close
مجتمع فنی تهران
اشعار متفرقه
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
عالم فدای نام دل آرای اهل بیت
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:24 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به چهارده معصوم



عالم فدای نام دل آرای اهل بیت،
شد اعتبارما ز تولای اهل بیت،
ولله کس نیامده همتای اهل بیت،
دارای ثروتیم و زاعطای اهل بیت،
یعنی که هست مابودازهست اهل بیت،
 مجنون شدیم و ازنمک دست اهل بیت،

فاخرکسی که ازگل اینان سرشته شد،
اشرف لقب گرفت و امیر فرشته شد،
در باب عشق مست مدیران رشته شد،
بر قلب رهروان ولا  این نوشته شد،  
گیرم شود که هردو جهانم از آن ما،
  هرگز نمی شویم و زیاران حق جدا،

عاشق کسی بودکه زاهل اراده است،
بر آستان شیر خدا سرنهاده است،
درهردلی محبت ومهری فتاده است،            
  ماعشقمان غلامی این خانواده است،  
این شد سبب که ما شرف خلق داوریم،
تحت لوای حضرت زهرای اطهریم،    

داده صفا به عالم امکان صفایشان،      
حق آفریده کون و مکان را برایشان،
چون کیمیا قسم به خدا خاک پایشان،    
حاتم بود گدای  گدای گدایشان،      
این چشمه ای ازین یم پر از تلاطم است،   
 باب الکرامتش تو ببین وادی قم است،    

اهل سخاوت اند و کرم کارشان بود،  
خیر الوری ز حرکت انظارشان بود،        
رشک بشر به میثم تمارشان بود،      
فخر زمانه ساءل دربارشان بود،
شکرخدا که مستیم ازجام وباده شد،  
اسباب آبروی من این خانواده شد،

باید زفضلشان همه دم گفتگو شود،
شرح مقام و منصبشان موبه مو شود،   
مزد غلام درگهشان آبرو شود

دنیا اگر اراده کنند زیر و رو شود،
ما را چه میشود زکرم مبتلا کنند،
خدمتگذار صحن و سرای ولا کنند،

این از ازل همیشه شده اعتبار ما،
ذکر و شعار هردم ایل و تبار ما،
ما نوکریم و این سبب افتخار ما،
دست نبی و شاه نجف سایه سار ما،
تاکردگار حضرت مولا خدا بود،
بی شک علی امیر و علی ناخدا بود،


از خیرشان تمامی عالم بقا گرفت،
هر ذره از محبت اینان بها گرفت،
باید که نام اعظمشان را طلا گرفت،
زانو زد و به رسم ادب کربلا گرفت،
گفتم زکربلا، دل من پر بهانه شد،        
مرغ دلم به جانب گنبد روانه شد،      

یارب نفس بده که زجانانه دم زنم،       
دم از مقام طایفه ی محترم زنم،     
بی وقفه بهر آل عبا من قلم زنم،      
رنگی زعشق و عاطفه برباورم زنم،    
 یارب مرا تهی ز مرام و وفا نکن،  
یک لحظه ای مرا تو از اینها جدا نکن،       


رضا آهی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


تو آمدی و ریخت به هم هر معادله افتاد در زمین و زمان شور و ولوله
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:38 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله

تو آمدی و ریخت به هم هر معادله
افتاد در زمین و زمان شور و ولوله

اسلام با هوّیت تو آبرو گرفت
گاهی به حسن خلق و گهی با مباهله

 

محسن ناصحی
 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


هم جن بیاورید ، هم انسان بیاورید یک لشکر بزرگ به میدان بیاورید
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:37 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 روز مباهله


هم جن بیاورید ، هم انسان بیاورید
یک لشکر بزرگ به میدان بیاورید

ازسنگ های سخت که بالای کوه هاست
تا ریگ های ریز بیابان بیاورید

هم مرد های جنگی و یل های غول کش
هم اسب های سرکش تازان بیاورید
 
آورده اید هرچه که در چنته داشتید
اما اگر کم است دوچندان بیاورید

من با کتاب وحی اگر آمدم ، شما
صدها هزار حجت و برهان بیاورید

من با علی و فاطمه و بچه هایشان
اما شما سپاه فراوان بیاورید
 
ما پنج تن کفایت اهل زمین کنیم
حتی اگر هزار هزاران بیاورید

این معجزه به معنی اتمام حجت است
وقتش رسیده است که ایمان بیاورید

 

مجتبی خرسندی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با نور خدا مقابله یعنی چه! با امر خدا مجادله یعنی چه!
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:34 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله

با نور خدا مقابله یعنی چه!
با امر خدا مجادله یعنی چه!

جایی که علی نفس محمد باشد
ای عیسویان، مباهله یعنی چه!

یک عمر در انجیل نخواندید احمد؟
ناگفتن این مطالعه یعنی چه!

چه مسئله ایی!پنج تن و صد راهب
حل کردن این معادله یعنی چه!

یک دست اگر دعا کند زین ده دست
فهمید عذاب عاجله یعنی چه!

دو کودک و یک زن و دو مرد آمده اند
با لشگر حق مقاتله یعنی چه!

نه سازش و تسلیم نه تحریم نه جنگ
جایی که علیست غائله یعنی چه!

در اوج مذاکره قوی باید بود
تسلیم امور باطله یعنی چه!

بر غیر نبی دمی تقرب هرگز
از آل رسول فاصله یعنی چه!

از همقدمی و دست دادن پرهیز
با خصم علی مغازله یعنی چه!

جایی که هدایتی نگیرد صورت
با دشمن دین معامله یعنی چه!

در روز ظهور، خوب و بد میفهمند
جامانده گی ز قافله یعنی چه!

روزی که مسیح یار مهدی گردد
فهمید که دین کامله یعنی چه!

 

سید محمد  ميرهاشمی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کوری چشم دشمنان بتول ربّ تو را خوانده جان و نفس رسول
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:33 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


روز مباهله


کوری چشم دشمنان بتول
ربّ تو را خوانده جان و نفس رسول
گفت احمد که حج و صوم و صلاة
با ولای تو می شود مقبول


حرم توست قبله ی حاجات
دشمنت هست ناکس و بد ذات
می زنم جار نام حیدر هست
بهترین نام در تمام لغات


شده نام تو ذکر روز و شبم
دائما لعن منکرت به لبم
هر سحر ذکر لعن می گیرم
بس که از دشمن تو در غضبم


می رسد بوی ماه غصه و غم
می روم باز زیر دِین علم
یاعلی جان مدد نما ما را
تا نزاریم در محرّم کم

 

 

مهدی علی قاسمی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کوری چشم دشمنان بتول ربّ تو را خوانده جان و نفس رسول
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:31 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله

 

کوری چشم دشمنان بتول

ربّ تو را خوانده جان و نفس رسول

گفت احمد که حج و صوم و صلاة

با ولای تو می شود مقبول

 

حرم توست قبله ی حاجات

دشمنت هست ناکس و بد ذات

می زنم جار نام حیدر هست

بهترین نام در تمام لغات

 

شده نام تو ذکر روز و شبم

دائما لعن منکرت به لبم

هر سحر ذکر لعن می گیرم

بس که از دشمن تو در غضبم

 

می رسد بوی ماه غصه و غم

می روم باز زیر دِین علم

یاعلی جان مدد نما ما را

تا نزاریم در محرّم کم

 

مهدی علی قاسمی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جلوه روی تو در آینه تا پیدا شد ظلمت از یمن تجلای تو ناپیدا شد
دوشنبه 05 مهر 1395 ساعت 9:28 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله


جلوه روی تو در آینه تا پیدا شد
ظلمت از یمن تجلای تو ناپیدا شد

ماه درکوچه تنهایی خود حیران بود
ناگهان هم نفس باد صبا پیدا شد

بر زمین رایحه گلشن فردوس وزید
بعد از آن شعشعه «آل کسا» پیدا شد

نور زهرا و علی، نور حسن، نور حسین
جلوه نور نبی ،در همه جا پیدا شد

عشق نورانیِ این پنج تنِ آل عبا
با تولّای علی در دل ما پیدا شد
 
و علی دست خدا بود از آن صبح ازل
به روی دست نبی، دست خدا پیدا شد

چشمه نام شما چشمه جوشنده علم
زمزم از زمزمه ذکر شما پیدا شد

تا در آن معرکه ترسا سر تعظیم آورد
تا ابد وصف تو‌در آینه ها پیدا شد

شکّ نجرانِ مسیحی به یقین گشت بدل
وعده ای داد نبی ،آب بقا پیدا شد

باز انسان به زمین یکسره سرگردان بود
با اشارات شما قبله نما پیدا شد

لب اگر باز کنی کون و مکان می لرزد
از کران تا به کران  دست دعا پیدا شد

 

محمد مهدى عبدالهى

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فرجام دل پریش را میدانست خونخواری زخم نیش را میدانست
شنبه 03 مهر 1395 ساعت 9:2 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهادت حضرت میثم تمار علیه السلام

 

 

فرجام  دل  پریش  را میدانست
خونخواری زخم نیش را میدانست

همسایه ی نخل ها که شد فهمیدند
او قصه ی مرگ خویش را  میدانست


چون نخل ، در ایستادگی ، خفتن توست
دل مشتری شیوه ی در سفتن  توست

هر چند رطب های تو شیرین باشد
شیرین تر از آن  علی علی گفتن توست


آیینه اش از غبارها  تار نبود
بر لوح دلش به غیر دلدار نبود

بر  دار  زبان او بریدند  ولی
از گفتن عشق دست بردار نبود


هر چند بریده بار و برگت دیدند
آزرده ز شلاق تگرگت  دیدند

با زمزمه ی "فمن یمت " ، " انت معی"
هر لحظه در آرزوی مرگت دیدند

 

میثم مومنی نژاد

۱_ امیرالمومنین فرمودند: فمن یمت یرنی...هر کس بمیرد مرا میبیند
۲_ امیرالمومنین خطاب به میثم تمار فرمودند: انت معی فی درجتی .....تو در قیامت با من هستی در درجه من..

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


به مناسبت روز جهانی مسجد مسجد محلّ سجده و جای عبادت است مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است این خانهٔ خد
دوشنبه 01 شهريور 1395 ساعت 9:28 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت روز جهانی مسجد

 

مسجد محلّ سجده و جای عبادت است

مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است

این خانهٔ خداست تمیزش نگاهدار

در دین ما نشانهٔ ایمان نظافت است

چون کعبه احترام مساجد فریضه است

پرهیز کن ز تفرقه هنگام وحدت است

نازم به اتّحاد مُصلّین با خلوص

تحکیم معرفت به نماز جماعت است

همراه با امام جماعت جهاد کن

پاداش این مجاهدت ای دوست جنّت است

هر جمع را امام جماعت بود مدیر

آنکه مدبّر است معین ولایت است

از دست خادمین مساجد "کلامیا"

تقبیل کن که حرمتشان بی نهایت است

 

 

حاج ولی الله کلامی زنجانی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اهل بیت(ع)-قرآن کریم چراغ راه هدا عترت است و قرآن است تمام دین خدا عترت است و قرآن است نجات وحدت و پ
پنجشنبه 07 مرداد 1395 ساعت 10:22 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اهل بیت(ع)-قرآن کریم

 

چراغ راه هدا عترت است و قرآن است

تمام دین خدا عترت است و قرآن است

نجات وحدت و پیروزی مسلمانان

همیشه درهمه جا عترت است و قرآن است

الا تمام خلایق که سر به سر دردید

دوای درد شما عترت است و قرآن است

امانتی که رسول خدا سپرده به ما

به سید الشهدا عترت است و قرآن است

دو مهر و مه که به فرمودۀ نبی از هم

نمی شوند جدا عترت است و قرآن است

نمام آبروی ما تمام عزت ما

تمام مکتب ما عترت است و قرآن است

به این دو ، دست تمسک زنید انسان ها

شفیع روز جزا عترت است و قرآن است

به  روز حشر که محشر سیاه و تاریک ست

فقط چراغ هدا عترت است و قرآن است

مگر نه تشنۀ آب بقاست کام شما

بقای آب بقا عترت است و قرآن است

دو ریسمان الهی اگر بپرسی کیست

دهد رسول ندا عترت است و قرآن است

چراغ روشن پروردگار را میثم

بگو به بانگ رسا عترت است و قرآن است

 

غلامرضا سازگار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به روح ملکوتی والده مداح اهل بیت(علیهم السلام) حاج حسین سازور او رفت ولی عشق و صفایش باقی است
یکشنبه 06 دي 1394 ساعت 12:1 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به روح ملکوتی والده مداح اهل بیت(علیهم السلام) حاج حسین سازور

 

او رفت ولی عشق و صفایش باقی است

در خاطره ها مهر و وفایش باقی است

برپاكن روضه های زهرایی بود

در خانه ی او سوز صدایش باقی است

 

حاج جواد حیدری

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روز مباهله وضو بگیرم در حال روزه با تکبیر کنم مباهله با دشمنان حی قدیر زبان حق شوم و آیة مباهله را
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 11:0 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله

 

وضو بگیرم در حال روزه با تکبیر

کنم مباهله با دشمنان حی قدیر

زبان حق شوم و آیة مباهله را

به شأن فاطمه  و شوهرش کنم تفسیر

ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه

به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد وعلی و فاطمه، حسین و حسن

که پنج در عددند و یکی چو حی قدیر

پی مباهله کردند روی در صحرا

یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر

فتاد چشم نصارا به آن خدارویان

که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر

مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند

که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه به خاک قدوم پیمبر افتادند

که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر

به حضرت تو نصاری تمام تسلیم اند

که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی

که می کنند در این آیه حیله و تزویر

کنند فضل علی  را به دشمنی انکار

خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر

چرا شدند فراری از این حقیقت محض

چرا به سلسلة نفس خود شدند اسیر

قسم به جان علی منکر مباهله را

خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید

کجا به تابش انوار آن کند تأثیر

فضائل علی از حد بود فزون چه زیان

که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی  کسی است که در جنگ بدر شد پیروز

خدا به جنگ احد می دهد به او شمشیر

علی  است فاتح احزاب و فاتح خیبر

علی  است تیرالهی به قلب خصم شریر

علی است بت شکن کعبه روی دوش رسول

علی  به بیشة اسلام شد خروشان شیر

علی  به جای نبی خفت و جان گرفت به دست

کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر

حدیث منزله چون آفتاب می تابد

به این دلیل علی  بعد مصطفاست امیر

وصی احمد مرسل کسی بود "میثم"

که در تمام فضایل ورا نبود نظیر

 

غلامرضا سازگار

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روز مباهله شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت از فاطمه و ابالحسن باید گفت تا خاطره ی مباهله گم نشود پی
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 10:59 | بازدید : 79 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز مباهله

 

شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت

از فاطمه و ابالحسن باید گفت

تا خاطره ی مباهله گم نشود

پیوسته سخن سخن سخن باید گفت

 

آیات چو آفتاب از خاور نور

نازل شده بر سینه ی پیغمبر نور

ابناء و نساء و انفس اقدس حق

یعنی حسنین و علی و کوثر نور

 

آن پنج وجود صاحب عصمت حق

یعنی همه عصاره ی خلقت حق

کردند فنا بنای اسقف بازی

با هیمنه ی شگفت و با هیبت حق

 

مهری که به شأنش امد از حق لولاک

روشن شده از جلوه ی رویش افلاک

با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد

تا ریشه ی تثلیث برآرد از خاک

 

دُردی کش جام درد باید بودن

آگاه دل از نبرد باید بودن

چون شیر خدا حقیقت حق محور

در جنگ عقیده مرد باید بودن

 

آن روز دو صف مقابل هم بودند

تحلیل گر دلایل هم بودند

آن سو همه در تجزیه ی یکدیگر

این سوی ولی مکمل هم بودند

 

فرمانده ی جنگ، مصطفی بود آنروز

سردار سپاه، مرتضی بود آن روز

لشگر حسنین و فاطمه پشتیبان

درعرصه، سلاحشان دعا بود آن روز

 

آن روز نه سنگ و چوب و نه سنگر بود

نه نیزه ی جان شکار و نه خنجر بود

پیروزی پنج تن به اهل نجران

از باور بالنده ی بارآور بود

 

باذکر علی الدوام،آن پنج نفر

کردند به پا قیام، آن پنج نفر

با باور خود به مشرکین حجت را

کردند به حق تمام، آن پنج نفر

 

فرمود نبی علی ولی الله است

خورشید ولایت و دلیل راه است

زهرا است دل من و حسن دلبندم

عشق است حسین و عشق حق دلخواه است

 

مهر آمد و پشت شب بیداد شکست

اندیشه تثلیثی شیاد شکست

هنگام مباهله ز اعجاز رسول

هم اسقف و هم صلیب فولاد شکست

 

اسقف که گل روی محمد را دید

افتاد صلیبش از کف و جامه درید

گفتا که به حق و راستی در انجیل

حق کرده وجود اقدست را تایید

 

تنها نه که بر مسیح ترفند زدیم

بر گریه خلق خسته لبخند زدیم

ای ختم رسل ببخش ما را که دگر

دل را به ولایت تو پیوند زدیم

 

با آنکه گرفتار توهم هستیم

در پیچ و خم خیال خود گم هستیم

از عاقبت مباهله میترسیم

کوتاه سخن، اهل تفاهم هستیم

 

پیش تو صلیب را شکستن عشق است

بر خاک، به درگهت نشستن عشق است

زُنار بلند عقل خود را با صِدق

بر رشته دامن تو بستن عشق است

 

با اهل جدل مجادله باید کرد

با تیغ زبان مقابله باید کرد

بر منطق وحی سر اگر نسپردند

بی چون و چرا مباهله باید کرد

 

شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت

از فاطمه و ابالحسن باید گفت

تا خاطره مباهله گم نشود

پیوسته سخن سخن سخن باید گفت

 

احد ده بزرگی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


برای تشنگان آسمانی منا ای جنازه های تشنه ی سپیدپوش تکه ابرهای پاره پاره ی خموش در عزایتان یک آسما
جمعه 10 مهر 1394 ساعت 20:25 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برای تشنگان آسمانی منا

 

ای جنازه های تشنه ی سپیدپوش

تکه ابرهای پاره پاره ی خموش

در عزایتان یک آسمان گریسته

چشم کعبه مثل قدسیان داغنوش

رفته اید اگرچه مانده داغتان به دل

زنده اید اگرچه رفته جسمتان به دوش

ریگ های رام رمی تان ادا نشد

پیش چشمهای بی تفاوت وحوش

ای سعودی سقوط کرده در منا

دره دره زوزه هات میرسد به گوش

در کلام تو وقاحت نتانیاهو

در سکوت توست عقده های جرج بوش

درکف تو سبحه ای که سر نمیشود

بر سر تو چفیه ای که رفته آبروش

بمبهای خوشه خوشه ات ثمر نداد

کودک یمن اگرچه خون شده وضوش

نه گناه تو به گریه پاک می شود

نه سیاهرویی ات به خنده ای روتوش

خود فروختند و آبرو خریده اند

عالمان جهل و مفتیان دین فروش

زنده باد، مردنی که زنده پرور است

مرده باد زنده ی بدون جنب و جوش

موج خون این مهاجران می آورد

فوج فوج، موج های مرده را به هوش

وای اگر منا به سوی مکه رو کند

وای اگر طواف کعبه آورد خروش

هم امید فتح تازه می دهد سحر

هم نوید صبح تازه می دهد سروش

می روم همان طرف که قبله می رود

بیت داغدار شعر من، کفن بپوش

 

حامد اهور

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خون طفلان یمن لب اگر باز کنم سرّ مگو می ریزد می روم گریه کنم چشم فرو می ریزد چند وقت است می و ساقی و
سه شنبه 25 فروردين 1394 ساعت 10:18 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خون طفلان یمن

 

لب اگر باز کنم سرّ مگو می ریزد

می روم گریه کنم چشم فرو می ریزد

چند وقت است می و ساقی و ساغر همه اوست

دست من باده نمی ریزد، او می ریزد

چند ماه است که در راه گلویم خار است

چشم من بغض دلش را به گلو می ریزد

جوی ها در همه جا روی به دریا دارند

این چه دریاست که یک باره به جو می ریزد

بی خبر از نفس سوخته حالان مگذر

خاصه صبحی که سبو پشت سبو می ریزد

این قدر پشت سر سوختگان حرف مزن

من اگر ها کنم از آینه هو می ریزد

هر طرف می نگری داغ اویس قرن است

خون طفلان یمن از همه سو می ریزد

 

علی رضا قزوه
موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در سوگ استاد حاج علی آهی گنجینه ناب شاكران آهی بود استاد عزیز شاعران آهی بود یك عمر فقط ذكر لبش بو
دوشنبه 24 فروردين 1394 ساعت 11:50 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در سوگ استاد حاج علی آهی

 

گنجینه ناب شاكران آهی بود

استاد عزیز شاعران آهی بود

یك عمر فقط ذكر لبش بود حسین

سرمشق تمام ذاكران آهی بود

 

محمدمهدی عبدالهی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ضمن عرض تسلیت به مناسبت عروج ملکوتی حاج علی آهی. ایشان از پیرغلامان اهل بیت(ع) و رئیس هیئت‌مدیره خا
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:48 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ضمن عرض تسلیت به مناسبت عروج ملکوتی حاج علی آهی. ایشان از پیرغلامان اهل بیت(ع) و رئیس هیئت‌مدیره خانه مداحان عصر روز یکشنبه 16/1/1394 در سن 87 سالگی دار فانی را وداع گفتند.

حاج غلامرضا سازگار متخلص به «میثم» از شاعران و ذاکران اهل بیت(ع) که آشنایی پنجاه ساله  با حاج علی آهی دارند، در شعری برای این پیرغلام حسینی(ع) چنین سروده اند:

 

«آهی» درود بر تو که یار ولایتی

از ظل اهل بیت  فروغ هدایتی

لبریز از محبت و لطف و عنایتی

سر تا قدم کتاب و حدیث و روایتی

هشتاد سال بنده خلف سرمدی

هشتاد سال خادم آل محمدی

هشتاد سال تشنه‌لب جام کوثری

امروز نیز چرخ ادب را تو محوری

عمری برای نشر حقایق تو زیستی

عمری برای آل پیمبر گریستی

 

غلامرضا سازگار

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تجلیل از مرحوم آهی آهی كه به راه اهل ایمان راهی ست خود چشم و چراغ ادب و آگاهی ست تجلیل شود در این ه
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:48 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تجلیل از مرحوم آهی

 

آهی كه  به راه اهل ایمان راهی ست

خود چشم و چراغ ادب و آگاهی ست

تجلیل شود در این همایش از او

چون شاعر آستان ثارالهی ست

***

آهی كه به راه علم و دانش راهی ست

سرشار مدام از ادب و آگاهی ست

در كالبد وجود این عنصر پاك

پیوسته عیان روح عدالت خواهی ست

***

روشن ز چراغ مهر، راه آهی ست

تابنده ز نور دل، نگاه آهی ست

از سوز فراق روی مهدی در دل

افروخته شعله های آه آهی ست

***

آهی كه بود ادیب فرزانه ی ما

در درج ادب گوهر یكدانه ی ما

تجلیل از او كنیم و یاران خرسند

از این روش خدا پسندانه ی ماست

 

محسن حافظی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بمناسبت سالروز رحلت آیة الله عزیز الله خوشوقت"ره" تقدیم به علمای عالم اسلام از جگر این پیاله ی پر
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:22 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بمناسبت سالروز رحلت آیة الله عزیز الله خوشوقت"ره"

تقدیم به علمای عالم اسلام

از جگر این پیاله ی پر خون
میکشد زخم دل، تقاص هنوز

مانده بر قلب عاشقان داغِ

"آیت الله حق شناس" هنوز


"مرجعیت کنار،فقه کنار"

پیش شه منصب گدا داریم

دو سه سالی است عقده ی یک بار

روضه "شیخ مجتبی" داریم


من عزیز خدا شدم با تو

من عزیز خدا شدم وقتی

می نشستم به پای منبر تو

تو عزیز خدا، تو "خوشوقتی"


در نبرد سیاست و ایمان

در تهاجم،تهاجم علنی

جای خالیتْ، میشود احساس

"آیت الله مهدوی کنی"


میثم و مالک زمان رفتند

مانده در شهر حیدری تنها

بار سنگین انقلاب کنون

مانده بر دوش رهبری تنها


شکر حق مانده اند اطرافت

دوستانی که از قرن داری

جای مقداد و بوذر و عمار

تو که "مصباح" و "سید حسن" داری

 

محمد کاظمی نیا

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها خرمگس، امروز بر ققنوس توهین می کند قطره ای بدبو به اقیانوس توهین می ک
سه شنبه 07 بهمن 1393 ساعت 10:43 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها

 

خرمگس، امروز بر ققنوس توهین می کند

قطره ای بدبو به اقیانوس توهین می کند

شب پرستی که جمال نور را بد می کشد

بی گمان ترسیده از فانوس، توهین می کند

او کم آورده بیانش روبروی " عقل کُل"

منطقش تا می شود مأیوس، توهین می کند

این یهودی زاده بر پیغمبر خاتم که نه

بر تمام انبیاء، افسوس، توهین می کند

درد دین از یاد رفته، مسلمین خوابیده اند

کفر اینگونه به دین ملموس توهین می کند

 

امیر عظیمی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


(جون بن ابی مالک ) همچو ماهی که شب تار. جمالش دلجوست روی رخشان تو .با رنگ سیاهت نیکوست خون پاکیزه ی تو
دوشنبه 29 دي 1393 ساعت 13:54 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

(جون بن ابی مالک )
همچو ماهی که شب تار. جمالش دلجوست
روی رخشان تو .با رنگ سیاهت نیکوست
خون پاکیزه ی تو در بدن شبرنگت
همچنان اب حیاتی است که تیره سبوست
بیخود از خویش به دنبال حسین امده ای
وه چه زیباست غلامی که بود مولا دوست
به امیدی که مگر یار قبولت بکند
هر کجا می رود او چشم نیازت بر اوست
اینهمه شون در دادن جان نیست عجب
به کمالش چو رسد میوه.نگنجد در پوست
صورتت گشت منور بدنت عطر اگین
هست پیدا که یقین جای تو باغ مینوست
سوزد ای عاشق دلباخته این غصه تو را
چون تو.مولای تو .لب تشنه وخشکیده گلوست
جسم شبرنگ تو در بین شهیدان دگر
همچو خال سیه چهره ی خوبان دلجوست
معجز عشق نگر جسم تو بعد از ده روز
گر چه بی غسل و کفن بود چو مشکی خوشبوست
هم نشین علی و ال پیمبر گشتی
نازم ان تیر شهادت که تو را در پهلوست
چونکه امیخته شد خون تو با ثار الاه
عشق جاوید تو را طبع (حسان )مدحت گوست

 

حبیب الله چایچیان

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با ادب ای زاییر اینجا پا گذار هست (حجر بن عدی )در این مزار او شهیدی عاشق و شوریده است در ره قران ستم ها
دوشنبه 29 دي 1393 ساعت 13:53 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با ادب ای زاییر اینجا پا گذار
هست (حجر بن عدی )در این مزار
او شهیدی عاشق و شوریده است
در ره قران ستم ها دیده است
خفته شش تن در جوار او شهید
لاله های گلشن عشق و امید
در خلوص و عشق و ایمان اسوه بود
شهرت او مستجاب الدعوه بود
بود روز و شب نمازش بی شمار
گه رسیدی رکعتش تا یک هزار
شد به فرمان امیر مومنان
میر لشکر در نبرد نهروان
همچنین در جنگ صفین ان جناب
میر لشکر شد به امر بوتراب
ان مبارز عاشق پاک و دلیر
شد به دست دشمنان اخر اسیر
ان شهیدی راه حق بعد از نماز
گفت در پایان عمرش این فراز
بندهای اهنین را از تنم
باز نگشایید بعد از مردنم
چونکه من در راه قرانم شهید
با لباس خون چکان دفنم کنید
چون (حسانا )می کنی زینجا عبور
بوسه زن بر خاک پای این قبور
در ره توحید اینجا مشعلی است
مدفن پر نور یارا ن علی است

 

حبیب الله چایچیان

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مسلم ابن عوسجه (ع) عشق را بنگر که در پیری چسان غوغا کند پیرمردی را چگونه واله و شیدا کند مسلم بن عوسجه
سه شنبه 16 دي 1393 ساعت 10:10 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مسلم ابن عوسجه (ع)

 

عشق را بنگر که در پیری چسان غوغا کند
پیرمردی را چگونه واله و شیدا کند
مسلم بن عوسجه گفتا به شاه دین حسین
اذن جنگم ده که عشق تو مرا رسوا کند
سوختم در اتش عشق تو من پروانه سان
عاشق صادق بباید این چنین سودا کند
من اگر پیرم ولی قلب جوانم را ببین
بهر جان بازی مرا بی باک و بی پروا کند
رفت در میدان و کشت از ان سپاه کین زیاد
لیک تا می خواست جان قربانی مولا کند
ناگهان فریاد زد شاها بیا تا جان من
در حضورت قصد سیر عالم بالا کند
شاه امد با حبیب ابن مظاهر بر سرش
تا که او را با نگاهی تا ابد احیا کند
گفت با مسلم حبیب ابن مظاهر غم مخور
عشق شه من را به تو ملحق در این صحرا کند
گر وصیت داری از بهر حبیب اکنون بگو
تا وصایای تو را یک جا حبیب اجرا کند
گفت ای یار عزیزم جان تو جان حسین
از خدا خواهم که عشق او تو را چون ما کند
افتخار نوکری اش را رضایی کرد و بس
گر ز راه لطف ان خان کرم امظا کند

 

 

عبدالحسین رضایی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به مناسبت سالگرد آیت الله عزیز الله خوشوقت میروی ...آسمان به دنبالت گرچه زخمی شده پر و بالت خضر بود
یکشنبه 23 آذر 1393 ساعت 7:44 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت سالگرد آیت الله عزیز الله خوشوقت

 

میروی ...آسمان به دنبالت

گرچه زخمی شده پر و بالت

خضر بودی مگر؟!  که سبزه دمید

هرکجا که کشیده شد شالت

تو به معراج رفتی و گُل کرد

آخرین حجِّ "آخرِ سالت"

این چه خوش وقتیِ بزرگی بود؟

که زمان غبطه خورد بر حالت

*بودنت با "امام"  و " علامه"

بهترین عید شد در اقبالت

 

عـارفه دهــقانی
 

*اشاره به مجالست آیت الله خوشوقت در زمان حیات امام خمینی ره و علامه طبابائی دارد

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اصحاب امام حسین(ع)-جناب عابس هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن ا
چهارشنبه 07 آبان 1393 ساعت 15:28 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اصحاب امام حسین(ع)-جناب عابس

 

هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد

مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد

من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است

دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد

روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست

در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد

سنگ باران بود و من یکسر رجز بودم رجز

ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد

من نمی‌دانم چه می‌گویید، شاید بر تنم

از خجالت آب شد جوشن، نمی‌دانم چه شد

مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد

ناگهان برخواستم، مردن نمی‌دانم چه شد

پا به پای او سرم بر نیزه شد از اشتیاق

دست و پا گم کرده بودم، تن نمی‌دانم چه شد

ناگهان خاکستری شد روزگار آسمان

در تنور آن چهره روشن نمی‌دانم چه شد

***

وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست

از خودش باید بپرسی، من نمی‌دانم چه شد

 

سیدحمیدرضا برقعی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اصحاب امام حسین(ع)- جناب وَهَبِ بنِ عبدالله و اُمِّه مسیح خوانده مرا وقت امتحان من است زمان، زمان رجز خواندن جوان من است از آسمان چهارم مسیح
یکشنبه 27 مهر 1393 ساعت 6:2 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اصحاب امام حسین(ع)- جناب وَهَبِ بنِ عبدالله و اُمِّه

 

مسیح خوانده مرا وقت امتحان من است

زمان، زمان رجز خواندن جوان من است

از آسمان چهارم مسیح می بارد

چقدر منتظر رعد آسمان من است

به کف بگیر سرت را برای یاری عشق

سرت مقدمه سرخ داستان من است

برو که پیکر مصلوب و بی سرت پسرم

در امتداد مسیر خدا، نشان من است

نماز آخر خود را اقامه کن در خون

برو که بدرقه‌ات نغمه اذان من است

اگر چه بعد تو صحراست خانه ام اما

دلم خوش است که زینب هم آشیان من است

 

سید محمد بابا میری
 
 
 

اصحاب امام حسین(ع)-جناب وَهَبِ بنِ عبدالله

 

عاشقی از تبار شیدایی

در دیار فراق ساکن بود

بین یک خیمه در دل صحرا

گوشه ای از عراق ساکن بود

 

روزی از سمت خیمه اش حس کرد

عطر و بوی خود مسیحا را

در دل خاک خشک صحرا دید

رد پای زلال دریا را

 

در هوای مسیح خود ناگاه

دید از شوق پر در آورده ست

دید از کاروان عشّاق ِ

حضرت عشق سر در آورده ست

 

شیعه شد در حضور مولایش

با نگاهی دلش خدایی شد

قبله اش ، کعبه اش ، حسین شد و

حاجی عشق و کربلایی شد

 

آمده با صحابه ی رحمت

همدم مسلم و زهیر شود

آمده عشق را بیاموزد

آمده عاقبت به خیر شود

 

واپسین لحظه ها رسید از راه

لحظه های غریب عاشورا

پیش چشمان خون گرفته ی عشق

ناگهان شد منای خون بر پا

 

شده دنیا براش مثل قفس

آه حالا دو بال می‌خواهد

آمده در حضور حضرت عشق

اذن رزم و قتال می‌خواهد

 

آه با اینکه تازه داماد است

دل سپرده به عشق ناب تری

می‌رود تا وصال حضرت دوست

با تبِ عشق بی حساب تری

 

می رود تا در این غریبستان

دل و جان را فدای یار کند

به روی دست خود سر آورده

تا که در راه حق نثار کند

 

مادرش گفت عاشقانه برو

تا که دل را به آسمان بدهی

گفت شرط رضایتم این است

در هوای حسین جان بدهی

 

تیغ زد بی قرار و بی پروا

حاجتش را چنین روا کردند

پیش چشمان مادری بی تاب

سر او را ز تن جدا کردند

 

پیش پاهای مادرش انداخت

قاتلش آن سر منور را

همه ی دشت شد سراپا چشم

تا ببیند شکوه مادر را

 

محشری آفرید مادر هم

بین میدان سر پسر در دست

آنقدر جان فشاند تا آخر

به شهیدان کربلا پیوست

 

یوسف رحیمی

 

 

تقدیم به حضرت ام وهب:

 

دستی خدایی کرد گلچینت

روح القدوس انگار ضامن شد!

آری ره صد ساله در یک شب

پیمودنش با عشق ممکن شد

 

بانو چه کردی عشق اینگونه

فرزند پاکت را پریشان کرد

این تازه داماد مسیحی را

با یک نگاه خود مسلمان کرد

 

از باده ی چشم حسین انگار

نوشید راز کل ادیان را

آری وهب جانانه ثابت کرد

ده روزه از بر کرده قرآن را

 

حکمت چه بوده نوعروس تو

باید میان کشته ها باشد

در بین زن های دلاورمرد

تنها شهید کربلا باشد

 

بانو کسی دیگر نمیگوید

مردانگی در سیرت زن نیست

مردانگی ها را نشان دادی

مردانگی تنها به گفتن نیست

 

 

عشق آمد و بی گفتگو رفتی

در بین زن های جوان داده

من شک ندارم حضرت عیسی

ناقوس قلبت را تکان داده

 

ای کاش قدری چون شما بودند

آنان که راه عشق را بستند

آنان که تا روز ابد دیگر

شرمنده ی خون خدا هستند

 

این جمله ی طوفانی ات بانو

بر صفحه ی تاریخ افتاده:

"عاشق بمیرد پس نمیگیرد

چیزی که در راه خدا داده"

 

 

محسن کاویانی
موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اصحاب امام حسین(ع)-جناب عبدالله بن علی یا حسین ای در نجف خوابیده تو ای ز هر سو هر طرف خوابیده تو شیر دوران آن امام المُتَّقین چهار تن بخشیده
یکشنبه 27 مهر 1393 ساعت 6:0 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اصحاب امام حسین(ع)-جناب عبدالله بن علی

 

یا حسین ای در نجف خوابیده تو

ای ز هر سو هر طرف خوابیده تو

شیر دوران آن امام المُتَّقین

چهار تن بخشیده بر اُمُ البَنین

یک تن از آنان که پیر راه بود

حضرت مشکور، عبدالله بود

آن عزیز دیده­ ی شیر خدا

داشت دل در بند تدبیر خدا

روز عاشورا به امر ماه عشق

سر نهاد از شوق خود در راه عشق

شاه را از جان دفاعی تازه کرد

عاشقی را اینچنین اندازه کرد

بیشتر از صد تن، از تکبیر او

جان خود دادند بر شمشیر او

جان کوفی را به بازی چون گرفت

چشم­ هایش را نگاه خون گرفت

بانگ آمد وقت رفتن آمده است

خون میدان تا به دامن آمده است

شوقش از بس بود در وصل اله

کشت تا کشته شود در حربگاه

کشته شد در راه آن نور جلی

حضرت عرفان؛ حسین بن علی

 

محمد سهرابی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اصحاب امام حسین(ع)- از زبان سعید بن عبدالله حنفی به سیدالشهدا(علیه السلام) پیکرم چشم انتظار تیزی شمشیرهاست در رکابت جان سپردن افتخار شیرهاس
یکشنبه 27 مهر 1393 ساعت 6:0 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اصحاب امام حسین(ع)- از زبان سعید بن عبدالله حنفی به سیدالشهدا(علیه السلام)

 

پیکرم چشم انتظار تیزی شمشیرهاست

در رکابت جان سپردن افتخار شیرهاست

بر زبان عشق بوده در شب قدر این سخن:

پیش چشم یار مردن بهترین تقدیرهاست

پیش از این تیر نگاهت برده جان را از تنم

پس چه باک از اینکه حالا قبله گاه تیرهاست

من سپر بودم برای لحظه ی معراج تو

این نماز آخر من در خور تکبیرهاست

پیکر خونین..تبسم..دامن تو..اشک من..

چشم دنیا تا ابد مبهوت این تصویرهاست

 

 

سید علیرضا شفیعی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اصحاب امام حسین(ع)-جناب محمد بن عباس بن علی یا حسین ای فتنه های پیش و پس در مسیر عشق در تو ختم و بس فتنه ها هر دم به نوعی دیگر است سوی تو از هر
یکشنبه 27 مهر 1393 ساعت 5:59 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اصحاب امام حسین(ع)-جناب محمد بن عباس بن علی

 

یا حسین ای فتنه های پیش و پس

در مسیر عشق در تو ختم و بس

فتنه ها هر دم به نوعی دیگر است

سوی تو از هر مسیری صد در است

یک در از درهای وصل و قرب تو

هست پور مرد صاحب شُرب تو

آن که در نامش محمد بود و بس

زاده ی عباس امجد بود و بس

آن وزیر با کیاست روز خون

بیش از مردان دیگر زد برون

جلوه های خویش را در کار کرد

خفته های نفس را بیدار کرد

هر زمان از هر دری شیری رسید

زآن وزیر عشق، تدبیری رسید

از برادرها چو شیری ساخت وی

دیده بر سوی پسر انداخت وی

پس محمد جلوه ی عباس بود

در حقیقت منبع احساس بود

رفت در میدان و رزمی تازه کرد

عشق را تفسیر بی اندازه کرد

کشت و شد کشته به راه عَمِّ خویش

شد رها آن جا ز همّ و غمّ خویش

وصل را بر فصل ترجیحی نهاد

سر به راه واصل توحید داد

 

محمد سهرابی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


برای شهید علی خلیلی طلبه جوانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد مثل یک مرد پَر کشیدی تا... آسمان را به بَر کشیدی تا... تا که باران ب
پنجشنبه 07 فروردين 1393 ساعت 6:20 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برای شهید علی خلیلی

طلبه جوانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد

 

مثل یک مرد پَر کشیدی تا...

آسمان را به بَر کشیدی تا...

تا که باران به شهر برگردد

باز هم چشم تر کشیدی تا...

روزها رنگ شب به خود دارند

روز را تا سحر کشیدی تا...

سینه‌ات داغدار فردا بود

"آه" را بیشتر کشیدی تا...

در همان کوچه‌های بی‌غیرت

سینه‌ات را سپر کشیدی تا...

حرف امروز نیست جان دادن

روی دیوار در کشیدی تا...

ارث مادر رسیده است به تو

مثل یک مرد پَر کشیدی تا

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اذكار چون قطره اند و دريا صلوات وصلند تمامشان به هم با صلوات مجموع ِ عبادات ثواب ِ همه شان در عرش معين است الا صلوات با هر صلوات يك تَوَلا دا
سه شنبه 13 اسفند 1392 ساعت 8:3 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اذكار چون قطره اند و دريا صلوات

وصلند تمامشان به هم با صلوات

مجموع ِ عبادات ثواب ِ همه شان

در عرش معين است الا صلوات

با هر صلوات يك تَوَلا داريم

تطهير كننده ي دل ما صلوات

معراج نرفته كسي بي صلوات

بر خاك نمانده است كسي با صلوات

آنان كه به اين ذكر ارادت دارند

سادات قبيله اند بر آنها صلوات

محشور كند خدا مرا با زهرا

محشور كند خدا مرا با صلوات

تا روز ِمعاد ميفرستم هر دم

بر احمد و مرتضي و زهرا صلوات

اين ذكر ِ پذيرايي ِ خاص ِ رب است

بر عرش نوشته اند بفرما صلوات


شاعر : علی اکبر لطیفیان

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


برای مظلومان عالم اوضاع خوبی نیست در دنیا، هر روز بین این و آن دعواست هر روز حق پامال نیرنگ است، هر روز دست ظالمی بالاست جاریست اشک از دیده
شنبه 12 بهمن 1392 ساعت 5:53 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 برای مظلومان عالم

 

اوضاع خوبی نیست در  دنیا، هر روز بین این و آن دعواست

هر روز حق پامال نیرنگ است، هر روز دست ظالمی بالاست

جاریست اشک از دیده ی مظلوم خون می چکد از پنجۀ ظالم

دنیا همان دنیای تکراریست، دنیا همان دنیای بی فرداست

وقتی که حال گرگ ها خوب است، وقتی دماغ دیوها چاق است

این زندگی در کام ما تلخ است، یک ننگ بر پیشانی ماهاست

فریاد باید کرد آهت را هم بغض پنهان نگاهت را

هر جا غریبی هست ما هستیم در سلک ما هر روز عاشوراست

گرچه تمام شهر تاریک است، اما یقین که صبح نزدیک است

چشمم غمین از داغ امروز است، چشمم به صبح روشن فرداست

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خطبه 194 نهج البلاغه
سه شنبه 23 مهر 1392 ساعت 23:30 | بازدید : 27 | نویسنده : mohebolemam2 | ( نظرات )

خطبه ای دیدم ز انوار جلی

نطق حق بود و ز گفتار علی(ع)

او پس از حمد و ثنای خالقش

خواسته نعمت، از خدای رازقش

بعد از آن داده گواهی که خدا

مُرسلی دارد، به نام مصطفی(ص)

گفته او احمد ز بهر دین حق

بارها در سختی و غم، گشته غرق

جام مشکل، جام سختی سر کشید

تا که اینک، صبح صادق بردمید

طعنه ها از خویش و از اغیار خورد

خواب خوش، از چشم آن کفار برد

آن عرب ها جمله هم پیمان شدند

بر مراکب، صاحب فرمان شدند

آمدند از یک بلاد دور دست

تا که گردند تا قیامت، کور و پست

حال اکنون، بندگان با خدا

پیروان راستین مصطفی(ص)

من سفارش میکنم، تقوی کنید

از منافق، جملگی پروا کنید

من شما را بیمناکم از نفاق

چون کند راه مَوَدت را فراق

یک منافق کیست، وصفش گوش کن

پند از من گیر، و آن را نوش کن

او بود گمراه و گمراهی از اوست

او خطاکار است، سیاهی هم از اوست

او به رنگ مختلف ظاهر شده

بس که ترفندها زده، ماهر شده

بر سر هر راه او دارد کمین

از برای ضربه بر افراد دین

او به ظاهر، ظاهرش پیراسته

همچو یک دیندار، خویش آراسته

باطنی دارد ولی تاریک و سرد

رشته ی ایمان او، باریک و ترد

چون که گوید حرف، گویی تو دواست

لیک آن کردار پستش بی دواست

رشک ها بر حال مردم می بَرد

در ملامت پرده ی عصمت دَرَد

بر بلا های شما افزوده است

در همه کار، آیه یأس بوده است

بین هر دل راه خود، وا کرده است

با زبان بازی در آن، جا کرده است

می چکد اشکی، ز هر اندوه از او

در حقیقت، اشک تمساح است از او

هر چه را خواهد، مُصر است بهر آن

لیک تو خوشحال باش از قهر آن

از برای هر دری دارد کلید

شبهه ای بر هر دلیلی او کشید

از برای هر شبی دارد چراغ

کار او مکر است و نیرنگ و نفاق

او سخن گوید، ولی تردید دار

او کند نومید، فرد بُردبار

وصف آن ها بیش و وقت ما کم است

بر دلیلم، خطبه های محکم است

وصفشان این بس، که این قوم رجیم

گشته اند اَخگر به نار، اَندر جَحیم

یاوران کار شیطان گشته اند

با هوای نفس پیمان بسته اند

خطبه 194 نهج البلاغه

علی نظری(محب الحسن)

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آماج شیطان
سه شنبه 23 مهر 1392 ساعت 23:15 | بازدید : 15 | نویسنده : mohebolemam2 | ( نظرات )

باز دل آماج شیطان گشته است

 

زورقی در دست طوفان گشته است

 

باز حمله، باز هم از چهار سو

 

باز حمله بر شرف، بر آبرو

 

نیست دیگر قوتی در نای دل

 

بس که او افتاده اندر پای دل

 

نفس سرکش تاب از دل برده است

 

تیغ ها از دستش این دل خورده است

 

وای من از روی و از قلب سیاه

 

می برم اینک به ذات حق پناه

 

دیدم این ابلیس بی شرم و دو رو

 

حمله ور گشته مرا از چهار سو

 

از کدامین سو روم اینک، خدا؟؟

 

چاره ای کن، درد من را کن دوا

 

اسم اعظم در دلم اعجاز کرد

 

پرده ها را از درونم باز کرد

 

از پس متروکه ی خاموش دل

 

یک ندا آمد مرا بر گوش دل

 

گفت بنده گر تو را ره بسته است

 

چاره ی کار تو اینک سجده است

 

 

 

سجده کن بر ذات حق تا وارهی

 

گو که یارب تو به حالم آگهی

 

ایمنی خواهم من از ابلیسیان

 

نه به دنیا بلکه در هر دو جهان

 

 

 

علی نظری(محب الحسن)

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به روح مرحوم خوشزاد رفتی و مقیم کوی مولا شده ای چون قطره ی متصل به دریا شده ای "خوشزاد" به
یکشنبه 10 شهريور 1392 ساعت 0:8 | بازدید : 81 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به روح مرحوم خوشزاد

 

رفتی و مقیم کوی مولا شده ای

چون قطره ی متصل به دریا شده ای

"خوشزاد" به ما بگو چند بار است؟

مهمانِ سر سفرۀ زهرا شده ای

***

آثار تب و تاب خودت را دیدی

آن گوهر نایاب خودت را دیدی

یادت نرود سلام ما را برسان

هر بار که ارباب خودت را دیدی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به روح شاعر با اخلاص اهل بیت(ع)استاد بزرگوار سید حسن خوشزاد بیمار و مجنون توام ای خون گلگون
جمعه 08 شهريور 1392 ساعت 10:1 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به روح شاعر با اخلاص اهل بیت(ع)استاد بزرگوار سید حسن خوشزاد

 

بیمار و مجنون توام ای خون گلگون خدا

دارالجنون من نجف دارالشفایم کربلا

ای نوکرآل عبا، ای عاشق اهل ولا

این خانه دربش وا شده گر حیدری هستی بیا 

می خواهم از نور علی دل را چراغانی کنم

با استعانت از رضا دل را خراسانی کنم

می خواهم امشب با قلم شرح مسلمانی کنم

پس ای قلم حرفی بزن از نوکران با صفا

خوشزاد رفت و شعر او جزء مفاخر می شود

امروز مهمان حبیب بن مظاهر می شود

ارباب از او زودتر در قبر حاضر می شود

جانم تو را بادا فدا، ارباب خوب و با وفا

خوشزاد با خود هرچه برد از کربلا دارد یقین

او نوکر تو بوده و عشق تو را دارد یقین

نوکر درون قبر هم بزم عزا دارد یقین

دارد همیشه بر لبش، ذکر حسین و مجتبا

می گفت با عشق علی، من حیدریم حیدری

از غصه های فاطمه، می خواند جور دیگری

هرکس که نامش شد حسن، او مادری شد، مادری

یا فاطمه یا فاطمه، مادر به دیدارش بیا

عمری به درب خانه ات با یاد مهدی در زده

هر جمعه با عشق شما بر سینه یا بر سر زده

یک عمر با مهر علی فریاد یا حیدر زده

"خوشزاد دارد یک نشان یعنی علی المرتضا"

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رنج دل این مردم هشیار ندانند نودولتیان شیوه این کار ندانند در مسجد وسجاده وتسبیح به دستند سوز تب آن
دوشنبه 03 تير 1392 ساعت 11:36 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

رنج دل این مردم هشیار ندانند
نودولتیان شیوه این کار ندانند

در مسجد وسجاده وتسبیح به دستند
سوز تب آن کودک بیمار ندانند

مردان ریا خفته درآن سجده طیار
احوال دل مردم بیدار ندانند

مدعیانی که از سفره رنگین به طعامند
خبراز سفره ی خالی مرد دل افکار ندانند

از سفره خالی چه بگویم روی به دیوار
ذره ای شرم زروی کودک کار ندانند؟؟؟

از نفت فقط بوی سر سفره خالیست
اندوه دل میهن بی یار ندانند

سوز جگر مادر و دلتنگی خواهر
جز آنکه جوان داده سر دار ندانند

اینان که شبی غم به دل خویش ندیدند
اندوه شب مرد پی کار گرفتار ندانند

هی حج و هی حاجی و هی تحفه چینی
سوز دل آریایی خسته زاغیار ندانند

سجاده نشینان ریا مانده در ظلمت جهلند
نعره غرق به خون لب دیوار ندانند

این مدعیان که گرفتار به دردی نگشتند
درمان دل این وطن زار ندانند

ناله و افغان دل خونین وطن را
جز آنکه سپیده به سر دار ندانند

این منتصبان تکیه بر مسند قدرت
خون خورده دل و رنج جوانان پی کار ندانند

درد این جاویدان سپهر آریایی میهنم
مجلسیان خفته در مستی خمارندانند

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


یک تروریست وهابی در سوریه جگر یک علوی را از سینه بیرون کشید و...خورد! این شعر بغضی است ناقص.... چ
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 12:12 | بازدید : 95 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یک تروریست وهابی در سوریه جگر یک علوی را از سینه بیرون کشید و...خورد!  این شعر بغضی است ناقص....


چنان گرگسالی شد اندر دمشق
که یاران ندیدند جز مرگ عشق*
شب دل پر از زوزه ی گرگها
شکم مسکن پوزه ی گرگها
به جان گل افتاده پاروی مرگ
نفس بند مي آيد از بوي مرگ
جواز جنون از حجاز آمده است
مناره به جنگ نماز آمده است
پر از دشنه و تیغ «سِند» است باز
جگر زیر دندان «هند» است باز
به فتوای اشباح شام و قطر
نباید ببارد بر این گل مطر
دهان از اراجیف پر می کنند
گل ارغوان را ترور می کنند
 *
سگ با وفای «سیا»! با توأم!
هلا مفتی افترا با توأم!
تو خون از لب ايده ات مي چكد
تنفر ز دو ديده ات مي چكد
تو مثل امامت معاویه ای
سرانجام مهمان هاویه ای
ندارید اگر از طراوت هراس
چرا مي گذاريد پا روي ياس؟
به امر ابو جهل سر می برید
چه آسوده و سهل سر می برید
و من حمزه ام سینه چاکم کنید
در این وادی خشک خاکم کنید

 

امیر سیاهپوش.....

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


خبر آمد، شکست پشتم را خبری مثل تیر زهرآگین که ضریحی از عاشقان علی گشت با بغض و کینه خاک نشین السّل
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:19 | بازدید : 51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا حجربن عدی

 

خبر آمد، شکست پشتم را
خبری مثل تیر زهرآگین
که ضریحی از عاشقان علی
گشت با بغض و کینه خاک نشین
 
السّلام ای کسی که در همه عمر
سنگ حق را به روی سینه زدی
بابی انت ... امّی یا عاشق!
السّلام علیکَ حُجر عَدی
 
قبر تو بین سینه ی شیعه است
می گذارم که نبش قبر کند
تیغ شیعه زبان برّان است
شیعه باید دوباره صبر کند
 
باز در شام بعد چندین قرن
توله کردند "سگ معاویه ها"
خاطرات تو را ورق زده اند
کوچه ها و تمام زاویه ها
 
باز هم روزگار برگشته
باز هم از زمانه دلگیری
مرگ بر پیروان آل سعود
مرگ بر کافران تکفیری
 
به امیر خودت علی گفتی
"من به خال لبت گرفتارم"
خرمنی شعله آتشم بزند
از شما دست بر نمی دارم
 
مرد میدان فتنه ها بینِ
جمل و نهروان و صفّینی
پا به پای ولایت حیدر
بی ریا، با وفا در این بینی
 
آه شرمنده ام که شعرم را
گفته ام بعد از این جسارت ها
عرق شرم را ببین ای حُجر!
روی این واژه ها عبارت ها
 
حُجر! ای عاشق مدام علی
پیکرت را بگو کجا بردند؟
نکند زیر سمّ اسب و لگد
نکند آه! کربلا بردند؟
 
حتم دارم به اذن معبودت
زنده بودی اگر زمان حسین
جان خود را فداش می کردی
وادی کربلا، به جان حسین
 
می گریزم من از گریز ولی
ناگزیرم که روضه آماده است
روح شعر مرا نوای حسین
آخرش دست روضه ها داده است
 
باز هم قسمت مرا بنگر
در سرم بوی سیب افتاده
نکند جسم تو سه روز و سه شب
روی خاکی غریب افتاده
 
پیکر تو اگر جسارت شد
دخترت را کسی کتک نزده
گوشی از گوشواره خونی نیست
زخم مان را کسی نمک نزده

کفنت گرچه قیمتی است ولی
مثل پیراهن حسین که نیست
خوش به حالت کفن به تن داری
کفنی بر تن حسین که نیست...

مجید لشگری

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار محکومیت نبش قبر مطهر حضرت حجر بن عدی بارالها به ما بگو تا کی؟ جبرها حاکم جهان باشد؟ آتش کینه
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:46 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بارالها به ما بگو تا کی؟
جبرها حاکم جهان باشد؟

آتش کینه هایشان تا کی؟
بر دل صاحب الزمان باشد؟

یا جسارت به شخص پیغمبر
یا به قرآن و دینمان باشد؟

یا به گنبد و یا به نام ِ نقی
هتک حرمت چنین عیان باشد؟

سلفی ها و یا که مفتی ها
طالب خون شیعیان باشد؟

نبـــش ِقبر مُرید آل علی
ظلم، بی حدُّ و بی اَمان باشد

حال فهمیده ام که یا زهرا
که چرا قبر تو نهان باشد؟

یا کَنَد شیر حق چهل قبری
تا مزار ِ تو بی نشان باشد

حجت بن الحسن کنار بقیع
تا قیامت که پاسبان باشد
***بهلول حبیبی زنجانی***

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


تعداد صفحات : 3


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان