close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام باقر ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
مانده یادت بیاد خاطرها
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:47 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غزل-میلاد امام باقر علیه السلام

مانده یادت بیاد خاطرها
در دل خاطر مسافرها

ته این جاده گر بتو وصل است
خوش بحال تمام عابرها

زنده کن مرده را به یک جمله
تا که مستت شوند ساحرها

بشکاف این علوم را آقا
که مسلمان شوند کافرها

زده زانو به پای علم شما
صدهزاران هزار جابرها

هرچه داریم از کلام شماست
از همین قال قال باقرها

**

هرچه گویند باز کم گفتند
در رثایت تمام شاعرها

بی مزاری ولی حرم داری
در دل بی قرار زائرها

 

محمود یوسفی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 9


روشن تر است این پسر از ماه صورتش
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:46 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روشن تر است این پسر از ماه صورتش
گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش

ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته
معلول خیره ست به دقت به علتش

ماه تمام اول ماه رجب رسید
قد قامت الصلوة به قد و به قامتش

شد اولین محمد بعد از پیامبر
آمد ز دست های علی هم نبوتش

چون آفتاب وقت طلوع و غروب خویش
عمری نشسته کوه دو زانو به خدمتش

پلکش دلیل روز و شب است و به این دلیل
باید که کوک کرد زمان را به ساعتش

در آفتاب ظهر، زمین سایه اش کم است
خاص است قهر حجت و عام است رحمتش

از شرق تا به غرب جهان،نه بزرگتر
قلب من و تو است حدود حکومتش

قارون اگر شود همه ی عمر چون گداست
در محضر تو هرکه بنازد به ثروتش

این سو پدربزرگ حسن آن طرف حسین
باید که غبطه خورد به شکل سیادتش

بوده علی اگرچه پسرخوانده ی نبی
گشته محمد اِبْنِ علی با ولادتش

داییش قاسم است و رقیه ست عمه اش
از این مسیر رفته به زهرا شباهتش

همبازی رقیه و دلواپس عمو
شد شرح روضه مدت عمر امامتش

در ظاهرش گرفتن مجلس برای علم
در اصل شرح روضه فقط بوده علتش

تا روضه ی حسین شود زنده نُه امام
مسموم هم شوند می ارزد به قیمتش

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


مطلع بیتهای ماه رجب مظهر شکوه و علم و ادب با تو ظلمت فرار می کند و می شود مثل روز،حال شب چون گل همیش
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:41 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مطلع بیتهای ماه رجب

مظهر شکوه و علم و ادب

با تو ظلمت فرار می کند و

می شود مثل روز،حال شب

چون گل همیشه لبخندی

دور بوده از تو خشم و غضب

مثل تو نیست واعظی آقا

بهترین سخنوری به عرب

 

مادرت ماه،پدرت خورشید

می شود با تو روشنی را دید

 

چلچراغ طریقت احمد

باقری بر شریعت احمد

بر منابر همیشه می گفتی

از سجایا، فضیلت احمد

گوش مردم حدیث می خواندی

درسهای بصیرت احمد

نیست فرقی میان حیدر با

منش و فعل و سیرت احمد

بعد او علی ولی الله

گفته ای آن نصیحت احمد

 

نعم مولی علی و نعم امیر

منبرت شد خطابه های غدیر

 

منجی روزگار شیعه شدی

مایه افتخار شیعه شدی

قال باقر تو غوغا کرد

عزت و افتخار شیعه شدی

بعد از آن خزان کربوبلا

در زمستان بهار شیعه شدی

منبرت کم نداشت از خیبر

با زبان ذوالفقار شیعه شدی

ریشه ی شریعه خشکاندند

چشمه و جویبار شیعه شدی

 

منبرت چشمه های زمزم بود

بر تمام زخمها مرحم بود

 

شده ماه پیام پیغمبر

می رساندی کلام پیغمبر

مهربانی همیشه با هرکس

راه و رسمت مرام پیغمبر

ماه میلاد تو مه نبی ا ست

نام تو هم چو نام پیغمبر

گفته ای بارها به منبرها

نشکنید احترام پیغمبر

 

دین فقط مهر حیدر و زهراست

بغض مولا، حرام پیغمبر

 

برلبانت نصیحت احمد

منکر مرتضی علی مرتد

 

مانده ام کربلا مگر بودی

در بلاهای آن، اگر بودی

آن زمان که خیام سوزاندند

بین خیمه در آن گذر بودی

یا نه اصلاً درون خیمه ی خود

پیش بستر، بر پدر بودی

یا برای مخدرات آنجا

مثل کوهی و چون سپر بودی

عده ای گفته اند نه،برخی

گفته اند در آن سفر بودی

 

وای از آن بلای کربوبلای

وای از غصه های کربوبلا

 

قاسم احمدی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


دل ها به هم لب ها به هم سرها به هم خوردند خیل ملک از قسمت پرها به هم خوردند بر دیدن ماهی که نور فاطمه
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:40 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دل ها به هم لب ها به هم سرها به هم خوردند
خیل ملک از قسمت پرها به هم خوردند

بر دیدن ماهی که نور فاطمه دارد
در کهکشان انگار اخترها به هم خوردند

نور حسین آمیخت با نور حسن، درتو؛
بالاخره نور برادر ها به هم خوردند

یک مرتبه در اکثر میخانه های شهر
دروقت میلاد تو ساغر ها به هم خوردند

درمکتب هست علم قطعا بهتر از ثروت
غیراز ابوذرها، ابازرها به هم خوردند

غیر از ابوذرها و سلمان ها، دراین درگاه؛
درکثرت خُدّام قنبرها به هم خوردند

در رفت و آمدها به یاد مادر افتادم
در رفت و آمدها که هی درها به هم خوردند

ای وای، از آن کوچه های تنگ وقتی که؛
بر روی نِیْ چون جام مِیْ سرها به هم خوردند

مهدی رحیمی “زمستان”


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کاش زائر بشوم! کاش مسافر بشوم کاش آغاز رجب با تو مجاور بشوم کاش غیر از تو و آباء تو و ابناءَت به همه ر
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کاش زائر بشوم! کاش مسافر بشوم
کاش آغاز رجب با تو مجاور بشوم
کاش غیر از تو و آباء تو و ابناءَت
به همه راهبران جاحِد و کافر بشوم


حرف هایت همه از نور حکایت دارند
حق بده مدّعیان را همه منکر بشوم
هر کجا گفت سخنران که: «وَ قالَ الباقِر»
افتخارم شده که خاک منابر بشوم
تا توئی سوژه‌ی شعرم، بخدا حقّ من است
بهترین شاعر دوران معاصر بشوم

پدر و مادر تو حیدری و فاطمی‌اند
پسر و دختر تو حیدری و فاطمی‌اند

از خماران به تو ای ماهیت باده، سلام
از اسیران به تو ای رهبر آزاده سلام
سال‌ها قبلِ حضور تو در این عالم خاک
رحمت عالمیان بر تو فرستاده سلام
به سلامت گذرد از سَکَرات و ز صراط
هر کسی با عمل خویش به تو داده سلام
در طوافند مرا حور و ملک! چون دادم –
– در نمازم به تو ای حضرت سجّاده سلام
کاش روزی سر بام حرمت عرض کنم:
به تو از جانب این کارگر ساده سلام

پرچمی سبز سر خاک تو می افرازیم
کوری چشم سعودی، حرمی می سازیم

قبر تو حیف که در دست لئیم افتادست
دست دلداده‌ی شیطان رجیم افتادست
اینکه زنجیر کشیده‌ست به دورت، یعنی:
در دلش از تو و از خشم تو بیم افتادست
ارث بردی ز پدر! ای پسر ابراهیم(ع)
جایگاهت به بیابان جحیم افتادست
«دل من در هوس روی تو ای مونس جان
خاک راهی‌ست که در دست نسیم افتادست»
از برای صدقه دادنِ در اوّل ماه
قرعه بر دست “کَریمِ بنِ کَریم” افتادست

بده در راه خدا، دست من و لطف شما
بده در راه خدا یک سفر کرببلا

سجاد شاکری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عشق آمد و خاک کف پایت طلب کرد ما را اسیر زلف سلطان عرب کرد برکاممان با ذکر یا مولا رطب کرد ما را گدای
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عشق آمد و خاک کف پایت طلب کرد
ما را اسیر زلف سلطان عرب کرد
برکاممان با ذکر یا مولا رطب کرد
ما را گدای اول ماه رجب کرد

باتو دوباره عاشقی از سر بگیریم
حاشا که ما سوی در دیگر بگیریم

ماه رجب آمد خودش را باصفا کرد
ماه رجب آمد به تو آغوش وا کرد
او جرعه جرعه آبرویی دست و پا کرد
با آبرو شد خویش را ماه خدا کرد

دروازه ی ماه خدا نام شما بود
عرش خدا بر قله ی بام شما بود

خواهم شبیه سایه افتم زیر پایت
یا چون کبوتر پر بگیرم در هوایت
صدها غزل را هدیه آوردم برایت
تا که شوم شاگرد این دانش سرایت

ازلطف زهرا(س)خادم باقر (ع)شدم من
داده قلم دستم اگر شاعر شدم من

با علم خود چون مرتضی اعجاز کردی
جنگی دگر با دشمنت آغاز کردی
زخم زبان ها خوردی اما..ناز کردی
بابی ز حکمت بر نصارا باز کردی

پیر نصارا شد به لبخندت مسلمان
مارا اسیر نور لبخندت بگردان

درتشنگی هایت تو از سقا بگویی
از هرم آتش بر لب دریا بگویی
شب تا سحر یاسیدی مولا بگویی
تب میکنی تا ذکر یا زهرا(س)بگویی

دانم ز بوی یاس خانه بی قراری
از مادرت ارثیه داری هر چه داری

آخر خدا بیت الحرامی را فرستاد
همراه تو رکن و مقامی را فرستاد
همراه جابر احترامی را فرستاد
با لحن پیغمبر(ص)سلامی را فرستاد

بر روی لب هایت فقط نور و غزل بود
این از عنایات خدای لم یزل بود

دیدم که با نازی شبیه مادر آمد
او که کمان در دست سوی خیبر آمد
گفتند:محمد(ص) یا نبی دیگر آمد
دیدم که باقر نه !!گمانم حیدر آمد

گفتا هشام او را که از نسل بهار است
هم صاحب علم و یقین هم ذوالفقار است

فرقی ندارد پیش ما نزدیک ،دوری
نازم تو را که معدن علم و شعوری
تو شارح تورات و انجیل و زبوری
هر پنج نوبت با خدا در کوه طوری

تو آیه های ناب قرآن کریمی
مفهوم بسم الله الرحمن الرحیمی

گفتم که آتش ،در دلت آتش به پا شد
بغضت پر از فریاد های بیصدا شد
در پیش چشمت سر به روی نیزه ها شد
طوفان اشکت راهی کرب و بلا شد

از کودکیت تا به پیری گریه کردی
عمری بر احوال اسیری گریه کردی

بر درگهت عمری پر از سوز و گدازیم
دستان خالی آمده غرق نیازیم
یک آرزو مانده که بر صحنت بنازیم
یک گنبد و گلدسته مخصوصت بسازیم

برالتیام زخم تو مرهم گذاریم
کنج حیاط صحن تو مریم بکاریم

محمد رضا ناصری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دل ها به هم لب ها به هم سرها به هم خوردند خیل ملک از قسمت پرها به هم خوردند بر دیدن ماهی که نور فاطمه د
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:36 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دل ها به هم لب ها به هم سرها به هم خوردند
خیل ملک از قسمت پرها به هم خوردند


بر دیدن ماهی که نور فاطمه دارد
در کهکشان انگار اخترها به هم خوردند

نور حسین آمیخت با نور حسن، درتو؛
بالاخره نور برادر ها به هم خوردند

یک مرتبه در اکثر میخانه های شهر
دروقت میلاد تو ساغر ها به هم خوردند

درمکتب هست علم قطعا بهتر از ثروت
غیراز ابوذرها، ابازرها به هم خوردند

غیر از ابوذرها و سلمان ها، دراین درگاه؛
درکثرت خُدّام قنبرها به هم خوردند

در رفت و آمدها به یاد مادر افتادم
در رفت و آمدها که هی درها به هم خوردند

ای وای، از آن کوچه های تنگ وقتی که؛
بر روی نِیْ چون جام مِیْ  سرها به هم خوردند

مهدی  رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت وزیده دوباره نسیم رجب مرا خوانده حق در حریم رجب دلم را هوائی خوبان نمود خ
جمعه 20 فروردين 1395 ساعت 17:40 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

وزیده دوباره نسیم رجب

مرا خوانده حق در حریم رجب

دلم را هوائی خوبان نمود

خدای رئوف و رحیم رجب

خدایا کمک کن که با لطف تو

شوم بهره مند از نعیم رجب

نگاهی بفرما براین روسیاه

به حق نگار کریم رجب

مناجاتی ام کن دراین ماه نور

مقیمم بفرما به درگاه نور

مرا شوق یاریست والا تبار

امامی گرامی و زهرا تبار

من از ایل مجنونم و دلشده

و او از عزیزان لیلا تبار

کریمی زنسل کریمان عشق

ومن عاشقی مست و شیدا تبار

نسب از دو سو فاطمی، حیدری

به قربان این ماه غوغا تبار

جمال جمیلش بهشت عدن

دو جد گرامش حسین و حسن

تعلق ندارد به کس خاطرم

گدای کرمخانۀ باقرم

به لطف خداوند زهرائی ام

خدا را براین موهبت شاکرم

به منصب نیازی مرا نیست... نیست

خوشم در حریم علی شاعرم

اگرچه سرودم غزلها ولی...

ز وصف علی زادگان قاصرم

قلم ازنفس ماند و یارم نشد

حریف نگاه نگارم نشد

سلام ای علوم خدا را امین

پدر خوانده ی علم، حق الیقین

اگرچه زنسل علی آمدی

محمدترینی،محمدترین

چنان فانی عشق پاکت شدم

ز سرحد مستی گذشتم ببین

مریض مریض تو عیسی مسیح

مرید مرید تو روح الامین

به قربان نازی که داری شما

وآغوش بازی که داری شما

به روی اسیرت نگارا بخند

بر این بینوا دیده ات را مبند

نگاهی... که جاهلترین نوکرت

ز دریای علمت شود بهره مند

امیر رسولان به تو داده دل

مرا هم امیرا فکندی به بند

حسن زاده ای و حسینی خصال

نگاهت قیامت... لبت کان قند

چه گردد از آن لب شه ذوالمنن

کلامی خصوصی بگوئی به من

من امشب زچشم تو دم می زنم

به نام نگاهت قلم می زنم

رجب آمده غرق شور و طرب

شرر بر دل و جان غم می زنم

سراپای من غرق لطف شماست

دم از حُسن صاحب کرم می زنم

کدامین سحر می شود بنگرم

کنار مزارت قدم می زنم

و یا اینکه یک روز خوش بنگرم

سر قبر پاکت علم می زنم

ضریحی نداری نباشد غمت

برای تو در دل حرم می زنم

مرا عفو کن اگر دلبرا

ز اوصاف تو حرف کم می زنم

تو بالائی و ما دراین قعر خاک

الا حضرت عشق روحی فداک

دلم پرشده از ولای شما

سرم خاک پای گدای شما

چه دارم به جز اینکه آقا فقط

بگویم وجودم فدای شما

چه می شد نصیب دل ما شود

نسیمی ز فیض دعای شما

مبارک بود پیش من مرهم و...

غم و لطف زخم و شفای شما

شبم را شما نور باران کنید

مرا با نظر اهل ایمان کنید

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح مانده یادت بیاد خاطرها در دل خاطر مسافرها ته این جاده گر بتو وصل است خوش بحال تما
جمعه 20 فروردين 1395 ساعت 17:39 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح

 

مانده یادت بیاد خاطرها

در دل خاطر مسافرها

ته این جاده گر بتو وصل است

خوش بحال تمام عابرها

زنده کن مرده را به یک جمله

تا که مستت شوند ساحرها

بشکاف این علوم را آقا

که مسلمان شوند کافرها

زده زانو به پای علم شما

صدهزاران هزار جابرها

هرچه داریم از کلام شماست

از همین قال قال باقرها

**

هرچه گویند باز کم گفتند

در رثایت تمام شاعرها

غم نخور چونکه صد حرم داری

در دل بی قرار زائرها

 

محمود یوسفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گوهر از بطن دریا تا هویدا می شود امشب جمال ایزد منان تجلا می شود امشب ملک در باغ رضوان است دست افشان
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:45 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گوهر از بطن دریا تا هویدا می شود امشب
جمال ایزد منان تجلا می شود امشب

ملک در باغ رضوان است دست افشان، که از ره کِی
گل زهرای مرضیه شکوفا می شود امشب

 

به یمن مقدم باقر، امام پنجم شیعه
مدینه باز هم عرش معلا می شود امشب

زمین و آسمان را نورباران کرده حق، زیرا
علی بن الحسین این بار بابا می شود امشب

ملایک صف به صف استاده، در کف جام مِی دارند
دوباره آبِ کوثر هم گوارا می شود امشب

علی و فاطمه بانیِ این جشن و سرور هستند
چه جشنی در ثریاّ باز بر پا می شود امشب

خدای حلم و علم و حکمت از ره می رسد وقتی
تمام علم در یک جمله معنا می شود امشب

ز دامان عروسی پاک دامن در اذانِ صبح
گلی زیبا به عالم باز اِهدا می شود امشب

نیازی نیست دریا موج بردارد به پای او
دو چشم مادرش آنگونه دریا می شود امشب

گدایی پشت دربِ خانه بنشسته به امیّدی
تمام شهر هم آید پذیرا می شود امشب

زمستان هم که باشد روزهای عاشقی گرم است
که با لبخندِ گرمش فصلِ گرما می شود امشب

امامِ باقر از ره می رسد ظلمت عَدَم گردد
و درد عاشقی با او مداوا می شود امشب

بشارت می دهد جبریل بر زهرا و بر حیدر
که یک غنچه ز نسل فاطمه وا می شود امشب

رضاباقریان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مانده یادت به یاد خاطرها در دل خاطر مسافرها
دوشنبه 16 فروردين 1395 ساعت 17:43 | بازدید : 0 | نویسنده : 4890085246 | ( نظرات )

 

مانده یادت به یاد خاطرها                   

                 در دل خاطر مسافرها

ته این جاده گر به تو وصل است           

                خوش به حال تمام عابرها

زنده کن مرده را به یک جمله           

                   تا که مستت شوند ساحرها

بشکاف این علوم را آقا                          

             که مسلمان شوند کافرها

زده زانو به پای علم شما                      

               صدهزاران هزار جابرها

هرچه داریم از کلام شماست                  

               از همین قال قال باقرها

هرچه گویند باز کم گفتند                    

                 در رثایت تمام شاعرها...

 غم نخورچون که صد حرم داری              

             در دل بی قرار زائرها

 

شاعر ؟؟؟

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ولادت امام باقر ع باقر آل نبی جلو ه ی سرمد دارد خلق و خوی علی و حضرت احمد دارد دلخوش از فیض قدومش هم
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:10 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت امام باقر ع

باقر آل نبی جلو ه ی سرمد دارد

خلق و خوی علی و حضرت احمد دارد

دلخوش از فیض قدومش همه عالم سرمست

این همه فیض ز زهرا و محمد دارد

----

علم آل الله را باقر تویی

بر زمین و اسمان آمر تویی

مادرت دخت امام مجتبی

باب تو سجاد پور مصطفی

اولین فاطمی از حیدریان

اولبن هاشمی از فاطمیان

اولین حیدری از هاشمیان

همگی در رخ تو گشته عیان

هم حسینی و حسن ای مولا

تو زنسل حسنینی مولا

گشته حیران تو عقل عقلا

علم تو چشمه علم علما

فضل تو منبع فضل فضلا

سر به دیوار تو دارند ادبا

رجب از نور رخت گشته عیان

بر در لطف تو گیتیست روان

ما خماریم در این دیر جهان

در پی ات ساقی و پیمانه دوان

خالی از غیر و تهی دستم کن

بر در خویش تو پابستم کن

فانیم از کرمت هستم کن

می نخورد ه زلبت مستم کن

 



مهدی روحانی کاشمری

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


یا امام باقر... کارم کشید چون به تباهی، درست شد این رنگ از شکست سیاهی درست شد گفتم به خون دل بنویسم
دوشنبه 31 فروردين 1394 ساعت 11:59 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام باقر...

کارم کشید چون به تباهی، درست شد

این رنگ از شکست سیاهی درست شد

 گفتم به خون دل بنویسم پیام را

آقا کریم بود، شفاهی درست شد

 خواهی نخواهی است در این راه سوختن

ما سوختیم و خواه نخواهی درست شد

 کار ثواب، کار دلم را خراب کرد

دادم چو بر گناه گواهی، درست شد

 دارایی و نداریِ این عشق بود و بس

که در جهان گدایی و شاهی درست شد

خورشید هفتم آمد و در هفت آسمان

با این طلوع، سکه ی شاهی درست شد

آنکس که مدح او به زبان خدا نکوست

بحرالعلوم قطره ی دریای علم اوست

 خورشید شیعه شد ز لب بام او بلند

دین خدا شد از دم اسلام او بلند

 از عطر علم او همه عالم معطر است

بوی علی شد از گل پیغام او بلند

 جابر رسانده است سلام نبی به او

آوازه ی نبی شد از احکام او بلند

 در دست مستی است عنان یگانگی

اقبال چون منی، شده با جام او بلند

 چون حیدر است و در کف او ذوالفقار علم

طوفان شده است از دم آرام او بلند

 اسلام مرده بود ، محرم اگر نداشت

این ماه گشته از از سفر شام او بلند

 تابیده بر خیال من امید تازه ای

در طالعم برآمده خورشید تازه ای

 

محمد بختیاری

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


یا امام باقر... از آسمان ترنم باران چه دیدنیست این بار طعم رویش گلها چشیدنیست آمد خبر که ازطرف عرش
دوشنبه 31 فروردين 1394 ساعت 11:51 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام باقر...

 از آسمان ترنم باران چه دیدنیست

این بار طعم رویش گلها چشیدنیست

آمد خبر که ازطرف عرش یک پسر

بر جمع خانواده ی مولا رسیدنیست

ناز قدوم این نوه ی حضرت حسین

صدها نفرشبیه خودم سر بریدنیست

او آمد و به نام خداوند لب گشود

تکبیر جمع عرش نشینان شنیدنیست

آرام جا میان دو دست پدر گرفت

با ناز ناز طفلک زهرا کشیدنیست


مستم اگر زباده ی یک جرعه ازخم است

 جشن ولادت ولی الله پنجم است


 نام تو نام حضرت پیغمبر خدا

 محو توام تو بنده ی زیباتر خدا

هستی برای خلق جهان با علوم خود

 بعد از پیام بر - تو پیام آور خدا

یک عالمه طراوت وسرسبزی و بهار

آورده ای برای من از محضر خدا

با آنهمه روایت سبزی که ازتو هست

 آسان تر است رفتن تا آخر خدا

من از کنار خانه ی تو نه نمی روم

تا که رسانی ام تو به دور و بر خدا

مستم اگر زباده ی یک جرعه ازخم است

 جشن ولادت ولی الله پنجم است

 ای یادگار واقعه ی کربلا سلام

با غصه و مصیبت و غم آشنا سلام

بر آن دل شکسته ی دوران کودکیت

از ما همیشه وهمه دم هرکجا سلام

یادت نمی رود دم دروازه های شهر

با سنگ داده اند به روی شما سلام

جابر رسید و گفت که ای باقرالعلوم

بر تو رسانده است رسول خدا سلام

قبر بدون شمع و چراغ بهشت ماست

 ما زائر مزار تو هستیم با " سلام "

مستم اگر زباده ی یک جرعه ازخم است

 جشن ولادت ولی الله پنجم است

 

حسن بیاتلو

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم ب
یکشنبه 30 فروردين 1394 ساعت 9:55 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم

خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم

به امداد محمد تا محمد یک دعا کردم

گرفتم دامن پاک اباجعفر نوا کردم

صدا کردم دعا کردم نوا کردم چها کردم

که ناگه دیده وا کردم بنور چارده معصوم

خدا را شکر این سائل نشد از لطف حق محروم

در این ماه خدا عبد خدا محبوب داور شد

چه عبدی؟ بنده ای که بابِ شهراللهِ اکبر شد

به یک معنا امام امّا به یک معنا پیمبر شد

همان که باقر هر علم، اول تا به آخر شد

ز اسم اعظمش اینک دلم از بس منور شد

رسیدم تا بجایی که خدا را در بغل دارم

در این ماه خدا من با خدا ماه عسل دارم

من از روز ازل گم بودم و راهم فتاد اینجا

معلّق ذره ای بودم که ناگه ایستاد اینجا

ز ((یَهدِی اللهِ نورِه)) بَر گرفتم اعتماد اینجا

شدم از روز میلادم غلامی خانه زاد اینجا

ز بختم حضرت زهرا مرا دستور داد اینجا

شناساندند قرآن را و عترت را بجان من

همین شد تا ابد از هر بدی خط امان من

خدا را شکر دلهامان بدست باقر افتاده

گدایان را سر و سامان بدست باقر افتاده

و دستان تمنّا مان بدست باقر افتاده

عبادات سحرهامان بدست باقر افتاده

سفرهای مُعلّامان بدست باقر افتاده

چه آقایی که بابایش پدر زن چون حسن دارد

سفر در پیش ، با جدش ، حسینِ بی کفن دارد

چه آقایی چه زیبا پا در این منظومه بگذارد

چه رفتار دل انگیزی عجب خلق خوشی دارد

چه زیبا در مدینه سر قدم آهسته بر دارد

برای کربلا رفتن زمان را لحظه بشمارد

که تا دستور زهرا را بخاطر خوب بسپارد

به یمن گریه بر جدّ غریبش نور می تابد

همه اسرار عالم را به نور روضه بشکافد

سه ساله با سه ساله همسفر از شهر یثرب شد

رسید آندم که در صحرای تف نزدیک مغرب شد

به روی نیزه سرهای بنی هاشم که غالب شد

بخون خورشید و ماه و انجم و خیل کواکب شد

همه دار و ندار خیمه ها را کوفه صاحب شد

فرار عمه ها بود و نگاه حسرت باقر

امان از گریۀ سجاد و آه حضرت باقر

از آنجا عهد با خود کرد تا دین را کند یاری

همه احکام که ، مانده معطّل را کند جاری

کند آیات قرآن را روایاتی شنیداری

دهد با نهضت روضه به اهل درد بیداری

منا را کربلا کرد و همه عمرش عزاداری

و فرمود آن امام راستین با مردم دنیا

خدا رحمت کند آنکس که امر ما کند احیا

چه امری؟امرِ دین احیاء گردد با حسین و بس

همه احکام ما اجراء گردد با حسین و بس

عدالت در جهان احصاء گردد با حسین و بس

و محوِ منکر و فحشاء گردد با حسین و بس

شهادتنامه ها امضاء گردد با حسین و بس

یقین احیای امر دین بجز امر ولایت نیست

هر آنکس نیست در این ره دل او را هدایت نیست

حیات طیبه آری صفات منکران هرگز

عطای فاطمه آری لقای دشمنان هرگز

ولای مرتضی آری لوای مشرکان هرگز

گلاب دوستان آری گل بیگانگان هرگز

شکست دشمنان آری گسست دوستان هرگز

نه آن تحریم می خواهیم نه این تکریم می خواهیم

که تنها تحت فرمان علی تسلیم می خواهیم

 
محمود ژولیده

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا باقرالعلوم... بی سبب نیست که دل واله و مجنون شده است آمدی ماه رجب هم به تو مدیون شده است نام تو اذ
یکشنبه 30 فروردين 1394 ساعت 9:49 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا باقرالعلوم...

بی سبب نیست که دل واله و مجنون شده است

آمدی ماه رجب هم به تو مدیون شده است


نام تو اذن دخولم شده در ماه خدا

بندگی با شب میلاد تو مقرون شده است


اول ماه رجب تا سحر سیزدهم

از مدینه به نجف راه چه گلگون شده است


واژه ها ‌مست تو گشتند...همه جمله شدند

جمله ها در اثر حب تو موزون شده است


شجره نامه ات از ربّ جلی آمده است

فضل در پیش سجایای تو مفتون شده است


خاندانت همگی اهل کرامت هستند

بینتان بنده نوازی است که قانون شده است


حوزه ی علمیه یک گوشه ز الطاف شماست

شیعه تا روز قیامت به تو مدیون شده است


هر که از دست شما جام ولایت نگرفت

تا خود حشر در این میکده مغبون شده است


لعنت حق به کسی که به شما پشت کند

آن که از دایره ی عشق تو بیرون شده است


دور قبرت همه از ذریه ی طاغوتند

دل ما از غم این فاجعه محزون شده است


دل ما سوخت ولی از دل مهدی چه خبر؟

مطمئنا دل زهرایی او خون شده است


طبق فرموده ی ناب پسرت: «پیکرتان...

...در دل تک تک عشاق تو مدفون شده است»


کاش روزی برسد در حرمت سجده کنم

در حریمی که رفیع است و دگرگون شده است

 

محمد جواد شیرازی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باران گرفت و خنده ی گلها شروع شد فصل شکوه و عزت دنیا شروع شد از لحظه ی حضور تو در خانه علی فریاد التماس زلیخا شروع شد رنگ رخ زمین و زمان تیره
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:59 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
باران گرفت و خنده ی گلها شروع شد

فصل شکوه و عزت دنیا شروع شد

از لحظه ی حضور تو در خانه علی

فریاد التماس زلیخا شروع شد

رنگ رخ زمین و زمان تیره بود و تار

تو آمدی و آبی دریا شروع شد

تو مصطفای دیگری از نسل مرتضا

با این حساب جلوه ی آنها شروع شد

 حالا نشسته ام که برایت غزل شوم

یا مثنوی کوچه خیر العمل شوم

 خیر العمل علی شد و خیر العلوم تو

آقا چراغ رو شن کشف النجوم تو

 سمت کلاس علم شما راه بسته است

عیسا کنار منبر درست نشسته است

 هر کس شناخته تو و علم تو را .. ترنج...

...شاید نداشته , قلمش را شکسته است

 دریای علم عالمیان را نصب تویی

قال الامام باقرمان را سبب تویی

 آقا شنیده ایم که باران شدی و بعد

راهی کوچه های زمستان شدی و بعد

 از عاشقانه های تو یک نکته گفته اند

همبازی رقیه و طفلان شدی و بعد

آنهم که زود زود به پایان رسید تا

در مجلس شراب که مهمان شدی و بعد

 اصلا شب ولادت تو روضه میشود

 تا لحظه ی شهادت تو روضه میشود

 حالا برای شادی زهرا نوشته ام

این بیت آخر است برایت سرشته ام

 عالم تمام دهکده , از شهر علم توست

بحر العلوم قطره ای از بحر علم توست

شاعر: ايمان كريمي

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت اکنون به شوق حجت پنجم ز خود گمم وآیینه دار طلعت خورشید پنجمم چون کشتی سپرده به توفان عنان خویش ازموج موج جذبه ی تو د
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:58 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

اکنون به شوق حجت پنجم ز خود گمم

وآیینه دار طلعت خورشید پنجمم

چون کشتی سپرده به توفان عنان خویش

ازموج موج جذبه ی تو در تلاطمم

آن شمع کوچکم که بیفروزیم اگر

فخر است با چراغ قبولت به انجمم

از آفتاب بیشترم با ولای تو

آیینه ام، فروغ تو را در تجسمم

*

حیران آن اسارت و آن غارتم هنوز

باریک بین فاجعه ی آن تهاجمم

آری سلام بر تو اماما! که می پرد

از لب به یاد آن چه کشیدی تبسمم

طفل چهارساله و طوفان کربلا؟

حیران این تداعی ام و آن تالمم

از آن ستم که سوخت در آن، خاندان تو

هم بر تو عرضه می کنم اینک تظلمم

گنج مراد خویش نجستم ز هیچکس

الا تویی که مدح تو را در تکلمم

هرچند لب به خنده گشایم برابرت

ز اندوه تو نشسته به خون است مردمم

*

ای علم را شکافته و رفته تا به عمق

حیران آنچه یافتی از این تعلمم

آن شاعرم که از سر ایثار عاشقم

بر دوستیت و خصم تو را در تخاصمم

 

مرحوم حسین منزوی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت سلام ای باقر علم امامت امامت مفتخر بر هر سلامت سلام ای طالع ماه خدایی هلال بهترین شهر ولایی سلام ای قدرت حق در ید ت
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:57 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

سلام ای باقر علم امامت

امامت مفتخر بر هر سلامت

سلام ای طالع ماه خدایی

هلال بهترین شهر ولایی

سلام ای قدرت حق در ید تو

نثار تو سلام ایزد تو

سلام ما نباشد اعتبارت

سلام حضرت احمد نثارت

عطایای الهی پیشوازت

همه آیات قرآن سرفرازت

تویی روح تمام معنویات

ولای تو کند دفع بلیّات

وصال تو فرار از انحرافات

جدایی از تو انبوه مکافات

چه باید گفت در وصف کمالت

خدا را بهترین صورت جمالت

جمالت هست ممدوح الهی

که روحت هست از روح الهی

من عشقت را نه اینکه می سپاسم

تو را از روز اول می شناسم

تو دریای صفات ذوالجلالی

جمال بی مثال لا یزالی

سر ما را ولایت سایه بخشید

تو خورشیدی تو خورشیدی تو خورشید

مگر ممکن شود وصف تو آیا؟

که ما یک قطره از قطره، تو دریا

ولیِّ خالق مطلق تویی تو

به شهر علم جاء الحق تویی تو

سعادت را شناساندی به عالم

شقاوت را هراساندی به عالم

جمیع دشمنان مغلوب علمت

جمیع دوستان مجذوب حلمت

تو از علمت به ما اطعام کردی

معانی را به ما الهام کردی

اگر در جذبه ی حق سوخت عاشق

مناجات از شما آموخت عاشق

فصاحت مشقی از صُنع ثنایت

بلاغت رشکی از صوت رسایت

کرامت عادتی در کُنه ذاتت

سخاوت اشتهایی از صفاتت

به وقت ریزش رحمت به یاران

تو بارانی تو بارانی تو باران

خدا ما را گزینش با شما کرد

شروع آفرینش بر شما کرد

درخت علم جز تو ریشه، هرگز

تو را برتر کسی اندیشه هرگز

گره خورده همه هستی به هستت

امور عالم و آدم به دستت

شرف شایسته ی شأن رفیعت

حکومت هدیه ی فکر بدیعت

سراغ انجم روی تو در طور

چراغ پنجم نورٌ علی نور

تو حبل اللهی و حبل المتینی

ولی اللهی و حق الیقینی

حیات عشق در چتر ولایت

نجات دهر در زیر لوایت

خدا خواهی، مناعت طبعِ دستت

قیامت را شفاعت ناز شصتت

تو فرزند بشیری و نذیری

امیرالمؤمنین را دلپذیری

تویی یک شاخه از طوبای عصمت

به باغ کوثر از گلهای عترت

به حُسن دوست حِصنِ ایمنی تو

حَسن را نور وجه احسنی تو

تو در چشم پدر نور دو عینی

تو یکتا قرّة العین الحسینی

تو روح سفره ی ایجاد هستی

سلیل حضرت سجاد هستی

پس از یک چله دوران جدایی

تو تنها یادگار کربلایی

تو را زهر جفا قاتل نباشد

تو را جز داغ دل حاصل نباشد

اسیر کربلا چشم و زبانت

سفیر نینوا نطق و بیانت

شهید داغ ثارالله باقر

به شام غم اسیرالله باقر

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح ای چراغ علم روشن از دمت ای رهینِ فضل و دانش عالمت با گذشت آفرینش همچنان کاروان علم دنبالت روان علم ها مشتی ز خروار تواند س
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:56 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح

 

 ای چراغ علم روشن از دمت

ای رهینِ فضل و دانش عالمت

با گذشت آفرینش همچنان

کاروان علم دنبالت روان

علم ها مشتی ز خروار تواند

سینه چاک تیغ گفتار تواند

باقر کلّ علوم عالمی

خود به تنهایی کتاب محکمی

هر چه دانش پا گذارد پیشتر

سر فرود آرد به خاکت بیشتر

ای امام ابن امام ابن امام

جابرت آورده از احمد سلام

دانش از ره مانده در پرواز تو

چشم جابر روشن از اعجاز تو

ای چراغ نور، پیش از نورها

جلوه کرده در تمام طورها

ملک نا محدود از نور تو پَر

دُرّ شش دریا و بحر هفت دُرّ

خانه ی دل تا ابد میعاد تو است

زینت ماه رجب میلاد تو است

ای چراغ عقل و دین روشن بتو

چشم زین العابدین روشن بتو

علم و حلمت همچو شیر و شکّر است

هر یکی از دیگری شیرین تر است

علم تو سرچشمۀ علم خداست

حلم تو آیینۀ حلم خداست

پنجه ی علم و خرد بر دامنت

عاشق خُلق تو حتّی دشمنت

صد چو جابر دانش آموز تو اند

شعله های عالم افروز تو اند

مشرق و مغرب پر از گفتار تو است

همچو قرآن جاودان آثار تو است

عارفان سر مست از این ساغرند

جرعه نوش جام قال الباقرند

با شمایم ای قلم در دست ها

ای ز جام معرفت سر مست ها

تا از این مکتب نگردیدید دور

از قلم هاتان دمد پیوسته نور

علم عالم نوری از این مکتب است

تیره گی ها دوری از این مکتب است

علم اگر نبود به عترت منتسب

نیست جز دود چراغ بو لهب

هر که دور از آل پیغمبر بود

جهل از دانائیش بهتر بود

این قلم شمشیر حقّ و باطل است

گاه جانبخش است و گاهی قاتل است

گاه فردی عاقلش گیرد به دست

گاه باشد در کف زنگی مست

چون کند نور حقیقت را علم

ذات حق سوگند خورده بر قلم

ای قلم را کرده شمشیر ستم

ای زبانت لال، ای دستت قلم

کشور قرآن و هتّاکی چرا

خاک اهللبیت و ناپاکی چرا

ای همه نشریّه ات رسوائیت

وای وای از این قلم فرسائیت

ای گناه گمرهان بر گردنت

ای زمام دل به دست دشمنت

جهل و رسوایی هم آغوشت شده

یا غدیر خُم فراموشت شده

با قلم ظلم و جنایت می کنی

حمله  بر فقه و ولایت می کنی

گه تمسخر می کنی توحید را

گاه منکر می شوی تقلید را

بی خبر، تقلید ما تعلیم ماست

در حضور حقّ همان تسلیم ماست

ما طریق بندگی پیموده ایم

هم مقلّد هم محقّق بوده ایم

راه ما تعلیم بوده از نخست

آنچه محکوم است آن تقلید تو است

تو که چون طوطی کنی تکرار حرف

نه به نحوت بوده آگاهی نه صرف

ما چراغ معرفت افروختیم

درس خود از اهلبیت آموختیم

پیرو خطّ امام بافریم

تا ابد سر مست از این ساغریم

ما گرفتیم از چنین مکتب کمال

یافتیم از آل عصمت این جلال

چارده حصن حصین داریم ما

چارده حبل المتین داریم ما

چارده منظومه از یک آسمان

چارده معصوم از یک دودمان

چارده تصویر از یک کوه طور

چارده گوهر ز یک دریای نور

چارده بی مثل از یک بی مثال

چارده تصویر حق از یک جمال

چارده استاد کل با یک کتاب

چارده فریاد رس با یک خطاب

چارده مشعل فروز بزم دل

چارده مصباح دائم مشتعل

سر خوش از صهبای تو فیقیم ما

زنده از تقلید و تحقیقیم ما

«میثم» این تقلید بی تحقیق نیست

هر که را جز این بود توفیق نیست

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن و اى ز ماه روى زیبا مهر را رونق شکن همچو من هر کس رخ و قد تو بیند تا ابد فارغ است از
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:56 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن

و اى ز ماه روى زیبا مهر را رونق شکن

همچو من هر کس رخ و قد تو بیند تا ابد

فارغ است از دیدن خورشید و از سرو چمن

گر خرامى صبحدم در طرف باغ اى گل عذار

غنچه از شرم دهانت هیچ نگشاید دهن

اى تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبرى

هر کجا دارند خوبان دو عالم انجمن

نسبت حسن تو با یوسف نشاید داد از آنک

صد هزاران یوسفت افتاده در چاه ذقن

چشم جادویت نموده شرح بابل مختصر

بوى گیسویت شکسته رونق مشک ختن

کى توانم کرد وصف و چون توانم داد شرح

ز آنچه عشقت مى کند اى نازنین با جان من

بس بود طبعم پریشان از غم زلفت مگر

با خیال قد رعنایت کنم موزون سخن

در مدیح صادر اول امام پنجمین

کش بود مدّاح ذات ذوالجلال ذوالمنن

شبل حیدر سبط پیغمبر خدیو انس و جان

مخزن علم النبیّین کاشف سرّ و علن

حضرت باقر ضیاى دیده خیرالنسا

حامى شرع رسول الله هوادار سنن

جلّ اجلاله توانایى که گر خواهد کنى

روز، شب، خورشید، مه، افلاک، غبرا، مرد و زن

دى به یک ایماى او گردد بهار و خار، گل

بلبل و قمرى شوند از امر او زاغ و زغن

بى ولاى آن گل گلزار دین نبود، اگر

لاله خیزد در چمن یا سبزه روید از دمن

کوى او چون خانه حق قبله اهل یقین

اسم او چون اسم اعظم دافع رنج و محن

هم به آدم شد مغیث و هم به نوح آمد معین

هم به عیسى گفت: کلّم هم به موسى گفت: لن

من چه گویم وصف ذاتش جز که عجز آرم به پیش

درّ دریاى حقیقت را که مى داند ثمن؟

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت بر چمبر علم و دین نگین بخشیدند خورشید منوری به دین بخشیدند یک دستۀ گل ز گلشن سبز بهشت امشب به امام ساجدین بخشیدند
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:54 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

بر چمبر علم و دین نگین بخشیدند

خورشید منوری به دین بخشیدند

یک دستۀ گل  ز گلشن سبز بهشت

امشب  به امام ساجدین بخشیدند

***

از عرش حدیث حق پرستی خواندند

یک صفحه ز دیباچۀ هستی خواندند

وقتی که شکفت امام باقر چون گل

در باغ جنان سرود مستی خواندند

 

سید هاشم وفایی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس فیض مدام از عالم بالا رسب
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:53 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده

از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده

پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس

فیض مدام از عالم بالا رسبده

فرخنده فیضِ فرخ و فرزانه ای که

آوازه اش تا سدره و طوبی رسیده

آن مدعی کز نسل احمد حرف می زد

حالا ببیند چارمین آقا رسیده

این چارمین حیدر نصب این پنجمین دُر

از کوثر پر گوهر زهرا رسیده

داعیه داری که به علمش ناز می کرد

کارش به شاگردی این آقا رسیده

با " کعب الاحبار" و "هریره" دین نمی ماند

با " قال باقر" شیعه تا اینجا رسیده

لطفش همیشه شامل حال گداهاست

از لطف و از آقایی اش بر ما رسیده

یا باقر العلم النبیّین یا محمّد

فرقی نداری در حقیقت با محمّد

دریای علمت تا ابد ساری و جاری

تو مثل زهرا کوثری، دنباله داری

در جهل تاریک و خزان معرفت ها

با یک بغل نور آمدی، گرم و بهاری

مثل پیمبر دست مردم را گرفتی

با تو سر راه آمده عبد فراری

وقتی تو آقای منی، در خانه ی تو

با آبروتر از گدایی هست کاری؟

از تو نوشتم دفترم شد آسمانی

یک آسمان لبریزِ حس بی قراری

از تو نوشتم یادم آمد که غریبی

افتاد از دستم قلم در یک کناری

یک دست روی سینه و دست دگر را

در پنجره های ضریحی که نداری...

از حال و روزت در بقیع آتش گرفتم

نه سایبانی، نه چراغی، نه مزاری...

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت صحبت از عاشقی و عشق جگر می خواهد دم زدن از لب معشوق شِکر می خواهد بال در بال مَلِک دور مَلَک چرخ زدن نظر حضرت حق، همّ
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:47 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

صحبت از عاشقی و عشق جگر می خواهد

دم زدن از لب معشوق شِکر می خواهد

بال در بال مَلِک دور مَلَک چرخ زدن

نظر حضرت حق، همّت پَر می خواهد

به هواخواهی از یار، علمدار شدن

سینه ای همچو ابالفضل سپر می خواهد

آسمان موهبتی باز فرستاد زمین

صید این موهبت ای دوست هنر می خواهد

نیست معلوم حسن باز نوه خواسته است

یا دل حضرت سجاد پسر می خواهد

دامن فاطمه ای باز قمربار شده

علی دوم زهراست، پسردار شده

پسری آمده همنام رسول دو سرا

احمد دوّمی از نسل علی و زهرا

آمده تا که به اسلام اصالت بدهد

آمده تا که بود پرچم دین پابرجا

خاک می خورد علوم نبوی روی زمین

آمده تا که تکانی بدهد دنیا را

کیست او، آنکه بفرمود نبی در وصفش

باقرالعلم نبییّن و به "اَیٍّ بقرا"

شیعه شد زنده به هر جمله ی قال الباقر

شیعه باقی است به ابقای کلام آقا

آمده روشنی چشم رسول ثقلین

نوه ی مشترک و وارث خون حَسَنین

کیست مولا، نوه ی صاحب کشتی نجات

کیست آقا، پسر ذکر و دعا و صلوات

او همان زمزمه ی یهوه بود با موسی

او همان نور خداوند بود در میقات

او همان است که با نام شریف "باقر"

مژده ی آمدنش داده خدا در تورات

او همان است که از دور و برش می روید

صد هزاران گل خیرات، درخت برکات

عمل دشمن او چیست بجز بار گناه

لغزش شیعه ی او چیست به غیر از حسنات

مهر ارباب، قبولی عمل می باشد

بی ولایش  بخدا لعل، بدل می باشد

هر که سمت حرمش رفت بها می گیرد

از کرمخانه ی ارباب عطا می گیرد

نفس عیسوی اش داروی هر دردی است

کور از هُرم نفسهاش شفا می گیرد

گاه با دستخطش زنده کند مرده و گاه

با همان دست کرم، دست گدا می گیرد

گاه در مزرعه اش کارگری ساده بود

گاه در خانه ی وی مدرسه پا می گیرد

گاه با خاطره ی کودکی اش؛ تنهایی

به سر و سینه زنان بزم عزا می گیرد

چارساله پسری بود به همراه پدر

به سوی دشت بلا، کرببلا کرد سفر

.

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس فیض مدام از عالم بالا رسبده فرخنده فیضِ فرخ و فرزان
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:39 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حرفی نزن از تشنگی دریا رسیده 
از بی پناهی ها مگو مأوی رسیده
پیغمبر آمد خیر نازل شد از آن پس
فیض مدام از عالم بالا رسبده
فرخنده فیضِ فرخ و فرزانه ای که
آوازه اش تا سدره و طوبی رسیده 
آن مدعی کز نسل احمد حرف می زد 
حالا ببیند چارمین آقا رسیده 
این چارمین حیدر نصب این پنجمین دُر 
از کوثر پر گوهر زهرا رسیده 
داعیه داری که به علمش ناز می کرد 
کارش به شاگردی این آقا رسیده 
با " کعب الاحبار" و "هریره" دین نمی ماند 
با " قال باقر" شیعه تا اینجا رسیده 
لطفش همیشه شامل حال گداهاست 
از لطف و از آقایی اش بر ما رسیده 
یا باقر العلم النبیّین یا محمّد 
فرقی نداری در حقیقت با محمّد 
دریای علمت تا ابد ساری و جاری 
تو مثل زهرا کوثری، دنباله داری 
در جهل تاریک و خزان معرفت ها 
با یک بغل نور آمدی، گرم و بهاری 
مثل پیمبر دست مردم را گرفتی 
با تو سر راه آمده عبد فراری  
وقتی تو آقای منی، در خانه ی تو 
با آبروتر از گدایی هست کاری؟ 
از تو نوشتم دفترم شد آسمانی 
یک آسمان لبریزِ حس بی قراری 
از تو نوشتم یادم آمد که غریبی 
افتاد از دستم قلم در یک کناری 
یک دست روی سینه و دست دگر را  
در پنجره های ضریحی که نداری
از حال و روزت در بقیع آتش گرفتم 
نه سایبانی، نه چراغی، نه مزاری.

داود رحیمی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مهر تو خار نخل هایم را رطب کرد ما را گدای اول ماه رجب کرد آقای من مهر تو را واجب نوشتند یعنی تو را بر غیر تو غالب نوشتند سال هزار و سیصد و اندی گ
سه شنبه 09 ارديبهشت 1393 ساعت 14:13 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مهر تو خار نخل هایم را رطب کرد
ما را گدای اول ماه رجب کرد
آقای من مهر تو را واجب نوشتند
یعنی تو را بر غیر تو غالب نوشتند
سال هزار و سیصد و اندی گدایی است
روزی ماها از همین چندی گدایی است
من چهارده قرن دنبال شمایم
مال خودم هم نیستم مال شمایم
ماه رجب تا که به تو آغوش وا کرد
با آبرو شد، خویش را ماه خدا کرد
تو موسی دریا علم بی کرانی
تو آسمان در زمین، فوق زمانی
نام تو را همواره با مد می نویسم
تا می نویسم یا محمد می نویسم
ای گریه ی سجاده های نیمه شب ها
اذن دخول اول ماه رجب ها
ای سالها شهر خدا دنبال نورت
ای که برای مقدمت قبل از ظهورت...
...عرش الهی احترامش را فرستاد
پیغمبر اکرم سلامش را فرستاد
فرمود پیغمبر بزرگ عالمینم
آری حسین از من و من نیز از حسینم
آن کس که دارای تمام حُسن من بود
آنکس حسن بود و حسن بود و حسن بود
حالا حسین و مجتبی وصلت گزیدند
با وصلتِ باهم محمد آفریدند
تو مادری داری که مثلش هیچ زن نیست
مانند او حتی در اولاد حسن نیست
او همره بابای تو کرب و بلائی ست
در عهد تو در منصب خیر النسائی ست
در هر زمان مشغول تبلیغ خدایی
با درد هم ترویج یاد هل اتایی
شب می کنی تا سیدی مولا بگویی
تب می کنی تا ذکر یا زهرا بگویی
آنچه که زهرا مادرت دارد تو داری
روز قیامت هم تو صاحب اختیاری
تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی
بابی زحکمت بر نصاری باز کردی
قربان اعجاز تو ای فرزند زهرا
آخر مسلمان تو شد پیر نصارا
تو آبرو بخشی به ما ای آبرو دار
حاجت روامان کن که هستیم آرزودار
نابودی وهابیت امید شیعه است
روز سقوط کفر تنها عید شیعه است
باید که بر این آرزوی خود بنازیم
بهر تو و اجداد تو مرقد بسازیم
همراه بابایت چهل سال و پس از آن
بودی به یاد گودی گودال گریان
تا زنده بودی آب دیدی گریه کردی
تا کودکی بی تاب دیدی گریه کردی
تو روضه خوان روضه ویرانه هستی
تو داغدار عمه دردانه هستی
تو علم خود را از همه گودال داری
تو تا ابد بر خیزران اشکال داری

جواد حیدری

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باز هم طبع دل شکوفا شد بزم عشق و طرب مهيا شد مردي آمد ز خانواده ي نور مهر او در دل همه جا شد آسمان در مقابلش خم شد خاک هم نزد مقدمش پا شد
دوشنبه 08 ارديبهشت 1393 ساعت 10:32 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 باز هم طبع دل شکوفا شد

  بزم عشق و طرب مهيا شد

 مردي آمد ز خانواده ي نور

 مهر او در دل همه جا شد

 آسمان در مقابلش خم شد

  خاک هم نزد مقدمش پا شد

 آفتاب آمد و همه ديدند

  چه شکافي به علم پيدا شد

 

و کسي نيست مثل خوي او

 وحده لا اله الاهو

 

 جبرئيل آمده به کف سيني

 پر ز ميوه,گلاب و شيريني

 مهد او روي دست حورا بود

  بين تور و روبان تزئيني

 دست شيطان به بند قنداقه

  نشود اهل توبه؟! بدبيني!

 يک کفه عشق و يک کفه مولا

 چه عياري چه شان سنگيني

 

با تجلاي کوثر آمد او

 با سلام پيمبر آمد او

 

 آمده تا که پرده بردارد

  بهر افشاي حق نظر دارد

 وقت ميلاد او همه گفتند

 «چه قدر فاطمه پسر دارد»

 او ز نسل سلوني است،بپرس!

 از تمام فنون خبر دارد

 دست تاريخ مي نويسد که

 چه کسي مثل او جگر دارد-

 

-پيش ظالم ز مدح خود خواند

 وسر جاي خويش بنشاند

 

 از دل ما صفا رود؟! هرگز

  مهر اين مقتدا رود؟! هرگز

 زاهدي بي ولايت و عشقش

 تا وصال خدا رود؟! هرگز

 از در خانه اش کسي ديده

  دست خالي گدا رود؟! هرگز

 وقت جولان نشد,دلاوري است!

  تير آقا خطا رود ؟! هرگز

 

کاش تيري به قلب ما بزند

 بر مزار من و تو پا بزند

 

 پدرش مقتداي اذکار است

  مادرش در پناه ديوار است

 ازدحامي به پشت بيت حسين

  هر دلي در خيال ديدار است

 برو فردا بيا دگر دير است

 گوش عاشق مگر بدهکار است

 همه او را زيارتش کردند

 اي خدا نوبت علمدار است

 

گفت در گوش او به غمخواري

 جانشين مني علمداري

 

کربلا آمد و قيامت شد

  وقت بي ياري و اسارت شد

 ديده هاي امام باقر ديد

  که به زينب چسان اهانت شد

 عمه هايش به بند زنجيرند

  ناله اي کرد و غرق غيرت شد

 آه افسوس! دست او بستند

 آرزومند روز عزت شد

 

نيزه اي قهرمان جنگ سر است

 اشک مي ريزد و نظاره گر است

 

شاعر: رضا تاجيک

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عطر لبخند خدا پیچید در دنیای من پنجمین خورشید تا گل کرد در شب های من آیه ای نازل شد از سمت بلوغ آس
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 12:26 | بازدید : 175 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عطر لبخند خدا پیچید در دنیای من

پنجمین خورشید تا گل کرد در شب های من

آیه ای نازل شد از سمت بلوغ آسمان

روشنی پاشید بر آیینه ی سیمای من

فصل وصل آمد، زمین پُر شد ز بوی ناب عشق

جلوه گر شد از مدینه، ماه من، مولای من

عصمتی روشن تبسّم کرد بر روی زمین

حضرت حق گفت: «او نوری ست با امضای من»

وارث بوی بهشت است و خِرَد میراث اوست

سیب شیرینی ست او از شاخه ی طوبای من

قاف غیرت، بحر حیرت، کهکشان حکمت ست

باقر نور است ، بشنو از لبش آوای من

فصل لبخند گل پنجم، امام باقرست

پنجمین خورشید ، زد لبخند بر دنیای من

تشنه ی یک جلوه از خورشید سیمای توأم

ای طلوع پنجمین ! ای حجّت فردای من

 

رضا اسماعیلی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عشقت شده سرمایه ی کار و بارم تا از تو نوشتن شده تنها کارم لطفا برسان مزد رباعی مرا جاریست هنوز
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 12:24 | بازدید : 101 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عشقت شده سرمایه ی کار و بارم

تا از تو نوشتن شده تنها کارم

لطفا برسان مزد رباعیمرا

جاریست هنوز عرق خودکارم !


مرضیه عاطفی/ سمنان

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حکمت فرقان (مدح امام باقر علیه السلام) حکت فرقان { نذر امام جعفر باقر
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 12:24 | بازدید : 85 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
حکمت فرقان (مدح امام باقر علیه السلام)  

                   

     
اشک از آینه پرسید، غم پنهان را
قصه‌ی تلخ غزل- مرثیه‌ی باران را
اشک از آینه پرسید، که غربت از چیست؟!
از چه دریا نکند فاش غم توفان را
رسم این خاک چرا با دل خوبان سرد است
داغ ماتم بدمد، مردمک و مژگان را
دیدمش گفت: که این درد بسی دیرین است !
خسته کرده ست فقط، خاصیت درمان را
**
خفته در ملک نبی، آینه ای افلاکی
که به هر ذره ز خاکش، اثری، کیهان را
"باقر العلم" که نامید خداوندش، خواست
با سرانگشت ادب، درس دهد، لقمان را
حلمش آموخت از آن:آینه‌ی حق باشد
حکمتش داد: که او زنده کند فرقان را
هر چه مکتوم، به سِحرِ سخن اش واگشته!
هر چه معلوم، همه آینه‌خو، پنهان را
آسمان در نظر اوست: فضایی کوچک !
کهکشان در سفر اوست: غباری، کان را -
یک نفس فرصت پرواز عطا فرمودند
تا سبک‌بال به حیرت ببرد، انسان را

آنچه آموخت به ما، کثرتی از وحدت بود
یک نفس، پرتو آن، بارقه شد عرفان را

"باقر العلم"، خداوند سخن، در گیتی !
نور دانش بدم از پرتو خود، ایران را
ابرِ جهل از همه سو، قصد خرابی دارد
ترسم از یاد برد، مردم شهر، ایمان را
***
اشک از آینه پرسید، چرا حیرانی؟!
گفت: ای کاش که جانان بپسندد جان را  !
آتشِ شمع، تو را سوختن از" جان "آموخت
مانده ام با "دل" خود چاره کنم حرمان را
هر که با عشق به دل، داغ عزیزی دارد
می کند فهم از این قصه، غم هجران را !
بشنو از خاک بقیع، آنچه «سعا» می‌گوید:
قصه‌ی تلخ غزل - مرثیه‌ی باران را
کاش آن روز، در آن صبح قشنگ:  آدینه
یک نفر پاک کند، رنگ غریب ستان را
***
مکتب شعر دینی
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


بر روی مَـهِ امام باقر صلوات / بر خـاکِ رهِ امام باقر صلوات با یک نگهش،جمله ی حاجات روا/برآن نگهِ ام
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:29 | بازدید : 63 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بر روی مَـهِ امام باقر صلوات

بر خـاکِ رهِ امام باقر صلوات

با یک نگهش،جمله ی حاجات روا

برآن نگهِ امام باقر صلوات

 

حمید رضا گلرخی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقديم به ساحت مقدس امام باقر (ع) يارب اين بوي خوش از سمت جنان مي آيد يا گل فاطمه (س) آن جان جهان
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:26 | بازدید : 49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقديم به ساحت مقدس امام باقر (ع)



يارب اين بوي خوش از سمت جنان مي آيد

يا گل فاطمه (س) آن جان جهان مي آيد

يارب اين نور صفات ازلي باقر (ع) توست

علم با آمدنش ، رقص كنان مي آيد

يارب اين خيل ملائك ز سما تا به زمين

با چه شوريست چنين بال زنان مي آيد

يارب اين باقر علم نبوي يا ملك است؟

كه به نامش غزل از عمق بيان مي آيد

يارب از يوسف زهرا (س) خبري نيست چرا؟

هر دم از توطئه اي شوم خبر مي آيد


اصغر چرمي

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حــامل عــلم نـبی را صـلوات چهـارمین پور ولی را صــلوات پنجمین نــور امــامت باقــــر هـفتمین مـ
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:21 | بازدید : 61 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حــامل عــلم نـبی را صـلوات

چهـارمین پور ولی را صــلوات

پنجمین نــور امــامت  باقــــر

هـفتمین مـهر جـلی را صـلوات

 

٭   ٭   ٭

شاهی که علوم حق شد از او ظاهر

  نام  و لقبش محمد  است و  باقر

دریــای  ســخای  او  نــدارد  اول

صــحرای ولای او نــدارد آخــر

 

 

٭   ٭   ٭

 

مدیــنه شد به نور  حـق  مـنور

کـــه   آمـــد   بــاقر   عــلم   پیــمبر

ملائک محو آن جــانانه گشتند

بــه  شمع  روی  او  پروانه گشــتند

 

٭   ٭   ٭

ســـاغر زده ام ز جـــام بــــاقر

بشکفته لـــبم بـــه  نـــام  بـــاقر

چشم همه روشن از  جـــمالش

  آمــــد بـــه جـــهان امــــام باقر

 

٭   ٭   ٭

 

برخیز  بده  بوسه  که مهمان آمد

از مقدم او بر تن مـــا جــان آمـــد

جان بر قدمش بریزم و می گویم

صد شکر که جان همه جانان آمد

 

٭   ٭   ٭

 

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت

پیوسته ملک سائل زوار بقیعت

جان و دل و ما شمع  تار  بقیعت

تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


همیشه روی به درگاه حق تعالی کن تمام خواهش خود را ز او تمنا کن به هر طرف که هوا و هوس کشید مر
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:21 | بازدید : 75 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

همیشه روی به درگاه حق تعالی کن

تمام خواهش خود را ز او تمنا کن

 

به هر طرف که هوا و هوس کشید مرو

و بند معصیت از دست و پای خود وا کن

 

ز فیض ماه رجب بهره گیر و از حالا

برای ماه خدا خویش را مهیا کن

 

کنار سفره ی ذکر و دعای این ایام

دعا برای ظهور عزیز زهرا کن

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عشق آمد و مقابل من دفتری گشود مرغ دلم بهانه گرفت و پری گشود بال و پری زدم به بلندای آسمان از لطف خود
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:19 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عشق آمد و مقابل من دفتری گشود
مرغ دلم بهانه گرفت و پری گشود
بال و پری زدم به بلندای آسمان
از لطف خود خدای کریمان دری گشود
احرام سرخ بر تن من بود و ناگهان
دیدم که روبه روم در اخضری گشود
در آن طرف تمامی عالم بهشت بود
یک لحظه نور، پرده زیباتری گشود
بر روی دیدگان پر از التماس من
باری تعال چهره یک سروری گشود
به به چه سروری که مَلَک مست بوی او
جمعی ز انبیاء همه مبهوت روی او

نامش محمد است و لقب باقرالعلوم
عالِم ترین رجال عرب باقرالعلوم
در روز اولي که قدم در جهان گذاشت
گردیده است فخر رجب، باقرالعلوم
تا اینکه می برم به زبان نام اطهرش
شیرین شود دهان چو رطب؛ باقرالعلوم
تابنده تر ز او نبود کس میان روز
زیباترین ستاره شب باقرالعلوم
روح عبادت از پدرش زین العابدین
از عم خود گرفته ادب باقرالعلوم
جابر کمی ز علم شما ارث برده است
یک قطره ای ز جام شراب تو خورده است

قامت قیامت و رختان محشری بود
زور میان بازویتان حیدری بود
احساستان ز برگ گلی هم لطیف تر
احسان و لطفتان بخدا مادری بود
داروی دردهای بشر خاک پایتان
آب دهان اطهرتان، کوثری بود
دوم محمدی و علی عاشقت شده
جانم فدای نام تو، پیغمبری بود
ایمان و زهد و جود و عبادت به یک طرف
علم خدائیت طرف دیگری بود
باشی حسینی و حسنی باقرالعلوم
خوانم، فقط تو عشق منی، باقرالعلوم

مولا! نفس زدی و دوعالم درست شد
از آن گِل وجود تو آدم درست شد
بسکه شما میان منا ناله کرده ای
از گریه تو چشمه زمزم درست شد
از تار و پود و رشته پیراهن عزات
بالای هر حسینیه پرچم درست شد
در ماجرای پر غم وادی کربلا
اشکت چکید و قطره شبنم درست شد
بانی روضه های عطش! با حمایتت
سینه زنی ماه محرم درست شد
هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند
یک جرعه می ز دست شما نوش می کند

آقا عنایتی بده بر سینه ناله را
پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را
ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو
داری به باغ سینه غم چند لاله را
یا حضرت غریب بمیرم برای تو
طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را
دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد
دیدی به چشم خود شب غسل سه ساله را
دارم به سر زیارت قبر بقیعتان
امضا بزن به دست خودت این قباله را
یا رب تو دیده را ز غمش پر ز آب کن
ما را غلام حضرت باقر حساب کن

میلاد یعقوبی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چون گنبد و مزار تو شد زینت سما پل می زند دلم به گلستان کربلا باشم کنار تربت پاکت سفیر عشق آیا شود
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:18 | بازدید : 77 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چون گنبد و مزار تو شد زینت سما

پل می زند دلم به گلستان کربلا

باشم کنار تربت پاکت سفیر عشق

آیا شود که گوشه چشمی کنی به ما

ابن الامام هستی، ما مفتخر به تو

بر آستانه ات زده ام دست التجا

هرکس به آستانه لطفت زند دخیل

در سایه سار جود تو می گیرد ارتقا

خواهم کنی اجابتم ای قبله گاه عشق

آیا شود که نوکر خود را دهی جزا

عطر مدینه می وزد از خاک اردهال

چون خفته ای سلاله زهرا در این سرا

فرمود امام صادق ع ما این چنین حدیث

دارد زیارت حرمت اجر نینوا

عابد همین بخواه که تو محرم شوی به بیت

افتادگی بکن که تو را میدهد بها

شاعر : محسن عابدینی

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یک سبد یاس در بغل دارم آسمانی پر از غزل دارم بی خودی شاعرم نکردی که به سرم شور لم یزل دارم بار د
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:16 | بازدید : 59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یک سبد یاس در بغل دارم

آسمانی پر از غزل دارم

بی خودی شاعرم نکردی که

به سرم شور لم یزل دارم

بار دیگر گرفت دستم را

طبع شعری که از ازل دارم

غزل از جنس لیلی و مجنون

مثنوی های بي مثل دارم

مطلع هر قصیده ام اين شد

دلبری ناب و بی بدل دارم

من و قربانی مرام تو؟؟

دم "أحلی من العسل" دارم

 

من بر آنم که قید غم بزنم

و برای شما قلم بزنم

 

مَثَل صبح صادقی آقا

روشنی مشارقی آقا

مددی یا محمد بن علی

 ولی الله لایقی آقا

با کلامت مرا مسلمان کن

که تو قرآن ناطقی آقا

"جابر" از محضرت تلمذ کرد

تو بزرگ نوابغی آقا

تو که خلق "زراره" ها کردی

گردن من که خالقی آقا

تو خودت شاهدی که میخوانم

روز و شب "لاأفارق" ی آقا

 

عالِمُ السِرِّ فِی النّجُومی تو

سَیِّدی باقرالعلومی تو

 

ما مقلد تو مقتدای ما

ما مصفا تویی صفای ما

همه هستی ما برای شما

نوکری شما برای ما

یا من أرجوه بحق "ماه" رجب

گره خورده به تو دعای ما

مادرت دختر کریم خدا

تو خودت حجت خدای ما

نفس تو حیات می بخشد

نوه ی شاه نینوای ما

تربتت گرچه خاکی است اما

 درگهت باب التجای ما

تو خودت قول داده بودی که ...

پس چه شد إذن کربلای ما

 

نه فقط پیر شیعیان هستی

بلکه آقا تو روضه خوان هستی

 

کربلا کرب و البلا دیدی

غم و اندوه بچه ها دیدی

سوی گودال رفتی آقاجان

و "ذبیح من القفا" دیدی

کربلا غصه ها عذابت داد

خواهری زیر دست و پا دیدی

روی نی راس سیدالشهدا

روی نی گیسوی رها دیدی

کوچه پس کوچه های کوفه وشام

عده ای در برو و بیا دیدی

تا میان خرابه هم رفتی

گریه های رقیه را دیدی

بی گمان ذره ذره جان دادی

سر و تشت و پیاله تا دیدی

 

خاطراتی به سینه ات باقی ست

گریه هایت ز غربت  ساقی ست

 

شاعر: عليرضا خاكساري

موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و ولادت قوام هستى محیط امكان بلوغ خلقت شكوه ایمان فروغ توحید دلیل سرمد بیان وح
شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت 7:6 | بازدید : 127 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و ولادت


قوام هستى محیط امكان

بلوغ خلقت شكوه ایمان

فروغ توحید دلیل سرمد

بیان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال یزدان

امام باقر كه فیض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقیق؟

كه برتر از او كشیده ایوان

بدست سبزش ریاض دین را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسیر هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنایتى دان

به اهل تقوى به اهل ایمان

به شاد باشِ دل پیمبر

دلى نباشد كه نیست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنان كه بر شاخ هزار دستان

ترانه خیزد ز تار و پودم

قصیده ریزم ز جوهر جان

به هر كه بینم چو ناى مطرب

بود خوش آوا بود عزل خوان

موالیان را بشارت این روز

معاندان را عذاب نیران

به یمن میلاد و زاد روزش

نواى شادى رسد به كیوان

به مدح پنجم ولىِ مطلق

من این قصیدت برم به پایان



موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مناسبت های ماه رجب ماه پـر فیض رجب، ماه نبـی، ماه خداست ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست ما
شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت 7:6 | بازدید : 91 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناسبت های ماه رجب


ماه پـر فیض رجب، ماه نبـی، ماه خداست

ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست

ماه از خــویش بریـدن بـه خـدا پیـوستن

خرم آن کس که به حق واصل و از خویش جداست

مـاه میـلاد شـریف دو محمّــد دو علـی

که پر از جلوۀ مـاه رخشان ارض و سماست

جمعــۀ اول ایــن مــاه، جمــال ازلــی

در تمـاشـای رخ حضـرت باقـر پیـداست

دوم مـاه رجـب عیـد بـزرگی دگـر است

عید میـلاد علـی‌ بـن‌ جـواد بن رضاست

سوم ماه رجـب آن دهمیـن حجب حـق

جگرش لختۀ خون از شرر زهـر جفاست

دهم ماه رجب بـا گل رخسار جـواد

موج‌زن رایحۀ عطـر ولایت بـه فضاست

بـارک‌ الله کــه در سیــزده مــاه رجـب

عید میـلاد علـی، مظهر رب الاعـلاست

کعبـه آغـوش گشـوده چـو گریبـان از هم

کــه ز قـلب حـرم‌الله، علـی عقـده‌گشاست

صـاحب‌خانـه نــدا داد کــه ای بنـت اسـد

خانـه از مـاست ولیکـن متعلـق به شماست

قـدر و جــاه تــو بـود فـوق مقــام مـریم

پسـر تـو علـی اسـت و پسـر او عیسـاست

نجل پـاک تـو امـام است بـه نجـل مریم

گرچـه او مریـم و عیسـاش پیـام‌آور ماست

این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم

این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست

نیمـۀ مــاه رجـب روز وفــات زینـب

او که دخت علی و مادر صبر است و رضاست

زینب، آن فاتـح میـدان اســارت کـه هنوز

زنـده از خطبـۀ او واقعــۀ کــرب‌و‌بـلاست

شیـردخـت علـی و فاطمـه و اخـت حسن

که حسین دگـر است و نفسش عاشوراست

بیست و پنج رجب از بهـر محبان علی

روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست

روز آزادی زندانــی زهــرای بتـول

روز قتل خلف حضـرت صـادق، موساست

گوییـا در دل تـاریـک سیــه‌چـال، هنـوز

بانـگ العفـو بلنـد از دو لب آن مـولاست

آن کـه دربـارۀ وی آمـده سـاق مرضوض

چشم‌ها گر ز غمش خـون بفشانند رواست

روز بیسـت و ششـم مـاه رجـب داغ پـدر

بـر دل و بـر جگـر سوختـۀ شیـر خداست

بـر دل ختـم رســل داغ ابـوطالـب مانـد

آن کـه ایمـانش فـوق همـۀ ایمان‌هاست

بیست و هفت رجب است عید بزرگی دیگر

عید مزمـل و مدثــر و نــور و طاهـاست

عید بعثـت کـه نبـی رخـت رسالت پوشید

به! چه عیدی که به از عید صیام و اضحاست

عید پــرواز بشــر، عیــد نــزول قــرآن

عید نابــودی بـت، عیـد تجلای خداست

بیست و هشت رجب آغاز فراقی‌ست بزرگ

که حسین‌بن‌علی عازم دشت و صحراست

کـاروان پسـر فـاطمــه هنگـام سحــر

سر به کف دارد و عازم به سوی کرب‌و‌بلاست

عــزم حــج دارد و در اول ره مـی‌بینــد

قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست

هم‌قـدم زینـب و عبـاس و علی‌اکبر

پیش رویش علی و پشت سر او زهراست

گاه بـر فـرق علـی‌اکبـر خـود می‌نگــرد

گاه می‌گرید و چشمش به دو دست سقاست

گاه در سینـه کنـد نوک سنان را احساس

گاه بیند که بریـده سـر پـاکش ز قفاست

سر به کف داشتن و تیـر گرفتـن به جگر

سپـر سنگ شـدن حـج امـام شهـداست

«میثم!»آن تربت شش‌گوشه بود در بر تو

وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست؟



موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-ولادت السلام ای دلیل کَرَّمنا ای به عالم امام، آمَنّا به مسلمانیِ خودت سوگند طاعتت
شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت 7:5 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-ولادت


السلام ای دلیل کَرَّمنا

ای به عالم امام، آمَنّا

به مسلمانیِ خودت سوگند

طاعتت واجب است، سَلَّمنا

این عبارت نوشته بر قلبم

از ازل بوده ام تُو را مِنّا

از ازل تا ابد به این سخنیم

ما همه بنده ایم، اِرحَمنا

شاهد این که در رکاب توأم

و هُوَ «آیهُ لَهُم اَنّا»

 «و خَلَقنا لَهُم» به ما خواندی

 «و مَتاعاً، و رحمةً مِنّا»

مرده بودیم، زندهِ مان کردی

و لبت گفت ذکر «اَحیَینا»

شیعۀ فاطمه تویی _ و منم

شیعۀ تو قسم به «انزلنا»

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

سوره های فصیح رحمانی

آیه های بلیغ سبحانی

تویی و آل پاک و اطهارت

کلمات کریم قرآنی

عَلَّم الآدم از تو می گوید

ای به اسماءِ نور، نورانی

اُذکروا نعمتی تویی آقا!

وَه چه زیبا نماز می خوانی

و اَقیموا الصلوت را مظهر

اَمرِ آتو الزکوت را بانی

خاشعین را عبادتت مَظهر

خاضعین را چراغ رضوانی

هر سحر از میان سجّاده

آسمان را کنی چراغانی

نیمه شب تا طلوع فجر و فلق

تویی و سجده های طولانی

پدر و مادرم فدای شما

ای مرا والدین ایمانی

با شما بودنم خدا داند

بهترین لحظه های روحانی

مثل عمّه شبیه بابایت

می کنی خطبه های طوفانی

آخرین یادگار کرب و بلا!

اوّلین یادگار ایرانی

حتم دارم برای ما تا حشر

تا قیامت شفیع میمانی

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

ای به قربان برق چشمانت

آمدی با سرود جانانت

اَشهدت شهدی از شهادتت داشت

اوّلت هست مثل پایانت

بر لبت آیه های قرآنی ست

ای فدای صدای قرآنت

حال، وقت امامتِ تو شده

عالَمی هست زیر دستانت

ما مسلمان دست های توئیم

کن اشاره شویم سلمانت

آری ای ماه! خوش درخشیدی

در شب تیره بر محبانت

خندۀ مادرت به بابا گفت

می بَرد دل، لبان خندانت

می درخشد شبیه مروارید

گونه ات چانه ات گریبانت

این چه نوری ست می شود ساطع

تا بهشتِ برین ز رضوانت

خوانِ نعمت بگستران که هنوز

انبیایند تازه مهمانت

باقر العلمی و معلّم اخلاق

عالمان طفلک دبستانت

قلّه های علوم انسانی

بی گمان فتح شد به دورانت

مکتب وحی را تویی حافظ

دشمنان مانده اند حیرانت

درد اسلام و مسلمین امروز

هست محتاجِ مُهر درمانت

شیعیان غریب را دریاب

به دل نرم و آه سوزانت

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

فیض سرمد حکایت باقر

راه احمد هدایت باقر

در همه دردهای بی درمان

مرهمِ دل ولایت باقر

همۀ کائنات می دانند

زنده اَند از عنایت باقر

به خدا زنده می کند دل را

نکته های روایت باقر

حافظ پرچم ذَوِی القرباست

هر که شد تحت رایت باقر

بشریّت به امر حق باشد

زیر چتر حمایت باقر

دور طاغوت، سَر نمی گردد

جز به دست درایت باقر

سدّ راه منافقین باشد

روشِ با کفایت باقر

هر کجا انحراف می بینیم

چشم ما و هدایت باقر

شیعه بودن نشانه ای دارد

شیعه نوری ز آیت باقر

بر مجاهد ز غیب می آید

مددِ بی نهایت باقر

طاعتِ بی غرور، گر خواهیم

اشک ما و رضایت باقر

در ره دوست بندگی باید

بندگی چیست؟ غایت باقر

حجهُ اللهِ ما تویی آقا!

حجه اللهَ علی الحجج، زهرا

جوشد از هر لب دعای شما

چشمه چشمه به زیر پای شما

و من از چشمه ای شکافنده

چشم واکرده ام برای شما

من مسلمان چشم های توأم

مؤمن چشمۀ بقای شما

هر کجا را که طی کند چشمت

طی کند پیرو ولای شما

نتوان حق تو ادا کردن

مگر از سمت کربلای شما

چشم هایت چه روضه ها دیده

در شب و روز نینوای شما

دیدی ای چشم کربلا که چه شد

بر سر نیزه مقتدای شما

دیدی آن جا که معجر و خلخال

می ربودند از نسای شما

خلوت سجده بود و سجاده

آه سجاد و ابتلای شما

خیمه اهل بیت بود و شرر

حمله و غارت و عزای شما

حاجتی رفت در دل زینب

که خورَد تازیانه جای شما

دید چشمان پاک و معصومت

کوفه و شام و رنج های شما

باید از درد و داغتان گوئیم

ورنه کِی می توان ثنای شما

خودتان امر کرده اید آقا!

یک دهه روضه در منای شما

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا



موضوعات مرتبط: ولادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 3


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان