close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام جواد ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
یکی بخیل میشود یکی جواد میشود
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:2 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یکی بخیل میشود یکی جواد میشود
یکی مرید میشود یکی مراد میشود

یکی امیر میشود برای سلطنت ولی
یکی تمام عمر عبد خانه زاد میشود

از آن دری بیا که سائلت نشسته پشت آن
بدون تو که کار و بار من کساد میشود

فقیر شد کسی که روز و شب گدایی ات نکرد
کنار توست رزق و روزی ام زیاد میشود

به اعتقاد بنده تا که هست حرز نام تو
دگر کجا کسی دخیل "وان یکاد" میشود

طلایه دار رحمت کثیر و مهربانی است
کسی که از طفولیت رضانژاد میشود

ز برکت نگاه ویژه ی تو است اگر کسی
کمیت و دعبل و فرزدق و فؤاد میشود

به گریه گفتمت که میشود حرم عطا کنی ؟
نگاه ذره  پرورت جواب داد میشود

حسین میشوی و حجره ات دوباره شاهد
نزول کاف و ها و یا و عین و صاد میشود
 
گریز میزنم به کربلا ولی چه سری است
میان روضه ی تو از هلال یاد میشود

بسنده میکنم و بیش از این جلو نمیروم
که حال مادرت ز فرط گریه حاد میشود


علیرضا خاکساری




گندم صنمی آمده خیرات بریزید نقل ادب و عرض ارادات بریزید پر شد ز گدا خانه ی سلطان خراسان عیدی شده لبر
سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت 11:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گندم صنمی آمده خیرات بریزید
نقل ادب و عرض ارادات بریزید
پر شد ز گدا خانه ی سلطان خراسان
عیدی شده لبریز در این خانه فراوان
رندی ست اگر زایر مشهد شده باشید
مهمان رضا گوشه ی مرقد شده باشید
نورش ز شب تار مگر راه گرفته
انگشت تعجب به لبش ماه گرفته
قنداقه ای از نور به دست پدرش رفت
گفتند ببینید پسر به پدرش رفت
گویا که نشانده به دهان حبه ای از قند
انداخت به لبهای پدر نوگل لبخند
تا صبح فقط زیر لبش ذکر خدا بود
مشغول تهجد چقدر پور رضا بود
گیرم که دو سال است ولی همچو رسول است
بهتان مزنید این پسر از نسل بتول است
این طفل دوساله یل هر عرصه ی تنگ است
اثبات امامت ز بیانش چه قشنگ است
در منقبتش گفت رضا همچو کلیم است
بی شک به هر مخزن اسرار علیم است
حاجات، نگفته، به نگاهش چه عیان است
آن را که عیان است چه حاجت به بیان است
عمریست که لطفش به من بنده زیاد است
عمری ست به انگشت دلم حرز جواد است
عمری ست کبوتر شده و جلد دو جایم
در پیش رضا زایر فرزند رضایم
این خصلت جود است عطا قبل بیانش
قربان چنین عادت و این جوی روانش
افتاد پدر تا که به بستر به برش رفت
انگار که همراه پدر هم پسرش رفت
اینجا پسری پیش پدر اشک فشان بود
در کربوبلا قصه فراتر ز بیان بود
آنجا پدری بود به بالین جوانش
این داغ گرفته ست ز او نا و توانش
آنجا که زبان قاصر از گفتن آن است
آن را که عیان است چه حاجت به بیان است


قاسم احمدی




اگر دست و بالت کمی خالی است اگر حال و روز تو بی حالی است اگر آسمان در قفس می کشی اگر قسمتت بی پَرو بال
دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت 9:58 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اگر دست و بالت کمی خالی است
اگر حال و روز تو بی حالی است

اگر آسمان در قفس می کشی
اگر قسمتت بی پَرو بالی است

 

اگر کار و بار تو پیچیده و
اگر چند وقتی بد اقبالی است

اگر تار و پودت گره خورده است
اگر غصه ها نقش این قالی است

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد
اگر مثل پاییز یک شالی است

علاجت فقط یک نفس یا علی است
خدا هست با آنکه او با علی است

خدا در شکوه جلال علیست
خدا در ظهور جمال علیست

خدا در نزولش علی می شود
خدا در مقامش کمال علی است

حرام خدا و حلال خدا
حرام علی و حلال علیست

پیمبر پس از سِیرِ معراج گفت
که ما هرچه دیدیم مال علی است

علی چارده مرتبه آمده
علی عین میلاد آل علی است

علی گفته و غرق عین اش شدیم
همه راهی کاظمینش شدیم

مرا فارغ از قیل و قالم کنید
مرا راحت از خشکسالم کنید

محال است لب را به مِی تر کنم
مرا تشنه ی این محالم کنید

مرا بشکنید و بسازید باز
تَرَکهای روی سفالم کنید

فقط روی چشمان خود می کشم
از این خانه هرچه”حوالم”کنید

مرا می کشاند دو گنبد طلا
شب رفتنم شد حلالم کنید

ببینید رویای جبریل را
مبارکترین کودک ایل را

شلوغ است اگر آستان جواد
پُر از برکت است آسمان جواد

گدایی به شاهی مقابل نشست
چه ها می کند تکه نان جواد

پیمبر پدر با خدیجه شدو
رضا نیز با خیزران جواد

علی اکبر خانه ام را ببین
رضا می شود مدح خوان جواد

شبیه نماز حسین است این
نماز رضا با اذان جواد

فقط شانه ات را بدیوار نِه
فقط زیر لب گو بجان جواد

تو را می دهد تا قیامت مراد
گره وا کند خاک باب الجواد
حسن لطفی




امام جواد(ع)-مدح و ولادت باز دلتنگ، قلم می گیرم راه دیدار حرم می گیرم متوسل به شمایم ،اغلب دامن قا
دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت 9:54 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

باز دلتنگ، قلم می گیرم

راه دیدار حرم می گیرم

متوسل به شمایم ،اغلب

دامن قافیه کم می گیرم

کاسۀ خالی خود را تنها

سوی ارباب کرم می گیرم

همه را مست شما می سازم

بر سر دوش علم می گیرم

همۀ عمر به عشق نظرت

شور تو دارم و دم می گیرم

جلوۀ جود خدا ادرکنی

یا جواد ابن رضا ادرکنی

قصد دارم سفری تازه کنم

فکر چشمان تری تازه کنم

قصد دارم به هوای کویت

رکعتی در سحری تازه کنم

قصد دارم که خوش آمد گویان

بر جمالت نظری تازه کنم

با توکل به پر قنداقت

همت بال و پری تازه کنم

قصدم اینست که ان شاءالله

پیش پای تو سری تازه کنم

از غمت زار شدن می ارزد

کشتۀ یار شدن می ارزد

ای قدت نخله ی طوبای رضا

چشم تو ساغر و مینای رضا

ای لبت کوثر خیرات، جواد

اشبه الناس به زهرای رضا

ای ولیعهد، جناب سلطان!

همه سرمایه ی فردای رضا

پیش چشمان پدر راه برو

ای علی اکبر لیلای رضا

یا جوادابن جواد ابن جواد

یوسف خوش قد و بالای رضا

لب ما و لب پیمانۀ تو

سرما و در میخانۀ تو

بَرِکت آمده با آمدنت

دست تطهیر خدا شسته تنت!

چشمۀ آب حیات است مگر؟

لب نهاده است پدر بر دهنت!

مهد تو باغ انارِ بابا

خواب رفته است کنار چمنت

مثل یعقوب کشد بر دیده

وای از معجزۀ پیرهنت

نوۀ موسیِ جعفر! موسی

رفته از هوش ز طرز سخنت

خضر دامان تو را می گیرد

دامنت را بکشی می میرد

جود از نام و نشانت پیداست

لطف از لحن بیانت پیداست

اینکه فرزند رضا هستی از...

محشر کنج لبانت پیداست

هیچ کس چون تو گدا پرور نیست

از برون مهر نهانت پیداست

سفره داری تو از روی خوش و

مزه ی تازۀ نانت پیداست

سرخی صورت زردی درهم...

پشت پلک نگرانت پیداست

ای شب وروز به یاد زهرا

کوثر عشق جواد زهرا

دلبر مه وش شهر آشوبم

نازنین، ناز ادای خوبم

تا سر از پنجره بیرون آری

سرِ خود بر در تو می کوبم

مه جبین فکر لبت کشت مرا

چاره ای کن صنم محبوبم

گوشه ای گوش بده می خوانم

ای شفا بخش دل معیوبم

همچوخاکم،... ز لباست متکان

هرچه هستم به شما منسوبم

بگذارید هم اینجا باشم

نوکری باشم و آقا باشم

ای امیدم به دل نومیدی

روی ماهت همه شب خورشیدی

چه سحرها که صدایت کردم؟

و تو زاری دلم را دیدی

آه که جای نوازش جانا

ناز کردی... به رخم خندیدی!

جرات شعر مرا می بخشی

خواستم تا که بگیرم عیدی

هیچکس حال مرا درک نکرد

این تو بودی که مرا فهمیدی

بیقرارانه تو را می خوانم

تو دوای دلمی می دانم

هرکه با توست دلش بی غم تر

دست لطفت ز همه محکم تر

پدر تو ز همه عیسی تر

مادر تو ز همه مریم تر

درد دلهای مرا گوش بده

هیچکس نیست ز تو محرم تر

به خدا غربتی قرب توام

دوری از این دل ما کن کم تر

شستشو کن دل رسوای مرا

نیست از اشک شما زمزم تر

چاره سازا کرمی... کاری کن

دل طوفان زده را یاری کن

از نگاه تو کرم می ریزد

لطف تو روی سرم می ریزد

شب میلاد تو مشتاقانه

اشک از چشم ترم می ریزد

و خداوند به یمن قدمت

فیض جاری به دلم می ریزد

غم لب تشنگی شاه شهید

در دلت کاسۀ غم می ریزد

همسر سنگ دلت با چه دلی

در دل ناز تو سم می ریزد

آه ای کشته تزویر زنت

کشته ما را نفس یا حسنت

 

مجتی روشن روان




امام جواد(ع)-مدح هر شب دل من سائل باب المراد است آنجا که حاجتمند درگاهش زیاد است آنجا که امید و پنا
دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت 9:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح

 

هر شب دل من سائل باب المراد است

آنجا که حاجتمند درگاهش زیاد است

آنجا که امید و پناه آخر ماست

آنجا که اوج هر توسل «یا جواد» است

 

یوسف رحیمی




امام جواد(ع)-مدح و ولادت امشب ای غم از دل ما دور باش امشب ای عفریت خودبین کور باش امشب ای ماه منیر آ
دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت 9:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

امشب ای غم از دل ما دور باش

امشب ای عفریت خودبین کور باش

امشب ای ماه منیر آسمان

از پس ابر سیه رخ کن عیان

امشب ای پروانۀ شب زنده دار

دور شمع یار پر زن بی قرار

امشب ای گمگشتگان شورا کنید

تا دیار یار را پیدا کنید

امشب ای شهر پر آشوب حجاز

بر سپهر و ماه و اختر ها بناز

خاکیان نازند بر افلاکیان

عرشیان محتاج فیض خاکیان

ای قلم امشب کجا بردی مرا

تا حریم کبریا بردی مرا

باز سوی کهکشانم می بری

تا کدامین آسمانم می بری

می دهد این مژده جبریل امین

شد شب میلاد عیسای زمین

یک صدا عالم صدایش میکند

عیسی مریم دعایش میکند

گر بشر گویم بشر حیران اوست

ور ملک گویم ملک دربان اوست

او جواد است و عزیز مرتضاست

راحت جان علی موسی الرضاست

گوید ارباب خرد با اعتقاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

ای هواداران اولاد رسول

وی ثنا گویان زهرای بتول

همت مرغ همائیتان کجاست

حال کشکول گدائیتان کجاست

نور در ظلمت سفیدی می دهد

فاطمه بر شیعه عیدی می دهد

سردهید این زمزمه اندر نهاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

قاصدا امشب به رضوانم ببر

نه به رضوان بر خراسانم ببر

گو مبارک باد این فرخنده عید

جان ایران جان جانانت رسید

طوس را امشب چراغان کرده اند

جشن بر پا در خراسان کرده اند

مادری، فرخنده زاد آورده است

نازنینی چون جواد آورده است

گوید احسن ای گل باغ وداد

یاجواد و یاجواد و یاجواد

 

ولی الله کلامی زنجانی




رستخیز کلمات است، قلم می خواهم دل من می رود از دست، قلم می خواهم جوهرم مست شده؛ مست، قلم می خواهم س
یکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت 11:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 رستخیز کلمات است، قلم می خواهم

دل من می رود از دست، قلم می خواهم

جوهرم مست شده؛ مست، قلم می خواهم

ساقی از میکده ی عرش شراب آورده

از لغت نامه ی حق، واژه ی ناب آورده

خوش ترین حال اگر حال پریشانی ماست

بهترین باده اگر باده ی روحانی ماست

بخدا زیر سر یار خراسانی ماست

شیعه بوده است از آن روز ازل مست رضا

ذکر او تا به ابد چیست، أناالمست رضا

امشب این شاه خراسان سر دیگر دارد

آمده تا که از این خمر ثمر بردارد

هر که در نسل خودش با برکت تر دارد

شرف الشمس تر از ماه خدا، بسم الله

پسری مثل جواد بن رضا، بسم الله

هیچ کس مثل رضا شاه کرم پرور نیست

کودکی خوبتر از ابن رضا دیگر نیست

دشمنش لال شود، کوثر ما ابتر نیست

قمری کرده به دست قمری جلوه گری

چه مبارک پدری و چه مبارک پسری

آه ای شب زدگان، ماه رضا ماه همه است

پسر شاه، بوالله شهنشاه همه است

او که با سن کم خود ولی الله همه است

بین گنجینه ی زهرا نهمین دُر شده و

درک او بیشتر از حد تصور شده و

دوست از وسعت این جود و سخا مبهوت است

دشمن از سحر کلامش بخدا مبهوت است

از کرامات جواد بن رضا مبهوت است

او اشاره بکند معجزه ها خواهد کرد

ماهی بحر در افلاک شنا خواهد کرد    

 آمده تا که جهان پر شود از جود فقط

قطره در جوف صدف دُر شود از جود فقط

عالمی غرق تفکر شود از جود فقط

نه فقط بر من و ما جود و کرم دارد او

به امامان، بخدا جود و کرم دارد او

قدسیان، روبرویش بال و پر انداخته اند

شیرها، پیش نگاهش جگر انداخته اند

علماء، پای علومش سپر انداخته اند

علم و حلم و کرم و جود اساساً با اوست

آنچه خوبان همه دارند، تماماً با اوست

شعرا، واژه کم آمد، بنویسید جواد

جبرییل آمده باید بنویسید جواد

بعد از این جای محمد، بنویسید جواد

او علی، حضرت زهرا و حسین و حسن است

پسر شاه خراسان همه ی پنج تن است

دشمنانش، بخدا پست تر از خاشاکند

دوستانش همگی محترمند و پاکند

زائران حرم او، همه ی افلاکند

عاشقان حرمش اهل نجاتند همه

انبیاء، دور و برش در صلواتند همه

با دو مولود، دلم معتکف قنداقه است

چشم دل، دیده دو دُر در صدف قنداقه است

بوسه باران پدرها، هدف قنداقه است

یکی از نسل رضا مثل علی اکبر شد

یکی از نسل حسین است و علی اصغر شد

علی اصغر، ولی از عشق پدر شد اکبر

عمر شش ماهه ی او نوح ترینِ محشر

سپر دین خداوند شده با حنجر

از سه شعبه شده هر چند کباب این کودک

سربلندی حسین است و رباب این کودک

 

امیر عظیمی




امام جواد(ع)-مدح و ولادت ز آسمان تولا به دل ندا آمد ز آل فاطمه آئینۀ خدا آمد گره گشای امامِ گره گشا
یکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت 11:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

ز آسمان تولا به دل ندا آمد

ز آل فاطمه آئینۀ خدا آمد

گره گشای امامِ گره گشا آمد

خبر رسید که دردانۀ رضا آمد

نماز شکر بخوانید قبله می آید

ز آل قبله جواد الائمه می آید

دوباره واژۀ خیر کثیر افشا شد

به رغم مدعیان عید آل زهرا شد

ز خانوادۀ توحید گل شکوفا شد

بگو به شیعه امام رئوف بابا شد

عوالم است هم آوای ما خدا را شکر

رسید حضرت ابن الرضا خدا را شکر

خدا نوشت جنان را ز ریزش کرمش

کجاست با برکت تر ز شوکت قدمش

به واقفیه بگو یک نظاره بر حرمش

پدر بزرگ و پسر زاده زیر یک عَلَمش

ز شهر طوس شبی تا حسین باید رفت

ز کربلا سفری کاظمین باید رفت

برای عالمیان یک جواد کافی بود

به عصرها و زمان یک جواد کافی بود

تمام کون و مکان یک جواد کافی بود

خدا نوشت همان یک جواد کافی بود

خدای جود به امر خدا تجسم کرد

رئوف بعد چهل سال یک تبسم کرد

اگر نبود جواد الائمه نور نبود

برای آل علی شادی و سرور نبود

نبود موسی عمران و کوه طور نبود

بساط بندگی ما همیشه جور نبود

اگر نبود جواد الائمه واللهِ

ز فتنه بود که میرفت دین به بیراهه

اگر چه دین خدا را رسالت نبوی است

اگرچه رمز امامت عدالت علوی است

اگرچه منطق دشمن خشونت اُمَوی است

سلاح و منطق قرآن ولایت رضوی است

مسیر ابن رضا انقلاب اسلامی است

چنانچه منطق ما انقلاب اسلامی است

مناظرات جواد الائمه فرهنگیست

زمان،زمانِ وی و فتنه، فتنۀ رنگیست

به جنگ نرم نه آهن نه حربۀ سنگیست

مشاجرات اگرچه گزینۀ جنگیست

به هوش دین خدا را حرامیان نبرند

ولایت رضوی را منافقان نبرند

به رغم زمزمۀ ادعای بدخواهان

عقیم ماند دگر ماجرای بد خواهان

چرا شدند کسان همصدای بدخواهان

گرفت خدعۀ ابلیس پای بدخواهان

چه زود زمزمۀ فتح مکه می افتد

رژیم آل سعود از اریکه می افتد

 

محمود ژولیده




اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) شاد شادیم مثل آقامان فارغ از هرچه شب که دلگیر است ماه تابان اهل بیت
یکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت 11:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع)

 

شاد شادیم مثل آقامان

فارغ از هرچه شب که دلگیر است

ماه تابان اهل بیت آمد

نور از آسمان سرازیر است

**

بوی موی جواد می آید

جشن و خوشحالی است در مشهد

دل سلطان مملکت شاد است

جای ما خالی است در مشهد

**

کوری چشم فتنه ها آمد

پسری از سلاله کوثر

طعنه بسیار پیش از این زده اند

انّکَ شانِئَک هو الابتر

**

خارها دور باد از پایت

ای ز گل بهترِ امام رضا

کاش داغ تو را نبیند او

ای علی اکبر امام رضا

**

شرط عشق است در محبت تو

شرط عشقی و بهترین حصنی

ما فقیر ولایتت هستیم

یا جواد الائمه ادرکنی

**

مشت هایی که بر زمین زده ای

شد گواه شجاعتت آقا

بغض داری برای غصب فدک

ای به قربان غیرتت آقا

**

یا جواد الائمه مرحمتی

تا نگیری ز نوکران نظرت

کیست سلطان من ؟ امام رضا

کیستم جز موالی پدرت

**

هر زمانی که میروم مشهد

از جوانش همیشه میخوانم

تا که آقا نظر بیاندازد

پشت باب الجواد میمانم

**

قرص ماهت رسید یا سلطان

قرص نانی به این گدا بدهید

عیدی ما به جای خود اما

صدقه رزق کربلا بدهید

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید




اگرچه قافیه ی شعر دست و پا گیر است و باز میکند امشب زبان به مدحت عشق کسی که شعر خودش را نگفته میداند
شنبه 28 فروردين 1395 ساعت 10:45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اگرچه قافیه ی شعر دست و پا گیر است

و باز میکند امشب زبان به مدحت عشق

کسی که شعر خودش را نگفته میداند
که هست از برکات وجود و رحمت عشق

 

اگرچه قافیه ی شعر دست و پا گیر است
شروع میکند این بار هم به زحمت عشق

منی که مثل همیشه خراب و حیرانم
منی که گرم سرودن شدم به نیت عشق

کسی که آمدنش را خدا تبارک گفت
کسی که آمد و شد منتهای زینت عشق

ترنمات لبش آیه های کوثر بود
و داد خاتمه بر افترا و تهمت عشق

عجیب نیست که مولود بی نظیر رضا
شود برای همیشه امام عصمت عشق

سلام بر گل رویش بگو به قصد برات
نثار این پسر حضرت رضا “صلوات”

شکوه بی بدل لطف و مهر و جودی تو
و بانی همه ی خلقت و وجودی تو

گرفته دور و برت را هزار پروانه
چرا که خوبتر از عطر ناب عودی تو

تویی نتیجه ی نذر و توسلات پدر
و ربنای قنوت و دم سجودی تو

ادامه داشت برایش کنایه ی مردم
تو ای سلاله ی زهرا اگر نبودی”تو”

تو استجابت سبزی به دست های گدا
زلال جاری فیضی شبیه رودی تو

پس از امام حسن سفره های رنگینی
برای مردم بی دست و پا گشودی تو

تو دستگیر همه هستی ای خدای کرم
که هیچ چیز نمی خوای در ازای کرم

منم همیشه مرید درِ تو باب مراد
دوباره قرعه ی فالم به نام تو افتاد

ببخش اینهمه بد کرده ام به جان خودم
نگاه گرم و صمیمی تو به من رو داد

چه قدر حاجت ناگفته را روا کردی!
دم تو گرم و شود خانه ی دلت آباد

چرا هزار مرتبه شکر خدا که سائلم و
کرامت تو مرا در کنار تو جا داد

خلاصه این که منم خاکسار این درگاه
مزن به سینه ی من دست رد امام جواد

تمام آبروی من به زیر دین شماست
تمام آرزویم صحن کاظمین شماست

محمد حسن بیات لو




یکباره دلم ریخت زحُسن تو و گرنه می رفت فنا بی نظرتو به ثمر،نه هرکس به تو دلداده فقط سود گرفته دل باخ
شنبه 28 فروردين 1395 ساعت 10:45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یکباره دلم ریخت زحُسن تو و گرنه
می رفت فنا بی نظرتو به ثمر،نه

هرکس به تو دلداده فقط سود گرفته
دل باخت به عشق تو ولی کرد ضرر?نه!!

با آمدنت شاد شده چهره ی دنیا
شاد است ولی شادتر از قلب پدر، نه

آقا به خدا دوست و دشمن شده بنده ات
اصلاً همه جا دست به خیری تو ، مگرنه???!!

ای حضرت باران، پسر شاه خراسان
من از تو تورا می طلبم، کیسه ی زر نه

باهرکه توانسته کنار آمده این دل
با آل علی? آری و با آل عمر? نه!!!!!

مهدی قاسمی




حاتم از یک تار مویت خلق شد ، ابن الرّضا کل عالم ز آبرویت خلق شد ، ابن الرّضا صد بهشت از عطر و بویت خل
پنجشنبه 26 فروردين 1395 ساعت 10:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حاتم از یک تار مویت خلق شد ، ابن الرّضا

کل عالم ز آبرویت خلق شد ، ابن الرّضا

صد بهشت از عطر و بویت خلق شد ابن الرّضا

ماه ،از اکسیر رویت خلق شد ابن الرّضا

سائل کوی توأم ، آقا… “تَصَدَّقْ” بر گدا

تاب گیسوی توأم ، آقا… “تَصَدَّقْ” بر گدا

قلب ما باب المجانین و کرامت از شما

راه تو باب المراد و استقامت از گدا

شاه راه سائلان ، باب الجواد ابن الرّضا

اسمِ اعظم ، نام تو باشد به درگاه خدا

ای علی اکبر دوم ، عزیز فاطمه

به چه شیرین ، بردن نامت کنار علقمه

علقمه ، باب الحوائج ، نام تو غوغا کند

“یا جواد” و “یا جواد” ،عباس هم امضا کند

بعد یک کرب و بلا ، شوری به دل برپا کند

آخرش هم کاظمین تو گره را وا کند

میروم یک روز از کرب و بلا تا کاظمین

با شعار “یا جواد” و “یا لَثاراتَ الحسین”

دست خالی آمدم ،ای سفره دار محترم

از گدایان توأم ، ای سایه ات روی سرم

ای فدای چشم هایت هم پدر هم مادرم

حاجتم این است: یک شب ، پا برهنه ، در حرم

در حرم ، آرام ،یک گوشه ،من و ذکر “رضا”

روضه میخوانم برای غربت خون خدا

روضه ی مادر ،علی ، با دست بسته ،کوچه ها

یادی از قبر حسن ،در حسرت ایوان طلا

جان فدای قلبِ بی تابِ تو و بابای تو

غرق در داغ علی و فاطمه ،دنیای تو

عرض خود را اینچنین میبندم و رد میشوم

از غلامان توأم ، هر چند هم بد میشوم

از دعاهای شما ،راهیِ “مشهد” میشوم

میروم مشهد ،همانجا وقف مرقد میشوم

ای جواد بنُ الرّضا ، بابُ الجوادت محشر است

رفتن از بابُ الجواد ،از هر دری شیرین تر است

پوریا باقری




یک کوزه ی بی آب ، از دریا چه میداند یک مشت خاک ، از غربت صحرا چه میداند یک سائل بیچاره از آقا چه میدا
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 10:8 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یک کوزه ی بی آب ، از دریا چه میداند

یک مشت خاک ، از غربت صحرا چه میداند

یک سائل بیچاره از آقا چه میداند

از چهارده خورشید عقل ما چه میداند

 

ما دور از "قدریم" " اِنّا " را نمیفهمیم

«الحق که پایینیم و بالا را نمیفهمیم»

 

هر کس که در این خانه قنبر شد پشیمان نیست

کارگر اولاد حیدر شد پشیمان نیست

از خاک بود عاقبت زر شد پشیمان نیست

جاروکش صحنی مطهر شد پشیمان نیست

 

این روزها باید رضا آباد ساکن بود

یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود

 

نه بار میگیریم ذکر یا رضا و بعد

نه بار میچرخیم در صحن و سرا و بعد

نه بار میسازیم راهی تا شما و بعد

نه بار می آییم تا عرش خدا و بعد

 

شاید سحر باب الجوادت روی ما وا شد

اولادنا اکبادنا امروز معنا شد

 

گفتم جواد ، از بند بند شعر رحمت ریخت

از چشمهای سائلم اشک خجالت ریخت

گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت

آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت

 

گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد

بی معرفت بودن دوباره کار دستم داد

 

ای حسرت سجاده ها ، یا ربنای تو

رفته ست تا به عرش اعلی ربنای تو

بوی علی دارد سحرها ربنای تو

توحید میگیریم ما ، با ربنای تو

 

آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن

یک کاظمیه در دل هر شیعه بر پا کن

 

یک "اتق الله" از تو ، ایمان داشتن با من

ابر کرامت از تو ، باران داشتن با من

شانه ز تو، زلف پریشان داشتن با من

چه کرده این عشق کریمان داشتن با من

 

که در خیالم کاظمینی میشوم هر روز

در کاظمین تو حسینی میشوم هر روز

 

دل دست تو دادیم پس دل برنمیگردد

ناقص نباشد تا که کامل برنمیگردد

بی جیره از این خانه سائل برنمیگردد

یعنی از اینجا بی فضائل برنمیگردد

 

این دفعه را آقا بیا سائل نوازی کن

ویرانه ی قلب مرا آباد سازی کن

 

همراه ماه امشب ستاره میرسد از راه

و یک علی دارد دوباره میرسد از راه

بر گنبدی سوم مناره میرسد از راه

شیری به شکل شیرخواره میرسد از راه

 

این شاخه طوبی ثمر دارست از امشب

بی بی رباب ما پسردارست از امشب

 

این طفل کوچک میشود حیدر زمان جنگ

شمشیر خود میسازد از حنجر زمان جنگ

اصغر شد اما میشود اکبر زمان جنگ

مانند مردان میسپارد سر زمان جنگ

 

گهواره را معراج خواهد کرد این آقا

دین را به خود محتاج خواهد کرد این آقا

 

بر روی دستی خوش زبانی میکند روزی

با گریه هایش خطبه خوانی میکند روزی

قد سپاهی را کمانی میکند روزی

از سنگر دین پاسبانی میکند روزی

 

شش ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت

تا حد جان پای دفاع از یار خواهد رفت

 

تیری به سرعت حنجرش را میزند بر هم

یکجور می آید سرش را میزند بر هم

اصلا تمام پیکرش را میزند بر هم

در خیمه قلب مادرش را میزند بر هم

 

از گوش تا گوش سرش با تیر میپاشد

لب با سه شعبه تا شود درگیر، میپاشد

 

رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی آید

کوری چشم دشمنش بیرون نمی آید

یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی آید

صد نیزه هم باشد تنش بیرون نمی آید

 

دست امامی هست ، پس دستی برابر نیست

یعنی که نبش قبر شش ماهه میسر نیست

 

سید پوریا هاشمی




هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد از سجده ی گمراهیش سر بر ندارد سرمایه ی عشق شما راه نجات است بیچاره
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 10:6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد

از سجده ی گمراهیش سر بر ندارد

 

سرمایه ی عشق شما راه نجات است

بیچاره هر کس عشق تو در سر ندارد

 

لازم نکرده که مرا فردا بخوانند

جنت اگر از نامتان سردر ندارد

 

باب الجوادی مطمئنا هست آن جا

محشر از این در هیچ بالاتر ندارد

 

گشتم ولی دنیای شیعه از تو آقا

مولود پر خیر و مبارک تر ندارد

 

کوری چشم دشمنان إبنُ الرضایی

کی گفته سلطانم علی اکبر ندارد؟

 

دردانه ی سلطان طوسی یا محمد

والیِ ما غیر از شما دلبر ندارد

 

عطری که از ذکر لبت در شهر پیچید

عود و گلاب و نافه و عنبر ندارد

 

در کودکی در قله های علم بودی

علم تو را عیسای پیغمبر ندارد

 

گشتم ولی هم ارزش خاک عبایت

در ارض و در افلاک سرتاسر ندارد

 

فهمیده ام از نامه ی سلطان، که عالم

کُنْیه نکوتر از اباجعفر ندارد

 

در کاظمینت هر کسی آمد دلش ماند

راهی بجز این راه تا آخر ندارد

 

"وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً ..." عیدی همین بس

عالم بجز چشم شما محور ندارد

 

می دوزد آخر چشم خود را بر دو دستت

مرغی که در وقت پریدن پر ندارد

 

محشر بفهمد جایگاهِ عصمتت را

هرکس تو را در این جهان باور ندارد

 

شاعر:محمد جواد شیرازی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



آقای من... همینکه حاصل یک عمر لبخند رضا هستی محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی میان بهترین هایی چه
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 10:3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آقای من...

همینکه حاصل یک عمر لبخند رضا هستی

محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی

میان بهترین هایی چه تفضیلی ازاین برتر

که بابای علی هستی و فرزند رضا هستی

به مشهد که به جای خود دلم در کاظمینت هم

بگوید یارضا ازبس همانند رضا هستی

قسم خوردن به نامت میدهد حاجت به قدری که

به محشر هم گمانم ذکر سربند رضا هستی

خدا میخواست تا معنای بخشیدن عیان گردد

جواد آمد که این معنا برای ما روان گردد

رضا که صاحب فرزند میشد آخرش، اما؛

خدا میخواست تا این فیض، سهم خیزران گردد

پسرگشتن ازاین سو و امام شیعه از آن سو

جواد آمد که این گردد جواد آمد که آن گردد

حکایت ها فراوان است از هرلحظه ی این طفل

چنانکه صدگلستان ضرب در صدبوستان گردد

علی هرچند فرزند محمد بود، ایندفعه

محمد از علی آمد که فخر شیعیان گردد

دراین وادی اگر سودی ست با درویش خرسند است

تجارت جز درِاین خانه سودش هم زیان گردد

پدر با داغ فرزندش، پدر با داغ دلبندش

ولی اینجا پسر باداغ بابا امتحان گردد

شب میلاد فرزندش همینکه تشنه لب باشد

گمانم «خیزران» هم اشک ریز خیزران گردد

 

مهدی رحیمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



یا جواد الائمه... سائل ، شبي كه زائر باب الـمُراد شد تسبيح وار ، گرمِ دَمِ "ياجواد" شد در كربلا نياف
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 10:3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا جواد الائمه...

سائل ، شبي كه زائر باب الـمُراد شد

تسبيح وار ، گرمِ دَمِ "ياجواد" شد

در كربلا نيافت مَـجالِ گريستن

در كاظمين روزيِ اشكش زياد شد

حتّي غمي كه كُـنج دلش جا گرفته بود

وقتِ بغل گرفتنِ اين كعبه ، شاد شد

گَرد گُـناه را ز رويِ شانه اش تكاند

وقتي نسيمِ صحن مُبدّل به باد شد

شد با سواد گيسوي دلبر سپيدبخت

تا بر سواد آينه بي اعتماد شد

حتّي نصيب حور و ملك هم نشد به عُمْر

خيري كه سهم زائر خَيرُالعِباد شد

هركس نداشت مِـهر جوادالائمه را

واللهِ روسياه تر از قوم عاد شد

هركس كه "ياامام رضا"گفت و جان سپرد

سوگند بر جوادِ رضا "زنده ياد"شد

در اوّلين قدم به مُراد دلش رسيد

سائل ،دمي كه ساجدِ"بابُ الجواد"شد

 

محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



یابن الرضا... تویی مونس جان امام جواد! به هر جای ایران امام جواد تویی میوه ی باغ موسی الرضا عزیزِ دل
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 10:1 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یابن الرضا...

تویی مونس جان امام جواد!

به هر جای ایران امام جواد

تویی میوه ی باغ موسی الرضا

عزیزِ دل و جان ؛ امام جواد

پس از فاطـمه بینِ معصوم ؛ تو :

جوان تر شهیدان امام جواد

ردای نیابت به هفت سالگی

تو را بسته پیمان امام جواد

به صحبت تو مأمونیان را تباه

نمودی نمایان امام جواد

امامت به نُه سالگی شد نصیب

تو را در خراسان امام جواد

به یاد تو اشکِ رضا و حسین

بریزد به دامان امام جواد

نهم اختر شیعه در آسمان
تو هستی نگهبان امام جواد

به جان صاحب و شعر او
تویی حامیِ آن ؛ امام جواد !

 

حامد فروغی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت روی دستان سبز جبراییل می رسد ماه خانه ی مولا آسمان ایستاده محضر او دست بر
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

روی دستان سبز جبراییل

می رسد ماه خانه ی مولا

آسمان ایستاده محضر او

دست بر سینه دارد و حالا...

 

مژده ای اهل آسمان و زمین

هشتمین مرد عشق بابا شد

نهمین وارث رسول خدا

روی دامان خیزُران جا شد

 

دهمین روز ماه ناب رجب

پا به پای بهار آمده است

در مدار منوّر خورشید

ماه شب های تار آمده است

 

بین چشمان او علی جاری ست

بخشش از دست های او پیداست

دل سپرده به مادر سادات

المثنای حضرت زهراست

 

از کرامات او همین بس که

کرمش رنگ مجتبی دارد

نوه ی خانواده ی موسی

نفسش عطر کربلا دارد

 

کم که نه وقت بارش رحمت

از نگاهش زیاد می بارد

ابر الطاف او بدون شک

سمت باب الجواد می بارد

 

خاطرات حرم چه زیبا بود

من که آن را نمی برم از یاد

خاطرات زیارت مشهد

گوشه ای پشت پنجره فولاد

 

تا که مرغ دل پریشانش

جا بگیرد در آستان جواد

پیر مردی به زیر لب می گفت:

یا رضا جان، تو را به جان جواد

 

روز میلاد تو عجین گشته

با شمیم فرح فزای سیب

با علی اصغر امام شهید

یاعلی اکبر امام غریب

 

با خود پرچم امام رضا

سوی باب الحسین خواهم رفت

جمعه روزی من عاقبت سوی

حرم کاظمین خواهم رفت

 

اسماعیل شبرنگ

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



محمود ژولیده شاهد سه شنبه 1394/02/8 امام جواد(ع)-ولادت ای به جمالات الهی جمیل وی به کمالات و شرف بی بدی
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 

امام جواد(ع)-ولادت

 

ای به جمالات الهی جمیل

وی به کمالات و شرف بی بدیل

طینت تو آیه ای از ذوالجلال

خلقت تو جلوۀ ربّ جلیل

وصف سجایای تو بی انتها

روح تو دارای صفاتی اصیل

ذرّه ای از نور تو خورشید و ماه

چشمه ای از غمزۀ تو سلسبیل

محضر تو مهبط نور خدا

مکتب تو مکتب وحی و دلیل

سلسلۀ مادری اَت  فاطمی

دودۀ باباییِ تو تا خلیل

هرچه بگوئیم ز دریای حُسن

هست از این بحر نشانی قلیل

ذکر دل خیلِ غلامانِ تو

نعم المولاست و نعم الوکیل

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

آنکه گِلِ نوریِ تو بیخته

مِهر تو را در دلِ ما ریخته

از عدم انگیزشِ هفت آسمان

گشت ز نام تو بر انگیخته

چون بدهد ((کن فیکون)) امرِ تو

پای اشارات تو سر ریخته

از تو و اسرار تو آگاه نیست

عالم و فرزانه و فرهیخته

شیعه از آن روز شده شیعه اَت

که دل او با گِلت آمیخته

کیستی ای کوثر دوم ، جواد

نام تو موج کرم انگیخته

سورۀ کوثر ز تو احیا شده

ابتر از این معرکه بگریخته

خصم رضا روز جزا از قضا

پس به زبان می شود آویخته

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

کیستی ای سِرّ نهان و عیان

نورِ بر اَفراشته تا آسمان

مَظهر اسماء خدا یک به یک

مُظهر اوصاف خدا آن به آن

تا متولد شدی از مادرت

اشهدِ تو بود به روی زبان

سجده کنان غلغله انداختی

در همۀ کون و مکان یک زمان

چشم خدابین تو از جنس نور

وز همه عالم خبرت هر مکان

تک تکِ اعمال محبین توست

زیر نفوذ نظرت در جهان

سایۀ تو حضرت روح القدس

در همه جا هست ترا همچو جان

مورد تایید خداوندِ توست

آنچه تو انجام دهی بی گمان

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

ای همۀ زندگی اهل بیت

مایۀ بالندگی اهل بیت

بندگیِ راه خدا کرده ای

مثل همه بندگی اهل بیت

کاش که می شد همه اعمال ما

مایۀ زیبندگی اهل بیت

کیست برازندۀ عصمت شود

مثل برازندگی اهل بیت

هست پیام تو به ما شیعیان

پیروی از زندگی اهل بیت

غیرت زهرایی اَت از کودکی

جلوۀ رزمندگی اهل بیت

شیوۀ ما پیش روی دشمنان

شیوۀ توفندگیِ اهل بیت

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

 

محمود ژولیده

***

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت ای گدای درگه احسان تو جود و کرم زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم عاشق روی
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

عاشق روی تو را در دل هزاران مهر نور

سائل کوی تو را صد آسمان جاه و حشم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

مهر و ماهت وام بگرفته است از نور جمال

اخترانت سجده آوردند بر خاک قدم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دامن ریحانه از مهر رخت دریای نور

عاشر ماه رجب از احترامت محرتم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

ای زششسو پنج حس و چار ارکان و سه روح

در دو گیتی زامر یکتا با نظافت منتظم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

تو همان جان وجودی ما همان جسم ضعیف

ما همان تاریکی محض و تو خورشید قدم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

 

غلامرضا سازگار

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت باران زده بر کوچه ی احساس من انگار سرشار طراوت شده این جان و تن انگار مبهو
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

باران زده بر کوچه ی احساس من انگار

سرشار طراوت شده این جان و تن انگار

مبهوت شده آینه در خویشتن انگار

خورشید به وصفت شده گرم سخن انگار

از شوق تماشای تو عالم هیجانی ست

حتا به سر پیر خرد شور جوانی ست

در آرزوی وا شدن غنچه ی دلدار

لبخند به روی همه - آزاد و گرفتار-

خوشبختی یاران شده در آینه تکرار

کم نیست غم دل، ولی انگار نه انگار

این جام برای نهمین مرتبه پر شد

کشکول قلندر صفتان یکشبه پر شد

مولای من! ای گرمی بازار جوان ها

ای شیفته ی سروری تو دل و جان ها

در طول زمان، طول زمان، طول زمان ها

هی زخم زبان، زخم زبان، زخم زبان ها...

گفتند که مقطوع شده نسل امامت

اما لقب "شمس نهم" خورد به نامت

ای آینه ی عاشقی ضامن آهو

برده دل و دین از همه آن طاق دو ابرو

گلنغمه ی محراب تو "یا مبدئ" و "یا هو"

برپای تو افتاده دل خلق ز هر سو

علم و کرم و فضل تو ره یافتنی نیست

در بخشش و احسان تو حرف و سخنی نیست

آتشکده ی عشق منی ای نهمین نور

با تو بدهد بر همه افلاک، زمین نور

خورشید فرو رفته در اندیشه ی این نور

نامیده تو را آینه "خوش جلوه ترین نور"

عنوان ولیعهدی سلطان فقط از توست

بر تخت سخن، کام درافشان فقط از توست

ما شیعه و چون موج به دریات خروشان

در تشنگی چشمه ی چشمان تو جوشان

در گوشه ی میخانه ز ما چشم مپوشان

از باده ی عرفان قدحی چند بنوشان

گشتیم و ندیدیم شبیه تو مرادی

حقا چه کریمی، چه امامی، چه جوادی!

از تیره ی سلمانم و از نسل غدیرم

کُشته ست مرا شوق حریمت، بپذیرم

بگذار تو را سخت در آغوش بگیرم

در شعله ات ای شمع چو پروانه بمیرم

ای مایه ی آرامش خورشید خراسان

امشب شب عشق است ز ما چشم مپوشان

 

سید محمد بابامیری

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت آنان که پی کاسبی رزق حلالند تا روز قیامت دَرِ این خانه وبالند باید که سر س
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

آنان که پی کاسبی رزق حلالند

تا روز قیامت دَرِ این خانه وبالند

باید که سر سجده به این خاک بمالند

- این ها-  همه سرچشمه ی آن آب زلالند

ما را که سلوک علی و آل مرام است

رزقی بجز از سفره ی ارباب حرام است

ذِکرُالله ما می شد این یاد ائمّه

این مجلس و این لطف خداداد ائمّه

هستیم به یاریّ و در امداد ائمّه

در حزن و غم و شادی و میلاد ائمّه

این کف زدن و سینه زنی جوهر دین است

عَجِّل لِوَلیِّ الفَرَجِ شیعه همین است

ای منتظران مقدم موعود مبارک

در مجلستان عطر خوش عود مبارک

میلاد کرم، لطف و عطا، جود مبارک

ازبس که شد این فاطمه مولود مبارک

ازدست علی هرچه گدا تاج گرفتند

در عرش ملائک همه معراج گرفتند

عالم همه پست و پسر فاطمه بالاست

یک عمر شدم نوکرش، آنقدر که آقاست

از نسل علیّ و نوه ی حضرت موساست

مولام رضا، او علیِ اکبرِ مولاست

اسفند بپاشید سر آتش ایمان

او آمده تا کور کند چشم حسودان

رویید زِ لبهای علی اکبری اش گل

چیدند ملاک زِ رخ دلبری اش گل

از لعل مناجاتیِ پیغمبری اش گل

از سمت پدر گل، نسب مادری اش گل

به به! چه گلی آمده در خاطر این باغ

قنداقه ی گلپوش شده قبله ی عشاق

او عبد خدا بود، در این باره سخن گفت

" لاحول و لا" خواند و به گهواره سخن گفت

پر نور شد آن خانه چو مه پاره سخن گفت

با هر دل بیچاره ی آواره سخن گفت:

" تنها نه به هر مفلس در بند جوادم

حتی به امامان خداوند جوادم"

خوب است زِ قنداقه ی او توشه بگیریم

از مزرعه ی صورت او خوشه بگیریم

فیض حرم صاحب شش گوشه بگیریم

روی قدمش سر بگذاریم و بمیریم

چون مرگ به روی قدمش عین حیات است

او منبع جود است و دَلیلُ البرکات است

وَاللهِ بنی فاطمه سرمایه ی دینند

هم سایه حقّند وَ هم سایه نشینند

فردوس خدایند و بهشتند و بریند

ما رعیت واینان همه ارباب ترینند

این ها سر شاخه رطب کال ندارنند

اولاد علی، طفل و کهنسال ندارند

او کودک ارباب ولی شیخُ الائمه است

دشمن شده از جامِ میِ معرفتش مست

خوردند بزرگان همه در بحث به بن بست

پیش پسر شاه خراسان شده اند پست

در محضر او اوج نشینان همه پستند

محکوم به درماندگی و عجز و شکستند

در وادی دل وجه خدا کیست بجز او

دروازه و مفتاح دعا کیست بجز او

ابن الکرم و ابن سخا کیست بجز او

ابن علی و ابن رضا کیست بجز او

او ابن علی، ابن علی، ابن علی هاست

آری نهمین معجزه ی حضرت زهراست

او کارگشای گره روز معاد است

سرچشمه ی جود است و جواد است و جواد است

برسفره ی او رزق خداداد زیاد است

از آمدن ابن رضا، فاطمه شاد است

ما سایه نشین کرم ابن رضاییم

مشتاق طواف حرم ابن رضاییم

باید که بسازیم دوباره حرمش را

بر عرش رسانیم شکوه علمش را

چون لشگری از شمع بسوزیم غمش را

در روضه بمیرم غمِ سنّ کمش را

مدّاح فلک در غم او زمزمه دارد

او ارثیه ی عمر کم از فاطمه دارد

امیر عظیمی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-ولادت ستاره سحری مژدۀ سحر می داد فروغ صبح ز پایان شب خبر می داد ز صحن سینۀ ما دست عاطفت
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-ولادت

 

ستاره سحری مژدۀ سحر می داد

فروغ صبح ز پایان شب خبر می داد

ز صحن سینۀ ما دست عاطفت از شوق

کبوتر دل ما را به عرش پر می داد

فضای شهر مدینه معطر از گل بود

شبی که گلبن باغ ولا ثمر می داد

مگر نسیم ز باغ بهشت آمده بود

که بوی ناب گل وسبزه های تر می داد

سحاب رحمت حق بر مدینه سایه فکند

خدا به حجت خود کوثری دگر می داد

فلک به یمن قدومش ستاره باران بود

خدا به شمس سپهر ولا قمر می داد

زدیدگان پدر اشک شوق جاری بود

شبی که بوسه به رخسارۀ پسر می داد

برای خلق گنهکار در شب میلاد

خدا به نخل شفاعت دوباره بر می داد

نهم سپهر ولایت جواد اهل البیت

کریم بود و به هر بینوا گهر می داد

هنوز کعبه شهادت دهد بدان محفل

هرآن که مسئله پرسید از او نظر می داد

دلم گرفته چه می شد اگر خدا یک شب

چنان نسیم به کویش مرا گذر می داد

چه عقده ها که« وفایی» زدل نمی شد باز

به ما اگرکه خدا برگۀ سفر می داد

 

سید هاشم وفایی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



عشق گاهی در جدایی گاه در پیوند هاست عشق گاهی لذت اشکی پس از لبخند هاست عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتم
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

عشق گاهی در جدایی گاه در پیوند هاست

عشق گاهی لذت اشکی پس از لبخند هاست

عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتمندهاست

عشق گاهی بین بابا ها و تک فرزند هاست

 

عشق می آید که بعد از شب سحر پیدا شود

عشق گاهی می رسد تا یک نفر بابا شود

 

یک نفر امّا دو عالم بنده ی سلطانیش

بنده نه، قربانی قربانی قربانی اش

مهربانی که تمام مهربانان فانی اش

دعوتند امشب همه افلاک در مهمانی اش

 

با حضور انبیاء و اولیاء و ابر و باد

آدرس : مشهد ؛ حرم ؛ پشت درِ باب الجواد

 

عرشیان هستند در مهمان سرای حضرتی

در صف خدمت گذاری با غذای حضرتی

آب سقا خانه جام کاسه های حضرتی

بعد از آن هم شاعرانند و ردای حضرتی

 

جبرئیل از میهمانان میزبانی میکند

بعد دعبل میرسد اُرجوزه خوانی میکند

 

ای زمین از عرش بر فرش آسمانت را ببین

ای پرستوی مهاجر آشیانت را ببین

ای دل غمگین امام شادمانت را ببین

امشب ای سلطان ولیعهد جوانت را ببین

 

ای امام مهربان باب المرادت آمده

میوه ی قلبت دل آرامت جوادت آمده

 

مزد چل سال انتظار و چل شب احیای سحر

میشود طفلی که از او نیست طفلی خوب تر

سیب سرخ احمد است و باز هم داده ثمر

کوثری دیگر عطا کرده به قرآن این پسر

 

کوثر و یاس است جاری در رگ و در خون تو

مردمان ری فدای روی گندمگون تو

 

سبط موسی هستی و کار مسیحا میکنی

مثل عیسایی که در گهواره لب وا میکنی

با عصایت معجزه مانند موسی میکنی

دیده ی کور منافق را تو بینا میکنی

 

بر حقیری بنی عباس دامن میزنی

پور اکثم را به تیغ علم گردن میزنی

 

آن خدایی که به تقدیرم گدایی را نوشت

در مرام نام تو مشکل گشایی را نوشت

ذیل اوصاف تو در بخشش خدایی را نوشت

مهربانی علی موسی الرضایی را نوشت

 

در میان تیرگی ها آفتاب من شدی

تو قسم های همیشه مستجاب من شدی

 

چون به سائل میدهی از هرچه بهتر ، بیشتر

میخورد باب المراد خانه ات در ، بیشتر

گرچه نام تو شده حاجت برآور بیشتر

لیک حساس است بابایت به مادر بیشتر

 

پس قسم خوردیم بعد از تو به حق فاطمه

تا که امضا گردد امشب کربلای ما همه

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



علیرضا خاکساری شور میان مثنوی و مستزادها مضمون ناب دفتر شعر فواد ها در مکتب تو شاعر أمی قبول نیست
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

شور میان مثنوی و مستزادها 
مضمون ناب دفتر شعر فواد ها
 
در مکتب تو شاعر أمی قبول نیست ؟؟
دل بسته اند بر قلمت بی سواد ها
 
من سالها خراب توام حضرت شراب 
آورده اند عطر تو را ابر و بادها
 
مولود سبزه ی نمکین سپید روی 
شرک خفی ست در نظرم انتقادها
 
باید ز خال هاشمی تو مدد گرفت 
چون روز روشن است برایم عنادها
 
هرشب گدای در به در "خسروی نو" ام 
باب الجوادتان شده باب المرادها
 
محو تو و اسیر سه ابن الرضا شدم
دل داده ام به دست رضایی نژادها
 
از برکت دعای تو من رزق می برم
بَه بَه به سفره ی تو و این ازدیادها
 
بیش از نیاز میدهی و ذوق میکنم
خیلی کم است پیش تو خیلی زیادها
 
از برکت تو نام مرکب گرفته ایم 
قربان مقدم تو محمد جواد ها

علیرضا خاکساری

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



علیرضا خاکساری دعبلم کن تا برای تو غزلخوانی کنم با غزل های تو اظهار مسلمانی کنم من که نیت کرده ام آق
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:42 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

دعبلم کن تا برای تو غزلخوانی کنم 
با غزل های تو اظهار مسلمانی کنم
من که نیت کرده ام آقای من رخصت بده
سر در باب الجوادت را چراغانی کنم
****
من و حصن حصین همسایه
من و حبل متین همسایه
سالیانی دل مرا برده
پسر نازنین همسایه
****
وَجهُهُ طلعة الرشیده بود
أنظروا غرة الحمیده بود
روزگاری امام خواهد شد
طفل نوباوه نه پدیده بود
*****
بچه آهويم كه در دام شما افتاده ام
گرچه در بندم وليكن بنده اي آزاده ام
هر که نقش خویش را در خاکساری دیده است *
شاد از آنم خاكسار كوي " آقازاده " ام
*****
* صایب علیه الرحمه
 

علیرضا خاکساری

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



دوباره سرم در هوای شماست تمام دلم سر سرای شماست به سوی خدا رفتم و دیده ام فقط رد پا رد پای شماست خد
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دوباره سرم در هوای شماست

تمام دلم سر سرای شماست

به سوی خدا رفتم و دیده ام

فقط رد پا رد پای شماست

خدا هم فقط از شما گفته است

گمانم خدا هم خدای شماست

گدایی برازنده ی ایل ماست

برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا میرسی

که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است

گره هام دست دعای شماست

 

مرا پای حیدر هلاکم کنید

به عشق رضا سینه چاکم کنید

 

دلی دارم و خانه زاد رضاست

فقط یاد دارد ز یاد رضاست

کم اینجا ندیده است برایش بد است

دلم مستحق زیاد رضاست

فقط می نویسد رضا تا ابد

و شکل خدا بی سواد رضاست

نجف،کربلا رفتم و گفته اند

که راهش دهید از بلاد رضاست

گره می خورد زندگی ام ولی

همین نا مُرادی مراد رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم

روی خاک باب الجواد رضاست

 

جوادش در بسته را باز کرد

گره های من را رضا باز کرد

 

خبر را مسیح از مسیحا شنید

خبر را ز جبریل موسی شنید

اگر گوش تا گوش دل را دهی می توان

که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی ترک خورده بود

ولی ناگهان بوی دریا شنید

دل انبیا بر دری می تپید

که از آن صدای شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد

شبی که رضا ذکر بابا شنید

تو هم مادری هستی و می شود

که از قلب تو نام زهرا شنید

 

فدای نفسهای بابایی ات

فدای تپش های زهراییت

 

ز تو کوچه ها تا معطر شدند

حسودان این شهر ابتر شدند

به کوری چشمان ناباوران

همه محو روی پیمبر شدند

عسل های کندوی لبهای توست

گر این روزها شهد و شکر شدند

برای تماشای لبخند توست

علی اکبری ها کبوتر شدند

کریمی کرامت،جوادی و جود

چه خوش کُنیه هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه

پُر از یاد میلاد اصغر شدند

خدا دید چشم پر احساس تو

از آن ابتدا غرق مادر شدند

 

کسی را نگاهت معطل نکرد

دو دست مرا هیچ معطل نکرد

 

تو دریایی و در تماشا رباب

تو در خوابی و غرق لالا رباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش

که خندید با تو به زهرا رباب

شبیه حسینی و مات تو اند

همه دور گهواره حتی رباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند

تو را داده بر دوش سقا رباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن

بیا زنده کن عمه را با رباب

به دستان بابا هواست نبود

که چشمش به راه است آنجا رباب

 

نگو مادرت را صدا می زدی

به دست پدر دست و پاز میزدی

شاعر: حسن لطفی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ امشب همه جا صحبت یار است دگر هیچ در محفل اهل سحر و اهل مناجات صحب
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ

امشب همه جا صحبت یار است دگر هیچ

 در محفل اهل سحر و اهل مناجات

صحبت ز سر زلف نگار است دگر هیچ

 تابیده به عالم رخ چون بدر محمد

پایان شب تیره و تار است دگر هیچ

 امشب همه جا صحبت جود است و جواد است

نامش همه جا ذکر و شعار است دگر هیچ

 از یمن عطا و کرم و جود و سخایش

دارا شده هر کس که ندار است دگر هیچ

 

امشب همه مشمول کرامات جوادند

در پشت درش خیل گدایان همه شادند

 

گردیده درِ جود خدا بار دگر باز

میخانه ی عشق رضوی تا به سحر باز

به به چه خبر گشته شب شهر مدینه

پابوسی او آمده خورشید و قمر باز

 بر گرد رخش خیل ملائک همه جمعند

ریزند به پایش همه دم دُرّ و گهر باز

 رو در روی هم آینه در آینه وقتی

چشمان پسر گشته سوی چشم پدر باز

 خندان شده لعل پدر پیر مدینه

وقتی به سویش گشته لبِ نازِ پسر باز

 

امشب سخنم شامل صد رحمت او شد

روی سخن و حرف دلم حضرت او شد...

 

...ای معتکف کوی تو مهتابِ شبانه

ای خیل گدایان به سویت گشته روانه

 هر جا سخن از جود و عطا در وسط آید

سوی تو بچرخد سر انگشت نشانه

 خورشید خجالت کشد و ماه بلرزد

تا که سخن از روی تو آید به میانه

 آن قدر کرامات تو گردیده زبان زد

همیشه گدا هست به پشت در خانه

 ای وارث علم رضوی، زاده ی زهرا

"یحیی" شده با علم تو رسوای زمانه

 

آری تو جوادی که شدی عشق موید

هم حیدر و هم آینه ی روی محمد

 

شاعر: ناصر شهریاری

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



ابن الرضا... نوشت اول شعرش به نام حضرت عشق و باز میکند امشب زبان به مدحت عشق کسی که شعرخودش را نگفته
سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت 10:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ابن الرضا...

نوشت اول شعرش به نام حضرت عشق

و باز میکند امشب زبان به مدحت عشق

کسی که شعرخودش را نگفته میداند

که هست ازبرکات وجود ورحمت عشق

اگرچه قافیه ی شعردست وپا گیراست

شروع میکند اینبارهم به زحمت عشق

منی که مثل همیشه خراب و حیرانم

منیکه گرم سرودن شدم به نیت عشق

 کسی که آمدنش را خدا تبارک گفت

کسیکه آمدو شد منتهای زینت عشق
 
ترنمات لبش آیه های کوثر بود

و داد خاتمه بر افترا و تهمت عشق

عجیب نیست که مولود بی نظیر رضا

شود برای همیشه امام عصمت عشق

سلام برگل رویش بگو به قصد برات

نثار این پسر حضرت رضا" صلوات"

شکوه بی بدل لطف ومهرو جودی تو

 و بانی همه ی خلقت و وجودی تو

 گرفته دور و برت را هزار پروانه

چراکه خوشترازعطر گلاب وعودی تو

 تویی نتیجه ی نذر و توسلات پدر

 و ربنای قنوت و دم سجودی تو

ادامه داشت هنوزحرفهای مردم شهر

تو ای سلاله ی زهرا اگر نبودی تو

تو استجابت سبزی به دست های گدا

 زلال جاری فیضی شبیه رودی تو

پس از امام حسن سفره های رنگینی

برای مردم بی دست و پا گشودی تو

تودستگیر همه هستی ای خدای کرم

که هیچ چیز نمی خوای در ازای کرم
 
منم همیشه مرید در تو باب مراد

 دوباره قرعه ی فالم به نام تو افتاد

ببخش اینهمه بدکرده ام به جان خودم

نگاه گرم و صمیمی تو به من رو داد

چه قدر حاجت نا گفته را روا کردی

دم تو گرم و شود خانه ی دلت آباد
 
خوشا به حال گرفتار تو که مانند...

رهایی است-اسیری به دست توصیاد
 
هزار مرتبه شکر خدا که سائلم و

کرامت تو مرا در کنار تو جا داد

خلاصه اینکه منم خاکسار این درگاه

مزن به سینه ی من دست ردامام جواد

تمام آبروی من به زیر دین شماست

تمام آرزویم صحن کاظمین شماست

 

محمد حسن بیاتلو
 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



یا جواد الائمه... درِ این خانه اَم گدا عشق است کاظمینی شوم خدا عشق است از خدا خواستم تو را آری باتو
یکشنبه 06 ارديبهشت 1394 ساعت 11:44 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا جواد الائمه...

درِ این خانه اَم گدا عشق است

کاظمینی شوم خدا عشق است

از خدا خواستم تو را آری

باتو بودن همیشه باعشق است

پرزدن کمترین کرامت تو

پَرگرفتن دراین سَراعشق است

بال وُ پَرهایِ بستۀ نوکر

شده بایک اشاره وا عشق است

 
یکی یکدانۀ رئوفِ حرم

بانگاهی سویِ حَرم بِبَرَم


تو نگاهم کنی خدا هم هست

در جوارِ تو ربّنا هم هست

داخلِ صحنِ مشهدیِّ تو

زائرِ مشهدالرّضا هم هست

برقِ ایوان شبیهِ طاقِ نجف

آن جَلایِ پُراز صفاهم هست

پدرت درمیانِ زوّار است

این وسط حکمِ کربلا هم هست

 
پسرِ پادشاهِ ایرانی

دردها را نگفته میدانی

 
مالکِ مسندِ رسولِ خدا

وارثِ بیرقِ علی مولا

حرفِ جود وُ کَرَم وسط آمد

حسنی کرده ای تو مجلس را

کاظمینِ تو درمسیرِ حسین

دلِ تو بی قرارِ کربُ وبلا

درِ باب الجواد باز شده

می شوم زائرِ حریمِ رضا

 
با جوادالائمه مانوسم

تشنه وُ بی قرارِ پابوسم

 
می شود باکبوترانِ حرم...

به رویِ گنبد طلایِ بِپَرَم

گرچه بی ارزشَم به حقِّ جواد

بیش ازاندازه خرج کُن بخرم

من کجا ... کربلا کجا؟! امّا...

رحم کن بردلم حرم ببرم

روضه خوانی که می شود بَرپا

بانگاهی نَما تو شعله وَرَم
 

پایِ روضه بخوان توهم باما

العجل منتقم گُلِ زهرا

 

حسین ایمانی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام سجاد(ع)-مدح و ولادت کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده لحظه ای کنارم باش در فضای سجاده در سحر دو چشمانت باب اشک بگشاده غربتی غریبانه نیم
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده

لحظه ای کنارم باش در فضای سجاده

در سحر دو چشمانت باب اشک بگشاده

غربتی غریبانه نیمه شب تو را داده

در مسیر بی دردی ظلمتی فراگیرم

از نم سرشک تو آمدم بقا گیرم

نخل دلکش طوبی از غمت ثمر دارد

با اصالت نامت آه ما ثمر دارد

هر که شد مناجاتی بهره از سحر دارد

بی گمان نگاه تو بر دلش نظر دارد

صاحب دل مایی خالق دعایی تو

منشاء گل مایی سیّد البکائی تو

آزادی تو ممزوج با غم و بلا باشد

دل را که حریم توست بیگانه چرا باشد؟

شاهد مناجاتت چون ارض و سما باشد

باید که دعای تو مقبول خدا باشد

بر بندگی ات تا حشر حیّ ازلی نازد

چون شیعه، خدایش هم بر آل علی نازد

تو اسوه ی تقوا نه سر منشاء تقوایی

در سجده ثناگوی شهزاده ی لیلایی

با دست علی مامت شد شیعه ی زهرایی

شد مفتخر ایران از همشهریِ والایی

روح توبه هستی تو نفس آیه ی تطهیر

هر رکن نمازت را گفته هر ملک تکبیر

ای قرین لبهایت گوهر دعا سجاد

لحظه لحظه ی عمرت خلق هل اتی سجاد

بستر وفا سجاد معدن سخا سجاد

روح لافتی سجاد یا حبیبنا سجاد

خود فناء فِی اللهی ربّ متقین هستی

در ثنای تو این بس زین العابدین هستی

در خلقت ما نامت مقصود و دلیل آمد

هویِ سحرت ما را عمری است کفیل آمد

بر نم نم اشک تو یعقوب دخیل آمد

تا از تو بها گیرد با ندبه خلیل آمد

انبیا گرفتارت سائلان بازارت

از حق همه می جویند یک فرصت دیدارت

از خطبه ی غرّایت هر تبکده ویران شد

با فیض دعای تو هر دلشده سلمان شد

الشام مگو دیگر دل زار و پریشان شد

تو دیده ای آن مه را کز نیزه نمایان شد

ای نهضت عاشورا مدیون کلام تو

باشد دل زینب هم مرهون مرام تو

آسمان و شبهایش با غمت هماهنگ است

در صحیفه نجوایت لهجه ای خوشاهنگ است

در رثای درد تو صد صحیفه خونرنگ است

میل کربلا دارم سینه ام چو دلتنگ است

عمری است که مجنون لیلای بقیعم من

شادم که پرستوی شیدای بقیعم من

کاروان آل الله سوی کوفه مهمان بود

سجده های خون بود و یک گلوی عطشان بود

پیکری بدون سر در تب بیابان بود

جای بوسه پیدا کن بر تنی که عریان بود

تازیانه با جسم خسته در تلاقی بود

خواهری کبودین در جستجوی ساقی بود

نینوای پر دردی دیده ای تو هر غم را

ناقه ناقه می جوید خواهر محرم را

شانه زن که مب یاشد گیسوان درهم را

ناله ی تو آتش زد گریه ی محرم را

صدق نوکری امشب از کرم عطایم کن

سیّدی تو راهیِ حجّ کربلایم کن

 

احسان محسنی فر

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-ولادت حرف جود است و باز مرغ دلم ، سمت بام جواد پر دارد خسته از راه های نافرجام ، به سوی خانه اش گذر دارد می رود همره نسیم سحر ، تا
دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت 10:42 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-ولادت

 

حرف جود است و باز مرغ دلم ، سمت بام جواد پر دارد

خسته از راه های نافرجام ، به سوی خانه اش گذر دارد

می رود همره نسیم سحر ، تا دمی در برش بیاساید

مثل طفلی یتیم و خسته و زار ، که به دل حسرت پدر دارد

می رود سوی آن که نا گفته ، از دل عاشقان خبر دارد

بس که مشتاق روی سائل هاست ، بیتش آغوش جای در دارد

سفره ی او همیشه پر نعمت ، می ترواد ز خوان او حکمت

هر کسی هم به قدر معرفتش ، از فیوضات او ثمر دارد

گرچه نالایقیم و بی مقدار ، و گناهانمان شده بسیار

با کریمان امور مشکل نیست ، باز هم او به ما نظر دارد

اصلاً از رحمت نگاه جواد ، زندگی های ما شده آباد

عاشق چشم نافذش شده ام ، وَ تَوَکَّلتُ... هرچه بادا باد

شب شبِ عاشقان و بی دل هاست ، آخر امشب نگار می آید

مژده مژده به جمع بی تابان ، بی قراران ؛ قرار می آید

تا قدم در زمین نهاد این طفل ، همرهش خیر بی کران آمد (1)

رحمت لایزال حضرت حق ، از یمین و یسار می آید

این مبارک پسر که آمده است ، کوثر خاندان فاطمه است

کوثری که عجیب مادری است ، همره او بهار می آید

آمد و با قدوم پر خیرش ، شیعیان عاقبت بخیر شدند (2)

سربلندیِ پیروان علی ، مایه ی افتخار می آید

پدرش عالمِ تبار رسول ، برده ارث از پدر پسر که چنین

تا که لب می زند به یک مجلس ، پاسخ سی هزار می آید(3)

امشب او روی دست های پدر ، به زمین و زمانه نور دهد

پدرش هم به یُمن مقدم او ، به زمین و زمانه سور دهد

امشب از لطف حضرت سلطان ، ذکر ابن الرضاست بر لب ما

اثر باده ی محبت اوست ، این همه عاشقی و این تب ما

ماهتاب است و زاده ی خورشید ، آسمان مثل او ستاره ندید

دم به دم وان یکاد باید گفت ، بس که نورانی است این شب ما

دوست با دوستان او هستیم ، دشمن دشمنان او هستیم

پیروی کردن از طریقت او ، اصل دین و اساس مذهب ما

دشمنان را بگو که امت ما ، زیر بار ستم نخواهد رفت

جان سپردن به پای این پرچم ، اولین درس سرخ مکتب ما

گرچه محبوس بند دنیاییم ، آرزوی رها شدن داریم

کاش از راهِ لطفِ باد صبا ، برساند به یار مطلب ما(4)

آه ای دست گیر آل الله ، دست ما و عنایتت امشب

چشم بارانی ام به سوی شماست ، کم ما و کرامتت امشب

ای جواد سلاله ی زهرا ، تو کریمی و ما گدا آقا

کاسه هامان ز معرفت خالیست ، بده به خاطر خدا آقا

این که ما سائل شما هستیم ، همه از لطف بی نهایت توست

نور محضید و ما سیاهی محض ، ما کجا و شما کجا آقا ؟

من و خاندان من همه مجنون ، تو و خاندان تو همه لیلا

چقَدَر خوش بحالمان شده است ، که تویی مقتدای ما آقا

قلب من از گناه آکنده ، شده ام بر درت پناهنده

ای مسیحا تباه خواهم شد ، ندهی گر مرا شفا آقا

شب میلاد نامه ای دارم ، که به دست نگار بسپارم

نامه ام آرزوی کرب و بلاست ، مهر کن نامه ی مرا آقا

از شما شور و شین می خواهم ، و  بُکا  لِلِحسین می خواهم

بعد پابوس کربلا و نجف ، سفر کاظمین می خواهم

----

1- اشاره به حدیث حضرت رضا علیه السلام

2- اشاره به این مطلب که بیش از نیمی از شیعیان تا پیش از تولد حضرت جواد علیه السلام واقفی شده بودند و به امامت موسی ابن جعفر علیه السلام وقف کرده بودند و پس از تولد آن حضرت مجددا اصطلاحا سر به راه شدند .

3- اشاره به روایتی که حضرت در یک مجلس به بیش از سی هزار سئوال پاسخ دادند.

4- اشاره به عنایت حضرت به مرد شامی و رها شدن وی از زندان معتصم

 

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-ولادت روز میلاد گل است و باغ شاد عاشقان ! میلاد گل تبریک باد خنده زد مهر نهم در آسمان صبح صادق را به هستی مژده داد کیست او ؟ ماه
دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت 10:41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-ولادت

 

روز میلاد گل است و باغ شاد

عاشقان ! میلاد گل تبریک باد

خنده زد مهر نهم در آسمان

صبح صادق را به هستی مژده داد

کیست او ؟ ماه مدینه ، مهر عشق

آسمان جود ، رحمت را چکاد

کیست او ؟ پایان فصل تشنگی

روح باران ، عصمتی دریا نژاد

کیست او ؟ پیغمبر صبح ظهور

خصم شب ، بنیانگذار عدل و داد

کیست او ؟ سرفصل وحدت ، همدلی

قــــــاری تـــــــوحید ، روح اتحاد

فصل وصل آمد ، بشارت عاشقان !

" عشق ، شوری در نهاد ما نهاد "

بوی عود و عید می آید ، بخند

خنده زد بر عالم هستی " جواد "

تا چو گل از این بشارت بشکفی

این « غزل - لبخند » ، تقدیم تو باد

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح ای وجودت حیات‌بخش وجود سائل درگهت کرامت و جود مظهر کامل امام رضا آفتاب دل امام رضا قبلۀ حاجت همه، حرمت دشمن و دوست سائل ک
دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت 10:40 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح

 

ای وجودت حیات‌بخش وجود

سائل درگهت کرامت و جود

مظهر کامل امام رضا

آفتاب دل امام رضا

قبلۀ حاجت همه، حرمت

دشمن و دوست سائل کرمت

ماه، آیینه‌دار طلعت تو

رخ شمس‌الشموس صورت تو

آیۀ هشت سورۀ نوری

به جوادالائمه مشهوری

خلف پاک مرتضایی تو

کوثر حضرت رضایی تو

ملک و جن و انس مهمانت

دو جهانی نشسته بر خوانت

کاظمینت درون سینۀ ما است

نجف و مکّه و مدینۀ ما است 

تو جوادی و ما گدای توئیم

هر چه هستیم خاک پای توئیم

لطف تو، عجز ما، بود معلوم

هر دو هستیم لازم و ملزوم

کرم و جود تا ادا گردد

هر جوادی پی گدا گردد

من اگر در گدائیم کاهل

تو به جود و کرامتی کامل

تو محمد ، علی است ابن و ابت

کنیه ابن الرضا ، تقی لقبت

تو گلی و وجود گلخانه

ای به ریحانه روح و ریحانه

رنگ رخسار مرتضی داری

نقش گلبوسۀ رضا داری

پدرت گفت نازنین پسرم

ای فدای تو مادر و پدرم

پدران تو برترین پدران

پسران تو بهترین پسران

یم جود و فتوّت اید همه

اهلبیت نبوّت اید همه

دلتان بحر بی کرانۀ علم

کیست غیر از شما خزانۀ علم؟

معدن خیر و مظهر خیرید

اول خیر و آخر خیرید

ابر باریده با ولای شما

خلق خلقت بود برای شما

همگی باب‌های ایمانید

امنای خدای رحمانید

تا صف حشر اصل هر کرمید

رکن ارکان و قادَةُ الاُمَم اید

علم‌ها قطره و تو دریایی

عالمی بنده و تو مولایی

دو جهان ذرّه و تو خورشیدی

که به قلب همه درخشیدی

پیش علم تو علم عالم چیست؟

در حضور تو پور اکثم کیست؟

تو به بزم سخن تکلم کن

تو به روی رضا تبسم کن

نفس حلم زنده از سخنت

بوسة علم بر لب و دهنت

یک کلام تو صد سپهر کمال

یک سؤال تو سی هزار سؤال

تو دهی، ای کرم گدای درت

حِرز مادر، به قاتل پدرت

ای خجل گشته دشمن از کرمت

ای مسیحا نیازمند دمت

تو که در هر دلی حرم داری

تو که با دشمنت کرم داری

تو که بر خشم خصم می‌خندی

به روی دوست در نمی‌بندی

اَنت بابُ المراد ادرکنی

یا امام جواد ادرکنی

سیّدی "میثم" ام قبولم کن

خاک ذریّۀ رسولم کن

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) - حسن لطفی باز شبیه شب بارانی ام زاده ی دریایم و طوفانی ام مثل اویس از قرن آواره ام در پی یاران خراسانی ام
دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت 9:30 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) - حسن لطفی

 

باز شبیه شب بارانی ام

زاده ی دریایم و طوفانی ام

 

مثل اویس از قرن آواره ام

در پی یاران خراسانی ام

 

عاشقی ام را همه فهمیده اند

مهر شده مهر به پیشانی ام

 

دست نسیم است سر گیسویش

دست خودم نیست پریشانی ام

 

ابروی او نورٌ عَلی نور شد

عاشق این طاق چراغانی ام

 

داده جنون هستی من را به باد

روز نخستی که شنیدم جواد

 

میچکد از کنج لبانم شراب

خانه ات آباد خرابم خراب

 

سنگ تراشی دل سنگم گرفت

تیشه زد و ساخت از آن دُر ناب

 

شانه زد و یکسره دل ریخت ریخت

در خم آن گیسوی پر پیچ و تاب

 

وای اگر دست تو افتد دلم

فارقم از روز حساب و کتاب

 

جاذبه ی محض مرا نور کن

حضرت خورشید به جانم بتاب

 

جذبه ی پیغمبر اُمّی جواد

ای به ابی انت و اُمی جواد

 

نیست فقط روز مبادا کریم

هست همه روز و شبم با کریم

 

یاد گرفته است که بر هیچ کس

رو نزند این دلم الا کریم

 

هر چه گره بیشترم می زند

كم شود این فاصله ها ... تا کریم

 

خواهش ما جرعه ای از آب بود

داد ولی پهنه ی دریا کریم

 

بس که در بسته زدم خسته ام

باز نشد هیچ در امّا کریم

 

در نزده در به روی ام باز کرد

باز همین طایفه اعجاز کرد

 

فیض مسیحایی ات عیسی بَرَد

دست به دامان تو موسی برد

 

از همه دل می برد آقای ما

بیشتر از حضرت زهرا برد

 

روی پرش لطف کن و پا گذار

رتبه ی جبریل به بالا برد

 

شکر برات حرم آخر رسید

ناله ی مجنون دل لیلا برد

 

بال بده تا حرم کاظمین ... 

با نفس وای حسینم ... حسین

 

مثل همیشه دم ایوان طلا

نام تو شد نام تو سوگند ما

 

نام تو را گفتم و باران گرفت

خیس شد از گریه ی ما صحن ها

 

پنجره فولاد گره باز کرد

از من افتاده به لطف شما

 

مثل همیشه دم باب الجواد

حاجت ما بود که آقا رضا ...

 

... جان جوادت ببرم کاظمین

تا که بخوانیم به پایین پا ...

 

..." آمدم ای شاه پناهم بده

خط امانی ز گناهم بده "

 

وای اگر غصه ی مادر نبود

حال تو اینقدر مکدر نبود

 

مثل حسن شد جگر ریز ریز

حیف که بالین تو خواهر نبود

 

کاش زمین آب نمی ریختند

حیف به جز خنده پسِ در نبود

 

سخت کشیدند تو را روی بام

وای اگر بام کبوتر نبود

 

شکر خدا قسمت تو بام شد

گودی و نامحرم و خنجر نبود

 

خوب شد از حنجره ات خون نریخت

حرمله در لحظه ی آخر نبود

 

شکر خدا پیش نگاهت ز بام

بر سر نیزه سر اصغر نبود

 

شکر خدا پیکرت عریان نشد

زیر سم اسب پریشان نشد

 

حسن لطفی

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



یا جواد ابن الرضا... از موج میسزد که تکاپو نشان دهد تا رود برکه میشود آن را تکان دهد مرداب شد تلاطم دریایی دلم کو یک نسیم تا به دلم بلکه جان ده
شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت 13:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
یا جواد ابن الرضا...
از موج میسزد که تکاپو نشان دهد
 

تا رود برکه میشود آن را تکان دهد

 

مرداب شد تلاطم دریایی دلم

 

کو یک نسیم تا به دلم بلکه جان دهد

 

من ورشکسته هستم و محتاج مهلتم

 

بهره ادای دین بگو تا زمان دهد

 

حاجات دل که سهمیه بندی نمی شود

 

باب المراد را تو بگو تا کلان دهد

 

خاکم نگاه سبز نیازم سماوی است

 

روزی خاک را ملک از آسمان دهد

 

 

امشب غریق بحر پر از جود می شوم

 

مشغول این گدایی پر سود می شوم

 

 

تاثیر کرد سوز گدای ابالحسن

 

حق نو گلی نهاد به پای  ابالحسن

 

فامیل هم به قلب رضا زخم طعنه زد

 

در خنده های اوست شفای ابالحسن

 

او آمده که دلبری از عالمی کند

 

بر مسند امامت و جای ابالحسن

 

وقتی حدیث می کند این خلق تشنه را

 

در حنجرش نشسته صدای ابالحسن

 

وقتی که راه میرود انگار که رضاست

 

در زیر تار و پود ابای ابالحسن

 

نسل صدیقه را دهد این طفل امتداد

 

جانم فدای او و فدای ابالحسن

 

 

 

در باغ یاس یک گل تازه شکفته شد

 

اسرار حق به سینهء پاکش نهفته شد

 

 

 

کارش رواج ثروت وسرمایه داری است

 

سرمایه اش عبادت و پرهیزگاری است

 

خالص شوید و بعد گدای درش شوید

 

بیتش مکان محرم و از غیر عاری است

 

هفتاد قل هواله و یک حمد بهر او

 

هر کس که خواند عاری از هر نداری است

 

از آن زمان که آمده در خانهء رضا

 

آب و هوای خانهء بابا بهاری است

 

اما همین که یاد غم مادرش کند

 

رویش کبود باغچه ای لاله کاری است

 

داغ خزان یاس شده بغض سینه اش

 

حق از صدای انتقم او فراری است

 

 

 

زهرا نسب حسین صفت حیدری مزاج

 

اخلاق ناب فاطمه را می دهد رواج 

 

 

 

سائل کند به پیش قدوم تو دیده تر

 

ای آفتاب کوچهء زهرا مرا بخر

 

دست مرا بگیر ز احسان و با خودت

 

امشب به کاظمین و به کرببلا ببر

 

مشهد که میروم تو مرا جلد میکنی

 

باب الجواد مدخل من هست هر سحر

 

گفته  رضا هر انکه مرا خواند اباالجواد

 

بر نخل حاجت دل او می دهم ثمر

 

پائین پای ضامن آهو که می روم

 

دارد صفا کنار پدر روضهء پسر

 

آخر چه کس خورانده تو را زهر کینه ات

 

حال تو روشن است ز هر پارهء جگر

 

 

ساز و صدای هلهله و کف کجا و تو

 

رقص و غنا و قهقه و دف کجا و تو

 

 

 

دنیا اگر رهین علمدار بی سر است

 

عالم به زیر منت دستان اصغر است

 

باب الحوائج  است و شبیه عموی خود

 

چشمش به تار و پود گره های معجر است

 

امروز چون نگین درخشان به روی دست

 

شش ماه و چند ساعت دیگر دلاور است

 

نامش علی مرامش علی طینتش علی

 

الحق که مثل کودکی شاه صفدر است

 

تنها علیست آنکه به صحرای کربلا

 

با نیزهء سه شعبه شده پاره حنجر است

 

وقتی ز روی دست پدر رفت با شتاب

 

شد روضه خوان حنجر او مادرش رباب

 

حسین قربانچه




ابن الرضا... باز هم شهر نبی معدن اسرار شده غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد باز هم حضرت ارباب پسر دار شده ر
شنبه 20 ارديبهشت 1393 ساعت 13:29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ابن الرضا...

باز هم شهر نبی معدن اسرار شده

غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده

 

باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد

باز هم حضرت ارباب پسر دار شده

 

روزه ماه رجب به که به آقا چسبید

تا سحر مست از این لحظه دیدار شده

 

غنچه ناز رباب است به قدری زیباست

چقدر گل که به پاس قدمش خار شده

 

بسکه نورانیت از چهره او می بارد

بی سبب نیست که هر آینه ای تار شده

 

سفره حیدریون رجب امشب پهن است

در دهش سیزده انگار که تکرار شده

 

پسر حیدری یوسف زهرا آمد

آخرین حیدر ارباب به دنیا آمد

 

این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند

همه مستند ولی مست می کوثری اند

 

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی

فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

 

غیرت الله جهانند علی های حسین

مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

 

سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند

در روایتگری دین همه شان منبری اند

 

علی اکبر و اوسط خودشان محشری اند

ولی انگار که مست علی آخری اند

 

علی اصغر دل این چند علی را برده

روی پیشانی او بوسه زینب خورده

 

هیبت چهره اش ازبس که به مولا رفته

با نگاهش غم و درد از دل بابا رفته

 

بی سبب نیست رقیه علمی آورده

چونکه بی واسطه بازوش به سقا رفته

 

نوه حیدر و زهراست در این شکی نیست

در ملاحت به علی اکبر لیلا رفته

 

اختر و ماه در آغوش هم اند آنجا که

از سردوش شه علقمه بالا رفته

 

چقدر پاقدم این پسر با برکت

نامه شخص گرفتار به امضا رفته

 

عمه اسفند میارد نخورد چشم علی

فکر زینب طرف محسن زهرا رفته

 

دل بی بی طرف باغ جنان پر می زد

جای محسن چقدر بوسه به اصغر می زد

 

این دو شش ماهه یکی باده یکی ساغر شد

علت مستی شیعه ز می کوثر شد

 

یکی از عشق فدای حرم حیدر شد

یکی از عشق فدای پدر بی سر شد

 

یکی از بغض و عداوت به علی٬خونین شد

یکی از بغض حسین ابن علی پر پر شد

 

یکی از ضربه مسمار به جانان پیوست

یکی از تیر سه پر کشته بی حنجرشد

 

آن یکی آیه مظلومیت زهرا شد

این یکی سوره مظلومیت حیدر شد

 

آن یکی آبروی دشمن حیدر را برد

این یکی کشته بی غیرتی لشگرشد

 

این دو شش ماهه شفیعان قیامت هستند

این دو شش ماهه دو اسباب شفاعت هستند

 

مهدی نظری

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت شادی كل عباد است عباد است عباد فتح ابواب مراد است مراد است مراد شادی و شور، جهاد است جهاد است جهاد عید میلاد جواد اس
جمعه 19 ارديبهشت 1393 ساعت 12:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

شادی كل عباد است عباد است عباد

فتح ابواب مراد است مراد است مراد

شادی و شور، جهاد است جهاد است جهاد

عید میلاد جواد است جواد است جواد

مظهر عفو رحیم است رحیم است رحیم

كه كریم ابن كریم است كریم است كریم

حبّذا شمس ولایت قمرت بخشیدند

بصر نوری و نور بصرت بخشیدند

قرص خورشید به وقت سحرت بخشیدند

خود جوادی و جواد دگرت بخشیدند

گشته از فیض گلت بیت ولایت گلشن

دیده‌ات باد به دیدار محمد روشن

این پسر مظهر حسن احد دادگر است

این پسر خلق زمین را و زمان را پدر است

این پسر همچو پدر بضعة خیرالبشر است

این پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است

این  پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست

همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست

این جواد است كه جود آمده جود از كرمش

خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش

جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش

ماه و خورشید بود گرم طواف حرمش

هر طرف روی كند باز مه محفل ماست

حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست

حامد خالق و دردانۀ محمود است این

به جمال ازلی شاهد و مشهود است این

کنز مخفی ابد را در مقصود است این

گوهر هشت سپهر كرم و جود است این

صاحبان كرم و جود جوادش گویند

كعبۀ اهل دل و باب مرادش گویند

ای به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت

نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت

جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت

پدرت گفت كه جان پدرم قربانت

تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامی

رضوی روی، علی خوی و محمد نامی

كل هستی چو كف دست به پیش نظرت

دو مطیعند و غلامند، قضا و قدرت

هر كجا پای نهی علم بود پشت سرت

پور اكثم زده زانوی تلمّذ به برت

به خدایی كه تو را داده چنین جاه و مقام

تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام

پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت

رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت

آتشی بود كه در شعلۀ نور تو گداخت

گوئیا قلب ورا نطق تو از كار انداخت

خبری تازه ز اسرار الهی گفتی

از هوا و مه و ابر و یم و ماهی گفتی

ای وجود تو همه شاهد یكتایی تو

قلم صنع كند فخر به زیبایی تو

ماه حیرت زدۀ حسن تماشایی تو

زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو

رضوی ماه رضا جلوۀ تو در دل ماست

دست ما خالی و جود تو همه حاصل ماست

كیست تا چون تو به یك قطره دو دریا بدهد

به گدا بیشتر از ثروت دنیا بدهد

با كلامش همه را شهد مصفا بدهد

حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد

ای هماره كرم و جود و عطا زندۀ تو

جود كن جود كه جود است برازندۀ تو

من كیم خاك گدایان سر كوی توام

خالی ام از همه و پر ز هیاهوی توام

تشنه‌ام تشنه ولی تشنه لب جوی توام

میثم بی سر و پایم كه ثنا گوی توام

گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست

قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-ولادت دل را شرر عشق مراد است امشب از شوق نگار خویش شاد است امشب ای غمزدگان عشق آئید اینجا صحبت ز گل روی جواد است امشب *** شده است
جمعه 19 ارديبهشت 1393 ساعت 12:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-ولادت

 

دل را شرر عشق مراد است امشب

از شوق نگار خویش شاد است امشب

ای غمزدگان عشق آئید اینجا

صحبت ز گل روی جواد است امشب

***

شده است ماه جمال که جلوه گر امشب

که گرد نقره بریزد به بام ودر امشب

در آسمان مدینه دو ماه می تابد

شده است معجز شَقُّ القمر مگر امشب

بیا به ساحت شمس الشموس ره سپریم

که روی دامن خود دارد او قمر امشب

چه دیدنی است سپهر ولایت ای یاران

که ماه روی جواد است جلوه گر امشب

شمیم رحمت حق است در فزای چمن

که گشته گلشن دین غرق زیب و فر امشب

کُنند جمله ترنم قناریان در باغ

که بذر نغمۀ آنها دهد ثمر امشب

ز فیض نام جواد است وعطر جان بخشش

گرفته نخل ولا گرکه برگ وبر امشب

بگو به روح الامین سوره فلق خواند

که گشته شام امید رضا سحر امشب

گریست بر گل خود باغبان چو او را دید

چرا که دارد از آینده اش خبر امشب

به سوز دل همه آئید امشب ای یاران

دعا کنید که دارد دعا اثر امشب

به دیگران چه نیازم اگر جواد از لطف

کند به حال من خسته دل نظر امشب

رسد به مسند والا گر ((آذری)) چه عجب

جـــواز عفو بگیرد ز او اگر امشب

 

حسین آذری

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



امام جواد(ع)-مدح و ولادت از عبورت حضور می ریزد به تن کوچه "طور" می ریزد شور شیرین با تو بودن هاست که به شعرم شعور می ریزد تا که لب باز می کنی ا
جمعه 19 ارديبهشت 1393 ساعت 12:11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و ولادت

 

از عبورت حضور می ریزد

به تن کوچه "طور" می ریزد

شور شیرین با تو بودن هاست

که به شعرم شعور می ریزد

تا که لب باز می کنی انگار

از لبانت زبور می ریزد

هر دم از عصمت مقام شما

آیه های طهور می ریزد

هر کجا ذکر خیرتان باشد

به سرم کوه نور می ریزد

این سلیمان آل  فاطمه است

دانه ای پیش مور می ریزد

گر نگاهی به ما کنی،حق هم

ظلمتم را به دور می ریزد

باطن "یا جواد" ، "یا رب" است

قدر"سرّ" از "ظهور" می ریزد

حُب تو در نهاد ها آقا !

ای جوادِ جواد ها آقا !

دل ما جام باوری دارد

خُمره ی عشق پروری دارد

باده از دسترنج می نوشیم

نان ما طعم نوکری دارد

حُب که باشد مباح مستحب است

عشق، احکام دیگری دارد

عَملَم کم، تفضّلت بسیار

لطف تو نابرابری دارد

اصل پیوند ما به آل الله

ریشه در شیر مادری دارد

سومین "یا محمد"دنیا !

با تو دل حال بهتری دارد

مکه تا طوس شد قدمگاهت

عشق،وسعتی سراسری داد

کاظمینی شدم خدا را شکر

کربلایی شدن دری دارد

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام جواد ع ,



تعداد صفحات : 4


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2178

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1654

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1,032
:: باردید دیروز : 3,743
:: بازدید هفته : 4,775
:: بازدید ماه : 92,470
:: بازدید سال : 966,908
:: بازدید کلی : 9,824,015