراً مرا بغل کرد
من باورم نمیشد، اینقدرها کریم است

نوکر غریب باشد، مولا نمی پسندد
گفته سه جامی آیم ، آقای ما کریم است

اصلا ً بهشت یعنی در این حرم نشستن
امروز با رضاییم، فردا خدا کریم است

باب الجواد بودیم، دیدیم کاظمینیم
باب الرضا نوشته، ابن الرضا کریم است

هر جا که روضه بوده ، بالا نشسته زهرا
آنکس که برده من را ، تا کربلا کریم است

بردند مثل نذری، هرعضوی از علی را
این جسم قطعه قطعه، روی عبا کریم است

مهدی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت گل وا شد و شد فاطمه ی معصومه زیبا شد و شد فاطمه ی معصومه علم و ادب و نور و کرامت
شنبه 16 مرداد 1395 ساعت 10:27 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

گل وا شد و شد فاطمه ی معصومه

زیبا شد و شد فاطمه ی معصومه

علم و ادب و نور و کرامت امشب

یکجا شد و شد فاطمه ی معصومه

 

سید مجتبی شجاع


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مناجات پر می کشد مرغ دلم سمت حرم بانو دیر آمدم، دیر آمدم، دیر آمدم بانو آرامم و با ه
جمعه 15 مرداد 1395 ساعت 11:18 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مناجات

 

پر می کشد مرغ دلم سمت حرم بانو

دیر آمدم، دیر آمدم، دیر آمدم بانو

آرامم و با هر قدم گم می شود انگار

در من هیاهوی خیابان ارم بانو

سیراب شد دشت کویر از بس که می بارد

ابر نگاه زائرانت دم به دم بانو

صحن تو را علامه ها با اشک می شویند

آلوده ام، در صحن بگذارم قدم بانو؟!

از صحن آیینه به آزادی مسیری نیست

تا پلک ها را می گذارم روی هم بانو!

از راه مشهد آمدم پابوس و می دانم

روی سر من می کشی دست کرم بانو

دست پر از این شهر خواهد رفت هر کس به-

-جان برادر داده نامت را قسم بانو

من کربلا می خواستم یک عمر و امضایت

زیر برات افسوس، افتاد از قلم بانو

 

میترا سادات دهقانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت ای جمالت بهار، معصومه کرمت ماندگار ، معصومه یادگار امام هفتـــــــــــم ما
جمعه 15 مرداد 1395 ساعت 11:17 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

ای جمالت بهار، معصومه

 کرمت ماندگار ، معصومه

یادگار امام هفتـــــــــــم ما  

ای رضا را قرار، معصومه

صلوات خدا به روح شما      

بی حد و بی شمار، معصومه

نذر ایل و تبار تو جانِ    

هر چه ایل و تبار، معصومه

ابر رحمت همان دو دست شماست

من کویرم ببار ، معصومه

خواهری مثل زینب و تو ندید

دیدۀ روزگار، معصومه

تا گدای کریمه هستم من

همۀ عمر بیمه هستم من

قلب عالم پر از تلاطم شد

لب دنیا پر از تبسم شد

عشق موسی بن جعفر است اینکه

نور چشم امام هشتم شد

قلب ما رفت تا درون حرم

بین امواج جمعیت گم شد

بابهای حریم او یک یک

باب حاجات کل مردم شد

قبلۀ دل همیشه مشهد بود

قبله چرخید وقبله ها قم شد

در جوارش کسی نشد آقا

غیر از آنکه گدای خانم شد

حق او کن ادا تو با صلوات

یک نه صد نه هزار تا صلوات

ماه زیبا و انورش دادند

هر چه از خوب، بهترش دادند

پسری خوب داشت مثل رضا

مثل معصومه دخترش دادند

یاد زهرا دوباره غوغا کرد

تا به موسی بن جعفرش دادند

شد تداعی ولادت زینب

تا به دست برادرش دادند

هر که آمد ولادتش به حرم

از حرم تا حرم پرش دادند

یِکُم ماه تا به یازدهم

یک دهه مِی ز کوثرش دادند

هر که در بند بانوی دو سراست

دوستدارش خود امام رضاست

نور عشق است نور ایمان است

قدر و شأنش هنوز پنهان است

از حرم تا حرم در این ایام

غرق نور است ریسه بندان است

مشهد و قم دو بال کشور ماست

عالم از این دو بال حیران است

چشم سلطان همیشه سمت قم و

چشم بی بی سوی خراسان است

تا قیامت به عصمتش سوگند

بانوی یکه تاز ایران است

این هم از دولت کریمۀ اوست

قندِ چایِ بهشت سوهان است

پیش خالق چه حرمتی دارد

به کرامت چه شهرتی دارد

ساقی امشب چه ناب پرکرده

کاسه را بی حساب پر کرده

به شراب طهور مهمانیم

جانمان را شراب پر کرده

حرمش را زنورِ مِهرِ رخش

روز و شب آفتاب پر کرده

چه همه با صفاست ، خادم او

حوضها را ز آب پر کرده

حرمش را به یمن میلادش

بوی عطر و گلاب پر کرده

خوش به حال کسی که جمع کند

حرمش را ثواب پر کرده

اهل بیتند همچو منظومه

ماهِ منظومه است معصومه

مرتضی رنگ و فاطمه سیماست

قطره ای از کرامتش دریاست

شهر قم ، حوزه های علمیه

با تمسک به نام او برپاست

هر رواقش بهشت موعود است

این حرم نیست جنت الاعلاست

این حرم تا خدا خدا باشد

در زمین پایگاه عرش خداست

زائر قبر او به شهر قم

زائر قبر حضرت زهراست

عمه معصومـۀ امام زمان

عمۀ هر چه شیعه در دنیاست

می رسد این پیام از هر سو

السلام علیکِ یا بانو

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مدح حضرت معصومه-سلام الله علیها ابتدای زیارت مشهد از حریم شما شروع شود ای نگاهت بهشت عطرآگین شمس عا
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:48 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت معصومه-سلام الله علیها


ابتدای زیارت مشهد
از حریم شما شروع شود
ای نگاهت بهشت عطرآگین
شمس عالم ز قم طلوع شود
ـــــ
مرقدت جلوه گاه جنت شد
از ملائک به محضرت داری
عاشقانه به فکر زواری
کشته مرده برابرت داری
ـــــ
زایرِ قم شد فضیلت شد
از زمانی که تو در آنجایی
بوی زهرا ز تربتت آید
یادگارش به کشور مایی
ـــــ
چشمه ی رحمت از لبت جاری
نور زهرا ز تو نمایان شد
از وجود منورت بی بی
امنیت هم بپا در ایران شد
ـــــ
گرچه آشفته ی رضا بودی
شکرِ حق محترم شمردندت
سوی بزم حرام و مجلس شام
باتن خسته ایی نبردندت . . .


علی احمدیان - جنت
 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


امشب دوباره از می و باده بخوانید اذن دخول از پای سجاده بخوانید عزم زیارت‌کرده ام میل پریدن من را کب
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:42 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب دوباره از می و باده بخوانید
اذن دخول از پای سجاده بخوانید
عزم زیارت‌کرده ام میل پریدن
من را کبوتر چاهی ساده بخوانید

گرچه اسیر زلف ‌یک بالانشینم
اما رها از بند و آزاده‌ بخوانید
زلفم گره خورده است بر این خانواده
این را از احوالات دلداده بخوانید
ری زاده بودم گرچه تا امروز اما
منبعد از این من را قمی زاده بخوانید

تا آمدم دنیا بدون وقفه ، ممتد
یا رفته ام قم یا که رفتم‌سمت مشهد

سائل که‌آمد محضرت حاجت روا شد
چونکه گره از نوع کور آورد وا شد
هر کس رسیده به مقامی یا به جایی
قطعأ به درب خانه ات اول گدا شد
تهران ،خراسان ، اصفهان نه ، بلکه تنها
در شهر قم حوزه ی علمیه بنا شد
نیمه نگاهت تا به روح الله افتاد
اقا شد و فرمانده ی ایران ما شد
کار شما معطوف روز حشر باشد
حاجات دنیا کار اصحاب شما شد

بسکه مقام قرب و شأنت بی نظیر است
دنیا برای کشف هم کفوت فقیر است

از رشته های چادرت تقوا بریزد
از دامنت جان مایه ی محیا بریزد
چشمی که بارانیست پیش تو یقینا
اشکش به دست انسی حورا بریزد
بانو گمانم باده ی عشاقتان را
از کوثر خود حضرت زهرا س بریزد
دریاچه ی قم شور شد تا که‌ بگوید
باید برای تو نمک دریا بریزد
شهد لبانت شهر قم را زیر و رو کرد
وقتی که نجوای رضا جان را بریزد

هر کس که پابوسیت آمد با دعایی
کردی سفارش تا شود کرببلایی

تو زینبی و کربلایت شد خراسان
انگار شهر گریه هایت شد خراسان
خواهر شدی و هجر دلبر را چشیدی
معنای رنج‌و درد هایت شد خراسان
مهجور ماندی ، غصه خوردی ، ناله کردی
وقتی که از ساوه روایت شد خراسان
روضه برای زینب و کرببلا بود
چون از زبان تو حکایت شد خراسان
یاد شما بودیم و با هم گریه کردیم
هر بار روزیمان ،عنایت شد خراسان

شکر خدا از کوچه بازاری نرفتی
شکر خدا در بزم درباری نرفتی

بر‌پیکرت که تازیانه ها نخورد و
آتش به درب آشیانه ها نخورد و
روی زمین اصلا برادر را ندیدی
شکر خدا که بر دهانش پا نخورد و
نه حمله ای ، نه هجمه ای ، نه سم اسبی
جسمش به زیر دست و پاها تا نخورد و
گاهی سر نیزه و گاهی هم ز خنجر
زخمی به دست و پا و پهلوها نخورد و
هنگام ایراد سخن یا گفتگویش
نیزه نیامد در کلامش جا نخورد و

خواهر شدی اما ندیدی پیکرش را
یا در گذر ها نی نشینی سرش را

 محمد کیخسروی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح دلم برای خودم تنگ می شود با تو چقدر فاصله افتاده بین من تا تو کویر خشک پر از خار
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:42 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

دلم برای خودم تنگ می شود با تو

چقدر فاصله افتاده بین من تا تو

کویر خشک پر از خار و خاک من بانو

بزرگ و پاک و مطهر شبیه دریا تو

همیشه وقت گرفتاری ام امیدی هست

پناه من وسط مشکلات تنها تو

هوای شهر تو مثل نجف گنه سوز است

نجات بخش من از هرچه رنگ دنیا تو

عقیلة العرب شاه طوس معصومه

یگانه دختر ناز جناب موسی تو

چقدر با نفست مرده زنده شد بانو

امید هر چه دل مرده بعد عیسی تو

 

حسین ایزدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای روزهای تار! ای شب‌های دور از ماه ای بیقراری‌های دائم با دلم همراه ای بغض‌هایی که میایید از سفر ن
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:41 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای روزهای تار! ای شب‌های دور از ماه
ای بیقراری‌های دائم با دلم همراه
ای بغض‌هایی که میایید از سفر ناگاه
باری اگر شوق سفر دارید بسم الله

ای بغض‌های بیقرار روز و شب‌هایم
من نیز مانند شما دلتنگ زهرایم

هرچند گریانم تبسم می‌کنم امشب
بی‌تاب، رو بر جانب قم می‌کنم امشب
در کوچه‌هایش خویش را گم می‌کنم امشب
انگار با زهرا تکلم می‌کنم امشب

در قاب عکسی خالی از قبری که ناپیداست
با قم نمایی دیگر از آن آشنا پیداست

ای آشنای بیقراری‌های این مردم
با تو رسیده تا مدینه پای این مردم
رنگ حقیقت یافته رویای این مردم
یا فاطمه! یا حضرت زهرای این مردم

ای حامی امروز من فردا مرا دریاب
یا فاطمه! در حشر، چون دنیا مرا دریاب

اما جدا کن شاعر از غم حال دفتر را
بشنو صدای خنده ی موسی بن جعفر را
دریاب شور اشک‌های شوق مادر را
حالا بیا و ثبت کن ذوق برادر را

معصومه خانم چشم تا وا می‌کند امشب
دیده به رخسار رضا وا می‌کند امشب

آن شب مدینه شاهد زهرای دیگر شد
از عطر یاس فاطمه دنیا معطر شد
شأن نزولش آیه‌های سبز کوثر شد
آنروز در تقویم شیعه روز دختر شد

بانوی عالم حفظ کن دنیا و دینم را
دریاب خانم! دختران سرزمینم را

در خاک مرده بذرهای علم می‌کاری
فیض حضورت در تمام حوزه ها جاری
در سایه ات دفنند عالم های بسیاری
گلپایگانی، حائری، علامه، خوانساری

شاگردهای مکتبت استاد افلاکند
صدها چو بهجت در جوار تربتت خاکند

آه ای کریمه ای ملیکه عمه سادات
با کوله باری آمدم لبریز از حاجات
برگشتن از پیش تو با دست تهی هیهات
پس باز قسمت کن که مثل اغلب اوقات

تا که به زودی زائر صحن رضا باشم
آقا بخواهد اربعین را کربلا باشم

محمدعلی بیابانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از شب میلاد تو اینگونه حاصل می شود ماه، روز اول ذی القعده کامل می شود گوئیا شان نزولش می شود ایران م
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:41 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از شب میلاد تو اینگونه حاصل می شود
ماه، روز اول ذی القعده کامل می شود

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما
هرچه بر موسی بن جعفر سوره نازل می شود

پای او شاه چراغ و دست ها عبدالعظیم
چشم ایران چون که مشهد گشت،قم دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب و بلاست
حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است
هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود
هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

هرکسی در شهر عاقل گشت، عاشق هم نشد
هرکسی در صحن عاشق گشت، عاقل می شود

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب
شاه با ترفیع در صحن تو سائل می شود

در حریمت شعر گفتن کار خود را می کند
شاطر عباس قمی هم، گاه دعبل می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سر گرفت
پس به جای مهر پیشانی من گل می شود

تا چهل شهر مجاور وسعت اکرام توست
پس من همسایه ات را نیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن
از حریمت دل بریدن باز مشکل می شود

 مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب
پنجشنبه 14 مرداد 1395 ساعت 11:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت

چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را

به نام فاطمه آورده است زینب را

 

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد

دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد

برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است

عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد

مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده

که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد

از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا

پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست

به مدح فاطمه ها بهتر از علی ها نیست

تویی تو فاطمه مدح تو نیز قرآن است

برادرت به حقیقت علی ایران است

مجید تال


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آنان که عاشقند به دنبال دلبرند هر جا که می روند تعلق نمی برند از آنچه که وبال ببینند خالی اند عشاق رو
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:47 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آنان که عاشقند به دنبال دلبرند
هر جا که می روند تعلق نمی برند
از آنچه که وبال ببینند خالی اند
عشاق روزگار سبکبال می پرند

پرواز می کنند به هر جا که جلوه ای است
گاهی ملائکند و گاهی کبوترند
دل را به دست هرکس و ناکس نمی دهند
دل داده قدیمی آل پیمبرند
آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده موسی بن جعفرند

ما عاشقیم شیعه زهرا و حیدریم
ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم
هر صبح با حسین شما در تکلمیم
ما شیعه ولایت مولا – نسب نسب
سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم
گاهی میان خنده خورشید گریه ایم
گاهی میان گریه زهرا تبسمیم
همسایه حریم تو همسایه خداست
پس صد هزار شکر که همسایه قمیم
آنقدر عاشقان و بزرگان و عالمان
دلداده تواند که ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات
هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو
ما ها نمی رسیم به شان مقام تو
خم می شود تمامی دنیا برابرت
ای احترام آل عبا احترام تو
باید هزار بار نشست و بلند شد
وقتی که می رسند بزرگان به نام تو
این شان توست حرمت توست احترام توست
گوید اگر “فداک ابوک” امام تو
آباد گشت قلب زمین زیر پای تو
آباد گشت مسجد دین با کلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است
یعنی تمام ملک زمین مال فاطمه است

تو آمدی که رحمت دنیای ما شوی
منجی تا قیامت کبرای ما شوی
ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده کن
پس واجب است این که مسیحای ما شوی
تو خانمی و جلوه بالای هر سری
اصلا عجیب نیست که آقای ما شوی
تو آمدی که با برکات نسیمی ات
روزی یا امام رضاهای ما شوی
اصلا قرار بود در ایران زمین ما
چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی
همشیره امام خراسان خوش آمدی

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست
گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست
بانو قسم به پنجره های ضریح تو
این آستانه ای است که باب الرضای ماست
روی در حریم تو زیبا نوشته اند
” اینجا حریم دختر پیغمبر خداست
اینجا به احترام قدم نه – که از شرف
گیسوی حور و بال ملک فرش زیر پاست
اینجا مس تو را به نگاهی طلا کنند
تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست”

اینجا مدینه دگر آل فاطمه است
اینجا دل شکسته به دنبال فاطمه است

علی اکبر لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


هر کس به احترام مقام تو خم نشد آقا نشد بزرگ نشد محترم نشد دل خسته بود و راهی این آستانه شد دل خسته بو
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:47 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر کس به احترام مقام تو خم نشد
آقا نشد بزرگ نشد محترم نشد

دل خسته بود و راهی این آستانه شد
دل خسته بود و راهی باغ ارم نشد

گفتند مرقدت حرم آل فاطمه است
با این حساب هیچ کسی بی حرم نشد

این حاجت من است الهی قلم شود
دستم اگر برای تو بانو قلم نشد

باز این چه لطفی است که در حق ما شده
ما شاعرت شدیم ولی محتشم نشد

می خواستم برای تو بهتر از این غزل
من را ببخش آنچه که می خواستم نشد

مجید تال


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تا دلم از نفس افتاد ، پناهم دادی به حرم برده ای و اذن نگاهم دادی صیغلی بر دل و این روی سیاهم دادی بعد
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:46 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تا دلم از نفس افتاد ، پناهم دادی
به حرم برده ای و اذن نگاهم دادی
صیغلی بر دل و این روی سیاهم دادی
بعد هم سوز دل و گریه و آهم دادی

 

السلام ای همه ی دار و ندار دل ما
حضرت نور ، نگاه تو همه حاصل ما

روبروی حرمت گرم تماشا بودم
غرق در خلسه و در عالم بالا بودم
محو رخسار ضریح تو معلا بودم
آه… انگار که در مرقد زهرا بودم

ما که مدیون تو و لطف خدایت هستیم
همه دلخوش به همین چند روایت هستیم:

“تا قیامت حرمت ، چون حرم فاطمه است”
زائرت شامل لطف و کرم فاطمه است
هرکه در جان و دلش درد و غم فاطمه است
پیش تو در حرم محترم فاطمه است

دست بر دامن تو ذکر توسل کردیم
حیف بی معرفتی شد که تعلل کردیم

هرکه مشتاق تو شد ، عقل به کف آورده
در بیابان ، حرمت “در” و “صدف” آورده
دیدنت حوریه ها بر سر صف آورده
شوق تو مرعشی از شهر نجف آورده

تو که هستی که همه محو کمالت هستند
مرجعیت همه محتاج وصالت هستند

زینب ثانی این طایفه هستی بانو
قفل این قلب مرا خوب شکستی بانو
آمدی در دل هر شیعه نشستی بانو
چشم بر کشور ایران تو نبستی بانو

آمدی تا به برادر برسی ، اما حیف…
تا به آن جسم مطهر برسی ، اما حیف…

مثل زینب غم دوری برادر دیدی
ناله و اشک و پریشانی مادر دیدی
مثل زینب جگر پاره ی خواهر دیدی
تو کجا پیکر صد پاره ی بی سر دیدی؟

تو غم یار کشیدی ، نه که غارت شده ای
نه که آماده ی دوران اسارت شده ای

پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


با نور خویش کرده خدا،جلوه گرتورا بخشیده از جلالت خود،زیب وفر تورا خاتون عالمی،که چنین خواست از ازل
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:46 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با نور خویش کرده خدا،جلوه گرتورا
بخشیده از جلالت خود،زیب وفر تورا
خاتون عالمی،که چنین خواست از ازل
با آفتاب عصمت خود،مفتخرتورا

معصومه ای(س)ودختر موسی ابن جعفری(ع)
چون جان گرفته،ضامن آهوبه بر تورا
نام تو هست فاطمه(س)ودرمدیح تو
فرموده اند بارها،فداها،پدر تورا
قدوسیان عالم بالانظر کنند
خانم به چشم فاطمه(س)پاتابه سر تورا
ای گل-که وقت شستن صورت، زسلسبیل
آرند آب،حوروپری-روی پر تورا
خورشید،سرزمشرق خاور نمیزند
در هاله ای زنور،نبیند اگرتورا
هرشب ستاره-دوروبرت چرخ میزند
نجوای ماه-مدح وثنا تاسحر تورا
محراب توست،قبلگه پرنیان صبح
درسجده اند زمزم وحِجروحَجر تورا
عِطرنجابت همهءیاسها،سِزاست
قربان کند خلیل،ذبیحی دگر تورا
وقتی به سِیرِعرش،قدم میزنی،به نور
همراه میشوند،هزاران قمر تورا
زیبَد شفاعت همه عالم،زِ مرحمت
در محشر،ای،ملیکهءوالا گُهرتورا
آئینه پوش نجمه(س)و-آنسوی باوری
کی؟میتوان شناخت،در این مختصر تورا
آری-کریمه ای ومرا-رد نمیکنی
دست تهی-شناخته ام اینقدر تورا
در حسرتِ دو دانه ءگندم،نشسته ام
سوگند می دهم،به غم چشم تر تورا
شوقِ وصال-ناقهءتو-کو به کو-کشید
درساوه کرد-دستِ قضا-خونجگر تورا
حاشا به قم -که در قدم دختر امام
گل ریختند-مردمش از بام ودر تورا
داغ وغم وفراق عزیزان-نکرده است
با ساربان وشمر وسنان،همسفر تورا
هرگز-سر برادر تو-روی نی نرفت
با کعب نی،کسی،نزده پای سرتورا
یک نامه ماند-در بَرِ تو-یادگارِ یار
هرگز نکرد پیرهنی-دربه در تورا

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


والشمس ضحها شب ما سحر آمد المنت لله که این غصه سرآمد صد چله گرفتیم که آخر خبرآمد از کعبه ی ما جلوه ی ت
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:46 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

والشمس ضحها شب ما سحر آمد
المنت لله که این غصه سرآمد
صد چله گرفتیم که آخر خبرآمد
از کعبه ی ما جلوه ی توحید درآمد

با آمدنش ناظم منظومه ی ما شد
تاج سر ما حضرت معصومه ی ماشد
ریحانه ی موساست!تجلی به زمین کرد
پس اهل زمین را همگی عرش نشین کرد
خود را بغل معدن فیروزه نگین کرد
چشمان پدر را چقدر فاطمه بین کرد
بانی شده این فاطمه معراج پدررا
جبرییل به پابوسی او ریخته پررا
دربین کریمان شده مشهور کریمه!
زهراست چه نزدیک و چه از دور کریمه
سجاده نشین دروسط طور کریمه
یا فاطر و یا فاطمه یا نور کریمه
این آرزوی ماست سلیمان شده باشیم
با چادر تو تازه مسلمان شده باشیم
ارثیه ی زهراست که پای تو ورم داشت
محراب به یک جلوه ی تو قامت خم داشت
بابودنت این قوم چه میخواست؟چه کم داشت؟
احساس عجیبی به شما قوم عجم داشت
درپای شما مردن ما عین حیات است
صحن تو برابر به تمام عتبات است
از آینه بندان حرم نور به ما خورد
در صحن تو بی بی سرما خوب هواخورد
درقم به مشام دل ما بوی رضا خورد
هرکس گذرش خورد به این میکده جا خورد
دیدند همه مرقد تو مرقد زهراست
بی بی بخدا گنبد تو گنبد زهراست
نومید رسیدیم که امید بگیریم
هرنیمه شب از ماه تو خورشید بگیریم
خوبست به امضای تو تایید بگیریم
یعنی که ازین خانه روادید بگیریم
بیمارترینیم شفارا بده بی بی
پس تذکره کرببلارا بده بی بی
درکشور شیعه سفرت امن و امان بود
هرکوچه زمان گذرت امن و امان بود
برروی شتر دوروبرت امن و امان بود
افتاد به هرجا نظرت امن و امان بود
چشمان کسی خیره به محمل نشد اصلا
سد گذرت جمع اراذل نشد اصلا
جز گل به سرت ازروی بامی نرسیدست
برمحمل تو چشم عوامی نرسیدست
پایت طرف بزم حرامی نرسیدست
راه تو به دروازه ی شامی نرسیدست
شلاق سراغ تن تو هیچ نیامد
آتش طرف دامن تو هیچ نیامد
اما به سر عمه بجز زخم ندیدند
قدیسه ی مارا سربازار کشیدند
با هلهله و خنده از او خطبه شنیدند
بند دل اورا ته گودال بریدند
قداره کشی آمد و سرزیر عبارفت
برنیزه ی اولاد زنا نورخدا رفت..

سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شدم از قبل، مست و شیداتر نیست از چشم من که دریاتر پیش شاهان مقام و مرتبه ى نوکری بوده است بالاتر بین
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:45 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شدم از قبل، مست و شیداتر
نیست از چشم من که دریاتر
پیش شاهان مقام و مرتبه ى
نوکری بوده است بالاتر

بین اسما هر دو دنیا از
فاطمه نیست با مسمّاتر

تکیه گاه همه است معصومه
جلوه ی فاطمه است معصومه

بین سجاده، ذکر من هرشب
بعد هر یا کریمه شد یارب
بنویسید آمده زهرا
بنویسید پشت هم زینب
مرجع هر سوال بی پاسخ
سند هر حدیث و هر مطلب

شأن او شأن کوثر است آری
دخت موسی بن جعفر است آری

سفره دار تمام مریم ها
بر تو بانو سلام مریم ها
تو کجا و وقار آسیّه
تو کجا و مقام مریم ها
حُکم شد تا کنیزیت بکنند
زندگی شد به کام مریم ها

مرغ یک بام و دو هوای توام
عاشق مشهد رضای توام

جلوه ی شام تا سحر از تو
بال از من، بگو بپر از تو
دوست دارم که زائرت باشم
بی قراری ز من، خبر از تو
چقدر در مسیر می گیرد
روزی خویش رهگذر از تو

بده این بار هم به من توشه
عرفه، یک غروب، شش گوشه

ای صفات شما ثبوتیّه
بزن از برگ یاس پوشیّه
پای بوست همیشه بوده ملک
دست بوست همیشه حوریّه
در کنار ضریح تو دارد
دل مردم هوای سوریّه

بُرد ما را کجا حواله ی تو
محضر عمّه ی سه ساله ی تو

در حرم مثل غالب مردم
دل من شد مسیر مشهد، قم
میکند راه عشق را پیدا
هرکه شد بین زائرانت گم
شده ام کفتر امام رضا
تا بریزی برای من گندم

گرچه ذکر رضارضا دارم
به سرم شور کربلا دارم

اشکت از پرده ی نقاب افتاد
کاروانت در التهاب افتاد
گریه کردی برای آن چشمی
که سر نیزه ها به آب افتاد
گریه کردی به کودکی که سرش
پیش چشم ترِ رباب افتاد

درد اگرچه به سینه ات میتاخت
تب روضه تو را ز پا انداخت

آخرین لحظه های پرزدنت
خوب شد کعب نی نخورد تنت
یا کسی بی هوا نیامده است
سمت انگشت یار بی کفنت
مثل زینب میان لشکر شام
ضربه هایی نخورده بر بدنت

آتش خیمه معبر تو نشد
معجر پاره بر سر تو نشد

شاعر؟؟؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح عنوان این حدیث که از صادق و رضاست بر دوستان آل علی مایۀ رجاست فرموده اند آن دو
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

عنوان این حدیث که از صادق و رضاست

بر  دوستان  آل  علی  مایۀ رجاست

فرموده اند آن دو امام  بزرگوار

ای شیعه شهر قم حرم اهلبیت ماست

 

ولی الله کلامی زنجانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت و شهادت شجر نور، نوبر آورده بحر توحید، گوهر آورده آسمان ولایت و عصمت به
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:41 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت و شهادت

 

شجر نور، نوبر آورده

بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت

بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش

صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام

یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی

بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله

زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد

که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام

عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده

آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش

بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر

صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را

با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور

که به معصومه آمده مشهور

عصمت داور است این دختر

گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب

بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او

بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟

از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف

تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر

سورۀ کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا

موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران

در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن

شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد

بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارۀ تن احمد

بضعۀ حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا

بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام

نقش گلبوسه دارد از سه امام

عصمت کبریاست معصومه

قبلۀ اولیاست معصوم

بضعۀ پاک موسی‌جعفر

جسم و جان رضاست معصومه

پای تا سر چو عمه‌اش زینب

دخت زهرانماست معصومه

همه خلقند زیر سایۀ او

آفتاب خداست معصومه

درّ تقوی و گوهر عصمت

یم حلم و حیاست معصومه

زخم دل را ز مرحمت مرهم

درد جان را دواست معصومه

بوی عطر بهشت در نفسش

همچو خیر النساست معصومه

این ندا سر دهند، قمّیون

روز محشر، کجاست معصومه

اهل قم خلق را پناه دهید

که پناه شماست معصومه

روضه‌اش جان فزاتر از کعبه

قبلۀ جان ماست معصومه

بین صحن طلا و آینه‌اش

جای سعی و صفاست معصومه

پایتخت حکومتش در قم

به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش

پدر و مادرم به قربانش

دخت موسی که طور دل حرمش

جان کند زندگی ز فیض دمش

چشم ما و غبار زائر او

دست ما و عنایت و کرمش

از صفّائیه‌اش، صفا خیزد

ارم ماست شارع ارمش

در خیابان آستانۀ او

لرزه افتد فرشته بر قدمش

جنب صحنین او بود رودی

که به هر قطره هست فیض یمش

سالها، روز و شب به فیضیّه

نور دانش دمیده از حرمش

من و مدح کریمۀ عترت؟

به خدا مدح عالم است کمش

هر که در قم زیارتش نکند

بوده بر جان خویشتن ستمش

همه چون اهل قم گدای وی‌اند

از عرب بر گرفته تا عجمش

هر که خاک او نکرد سجود

هست یکسان وجود با عدمش

نه عجب گر فرشتگان آیند

در پی خاکبوسی خدمش

تا بگیری مراد خویش ز وی

به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند

آنچه خواهی فزونترت بخشند

عرض حاجت به دخت موسی کن

هر چه خواهی از او تمنّا کن

دست خود زن گره به غرفۀ او

گره از کار عالمی وا کن

از نسیم درش ببر فیضی

بعد از آن معجز مسیحا کن

خیز برگِرد این مزار بگرد

کعبۀ روح را تماشا کن

تربت بی‌نشان فاطمه را

در دل این مزار زهرا کن

چون نگاهت به قبر او افتاد

گفتگو با مزار زهرا کن

با چراغ کریمۀ عترت

خویش را غرق در تجلّی کن

به مزارش بگیر دست دعا

در حریمش نماز برپا کن

عقدۀ دل به مهر او بگشا

دیده از اشک شوق دریا کن

حجّت بن الحسن در این حرم است

سیر ماه جمال مولا کن

ذرّه شو پیش آفتاب رخش

ناز بر مهر عالم آرا کن

دیدۀ دل در این حرم بگشا

سیر دیدار حقتعالی کن

بضعۀ پاک مرتضی اینجاست

خواهر حضرت رضا اینجاست

ای قم از مقدمت بهشت برین

حرمت رشک باغ علیّین

دختر دین و خواهر قرآن

جان طاها، سلالۀ یاسین

قهر تو نار و مهر تو جنت

بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین

بندۀ آسمان تو غلمان

خادم درگه تو حورالعین

خاکبوس تو فوج فوج ملک

پرده دار تو جبرئیل امین

دانه چین تو طایران سما

سائلان تو ساکنان زمین

خلعت عصمتت برازنده

نام معصومه حق توست یقین

با ولایت سبک روم ز صراط

گرچه بارم بسی بود سنگین

تو و زهرا و عمه‌ات زینب

آفتاب و مه و ستارۀ دین

نه عجب گر به احترام، پدر

بوسدت همچنان کتاب مبین

گاه رفتم سزد جواد و رضات

آن بود در یسار و این به یمین

حبّ من، بغض من، برای شماست

دین همین است نیست نیست جز این

دین من حبّ دوستان شماست

مذهبم بغض دشمنان شماست

ای تو در دل، مزار تو در قم

وی حریم تو قبلۀ مردم

قرص نانی ز مطبخت خورشید

دانه‌های کبوترت انجم

باغ خلقت ز عطر تو خرم

ملک هستی به بحر جودت گم

تا تو از نسل او ظهور کنی

میل حوّا کشید بر گندم

هم تو آباء سبعه را بانو

هم تو بر امّهات اربعه، امّ

گریه و عجز و ناله، عادتنا

عفو و جود کرم، سجّیتکم

از حریم تو می‌رسد شب و روز

نور بر هشت خلد و نه طارم

نه عجب گر کند به مدح تو صدق

هل اتی، قدر، یذهب عنکم

میوۀ قلب موسی جعفر

مونس جان حجت هشتم

ای مه رخت از مدینه بربستی

اینکه از ساوه آمدی در قم

بود آیینۀ دلت را نقش

از کلام خوش امام ششم

که تجلّی گه قیام، قم است

حرم یازده امام، قم است

ای تجلّی گه خدا دل تو

گل توحید رُسته از گل تو

نخل طوبای موسی جعفر

علم و فضل و کمال حاصل تو

همه اسرار این جهان وجود

مثل آیینه در مقابل تو 

نه همین اهل قم گدای تواَند

که همه عالمند سائل تو

بوده از کودکی عیان به همه

علم تو، فقه تو، مسائل تو

وحی منزل نزول یافت به قم

شد چو آن خاک پاک منزل تو

علمای بزرگ فقه و اصول

همه زانو زده به محفل تو

اهل قم سر بر آسمان بردند

به عنایات و لطف کامل تو

شهر قم کوچه کوچه از در و بام

غرق گل شد به خاطر دل تو

گل چه باشد قسم به حق خدا

جان ما هم نبود قابل تو

سر و پای برهنه، جان بر کف

اشعریّون به گرد محمل تو

دوستان را چراغ دل روشن

کور شد چشم خصم غافل تو

با ورود تو در مدینۀ قم

تافت نور خدا به سینۀ قم

رفت از قم به بانگ قم شیطان

تا تو باشی چراغ محفل آن

قم مدینه شد و تو فاطمه‌اش

خانه‌ات بیت قادر منّان

خاک قم گشته بود کحل بصر

سنگ آن درّ و گوهر و مرجان

بیت موسی بن خزرج از تو گرفت

آبرو همچو روضۀ رضوان

مادرت آنچه در مدینه کشید

همه را کرد شهر قم جبران

گر عدو سوخت بیت زهرا را

شد درِ خانۀ تو گلباران

هفده روز بیشتر نگذشت

مرغ جانت پرید سوی جنان

داغ زهرا دوباره شد تازه

تا تو جان دادی ای فدایت جان

دل ز غم گشت خون و خون شد اشک

ریخت زینب دو دیده‌ات گریان

همه عمر شریف تو بگذشت

با غم و درد و گریه و هجران

سالها می‌گریستی که به ظلم،

پدرت بود گوشۀ زندان

سالها در غم برادر بود

همچو زینب دو دیده‌ات گریان

داشتی درد و رنج و غم، دائم

دیدی از کودکی ستم، دائم

اهل قم سوخت پای تا سرشان

در غم بضعۀ پیمبرشان

خون دل در وجودشان جوشید

اشک، جاری ز دیدۀ ترشان

اشعریّون به گرد تابوتت

دست غم می‌زدند بر سرشان

گویی از ماتم تو جان همه

شد به سختی جدا ز پیکرشان

ارتحال تو در بهار شباب

مردم قم نبود باورشان

صبح روز عزای تو گردید

تیره‌تر از غروب محشرشان

خاک گل شد ز اشک مردم قم

بر، گل در بهار پرپرشان

گویی از دست رفته بود همه

پدر و مادر و برادرشان

چشم مردان ز اشک خونین سرخ

همه زنها سیاه معجرشان

همه یاقوت اشک باریدند

شد نهان تا به خاک گوهرشان

روز دفن جنازه‌ات، سادات

گریه کردند بهر مادرشان

داغ بابت نرفته بود از یاد

ماند بر سینه داغ دیگرشان

گر چه جانت ز غم رسید به لب

بدنت، روز دفن گشت، نه شب

بی تو طوطیّ جان ترانه نداشت

دانه جز اشک دانه دانه نداشت

دل نورانی تو در همه عمر

جز غم و غصّۀ زمانه نداشت

پدرت در خزانه بعد رضا

چون تو دردانه‌ای یگانه نداشت

داشت غیر از تو دختران دگر

مثل تو دختری به خانه نداشت

غم هجران تو را به هر سو برد

همچو مرغی که آشیانه نداشت

مثل تو، ای کشیده کوه فراق

هیچکس بار غم به شانه نداشت

جغد غم، ای بهشت خوبیها

به جز از سینۀ تو لانه نداشت

وای در روز حشر بر چشمی

کز غمت خون دل روانه نداشت

گر چه در موج غصّه جان دادی

بدنت جای تازیانه نداشت

حرم تو نشان شهر قم است

حرم مادرت نشانه نداشت

آتش خانه‌اش بدان وسعت

چون شرار دلش زبانه نداشت

آنکه سیلی به روی زهرا زد

غیر بغض علی بهانه نداشت

می‌سزد خون چکد ز دیدۀ تو

در غم مادر شهیدۀ تو

اهل قم، سرفراز و مفتخرند

پیرو عترت پیامبرند

اهل قم، گر ز جان خود گذرند

از شما خاندان نمی‌گذرند

اهل قم، در کلاس مکتب عشق

از همه خلق سرفرازترند

اهل قم، در حمایت از عترت

همه همدست و یار یکدگرند

اهل قم، در ریاض مهر علی

همگان برگهای یک شجرند

اهل قم، روز میهمانداری

میهمان را چو جان خود شمرند

اهل قم، کی چو اهل شام به ظلم

میهمان را سوی خرابه برند

اهل قم، کی چو کوفه مهمان را

با لب تشنه سر ز تن ببرند

اهل قم، گر یتیم را بینند

تا ابد اشک ریز و نوحه گرند

اهل قم، فخر عالمند همه

شعلۀ شعر «میثمند» همه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت روزی طبع مرا باز کرامت کرده آنکه همواره به این سینه عنایت کرده از خودش دم زده
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:39 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

روزی طبع مرا باز کرامت کرده

آنکه همواره به این سینه عنایت کرده

از خودش دم زده در شعر قیامت کرده

باز هم از کرم فاطمۀ معصومه

دل من شد حرم فاطمۀ معصومه

چقدر شهر قم امروز مسافر دارد

چقدر کوچه به سمت حرم عابر دارد

وه که اینجا چقدر فاطمه زائر دارد

حرم مادر سادات همین است اینجا

قم نگو، بلکه بگو شهر مدینه است اینجا

باز هم نور بهشتی خدا تابیده

خاتم از سدرۀ حق کوثر دیگر چیده

این گلابی که خدا بر سر ما پاشیده

عطرش از باغ وجود گل حورا آمد

ید بیضاست که در خانۀ موسا آمد

دختر صوم و دعا، حضرت معصومه سلام

خواهر صبر و رضا، حضرت معصومه سلام

عمه ی جود و عطا، حضرت معصومه سلام

ای کریمه سند حوزه و دین هستی تو

بخدا شافعۀ اهل زمین هستی تو

با تو ثابت شده دیدار رضا قیمتی است

یک نظر بر گل رخسار رضا قیمتی است

بذل جان در سر بازار رضا قیمتی است

هر چه دارم همه از آل محمد دارم

شکر، در کشور ایران قم و مشهد دارم

به دلم آینه بندان حرم شوکت داد

ای کریمه کرمت بود به ما بهجت داد

قم ز لطف تو به ایران چقدر عزت داد

تا در ایران علم نهضت روح الله است

دست کفار به سمت حرمت کوتاه است

ای که تو عمه سادات شدی چون زینب

باعث فخر و مباهات شدی چون زینب

یک تنه فاطمه مرآت شدی چون زینب

کاش زینب حرمش چون تو در این میهن بود

نزد ما گنبدش از هر خطری ایمن بود

عمه ات زینب کبری چقدر غم دیده

بی برادر که شده از همگان رنجیده

دشمنش وقت اسارت به غمش خندیده

جای دارد که بمیرند تمام عالم

دختر فاطمه و هلهله ی نامحرم

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح قسمْ به صبح دل انگیز این حرم، بانو جهانِ ماست بدون تو چون عدم، بانو هزار و یك در
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:38 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

قسمْ به صبح دل انگیز این حرم، بانو

جهانِ ماست بدون تو چون عدم، بانو

هزار و یك در رحمت به روی ما وا شد

چو آمدیم به صحن تو صبحدم، بانو

نمی شدیم جدا از حریم تان، حتّیٰ

نداشتیم اگر داغ و درد و غم، بانو

از آستان ملك پاسبان تان، عُمری ست

ندیده ایم بِوالله، جُز كرم، بانو

نفس نفس زدن ماست وقف نوكری ات

چرا كه فرصت عُمْر است مُغتـنم، بانو

اگرچه خاك كف پات نیستیم، امّا

غبار راه تو هستیــم دست كم، بانو

دُرُست، بهره ای از شاعری نبردم من

ولی به عشق شما می زنم قلم، بانو

درون پوست خود از شعف نمی گُنجم

همین كه دور و برت می زنم قدم، بانو

یكی دو تا كه نه، اینجا هزارها سائل

شدند یك شبه نزدِ تو مُحتشم، بانو

امام زاده ی بی مثلِ واجبُ التَّعظیم

به محضر تو فلك گشته است خَم، بانو

چو میرزای قمی و چونان بروجردی

مجاوران تو هستند محترم، بانو

مُدام در ره اثباتِ جُرم می كوشد

كسی كه شد به ولای تو مُتّهم، بانو

به راه روزی خود گرچه لنگ هم بزنیم

نمی خوریم به اسم شما قسم، بانو

رواست این كه بخوانیم زینبت وقتی

دو خواهرید، ز هر حیث مثل هم، بانو

 

محمد قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح معصومه یی کریمۀ والای اهلبیت گنجینۀ ولایت کبرای اهلبیت اخت الرّضا و دختر موسی
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:38 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

معصومه یی کریمۀ والای اهلبیت

گنجینۀ ولایت  کبرای اهلبیت

اخت الرّضا و دختر موسی بن جعفری

قبرت به قم نشان تجلای اهلبیت

 

ولی الله کلامی زنجانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح بانو همیشه خیر شما میرسد به ما از تو چقدر بوی رضا میرسد به ما شاعرشدم که دعبل در
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

بانو همیشه خیر شما میرسد به ما

از تو چقدر بوی رضا میرسد به ما

شاعرشدم که دعبل دربارتان شوم

هرچه نمیرسد،که  عبا میرسد به ما

این شور هیئتی جوانان شهرمان

از آب شور شهر شما میرسد به ما

وقتی مزار حضرت زهرا مزار توست

بوی بهشت هم زِ دوجا میرسد به ما

از لطف بیکرانه ی تو جمکرانی ام

از هرسه شنبه حس دعا میرسد به ما

بانو جواب پرسش من را خودت بده

آیا برات کرببلا میرسد به ما؟

 

سجاد خودسیانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت چیست جان، جان نثار معصومه چیست گل، از تبار معصومه صلوات و سلام آل رسول هدیۀ م
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

چیست جان، جان نثار معصومه

چیست گل، از تبار معصومه

صلوات و سلام آل رسول

هدیۀ ما نثار معصومه

با کریمه کرامت احیا شد

دست تقدیر یار معصومه

ماه ذیقعده هدیۀ زهراست

ابر رحمت بهار معصومه

دهۀ پر کرامت رضوی

نمی از اعتبار معصومه

مظهر اقتدار و قدرت کیست

قدرت آشکار معصومه

أمة الله بعد فاطمه اوست

بندگی افتخار معصومه

سالها بیقرار و بیتابش

پدر بیقرار معصومه

ماهها بود که امام رضا

میکشید انتظار معصومه

زینب دوم بنی هاشم

خالقش رازدار معصومه

نوری از فاطمه درخشید و

شد سراسر دیار معصومه

خلأ بارگاه زهرایی

پر شود با مزار معصومه

زندگی در کنار سلطانش

بهترین روزگار معصومه

باب حصن حصین سرمد اوست

تا به قم امتداد مشهد اوست

سحر آنشب عشق دیگر داشت

خلقت آنروز دست برتر داشت

طالع فجر و دختر خورشید

آسمانها چقدر اختر داشت

فرش با عرش گفتگو میکرد

کیست چون من که تاج، بر سر داشت

کیست این بانوی مجلله که...

مقدم او صفای دیگر داشت

با تبسم امام کاظم گفت:

همچو معصومه ام که دختر داشت

خندۀ او دل پدر را برد

دیده سوی رضا مکرر داشت

چهره، گویای همتی والا

وجهه اش ، وجهۀ پیمبر داشت

از همان ابتدا که دیده گشود

هیبت و اقتدار حیدر داشت

فاطمی خلق و فاطمی سیرت

نور زهرا و عطر کوثر داشت

بانویی مثل زینب کبری

دل محزون و دیدۀ تر داشت

روز اول که دیده اش وا شد

همچو زینب غم برادر داشت

دور تا دور از برادرها

گل ستانی پر از صنوبر داشت

همه را مرد راه مولا ساخت

نیتی تا قیام رهبر داشت

غربت حضرت رضا را دید

یاری اش کرد و کربلا را دید

کلماتش تمام، وحیانی

حرکاتش تمام، قرآنی

نام نیکش محدثه، یعنی:

با مسمی ترین سخندانی

عالمه بودن و مطیع امام

این همان معنی مسلمانی

پدرش گفت:جان بقربانت

که همه فقه را تو می دانی

مجتهد پرور و مجاهد ساز

داده در راه دوست قربانی

دورۀ اختناق عباسی

خفقان را شکست، طوفانی

او که دیده امام در تبعید

او که دیده امام زندانی

نهضتی با برادرانش کرد

در ره دلبر خراسانی

اولین کربلای ایران را

او رقم زد برای ایرانی

چون صدای قیام او پیچید

متحد شد سپاه ایمانی

گر چه هجده برادر از کف داد

و خودش کشته شد به آسانی

همچو زینب نشد اسیر اما

همچو زینب ندید مهمانی

شام تا کوفه تازیانه نخورد

سنگ و سیلی نخورد هر آنی

قم از او یافت چونکه خوشنامی

هدیه شد انقلاب اسلامی

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت از خاک در عشق تیمم گیرید در دست گلی غرق تبسم گیرید از یمن قدوم حضرت معصومه عی
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:36 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

از خاک در عشق تیمم گیرید

در دست گلی غرق تبسم گیرید

از یمن قدوم حضرت معصومه

عیدی زکف امام هشتم گیرید

 

سید هاشم وفائی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت ای روزهای تار ای شب های دور از ماه ای بیقراری های دائم با دلم همراه ای بغض های
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:36 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

ای روزهای تار ای شب های دور از ماه

ای بیقراری های دائم با دلم همراه

ای بغض هایی که می آیید از سفر ناگاه

باری اگر شوق سفر دارید بسم الله

ای بغض های بیقرار روز و شب هایم

من نیز مانند شما دلتنگ زهرایم

هرچند گریانم تبسم میکنم امشب

بی تاب رو بر جانب قم میکنم امشب

در کوچه هایش خویش را گم میکنم امشب

انگار با زهرا تکلم میکنم امشب

در قاب عکسی خالی از قبری که ناپیداست

با قم نمایی دیگر از آن آشنا پیداست

ای آشنای بیقراری های این مردم

با تو رسیده تا مدینه پای این مردم

رنگ حقیقت یافته رویای این مردم

یا فاطمه یا حضرت زهرای این مردم

ای حامی امروز من فردا مرا دریاب

یا فاطمه در حشر چون دنیا مرا دریاب

اما جدا کن شاعر از غم حال دفتر را

بشنو صدای خنده ی موسی بن جعفر را

دریاب شور اشک های شوق مادر را

حالا بیا و ثبت کن ذوق برادر را

معصومه خانم چشم تا وا میکند امشب

دیده به رخسار رضا وا میکند امشب

آن شب مدینه شاهد زهرای دیگر شد

پیچید یاس و باز هم عالم معطر شد

شأن نزولش آیه های سبز کوثر شد

امروز در تقویم شیعه روز دختر شد

بانوی عالم حفظ کن دنیا و دینم را

دریاب خانم دختران سرزمینم را

در خاک مرده بذرهای علم می کاری

فیض حضورت در تمام حوزه ها جاری

در سایه ات دفن اند عالم های بسیاری

گلپایگانی ، حائری ، علامه ، خوانساری

شاگردهای مکتب ات استاد افلاک اند

صدها چو بهجت در جوار تربتت خاک اند

آه ای کریمه ای ملیکه عمه ی سادات

با کوله باری آمدم لبریز از حاجات

با دست خالی آمدن از پیش تو هیهات

پس باز قسمت کن که مثل اغلب اوقات

تا که به زودی زائر صحن رضا باشم

آقا بخواهد اربعین را کربلا باشم

 

محمد بیابانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-ولادت یزدان به بشر آینـه ای انور داد یک عالِمــه و کریمــۀ دیگـر داد امروز خدا به د
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:34 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-ولادت

 

یزدان به بشر آینـه ای انور داد

یک عالِمــه و کریمــۀ دیگـر داد

امروز خدا به دست جبریل امین

یک دستۀ گل به موسی جعفر داد

 

سید هاشم وفائی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح در شان و مقام، به که دختر باشد معصومه شده است تا که خواهر باشد مانده است به مشهد
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:34 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

در شان و مقام، به که دختر باشد

معصومه شده است تا که خواهر باشد

مانده است به مشهد برود یا شیراز

قم ماند که بین دو برادر باشد

***

مانند کبوتری که بالش خسته است

بیمار شده است و از پریدن خسته است

تا قم به هزار زحمت آمد از بس

خواهر به برادران خود وابسته است

***

یک روز عجیب محترم خواهم شد

محبوب ترین خاک عجم خواهم شد

معصومه به قم اگر نگاهم بکند

من کاشی سر در حرم خواهم شد

 

محسن ناصحی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت معصومه(س)-مدح ساقی امشب غزلی ناب در این خُم دارد جاده ‌ی عشق تمایل به سوی قم دارد حسرت از سینه
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 10:32 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

ساقی امشب غزلی ناب در این خُم دارد

جاده ‌ی عشق تمایل به سوی قم دارد

حسرت از سینه‌ ی لبریز غمم رفت و کنون

شوق در خاطر بی تاب ، ترنم دارد

بال سجاده‌ ی دل رخصت پروازش را

از غبار حرم قبله‌ ی هفتم دارد

بغض های گلویم پیش شما ای بانو

با لب گریه ام اظهار تکلم دارد

بی نگاه کرمت همت ما بی اثر است

قطره‌ ی دور ز دریا چه تلاطم دارد ؟

آب شور حرمت را بچشد گر زخمی

تا قیامت لب او میل تبسم دارد

از شما غیر شما هر چه بخواهم ضرر است

لب دریا چه کسی قصد تیمم دارد ؟

در صلاتین سر ظهر حرم می بینم

لذت بیشتری رکعت هشتم دارد

 

سید محمد مظلومان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عمری غُبارِ حضرتِ معصومه ایم ما تا در جوارِ حضرتِ معصومه ایم ما هرچند بارِ حضرتِ معصومه ایم ما در سا
دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 17:20 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عمری غُبارِ حضرتِ معصومه ایم ما
تا در جوارِ حضرتِ معصومه ایم ما
هرچند بارِ حضرتِ معصومه ایم ما
در سایه سارِ حضرتِ معصومه ایم ما
اهلِ دیارِ حضرتِ معصومه ایم ما

ای آرزویِ پنجره فولاد آمدیم
ای قبله گاهِ طاقِ گوهرشاد آمدیم
بر خاک بوسه داده و بر باد آمدیم
بابُ الجَواد حاجتِ ما داد آمدیم
حالا کنارِ حضرتِ معصومه ایم ما

تا نور میدَمی به تمامِ چراغها
رَد میشویم مثل نسیم از رواقها
معراج میرویم به دوش بُراقها
فریاد میشویم از این اشتیاقها
دل بی قرارِ حضرتِ معصومه ایم ما

ما را که عُمرِ نوح دَمی نیست پیشِ تو
ما گَشته ایم هیچ غَمی نیست پیشِ تو
شاه و گدا زیر و بَمی نیست پیشِ تو
یادِ بهشت جُرمِ کَمی نیست پیشِ تو
مَحوِ بهارِ حضرتِ معصومه ایم ما

روحُ الاَمین که حاجِبِ دولتسَرایِ توست
از خادمانِ کعبه یِ دارالشفایِ توست
تو کیستی که صحنِ رضا در هوایِ توست
ایوان طلا هواییِ گنبد طلایِ توست
شُکرَش دُچارِ حضرت معصومه ایم ما

با لطفِ مادرانه ات اِحیا شدیم شُکر
بِرکه نَه ، رود نَه ، دریا شدیم شُکر
مولا نگاه کرده و آقا شدیم شُکر
ذُریه های حضرت زهرا شُدیم شُکر
ایل و تبارِ حضرتِ معصومه ایم ما

بانو ! اگر چه پیش تو خِشتِ مُحَقَریم
از خِشتهایِ خانه یِ موسی بنِ جعفَریم
عُمریست از کنارِ شما لُقمه میبَریم
از صحنِ جامع آمده ایم و کبوتریم
سُجده گذارِ حضرتِ معصومه ایم ما

ما را نشان گرفت اگرچه مَلالِ غَم
هر چند پُر شده همه جا قیل و قالِ غَم
ما را گِره زدند به پرهایِ بالِ غَم
ما را گِره زدند ولی بی خیالِ غَم
تا خاکسارِ حضرتِ معصومه ایم ما

تا سر سپرده ی عَلَم زینبیه ایم
سر میدهیم و مَردِ غَمِ زینبیه ایم
ما از غبارِ محترمِ زینبیه ایم
ما کُشته مُرده یِ حرمِ زینبیه ایم
چون ذوالفقارِ حضرتِ معصومه ایم ما

 


حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 10


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان