close
مجتمع فنی تهران
اشعار مهدوی عج
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
دلتنگ روی ماه تو هستیم، ماه ما
پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت 0:54 | بازدید : 6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )



امام_زمان_عج_مناجات
مرضیه_نعیم_امینی

دلتنگ روی ماه تو هستیم، ماه ما
چشمان خیس وقت سحرها گواه ما

معلوم می شود که دلت را شکسته ایم
از بس که بی اثر شده این سوز آه ما

نگذشته ایم محض رضای تو از گناه
بگذر عزیز فاطمه از اشتباه ما

یارانتان که سیصد و اندی نشد، ببخش
محبوس شد میان معاصی سپاه ما

در زیر نور ماه، کجا خیمه می زنی ؟
تنها پناه عالمیان...تکیه گاه ما

بیچاره آن که مثل شما اهل گریه نیست
حال بکا و روضه و غم شد سلاح ما

یک قطره اشک در غم جدّ تو کوه ساخت
از این عبادت کم و هم قدِّ کاه ما

دلخوش به روضه های عموییم تا مگر
بر روی دلربای تو افتد نگاه ما

میگفت دختری که شرر داشت دامنش
نا امن شد پس از تو عمو خیمه گاه ما


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آمدم اینجا گدایی بازهم در میزنم
پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت 0:53 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


آمدم اینجا گدایی بازهم در میزنم
گر به رویم در ببندی بار دیگر میزنم

حق دهم آقا به تو تا که مرا نشناسی ام
چند وقتی میشود کمتر به تو سر میزنم

کوله بارم پر شده از معصیت شرمنده ام
با گناه بی حدم سیلی به دلبر میزنم

التماست میکنم این روسیاهت را ببخش
دارم آقا ناله با این حال مضطر میزنم

با دعای مادرم آخر نجاتم میدهی
من همیشه بوسه بر پاهای مادر میزنم

جان زهرا این دلم را زیر و رو کن خسته ام
بین روضه من صدایت هی مکرر میزنم

تا که گفتم یا حسین این اشک من جاری شده
در هوای یک زیارت تا حرم پر میزنم

کربلا را تا ببینم مثل عمه زینبم
از حرم تا قتلگاه برسینه و سر میزنم

آخر کار حسین است شمر گفته به صنان
خنجرم را میبرم بر روی حنجر میزنم

نانجیب دیگری گفته که من هم میروم
تازیانه بر روی بازوی دختر میزنم

 

روح الله پیدایی


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 5


به درد عشق تو هر کس که مبتلا نشود
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 13:3 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به درد عشق تو هر کس که مبتلا نشود
میان جرگه  اهل بهشت، جا نشود

قسم به لحظه افطار و ربنای سحر
که دست عالمی از دامنت رها نشود

چه لحظه های دعایی که از خدا خواهم
به جز به روی تو این دیده هام وا نشود

برای دیدن تو صبح و شب دعا کردم
(خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود )

تمام عالم تکوین نشسته بر راهت
بیا که بی تو شبم صبح با صفا نشود

رسیده ماه ضیافت کجاست مولایم؟!
بدون صاحب سفره که سفره وا نشود!؟

خودت برای ظهورت دعا کن ای مظلوم!
دعای همچو منی بهر تو دعا نشود

بدون آمدنت هیچ چیز این عالم
تسلی دل مقتول کربلا نشود


سید مرتضی_موسوی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


دلگیرم از شهری که مسکین را نمیفهمد
شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت 13:31 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دلگیرم از شهری که مسکین را نمیفهمد
شهری که درد شعر پروین را نمیفهمد!
شهری که صورت های غمگین را نمیفهمد
شهری که ((لااکراه فی الدین)) را نمیفهمد
 
وقتی دلم میگیرد از نامهربانی ها
وقتی دلم پر میشود از بد گمانی ها
 
حس میکنم باید غریب و بی نشان باشم
انگار میخواهد دلم در جمکران باشم
من دوست دارم هم رکاب آسمان باشم
میترسم از اینکه شبیه کوفیان باشم
 
بدکرده ام با خود ، خودم هم خوب میدانم
ای آسمان بیکران مشتاق بارانم
 
از کوله بار لطف تو اعجاز میخواهم
آقا ، دلی چون لحظه ی آغاز میخواهم
دیگربریدم مهربان ، همراز میخواهم
ای آسمان بیکران پرواز میخواهم
 
یارت نبودم سالها اما تو یارم باش
من شانه ای مردانه میخواهم...   کنارم باش
 
از این جماعت از تمام شهر بیزارم
آقا غریب و خسته ام تنها تورا دارم
آقا پشیمانم من از رفتار و کردارم
آری پشیمانم برای چندمین بارم
 
پیمان شکستم بارها اما گذر کردی
حال من بیچاره را آشفته تر کردی
 
دلگیری از نامردی این مردم گمراه
با استخوانی در گلو سر میکنی در چاه
تنها تو از من خواستی یک قلب خاطر خواه
سهم من از تو آسمان ، سهم تو از من آه
 
دلخسته ای از جمعه های بی ثمر بودن
دلخسته ای از سالها بی همسفر بودن
 
در سهله یا در جمکران تنهای تنهایی
در اوج تنهایی به فکر غربت مایی
آقا شنیدم بارها وقتی که می آیی
حس میکنم دیدم تو را یک روز در جایی!
 
با اینکه از من ، از من بیچاره دلسردی
من خوب میدانم که روزی باز میگردی
 
روزی کبوتر میشوم در آسمان تو
پرمیزنم در آسمان بیکران تو
غرق محبت میشود دنیا زمان تو
شمشیر تو یعنی دو چشم مهربان تو
 
روزی جهانی میشود مجذوب نور تو
روزی خبرها میشود شرح ظهور تو...
.
.
محسن_کاویانی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


ناله ی مجنون ز دوریت به پاست
شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت 13:30 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ناله ی مجنون ز دوریت به پاست
این غم بی انتها بر تو بناست
هر شب جمعه دلت در کربلاست
هر شب جمعه دلم پیش شماست
با تب هجران، بنای ما نواست
****
نور تو آخر به راهم میرسد
روز خوش بر جای ماتم می رسد
یک نفر بر داد عالم می رسد
اختتام فصل مبهم می رسد
صبح روشن پیش گام تو رواست
****
پرچم فتحت به نام مادر است
شبنم اشکی برایت گوهر است
در سحر،عهدم دعای دلبر است
ذکر لبهایت حسین و حیدر است
دولتت پایان عزلت های ماست
****
نغمه قرآنی ات ایمان من
چشمه رحمانی ات غفران من
یابن زهرا گفتنم عرفان من
خاطر مثل گلت درمان من
حالت چشمت به هر دردی دواست
****
منتقم بر خون آقا می شوی
بر عطشهایم تو دریا می شوی
روضه ی ما را تو معنا می شوی
زائر سقاتو با ما میشوی؟
کربلا رفتن به همراهت صفاست

علی احمدیان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


وقف غریبی تو نشد گریه های ما
شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت 13:30 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا صاحب الزمان (عج)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقف غریبی تو نشد گریه های ما
ما بیخیال و گریه تو کردی برای ما

اینجا هوا بدون تو خیلی گرفته است
بوی خزان گرفته دگر این هوای ما

هرجمعه ندبه ندبه و آخر نیامدی
بی حاصل است گریه ی ما و دعای ما

این جمعه هم بدون تو سر شد نیامدی
توأم شده ست غصه به بغض صدای ما

چشمی بده که گریه برای شما کند
این چشم ها که سود ندارد برای ما

گریه به حال زار من بی نوا نکن
وقف غریبی تو نشد گریه های ما
ـ ـ

 

مهدی_فرهادی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


به کام خلق نشاطی که میدهد رطبش
شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت 13:29 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح_ولادت_حضرت_صاحب_الزمان_عج


به کام خلق نشاطی که میدهد رطبش
هزار سال دگر هم نمی رود طربش

طبابتی ست برای طبیب ما که هنوز
نرفته هیچ مریضی به جانب مطبش

ز فیض ریخته دستش چو عمر،کوتاه است
کسی که نیست بلند آه آه نیمه شبش

من انتقام دلم را ز هجر میگیرم
شبی که لب بگذارم برآستان لبش

اگر نسوخت دلم پا به پای او هر شب
خودم به دست خودم صبح میکنم ادبش

برای من سحر وصل عید قربان است
شب وصال نمردم اگر یکی طلبش

به خیل گوشه نشینان فراق را دادند
همیشه خیر ببیند مسببش ، سببش

به وقت بردن نامش به سجده می افتم
نگار ما به خداوند میرسد نسبش

دلش به ما عجمی زادگان بود مایل
اگرچه دلبر ما را نوشته اند عربش

خدا کند که تقرب از آنطرف باشد
به جای صد قدمم راضی ام به یک وجبش

" ز بخت خفته ملولم ، بود که بیداری ... "
دعا کند همه را باز در نماز شبش


علی_اکبر_لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


يوسف گمگشته باز آيد ، اگر ثابت شود
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:42 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

يا صاحب الزمان (عج)

يوسف گمگشته باز آيد ، اگر ثابت شود

در فراقش مثل يعقوبيم و حسرت ميخوريم ...

حامدفروغي


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


خسته ام از جمعه ها ، اين جمعه هاي انتظار
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:42 | بازدید : 43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاابن الحسن ع

خسته ام از جمعه ها ، اين جمعه هاي انتظار

جمعه ها را دوست دارم ، با حضورت اي بهار ...

 

حامد فروغی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 16


مرا خیال وصالش کشیده در ندبه
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:44 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مرا خیال وصالش کشیده در ندبه
دوباره وقت قرارم رسیده در ندبه

کشیده روی سرم دست مهربانش را
همین که قطره ی اشکی چکیده در ندبه

میان زمزمه ی عاشقان یقین دارم
صدای ندبه ی من را شنیده در ندبه

به کار من که نمی آید این دو چشمی که
جمال صاحب خود را ندیده در ندبه

رسیده ام به فرازی که این دل تنگم
به سمت کرب و بلا پر کشیده در ندبه

سلام حضرت ارباب، گفتم و دیدم
که این گدای درش را خریده در ندبه


علی_علی_بیگی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خیال میکنم هربار روی ماهت را
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:43 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجات امام زمان (ارواحنا فداه)


خیال میکنم هربار روی ماهت را
نگیر از سر ما گوشه ی نگاهت را

زمان گذشت عزیزم ، تو را به مادرتان
بیا و جور کن این لشکر و سپاهت را

تمام ترسم از این است با گناه خودم
درآورم ز "نهادت" دوباره "آهت" را

قبول کن که نیایی ز دست رفته دلم
خودت درست کن این عبد رو سیاهت را

مرا ببخش ، برایت نکرده ام کاری
ببخش ، بسته گناهم همیشه راهت را



پوریا_باقری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


از فضل تو به جود تو، هستم فراری
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 4:49 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا صاحب الزمان (عج)

 

از فضل تو به جود تو، هستم فراری

امکان ندارد که شوم از فقر، عاری

 


من را تحمل کن اگر چه دست تقدیر

گاهی اذیت میکند گل را به خاری

 

روزی تو خواهی آمد اما بی شک آن روز

از من نخواهد ماند جز سنگ مزاری



ماندم بگریم یا بخندم از سر شوق

هر صبح جمعه میکنم با خنده ، زاری

 

خالق نشاند عاقبت یک صبح جمعه

بر دامنت ای دوست، ما را چون غباری

 

با اشک، چشمم باید از کاسه درآید

تا شام ، ما را هست با این دیده ، کاری

 

 

جعفر ابوالفتحی


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


لباس نو شد و افکارمان جدید نشد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:26 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

لباس نو شد و افکارمان جدید نشد
درونمان که نشد نو٬ جهان جدید نشد

زمان جدید شد اما نگاه ما مردم
دریغ و درد به صاحب زمان جدید نشد

کدام جمعه می آید هزار سال شد و
سوال آخرِ این امتحان جدید نشد

از این طرف نظر دوستان جدید شد و
از آن طرف نظر دشمنان جدید نشد

ببین که قطره به قطره جدید شد در خویش
اگرچه ظاهر آب روان جدید نشد

برای این سگ اهلی خانه ی ارباب
طریق خواستن استخوان جدید نشد

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


أيُّهَا المُنتظَر، امامِ زمان
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:24 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

أيُّهَا المُنتظَر، امامِ زمان
پیرِ از غصه ها، امامِ جوان
«عدل» انگار تحت تحریم است
"ناشرالعدل" ! تشنه ی تو جهان



علی_شوندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سر این کوچه دگر رهگذری نیست که نیست...
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:21 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اللهم_عجل_لولیک_الفرج
 


سر این کوچه دگر رهگذری نیست که نیست...
به شب تیره دنیا سحری نیست که نیست
جمعه ی فصل بهار است ولی حیف آقا
از گل روی تو اصلا خبری نیست که نیست

 


یونس_چگینی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تو همیشه بزرگ و محترمی
چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 17:41 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تو همیشه بزرگ و محترمی
من گدای همیشه پشت درم

ای امام رئوف و دلسوزم
به فدای تو مادر و پدرم

باز هم از زمانه دلگیرم
بازهم زخم خورده بال و پرم

از همه دل بریده ام آقا
پر شده از گناه دور و برم

ولی یک جای شهر آرامم
پاتوق دلشکسته هاست حرم

بین مردم بی آبرو نشوم
نوکرم، نوکر تو خیر سرم

پس بیا و خودت درستش کن
گرچه جنس بدم ولی بخرم

من همانم دخیل پنجره ات
شب جمعه است کربلا ببرم


من همیشه دخیل پنجره ام
بی شما وا نمیشود گره ام


امیر_فرخنده


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 7


به نام یار عجب احترام ها شده ایم
دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 8:44 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غزل مناجاتی امام زمان (عج)



 به نام یار عجب احترام ها شده ایم!!!
چه دور از رهو رسم غلام هاشده ایم

به هر اشـــــاره و نیم نگاه دل دادیم
اسیر خنده ی کذب قطام هاشده ایم

بدیم،دربه دریم و به ذات پوچ و عبس
به اسم نوکریت ،نقره فام ها شده ایم

دریغ از عملیمو به لب : بیـــــــا اقا..
به جای جام، اسیرکلام ها شده ایم

چه قدر مدعیانیم و ، عهد می شکنیم
عجب!!!چه مثل همان بی مرام هاشده ایم


محمدجوادحیدرے


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتی گناه مقصد و مقصود میشود
دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 8:43 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا صاحب الزمان عج

وقتی گناه مقصد و مقصود میشود
راه رسیدنم به تو مسدود میشود
گاهی به یک نگاهِ خطا هرچه کِشته ام
آتش گرفته و همه اش دود میشود

علی علی بیگی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عمریست هرجمعه به جای حرفی از یاری
دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 8:43 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غزل مناجاتی آقا امام زمــــــان(عج)



عمریست هرجمعه به جای حرفی از یاری
آورده ام من کوله باری از طلب کاری

هر کار کردم تا فقط ؛ حاجت ؛ روا گردد
حتی شده باچند قطره اشک اجباری

سرد است دلهامان ز پای عهد ها ماندن
گرم است سر هامان به این ابیات تکراری

در روضه ها؛گریان (هل من ناصریم) اما
کردیم حسین وقت را کوفی وفا داری

چشمانمان مهــــــــــدی زهرارا نمیبینند
خوابیم؛!! یا با چشم بسته مست بیداری؟؟

شرمنده ایم  آقا اگر غیر از شما کردیم
از اِسمو رَسمو رَنگها تنها  هواداری

شرمنده ایم آقا هزارو چند صدسال است
چشم انتظار سیصدو اَندی نفر یاری!!!

من آمدم باری ز دوشت کم کنم امّا
فهیده ام با این همه بار گنه کاری

یک نقطه در ظاهر؛ ولیکن فرق ها دارد
از زیرپا تا عرش ؛ سربازی و سر باری


شاعر:محمدجوادحیدری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ساءلی بیچاره ام در بین راه افتاده ام
دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 8:42 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ساءلی بیچاره ام در بین راه افتاده ام
بی کس و تنها شدم بی سرپناه افتاده ام

باید امشب گریه ی سیری کنم بر حال خود
بی حیایی کرده ام در قعر چاه افتاده ام

هر چه دادی آبرویم در عوض هر روز و شب
آبرویت برده ام حال از نگاه افتاده ام

دردسرشد این دو چشمی که به هرجارفته است
دیگر از حال دعا و اشک وآه افتاده ام

بر زبان گفتم تو را میخواهم اما در عمل
هه ی دلت خون کردم و در اشتباه افتاده ام

ناله هایم بین روضه بی اثر مانده ز بس
بعد هیءت ها دوباره در گناه افتاده ام

خسته ام از این گرفتاری ببین شرمنده ام
در بغل گیرم که من بی تکیه گاه افتاده ام

چاره ی کارم فقط راهی شدن تا کربلاست
باز یاد آن حریم و بارِگاه افتاده ام
ِ
خواب دیدم از دم باب الحسین بر سر زنان
رفتم و با گریه پایین پای شاه افتاده ام

وای از آن لحظه ای که خواهری ناله زده
بی برادر در میان یک سپاه افتاده ام


روح الله پیدایی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


آقا سلام، روضه مادر شروع شد
یکشنبه 08 اسفند 1395 ساعت 6:4 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آقا سلام، روضه مادر شروع شد
باران اشک های مکرر شروع شد

آقا اجازه هست بخوانم برایتان
این اتفاق از دم یک در شروع شد

تا ریشه های چادر خاکی مادرت
آتش گرفت،روضه معجر شروع شد

فریادهای مادر پهلو شکسته ات
تا شد فشار در دو برابر شروع شد

این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب
بی اختیار گریه حیدر شروع شد

وقتی رسید قصه به اینجای شعر من
ایام خانه داری دختر شروع شد ...

دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر
یک ماجرا به قافیه سر شروع شد

وحید محمدی


 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


از حال عاشق می شود چون با خبر معشوق
یکشنبه 08 اسفند 1395 ساعت 6:0 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

🔸یا صاحب الزمان (عج)🔸



از حال عاشق می شود چون با خبر معشوق
دنبال عاشق می دود در هر سحر معشوق

هر جا به هر کو بنگری معشوق می بینی
در شهر ما می ایستد در هر گذر معشوق

در سلک ما خدمت به عاشق، کار معشوق است
از جان عاشق میکند غم را بدر معشوق

هر دو به یک اندازه داغ عشق را دارند
دارد ولیکن درد سر را بیشتر معشوق

این سوی این عالم اگر عاشق شود گریان
آن سوی آن عالم ز جان گیرد شرر معشوق

ای سینه سنگت را بیاور بر در دلساز
می سازد آخر با نظر دل از حجَر معشوق

این امرعاشق بود اگر در خانه ی معشوق
بین درو دیوار خانه شد  سپر معشوق ...

عاشق که آمد در ره معشوق می دانست ...
آخر سرش را می برد از پشت سر معشوق...

عقلم شده عاشق ببین عشقم شده عاقل
ما عاشقت هستیم پس ما را ببَر معشوق


جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 8


ببار ابر باران زینب کجایی
شنبه 07 اسفند 1395 ساعت 7:53 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا_صاحب_الزمان

ببار ابر باران زینب کجایی؟
اَبَر مرد گریان زینب کجایی؟
به جز تو کسی را ندارم خدایی
امید گدایان زینب کجایی؟


عماد_بهرامی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سپیده سر زده آیا تو بر نمی گردی؟
شنبه 07 اسفند 1395 ساعت 7:51 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سپیده سر زده آیا تو بر نمی گردی؟
برای دلخوشی ما تو بر نمی گردی؟


ببین که خشک شده صحن آبی چشمم
تمام وسعت دریا  تو بر نمی گردی؟


همیشه حسرت و تنهایی و غم و دوری
شده َست قسمت من تا تو برنمی گردی


ز بس که طول کشیده زمان آمدنت
چه بدگمان شده دنیا تو بر نمی گردی


تمام ثانیه های شب تو پرسیدند ...
طلوع روشن فردا تو بر نمی گردی؟


اگر قسم بدهم بر دعای نیمه شبِ
قنوت خسته ی زهرا تو برنمی گردی


اگر شبی وسط روضه ام بخوانم از
دودست حضرت سقّا تو بر نمی گردی


نشسته ام همه ی شب به راه آمدنت
سپیده سر زده حالا؛ تو بر نمیگردی؟



محمدحسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند
یکشنبه 01 اسفند 1395 ساعت 6:43 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

🔷 السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ.. 🔷

 
در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند؟
با این همه گناه و خطا یاری ام کند

گفتم دخیل حضرت صاحب زمان شوم
گفتم قسم به فاطمه تا یاری ام کند

وقتی سرم مقابل بیگانه خم شده
دیگر چگونه قبله نما یاری ام کند؟!

خود را کشانده ام وسط اهل مغفرت
شاید کنار اهل دعا یاری ام کند

با معصیت چقدر دلش را شکسته ام
باید ازین به بعد حیا یاری ام کند

باید دلم شکسته شود تا که دیده ام...
... در لا به لای زمزمه ها یاری ام کند

مثل همیشه چشم به راهش نشسته ام
  تا که خودِ امام رضا یاری ام کند

دلگرم قول های رئوفانه مانده ام
او قول داده است سه جا یاری ام کند

در روضه های فاطمیه مادری غریب
با دست های عقده گشا یاری ام کند

آتش گرفت چادر زهرا و ناله زد:
سلمان کجاست تا که عبا یاری ام کند

حالا که دست شیر خدا بسته شد به صبر
 فضه به جای شیر خدا یاری ام کند

محمد جواد شیرازی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


فنجان قهوه سرد شد،آقا نیامدید
شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 12:1 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

فنجان قهوه سرد شد،آقا نیامدید
یا اینکه من ندیدمتان،یا نیامدید

یک میز با دوصندلی و چند کاج پیر
یک جفت چشم منتظر...اما نیامدید

یک سال روزنامۀ هرروز و...هیچ گاه
در تیترهای صفحۀ فردا نیامدید

بیهوده دلخوشم همۀ روزها گذشت
حتی غروب روز مبادا نیامدید

اینجا دلم فسیل شد اما کسی ندید
حتی شما برای تماشا نیامدید

حالا اگر به فرض که دنیا دل من است
انگارهیچ وقت به دنیا نیامدید..

کبری_موسوی_قهفرخی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


آرامش نفس گرفتارت نیامد
شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 11:49 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

🔷 السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ.. 🔷

 
آرامش نفس گرفتارت نیامد
تنها...برو... تنها هوادارت نیامد

ویران بمانی ای دل ویران الهی
این صبح جمعه آمد و یارت نیامد

تا صبح ، باغ دیده ات را آب دادی
غم خوردی اما عشق و غمخوارت نیامد

لازم به گفتن نیست میدانم دوباره
رفتی به دیدارش به دیدارت نیامد

ای دل برو یوسف شو بعدا  آ به بازار
یوسف نبودی که خریدارت نیامد

یک عمر جانت را به اشکش شست اما
آبی ز هجرش روی رخسارت نیامد

جعفر ابوالفتحی

#مناجاتـفراقـامامـزمان

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با این دل تاریک و با این ناخوش احوالی
شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 11:47 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا صاحب الزمان (عج)

 

با این دل تاریک و با این ناخوش احوالی

دل  داده ام بر تو ، تو که ماه سیه خالی

 

دل ها ز بی دینی پٌر و خالی ز ایمانند

دل خسته ام دل خسته از پُرهای تو خالی

 

هر صبح آبم میدهی با اشک خود ، گرچه

از من نچیده ای ، به غیر از میوه ی کالی

        

من طاقت آغوش گرمت را ندارم پس

از تو کفایت میکنم هر شب به تمثالی

 

هر تار موی دلکشت در آخرین دیدار

ما را نوازش کرد با آلات قتّالی

 

تیر جدایی را نزن دیگر به پرهایم

حالا که بعد از سالها پرورده ام بالی

 

عشق میان ما اگرچه اختیاری نیست ...

... من را نمی خواهی ندارد هیچ اشکالی

 

 جعفر ابوالفتحی


 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


الهی قِصّه ی هجران ، بگو کِی می رسد پایان
شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 11:41 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

#غزل
#امام_زمان

الهی قِصّه ی هجران ، بگو کِی می رسد پایان
شدم مجنون و بی چاره، بده بر این دلم سامان

چه رویای قشنگی هست بیفتم زیر پاهایت
بگویم حضرت معشوق بیا و جان من بستان

دلی که بی غمت باشد نباشد دل بُوَد از سنگ
نظر کن بر دلم گشته ز دوری کلبه ی احزان

تو خورشیدی که با نورت  به قلب من صفا دادی
ولی از دست اعمالم  خودت را کرده ای پنهان

نه اشکم مثل یعقوب است نه صبرم مثل ایوب است
امید این گدا باشد فقط لطف تو ای سلطان

عزیز حضرت زهرا فدای مهربانی ات
همیشه کار تو بخشش همیشه کار من عِصیان

چه سختی ها کشیدم تا خریدم یک نگاهت را
غلط کردم نفهمیدم، فروختم من تو را ارزان

ز اعمال بدم آقا  شدی آواره ی صحرا
مثال یک کبوتر که شده کنج قفس زندان

به روی خود نیاوردی، گناهانِ زیادم را
که من از این همه بخشش،شدم حیرانِ در حیران




 

کربلایی علی قاسمی
 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


از دوری و فراق تو شد قامتم کمان
یکشنبه 03 بهمن 1395 ساعت 22:46 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غزل مناجاتی امام زمان علیه السلام

از دوری و فراق تو شد قامتم کمان
هستی تو باخبر ز دلم صاحب الزمان

پیریِّ زودرَسَم به خدا علتش تویی
گر رخ عیان کنی بشود این دلم جوان

بی تو شبیه یک گل پژمرده ای شدم
در  انتظار  قطره ی  آبی  ز  باغِبان

جز خوبی  و  وفا  ز تو چیزی ندیده ام
چیزی که هست عیان چه حاجت شود بیان

برگرد به خاطر دل عشّاق،لا اقل
ای سوز هر دعای شبانگاه عاشقان

من مُرده ام مگر که به چاه درددل کنی؟
یک شب بیا و بر دل من درددل بخوان

من هر زمان که حال و هوای تو میکنم
پر  می دهم  کبوترِ دل  را  به  جمکران

می ریزد آبروی  گدایت  اگر که تو
گیری ز روسیاهِ گنهکارت  امتحان

از کِثرتِ گناه خودم  توبه میکنم
شاید دعای من برود رو به آسمان؟

هرشب به یاد غربت تو گریه میکنم
اشکم ز قاب چشم ترم میشود روان

صحرانشینی و  کَکِ من هم نمیگزَد
یعنی که جا برای تو تنگ است درجهان؟!!

تیر سه شعبه یعنی که من با گناه خویش
هر لحظه قلبِ خونِ تو را میکنم نشان

ای روضه خوان روضه ی مادر بیا بیا
روضه برای مادرِ قامت کمان بخوان

یادت نمی رود که چهل مردِ نامرد
آتش زدند به خانه ی زهرا ناگهان

بر روی مادرت درِ نیم سوخته فتاد
آنگاه، چهل نفر پاگذاشتند روی آن...




کربلایی علی قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 9


کِی توانم دیده را محو تماشایت کنم؟
یکشنبه 03 بهمن 1395 ساعت 22:45 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 غزل مناجات با صاحب الزمان عج

کِی  توانم   دیده  را  محو  تماشایت  کنم؟
یک نظر برصورت و چشمان شهلایت کنم

یک نگه کن بر دل بشکسته و  بی تاب من
تا  که جانم  را  فدای  ماه رخسارت کنم

باده ام  را  از شراب  عشق خود  لبریز کن
تا که خود را مست آن پیمانه ی نابت کنم

گرچه قلب ودیده ام شایسته روی تونیست
عاقبت  این  دیده  را  فرش  ره  پایت کنم

گر به رویم چهره بگشایی ٬ ز شوق روی تو
هستیِ خود  را   نثار  چهره ی  ماهت  کنم

سائلت را   گر برانی  از  حریمت  یا کریم
تا  گشایی  درگهت  ٬  هر  دم   تمنایت کنم

تو بیا بر دیده ی خونبار من  دستی بکش
تا توانم  هر دو  را   وقف   قدمهایت کنم



 مرتضی شاهمندی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


سراپا من گرفتارم اباصالح دعایم کن
پنجشنبه 30 دي 1395 ساعت 8:27 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاصاحب الزمان عج


سراپا من گرفتارم اباصالح دعایم کن
برایت عبد سربارم اباصالح دعایم کن

کیدرخت بی ثمر هستم ، برایت دردسر هستم
خزانم من چه بی بارم !! اباصالح دعایم کن

گنهکارم ، بدم ، بی چاره ام ، آلوده دامانم
تمام آلوده رفتارم اباصالح دعایم کن

به دنبال تو می گردم ، سراپا غصه و دردم
فراقت داده آزارم اباصالح دعایم کن

شدم سرگرم دنیا و تو دستم را رها کردی
از این دنیا چه بیزارم اباصالح دعایم کن

قصاوت در دلم آمد ، دلم را کرد ویرانه
گناهان کرده ناکارم اباصالح دعایم کن

چه بد بوده عملکردم!! خدایی پست و نامردم
ببین من را که بیمارم اباصالح دعایم کن

خجالت می کشم آقا ، ز روی تو گل زهرا
شده شرمندگی کارم اباصالح دعایم کن

مرا بسیار بخشیدی ، ز من اصلا نرنجیدی
به تو خیلی بدهکارم اباصالح دعایم کن

من و پیراهن مشکی دو ماه از سال همراهیم
شبیه تو عزادارم اباصالح دعایم کن

در این ایام بدحالم ، شده تاریک اقبالم
به اوضاع اسفبارم  اباصالح دعایم کن

گدایم من گدا هستم ، گدای کربلا هستم
حسین را دوستش دارم اباصالح دعایم کن

نصیبم کن حرم امشب به جان عمه جان زینب
هوای کربلا دارم اباصالح دعایم کن

محمد_سعید_طالبی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 8


ای که در خون و رگِ زنده دلان جا داری
سه شنبه 28 دي 1395 ساعت 11:26 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که در خون و رگِ زنده دلان جا داری
در دل  اهل  ولا  منزل  و  مأوا  داری

نه دل ماشده مجذوب تو ای مظهر حُسن
گر دلی هست بعالم تو در آن جا داری

نی همین اهل یقین شیفته حُسن تواند
عالمی شیفته آن رخ زیبا داری

ای رخت آئینه طلعت زیبای رسول
که عیان نور خداوند تعالی داری

در جلال و شرف و عزت و ایثار و مقام
تو نشان از علی و حضرت زهرا داری

حُسنِ یوسف دمِ عیسی یَدِ موسی کلیم
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

ابر و باد و مه و خورشید بفرمان تواند
زانکه فرمان زخداوند توانا داری

شده از طور تجلّیِ تو مبهوت کلیم
بسکه اندر همه آفاق تجلی داری

در لبت آب حیات است که با رمز سخن
مرده را  از روی اعجاز تو احیا داری

(کربلائی) همه جا نقش ترا می بیند
زانکه اندر همه جا جلوه به اشیا داری

مرحوم ناد علی کربلایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باز هم اظطراب و دلتنگی
سه شنبه 28 دي 1395 ساعت 11:23 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باز هم اظطراب و دلتنگی
باز هم شوق لحظه ی دیدار
باز هم شاید و اگر ... اما
باز هم جمعه...باز هم تکرار

چشم هایم به راه این جاده
خیره مانده چرا نمی آیی ؟
آسمان پا به پای چشمانم
ندبه خوانده چرا نمی آیی ؟

خسته ام از گناه از این من
خسته از بودن و شنیدن ها
خسته ام از نبودنت مولا
خسته ام از تو را ندیدن ها

خسته ام از تمام مردم شهر
از  دعاهای  کوچه بازاری
شاید این جمعه شاید آن جمعه
خسته از جمعه های تکراری

ای امام الرئوف تعجیلی
ما همه از تبار سلمانیم
آفتابی شو حضرت خورشید
ما همه آفتاب گردانیم ...

ابراهیم زمانی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شب بی حضور ماه چه بد تار می شود
جمعه 24 دي 1395 ساعت 15:29 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شب بی حضور ماه چه بد تار می شود!!
بی تو جهان بر سرم آوار می شود

قلب مرا ببین که چگونه شکسته است؟!!
دل در نبود تو همه شب زار می شود

خانه خرابم و تو ندانی چه می کشم!!
این بی محلی باعث آزار می شود

گُل می کنم اگر تو نگاهی به من کنی
بی التفات تو دل من خار می شود

تب می کنم مگر که بیایی عیادتم
عاشق ز درد هجر تو بیمار می شود

من را بخر اگر نخری می روم ز دست
بنجل خرید نسیه ی سمسار می شود

لطف تو بود کار مرا کرد سائلی
بی تو لطف فقیر چه بی کار می شود!!

کرب و بلا رفتن بی تو چه فایده !!
بی تو مسیر عشق چه دشوار می شود!

محمد_سعید_طالبی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


دارم به سر دومرتبه حال و هوای تو
جمعه 24 دي 1395 ساعت 15:29 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دارم به سر دومرتبه حال و هوای تو
مجنون تو شدم که شدم مبتلای تو

دارد هوای من را همیشه کرامتت
قربان مهربانی و جود و عطای تو

میخواهم از تو تذکره ی کربلام را
یا ایها العزیز ، تَصَدَّق ، گدای تو

من خواهشی ز محضرِعشقِ تو دارم
باشم همیشه تحتِ لِوای کِسای تو

پاسخ بده سوال مرا ایها المُجیب
آیا شود که روزی بمیرم برای تو؟

من بادعای ندبه ی تو سربه راه شدم
من عاقبت به خیر شوم از ندبه های تو

عمری نشسته ای تو به پای گناه من
شرمنده ام ز معرفت و از وفای تو

بودم غرقِ در گنه ومعصیت ولی
دست مرا گرفت دوباره دعای تو

ای مهربان تر از پدرو مادرم، بس است
خسته شدم ز بسکه زدم من صدای تو

دوستت دارَمَت ،ولی انگار ندارمت
رفتم در پِیِ همه چیز جز رِضای تو

تکیه نکن به نوکرِ دل سنگِ خود
در وقتِ بی کسی،نشود او عصای تو

حال وهوای مادرت این روزها بَد است
بگذار تا که روضه بخوانم به جای تو

بین فشارِ آن در و دیوار ، مادرت...
با سینه ی شکسته ی خود زدصدای تو



کربلایی علی قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 6


آقا ببخش حال دلم رو به راه نیست
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:10 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آقا ببخش حال دلم رو به راه نیست
در کوله بار عمر به غیر از گناه نیست
شرمنده ام که بین گدایان دور تو
همچون منه شکسته دل رو سیاه نیست

غفلت تمام بندگی ام را خراب کرد
اوضاع روزگار چنان دل بخواه نیست
من خورده ام زمین، به کسی رو نمیزنم
چون جز حرم برای گدا سر پناه نیست
گفتم حرم دوباره دلم پر کشید و رفت
کارم به غیر ناله و زاری و آه نیست
امشب بیا بخاطر زینب مرا ببخش
این رو زدن به محضرتان اشتباه نیست
باید تمام اهل جهان را خبر کنم
گشتم، نبود، بهتر از این پادشاه نیست
شعرم اگر که در خور شأن شما نبود ...
من را ببخش حال دلم رو به راه نیست
.
یونس_چگینی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


دریاب دست نوکرگم کرده راه را
شنبه 18 دي 1395 ساعت 8:42 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اللهم عجل لولیک الفرج...


دریاب دست نوکرگم کرده راه را
برقلب ما ببخش شمیم پناه را

مولای من کرم کن و از لطف خود بخر
چون ماه آبروی شب روسیاه را

ازما بگیر، هرچه که خواهی ولی مگیر
ای عشق سامراییِ دلها نگاه را

می خواستم که چشم بدوزم به تو ولی
شأن تو غرق خاک نماید کلاه را

خونین دل از فراق تو هستم تو امر کن
از سینه ام برون بکشانم گواه را

ما را عطا کن ای پدر دلربای خلق
یک شب نشان یوسف مأنوس چاه را

یک شب گدا بشو که ببینی تو هم غریب
با چشم خویش بخشش دربار شاه را

#محسن_قاسمی (غریب)
کتاب:درچهارده روایت

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از رمق افتاده ام ... دلدار دستم را بگیر
جمعه 17 دي 1395 ساعت 17:38 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از رمق افتاده ام ... دلدار دستم را بگیر
رفتم از دست و شدم بیمار دستم را بگیر

دور ماندم از تو .. دست آویز این و آن شدم
من زمینگیرم خودت اینبار دستم را بگیر

خواهشی دارم ولی از تو خجالت می کشم
داده ام گرچه تو را آزار دستم را بگیر

با گناهانم خودم را هم کلافه کرده ام
خسته ام از این همه تکرار دستم را بگیر

از خودم از توبه هایم واهمه دارم هنوز
غصه ها را از دلم بردار ، دستم را بگیر

نفس دائم می  دهد بازی مرا با خدعه اش
ول کن من نیست لاکردار ، دستم را بگیر

از زیارت کربلا جامانده ام .. رب الحسین
آمدم هی می کنم اصرار " دستم را بگیر"

من خودم اینجا .. دلم شد زائر کرب و بلا
ای حسین جان بین آن زوار دستم را بگیر

محمد_سعید_طالبی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هستم غلام کوی تو و آسمانیَم
جمعه 17 دي 1395 ساعت 17:36 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هستم غلام کوی تو و آسمانیَم
شکرخدا که من هم امامِ زمانیَم

ای مظهر جلالت و زیباییِ تمام
با جذبه ات به سمت خودت میکِشانیَم

مانندِ یک کبوترِ در صحن ِجمکران
در آسمانِ مُلکِ دلت می پرانیَم

خورده گره به جان تو جانم،عزیزِدل
جان میدهم بدونِ تو،ای یارِ جانیَم

عمری گدا ز دوریِ تو دربدر شده
عمری مرا به دور سرت میدوانیَم

من جز گنَه، کاری ز دستم نیاید
ای مهربان،مرا ز درِ خویش نرانی ام

گر پای این گدا به عمل لنگ میزند
ازمن قبول کن این همه حُبِّ زبانیَم

محتاج یک دعای قنوت شبانه ام
بنویس بر دو دستِ کریمت،نشانیَم

من که غبار روی عبای شما شدم
کابوسِ هر شبم شده این...می تکانی أم!!!

چشم امید من به نگاه ملیح توست
در روز محشرم به گدایی بخوانی أم...

حُرَّم که مثل جدّ غریبت امام حسین
با یک نگاه به سوی خودت میکشانیَم

زانو زدم مثالِ سگی پشت خیمه ات
محتاج دست لطف تو  و  تکّه نانیَم

من در جوانی أم شده ام عبد کوی تو
خوشحال از این غلامی  و از این جوانیَم




کربلایی علی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


تعداد صفحات : 9


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2172

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1648

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,039
:: باردید دیروز : 3,167
:: بازدید هفته : 15,030
:: بازدید ماه : 101,963
:: بازدید سال : 847,051
:: بازدید کلی : 9,704,158