close
مجتمع فنی تهران
مناجات و شهادت امام حسین
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
گره ی سیزدهم را تو بیا بازش کن
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:40 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز_طبیعت

گره ی سیزدهم را تو بیا بازش کن

ایهاالعشق فقط کرب و بلا کم دارم

علی_علی_بیگی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 12


غم میخوریم ، شکر ، غمش هم زیاد هست
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا حسین (ع)

غم میخوریم ، شکر ، غمش هم زیاد هست
در بین روضه محتشمش هم زیاد هست

شکر خدا که گریه کنش هم قلیل نیست
عیسای روضه ، فیض دمش هم زیاد هست

با کمترین هزینه به ثروت رسیده ایم
 این اشک بین روضه کمش هم زیاد هست

فهمیده ام ز گریه ی مستان عاشقش
که دور مانده از حرمش هم زیاد هست

با سر بدو به سوی درش در بزن فقط
ابن الکریم ما کرمش هم زیاد هست

پهلوی نیزه خورده ی این شاه بی کفن
کرده ورم... ولی.. ورمش هم زیاد هست


جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


قتیل تیغ تو در خون تپید با امید
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:37 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

قتیل تیغ تو در خون تپید با امید
هرآن شهید تو شد شد شهید با امید

به شوق خنجر تو با زبان الکن نبض
چه حرفها زده حبل ورید با امید

نشد ز شدت شمشیر غم دوتا کمرش
دلی که انس گرفته شدید با امید

به فکر عطر فشانی برای عشاق است
صبا که گیسوی گل را کشید با امید

کبوترانه در این دشت رفتم و دیدم
عقاب از سر سنگی پرید با امید

سرشک رفت بگوید ز غم به یار که چشم
در التماس لبش را گزید با امید

چنان که پیر به مقصد رسد به لطف عصا
دلم چه ساده به منزل رسید با امید

بهانه اییست شفای شمیم پیراهن
بیا که دیده ی یعقوب دید با امید

ز یک درخت میان شراره ها ای دل
شود صدای خدا را شنید با امید

دم از مسیح نخواهم که وامدار بود
از آنچه روح به مریم دمید با امید

شود لطافت باران خشونت سیلش
هرآنکه لطف خدا را ندید با امید

ز نرمی دل یزدان دلا ببین داوود
چو نخ گرفت به دستش حدید با امید

شرف مجو ز کسی جز خدا که رسوایی ست
عزیز یوسف خود را خرید با امید

ببین که دزد در بسته را به یک سوزن
نمود باز به جای کلید با امید

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
لباس بر تن شب شد سپید با امید

ز یأس عید تو گردد عزا به خود بازآ
و گشت شام عزا صبح عید با امید

نه مثل تاک پریشان چو نخل سر بکشم
بجای می بزنم گر نبید با امید

نشسته منتظرم تا گریزم از زاهد
چو آهویی که ز دامی رمید با امید

خلاف حرکت دست درختهای بلند
زد از جنون به زمین دست بید با امید

چه دامها که به دور خودم نمودم پهن
که تارتن به تغافل تنید با امید

برای جذب نگاه مطهر یوسف
چه دستها که به مجلس برید با امید

به باغبان نرسد این خبر که گلچینی
برای نان شبش لاله چید با امید

شراب خوردم و گفتم خدا ببخشاید
خوشم که مستی ما شد مزید با امید

به استواری قرآن که وعده داده خدا
وعیدها همه گردد نوید با امید

به شوق نقش هدایت به جبهه ی ما بود
حماسه ایی که حسین آفرید با امید

حسین! آنکه سروده برای عشاقش
به راه عزت خود سر دهید با امید

برای مرهم زخم دل محبانش
مسیر شعر به روضه کشید با امید

امید چونکه شود یأس پیر خواهد کرد
حسین بر سر اکبر رسید با امید

به خنده گفته ی شش ماهه تير را عجب است
پی مراد نیافتد مرید با امید

به عشق روی اباالفضل تا ابد هر رود
گرفت دامن سروی رشید با امید

برای آنکه نیافتد به دشت خون عریان
چو غنچه پیرهنش را درید با امید

برای شمر ! که لرزد به جای دستش دل
شمیم یاس به هر سو وزید با امید

دوباره خواست ببیند حسین را خواهر
ز تل به مقصد مقتل دوید با امید

چه نسبتی ست به غم.میدهند زینب را
برای بوسه به مقتل خمید با امید

ز ناقه در پی آغوش بر زمین افتاد
چو شبنمی که ز برگی چکید با امید

رقیه نقش یتیمی کنار بابا را
به روی خاک خرابه کشید با امید

به تیغ تکیه مکن در نبرد مظلومان
که بود محضر زینب یزید با امید

ز پاک بازی ارباب ماست عاشورا
در اوج نحسی خود شد سعید با امید

بیان واژه نشان امیدهاست که گفت
تفاوت است میان امید با امید

هدف ندیدن تنهایی است از این رو
غریب از همه شد ناپدید با امید

چه قصرها که بنا کرده ام به کاخ خیال
چو شاملو که بسازد سپید با امید


 

 

محسن_قاسمی_غریب

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


اوّل دفتر سالم بنویسید حسین(ع)
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:33 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر شروع سال

اوّل دفتر سالم بنویسید حسین(ع)
برکت روزی و مالم بنویسید حسین(ع)
رازق مردم عالم؟؟ بنویسید حسین(ع)
نام ارباب حلالم... بنویسید حسین(ع)

چه حسینی که جهان عرصهء یکتازیِ اوست
چه حسینی که گهی خلق ملک بازیِ اوست

چه حسینی که قتیل العبراتش خواندند
فَلَک و مُلک و مَلک ، فُلک نجاتش خواندند
جاودانهای جهان آب حیاتش خواندند
بی سبب نیست که اعلا درجاتش خواندند

سجدهء آخر او را چه مقامی دادند
که سماوات ازین سجده به خاک افتادند

به خداوند قسم! روح معاد است حسین(ع)
به کرامات حسن! باب مراد است حسین(ع)
کفر اگر ظلم کند اذن جهاد است حسین(ع)
گرچه امروزه در این شهر زیاد است حسین...

أحدی مثل جگر گوشهء زهرا(س) نشود
مرد و مردانه نگردید که پیدا نشود

مثل آقا ضربان دل ماهم زهراست(س)
نقش دیوار و در منزل ماهم زهراست(س)
سربلندیم همه.. حاصل ماهم زهراست(س)
بهترین گریه کن محفل ماهم زهراست(س)

زیر آن دشنه چو خورشید درخشید حسین(ع)
هرکسی گفت «بُنَیَّ» ... بنویسید : حسین(ع)

عماد_بهرامی_سکوت


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


با جان و دل غم تو خریدار می شوم
چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 18:43 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با جان و دل غم تو خریدار می شوم
ابرو گره مزن که گرفتار می شوم

زخم زبان و طعنه شنیدن بجای خود
لازم شود به عشق تو بر دار می شوم

جز تو کسی برای گدایت نمانده است
من را بخر، اگر نخری خوار می شوم

لطف مکررت شده حق مسلّمم
تقصیر لطف توست طلبکار می شوم

فریاد می زنم : " کس و کارم فقط تویی"
ردّم نکن که بی کس و بی کار می شوم

دردم فراقتان و دوا کربلایتان
از دوری ضریح تو بیمار می شوم

تو از یمین عرش دعاگوی زائری
من خاکبوس تک تک زوار می شوم

امسال هم به درد فراق حرم گذشت
چشم انتظار لحظه ی دیدار می شوم

دنیا که جای خود به خدا بعد مرگ هم
دلتنگ روضه های علمدار می شوم
.
.
دشمن به فکر غارت پیراهن من است
بعد از تو صید نیزه ی اغیار می شوم

مرضیه نعیم امینی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم
دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 4:27 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم
دو قدم روضه بخوانم...دو قدم گریه کنم

بروم سمت ضریحی که بهشتم آنجاست
برسم پیش نگارم...برسم گریه کنم

دست خود را گره بر گوشه ی شش گوشه کنم
درد دل با خود ارباب کنم...گریه کنم

کارم این است که سمت حرمش رو کنم و...
از همین دور سلامش بدهم گریه کنم؟

چاره ای جز غم دوری حرم نیست که نیست
بگذارید به بیچارگی ام گریه کنم

قسمتم نیست که من زائر شش گوشه شوم
بروم بر بد اعمال خودم گریه کنم

سال نو آمد و من کرب و بلایی نشدم
دل من لک زده تا کنج حرم ....


زینب کلانکی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


سلام حُسنِ زمین و زمان...سلام حسین
شنبه 07 اسفند 1395 ساعت 7:56 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلام حُسنِ زمین و زمان...سلام حسین
سَرت سلامت و ماهِ رُخت تمام ، حسین !

چقدر دور سَرت آفتاب می گردد
ستاره ها همه محوِ تو  صبح و شام...حسین!

تو سَروَری و عجب نیست پیشِ پای سَرت
بِایستند درختان به احترام حسین

سَرت به نیزه بلند است در برابرِ من...
چنان بلند که شد رَشکِ خاص و عام حسین

اسارتِ سَر و داغِ فراق و از طرفی
غمِ اهانتِ پسکوچه های شام  ، حسین!

دلم که تنگ تر از دستِ مردمانِ شب است،
شکسته مثل سَرت بین ازدحام،  حسین

خدا اگر بپذیرد، قشنگ خواهد شد
هرآنچه بر سَرم آمد در این قیام ،حسین!

"سَرم خوشست و به بانگِ بلند میگویم"
همیشه درد، حسین است و التیام،حسین


عارفه_دهقانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام بی کفن را دوست دارم
شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 11:42 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجاتی سید الشهدا ع و گریز گودال


امام بی کفن را دوست دارم
شه دور از وطن را دوست دارم

به سینه می زنم در تکیه هایش
من این سینه زدن را دوست دارم

میان روضه هایش بی قرارم
و این مضطر شدن را دوست دارم...


...لبم ذکر "حسین جانم" گرفته
بخوان روضه دلم را غم گرفته


خوشا آن دیده که با گریه ، تر شد
خوشا آن دل که از غم با خبر شد

بخوان روضه که زینب در به در شد
رفیق گریه اش خون جگر شد

همان زینب که جان نیمه جانش
شبیه شمع، آب و مختصر شد


 به گریه رفت بر بالای گودال
سرش را بر زمین زد، رفت از حال...


... غریب نینوا شد تکه تکه
به زیر تیغ ها شد تکه تکه

سرش از تن جدا شد ضربه ضربه
تنش در خون رها شد تکه تکه

به وقت دیدنش در زیر نیزه
دل زینب جدا شد تکه تکه


بزن لطمه که زینب لطمه زن شد
کنارش، جسم عشقش بی کفن شد


تمام ماجرا با غصه طی شد
سرش با خنجری از پشت پی شد

به پیش چشم پر از اشک زینب(س)
سر ارباب مظلومان به نی شد

به روی طشت زر افتاد، آخر
پس از خون بصر مهمان مِی، شد


نه از مِی ، امشب از خون باده سر کن
تو از داغ مدینه دیده تر کن


مدینه، ای امان از این مدینه
امان از این غم و از بغض و کینه

همیشه دست طعمه بر زمینه
همیشه گرگ در حال کمینه

لگد آمد به استقبال زهرا (س)
ز ضرب میخ در شد پاره سینه


نخوان روضه که مهدی ، روضه خوانه
بریزد اشک، از غم دانه دانه


امام پاره تن را دوست دارم
شه دور از وطن را دوست دارم

من آن مرغ اسیر باغ عشق
و مرغان چمن را دوست دارم

به گلزار رقیه می پرم من
من این دشت و دمن را دوست دارم


منی که غرق مهر و مست عشقم
همان کلبِ دو بانوی دمشقم



جعفر ابوالفتحی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


دوباره آمدم از راه دور سمت حرم
سه شنبه 28 دي 1395 ساعت 11:26 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دوباره آمدم از راه دور سمت حرم
سلام حضرت آقا سلام بال و پرم

جواب میدهی آیا به این گدا آقا
که من تمامیِ عمرم به شوق در به درم

عزیز فاطمه هر شب به یاد کرببلا
هزار چشمه ی جوشان چکید از بصرم

مرا به خادمیِ خانه ات قبولم کن
به حق ندبه و اشک و زیارت سحرم

مرا ز بدو تولد به برکت تربت
سپرد دست تو ،آقای مهربان، پدرم

هنوز نغمه لالاییَم به گوشم هست
حسین، ذکر لب مادرم، کنار سرم

به احترام شهیدان کربلا باید
به غیر شال عزایم، دگر کفن نبرم

تو را به جان عزیزت ردم مکن مولا
که بی تو میرود از دست حاصل و ثمرم

چه خوب می شود آقا که آخر این راه
به زیر بار عزای تو خم شود کمرم

به یاد خشکی لبهات، وقت نوشیدن
به جای رفع عطش ،سوخت یکسره جگرم

هزار سال گذشت از غروب خون، اما
هنوز میرسد آوای ناله ی.. پسرم'''''''

(بُنَیِّ قتلوک ذبحوک و من الماء منعوک،،،،،)

محمد قاجار

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ذکر لبم روبه حرم لبیک ارباب
سه شنبه 28 دي 1395 ساعت 11:21 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ذکر لبم  روبه حرم  لبیک ارباب
تو سَیـّدی من نوکرم لبیک ارباب

من از اهـالی دیار روضه هایم
نذری کوی دلبرم  لبیک ارباب

با اِتًکا بر اشکهای روضه ی تو
شد این گدایت محترم لبیک ارباب

وقتی شنیدم روی پیکر سر نداری
نذر سرت کردم سرم لبیک ارباب

پیراهنت را گرگهای دشت بردند
تو تا کـفن کردی کرم لبیک ارباب

لب تشنه ماندی ومرا سیراب کردی
درروضه ات واشد پَرم لبیک ارباب

پای سرِبر نیزه ات زینب به سر زد
شد ندبه خوان تو حرم لبیک ارباب

حسین ایمانی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رو بر تو آوردیم آقا ؛؛ خیر دیدیم
جمعه 24 دي 1395 ساعت 15:30 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

رو  بر تو  آوردیم آقا ؛؛ خیر دیدیم
عقبی بِجای خود که دنیا خیر دیدیم

امکان  ندارد  که درِ دیگر بکوبیم
ما  از درِ این خانه تنها خیر دیدیم


محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


آقا حسین ، عبد سراپا گناه من
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:13 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاحسین جان


آقا حسین ، عبد سراپا گناه من
شرمنده من ، مانده من و روسیاه من
اوج عطا حسین ، ته کوره راه من
از هر کجا رانده و بی سرپناه من
من را صدا زده که به اینجا نشسته ام
در روضه و مقابل زهرا نشسته ام
من را نگاه کرده  فدای نگاه او
جان ریختم ز عشق به پای نگاه او
من گریه می کنم به هوای نگاه او
    شاید شوم عبد و گدای  نگاه او
دادم هر آنچه بود نگاهم کند حسین
در چشم من اشک فراهم کند حسین
بودم پر از گناه ، لیاقت نداشتم
در دامنم قطره ای طاعت نداشتم
یک روز با حسین رفاقت نداشتم
در سینه ذره ای ز محبت نداشتم
جز بر حسین به هیچ کسی رو نمی زنم
در پشت هیچ خانه ای زانو نمی زنم
آقا اگر که اوست ، گنهکار می شوم
به اهل این خانه بدهکار می شوم
با هر بهانه باز گرفتار می شوم
دارای حال و روز اسفبار می شوم
گفتم حسین و زود مرا هم بغل گرفت
این سینه ام مزه ی شهد عسل گرفت
بی چاره من ...فقیر من... اما کریم او
من بی نوا و صاحب خوان نعیم او
من دست و پا گیر و یگانه رحیم او
احسان در بساط خدا از قدیم او
آدم" حسین" گفت که آدم خطاب شد
 یک قطره گریه جای عذابش حساب شد
من را کشاند روضه و اینجا نشسته ام
میلی نداشتم ولی حالا نشسته ام
یک گوشه ای رفتم و تنها نشسته ام
با دلخوری به حالت دعوا نشسته ام
من نا امید آمدم من را نگاه کرد
کوه گناه بنده را چون پرّ کاه کرد
گفتم عطش راه به سوی حرم زدم
تا کربلا راه جدیدی رقم زدم
باید ببینم چه گِلی بر سرم زدم
از تشنگی گفت و دلم را به غم زدم
از عرش ناله های بُنی بلند شد
زهرا رسید و روضه ی ما دلپسند شد
در زیر نیزه ها کمرش تیر می کشد
افتاده و بال و پرش تیر می کشد
از درد بسیار ، سرش تیر می کشد
زینب ز چشمان ترش ...تیر می کشد
می گفت : فاطمه پسرم را رها کنید
بر پیکرش حداقل بوریا کنید


#محمد_سعید_طالبی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 4


کِی شود حُر شَوَم و توبه ی مردانه کنم
شنبه 11 دي 1395 ساعت 7:25 | بازدید : 199 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کِی شود حُر شَوَم و توبه ی مردانه کنم؟!
سینه ام را ز چه مَنزلگهِ بیگانه کنم؟!

سینه ویران شده ی توست به ولله حسین
گنج را من طلب از سینه ی ویرانه کنم

ای تو مستانگی من! چه لزومی دارد
عشقِ تو باشد و من باده به پیمانه کنم

میروَم‌ هیئت و در بَدو ورودَم زین پَس
مشکلی نیست اگر نیّت میخانه کنم

خنده ای کُن بوَزَد بویِ خوشِ سیبِ حرم
وَ اناری بده تا با دل و جان دانه کنم

آه اگر شمع تویی تا به اَبد شرمَم باد
خنده بَر حالِ پُراز گریه ی پروانه کنم

ای سَرِ نیزه نشین کاش نسیمی بودم
تا که گیسویِ پریشانِ تو را شانه کنم

بارها توبه شکستَم تو ولی بخشیدی
کِی شَوَد حُر شَوَم و توبه ی مردانه کنم؟!




محسن کاویانی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


من زمین گیرم ، گرفتارم.. دعایم کن حسین
سه شنبه 07 دي 1395 ساعت 4:21 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

من زمین گیرم ، گرفتارم.. دعایم کن حسین
از خودم والله بیزارم ..دعایم کن حسین

ناظر من بودی و من ملتفت بودم ولی..
باز هم آلوده رفتارم ..دعایم کن حسین

روبه موتم چون که باشد دردهایم لا علاج
سال های سال بیمارم..دعایم کن حسین

می کنم توبه ولی دنبال عصیان می دوم!!!
به خدا خسته ز تکرارم ...دعایم کن حسین

نیستم پیش تو و پشتم به جایی گرم نیست
در بیابان بوته ای خارم....دعایم کن حسین

هرچه من بد می کنم تو مهربانی می کنی
من به تو خیلی بدهکارم....دعایم کن حسین

از تو دورم که رفیق خلوتم شیطان شده
زخم خورده از همین یارم ..دعایم کن حسین

تو نگاهم می کنی و من خجالت می کشم
نوکرم..افسوس سربارم!! دعایم کن حسین

صبر کن حرفی است که مانده درون سینه ام
هر چه باشم دوستت دارم..دعایم کن حسین

خورده بر کارم گره با دست تو وا می شود
حاجت کرب وبلا دارم..دعایم کن حسین

محمد سعید طالبی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 8


شعر ها باشد قشنگ،حرف دل اما...خوب نیست
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:25 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا حسین (علیه السلام)

 

 

شعر ها باشد قشنگ،حرف دل اما...خوب نیست
ظاهراً خیس است چشمم....باطناً مرطوب نیست

گفته باشم... در مسیرت مرد میدان نیستم
در میان کوره ی دل جلوه ای از چوب نیست

آمدم تا که به خود دیدم که اشکم رفت رفت
کاسه ی چشمم شکسته ، جنس آن مرغوب نیست

چشم هایت را به روی کار های من ببند
کار و بارم سکه گشته ، زندگی مطلوب نیست

گوشه ای...افتاده ام...پس کی تکانم می دهی؟..
محتَضَر صبرش شبیه حضرت ایوب نیست

نیتم آزار تو هرگز نبوده...به خدا..
هرچه بد باشم...دگر.. فکرِ دلم معیوب نیست

هتک حرمت کرده ام...ای کاش می شد آخرش..
که به گوش من رسانی...فعل تو مکتوب نیست

گیرم اینکه بی وفایم ...باز هم در قلب من..
هیچ کس در حد تو اینگونه که محبوب نیست

لاف عشقت را زنم..اما دو چشمم سالم است..
یوسفی تو.. حال من یک ذره چون یعقوب نیست

کربلا می خواهم و از تو تمنا می کنم
در دلم می گویم و این خواهشم مکتوب نیست

زندگی دور از حرم بی چارگی محض شد
مردن بی کربلا رفتن گمانم خوب نیست!!
 
محمدسعید طالبی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 7


یک وجب خاک ، میان کفنم بُگذارید
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:24 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام
 

یک وجب خاک ، میان کفنم بُگذارید
مرهمی بر بدن سینه زنم بُگذارید

یک وجب خاک ، فقط از حرم کرب و بلا
بِگُذارید ، به روی بدنم بُگذارید

حتما اینگونه کمی بوی حرم میگیرم
ذره ای کاش ، محل بر سخنم بُگذارید

تا که در قبر ، فقط ناله زنم "وای حسین"
ذره ای تربت اعلی ... دهنم بُگذارید

همه جا جار زدم که وطنم کرب و بلاست
پس به روی لحدم ، از وطنم بُگذارید

یک وجب پارچه هم هست ، که اشک آلود است
این کمی پارچه را هم به تنم بُگذارید

کاش میشد که کمی ، تربت اعلای بقیع
در مزارم ، ز غبارِ حسنم بُگذارید


رضا قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ﺩﻭﺵ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺮﺩﻧﺪ
شنبه 27 آذر 1395 ساعت 12:54 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ﺩﻭﺵ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺮﺩﻧﺪ
ﻭﻧﺪﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ
ﺭﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺟﻨﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ
ﭼﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ! ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻫﺎﻟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ
ﻃﺎﻗﯽ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺭﺍﻩ ﻋﺒﻮﺭ
ﺍﻫﻞ ﺟﻨﺖ ﻫﻤﻪ ﭼﻮﻥ ﻗﺮﺹ ﻗﻤﺮ ﻣﯽﺑﻮﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺁﯾﯿﻨﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯﻝ ﻣﯽﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺳﯿﻨﻪﻫﺎ ﭘﺮ ﺯ ﻣﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺗﻬﯽ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺑﻮﺩ
ﺣﺠﺮﻩﻫﺎﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﮔﻞ ﻣﺮﯾﻢ ﺑﻮﺩ
ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ ﺩﺭ ﻃﺒﻖ ﻧﻮﺭ ﮔﺬﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻣﯽﮔﺬﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ ﻣﻈﻬﺮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ
ﻣﻠﮑﻢ ﺩﺍﺩ ﻧﺸﺎﻥ، ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ
ﻣﻠﮑﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻃﻠﺒﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﺗﻮ ﭘﺮﺳﺘﻮﯼ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ ﻻﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﺟﻨﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ
ﺁﻧﭽﻪ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﻨﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻠﮏ ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﺸﺖ ﺧﻄﺎﺏ
ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻍ ﺟﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮔﺸﺖ ﺧﺮﺍﺏ
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻨﻢ ﺗﺸﻨﻪ، ﻣﯽ ﻧﺎﺏ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺗﻮ، ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻃﻠﺐ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﮔﺬﺷﺖ
ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺭﺥ ﺁﻥ ﯾﺎﺭ ﮔﺬﺷﺖ
ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﯾﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺿﻪ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﺑﯽﺩﻭﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻍ ﺟﻨﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺑﯽﺩﻭﺳﺖ
ﺑﻬﺮ ﻣﻦ ﺑﺎﻍ ﺟﻨﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺭﻭﯼ ﺣﺴﯿﻦ
ﺯﯾﻦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺒﺮﻡ ﺳﻮﯼ ﺣﺴﯿﻦ
ﺑﺒﺮ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺯﻟﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺒﺮ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ
ﺑﯽ ﺣﺴﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﺒﺮ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽ ﺣﺴﯿﻨﻢ، ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯﻡ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺒﺮ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻋﻠﯽﺍﮐﺒﺮ ﻭ ﺯﯾﻨﺐ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺒﺮﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﺑﺪﻧﻢ
ﯾﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺳﺮﺍﯼ ﺷﻪ ﺻﺪ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻨﻢ
ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﮔﻞ ﻭ ﻧﻮﺭ ﻣﺴﺎﺯﯾﺪ ﻣﺮﺍ
ﺍﺯ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﺩﻭﺭ ﻣﺴﺎﺯﯾﺪ ﻣﺮﺍ


حمید کریمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دلتنگ توام دلی که درجان من است
سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت 10:30 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر مناجات امام حسین (ع)



دلتنگ توام دلی که درجان من است

بیچارگی از دوری تو کار من است



ای هستی من تمام هستم نذرت

مهرت به دلم نگین عقبای من است



نوکر کوی تو بودند همه اجدادم

نوکری ارثیه از جانب اجداد من است



این که هستم در این خانه ز لطف زهراست

این هم از مرحمت مادر مولای من است



هر شب از عشق تو بر سینه و بر سر زده ام

گریه و سینه زنی ضامن فردای من است



کاش آن لحظه که آیند نکیر و منکر

تو بیایی و بگویی، که مهمان من است



لحظه ی آخر مرگم که نفس بند آید

بنهی پا به سرم لذت دنیای من است



دل خود ر به کجا برم که آرام شود

خاک کوی تو فقط دارو و درمان من است



خواب دیدم در و دیوار حرم را یکشب

تکه آئینه ای از، این دل تنهای من است



گوشه ای از حرمت حور و ملک دیدم که

زین سبب شد حرمت وادی سینای من است



شب جمعه،حرم و صحن و سرایت آقا

حسرت روز و شب سینه ی غمبار من است



میرسد ناله ی زهرا که بنی قتلوک

نبرید از بدنش سر، که این جان من است



از غم و غصه ی دوری تو بنوشت «سبا»

شب جمعه حرمت تمام رویای من است



شاعر: سبا.م


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ایــن شعرهـا جــواب دلـم را نمیدهد
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 10:31 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ایــن شعرهـا جــواب دلـم را نمیدهد
باید تمام خلوت خود‌ را حسین ع گفت

محمدحسن رحیمی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


یک حرم ، یک‌عاشق‌سربار...فکرش رابکن
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 9:7 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 فکرش را ...

یک حرم ، یک‌عاشق‌سربار...فکرش رابکن
اول‌شب ، تاسحربیدار...فکرش رابکن

یک شب رویایی وذهنیّت‌وتو‌صیفِ‌عشق
یک‌ورق‌داری‌ویک‌خودکار...فکرش‌رابکن

من‌کجا؟آقاکجا؟اینجا‌کجا؟مشهدکجا؟
یک‌فضای‌خوب‌وبی‌تکرار...فکرش‌رابکن

مانده‌ای دنبال‌یک‌فرصت‌که‌کاری‌راکنی
دست‌تو‌تسبیح‌دراذکار...فکرش‌رابکن

آن‌گناهانی‌که‌کردی‌راتصورمیکنی
میشوی‌مشغول‌استغفار...فکرش‌رابکن

زیرباران قطره های اشک پنهان میشود
پس‌ریااینجانداردکار...فکرش‌رابکن

بین‌سرمای‌زمستان،خیس‌باران،خیس‌برف
دست‌توجاروشودابزار...فکرش‌رابکن

گرم‌رُفتن‌هستی‌وسرماچه‌معنی‌میدهد؟
بی‌خیالی‌ازهواانگار...فکرش‌رابکن

باصدای‌خش‌خش‌جارو‌تفاخرمیکنی
خادمی‌هستی‌دراین‌دربار...فکرش‌رابکن

ناگهان‌طوفان‌سختی‌بین‌این‌انگیزه‌شد
چوب‌جاروقصه‌گویِ‌تلخِ‌چوبِ‌نیزه‌شد

برسرِنیزه‌سرِسالار...؟فکرش‌رانکن
پایکوبی،خنده‌ی‌اشرار...؟فکرش‌رانکن

رقص‌شادی،طبل‌مستی،راس‌پرخون‌حسین(ع)
پیش‌چشم‌مردمِ‌انذار...؟فکرش‌رانکن

پای‌نیزه‌خواهری‌مویه‌کنان‌باحالِ‌زار
کرد‌برآن‌نیزه‌داراصرار...فکرش‌رانکن

سنگ‌های‌شامیان‌برقاری‌قرآن‌نخورد!
سرندیده‌اذیت‌وآزار...فکرش‌رانکن

بزم‌می،بزم‌طرب،بزم‌حرامی‌های‌پست
باوجودآن‌همه‌اغیار...فکرش‌رانکن

ریسمان‌برگردن‌طفلی‌نبوده!! زیوراست !
نعره‌بریک‌طفلکِ‌تب‌دار...؟فکرش‌رانکن

راه‌هموار‌ونداردهیچ‌پایی‌آبله
پایِ‌کودک؟بوته‌هایِ‌خار...؟فکرش‌رانکن

کوچه‌کوچه،راه‌بندان،مقصدی‌پردردسر
عمّه‌ی‌سادات‌دربازار..؟فکرش‌رانکن

کودکانِ‌سالخورده‌ظاهرو ، کهنه‌لباس
روبرویِ‌خنده‌ی‌تُجّار...؟فکرش‌رانکن

باهمین‌فکرِنکرده ، روز وشب تب میکنم
گریه‌برآوارگیِ عمّه زینب (س) میکنم

شاعر ابراهیم روشن روش

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


خیرت رسید و آدم عاصی بقاگرفت
شنبه 06 آذر 1395 ساعت 20:59 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خیرت رسید و آدم عاصی بقاگرفت،
پست و حقیر عالم امکان بها گرفت،

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهیش،
ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت،

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی،
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت،

جانی دوباره در تن بی جان او نشست،
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت،

یاایهالرءوف و زلطف مجسمت،
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت،

بخشیده شد تمام گناه و خطای او،
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت،

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید،

بازاءرین تو چو دم یارضا گرفت،

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو،
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت،

قربان نام تو که گره را گشایش ست،
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت،

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید،
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت،

من ازلبان عاشق رندی شنیده ام،
اینجا زرافت تو شود کربلا گرفت،

بی شک نشسته دردلتان مهر نوکری،
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت،

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما،
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت،

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم

هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت،

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند،
نوکر زیاده تر ز سرش از شما گرفت،

 

رضا آهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت 10:23 | بازدید : 93 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین


دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین


اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین


هرکه باهرنیّتی خوانده تورا دادی جواب
گاهی بااخلاص وگاهی با ریاگفتم حسین


گاهی در تنهایی ام نام تو را ناله زدم
گاهی دربزم عزایت بی صدا گفتم حسین


تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست وبی هواگفتم حسین


"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین،من از وطن تاکربلا گفتم حسین


حال میخواهی جواب شعرمن را هم نده
ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم "حسین"


محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


هرشب دلم حوالی ایوان کربلا است
چهارشنبه 05 آبان 1395 ساعت 12:53 | بازدید : 117 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرشب دلم حوالی ایوان کربلا است
عاشق همیشه بی سرو سامان کربلا است

اکبر، علیِ اصغر و قاسم به جای خود...
عالم بدان حُسین ع که سلطان کربلااست

پای دفاع ز کرب و بلا جان فدا کنم
جانی که هست در تنم از آن کربلا است

" در سایه ی عنایت فرزند فاطمه"س"
  ایران فقط نگین سلیمان کربلا است

در روز اربعین همه عشاق را ببین
این ها کمی ز گوشه ی طوفان کربلا است

حال کسی نرفته حرم را توأم بدان
نوکر همیشه دست به دامان کربلا است

زیباترین تجلی رنگین کمان عشق
در لحظه های بارش باران کربلا است

بگذار تا که باز بگویم ز روضه ها
حال دلم همیشه پرشان کربلا است

در قتلگه امام زمان عج گو چه دیده که؟
هر صبح و شام یکسره گریان کربلا است



سید امیر میثم مرتضوی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


مور هستم حاجتم را بر سلیمان میبرم
جمعه 23 مهر 1395 ساعت 11:27 | بازدید : 121 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مور هستم حاجتم را بر سلیمان میبرم

دستهای خالی ام را پیش سلطان میبرم

 

هر چه دارم میکشَم از دست چشمم میکشم

یوسفم را سالهاشخصاً به زندان میبرم

 

کاش چشمم را بگیرن اشک منرا پس دهن

چون مریضم را حرم اینگونه خندان میبرم

 

از سر من هم زیاد است اینکه در میخانه ام

سالها از نوکری فیض فراوان میبرم

 

غالباًبا نوحه و دم نذری ام دَم میکشَد

با دَم ارباب از این سفره ایمان میبرم

 

برسگ این کهف اصلاًکم محلی خوب نیست

استخوان دستم بده با چنگ و دندان میبرم

 

بیخودی که از بهشت آدم نمی آید برون

درد خود را کربلا دارم به قرآن میبرم

 

رحمت اله است حسین از این جهت با یا حسین

دارم از زهرای مرضیه دل آسان میبرم

 

هم دهانم هم کفن باخاک تربت آشناست

عمر خود را با حسینن جانم به پایان میبرم

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در روز تاسوعا 95


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک
چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 10:57 | بازدید : 107 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-شهادت

 

با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک

لَم تَقُل شیئا سِوا: قُم یا اخا! أدرِک اخاک !

مشک دور از دست گریان است و قدری دورتر

مانده بر صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک

عِندَما کُلُ یَرَونَ المَوتَ اَحلی مِن عَسَل

خاک گلگون را نمی شویند جز با خون پاک

کلُّ مَن فِی الموکبِ قالَ خُذینی یا سُیوف

تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک؟

یَلمَعُ النُّور الذی سَمّاهُ مصباحَ الهُدی

تا قیامت می درخشد این چراغ تابناک

داوری عادل تر از تاریخ در تاریخ نیست

نور هرگز در شب ظلمت نمی گردد هلاک …

 

فاضل نظری


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است
چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 10:47 | بازدید : 59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است

كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است

میان نافله وقتی قنوت می‌گیری

برایِ حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است

بده به راه خدا دست های ما خالی است

كنارِ خانه‌تان چندتا گدا خوب است

بكُش،حسین بگو ، پاره‌پاره كن جگرم

قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است

نوشته ام كه مرا در حصیر بگذارید

به آنكه اهلِ كفن نیست ، بوریا خوب است

سفید می‌شود این تارهایِ مو كم‌كم

گذشتِ عُمر در این زینبیه‌ها خوب است

اگر تو باشی و یادِ تو باشد و اشكم

برای نوكرِ این خانواده هركجا خوب است

 

حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


در بند کسی باش که در بند حسین است
دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 12:18 | بازدید : 73 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

در بند کسی باش که در بند حسین است

گلواژه ی لبهاش شکرخند حسین است

آنکس که گلت را به یکی "فاطمه" گفتن

آدم بنموده است هنرمند حسین است

ای دوست، از آن دم که سر از عقل بریدند

بر گردن عشاق گلوبند حسین است

زوار حسین بن علی زائر حقند

پیوند به حق بسته به پیوند حسین است

وقتی که رسل جمله عزادار حسین اند

در واقع عزادار، خداوند حسین است

دل کند از او اکبر و آن کس که به دنبال

خون خورده و جان داده و دل کنده حسین است

 

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای که دادی به دست ما پرچم
دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 12:15 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

ای که دادی به دست ما پرچم

با  غمت کرده‌ای مرا همدم

لطف خود را بیا و افزون کن

تا شوم با غم دلت مَحرم

چه کنم تا که این دل مستم

نشود از غمت جدا یکدم

ای غریب به خاک افتاده

وی اسیر غمت بنی آدم

لب خشکیده ات فرات حیات

تشنه کام لبت بود زمزم

نظری کن به سوی این وادی

ما همه گمشده تویی هادی

به تو و خاک پای تو سوگند

به تو و کربلای تو سوگند

به دل مهربان تو جانا

به خلوص و صفای تو سوگند

به غریبی کودکان تو و...

به غم ماجرای تو سوگند

به ندای غریب و جانسوزت

به طنین صدای تو سوگند

به تن پاره پاره و بر آن

سر از تن جدای تو سوگند

نبود حاجتی مرا دیگر

غیر اینکه دهم به راهت سر

 

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کاری به دشت لاله و گلشن ندارم
یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 11:5 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کاری به دشت لاله و گلشن ندارم
آواره ام، جز روضه ات مأمن ندارم

من دوستت دارم، بخوان از اشک هایم
از روسیاهی جرأت گفتن ندارم

این لطف زهرا مادرت بوده و گرنه
ظرفیت این عشق را قطعا ندارم

پیش خدای خود به یاد نوکرت باش
تو آبرو داری و اما من ندارم

دردسرت هستم ولی از خود مرانم
من که کسی را غیر تو اصلا ندارم

بر من به نورانیت "جون" ات نظر کن
حالا که پیشت چهره ای روشن ندارم

از آن شبی که آمدم کرب و بلایت
میلی به جنت، یک سر سوزن ندارم

درس بزرگی را من از عابس گرفتم
مجنون که باشم حاجت جوشن ندارم

عریان شدم تا که بدانی با تو هستم
حالا ببین مثل تو پیراهن ندارم

دیشب برایت تا سحر روضه گرفتم
من را ببخش امروز اگر شیون ندارم

تنها خودت تا روز آخر صاحبم باش
زنجیرِ غیر از عشق بر گردن ندارم

محمد جواد شیرازی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


جوان به هیات تو آمدیم و پیرشدیم
یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 11:2 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار امام حسین(ع) – ماه محرم

 

جوان به هیات تو آمدیم و پیرشدیم

ز قبل روز تولد تو را اسیر شدیم

 

جسارتا ز حساب و کتاب باکی نیست

به نیم قطره اشکی ببین چه شیر شدیم

 

به سیم و زر نفروشیم نوکری تورا

که ما به خاطر این نوکری امیر شدیم

 

درخت بار دهد شاخه اش می افتد و ما

ز فرط جرم و گناه است سربه زیر شدیم

 

شما مقام شفاعت به گریه کن دادید

که ما فراز اجرنای یامجیر شدیم؟

 

ببین به گفتن یا لیتنا خوشیم حسین

ببخش زود نبودیم ببخش دیر شدیم

 

اگر چه روی سیاهیم  و بوی بد داریم

ز یا حسین فروشنده عبیر شدیم

 

ز بعد اوف لنا الکیل سفره گستردیم

ز دستگیری دست تو دستگیر شدیم

 

ز ما دریغ مکن این غذای نذری را

کجاست ماه محرم که ما فقیر شدیم

 

تن تو جمع نشد جمع ما ولی جمع است

ز دانه دانه زنجیرتان کثیر شدیم

 

به شوق آمدن مادرتو منتظر

زمان آمدن منکر و نکیر شدیم

 

تمام خاطره ما ز دور کودکی است

نبین کشیده قدیم و نبین کبیر شدیم

 

چه عزتی به از این عمر رفته با تو گذشت

جوان به هیات تو آمدیم و پیر شدیم

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در روز سوم محرم95


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گفتیم یاحسین و خدا هم خریدمان
یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 11:0 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار امام حسین(ع) – ماه محرم

 

گفتیم  یاحسین و خدا هم خریدمان

امسال هم نکرده خدا نا امیدمان

 

با پای خویش مجلس روضه نیامدیم

زهرا خودش به ماه محرم کشیدمان

 

یاد تمام گریه کنان حرم بخیر

پیر غلام های محاسن سپیدمان

 

آرام تا نوای حسین جان بلند شد

آمد صدای چند رفیق شهیدمان

 

اجداد ما برای حسین تکیه میزدن

پرچم به دوش روضه خدا آفریدمان

 

خاصیت حسین جدایی ز غیر اوست

یک جلوه کرد و از همه  عالم بریدمان

 

با این همه گناه چه تحویلمان گرفت

گویا به وقت معصیت اصلا ندیدمان

 

جا مانده ایم از سفر کربلا چه قدر

آمد شمیم سیب و به اینجا کشیدمان

 

هرکس که خوب گریه کند یار فاطمه است

زهرا برای یاری خود برگزیدمان

 

مادر بنی گفت و همه عالم ریخت به هم

آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب پنجم محرم 95


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ما گریه کنِ قتل قتیل العبراتیم
شنبه 17 مهر 1395 ساعت 14:22 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

ما گریه کنِ قتل قتیل العبراتیم

همواره اسیران اسیر الکرباتیم

ما مایل آنیم که نزدش بنشینیم

کی تشنه ی نوشیدنِ از آب فراتیم؟

حاجیِ ندیده عرفه کس نشنیده!

در روضه ی ارباب مقیم عرفاتیم

ایمن ز بلاهای جهان است غلامت

در سایه ی الطاف تو غرقِ برکاتیم

انگشتری ات را مده بر غیر به ما ده

جانا به تو سوگند که محتاج زکاتیم

 

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت
جمعه 16 مهر 1395 ساعت 12:25 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت

مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت

امروز نه،که روز الست بربکم

باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت

آواز پر زسوز کسی میرسد ز عرش

ماه محرم آمده باید عزا گرفت

ما فکر می کنیم هنر کرده ایم، نَه

روضه برای بی کسی تو خدا گرفت

از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام

چشمت چگونه راه من بی حیا گرفت

اعجاز می کند به خداوندی خدا

شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت

پس می توان ز دست غلام سیاه تو

در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت

یاد تمام پیر غلامان به خیر باد

سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت

سر می زند به رسم وفا حضرت نگار

گر هیاتی ز یادِ شهیدان صفا گرفت

امشب برایِ روز دهم گریه میکنم

این روضه را چگونه توان بی صدا گرفت

هنگام سربریدن تو آسمان بُرید

رفتی به روی نیزه به بالا هوا گرفت

 

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قرار سوته دلان است کربلای حسین
چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت 10:51 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

قرار سوته دلان است کربلای حسین

فضای کوچه دل پر شد از هوای حسین

حسین منی طاها به روشنی فهماند

رضای حضرت حق هست در رضای حسین

خدا به غیر خدایی هر آنچه که دارد

تمام را هبه کرده فقط برای حسین

زمانه با همه پیچ و تاب نتواند

بگیرد از سر ما شور نینوای حسین

چه غم ز درد غریبی بُود کسی را که

به اشک معرفتش گشته آشنای حسین

به روز حشر ندارند حسرت آنها که...

گذاشتند جوانی خود به پای حسین

قرار نیست کسی تا ابد درون دلم

بیاید و بنشیند دمی به جای حسین

مَنی که نامه سیاهم چه میشود روزی

سپید مو بشوم پای روضه های حسین

خدا گواست که این قلب تنگ و نا آرام

همیشه میشود آرام با نوای حسین

 

حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سلام میکنم از دور بر تو و حرمت
چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت 10:50 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

سلام میکنم از دور بر تو و حرمت

سلام من به بلندای بیرق و علمت

سروده اند فراوان برای تو اما

هنوز نقش کتیبه است شعر محتشمت

اگر که سر به هوا هستم و پریشانم

زمین زدم دل خود را به احترام غمت

گدایی بر در این خانه سربلندم کرد

مرا جدا نکن از خیمه های محترمت

چگونه نام تو را هر نفس صدا نکنم؟

که شاملم شده یک عمر دائماً کرمت

"زمان مرگ به راهت دخیل می بندم"

بیا که سر بگذارم به محضر قدمت

 

محمد حسن بیاتلو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عاشقی کردم که مجنونم کنند
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:25 | بازدید : 45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

عاشقی کردم که مجنونم کنند

خاک تو آغشته با خونم کنند

عشق تو باشد بهشتم یا حسین

تـرسم از این است بیرونم کنند!

 

محمد موحدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دور از حسین زندگی ما چه فایده
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:23 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

دور از حسین زندگی ما چه فایده

اصلا نفس بدون تو مولا چه فایده

هرگز شعار نیست دلم داد میزند

دنیای بی حسین خدایا چه فایده

گیرم زمین بهشت شود نقطه نقطه اش

بی کربلا بهشت خدا را چه فایده

تا کربلای او ملکوت دل من است

گردش به قصد لذت دنیا چه فایده

وقتی قرار نیست که خرج عزا شود

دیگر تمام ثروت دنیا چه فایده

از داغ عشق چهره ما مهر خورده است

مهر ریا روی جبین ها چه فایده

چشمی که خشک مانده وبال پریدن است

بی اشک روضه چشم تماشا چه فایده

 

 

حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رمیده ایم بیا و شكار كن ما را
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:22 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

رمیده ایم بیا و شكار كن ما را

به نوكری خودت اختیار كن ما را

به پای آبله دار پیاده گان  حرم

بیا به كشتی عشقت سوار كن ما را

اگر چه چشمه اشك است چشم نوكرتان

به پای كوه غمت آبشار كن ما را

دو چشم اگر كه بگریند تیغه دو لبند

به حرمت پدرت ذوالفقار كن ما را

عوض نمی شوم الا به كیمیای نگاه

چنان زهیر به عشقت دچار كن ما را

قسم به موی سپید حبیب،شاه غریب

شهید راه محبت دوبار كن ما را

اگر به درد خودت هم نخورد این دل سنگ

ببر مدینه و سنگ مزار كن ما را

به"مجلسی"كه در آن از"بِحار"می خوانیم

به اذن مادرت ابر بهار كن ما را

مگر نه اینكه سرت دست نیزه دار افتاد

بیا و ملعبه نیزه دار كن ما را

 

سعید پاشازاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:19 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام

من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام

چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام

با امید نوکریِ در محرم زنده ام

کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد

سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام

چای روضه، باطنا آب بقایم می شود

تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام

جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط

در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام

در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام

در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام

آمده ماه محرم محتشم می خوانم و

باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام

با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود

تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گفتم از آب بگویم لب من گفت حسین
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:17 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-روضه گودال

 

گفتم از آب بگویم لب من گفت حسین

رفتم از گل بسرایم که چمن گفت حسین

چه شده؟ موسم روضه است، ببین از داغش

فاطمه باز زمین خورد، حسن گفت حسین

زخم دل باز شد و باز مصیبت جوشید

باز شد از دل هر روضه دهن گفت حسین

از شهیدان حرم، وقت شهادت هر کس

کشته شد دورتر از شهر و وطن گفت حسین

نوکری مرد و غسال همین که او را

غسل داد و به تنش کرد کفن گفت حسین

جای هر زخم که زینب ز تنش نیزه کشید

به سخن آمد از آن پاره بدن گفت حسین

عمه جای همه بوسید گلو را، آن جا

هر چه شلاق پذیرفت به تن گفت حسین

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 58


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان