close
مجتمع فنی تهران
ولادت حضرت زهرا س
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
عشقش به عمق جان عاشقها سرایت کرد
سه شنبه 07 دي 1395 ساعت 4:14 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت زهرا (س)

عشقش به عمق جان عاشقها سرایت کرد
آن مادری که از ولای حق حمایت کرد

با بودنش احساس احمد بی نیازی بود
در زندگی عشقش محمد را کفایت کرد

 خالق برای آبرو دادن به قرآنش
با سوره ی کوثر وجودش را حکایت کرد

در جذبه های بی کرانش بی نهایت گشت
حیران شد آنکه در مقام او درایت کرد

با دست خود حتی مسیحی را غذا می داد
با چادرش حتی کلیمی را هدایت کرد

اعمال او تأویل آیات سعادت بود
افعال او تفسیر معنای ولایت کرد

تن پوش زیبایی فقط از دار دنیا داشت
شام زفاف آن را به یک سائل عنایت کرد

نه سال مولا خم به ابرویش نمی افتاد
کامل حقوق همسر خود را رعایت کرد

مولا علی راضی راضی بود از زهرا(س)
مولا همیشه نزدش احساس رضایت کرد

جعفر ابوالفتحی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای حسن مطلع همه ی عاشقانه ها حس لطيف پرشده بين ترانه ها زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها از تو شنيده اند
شنبه 28 فروردين 1395 ساعت 10:31 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای حسن مطلع همه ی عاشقانه ها
حس لطيف پرشده بين ترانه ها
زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها
از تو شنيده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانه ی همه دختر مقدس است
با جلوه ی تو واژه ی مادر مقدس است
*****
دیگر رسیده است زمان رسیدنت
سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت
گوش خدا نشسته به پای شنیدنت
چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برای نبی مادری کنی
هجده نفس به پای علی حیدری کنی
******
هر واژه ی رسیده کنار تو کال شد
عاشق شدن بدون تو امری محال شد
تصوير آب با نظر تو زلال شد
قرآن به يمن سوره ی تو لم يزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است
تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است
*****
هر كس كه دم زده ز كلامت كليم تر
ای از همه به امر ولايت سهيم تر
در بین خانواده ی رحمت رحیم تر
هر نسل دورتر شده از تو عقيم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است
هر کس که بوده دشمن نام تو ابتر است
*****
يك مصحف الهی غرق مطالبی
مثل اصول دینی و ارکان واجبی
تو مظهر العجائب شاه عجائبی
مصداق ديگر اسدالله غالبی

قرآن نوشته است به دریا ملقبی
اصلا علی تویی که به زهرا ملقبی
*****
تو آمدی جهان محقر بزرگ شد
با تو مقام و رتبه ی مادر، بزرگ شد
هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد
اینگونه بود سوره ی کوثر بزرگ شد

هستی شبيه دسته ی دستاس دست توست
عالم فدايی دل حيدرپرست توست
******
جاری شد از خروش (قنوت تو صد قنات)
ای دختر مباهله، ای همسر زکات
نام تو نقش بر علم کشتی نجات
ای مادر حماسه ی حی علی الصلات

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی
حس غرور مخفی فریاد زینبی
****
فرزندهای تو همه طوفان غیرتند
در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند
فرزندهای تو همه مست ولایتند
لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهای تو حسنی و حسینی اند
دلداده های نهضت پاک خمینی اند
******
موج محبتت به دل من نشسته است
با عشق تو طناب تعلق گسسته است
مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است
بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم
یک ذره از محبت زهرا نمی دهم)

 

رضا تاجیک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هرکس که شد غلام تو با احترام شد بختش بلند، هر که برایت غلام شد فردا فقیر کوی‌تو آقاست در بهشت قنبر ب
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:19 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


هرکس که شد غلام تو با احترام شد
پس خوش بحال آنکه برایت غلام شد

فردا فقیر کوی‌تو آقاست در بهشت
قنبر به لطف نام تو عالی مقام شد

هر سینه‌ای که محرم راز نبی نبود!
اینگونه شد که با تو فقط هم کلام شد

آقا حلال، بی‌تو برایم حلال نیست
آب‌روان، بدون تو بر من حرام شد

یا تا نجف مرا ببرم یا بکش مرا
فرقی نمی کند بخدا، هرکدام شد

باید که شرح فضل تو را صد کتاب کرد
یک منقبت نوشتم و دفتر تمام شد

شاعر : محمد زوار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هویدا میشد از اسرار در عالم اگر شأنت نه عالم بلکه میکرد عرش را زیر و زبر شأنت خلایق را خدا در صبح محش
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:18 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هویدا میشد از اسرار در عالم اگر شأنت
نه عالم بلکه میکرد عرش را زیر و زبر شأنت

خلایق را خدا در صبح محشر جمع خواهد کرد
به قدر سوزنی پیدا شود آنجا مگر شأنت


تو را بالاترین مخلوق ها ام ابیها خواند
که اینگونه شود سنجیده بانو با پدر شأنت

علی آمد به دنیا آینه دارت شود زهرا
برابر باشد اینجا لا اقل با یک نفر شأنت

برایم جمله ی لولاک هم حرف بزرگی نیست
که آنجا هم بیان گشسته ست خیلی مختصر شأنت

رسول الله اعمالش همه عین عبادت بود
نشد حتی کمی با بوسه هایش بیشتر شأنت

چگونه من هزاران بیت در مدح تو بنویسم
خدا با آن خداییش سه آیه گفته در شأنت

 محمد رسولی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چون کویر تشنه ایم و هفت دریا فاطمه منجی تاریکی شبهای صحرا فاطمه مایه آرامش دنیا و عقبی فاطمه مادری ر
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:16 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چون کویر تشنه ایم و هفت دریا فاطمه
منجی تاریکی شبهای صحرا فاطمه
مایه آرامش دنیا و عقبی فاطمه
مادری را میکند کامل چو فردا فاطمه

نیست در آتش کسی تا هست زهرا،فاطمه

صبح ها خورشید می شد تا بتابد بر علی
خانه ی حیدر سه بار از نور او شد منجلی
می کنم فریاد این جمله به آوای جلی
گرچه آورده خدا خورشید و ماهش را ولی

ماه و خورشید و ستاره بهره مولا، فاطمه

نیست عطری خوشتر از عطر دلاویز جنان
لب که وامانده، به بند واژه افتاده زبان+
جنت آورده زمین،دنیا که آمد بی گمان
فاش گفته احمد این اسرار گردیده عیان

خلقتش حوریه اما انس سیما،فاطمه

سر اگر باشد به زیر پای او سر می شود
میکده از باده ی مرغوب بهتر می شود
در به اکسیر وجود عشق دلبر می‌شود
مشک از طرفه نگاه یار عنبر می شود

اولین کس که به جنت می نهد پا فاطمه

گر نبود اصلا نبی حق مزد رسالت که نداشت
حیدر کرار بر عالم ولایت که نداشت
از حسن تا مهدی اش امر امامت که نداشت
مثل او حق بنده ای مشغول طاعت که نداشت

خالق و مخلوق را کرده مهیا فاطمه

رشته ای از چادرش خلق گلستان می کند
گرد و خاکش جمله ی امراض درمان می کند
پرتوی نورش یهودی را مسلمان می کند
شب نبود شمس را، البته جبران می کند

چادرش اعجاز دارد چون مسیحا،فاطمه

بر نبی آمد خبر امر است زهرایت دهند
مایه آرامش امروز و فردایت دهند
علت خلق تو و عالی اعلی یت دهند
چله باید بست تا ام ابیهایت دهند

بهترین مزد رسالت بهر طاها،فاطمه

مهریه داده خدا یک سوم جنت به او
داده شان حوریه از اول خلقت به او
صد سلام و صد درود ما و صد رحمت به او
داده حق نیمی ز دنیا و چنین مکنت به او

عالمی باشد گدا و بوده دارا فاطمه

ساره میل صد غزل از او سرودن داشته
آسیه شعری ز اوصافش سرودن داشته
مریم عمران امید فضه بودن داشته
بال پروانه هوای پر گشودن داشته

چون ندارد بین مخلوقات همتا فاطمه

همسر و همسایه و هم یار غمخوار علی
فاطمه کفو علی تنها سزاوار علی
همچو شمشیر و سپر، یار هوادار علی
چون که تنها حامی و یار و علمدار علی

لافتی الا علی لا سیف الا فاطمه

ساقی و کوثر اگرچه هردوشان با ارزش اند
هر دو اهل جود و احسان هردو اهل بخشش اند
ابرهای تا همیشه در هوای بارش اند
تا ابد این ماه و این خورشید مست جوشش اند

هم علی آقا و هم البته مولا فاطمه

حق ندارد بنده ای مشغول طاعت مثل او
کس ندارد با خدا حال قرابت مثل او
نیست یک زن صاحب فضل و عنایت مثل او
اهل سجده اهل امساک و عبادت مثل او

عابد روز و شب و سرما و گرما، فاطمه

عاقبت فردا خودش وقتی خطابم می کند
از میان جمع آنجا انتخابم می کند
دور، از آن وحشت و آن اضطرابم می کند
معنی اش این است پس نوکر حسابم می کند

می کند محشر کنار حشر برپا فاطمه

امر آید، چشم بربندید زهرا می رسد
بر کویر خشک آن دم آب دریا می رسد
لحظه ای که کس کسی را نیست، آنجا می رسد
روز محشر با هزاران حوریه تا می رسد

می رساند لطف خود قبل از تقاضا، فاطمه

قاسم احمدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در محفل عاشقان بخوان مهدی را تبریک بگو از دل و جان مهدی را در سجده پس از ولادتش دخت نبی میگفت که یارب
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:9 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در محفل عاشقان بخوان مهدی را
تبریک بگو از دل و جان مهدی را

در سجده پس از ولادتش دخت نبی
میگفت که یارب برسان مهدی را

امشب که نبی خنده به لبها دارد
دامان خدیجه عطر زهرا دارد

می بوید و می بوسدش و از همه بیش
بوسیدن دست او تماشا دارد

جبریل به عرش نقش کوثر زده است
طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب
خورشید زمین و آسمان سر زده است

امشب که خدیجه روی خندان دارد
از عالم قدس چهار مهمان دارد

زهراست به دامنش و یا در دل شب
خورشید درون خانه پنهان دارد

امشب همه آیات جلی سجده کنند
بر درگه لطف ازلی سجده کنند

از بعد ولادتش به شکرانه ی دوست
زهرا و محمد و علی سجده کنند

 

سید رضا موید


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عین خدایی از رگ گردن به من نزدیک تر از روح جاری در بدن، از جان به تن نزدیک تر در خویش می بینم تو را، د
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:9 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عین خدایی از رگ گردن به من نزدیک تر
از روح جاری در بدن، از جان به تن نزدیک تر

در خویش می بینم تو را، در خویش می بینی مرا
شکی ندارم که تویی از من به من نزدیک تر

نزدیک می بینم تو را، نزدیک می بینی مرا
من ظاهراً نزدیکم و تو واقعاً نزدیک تر

من با تو باران می شوم در روضه های تشنه لب
همراه تو، هستم به شاه بی کفن نزدیک تر

مثل "خیال" از دسترس دوری ولی از دید من
از تار و پود پیرهن بر پیرهن نزدیک تر

 

محمد بختیاری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت ...صبح شور آفرین میلادت لحظه ها چون فرشتگان شادند چار تن بانوی بهشتی هم گل
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:7 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

...صبح شور آفرین میلادت

لحظه ها چون فرشتگان شادند

چار تن بانوی بهشتی هم

گل فشاندند و دل ز كف دادند

داد فرمان، خدا به پیغمبر

كه: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَر»

مثل «حوا» شمیم جنت را

«مریم» آن جا به یك اشاره گرفت

بوسه بر خاك پایت «آسیه» زد

دامنت را به شوق، «ساره» گرفت

جز تو ای معنی «كلام الله»

كیست شایستۀ «سلام الله»؟

ای وجودی كه در كمال شهود،

هستی ات نورِ عالمِ غیب است

نام پاك تو بی وضو بردن

نزد اصحابِ معرفت، عیب است

با علی نُه بهار پیوستی

دَرِ خواهش به روی خود بستی

به خدا، خانۀ گِلین تو را

اشتیاق حبیب، پُر كرده ست

عطر ناب «لِیُذهِبَ عَنكُم»

بوی«امَّن یُجیب» پُر كرده ست

حلقه زد گرد چهره ات چون ماه

هالۀ «اِنَّما یُریدُ الله»

لطف سرشارت، ای عصارۀ وحی

خستگان را به مهر، تسكین داد

تا سه شب، قوت خویش را هر شب

به یتیم و اسیر و مسكین داد

در شگفت از تو قدسیان ماندند

سورۀ نور و هل اتی خواندند

چه كسی می‌بَرد گمان كه خدا

به كنیز تو رتبه كم داد؟

فضه شد میهمان مائده ای

كه خدا پیش از این به مریم داد

می‌توان با محبت تو رسید

به رهایی به روشنی به امید

نیمه شب ها كه در دل محراب

ذكر آیات نور داشته ای

ای نمازت نهایت معراج!

عرش را پشت سر گذاشته ای

باغ سجاده غرق عطر تو بود

همه آفاق، زیر چتر تو بود

صلح سبز«حسن» كه جاری شد

چشمه در چشمه از پیامت بود

نهضت سرخ روز عاشورا

شعله در شعله از قیامت بود

خطبه را زینب از تو چون آموخت

سخنش ریشه ستم را سوخت

ای دلت در كمال بی رنگی

از همه كائنات، رنگین تر!

بود بار امانت از اول

روی دوشت ز كوه، سنگین تر

تو منزّه ترینِ زن هایی

بر بلندای نور، تنهایی

با همان دست عافیت پرور

كه پرستاری پدر كردی،

از امام زمان خود، یاری

در هیاهوی پشت در كردی

سرمه دیده، خاك پایت باد

همه هستی ام فدایت باد...

 

محمد جواد ظریف زاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به مناسبت روز مادر، تقدیم به همۀ مادران فاطمی در خانه ، گل معطرت را دریاب آیینه ی مهرپرورت را دریا
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:7 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت روز مادر، تقدیم به همۀ مادران فاطمی

 

در خانه ، گل معطرت را دریاب

آیینه ی مهرپرورت را دریاب

گر طالب کیمیای ناب عشقی

خاک کف پای مادرت را دریاب

***

هر چند که تاج فقر بر سر دارم

از دولت عشق ، شوکت و فر دارم

مستغنی ام از تمام دنیا ، زیرا

سرمایه ای از دعای مادر دارم

***

در باغ دلم ، بهار باور گل کرد

شب رفت و سپیده ای معطر گل کرد

رودی ز بهشت در دلم جاری شد

بر روی لبم ، چو نام مادر گل کرد

***

در چشم من از فرشته برتر ، مادر

آیینه نَفَس ، سپیده باور ، مادر

هم قبله و هم قبیله ی زهرا ، او

در باغ دلم ، نسیم کوثر ، مادر

***

تو مادری و خلاصه ی خوبی ها

در عشق و ز خود گذشتگی ، بی همتا

بودم به خدا جنین خون آشامی

آموختم از تو « دوستت دارم » را

***

آیینه ی مهر و لطف بی حد هستی

در عاشقی و وفا ، زبانزد هستی

تو قلب تپنده ی زمینی ، ای خوب !

اعجاز خدای عشق ، «مادر» هستی

***

می خواهی اگر به عشق ، رهبر باشی

یا این که ز جمله عاشقان سر باشی

باید که زنی به دست مادر بوسه

باید که تو خاک پای مادر باشی

***

از زمزم مهربانی ات می نوشم

تنپوش محبت تو را می پوشم

ای خوب ! فرشته ی زمینی ، مادر !

لالایی عشق را بخوان در گوشم

***

ای خوب ! غزل ترین غزل ، ای مادر !

آمیزه ی خنده و عسل ، ای مادر

تو روح مرا که زخمی بی مهری ست

با عشق بگیر در بغل ، ای مادر

***

در چشم من از فرشته برتر هستی

از هر چه و هر که در جهان سر هستی

آمیزه ای از وفا ، محبت ، ایثار

تو نادره ای در عشق ، «مادر» هستی

***

مادر ! گل سیمای تو را می بوسم

پیشانی زیبای تو را می بوسم

فرشی ز بهشت زیر پایت پهن است

با شوق ، کف پای تو را می بوسم

***

یک قصه ی عاشقانه ی زیبایی

از عالم نور ، عالم بالایی

تقدیر تو مادری ست ای زن ! آری

هم قبله و هم قبیله ی زهرایی

 

رضا اسماعیلی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-ولادت چون جبرئیل، حکم خدای مبین گرفت در زیر پر بساط زمان و زمین گرفت احمد ازو، ‌پیام
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:6 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-ولادت

 

چون جبرئیل، حکم خدای مبین گرفت

در زیر پر بساط زمان و زمین گرفت

احمد ازو، ‌پیام جهان آفرین گرفت

یعنی: برای فاطمه، یک اربعین گرفت

شکر خدا، که گلبن احمد به گُل نشست

ز انفاس دوست، باغ محمد به گُل نشست

روزی که مکه، عطر پر جبرئیل داشت

در سر، اَمین وحی، هوای خلیل داشت

بهر خدیجه، مژده‌ رب جلیل داشت

صبر جمیل، وه که چه اجری جزیل داشت

بر خاتم رسل، سخن از سلسبیل گفت

بس تهنیت ز جانب حق، جبرئیل گفت

گفتا که حق، دعای تو را مستجاب کرد

شام تو را ، جنیبه‌کش آفتاب کرد

نامی برای دختر تو انتخاب کرد

و آن را ز لطف، زیور و زیب کتاب کرد

ز آن در نُبی خدای تو نامید کوثرش

تا بی وضو کسی نبَرد نام اطهرش

ای گلبُنی که یاس تو، عطر بهشت داشت

سر بر خطَت مُدام، خط سرنوشت داشت

مریم، کمی ز مِهر تو را در سرشت داشت

کآن قدر اعتبار به دیر و کنشت داشت

تو عصمت خدا و بهشت محمدی

تو مفتخر به ام‌ابیهای احمدی

ای اسوه‌ محبت و، ای مظهر عفاف!

ای روز و شب فرشته به کوی تو در طواف

ای بوده با صفات خدایی در اتّصاف

نامی اگر به‌جاست ز سیمرغ و کوه قاف،

درک مقام توست که امکان‌پذیر نیست

ورنه تو را به عالم امکان، نظیر نیست

شادابی حیات، ز انفاس فاطمه‌ست

دور فلَک، ز گردش دستاس فاطمه‌ست

فضه، خجل ز دست پر آماس فاطمه‌ست

از گل لطیف‌تر دل حساس فاطمه‌ست

قلب رسول، شیفته‌ زندگانی اش

جان علی، فریفته‌ مهربانی اش

گفتی از او مدینه مُنوّر شود که شد

از عطر ناب یاس، معطر شود که شد

جاری به دهر، چشمه کوثر شود که شد

می‌خواست حق که خصم تو اَبتر شود که شد

دنیا پر از ذَراری زهرای اطهر است

والله، جای گفتن الله اکبر است!

ما شاعران به قافیه پرداختیم و بس!

عمری به وَجهِ تسمیه پرداختیم و بس

از متن، هی به حاشیه پرداختیم و بس

از تو فقط به مرثیه پرداختیم و بس

باید اگر معارف ناب تو زنده کرد

کی می‌توان به فاطمه گفتن بسنده کرد

ما بهره‌ای ز فیض تو اغلب نداشتیم

انگار جز فدک ز تو مطلب نداشتیم

آگاهی از معارف مذهب نداشتیم

کاری به کار عزّت مکتب نداشتیم

ترسم از آن که کار، برادر! بَتَر شود

وز این که هست، فاطمه مظلوم‌تر شود

اینک که هست امت اسلام در خطر

بحرین در محاصره و شام در خطر

بیت‌الحرام باز از اصنام در خطر

حج و منا و مشعر و احرام در خطر

چشم امید شیعه به بیداری شماست

زهرا در انتظار وفاداری شماست

روزی که یاس فاطمه تکثیر می‌شود

اسلام در زمانه فراگیر می‌شود

عالم پر از شمامه تکبیر می‌شود

دنیایی از مکاشفه تصویر می‌شود

آید ندا که کعبه مقصود می‌رسد

از گرد راه، مهدی موعود می‌رسد

 

محمد علی مجاهدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح چکیده گل رخسار مصطفی زهراست عصاره نفحات خوش خدا زهراست سلاله خلف ختم مرسلین یعن
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:6 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح  

 

چکیده گل رخسار مصطفی زهراست

عصاره نفحات خوش خدا زهراست

سلاله خلف ختم مرسلین یعنی

خلاصه همه آیات انبیا زهراست

کسی که شیشه عطر گل محمدی است

که منتشر شده چون ذره در هوا زهراست

زلال نور رسالت در او نمایان است

چرا که آینه مصطفی نما زهراست

کسی که ذکر دعایش میان هر دو نماز

شده است ورد زبان فرشته ها زهراست

گلی که باغ شهادت از او به بار نشست

چراغدار شهیدان کربلا زهراست

دو دل مباش دلا و بگو پس از قرآن

شکوهمند ترین هدیه خدا زهراست

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

امیدوار که باشی گره گشا زهراست

اگر که کوه غم افتاده روی شانه تو

علاج کار تو یک یاعلی و یازهراست

اگرچه کشتی پهلو گرفته می ماند

تو را چه باک ز توفان که ناخدا زهراست

مگو که راه رسیدن به عشق دشوار است

چرا که فاصله اش از حسین تا زهراست

مراقبت کن از آن مضجع شریف ای عشق

به هوش باش که دار و ندار ما زهراست

چنین غریب اگر در بقیع پنهان است

مسلم است که گنجی گرانبها زهراست

مدینه ! گوهر ما آرمیده در دل تو

گواه باش که گنجینه حیا زهراست

اگر در آتش کین سوخته است خانه او

تو دردمند بیا خانه شفا زهراست

گلی که خاک در آغوش خویش می کشدش

شبانه بی کس و تنها و بی صدا زهراست

دلا سراغ مگیر از مزار پنهانش

نگاه کن ز کجا تا به ناکجا زهراست...

 

 

سعیدبیابانکی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات گفتم چگونه از همه برتر بخوانمت آمد ندا حبیبه داور بخوانمت دیدم رسول اُمّ
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:4 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات

 

گفتم چگونه از همه برتر بخوانمت

آمد ندا حبیبه داور بخوانمت

دیدم رسول اُمّ أبیهات خوانده است

گفتم کم است دخت پیمبر بخوانمت

دیدم تویی هر آینه، آیینه علی

گفتم عجب به جاست که حیدر بخوانمت

دیدم قیامت است درِ خانه شما

گفتم رواست بانوی محشر بخوانمت

گفتم مفصل است سخن، مجملش کنم

جبریل گفت سوره کوثر بخوانمت

ای مادر حسین و حسن! مام زینبین!

من هم اجازه هست که مادر بخوانمت؟

 

جواد هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت كو آن كه طی كند شب عرفانی تو را شاعر شود حقیقت نورانی تو را این رودها كه هم
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:4 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

كو آن كه طی كند شب عرفانی تو را

شاعر شود حقیقت نورانی تو را

این رودها كه همسفر بی‌قراری‌اند

تحسین نموده‌اند خروشانی تو را

با صد هزار شاخه گل یاس هم بهار

هم‌پای نیست عطر گلستانی تو را

وقت عبادت آیه‌ای از نور می‌شوی

تا عرش می‌برند چراغانی تو را

تسبیح كرده‌اند خدا را فرشتگان

تا دیده‌اند جلوه سبحانی تو را

باید فرشتگان پی درك فصاحتت

از بر كنند متن سخنرانی تو را

اندوه رنج‌های تو با آن مساحتش

پُرچین نكرد صفحه پیشانی تو را

هجده گل از حیات جهان چید دست تو

ای باغ‌های خرم توحید، مست تو

این چشمه‌ها بدون تو آب روان نداشت

این دشت‌ها بدون تو طبع جوان نداشت

بهتر ز یاس‌های تو نُه‌چرخ گل ندید

بهتر ز دودمان تو هفت‌آسمان نداشت

ای مهربان‌تر از همه شهر با علی

ای آن كه چون تو شهر علی مهربان نداشت

نُه سال با تو چشم علی روی غم ندید

نُه سال جز تو قلب علی همزبان نداشت

نُه سال جز تو مادر گل‌ها كسی نبود

نُه سال جز تو باغ علی باغبان نداشت

نُه سال سفره‌های فقیران شهرتان

جز با تنور بخشش این خانه نان نداشت

بانو! مدینه عطر شما را گرفته بود

اما چرا كسی خبر از قبرتان نداشت

باشد ولی ز خاك بهار تو باقی است

در باغ یاس عطر مزار تو باقی است

عزم شما مبارزه از سر گرفته بود

تصمیم بر جهاد مكرر گرفته بود

لشكر شد اشك‌های شما در مصاف خصم

وقتی شرار فتنه‌گری در گرفته بود

آن روز تیغ خطبه تو آبدیده بود

حال و هوای حمله به خیبر گرفته بود

آن روز واژه‌های شجاع تو در نبرد

جان از جوان و دل ز دلاور گرفته بود

زینب كه خطبه‌های سراسر حماسه خواند

این درس را، ز مكتب مادر گرفته بود

ای مادر شلمچه! امید شهادتم

در پشت روضه‌های تو سنگر گرفته بود

دلخسته‌ام، طراوت كارونم آرزوست

لیلای جان! جزیره مجنونم آرزوست

برداشت دست حق ز رخ شب نقاب را

حس كرد باز پنجره‌ها آفتاب را

بیدار گشته‌ایم و دل‌آشفته دشمنان

دیگر مگر به خواب ببینند خواب را

باید امید داشت به فردای پرغرور

باید فزون نمود در این ره شتاب را

گفتا به حق تجلی نور خمینی است

هر كس كه دید رهبر این انقلاب را

فریاد می‌زنیم در این شور بی‌كران

«عجّل علی ظهوركَ یا صاحب الزمان»

 

حجت الاسلام جواد محمد زمانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت قرّة العین مرتضی زهرا بهجة القلب مصطفی زهرا می شوم بنده زاد خانه ی او میر
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:3 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

قرّة العین مرتضی زهرا

بهجة القلب مصطفی زهرا

می شوم بنده زاد خانه ی او

میروم تا به عرش با زهرا

میرسد بوی سیب از مکه

میوه ی عرش کبریا زهرا

اصلا ای سائلان خبر دارید

آمده مادر سخا زهرا

آمده همدم ابالحسن و

مادر شاه کربلا زهرا

ذکر تسبیح انبیا حیدر

ذکر تسبیح مرتضی زهرا

مرتضی می شود فدای بتول

بهر حیدر گره گشا زهرا

پدر خاک انما الحیدر

مادر آب إنّما زهرا

هرکسی را که کشت بین نبرد...

...مرتضی،  دم گرفت یازهرا

می کنم سجده بر در حیدر

ذکر من هست در دعا زهرا

ذکر لبهای ما در این شبها

«حسبنا الله ....حسبنا الزّهرا»

عاقب در ره تو می میرم

روزی ام را من از تو می گیرم

حلقه بر گوش خانه ات هستم

گر بگویی بمیر می میرم

خنکای محبتت در دل

تا قیامت نمی کند پیرم

بر سر خوان پر کرامت تو

سالیانی است من نمک گیرم

ذکر «یا فاطمه اغیثینی»

می کند از گناه تطهیرم

منکران فضائلت بانو

تا ابد گر کنند تعزیرم...

...بی خیالت نمی شوم هرگز

در بیان مناقبت شیرم

با همه غیر مرتضی قهرم

از همه من به جز شما سیرم

دائما می کنم خدا را شکر

که گره خورده با تو تقدیرم

نظری کن به من سر سالی...

...به ته دیگ خورده کفگیرم

ای که هستی محمدی وجنات

بر تو و روح قدسی ات صلوات

فاش می گویم و ندارم باک

کلّ من فیه حبّکِ بفداک

هرکسی بغضتان به دل دارد

نسب اندر نسب بوَد ناپاک

خلقت شیعه هست از گِلتان

خلقت دیگران خَس و خاشاک

میرود در جحیم باصورت

در مقام تو هرکه باشد شاکّ

کی مرا می بری نجف بانو؟

کرده ام میل باده ای از تاک

آخر از دوری حرم یک روز

می شوم من مریض یا که هلاک

من ندارم به جز تو پشت و پناه

مانده ام که چه می شدم لولاک...

ای پدر مادرم به قربانت

بندگی می کنم  تو را ایّاک

من همان نوکر حسین توام

که دهم از غمش گریبان چاک

هر دو عالم گدات بی بی جان

هستی ما فدات بی بی جان

 

مهدی علی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت خسران زده است هر که توکل نمی کند بر خاک چادر تو توسل نمی کند یا بلبلی که طو
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:3 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

خسران زده است هر که توکل نمی کند

بر خاک چادر تو توسل نمی کند

یا بلبلی که طوف سر گل نمی کند

قلبم میان سینه تحمل نمی کند...

...امشب نخواند از جلوات خدایی ات

از تابش و تلالؤ خیرالنسایی ات

ای که کنیز خانه ات از عالمی سر است

نامت نجات بخش هزاران پیمبر است

یک گوشه از تجلی تو قدر و کوثر است

کوثر شدی و ساقی این چشمه حیدر است

حوریه ای و دور و برت جای خار نیست

غیر از علی نصیب تو در روزگار نیست

صاحبْ کتاب... باطن قرآنِ مرتضی

زیبا ترین ستاره ی تابان مرتضی

جان تو هست جان نبی جان مرتضی

لبخند صبح و شام تو رضوان مرتضی

وصله بزن به چادرت اما فقط بخند

رخت عروسی ات بده زهرا... فقط بخند

بر سائلت بزرگی و سرمایه می رسد

آنقدر که عطای گرانمایه می رسد

در مدح بنده پروری ات آیه می رسد

نان می پزی و باز به همسایه می رسد

این بار نه... نده همه اش را به این و آن

افطار کن بس است عطای دو لقمه نان

حتی به مریمش ذکریا نگفته است

اصلا کسی به دخترش این را نگفته است

قطعا رسول صحبت بی جا نگفته است

بی خود به تو که "ام ابیها" نگفته است

تو مادر یتیم حجازی و کوثری

از مریم و خدیجه و آسیه برتری

مهر تو در خرابه ی این دل عنایت است

روح تمام بندگی از این محبت است

نامت به لب رسید، همین هم عبادت است

خدمت به آستان تو عین شرافت است

این ظرف دل به یمن وجودت شریف شد

کار دلم به لطف نگاهت ردیف شد

امشب بیا دوباره حدیث کسا بخوان

سیب بهشتی نبوی هل اتی بخوان

در جمع ما بیا و کمی ربنا بخوان

مادر به جای ما همه اغفرلنا بخوان

از بخشش تو قلب خدا شاد می شود

ویرانه خانه ی دلم آباد می شود

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح زبان چگونه گشایم به مدح تو مادر که بی وضو نتوان خواند سورۀ کوثر زبان وحی، تو را پا
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:2 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح

 

زبان چگونه گشایم به مدح تو مادر

که بی وضو نتوان خواند سورۀ کوثر

زبان وحی، تو را پارۀ تن خود خواند

زبان ما چه بگوید به مدحتان دیگر؟

چه شاعرانه خداوند آفریده تو را

تو را به کوری چشمان آن «هو الأبتر»

خدا به خواجۀ لولاک داده بود ای کاش

هزار مرتبه دختر اگر تویی دختر

چه عاشقانه، چه زیبا، چه دلنشین وقتی

تو را به دست خدا می‌سپرد پیغمبر

علی‌ست دست خدا و علی‌ست نفس نبی

علی قیام و قیامت، علی علی حیدر

عروسی پدر خاک بود و مادر آب

نشسته‌اند دو دریا کنار یکدیگر

شکوه عاطفه‌ات پیرهن به سائل داد

چنان که همسر تو در رکوع انگشتر

همیشه فقر برای تو فخر بوده و هست

چنان که وصلۀ چادر برای تو زیور

یهودیان مسلمان ندیده‌اند آری

از این سیاهی چادر دلیل روشن‌تر

حجاب، روی زمین طفل بی‌پناهی بود

تو مادرانه گرفتی‌ش تا ابد در بر

میان کوچه که افتاد دشمنت از پا

در آن جهاد نیفتاد چادرت از سر

کنون به تیرگی ابرها خبر برسد

که زیر سایه آن چادر است این کشور

به هوش باش و از این  دست دوستی بگذر

به هوش باش که از پشت می‌زند خنجر

به این خیال که مرصاد تیغ آخر بود

مباد این که نشینیم گوشۀ سنگر

بدا به من که اگر ذوالفقار برگردد

در آن رکاب نباشم سیاهی لشگر

بدا به حال من و خوش به حال آن که شده‌ست

شهید امر به معروف و نهی از منکر

خدا گواه که چون فاطمه نمی‌خواهیم

حکومتی که نباشد در آن علی رهبر

رسیده است قصیده به بیت حسن ختام

امید فاطمه از راه می‌رسد آخر

 

سید حمید رضا برقعی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت دراین هوای خوب و، بارانیِ بهاری وقت است آسمانا، برما کرم بباری ساقی بیار
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 11:1 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

دراین هوای خوب و، بارانیِ بهاری

وقت است آسمانا، برما کرم بباری

ساقی بیار باده، سرآمده خماری

بگذار تا گذارم، سجاده را کناری

برما ببخش یارا، از باب یادگاری

یا مرهم نگاهی، یا زخم ذوالفقاری

یا رحمة الوسیعه یا دافع البلیه

یا باسط الیدین باللطف والعطیه

یا دائم العنایة مَنّاً علی البریه

عیدانۀ نزول مرضیة الرضیّه

انظر الی فقیرک فی هذه العشیه

مگذار عاشقان را در هرم بیقراری

امشب مجاز باشد بامی وضو گرفتن

برپای خمره شور اللهُ هو گرفتن

برخیز جا نمانی! از این سبو گرفتن

باید که در حریم او آبرو گرفتن

رو بر حبیب کردن ازغیر رو گرفتن

با حُبِّ این حبیبه محبوب کردگاری

دل دل نکن دل من برخیز بی بهانه

ساکت چرا نشستی؟ سرمست وعاشقانه

همپای می گساران درمجلس شبانه

با لهجۀ قناری با من بخوان ترانه

دیگر بس است ماتم تا چند غمگنامه؟

رخت سیاه و روضه اشک عزا و زاری!

شبهای غصه رفت و صبح سرور آمد

منشور شور آمد شور شعور آمد

تا قلب قاب قوسین رمز عبور آمد

چون جانب خدیجه طه ز طور آمد

سوی رسول پیک الله نور آمد

کوثر عطا نمودت پروردگار باری

بس که به سجده گفتی یا واهب العطایا

دریاب مصطفایِ، دلخسته را خدایا

حق هدیه کرده برتو محمودة السجایا

دادیم برتو دختر... نه منتهی المنایا

یعنی ابوالعجایب را دافع البلایا

او یکتنه سپاهِ شیر خداست آری

به به چه دلنوازی به به چه چاره سازی

چه کعبۀ لطیفی چه عشق جانگدازی

چه مهر دل فروزی چه سرو سرفرازی

به به چه عزّ و جاهی چه نام پر ز رازی

برخیز یا محمد شکر خدا نمازی...

برپا بدار بهر این حسن همجواری

به به نتیجه داده شیدائی خدیجه

آمد تمام عشق رویایی خدیجه

آمد انیس وقت تنهایی خدیجه

به به چه دلنواز است لالایی خدیجه

دارد به سینه شور غوغایی خدیجه

جان می کند فدای دلدار افتخاری

امشب از آسمانها بارد نوید رحمت

زهرا شکوه عصمت زهرا کلید رحمت

قدر مقدرِ عشق صبح سفید رحمت

زهرا پس از محمد نام جدید رحمت

مهرش هرآنکه دارد دارد امید رحمت

با اهل او ندارد هرگز جحیم کاری

یوم النشور فردا وقت جزا محمد!

در لحظه ی ظهورِ عدل خدا محمد!

گویند اهل محشر وا ویلتا محمد!

هنگامۀ عبور خیرالنساء محمد!

از اولیاء گرفته تا انبیا... محمد!

دارند سوی زهرا چشم امیدواری

ما نیز برعطای زهرا امیدواریم

یکریز بیقرار بانوی بیقراریم

دلخسته و خراب یک ماه بی مزاریم

هرچند که سیاه و زشت و تباه و تاریم

اما ز کرده های خود سخت شرمساریم

مگذار تا بمیریم با درد شرمساری

مادر چقدر فکر حال من و شما بود

شبهای جمعه غرق گریه در التجا بود

خواهان راحتی عشاق مرتضی بود

او لطف کرد و کار امثال ما جفا بود!!

گاهی گناه کردیم آخر کجا روا بود؟

خیر کثیر یعنی لطف همیشه جاری

هرچند غرق غفلت... جمله  گناه کاریم

تاهست عشق زهرا سرشار افتخاریم

برعرشۀ سفینه شکر خدا سواریم

در خیمۀ حسینی، دائم حسن مداریم

سرمایه جز ولای مولا علی نداریم

 شادیم از این غنا و مستیم از این نداری

**

عمریست بینوای ایل وتبارتانم

همواره بیقرار و بیمار و زارتانم

دلتنگ بوسه ای بر، سنگ مزارتانم

اینجا پی شما و محشر کنارتانم

هنگام مرگ مادر... در انتظارتانم

ازمن مگیر فیض این چشم، انتظاری

مرضیّه ای و از ما ایزد رضاست با تو

دلهای عاشقانت حاجت رواست با تو

از دام درد و غصه  قلبم رهاست با تو

از آتش عذاب دوزخ جداست با تو

هستی پر از نوای شیر خداست با تو

دست تو عالمی را کرده علی نگاری!

بسکه علی نوشتی بس که علی سرودی

اول شهید راهِ، شیر خدا تو بودی

تو رنگ سبز شیعه تو سرخی و کبودی

با سینۀ شکسته تا عرش پرگشودی

دستی برآر بلکه از ره رسد به زودی

فریاد انتقام صمصام تک سواری

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت حرف میلاد بانوی تقواست او که الگوی عشق دورانهاست خادمش نوح و آدم و عیسی ز
یکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت 10:59 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

حرف میلاد بانوی تقواست

او که الگوی عشق دورانهاست

خادمش نوح و آدم و عیسی

زنده از لطف فاطمه عیساست

و ورق خورد باز تقویم و

سالروز ولادت زهراست

سالروزی که روز مادر شد

لطف میلاد فاطمه اینجاست

درخور شأن وسعت کرمش

بهترین قافیه فقط دریاست

اول سال و باز هم زهرا

سال نیک از بهار آن پیداست

اول سال و آخر سالم

فاطمه می دهد پر و بالم

مصطفی صورت و خدا سیرت

هر چه خوبیست تحت تأثیرت

جز خدا و علی و پیغمبر

بر نیاید کسی ز تفسیرت

مَلَک و جن و انس در بندت

جملۀ کائنات تسخیرت

حق ، جهان را مسخرت کرده

دشمنت تا ابد زمین گیرت

دلگشای فرشته های خداست

رو به قبله قیام و تکبیرت

فاطمه خوش به حال تو که گره

خورده با بوتراب تقدیرت

حشر ، جولانگه دوبارهء توست

چشم حق در پی اشارهء توست

دل که دل نیست طائر زهراست

طائر دل مهاجر زهراست

وطن دوم اختیار شده

در مدینه مجاور زهراست

گوهری هست ذکر آل الله

چون خدا نیز ذاکر زهراست

زائر دخترش به شهر قم

مژده مژده که زائر زهراست

اینکه ما غرق اهل بیت شدیم

از عنایات وافر زهراست

طبق فتوای قدسی لولاک

خلق عالم به خاطر زهراست

نه علی بود نه رسول خدا

گر نمی بود حضرت زهرا

ای محب تو از ازل محبوب

وی عدوی تو تا ابد مغضوب

هم خدا را به ذوق آوردی

هم پدر را نموده ای مجذوب

زیر و رو کرده ای دل عالم

ای به دستت کلید فتح قلوب

خوب دیوانه ات شدم بی بی

خوب دیوانه ام نمودی خوب

هر که با منصبی خوش است و من

خوش که بر نوکری شدم منصوب

خوش به حال کسی که در محشر

از محبان تو شود محسوب

در کنار پیمبر و حیدر

روز محشر تو میکنی محشر

محور بخشش و کرم این است

هستیِ اول آخرم این است

نوکری میکنم به درگاهش

شکرلله مقدرم این است

روز محشر زمام هر چه که هست

دست زهراست باورم این است

روز مادر سفارشی کاین بار

نزد خطاط می برم این است

تابلوئی به خط نستعلیق

بهترین فکر در سرم این است

ذکر یا فاطمه لذا امسال

هدیۀ روز مادرم این است

جان به قربان مادر سادات

باز هم بر جمال او صلوات

ماه انور مبارک حیدر

جشن دلبر مبارک حیدر

خنده هایش مبارک بابا

عشق کوثر مبارک حیدر

تا که زهرا وجیهت الله است

وجه داور مبارک حیدر

یکّه همتای مرتضی آمد

یار حیدر مبارک حیدر

رمز فتح الفتوح او زهراست

فتح خیبر مبارک حیدر

روز مادر مبارک زینب

روز همسر مبارک حیدر

مصطفی از دعا نتیجه گرفت

دخترش را بغل خدیجه گرفت

ذکر یا فاطمه خوش آهنگ است

دل برای مدینه اش تنگ است

فاطمه عرش کبریائی حق

بی حضور تو سرد و کمرنگ است

هر کسی از تو فاصله دارد

روز محشر کمیت او لنگ است

هر که دل را به دست تو نسپرد

دل او نیست دل بگو سنگ است

حشر ، بین بهشت و دشمن تو

حد فاصل هزار فرسنگ است

یا علی گفته ایم و یا زهرا

پس جنان بهر ما هماهنگ است

تا ابد نوکریم شکّی نیست

پای کاریم حرف مرد یکیست

نظری کن که ما دلی داریم

سوی تو قلب مایلی داریم

تا که دریا تو و کرانه تویی

غم نباشد که ساحلی داریم

از میان تمام منصب ها

ما تمایل به سائلی داریم

یک دلیلش فقط محبت توست

غیر ازین هم دلایلی داریم

بهر تمدید نوکری هامان

گاه و بیگاه محفلی داریم

ذکر زهرا گره گشای همه است

ما چه حل المسائلی داریم

انبیا محو قدر سلمانش

آسمان و زمین مسلمانش

تا نگاهت طبیب حاذق ماست

پُر ز مهرت همه دقایق ماست

اینکه مدیون لطفتان هستیم

بی گمان جزوی از حقایق ماست

لب کند باز و یاعلی گوید

هر که در این سخن موافق ماست

مدح و ذکر عَلَیَ الدوام شما

شغل و کارِ زبان ناطق ماست

چون خدایم تو را به ما داده

شک ندارم خدا هم عاشق ماست

هر کسی یک علاقه ای دارد

کربلا و نجف علایق ماست

روح ناهید و ماه و خورشیدی

قلب ما را تو نور بخشیدی

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دشمنِ دینِ خدا ، خار شد و ابتر شد نبیُ اللّه ، در این روز “اَبَاالْکَؤثَر” شد کوریِ چشمِ حسودانِ ن
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 13:2 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دشمنِ دینِ خدا ، خار شد و ابتر شد
نبیُ اللّه ، در این روز “اَبَاالْکَؤثَر” شد

کوریِ چشمِ حسودانِ نظرْ تنگ ، در این
شبِ فرخنده ، جهان غرقِ گلِ عنبر شد

فاطمه آمده تا مادرِ بابا بشود….!
پس پیمبر پدر و… فاطمه هم مادر شد

بخدا کْفْوِ علی خلق نشد ، تا اینکه…
فاطمه آمد و او ، “همنفس”ِ حیدر شد

تا که قنداقه ی زهرا به سَرِ عرش رسید
همه ی عرش ، پُر از فاطمه سَرتاسَر شد

جبرئیل از سَرِ شوقش به تماشا آمد
دید قنداقه ی او شافعه ی محشر شد

تا که دادند به دستانِ پیمبر او را…
صورتش دید و غمش را همه یادآور شد

جمله ای گفت و همه گریه به حالش کردند
“آه… زهرا وسطِ کوچه مان پَرپَر شد…”

پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نيست چون ذات الهی در حجابی جز خودش مثل قرآن، نیست محتاج کتابی جز خودش هر چه را زهرا اراده می‌کند، آ
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:57 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

نيست چون ذات الهی در حجابی جز خودش
مثل قرآن، نیست محتاج کتابی جز خودش

هر چه را زهرا اراده می‌کند، آن می‌شود
پس نمی‌بیند دعای مستجابی جز خودش

جبرئیل از فاطمه بر فاطمه نازل شده
حوض کوثر نیست سرشار شرابی جز خودش

از زبان مرتضی پژواک خود را می‌شنید
پرده‌ی این گوش نشنیده جوابی جز خودش

فاطمه هرگز ندارد سرنوشتی جز علی
علت خلقت ندارد انتخابی جز خودش

نیمی از عمرش نبی شد، نیمی از عمرش علی
این نگین را در نمی گیرد رکابی جز خودش

دیدن روی خدا با چشم‌ها مقدور نیست
روز محشر نیست در پشت نقابی جز خودش

نامه‌ی اعمال او خالی‌ست از غیر علی
او نخواهد داشت در محشر ثوابی جز خودش

محمد بختیاری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علیرضا خاکساری هر بهاری با گل رویش شکوفا میشود غنچه با لبخند معصومانه اش وا میشود "تین "و "زیتون"
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:52 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

هر بهاری با گل رویش شکوفا میشود
غنچه با لبخند معصومانه اش وا میشود

"تین "و "زیتون" را میان گلشنش میپرورد
هر چه میخواهی در این گلخانه پیدا میشود

مادر اب است و الطافش همیشه جاری است
شک ندارم گر بخواهد قطره دریا میشود

مادری بر یازده خورشید عالم به کنار
پیش از این ها فاطمه ام ابیها میشود

یک نفر را دست حق هم کفو حیدر خلق کرد
گر نباشد مرتضی تنهای تنها میشود

باء بسم الله اگر تأویل دارد با علی
"قل هوالله احد" تفسیر زهرا میشود

هرکسی تعریفی از بانو ارائه میدهد
در کتاب الله، زهرا "قدر" معنا میشود

دست کم از خالق منان ندارد فاطمه
کنه ذات مادرم دارد معما میشود

صفر تا صد آفرینش در مدار فاطمه ست
علت خلق دو عالم مادر ما میشود

قرب یعنی همنشینی با علی و فاطمه
"روزبه" در خانه  اش "سلمان منا" میشود

معجزه یعنی همین که سائل امروز او
با گدایی کردنش آقای فردا میشود

بی گمان همواره احیای ولایت کار اوست
تا قیامت ناجی "سیدعلی "ها میشود

علیرضا خاکساری

 


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 9


هر دو عالم قطره، دریا فاطمه ست زینت عرش معلا فاطمه ست تا نفس در سینه ی عاشق بود دم علی و بازدم یا فاط
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:52 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر دو عالم قطره، دریا فاطمه ست
زینت عرش معلا فاطمه ست

تا نفس در سینه ی عاشق بود
دم علی و بازدم یا فاطمه ست

شیعه ی حیدر شدیم و سر خوشیم
در دو عالم مادر ما فاطمه ست

غصه ی نان را ندارد سائلی
تا که روزی گدا با فاطمه ست

نقش سر بند ابوفاضل علیست
نقش بازوبند او یا فاطمه ست

زینت حیدر اگر زینب بود
زینت باری تعالی فاطمه ست

ذکر اسماء الهی یک به یک
راضیه، مرضیه، زهرا، فاطمه ست

بوی جنت می وزد از خانه اش
جنت العلای مولا فاطمه ست

خم به ابرویش نمی آرد دمی
تکیه گاه مرتضی تا فاطمه ست

مثل و مانندی ندارد در جهان
چون خدای خویش یکتا فاطمه ست
******
ابراهیم_لآلی


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 11


ایمان کریمی روزی خود را سالها از دار می گیرد در اصل رزق از حیدر کرار می گیرد داری که با دستان خود آب
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:51 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

روزی خود را سالها از دار می گیرد
در اصل رزق از حیدر کرار می گیرد

داری که با دستان خود آبش دهد عمری
داری که جان از میثم تمّار می گیرد

زلف علی، دست علی، خاک کف پاهاش
عیسی شفایش را از این آثار می گیرد

ساقی بگو چای نجف را خورده ای یا نه؟
می گیردت می گیردت، بسیار می گیرد

عاشق ضریحش را که می گیرد یقین دارد
مستانه دستش را به زلف یار می گیرد

نه ذوالفقارش، بلکه تیغ ابروی مولا...
روح از تن هر دشمن قدّار می گیرد

هر بار بعد از هر نبردی شخص عزراییل
از چند و چون کشته ها آمار می گیرد

حیدر، کسی که درب خیبر کنده است، اما
روزی توانش را در و دیوار می گیرد ...

ایمان کریمی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) آمدی تا که نگین دل خاتم باشی کوثر و خیر کثیر همه عالم باشی آمدی ف
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:50 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)

 

آمدی تا که نگین دل خاتم باشی

کوثر و خیر کثیر همه عالم باشی

 

آمدی فاطمه! صبح ازلی روشن شد

آمدی فاطمه! چشمان علی روشن شد

 

چشم مولا که شد از نور تو روشن ای ماه

گفت لا حول و لا قوة ألّا بالله

 

تو که در بندگی و زهد و وفا دریایی

پاره قلب نبی انسیة‌الحورایی

 

حضرت طاهره منصوره بتول عذرا

راضیه مرضیه صدیقه زکیه زهرا

 

خانه ساده‌ات از صدق و صفا لبریز است

قلب سجاده‌ات از نور دعا لبریز است

 

هر که از باغ بهشت تو سخن می‌گوید

سخن از حُسن کریم تو حَسن می‌گوید

 

به سر دوش نبی نور دو عینی داری

جان عالم به فدایت چه حسینی داری

 

در کرمخانه لطف تو مقرب باشد

هر که خاک قدم حضرت زینب باشد

 

هر کسی نزد تو احساس بهشتی دارد

چادرت رایحه یاس بهشتی دارد

 

چادرت خیمه‌گه شرم و عفاف است ای گل

آسمان دور سرت گرم طواف است ای گل

 

انقلاب تو شده مبدأ ایمان مادر

 

شده مدیون تو و خون تو قرآن مادر

 

تا قیامت به همه درس بصیرت دادی

تو به دین این همه سرمایه عزت دادی

 

نقش یا فاطمه سربند مجاهدها شد

امتداد ره تو نهضت عاشورا شد

 

مکتب سرخ ولای تو حسینی‌ها داشت

نسل تو خامنه‌ای‌ها و خمینی‌ها داشت

 

ماند نام تو و در کل جهان نامی شد

نور تو مبدأ بیداری اسلامی شد

 

رشته مهر دل ما همه دم دست شماست

کشور ما به خدا خانه دربست شماست

 

هرچه تهدید و یا هرچه که تحریم شویم

به خداوند محال است که تسلیم شویم

 

گر مقاوم همگی لب ز شکایت دوزیم

به خدا با مدد مادری‌ات پیروزیم

 

آی ای دشمن زهرا و علی ننگت باد

کمتر ای بی‌سروپا زمزمه جنگت باد

 

که مرا زمزمه جنگ تو آزار دهد

و اگر رهبر من رخصت پیکار دهد

 

به خدا سر ز تن نحس تو سرکش بزنم

دفتر و میز و گزینه‌هایت آتش بزنم

 

همه دنیا شده فریاد عدالت‌خواهی

کاش این جمعه شود با مدد تو راهی

 

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

عالمی منتظر گفتن بسم‌لله اوست

 

کاش می‌آمد و بودیم کنارش یارش

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – حسن کردی ای میوه معراج چشم روشن تو یک کهکشان راه است تا فهمیدن تو
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:49 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – حسن کردی

 

ای میوه معراج چشم روشن تو

یک کهکشان راه است تا فهمیدن تو

 

ای نور قبل از نور چشمت چشمه نور

دست همه خورشید ها بر دامن تو

 

دست غزل خالی ست در از تو سرودن

از واژه هایم بر نیاید گفتن تو

 

قبل از شما مثل جهنم بود این خاک

حالا بهشتی گشته با عطر تن تو

 

ای قله احسان سخاوت های باران

تندیس احسان میشود پیراهن تو

 

چشم مرا بارانی خاکت سرشتند

نامه رسان بی نشان مدفن تو

 

رو به درازا میرود شب های دنیا

بعد از تو و آن ماجرای رفتن تو

 

حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


حضرت زهرا(س)-مدح شب روزی که سر آمد شب و شب غالب بود صبح میلاد تو در شعب‌ابی‌طالب بود در دل خشک‌تری
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:49 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح

 

شب روزی که سر آمد شب و شب غالب بود

صبح میلاد تو در شعب‌ابی‌طالب بود

در دل خشک‌ترین خاک خدا دریا زاد

شادی شمس و قمر آینه‌شان زهرا زاد

خود تو دانی که ضمیر است "ک"‌ اعطیناک

با که در گفت و خطاب است خدای لولاک

روی در عین رسول است و یا عین رسول

روی در اهل بتول است و یا بعل بتول

تن نبی جانش وصی واسطشان کوثر پاک

چیست کوثر به نظر روشن روشنگر خاک

آبها در شط و دریاچه و در بحر سترگ

بیشه و مرتع سبزند و کش از نهر بزرگ

سبزپوشان همه از برکت زهرا سبزند

سبزد ارزد نشنیدید چرا می‌ارزند

به فرو چشمه آبند و به فرا چشمه نور

برِ ما سور و سرور‌اند و برِ غیر تنور

تن چو هیمه اگر نور شود نار شود

این اگر گوهر دین گُستی و زُنّار شود

ای تو هم عهد محمد ز علی روی متاب

آفتاب تو به روز است و به شب در مهتاب

حضرت ربط تن و جان گل مولا زهرا

همچو حق خدمت تو بر همه اولا زهرا

همچو نکبا که زغم خاک کند بر سر گاه

خاک بوسان بقیعیم و نجف بر درگاه

نور جاری تویی از مهر تو گیتی شاداب

ای تو چون آب روان تشنه حق را دریاب

وجه حقی تو و بابای تو شویت با تو

مع حقید و ملک رهرو کویت با تو

سبز و سرخند دو فرزند تو و زر زینب

سر و بی برگ و بر از سوگ برادر زینب

سبزه باغ تو را سوخته داغ تو را

سوگ هر لاله که روییده در این باغ تو را

مادر آبی و مامای زمینی زهرا

دختر و مادر آبای امینی زهرا

رؤیت طلعت خورشید به این دیده کور

مهر من چشم بد کفر از آیینت دور

حالیا حرفی از این گنگ مُرَمَّد بشنو

از علی بن علی بن محمد بشنو

 

علی معلم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح محمد جان جان عالم و زهرا بود جانش از آن می گفت ای جان پدر بادا به قربانش زمین و آسم
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:48 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح

 

محمد جان جان عالم و زهرا  بود جانش

از آن می گفت ای جان پدر بادا به قربانش

زمین و آسمان مهمان سرا و میزبان زهرا

ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش

چگونه، کی، کجا از خلق آید وصف بانویی

که ذات حق ثناگو باشد و احمد ثنا خوانش

به قرآن می خورم سوگند بی جا نیست گر گویم

محمد خاتم پیغمبران زهراست قرآنش

اگر بی مهر او سلمان گذارد پای در محشر

مسلمان نیستم بالله اگر خوانم مسلمانش

مناز اینقدر بر عیسای خود ای مادر عیسی

دو عیسی آفرین پرورده این مادر به دامانش

نه جن و انس و حوری و ملک گشتند مبهوتش

که علمِ کل، امیر المومنین گردیده حیرانش

ثناها گفته و خواندند در امکان بسی او را

به جز آنکس که خلقش کرده نشناسد کسی او

 

 

غلامرضا سازگار


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود قحطی استعاره و تمثیل میشود قوت گرفت شایعه ،
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:48 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود

قحطی استعاره و تمثیل میشود

قوت گرفت شایعه ، میگفت بعد از این

هر صورتی به آینه تحمیل میشود

حتی خبر رسید که از سردی هوا

گلدسته چند ثانیه قندیل میشود

پرگار تا نود درجه رفت ناگهان

مژده: شعاع دایره تکمیل میشود

یک حوریه به قالب انسان حلول کرد

از این حلول هر چه که تشکیل میشود

در مصرعی خلاصه کنم حرف خویش را:

زهرا به قلب فاطمه تنزیل میشود

از آن شبی که روی زمین کرده ای نزول

هر آیه با شئون تو تحلیل میشود

تو چشمه ی شگفتی و انجیر میدهی

تحریف قطره های تو انجیل میشود

گاهی درخت میشوی و میوه های تو

خامش غذای سفره ی جبریل میشود

تو سیب میشوی و تو را میل میکند

سرخی گونه هاش که تکمیل میشود

تو میشوی خدیجه و او با وجود تو

حس میکند به آمنه تبدیل میشود

وقتی شما شدی نخ تسبیح قطره ها

هم مشرب فرات ، لب نیل میشود

وقتی تو ای الهه ی دریا غضب کنی

ماهی بالدار ، ابابیل میشود

طفل تو مبدا همه ی اتفاقها ست

هر سال با حسین تو تحویل میشود

این شعر را ببخش اگر " تو " زیاد داشت

خانم ، غزل ، بدون "تو " تعطیل میشود

 

شیخ رضا جعفری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح فاطمه اى همسر شیر خدا دُخت نبى، شافع روز جزا اى كه تو بر آلِ كسا محورى بر سر زنهاى
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:47 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح

 

فاطمه اى همسر شیر خدا

دُخت نبى، شافع روز جزا

اى كه تو بر آلِ كسا محورى

بر سر زنهاى جهان افسرى‏

جان جهان نفس مسیحاى توست

نون و قلم نطق شكرخاى توست‏

مبدأ قانون شریعت تویى

نیّر مشكات حقیقت تویى‏

سرّ تو شیرازه قالوا بلى است

قائمه عرش، ز نامت بپاست‏

بضعه پاك تن احمد تویى

طور لقا، جلوه سرمد تویى‏

شأن تو این بس كه تو را داده آب

امّ ابیها لقب اى منتخب‏

نخل نبوّت ز تو شد بارور

باغ امامت ز تو شد پر شجر

مهر تو رخشان ز بلنداى عرش

سفره تو گستره عرش و فرش‏

علّت غائى به دو عالم توئى

جوهره عالم و آدم توئى‏

خلق، تو را، امر تو را جان تراست

جلوه‏گه صورت جانان تراست‏

انس پیمبر به وجود تو بود

سینه او طور شهود تو بود

شمعى و خوبان همه پروانه ‏ات

كعبه دلها، رخ جانانه ‏ات‏

پردگیان حرم كبریا

بسته كمر خدمت امر تو را

سیر رسل اوج به معراج توست

كعبه دلدار ز منهاج توست‏

كوثرى و چشمه فیض خدا

از تو زند جوش زلال بقا

دور فلك تابع فرمان تو

خیل ملائك همه دربان تو

هستى‏ات آیینه "اللّه نور"

مهر درخشنده "یومُ النشور"

جام حیا مست ز صهباى توست

واژه‏اى از دفتر معناى توست‏

زهره و انسیّه حورا تویى

نور دل سیّد بطحا تویى‏

صبر و رضا طفل دبستان توست

ریزه خور سفره احسان توست‏

هر چه بدیده است تو زان بهترى‏

گلشن رضوان طرب افزا ز توست

چهره مهتاب دل‏آرا ز توست‏

گر تو نمى‏آمدى اندر وجود

كى اثر از عالم ایجاد بود

گشت نهان بر همه كس تربتت

تا بشناسند غم غربتت‏

 

مرحوم محمد جان قدسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-ولادت ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﺮﻭﺩ ﻭﺣﯽ ﻣﺪﺡ ﺩﺧﺖ ﭘ
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:46 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-ولادت

 

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺳﺮﻭﺩ ﻭﺣﯽ ﻣﺪﺡ ﺩﺧﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻣﺪﺡ ﺁﻥ ﻣﻤﺪﻭﺣﮥ ﻣﺤﺒﻮﺑﮥ ﺩﺍﻭﺭ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﻧﻪ، ﺑﺎ ﺩﻡ ﺣﯿﺪﺭ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﯿﺪﺭ ﺍﺯ ﺻﺪﯾﻘﮥ ﺍﻃﻬﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻣﺎﻩ ﻋﺼﻤﺖ ﺍﺧﺘﺮ ﺑﺮﺝ ﻫﺪﯼ ﺭﺍ ﻣﺪﺡ ﮐﻦ

ﺭﻭﺡ ﺍﺣﻤﺪ ﻟﯿﻠﺔ ﺍﻟﻘﺪﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﺪﺡ ﮐﻦ

ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺑﺎﻍ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﯾﻦ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻓﺨﺮ ﻧﺒﻮّﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭ ﻭﻧﺪﺍﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﯾﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺭ ﺛﻨﺎﯼ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻋﺠﺰ ﻣﺎ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺳﺖ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﺴﺖ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺣﻤﺔٌ ﻟﻠﻌﺎﻟﻤﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﻋﺼﻤﺖ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﺩﯾﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﺪﺍﻟﻠّﻬﯽ ﺩﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﻠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺒﻞ ﺍﻟﻤﺘﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﺎﻝ ﺑﯽ ﻣﺜﺎﻝ ﮐﺒﺮﯾﺎ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﻞّ ﺍﻧﺒﯿﺎ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﻓﻠﮏ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﺎﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺣﻖ ﻣﺸﮑﻞ ﮔﺸﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺣﯿﺪﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻟﻄﻒ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺤﻔﻞ ﺍﻓﻼ‌ﮐﯿﺎﻥ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺯ ﺭﺃﻓﺖ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﺎﮐﯿﺎﻥ

ﺍﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻗﺮﺏ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻣﺎﺕ ﺟﻼ‌ﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻣﺤﻮ ﮐﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﻣﻼ‌ﯾﮏ ﺑﻨﺪﮤ ﺻﻒّ ﻧﻌﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺣﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺝ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﻫﻮﻥ ﻓﯿﺾ ﺑﯽ ﺯﻭﺍﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﻃﺎﻫﺮﻩ، ﺍﻧﺴﯿّﻪ، ﺣﻮﺭﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﯼ

ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺻﺪّﯾﻘﻪ، ﺯﻫﺮﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻥ ﮐﻪ ﺍﯼ

ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢ

ﺑﺎ ﮐﻤﯿﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﺎﺧﺘﯿﻢ

ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﺌﻦ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﻢ

ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ

ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻏﺰﻝ، ﻗﻄﻌﻪ، ﻗﺼﺎﺋﺪ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ

ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯿﻢ

ﺣﻮﺭ، ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﯾﺎ ﻣﻠﮏ، ﯾﺎ ﻓﻮﻕ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭼﯿﺴﺘﯽ؟

ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮﮐﯿﺴﺘﯽ؟

"ﻣﯿﺜﻤﻢ" ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺪﺍﯼ ﺧﺎﻧﮥ ﺧﺸﺖ ﻭ ﮔﻠﺖ

ﻏﺮﻕ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﮔﻨﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺳﺎﺣﻠﺖ

 

غلامرضا سازگار


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


حضرت زهرا(س)-مدح سجده های فاطمه شب زنده دارم می کند مِهر او زیباتر از فصل بهارم می کند هرچه دارم از
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:46 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح

 

سجده های فاطمه شب زنده دارم می کند

مِهر او زیباتر از فصل بهارم می کند

هرچه دارم از دعای مادرم دارم که او

با دعایش لطف زهرا را نثارم می کند

من همانم که نبودم شی ء مذکوری ولی

فیضِ حُبُّ الفاطمه کوثر تبارم می کند

اوست تنها مادری که در مسیر بندگی

با قیام خویش یار ذوالفقارم می کند

مادرِ طاووسِ جنّت کیست غیر از فاطمه

اوست ، همچون دانه در محشر شکارم می کند

تا قیامت هست کار انبیا تقدیس او

مصطفی فرمود : زهرا با وقارم می کند

خطبه ی مردانه اش درس تولّا می دهد

با حمایت از ولایت حق مَدارم می کند

گفت رهبر : احترام مادر ما واجب است

احترام اوست صاحب اقتدارم می کند

دولت دلدار می آید به فصل انتقام

انتظارِ یار پُر صبر و قرارم می کند

کعبه را یک روزه می پیماید او تا کربلا

عاقبت روزی به کامم روزگارم می کند

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم زیرا که مداح امیر المومنینم دعوت به ا
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:45 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت

 

وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم

زیرا که مداح امیر المومنینم

دعوت به اهل البیت ذکر الذاکرین است

من هم در عالم ذاکر حبل المتینم

هرگاه از مظلوم شعری می سُرایم

انگار در حرب است تیغ آتشینم

من ذاکر پیغمبر و آل رسولم

در اصل مأمور امام المتقینم

اسماء حسنی از ازل ورد زبانم

زهرای اطهر را ثناگو اینچنینم

گه از فضایل دم زنم گه از مصائب

با مدح و با مرثیه در تبلیغ دینم

مجنون زهرا می کنم کلّ فلک را

دیوانۀ زهرایم و لطفش معینم

مداحم و مداح خار چشم دشمن

یعنی چو تیری در کمان مؤمنینم

مداح را امروز دنیا می شناسند

ما را به نام حبّ زهرا می شناسند

مائیم عبد آل طاها تا قیامت

دم می زنیم از حبّ زهرا تا قیامت

راهی که ما داریم سازش ناپذیر است

دارد ادامه نهضت ما تا قیامت

با مادر خود روز اوّل عهد بستیم

لبّیک یا ام ابیها تا قیامت

سر بند یا زهرا شده تاجِ سرِ ما

یعنی تشیّع هست آقا تا قیامت

آنان که فهمیدند سلطان جهانیم

ما را صدا کردند مولا تا قیامت

دیروز خرمشهر خطّ اولِ ما

امروز کعبه مکۀ بطحا تا قیامت

در دین ما ارضِ فدک طولِ فدک چیست؟

از آسیا تا کلّ دنیا تا قیامت

از مرزِ ایران انقلاب ما گذشته

پس غربت اسلامِ ناب ما گذشته

امروز عهد ما همان پیوند زهراست

ما عبد زهرائیم و دل در بند زهراست

یا فاطمه بر سینۀ ما نقش بسته

دعوای دشمن با همین سر بند زهراست

فریاد ما از نالۀ زهرا بلند است

یعنی که نهضتها همه پیوند زهراست

لبخند دشمن ذرّه ای ارزش ندارد

زیرا رضای دوست در لبخند زهراست

تا فاطمه دارد دعا بر رهبر ما

شمشیر تیز خطبه اش مانند زهراست

از کوچه تا کرب و بلا  یک راه سرخ است

یعنی شهید نینوا دلبند زهراست

با نام زهرا نام زینب همتراز است

چون زینب کبری همان پسوند زهراست

روزی که می سازیم گلزار حسن را

راضی ز دست ما دل خرسند زهراست

امروز صحن حضرت زهرا بسازیم

فردا بقیع آل طاها را بسازیم

زهرا که بر مولای بی همتاست همتا

در بارگاه حضرت یکتاست یکتا

در عالم خلقت ز هر کس بی نیاز است

او از تمام عالم بالاست بالا

قبل از به دنیا آمدن ذکرش فراگیر

قرآن به وصف حضرتش گویاست گویا

کوثر بنام اوست او خیر کثیر است

در پیشگاه حضرتِ والاست والا

با اوست که حجت به حجتها تمام است

او کیست ؟ بر هر سیزده مولاست مولا

ام ابیها در جهان ثانی ندارد

آن مادری که مادر باباست بابا

زهرای اطهر کیست هستی بخش عالم

یعنی که فیض حضرتش عظماست عظما

گسترده تر از سفرۀ او در فلک نیست

زیباترین نام زنان زهراست زهرا

او مقتدای یازده نسل امامت

او از ازل اِشراف دارد تا قیامت

هستی به دنیا داده زهرا با قیامش

عزت بما بخشید مادر با کلامش

آن اسوه ای که در دو عالم بی نمونه است

خود را سپر فرمود در راه امامش

کوته ترین آیات را دارد ولیکن

والاترین القاب را کرده بنامش

زهراست آن بانو که با آن قدر پنهان

داند امیرالمومنین قدر تمامش

زهراست آن بانو که با بوسه به دستش

پیغمبر اکرم کند درک مقامش

زهراست آن بانو که روزی چند نوبت

جبریل می آورد از بالا سلامش

هستیِ خود را پای مولا ریخت امّا

با این همه،دنیا نشد یکدم به کامش

آن خطبه های آتشینِ کربلایی

آن عمرِ عالم تاب ، آن حُسن ختامش

زهرا بما آموخت زهرایی شدن را

با جان و هستی راه مولایی شدن را

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت باران گرفت و زمزم و کوثر به ما رسید مستی رسید و باده و ساغر به ما رسید روز ا
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

باران گرفت و زمزم و کوثر به ما رسید

مستی رسید و باده و ساغر به ما رسید

روز الست که گِل عالم درست شد

خاک سرای آل پیمبر به ما رسید

وقتی خدا به طالعمان داشت می نوشت

شکرخدا ولایت حیدر به ما رسید

این عزتی که هست از آنجا گرفته ایم

آن لحظه ای که منصب نوکر به ما رسید

اینجا اگر که دور علی بال می زنیم

آنجا دلی شبیه کبوتر به ما رسید

هرکس گرفت دست خودش را بسوی دوست

در این میان محبت مادر به ما رسید

چه مادری که لب به سخن تاکه باز کرد

روزیّ صدهزاربرابر به ما رسید

مادر ز مقدم تو بهاری ترین شدم

دست مرا گرفتی و بالا نشین شدم

دریا فقط تو هستی و دریاتر از تو نیست

انسیۀ خدایی و حوراتر از تو نیست

تو می درخشی و همه جا، نور میشود

زهرا فقط تو هستی و زهراتر از تو نیست

وقتی که خاکِ پایِ تو عرش است مادرم

در اوج آسمانی و بالاتر از تو نیست

پیغمبرخدا به تو می گفت مادرم

با این حساب ام ابیهاتر از تو نیست

تو بضعة النبی خدایی و هیچکس

آیینه دار حضرت طاهاتر از تو نیست

شأن تو از روایت لولاک واضح است

اینکه بزرگتر ز تو بالاتر از تو نیست

تو آمدی و تکیه به عشق تو زد علی

با بودن تو حامی مولاتر از تو نیست

نام تو همّ و غم ز دل مصطفی گرفت

دست خدا علیست که دست تو را گرفت

باید می آمدی به همه رهبری کنی

اصلا فقط تو آمده ای سروری کنی

روز ازل خدای تو میخواست باشی و

درحق شیعه های علی مادری کنی

در روز حشر بین تمام پیمبران

آن لحظه می رسد که تو پیغمبری کنی

حتی پیمبران به تو تعظیم می کنند

وقتی قرار شد تو شفاعتگری کنی

هم رتبۀ علی به خدا غیر تو که نیست

پس می شود به جای علی حیدری کنی

سجاده پهن کن که دوباره مدینه را

پُر از پَر فرشته و حور و پری کنی

دست قنوت تو همۀ مستجابهاست

مهریۀ تو فاطمه جان کل آبهاست

وقتیکه ماه در سحر چادر تو بود

خورشید زیر بال و پر چادر تو بود

زیر قدوم تو پر و بال ملایکه

فوج فرشته دور و بر چادر تو بود

هرکس که منتصب به تو شد سربراه شد

اصلا حجاب زیر سر چادر تو بود

وقتی در آسمان خدایی بدون شک

زینب در آن میان قمر چادر تو بود

تو قبل مریم آمده ای مادر بهشت

پس این همه حیا اثر چادر تو بود

یک شب چهل یهود مسلمان تو شدند

این هم نشانۀ دگر چادر توبود

نور تو مکه را مَثَل کوه نور کرد

ابلیس را حضور تو از مکه دور کرد

با بودنت به یاری مردم چه حاجت است

دست قنوت خستۀ تو دست رحمت است

عشقت مرا به اوج سعادت رسانده است

عشقت همیشه شاه کلید سعادت است

من با تو و علی، غم دنیا نمی خورم

اسم علی و فاطمه رمز اجابت است

دست مرا بگیر و به دست علی بده

این دست های روبه شما دست بیعت است

دستت شکست و دست علی رو به عرش ماند

افتادن تو معنی اصل ولایت است

یک کربلا مرا ببری خوب می شوم

داروی درد سینۀ من یک زیارت است

امشب بیاو روزی من را زیاد کن

امشب مرا مقابل شش گوشه یاد کن

 

مهدی نظری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – مهدی رحیمی کوثری از سوره ی طاها به دنیا آمدی تا رسد انّا به اعطی
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:41 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) –  مهدی رحیمی

 

کوثری از سوره ی طاها به دنیا آمدی

تا رسد انّا به اعطینا به دنیا آمدی

 

تا یتیمی پدر را اندکی جبران کنی

دختری و مادر بابا به دنیا آمدی

 

هرکجا کردی تشرف صاحب تشریف شد

مکه شد آنجا که تو آنجا به دنیا آمدی

 

قل هو الله احد ای معنی کفوا احد

تا که باشی همسر مولا به دنیا آمدی

 

تا که هجده سال هم اهل زمین درکت کنند

پس به شکل حضرت زهرا به دنیا آمدی

 

بعد عمری که دلیل زندگی پوشیده بود

آخرش ای علت دنیا به دنیا آمدی

 

باخبر بودی اگر از اتفاق کوچه ها

پس چرا انسیة الحُورا به دنیا آمدی

 

غصه ی ارباب ما را داشتی آن قَدْر که؛

بازهم در ظهر عاشورا به دنیا آمدی

 

مادرش بودی ولی یک لحظه بر بالای تل

در حقیقت زینب کبری به دنیا آمدی

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم زیرا که مداح امیر المومنینم دعوت به ا
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:41 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت

 

وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم

زیرا که مداح امیر المومنینم

دعوت به اهل البیت ذکر الذاکرین است

من هم در عالم ذاکر حبل المتینم

هرگاه از مظلوم شعری می سُرایم

انگار در حرب است تیغ آتشینم

من ذاکر پیغمبر و آل رسولم

در اصل مأمور امام المتقینم

اسماء حسنی از ازل ورد زبانم

زهرای اطهر را ثناگو اینچنینم

گه از فضایل دم زنم گه از مصائب

با مدح و با مرثیه در تبلیغ دینم

مجنون زهرا می کنم کلّ فلک را

دیوانۀ زهرایم و لطفش معینم

مداحم و مداح خار چشم دشمن

یعنی چو تیری در کمان مؤمنینم

مداح را امروز دنیا می شناسند

ما را به نام حبّ زهرا می شناسند

مائیم عبد آل طاها تا قیامت

دم می زنیم از حبّ زهرا تا قیامت

راهی که ما داریم سازش ناپذیر است

دارد ادامه نهضت ما تا قیامت

با مادر خود روز اوّل عهد بستیم

لبّیک یا ام ابیها تا قیامت

سر بند یا زهرا شده تاجِ سرِ ما

یعنی تشیّع هست آقا تا قیامت

آنان که فهمیدند سلطان جهانیم

ما را صدا کردند مولا تا قیامت

دیروز خرمشهر خطّ اولِ ما

امروز کعبه مکۀ بطحا تا قیامت

در دین ما ارضِ فدک طولِ فدک چیست؟

از آسیا تا کلّ دنیا تا قیامت

از مرزِ ایران انقلاب ما گذشته

پس غربت اسلامِ ناب ما گذشته

امروز عهد ما همان پیوند زهراست

ما عبد زهرائیم و دل در بند زهراست

یا فاطمه بر سینۀ ما نقش بسته

دعوای دشمن با همین سر بند زهراست

فریاد ما از نالۀ زهرا بلند است

یعنی که نهضتها همه پیوند زهراست

لبخند دشمن ذرّه ای ارزش ندارد

زیرا رضای دوست در لبخند زهراست

تا فاطمه دارد دعا بر رهبر ما

شمشیر تیز خطبه اش مانند زهراست

از کوچه تا کرب و بلا  یک راه سرخ است

یعنی شهید نینوا دلبند زهراست

با نام زهرا نام زینب همتراز است

چون زینب کبری همان پسوند زهراست

روزی که می سازیم گلزار حسن را

راضی ز دست ما دل خرسند زهراست

امروز صحن حضرت زهرا بسازیم

فردا بقیع آل طاها را بسازیم

زهرا که بر مولای بی همتاست همتا

در بارگاه حضرت یکتاست یکتا

در عالم خلقت ز هر کس بی نیاز است

او از تمام عالم بالاست بالا

قبل از به دنیا آمدن ذکرش فراگیر

قرآن به وصف حضرتش گویاست گویا

کوثر بنام اوست او خیر کثیر است

در پیشگاه حضرتِ والاست والا

با اوست که حجت به حجتها تمام است

او کیست ؟ بر هر سیزده مولاست مولا

ام ابیها در جهان ثانی ندارد

آن مادری که مادر باباست بابا

زهرای اطهر کیست هستی بخش عالم

یعنی که فیض حضرتش عظماست عظما

گسترده تر از سفرۀ او در فلک نیست

زیباترین نام زنان زهراست زهرا

او مقتدای یازده نسل امامت

او از ازل اِشراف دارد تا قیامت

هستی به دنیا داده زهرا با قیامش

عزت بما بخشید مادر با کلامش

آن اسوه ای که در دو عالم بی نمونه است

خود را سپر فرمود در راه امامش

کوته ترین آیات را دارد ولیکن

والاترین القاب را کرده بنامش

زهراست آن بانو که با آن قدر پنهان

داند امیرالمومنین قدر تمامش

زهراست آن بانو که با بوسه به دستش

پیغمبر اکرم کند درک مقامش

زهراست آن بانو که روزی چند نوبت

جبریل می آورد از بالا سلامش

هستیِ خود را پای مولا ریخت امّا

با این همه،دنیا نشد یکدم به کامش

آن خطبه های آتشینِ کربلایی

آن عمرِ عالم تاب ، آن حُسن ختامش

زهرا بما آموخت زهرایی شدن را

با جان و هستی راه مولایی شدن را

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – سید پوریا هاشمی مانده ام عمریست در روایت معراج فکر زمینی کجا حقی
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:40 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – سید پوریا هاشمی

 

مانده ام عمریست در روایت معراج

فکر زمینی کجا حقیقت معراج؟

گفتن از شأن توست حکمت معراج

سهم نبی آمد از ضیافت معراج

 

سیب بهشتی شدی و نور تو آمد

تا به زمین جلوه ی حضور تو آمد

 

طعنه ی اهل زمانه داد نتیجه

بندگی عاشقانه داد نتیجه

آن همه اشک شبانه داد نتیجه

چله ی پیغمبرانه داد نتیجه

 

دست خدا آمد و به خاک خدا داد

حضرت انسیه را ز لطف به ما داد

 

آمدی و حال روزگار عوض شد

سختی پاییز با بهار عوض شد

رسم و رسوم بد دیار عوض شد

بین نبی و خدا قرار عوض شد

 

عهد بر آن شد مقام داشته باشی

مثل خدا احترام داشته باشی

 

جنس تو از خاک نیست جنس خدایی

مادر پیغمبری و مادر مایی

خیر کثیر و کثیر خیر نمایی

قبله همان جاست که تو رخ بنمایی

 

صبح به صبح آمد و به سوی تو خم شد

ختم رسل دست بوس دست تو هم شد

 

چادرت از عرش تار و پود هم آورد

وقت گرو هرچه خیر بود هم آورد

عرش را به خانه ی یهود هم آورد

طایفه اش را به سجده زود هم آورد

 

پس بده ماهم از آن غبار بگیریم

از قبل چادرت قرار بگیریم

 

سید پوریا هاشمی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – قاسم صرافان در میان شعر تو بانو اگر حاضر شدم خواندم اول کوثر و با
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:40 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – قاسم صرافان

 

در میان شعر تو بانو اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو بردم فاطمه! شاعر شدم

 

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

 

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

 

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

 

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

دیدنش بار رسالت را سبکتر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

 

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

 

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

 

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه

 

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

هست شیرین نامتان، قند مکرر می‌شوید

هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شوید

 

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند

شاعران تنها برای یک نظر، رو می‌زنند

 

در کسا، بی پرده با الله صحبت می‌کنی

هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی

فکر خلقی، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

در غم همسایه، ترک خواب راحت می‌کنی

 

مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه

می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه

 

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این

سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین

حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین

واقعاً «الحمد للهِ ، رب العالمین»

 

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس

فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

 

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت

با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت

پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

 

حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت

داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

 

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر

خانه‌ات میخانه، ساقی با سخاوت، جام پر

از تو راضی و دلش از گردش ایام پر

کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

 

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!

بت شکن! برخیز، بسته دست او را روزگار

 

قاسم صرافان


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 3


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – رضا جعفری ای حضرت مونث در جمع مردها ای نازک شکستنی اینجا کجا شما
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:39 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – رضا جعفری

 

ای حضرت مونث در جمع مردها

ای نازک شکستنی اینجا کجا شما؟

 

ای سیب نو ظهور ، نزول شما بخیر

خوش آمدید از سفر از باغ از خدا

 

اوقات زیر سایه ی طوبا چطور بود؟

اینجا جهنم است نپرسید حال ما

 

چهل سال منتظر شده یک مرد بی پسر

از شاخه ات بچیند و بی هیچ ادعا...

 

..حالا که تشنه میشودت چشمه میشوی

وقتی گرسنه میشودت میشوی غذا

 

نه ماه صبر کردی و نه سال زندگی

نه سال عاشقی کن و این بیست و هفت را

 

یک سفره کن به وسعت باغ فدک ، زمین

دعوت کن از تمام اهالی روستا

 

یکتایی و بدون مثل ، مثل هیچکس

مثل علی - که شوهرتان - مثل مصطفی

 

تو با ظهور این دو نفر مو نمیزنی

خانم بگو شما یکی هستید یا سه تا؟

 

هم بوی یاس داری و هم بوی سیب و به

میخواستم ببویمت ای گل جدا جدا

 

هر روز نور میخورد از چشمهایتان

سیاره ی گرسنه ، خورشید ناشتا

 

تو کار خانه میکنی اما بدون دست

بر خاک راه میروی اما بدون پا

 

خسته شدید از این همه کثرت از این نزول

خسته شدید از تو و من، او، شما و ما

 

تاول زده است دست شما خاک بر سرم

دستاس را به من بده خانم چرا شما

 

آیا کسی بدون وضو دست زد به تو

ای سیب ، گونه های تو سرخ از حیا چرا؟

 

من پهلوی تو هستم و تو چشمهای من

من ضربه میخورم و تو باقی ماجرا

 

رضا جعفری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – نعیمه امامی خبر به اهل زمین تا به آسمان دادند و خضر و نوح و سلیما
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:38 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – نعیمه امامی

 

خبر به اهل زمین تا به آسمان دادند

و خضر و نوح و سلیمان به سجده افتادند

 

و آیه ها همه در انتظار سوره ی عشق

به پای کوثر قرآن به سجده افتادند

 

به احترام قدم های مادر یوسف

همه اهالی کنعان به سجده افتادند

 

سرشت... روح تو را با گلاب ناب ... خدا

شدی عصاره ی ایمان و عصمت و تقوا

 

تو آمدی که شوی زینت پدر زهرا

گل وجود تو از طینت پدر زهرا

 

خلاصه ای ز بهشتی جمال قرآنی

زلال چشم تو باران کمال انسانی

 

خدا نخواست دوتا باشی و یگانه شدی

برای خلق بهشت برین بهانه شدی

 

نفس کشیدی و آیات عشق نازل شد

و یازده قمر از ره رسید کامل شد

 

خدا نخواست ببینند روی چون ماهت

حریری از حرمش بر رخ تو حائل شد

 

و خواست خلقت زهرا گزیده تر باشد

انیس و مونس و ریحانه ی پدر باشد

 

نگین خاتم احمد سلام فاطمه جان

تمام جان محمد سلام فاطمه جان

 

نفس کشیدی و آیات کوثری آمد

و قد کشیدی و تقدیر حیدری آمد

 

که عرش بوسه زند بر غبار چادر تو        

و آفرید علی را فقط به خاطر تو

 

نوشت نام تو را روی سینه ی افلاک

شد عطر یاس تجلی فاطمه در خاک

 

چه دختری که شده مادر پدر ... زهرا

برای خاتم پیغمبران گوهر... زهرا

 

حیاط خانه تان روضه ی منور عشق

دلیل بارش باران... شدید مادر عشق

 

و گفت حق که شوی ابتدا و آخر عشق

فرشتگان همه در سجده در برابر عشق

 

تو آمدی که مشخص شود حساب و کتاب

ملاک جنهت و دوزخ شدی .. ثواب و عقاب

 

نوشته اند به پرهای قدسیان و ملک

تو وارث همه ی آبها و باغ فدک

 

الا نشانه ی ایمان تویی کلام خدا

که یک تنه شده ای لشگر امام خدا

 

قرار شد که شوی همسر و قرار علی

بتول و راضیه باشی ...همیشه یار علی

 

خدا نوشت به پیشانی بهشت برین

علی برای تو باشد تو هم کنار علی

 

در آن هجوم سیاه جهالت و تکفیر

بهشت خانه ی حیدر شدی بهار علی

 

تو آمدی که شوی غمگسار پیغمبر

گل معطر خاتم بهار پیغمبر

 

بخند خنده ی گل دیدنیست دختر من

و روی ماه تو بوسیدنیست دختر من

 

چقدر با تو معطر شده است این خانه

بهشت یاس پیمبر شده است این خانه

 

و نام فاطمه را برگزید رب جلی

نوشت روی پر جبرئیل دخت نبی

 

و خواست دختر باران ... جدا لقب گیرد

شکوه و زینت ارض و سما لقب گیرد

 

تو آمدی که حسین و حسن امام شوند  

حسن کریم شود مجتبی لقب گیرد

 

تو آمدی که مشخص شوند ظلمت و نور

حسین مظهر خون خدا لقب گیرد

 

اگرچه مادر عباس نیستی ...گفتی

عزیزِ مصرِ وجودِ شما لقب گیرد

 

به روی دامن زهرایی شما... زینب         

عقیله باشد و دُرِّ حیا لقب گیرد

 

رئوف باشد و در غربتش غریب نواز

به روی چشم خراسان رضا لقب گیرد

 

بگو که شیعه ی حیدر ... دگر چه غم دارد..؟

گدای خانه ی زهرا ...بگو چه کم دارد..؟

 

شفیع صحنه ی محشر...  بدان که فاطمه است

گواه غربت حیدر ، بدان که فاطمه است

 

اگر چه خاتم پیغمبران محمد بود

رسول قلب پیمبر بدان که فاطمه است

 

نوشت روی پر جبرئیل تفسیر

نزول سوره ی کوثر ، بدان که فاطمه است

 

و مادری که چکید از نگاه بی تابش

مصاف لاله و خنجر ، بدان که فاطمه است

 

همان صدای حزینی که در غروب فرات

رسید لحظه ی آخر بدان که فاطمه است

 

نوشت نام تو را از رسول بالاتر

شدی خلاصه ی عصمت و بانوی سرور            

        

ندیده عالم امکان ستاره ای چون او

و نیست شان کسی از بتول والاتر

 

زنان مومنه ی عالم از ازل به ابد

خدیجه ، مریم و حوا ... مرید این گوهر

 

به گرد پای شما هم نمی رسد خورشید

ز نورتان شده در پرده آفتاب و قمر

 

تو فاطمه و بتول .. انسیه و حورایی

محدثه و تقیه ...سماویه ... کوثر

 

چقدر راضیه بودن شبیه ذات شماست

مطهره شده ای ... بهر مصطفی مادر

 

نوشت نام تو را مومنه و پاک سرشت

زکیه، حانیه ، صدیقه ... زهره ی اطهر

 

بشر نبودی و انسیه خوانده اند تو را

فرشته ای که شدی بهر مرتضی همسر

 

خدا سرشت وجود تو را ز نور جلی

به سجده های مکرر  و اشک های سحر

 

و خواست تا به مقام شما بیافزاید

و سیده شده ای از همه زنان برتر

 

نمازهای شما حال دیگری دارد

دعای فاطمه تاثیر بهتری  دارد

 

تو آمدی که شوی مرهم و قرار پدر

خوشا به حال نبی چون تو مادری دارد

 

بدان رسول خدا گفت : فاطمه ز من است

گل وجود پیمبر عزیز جان و تن است

 

مقدس است مقامات مادران اما

بهشت زیر قدمهای مادر حسن است

 

کسی شبیه تو زهرا نیامد و هرگز

حدیث ناب کسایت ، دلیل این سخن است

 

نعیمه امامی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) – علی فردوسی تقدیر جهان شد که منور شده باشد بگذار که اینگونه مقدر
سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت 12:36 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) –  علی فردوسی

 

تقدیر جهان شد که منور شده باشد

 بگذار که اینگونه مقدر شده باشد

 

بگذار شود پای ملائک به زمین باز

 از جمله ی افلاک زمین سر شده باشد

 

بگذار که این هلهله در شهر بپیچد

 بگذار خبر قند مکرر شده باشد

 

بگذار دل هر دو جهان شور بیافتد

 دل ها همه با عشق برابر شده باشد

 

هرچند پسر پشت و پناه پدر...، اما

 ای کاش که فرزندش دختر شده باشد

 

بگذار پس از آمنه، این بار محمد

 با آمدنش صاحب مادر شده باشد

 

بگذار که سیراب شود این عطش محض

 این ها همه از مقدم کوثر شده باشد

 *

وقتش شده لبخند به لب ها بگذارند

 غم را همه در محضر او جا بگذارند

 

رسم ادب است این و بنا شد که ملائک

 با غسل و وضو در حرمش پا بگذارند

 

هم مریم و هم هاجر و هم آسیه، هریک

 صد بوسه به پیشانی "عذرا" بگذارند

 

ماندند بخوانند کنون "بنت رسولش"

یا نامش را "ام ابیها" بگذارند

 

چشم همه روشن شده از نور وجودش

 خوب است که نامش را زهرا بگذارند

 *

از خواستنش پس نکشد پای خودش را

 حالا که علی یافته همتای خودش را

 

حالا که محمد دلش از وحی درست است

 باید بدهد دست که زهرای خودش را

 

حالا که خدا خواسته با بودن این عشق

 کامل بکند معنی دنیای خودش را

 

از بس به هم این عاشق و معشوق می آیند

 باریده به شوق ابر سراپای خودش را

 

از عشق کجا یار به دلدار بگوید!؟

 رو کردن دل می طلبد جای خودش را

 

چشمان علی باز به زهرا نگران است

 این بار ولی دارد معنای خودش را

 *

با اینکه گِل و سنگ و سفالینه و خشت است

 دارد چه هوایی! مگر این خانه بهشت است

 

این خانه بهشت است، نه، بالاتر از آن است

 از بس در و دیوارش با عشق سرشته است

 

این خانه همان جاست که در سبزی خاکش

 جز دانه ی ایمان و صفا هیچ نکشته است

 

در آینه ی پاکی این خانه ی خوبان

 زیبا بکند جلوه هر آن چیز که زشت است

 

می شد همه ی عمر چنین شاد بماند

 تقدیر دریغا که بدین سان ننوشته است

 *

ای وای، مبادا به جنون سر بزند در

 جز خانه ی حیدر در دیگر بزند در

 

بر پاشنه این مرتبه ای کاش نگردد

 هر قدر بلا در بزند، در بزند، در...

 

تا وا نشود، "یا علی" ای کاش بگوید

 خود را به در قلعه ی خبیر بزند در

 

وایا نکند خسته شود، بسته نماند

 آتش بزند بر در و بر سر بزند در

 

وایا نکند باد بالا راه بیابد

 هم یاس شود پرپر و پرپر بزند در

 

ناموس علی پشت در خانه نشسته

خود را چقدر این در و آن در بزند در

 *

با گریه و اندوه و غم و آه می آید

 با آه می آید علی از راه می آید

 

این زن چه زنی بود؟ دمش حق، قدمش حق

 حق دارد اگر با دل پر آه می آید

 

این موج که در چشم تر انداخته رویش

 جزر و مد عشقی است که از ماه می آید

 

از غربت "غَسّلنی فی الّیل" ـَش امشب

 دریا دریا خون دل از چاه می آید

 

بغض است که در حنجره ی خاک شکسته

 اشک است که از دیده به دلخواه می آید

 

از عرش به دلجویی تنهایی شیعه

 بانگ "فَسَیَکفیکَهُمُ الله" می آید

 

پشت در این خانه نمازی است شکسته

 اینجاست که "قد قامت" کوتاه می آید

 

 علی فردوسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 9


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26343
:: کل نظرات : 2142

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1612

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,066
:: باردید دیروز : 3,226
:: بازدید هفته : 14,470
:: بازدید ماه : 61,665
:: بازدید سال : 61,665
:: بازدید کلی : 8,918,772
لینک دوستان