close
مجتمع فنی تهران
شهادت و مناجات امام رضا ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
گفتم کـه ز خـود زمـانه را زَهـر مکن
پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت 7:20 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گفتم کـه ز خـود زمـانه را زَهـر مکن
دلخوش به تماشای چُنین دَهـر مکن
سلطان ز تـو دلگیـر شده، زود بگـو
سلطان ز دلِ شکسته ام قَهـر مکن


محمدحسن رحیمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


احوال دل به گوشه ی میخانه جالب است
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 9:7 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح و روضه امام رضا


احوال دل به گوشه ی میخانه جالب است
یک جرعه می ز ساقیِ فرزانه ، جالب است
 
پیمانه پر نمی شود از بسکه تشنه ام
مخمور بودنم ، شود افسانه جالب است
 
جایی که ذکر تو مسِ مارا طلا کند
مشرِف شدن به کنج همین خانه جالب است
 
تن را تُراب کوی رضاجان نوشته اند
طوفی به سوی کعبه ی جانانه جالب است  
 
از کربلا رسیدم و دلتنگِ مشهدم
در سر هوای مرقدِ مستانه جالب است  
 
در روضه ات صدای عطش می رسد به گوش
حال و هوای عاشق دیوانه جالب است  
 
پرپر شدی و شکرِ خدا دلبرت رسید
این احتضار در بَرِ دُردانه جالب است
 
خورشید هم شبی به دامنِ دختر طلوع کرد
  با سر رسیدنش به گوشه ی ویرانه جالب است   

شاعر: علی احمدیان ــ جنت

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فرقی نمیکند دم مرقد بایستد
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 9:6 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا جان علیه السلام

فرقی نمیکند دم مرقد بایستد
یا اینکه در مقابل گنبد بایستد

باید گدای کوی شما هرکجا که هست
وقتی که نام پاک تو آمد بایستد

بعد از سلام و عرض ادب سمت کربلا
با احترام سمت تو باید بایستد

گنبد، ضریح، پنجره فولاد مانده است
زائر در این حرم بنشیند، بایستد

تو نیز پاره ی تنی و پیش پای تو
اصلا عجیب نیست که احمد بایستد

....
وقتی بناست جان بدهم پس خدا کند
این قلب در حوالی مشهد بایستد

محمود یوسفی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


جذاب ترين نقطه ى ايران، مشهد
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 9:5 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

جذاب ترين نقطه ى ايران، مشهد
سرسبز تر از خطه ى گيلان، مشهد
قالى سليمان به گمانم مى گفت
من عبد توام قطارِ تهران، مشهد

كرامت نعمت زاده

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 7


به کرم خانه‌ی مشهد برو تا جان یابی
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 9:4 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به کرم خانه‌ی مشهد برو تا جان یابی
 اذن ره یافتن درگه سلطان یابی
 برو ای مور مگر ملک سلیمان یابی
 هرچه مد نظر توست خراسان یابی

 هرچه میخواهی از این درگه شاهانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 سالی یکبار بدک نیست کبوتر بشوی
 برو تا عاشق پرواز مکرر بشوی
 دست خالی برو دستِ پر از زر بشوی
 پادشاهی بکنی سائل این در بشوی

 روزیِ خود فقط از صاحب این خانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 عرض حاجت به شه عاطفه بردن، خوب است
 کیسه‌ی زر که گرفتیم نشمردن، خوب است
 دل به سلطان کرامات سپردن، خوب است
 از می‌میکده‌ی غیر نخوردن، خوب است

 از کف ساقیِ این میکده پیمانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 مثل درمانده ولی با دو صد امید برو
 به حرم طبق روایات به تاکید برو
 سوی سلطان برو با مرجع تقلید برو
 عوض روز و شبی جانب خورشید برو

 درطواف حرمش درس ز پروانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 عاشقی سر کن و یکدفعه از این جاده برو
 رفتی این بار حرم، از در شهزاده برو
 از جگر هو بکش و در طلب باده برو
 خویش را بشکن و بی قل و غش و ساده برو

 حاجت خاص خودت نیز عوامانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 ضامن آقاست اگر آهوی دشتی بشوی
 میلت این است اگر وارد کشتی بشوی
 مثل نوحی که ز طوفان بگذشتی بشوی
 یا اگر آرزویت هست بهشتی بشوی

 راه را دور نکن دور حرم خانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 ای گدا خواهی اگر شاه حبیبت باشد
 وقت بیمار شدن نیز طبیبت باشد
 پر از پول دوتا کیسه‌ی جیبت باشد
 بازهم گیسوی معشوق نصیبت باشد

 خوب قیچی بزن و خوب به کف شانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 درِ این خانه بمان برگه امانت با او
 اَشهَدُ انّیِ پایان و اذانت با او
 سهل و آسان شدنِ دادن جانت با او
 قطره ای اشک ز تو، قول ضمانت با او

 توفقط گریه کن و روضه‌ی ماهانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 گریه کن بهر شهیدی که سرش را بردند
 آب‌ها نغمه‌ی سوز جگرش را بردند
 کفش و امامه و خود و سپرش را بردند
 وای پیراهن و شال کمرش را بردند

 مجلس گریه چنان مسجد حنانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

 حرف از سوز جگر شد جگرش سوخت رضا
 ز آتش زهر جفا بال و پرش سوخت رضا
 تشنه افتاد و ز پا تا به سرش سوخت رضا
 دید حالا پدرش را، پسرش سوخت رضا

 برو تا طوس و از او اشک غریبانه بگیر
 سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


گنبدت مال خودت من فکر راهی دیگرم فکر دستی مهربان و سرپناهی دیگرم گندم صحن تورا خوردم که درفکر حرم م
دوشنبه 08 شهريور 1395 ساعت 13:38 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گنبدت مال خودت من فکر راهی دیگرم
فکر دستی مهربان و سرپناهی دیگرم

گندم صحن تورا خوردم که درفکر حرم
مثل آدم دم به دم درگیر آهی دیگرم

آدم ازجنت به درشد من ز صحن انقلاب
او گناهی دیگر است و من گناهی دیگرم

خلقت آدم اگر که اشتباهی بود، من؛
اشتباهی محض روی اشتباهی دیگرم

نیمی از خود را به جنگ نیم دیگر برده ام
دل سپاهی دیگر است و من سپاهی دیگرم

چون کلاغی که میان کفترانت گم شده است
من هم آری درحریمت روسیاهی دیگرم

چارراه خسروی و بیقراری های من
من که در هر چارراهی،چارراهی دیگرم

ماه را می بینم و با آه می گویم به او
من خودم درگیر جزرومدِّ ماهی دیگرم

حال که من را نمی خواهی میان شهر قم
راهیِ صحن و سرا و بارگاهی دیگرم

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شمعی شدم که بی تو به سوسو درآمده ست سوسو کنان دوباره از این سو درآمده ست چشمم ز گنبد تو خود ماه آمده
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:59 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شمعی شدم که بی تو به سوسو درآمده ست
سوسو کنان دوباره از این سو درآمده ست

چشمم ز گنبد تو خود ماه آمده
ابرو به صحن رفته و چاقو درآمده ست

اصلا برای اینکه شود خاک پای تو
بالای چشم های من ابرو درآمده ست

هرشب گر از حوالی گنبد گذشته است
حق می دهم که ماه به زانو درآمده ست

زانو زده ضریح و برای نوازشم
ازکتف مرقد تو دو بازو درآمده ست

ازگوش پا گذاشته در سینه یا رضا
ازبین لب به عشق تو یاهو درآمده ست

درصحن جامع آمده گرگی به شکل من
از صحن انقلاب تو آهو درآمده ست

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خیرت رسید و عبد معاصی عطا گرفت، پست و حقیر عالم امکان بها گرفت، رو بر تو کرد با همه ی روسیاهیش، ازگ
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:59 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خیرت رسید و عبد معاصی عطا گرفت،

پست و حقیر عالم امکان بها گرفت،

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهیش،

ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت،

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی،
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت،

جانی دوباره در تن بی جان او نشست،
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت،

یاایهالرئوف و زلطف مجسمت،
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت،

بخشیده شد تمام گناه و خطای او،
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت،

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید،

بازائرین تو چو دم یارضا گرفت،

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو،
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت،

قربان نام تو که گره را گشایش ست،
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت،

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید،
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت،

من ازلبان عاشق رندی شنیده ام،
اینجا زرافت تو شود کربلا گرفت،

بی شک نشسته دردلتان مهر نوکری،
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت،

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما،
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت،

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم،

هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت،

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند،
آهی زیاده تر ز سرش از شما گرفت،

رضا آهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دوباره قسمت من شد مسافرت باشم در این زیارت مخصوصه زائرت باشم دوباره رزق عزای حسین و دست شما بناست
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:58 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دوباره قسمت من شد مسافرت باشم

در این  زیارت مخصوصه زائرت باشم

 دوباره رزق عزای حسین و دست شما

بناست قبل محرم مجاورت باشم

 کنار پنجره فولاد ، حاجتم این است:

نظر کنی که حبیب مظاهرت باشم

 اگر چه غرق گناهم ولی مدد کن تا…

همیشه نوکر تحت اوامرت باشم

 ورق ورق ، دو سه تا بیت ناقص الوزن و…

سیاه مشق نوشتم که شاعرت باشم

 

  پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


حرم جهان من و اسمان مردم بود همیشه خاطره انگیز و پر تلاطم بود حرم برای من اغاز راه رفتن شد شما معلم و
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:56 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حرم جهان من و اسمان مردم بود
همیشه خاطره انگیز و پر تلاطم بود
حرم برای من اغاز راه رفتن شد
شما معلم و تشویق من تبسم بود
سرود چک چک باران و سنگ مرمرها
و کودکی که سرش زیر چادری گم بود
تو را مخاطب حرفم همیشه می دیدم
چقدر بین من و چشمتان تفاهم بود
سه بخش بود “محبت” دلم به من میگفت
پدر و مادر و بخشی امام هشتم بود
“دلم برای خودم تنگ میشود” وقتی
ضریح کودکی ام کاسه های گندم بود
تمام خاطره های سپید من اینجاست
شب و حرم و فرشته که در ترنم بود
کجاست لهجه صاف دهاتی ام امروز
که در ضمیر وجودم هر انچه گفتُم بود
سخاوت ابدی تو سهم این خاک است
و دست های شما ابروی افلاک است


حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مردغریبِ بُرده عبا روی سر،نیافت خون لخته ریزد از لبت ای خون جگر نیافت از زهر پای تا به سرت تیر می کِش
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مردغریبِ بُرده عبا روی سر،نیافت
خون لخته ریزد از لبت ای خون جگر نیافت
از زهر پای تا به سرت تیر می کِشد
دیگر به کوچه روی زمین اینقدر نیافت

درد سرت ز چیست به جایی نخورده است؟
چشمت سیاه رفته،از این درد سر نیافت
پنجاه مرتبه-به زمین خورده ای-بس است
یا فاطمه(س)بگوی واز این بیشتر نیافت
دیوار را بگیر-کمک حالِ خوبی است
راهی نمانده-می رسی-آهسته تر نیافت
مَردُم دراین مَسیربه تو بی تفاوتند
باشد-بیافت ولی در گذر نیافت
تا خانه پهلویت به سلامت نمی رسد
با سنگهای لَب پَرِ این کوچه،دَر نیافت
درها که بسته-حُجره که بی فرش مانده،پس
بر خاک قتلگاه زصورت،زسر نیافت
لب تشنه مثل مار گزیده-به خود مپیچ
دِق می کُندبرابر چشم پسر نیافت

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف کبوتر
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست
به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست

بدون پَرتُوِنور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست
سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست

اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست
خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست

همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست
بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرابهایی نیست

دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست
هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیستژ

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کم کم مسافران سحر را خبر کنید باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید خودرا میان صحن رضا دربه در کنید شب تا اذ
دوشنبه 01 شهريور 1395 ساعت 9:30 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید
داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم
باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست
در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما
شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد
در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد
آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست
یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

 


سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در خواب من آشفته بازاری بپا کردی با قلب بیمارم بگو یارا چه ها کردی یک عمر مجذوب هوای نینوا بودم تو
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 11:16 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در خواب من آشفته بازاری بپا کردی

با قلب بیمارم بگو یارا چه ها کردی

یک عمر مجذوب هوای نینوا بودم

تو آمدی، این خطه را هم کربلا کردی

از بس که سنگت را به سنگ سینه کوبیدم

من را اسیر سنگ اسماعیل طلا کردی

در بخت آنکس که مجرد آمد و برگشت

چیزی نشد که همسری را دست و پا کردی

در هجمه ی امواج نفس بودم که دل را

مانند آن برنامه ی سمت خدا کردی

یک بار من می آیم و چندبارهم تو

با این گدای بی وفای خود وفا کردی

شکر خدا که آمدی و با عنایاتت

در رهبری "سید علی" را سهم ما کردی

آمد خبر که روز "هشتم" در المپیک

رنگ مدال تیم ایران را طلا کردی.. !

 



میثم جلالی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


امام رضا(ع)-مدح و مناجات غرق عصیانم ولی پای تو گیرم لااقل عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل تا مسیر عا
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 11:3 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

غرق عصیانم ولی پای تو گیرم  لااقل

عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل

تا مسیر عاشقی سمت خراسان شماست

من هم از آوارگان این مسیرم لااقل

کاشکی می شد که یک ساعت نشانِ خدمتِ

خادمان افتخاری را بگیرم لااقل

گر نشد توفیق تا من کشتۀ عشقش شوم

دلخوشم از اینکه بر عشقش اسیرم لااقل

ساکن صحن رضا بودن اگر ممکن نشد

کاش می شد در رواق او بمیرم لااقل

من ندارم جز گدایی بر درش سرمایه ای

باز هم شکرانه دارد من فقیرم لااقل

وعده داده در سه جا آید به دیدارم رضا

می شود در روز محشر دستگیرم لااقل

تا ابد این حیدری بودن برای ما بس است

هر که هستم عبد مولای غدیرم لااقل

شد علی نامش که جاویدان شود یاد علی

عمر ما خورده گره با یاد اولاد علی

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات قطار می رود و می دود به دنبالش دلی که سخت پریشان شدست احوالش چه می شد اینکه برای
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 11:2 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

قطار می رود و می دود به دنبالش

دلی که سخت پریشان شدست احوالش

چه می شد اینکه برای کبوتری جا داشت

کبوتری که نماندست چیزی از بالش

نشست گوشه ای و سفره ی دلش وا شد

که وا نشد گرۀ باز هم ز اقبالش

قرار بود که فردا به "او" سلام کند

نه اینکه باز دوباره به سوی "تمثالش"

نگاه کرد به ظرفی که توی کیفش بود

به ظرف خالی سهم نبات یک سالش

"به لب رسید مرا جان و بر نیامد کام"

گرفت فالی و این بود حاصل فالش

قطار می رود و باد می وزد هر سو

به باد می دهد انگار باز آمالش

نگاه کرد به پشت سرش، تعجب کرد!

چه بیشمار... ، زمین ماندگان امثالش

قطار می رود و ایستگاه می گرید

قطار می رود و می دوند دنبالش...

 

 

مصطفی هاشمی نسب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با صدای ساعتی که زنگ میزد هشت صبح باادب تعظیم کردم روبه مشهد هشت صبح بازیارت نامهٔ مخصوص مولانا الر
شنبه 23 مرداد 1395 ساعت 12:34 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با صدای ساعتی که زنگ میزد هشت صبح
باادب تعظیم کردم روبه مشهد هشت صبح
بازیارت نامهٔ مخصوص مولانا الرضا (ع )
باز باشوق حرم اشکم در آمد هشت صبح

درخیالم آسمانی را تصور میکنم
بال در می آورم تاروی گنبد هشت صبح
بین کفترها کلاغی روی سقاخانه ات
سربه زیرازشرم وخجلت مینشیند هشت صبح
حضرت خورشید عالمتاب، طبق عادتش
ازدرباب الجواد (ع )تو می آید هشت صبح
چه بخواهی، چه نخواهی، تانفس یاری کند
می رسم پابوسی تو ،خوب یابد هشت صبح
عهدبستم اولین کارم ،رئوف فاطمه (س )
التماس گوشه چشمی، ازتو باشد هشت صبح
ای امام مهربانی، سائل این بارگاه
روزی اش راآمده ،ازتوبخواهد هشت صبح
بی تکَلُّف موقع برگشت ،خواهش میکنم
بازتا فردا همین ساعت، مُجَدّد هشت صبح

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیمارم و دنبال شفا آمده ام محتاجم و در پی عطا آمده ام سوگند به تک تک کبوترهایت با آرزوی کرب و بلا آم
شنبه 23 مرداد 1395 ساعت 12:28 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بیمارم و دنبال شفا آمده ام
محتاجم و در پی عطا آمده ام

سوگند به تک تک کبوترهایت
با آرزوی کرب و بلا آمده ام

محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات این جاست کـه هر دلبر و دلداده بیاید هم شخص گرفتار هم آزاده بیاید در این حر
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:22 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

این جاست کـه هر دلبر و دلداده بیاید

هم شخص گرفتار هم آزاده بیاید

در این حرم قدس که باغی ز بهشت است

هـرکس به توّلای تو دل داده بیاید

پُر نور شود آینۀ بود و نبودش

آن کس که چو آئینه دلان ساده بیاید

این جا میِ توحید به زوّار ببخشند

هـر دل که بُوَد تشنۀ این باده بیاید

پرواز ز خود تا به خدا از حرم توست

از بهر سفر هرکه شد آماده بیاید

این گنبد و گلدسته نشانی است که گوید

هرکس که بهشتی است از این جاده بیاید

بر سر در این کعبۀ امیّد نوشتند

هرکس که به کارش گره افتاده بیاید

از حق طلب جلب رضای تو نماید

هرگاه «وفائی» سر سجّاده بیاید

 

سید هاشم وفائی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت راه عروج تا ملکوت سما گرفت بیگانه کن مرا زخو
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:22 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت

بیگانه کن مرا زخودم غرق خود نما

تا آن که جار زنند مریضی شفا گرفت

صحن عتیق تو شده دارالشفای خلق

هر کس شفا گرفت ز دست شما گرفت

حاجت گرفته سائلت اما نمی رود

از بس که از کنار تو ماندن بها گرفت

از درگه شما به خداوند می رسیم

بی تو نمی شود که سراغ از خدا گرفت

حج و منا و سعی و صفایم فقط تویی

قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت

هر کس رسید کرب و بلا، سامرا، نجف

برگ براتش از علی موسی الرضا گرفت

هر مستمند در حرمت جزو اغنیاست

هر بی نوا کنار ضریحت نوا گرفت:

"عبد ذلیل را تو مران ایها الرئوف

از غم بیا مرا برهان ایها الرئوف"

 

مجتبی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات بیمارم و پای تا به سر دردم من از بهر شفا سوی تو رو کردم من مولا تو مرا شفا دهی یا
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:21 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

بیمارم و پای تا به سر دردم من

از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی

از مقصد خویش بر نمی گردم من

 

سید رضا موید خراسانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات این حرم در طول سال از بس که زائر داشته خاطرات خوب و شیرینی به خاطر داشته فر
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:21 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

این حرم در طول سال از بس که زائر داشته

خاطرات خوب و شیرینی به خاطر داشته

فرق شهرت با تمام شهرها این است که

شهر زیبای تو هر فصلی مسافر داشته

هرکسی یک بار اگر حتی به مشهد آمده

دائما حال خوشی با آن مناظر داشته

آسمانت، گنبدت، صحن و سرای مرقدت

جایگاهی ویژه در شعر معاصر داشته

چون هوای غربت ما شاعران خسته را

با هوای غایبین، در حال حاضر، داشته

من به جرأت گفتهام قد تمام خادمان

بارگاهت تا همین امروز، شاعر داشته

جالب است آقا! خیابانهای اطراف حرم

نیمه شبها هم شبیه روز عابر داشته

هر کسی مهر تو باشد در دلش، انگار که

در میان سینه یک صندوق جواهر، داشته

باطن هر زائری با دیدنت شد روسپید

رو سیاهی را اگر حتی به ظاهر داشته

هر که با من بوده است از ابتدای این غزل

مطمئنم حال خوبی تا به آخِر داشته

 

مریم کرباسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات باز هم ناله و فریاد دلم می خواهد هشتمین نور خداداد دلم می خواهد شوق پابوسی شیری
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:20 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

باز هم ناله و فریاد دلم می خواهد

هشتمین نور خداداد دلم می خواهد

شوق پابوسی شیرین به سرم افتاده

من اگر تیشه فرهاد دلم می خواهد

دست بر سینه، سلامی و سپس اذن دخول

گوشه صحن گوهر شاد دلم می خواهد

به امیدی که رضا ضامن من هم بشود

شده ام آهو و صیاد دلم می خواهد

همه با دست پر از سمت حرم می آیند

از همان که به همه داد، دلم می خواهد

از همان جنس نگاهی که در آن سلمانی

به سیه کاسه ای افتاد، دلم می خواهد

هر کجا رفته ام این درد مداوا نشده

چقدر پنجره فولاد دلم می خواهد

یا معین الضعفا ، جان جوادت مددی

که ز دستان تو امداد دلم می خواهد

 

محمد مربوبی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات به خواب رفته ام و شب نشسته دورو برم دلم گرفته از این جانماز بی ثمرم درخت خش
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:20 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

به خواب رفته ام و شب نشسته دورو برم

دلم گرفته از این جانماز بی ثمرم

درخت خشکم و افسوس میخورم همه عمر

تبر به دست خودم خورده است بر کمرم

مرا محاصره کردند یاغیان گناه

شکسته نیزه و افتاده بر زمین سپرم

نگاه می کنم و کوپه کوپه می گذرند

قطارهای تو از اشک های در به درم

رسیده اند به تو خیل زایران و هنوز

منم که خیره به این ریل مانده چشم ترم

دلم گرفته برایم فقط همین کافیست

که سیر گریه کنم روی شانه های حرم

برای چای دلم جای زعفران بگذار

غبار از قدم کفشداری ات ببرم

مرا اگر که نخواهی طلب کنی آقا

چه سود دارد اگر من بلیط هم بخرم

 

میترا سادات هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات پایش که حرم رفت، زمینگیر نشد قلبش که شد از عشق جوان، پیر نشد هرچند تمام عمر ،زُل
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:19 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

پایش که حرم رفت، زمینگیر نشد

قلبش که شد از عشق جوان، پیر نشد

هرچند تمام عمر ،زُل زد  به حرم،

از دیدنِ گنبدت دلش سیر نشد!

 

عارفه دهقانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات پرواز خواهم کرد سویت، پر که باشد پر چونکه باشد می پرم باور که باشد شاه و گد
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:18 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

پرواز خواهم کرد سویت، پر که باشد

پر چونکه باشد می پرم باور که باشد

شاه و گدا فرقی نخواهد داشت این است

درک کریم از اینکه پشت در، که باشد

آری رضا گفتن مؤثر بوده برلب

تاثیر دارد خطبه بر منبر که باشد

مثل شراب از سرکه بودن ها گذشتیم

پای طلب معنی ندارد سر که باشد

دیگر نمی آیم من از باب الجوادت

روی لبم سوگند بر مادر که باشد

قم می شود دروازه ی مشهد یقینا

حرف برادر می شود خواهر که باشد

وقت وداع اینجا ضریحت را همیشه

شش گوشه می بینم دو چشمم تر که باشد

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات آره تنهایى رو خیلى دوست دارم مخصوصا وقتى تو مونسم باشى اون روزى كه هیچكى ن
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:18 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

آره تنهایى رو خیلى دوست دارم

مخصوصا وقتى تو مونسم باشى

اون روزى كه هیچكى نیست دور و برم

تو رو جون مادرت قسم، باشى

 

اگه قسمتم نشه حرم بیام

یه سلام عرض مى كنم از دور آقا

لحظه هاى آخرم منتظرم

مثل سلمانىِ نیشابور آقا

 

من با هیچى مثل رفت و آمد از

صحن سقاخونه حظ نمى كنم

یه دقیقه موندن تو حرم و

باهمه دنیا عوض نمى كنم

 

حرمت اینقده جاى خوب داره

كه یه گوشه ى مشخص ندارم

وقتى فكر و ذكر من امام رضاست

دیگه فرصت واسه هیچكس ندارم

 

همه لحظه هایى كه از عمر من

توى این حرم گذشتُ دوست دارم

كفشامم فهمیدن از بس اومدم

خیلى كفشدارى هشتُ دوست دارم

 

علی زمانیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات سلام ای غریب غریبان سلام ! سلام ای طبیب طبیبان سلام ! الا ماهتاب شبستان توس
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:17 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

سلام ای غریب غریبان سلام !

سلام ای طبیب طبیبان سلام !

الا ماهتاب شبستان توس

الا حضرت نور ! شمس الشموس

غریبم من از راه دور آمدم

به دنبال یک جرعه نور آمدم

شبم ، آه یک جرعه ماهم بده

پناهی ندارم پناهم بده

ببخشا اگر دور و دیر آمدم

جوان بودم ، امروز پیر آمدم

منم زائری خام و بی ادعا

کبوتر کبوتر کبوتر دعا

اگر مست و مسرور و شاد آمدم

من از سمت باب الجواد آمدم

من از عطر نامت بهاری شدم

تو را دیدم آیینه کاری شدم

تو این خاک را رنگ و بو داده ای

به ایران من آبرو داده ای

ببخشای این عاشق ساده را

ببخشای این روستا زاده را

تو را دیدم و روشنایی شدم

علی ابن موسی الرضایی شدم

 

سعید بیابانکی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات قبل از آنکه هوای غربت شهر روی تنهاییم هوار شود می روم ایستگاه... تا شاید این منِ
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:16 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

قبل از آنکه هوای غربت شهر  روی تنهاییم هوار شود

می روم ایستگاه... تا شاید این منِ خسته هم سوار شود

این منِ خسته از معادله ها، این منِ گُر گرفته از گله ها

می رود در هجوم فاصله ها، همدم کوپه ی قطار شود

همدم کوپه ی قطار شدم، چشم من خیس و چشم پنجره خیس

کاش این ابرهای پاییزی، بگذرد... بگذرد... بهار شود

دردها را یکی یکی گفتیم، خسته بودیم و چای میخوردیم

چای، یعنی که گاه با یک قند، تلخ، شیرین و خوش گوار شود

کوپه هم حرفهای تلخی داشت، مثلا اینکه بین این همه درد

آرزوی مسافر قبلی، فقط این بود: مایه دار شود

یا همین جا... همین رئیس قطار، دائما روزنامه می خواند

تا خدای نکرده نرخ بلیط، نکند کمتر از دلار شود

 (گرم صحبت شدیم، یادم رفت گز تعارف کنم؛ بفرمایید...

راستی! اصفهان دلش می خواست، لهجه اش مثل سبزوار شود)

آرزو کرد جای ریل قطار مثل آدم پیاده راه رود

یا شبیه کبوتران باشد؛ فکر کن... کوپه بالدار شود

آرزو کرد و گفت نوبت توست... آه! شاعر مگر چه می خواهد؟!

آرزو می کنم رواق امام، محفل شعر برگزار شود

جمعه بود و اداره ها تعطیل، شنبه باید دوباره برگردیم

کوپه هم مثل من دلش می خواست، امشب از کار برکنار شود

کف دستم نوشت کوپه ی هشت، واگن یک... قطار قم -مشهد

هرگز از خاطرم نخواهد رفت، بهترین یادگار قم - مشهد

 

رضا حاج حسینی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مناجات تا حال و هواى دل من بارانیست آقا بطلب که در دلم طوفانیست هرکس که نشد زائر کویت آ
جمعه 22 مرداد 1395 ساعت 11:13 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مناجات

 

تا حال و هواى دل من بارانیست

آقا بطلب که در دلم طوفانیست

هرکس که نشد زائر کویت آقا

سودى نبرد ، عاقبتش ویرانیست

 

بشری سادات حسینی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است کم میشود مگر از این سفره ه
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است
دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است

کم میشود مگر از این سفره هر چه بردند؟
وقتی طرف حساب شاه و گدا، کریم است

 

بیهوده زائرانش دست کرم ندارند
هرکس شد آشنای این آشنا کریم است

تضمین ذکر “یامن یعطی الکثیر ” من اوست
گرچه زیاده خواهم، او منتها کریم است

با این لباس پاره ، فوراً مرا بغل کرد
من باورم نمیشد، اینقدرها کریم است

نوکر غریب باشد، مولا نمی پسندد
گفته سه جامی آیم ، آقای ما کریم است

اصلا ً بهشت یعنی در این حرم نشستن
امروز با رضاییم، فردا خدا کریم است

باب الجواد بودیم، دیدیم کاظمینیم
باب الرضا نوشته، ابن الرضا کریم است

هر جا که روضه بوده ، بالا نشسته زهرا
آنکس که برده من را ، تا کربلا کریم است

بردند مثل نذری، هرعضوی از علی را
این جسم قطعه قطعه، روی عبا کریم است

مهدی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات دامن آلوده و بار گناه آورده ام گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام هر که بو
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:54 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

دامن آلوده و بار گناه آورده ام

گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست

بر امام مهربان خود پناه آورده ام

هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود

من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام

در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه

من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام

بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است

گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام

ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل

نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام

نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد

رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام

ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند

قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام

گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک

هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام

هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش

من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام

"میثما" مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو

سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام

 

غلامرضا سازگار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام رضا(ع)-مدح و مناجات گاه هرجا می گذاری پای درها بسته است پافشاری می کنی پشت در اما بسته است خان
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:53 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

گاه هرجا می گذاری پای درها بسته است

پافشاری می کنی پشت در اما بسته است

خانه ای را می شناسم من که خیلی حرفها

دیگران درباره اش گفتند الا بسته است

هرکه را او می شناسد در به رویش بسته نیست

هرکه را من می شناسم هم به او وابسته است

کار را فرزند موسی کرد و جز این نیز نیست

معجزاتی را که این دریا به موسی بسته است

یا نمی دانم کجا دارالشفای دردهاست

یا نمی بینم دخیلی را که عیسی بسته است

مطمینم هرکسی یکبار مشهد می رود

بار و بندیل سفر تا کربلا را بسته است

مثل شاعرها به روی شیشه ها ، ها می کنم

شیشه هم مانند من دل را به این ها بسته است

 

محسن ناصحی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا علی ابن موسی الرضا (ع) هرگز نرود از یادمآندم که به تو دل دادمدر کوی توام آبادمکلب درِ گوهر شادم چ
دوشنبه 07 تير 1395 ساعت 19:37 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی ابن موسی الرضا (ع)

هرگز نرود از یادم
آندم که به تو دل دادم
در کوی توام آبادم
کلب درِ گوهر شادم

چون دیده شدم تر گشتم
در خاک تو چون زر گشتم

 

آغوش تو در آغوشم
وز عطر دمت مدهوشم
ای آنکه غمش مینوشم
کی زائر آن شش گوشم

بی نور تو بی سامانم
در چنته ی خود حیرانم

چون رود ، تو شر شر کردی
کشکول مرا پر کردی
تا سنگ مرا در کردی
نان همه آجر کردی

بی آب لبت عطشانم
از مهر لبت می خوانم

بی عشق تو پر، تشویشم
در حال فرار از خویشم
ای شاه مگیر از ریشم
ای عشق نرو از پیشم

گر من نگرم غمگینی
قلبم شکند چون چینی

جعفر ابوالفتحی

منبع:
www.neyjaf.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به سنگفرش و به حوض و به آب دقت کن به طرز نقش، به رنگ و لعاب دقت کن ببین چه طور نشسته به محضر گنبد به صح
پنجشنبه 03 تير 1395 ساعت 10:49 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به سنگفرش و به حوض و به آب دقت کن
به طرز نقش، به رنگ و لعاب دقت کن

ببین چه طور نشسته به محضر گنبد
به صحنه ی ادب آفتاب دقت کن

دوبار را بنویسند اگر مَلَک شش بار
دراین حرم به حساب و کتاب دقت کن

اگر که از درِ پایین پا شدی زائر
به عکس دل بده اما به قاب دقت کن

به شب، غلام سیاه حرم توجه کن
به ماه، نوکر پادر رکاب دقت کن

به انقلاب به جمهوری و به آزادی
به فصل های جدید کتاب دقت کن

شفای واقعی اش را گرفته درواقع
به هرکه می‌شود اینجا جواب دقت کن

صدابزن طرف کوه گنبد و بعدش
هزار جور به این بازتاب دقت کن

همیشه موقع رفتن ز صحن حیران باش
همیشه وقت تشّرف به باب دقت کن

کنار حوض اگر روضه ای مهیا شد
به گریه کردن مخفی آب دقت کن

گریز روضه اگر رفت سمت کرب و بلا
به وقت روضه ی«بس کن رباب» دقت کن

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شبیه یه تسبیحِ پاره س دلم آوردم خودت رو به راهش کنی بخوای، بهتر از روزِ اول میشه فقط کافیه که نگاهش ک
دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت 13:27 | بازدید : 69 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شبیه یه تسبیحِ پاره س دلم
آوردم خودت رو به راهش کنی
بخوای، بهتر از روزِ اول میشه
فقط کافیه که نگاهش کنی

 

می دونم تُو دنیا، شبیه تو نیست
کی تحویل می گیره یه بازنده رو؟
دارم غرق میشم، نجاتم بده
پناهش بده این پناهنده رو

مقصر منم ! هر چی که می کِشم
دارم از هوا و هوس می کِشم
کنار توأم، غرقِ آرامشم
با یه حسِ خوبی نفس می کِشم

چرا توبه هامُ شکستم؟ چرا؟
نموندم رو شرط و شروطِ خودم
بگیر دستایِ ناامیدِ منُ
رسیدم به مرزِ سقوطِ خودم

شنیدم که مهمون داری این شبا
حسودیم شده ! با کی هم صحبتی؟
کسی پشتِ اَبرا صدام میزنه:
بیا بینِ خوبا، تو هم دعوتی

یه تسبیحِ فیروزه رنگِ دلم
که دور از حرم مونده، حالش بَده
یه بالی بِده بِکنم از زمین
یه بالی بِده مقصدم مشهده

وحید قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزی برسد حال مرا نیک کنی تکلیف مرا ز غیر تفکیک کنی وقتش نشده به حرمت ساکن طوس دل را به “رضا”ی خوی
پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت 9:26 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روزی برسد حال مرا نیک کنی
تکلیف مرا ز غیر تفکیک کنی
وقتش نشده به حرمت ساکن طوس
 دل را به “رضا”ی خویش نزدیک کنی؟

محمد کاظمی نیا

 


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


امده ام عقده گشایی کنم از درت ای شاه گدایی کنم بر حرم دوست پرستو شوم ریزه خور ضامن اهو شوم جز قدح اشک
یکشنبه 09 خرداد 1395 ساعت 10:49 | بازدید : 455 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آمده ام عقده گشایی کنم از درت ای شاه گدایی کنم

بر حرم دست پرستو شوم ریزه خور ضامن آهو شوم

هیچ دری را نزنم غیر دوست دیده و دل هر دو بدنبال دوست

روضه توو بوی جنان میدهد کوی رضا خط امان می دهد

جز قدح اشک مرا ظرف نیست من که سراپا بدم و حرف نیست

حرف در این است غبار درم بر تو و جد و پدرت نوکرم

خانه تو خانه آل عباست فوج ملک زائر قبر رضاست

بقعه تو قبله اهل دل است نام رضا چاره هر مشکل است

ای به دو صد موسی عمران امیر زنده شد از معجزه ات نقش شیر

ای پسر سبز قبای علی در تو بود جود و عطای علی

رو چو به ایوان طلا میکنم گریه کنان رضا رضا میکنم

قهر مکن با من درد آشنا اذن دخولی که گدایم گدا

فیض تو فیضی است که بی خاتمه اسست خوان تو خوان کرم فاطمه است

کوچه تو کوچه پیغمبریست گر سگ این کوچه شوم سروریست

ای خلف با ادب بوتراب جان جوادت تو زمن رو متاب

ای علوی ای رضوی ای رضا ای نمکین وارث شیر خدا

صحن و رواق و حرمت آرزوست آب و غذا و کرمت آرزوست

دل ز حدیث لب تو شاد شد نام تو ذکر لب خوش زاد شد

 

مرحوم سید حسن خوشزاد


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


شهر آلوده ، دل آلوده ، نفس آلوده از سیاهی پرم گشته قفس آلوده بال من را نپسندید هوای حرمت این کبوتر ش
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 17:16 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهر آلوده ، دل آلوده ، نفس آلوده
از سیاهی پرم گشته قفس آلوده

بال من را نپسندید هوای حرمت
این کبوتر شده دور از تو ز بس آلوده

رسم درمان شما هم به دلم زخم گذاشت
سر زدی بر همه پاکان و سپس آلوده

نشود آهوی حیران بیابان طلب
آن دلی که شده از گرد هوس آلوده

خاک من را به حوالی خراسان نبرید
تا گلستان نشود خار و ، ز خس آلوده

سحر این اشک بشوید مگر از لطف رضا
دل خشکی که شده قدر طبس آلوده

رضا رسول زاده

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


با نگاهی دل سنگم به شما برگردد در دل کوه به یک لحظه صدا برگردد دست بردیم در آرامش گیسوی شما تا مگر حو
جمعه 16 بهمن 1394 ساعت 14:10 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اگر از ما نظر لطف شما برگردد
آخر این سائل بی‌چاره کجا برگردد؟

وای از آن روز که پشت در این میخانه
کاسه‌ی اشک ِ تمنای گدا برگردد

دست بردیم در آرامش گیسوی شما
تا مگر حوصله‌ی رفته‌ی ما برگردد

زائری حاجت خود را به کبوتر بست و
منتظر ماند که چون فرّ هما برگردد

نیست در مذهب این سلسله هرگز، دستی
خالی از پنجره فولاد رضا (ع) برگردد

می شود گوش حوائج به جوابش دلگرم
اگر از کوه ِ تولّاش صدا برگردد


سیدمسعود طباطبائی

 

سید مسعود طباطبایی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


تعداد صفحات : 18


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان