close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام کاظم ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
زیر علم امام کاظم بودن غرق کرم امام کاظم بودن
پنجشنبه 01 مهر 1395 ساعت 8:29 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زیر علم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یک شب حرم امام کاظم بودن

سید مجتبی شجاع


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 3


اي آفتـاب حُسن به زيبائيت سلام وي آسمــان فضل به دانائيت سلام
پنجشنبه 01 مهر 1395 ساعت 8:27 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت امام کاظم (ع)


اي آفتـاب حُسن به زيبائيت سلام
وي آسمــان فضل به دانائيت سلام
در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام
تنها تو کاظمي که به تنهائيت سلام
هرگه غضب به قلب رئوف تو يافت دست
از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست



اي صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ايزد است بيان تو  در نمــاز
واجب بُود درود به جان تو در نماز
اي جلوه هاي لطف خدا دودمان تـو
اين دوستي است دوستي خاندان تو



تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب اين دعوي خطاست
کي ابر هر کجا که بباري ز ملک ماست
قدرت از آن توست کــه بر ابر پيــل وار
فرمان دهي و  شيعـۀ خود را کني سوار



اي نبض روزگار بـه کفِ با کفايتــت
شيرازۀ کتــاب شفاعــت ولايتت
شمس و قمر دو جلـوه ز نور هدايتت
گر، مي نبود جوشش بحر عنايتت
تبليغ سوء رشتۀ احکام مي گسست
طوفان کفر کشتي اسلام مي شکست



بـاران ابــر دست تو پايــان پذير نيست
دريــاي قلب پاک تو طوفـان پذير نيست
مهر تو گوهري است که نقصان پذير نيست
خصم تو کافري است که ايمان پذير نيست
آن سان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجـــود توست



اي کشتي نجات به  درياي حادثـات
دارند شيعيان به شما چشم التفات
لب تشنه ايم تشنۀ يک جرعۀ فرات
بر ما ببخش از کرم خويشتن برات
در آستــان قدس رضا نور عين تو
دل پر زند به سوي تو و کاظمين تو



چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست
چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست
سر تا به پاي دردم و درمانـم  آرزوست
پا تا به سر نيــازم و احسانـم آرزوست
بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضــا
سوگند مي دهم به جگر گوشه ات رضا

 

سیدرضا مويد


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


هر شاعري ست در تب تضمين چشم تو از بس سرودني ست مضامين چشم تو
پنجشنبه 01 مهر 1395 ساعت 8:25 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت  امام کاظم (ع)

 

هر شاعري ست در تب تضمين چشم تو
از بس سرودني ست مضامين چشم تو
چشم جهان به مقدمت اي عشق روشن است
از اولين دقايق تکوين چشم تو
ما را اسير صبح نگاه تو کرده است
آقا کرشمه هاي نخستين چشم تو
از ابتداي خلقت عالم از آن ازل
شيعه شدم به شيوۀ آئين چشم تو
مي شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد
از پشت پلکت از پس پرچين چشم تو
امشب شکوه خلد برين ديدني شده
وقتي شده ست منظر و آئينه چشم تو
گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب
امشب به لطف لهجۀ شیرین چشم تو
چشم تو آسمان سخا و کرامت است
آقا خوشا به حال مساکین چشم تو
حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است
در انتظار لحظۀ آمین چشم تو

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند»

چه عالمي ست عالم باب الحوائجي
با توست نورِ اعظم باب الحوائجي
مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق
داری به دست خاتم باب الحوائجی
در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی
بر دوش توست پرچم باب الحوائجی
در آستانۀ تو کسی نا امید نیست
آقا برای ما همه باب الحوائجی
بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو
در رستخیز واهمه باب الحوائجی
دیوانۀ سخای ابا الفضلیِ توام
مانند ماه علقمه باب الحوائجی


صحن و سرات غرق گل ياس مي شود
وقتي که ميهمان تو عباس مي شود

در ساحل سخاوت درياي کاظمين
مائيم و خاک پاي مسيحاي کاظمين
با دست هاي خالي از اينجا نمي رويم
ما سائليم، سائل آقاي کاظمين
رشک بهشتيان شده حال کسي که هست
گوشه نشين جنت الاعلاي کاظمين
نور الهي از همه جا موج مي زند
توحيدي است بسکه سراپاي کاظمين
داریم در جوار حرم، حق آب و گِل
خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین


ما ريزه خوار صحن و سرای کريمه ايم
اين افتخار ماست، گداي کريمه ايم

در سايه سار کوکب موسي بن جعفريم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

فيضش به گوشه گوشۀ ايران رسيده است
يعني گداي هر شب موسي بن جعفريم
هستي ماست نوکري اهل بيت او
ما خانه زاد زينب موسي بن جعفريم
قم آستان رحمت آل پيمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم
با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم
چشم اميد اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسي بن جعفريم
حتي قفس براش مجال پرندگي ست
مديون ذکر و يارب موسي بن جعفريم
دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته اش
دلخون ز ناله و تبِ موسي بن جعفريم



آتش زده به قلب پريشان، مصيبتش
با دست بسته غرق سجود است حضرتش


از طعنه هاي دشمن نادان چه مي‌کشيد
بين کوير، حضرت باران چه مي‌کشيد
در بند ظلم و کينۀ قوي ستمگري
تنها پناه عالم امکان چه مي‌کشيد
خورشيد عشق و رحمت و نور و سخا و جود
در بين اين قبيلۀ عصيان چه مي‌کشيد
با پيکرش چه کرده تب تازيانه ها
با حال خسته گوشۀ زندان چه مي‌کشيد
شکر خدا که دختر مظلومه اش نديد
باباي بي شکيب و پريشان چه مي‌کشيد
اما دلم گرفته ز اندوه ديگري
طفل سه ساله گوشۀ ويران چه مي‌کشيد
با ديدن سر پدرش در ميان طشت
هنگام بوسه بر لب عطشان چه مي‌کشيد
وقتي که ديد چشم کبودش در آن ميان
خونين شده تلاوت قرآن چه مي‌کشيد


مي گفت با لب پر از آهي که جان نداشت:
اي کاش هيچ سنگدلي خيزران نداشت

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


وارث مُلک تبسم ، کاظم است عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است
پنجشنبه 01 مهر 1395 ساعت 8:16 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و ولادت

 

وارث مُلک تبسم ، کاظم است

عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است 

آفرینش ، سوره ای از مهر او

بر لب هستی ، تبسّم کاظم است 

مُصحف اخلاص و قاموس یقین

بحر عرفان را تلاطم ، کاظم است 

مُقتدای آسمان مردان سبز

قبله ی آیینه مردم ، کاظم است 

ترجُمان وحدت دل های ما

تابش مِهر تفاهم ، کاظم است 

مِی پرستان ! وقت سرمستی رسید

در میستان هفتمین خُم ، کاظم است 

آسمان ! تبریک ، فصل هفتم است

مِهر عالمتاب هفتم ، کاظم است

 

رضا اسماعیلی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


امام رضا(ع)-مدح و مناجات تشکر ز خالق نهایت ندارد که حمد خداوند غایت ندارد بزرگی و الطاف و احسان سبح
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 11:9 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

تشکر ز خالق نهایت ندارد

که حمد خداوند غایت ندارد

بزرگی و الطاف و احسان سبحان

به رحمت و نعمت نهایت ندارد

اگر چه کسی هست در ناز و نعمت

چه دارد اگر او ولایت ندارد

ز توحید ، کس بی ولایت نگوید

دل بی ولایت هدایت ندارد

بدون رضا ره به توحید هرگز

که اصلا خدایش رضایت ندارد

خدا را ز روی رضا میتوان دید

که گفته ؛ کلامم روایت ندارد

حدیثی که با سلسله نقل گردد

به ردش کسی هیچ آیت ندارد

ز شرط و شروطی که فرمود آقا

عیان شد بما جز عنایت ندارد

ز سمت شلمچه رسیده است مهمان

چه حصن حصینی شده خاک ایران

نشابور بود و خدای مجسم

نقاب از رخ خویش برداشت یکدم

قلمها ز دستان حضار افتاد

خدا هست این یا نبی مکرم؟

تحیر ز چشمان پر اشک میریخت

و انگشت حیرت به دندان عالم

مه روی یوسف کجا و جمالش

که خورشید تابید از شرق عالم

عنان دار ناقه به فریاد میگفت :

که  "من مثلی"  ای خیل اولاد آدم

به آرامی از بین مردم جدا شد

و دریافت آن پیرزن را امامم

مگو سنگ سلمانی آنجا طلا شد

خوشا احتضار و وصالی فراهم

و ایران سراسر شده فرش راهش

ز هر شهر گل بود با خیر مقدم

قدمگاه او شد دژی در خراسان

که هرگز نباشد ز دشمن هراسان

قدومی که آورد نور خدا را

بقا را  عطا را  صفا را وفا را

به یاران ایرانی خود رسانده

سلام علی و رسول خدا را

اگر چه بظاهر به تبعید آمد

بنا کرد اما مسیر ولا را

به یکدم ولیعهد موسی بن جعفر

نکرده ولیعهدی اشقیا را

شناسانده شد عالم آل احمد

عیان کرد مظلومی مرتضی را

احادیث جعلی همه بر ملا شد

علم کرد فرمایش مصطفی را

به اعجاز و علم و جهاد و شهادت

نشان داد اوصاف خیرالنسا را

پی یاری اش خواهرش خواهد آورد

ز شهر مدینه به قم کربلا را

مرامش خدایی مقامش خدایی

قیامش خدایی پیامش خدایی

خدایی که روز جزا آفریده

جنان را به عشق رضا آفریده

جنان و جهان و زمین و زمان را

طفیل رضا بهر ما آفریده

گل سرسبد در میان رئوفان

رئوفی ز آل عبا آفریده

میان حریمش ضریحی چو کعبه

برای طواف شما آفریده

به صحن و رواق و شبستان کویش

فضای نماز و دعا آفریده

به زوار چون من گنهکار آقا

خطاپوشی هل اتا آفریده

برای پناه و امان محبین

حدیث شریف کسا آفریده

به سر درب باب الجوادش نوشته

کرم را ز ابن الرضا آفریده

ندارد بهشت اینهمه باغ رضوان

بهشتم خراسان و ذکرم رضا جان

زیارت به صحن عتیقش مهیا

کرامت ز دست شفیقش مهیا

به بالا سرش با دو رکعت نماز است

دعاهای قلب رقیقش مهیا

کنار گدا و غلامش نشیند

و سفره برای رفیقش مهیا

نه آهو  نه اشتر  نه سگ را براند

ضمانت ز لطف دقیقش مهیا

ز فیروزه اش آسمانی منور

عطا از نگین عقیقش مهیا

اگر بندگی خواهی و پادشاهی

به آزادگی در طریقش مهیا

دل سوخته دارد و ابر رحمت

شفاعت میان حریقش مهیا

اگر خصم سرسخت داری مخور غم

پی انتقام است تیغش مهیا

غریب است ، اما غریبه نواز است

و او عاشق اهل سوز و گداز است

شبی حجره دربسته بود و رضا بود

اباصلت شاهد بر این ماجرا بود

رضا دست و پا میزد و دیده گریان

بیاد لب تشنه کربلا بود

گهی یا جواد و گهی یا بنیی

پیامی به احضار ابن الرضا بود

حصیرش کناری ، عبایش کناری

دلش بانی روضۀ بوریا بود

سرش بی عمامه روی خاک حجره

ولی دیده گریان یک سرجدا بود

در این حجره گاهش ،که شد قتلگاهش

بیاد امامی که وجه الثری بود

در این قتلگاهش نه شمشیر و نیزه

نه با چکمه بر سینه یک بی حیا بود

نه خواهر اسیر و نه رأسی به نیزه

نه مقتول اینجا ذبیح از قفا بود

ز گودال،یک ناله مادرانه

بگوش است با شکوه از تازیانه

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


دستهای من و دامان رضا به چه شود کرم و بخشش واحسان رضابه چه شود روزاول که خدا قرعه زداعلام نمود خاک ایران شده مهمان رضابه چه شود با خط عشق نوش
سه شنبه 26 شهريور 1392 ساعت 5:10 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
دستهای من و دامان رضا به چه شود

کرم و بخشش واحسان رضابه چه شود
روزاول که خدا قرعه زداعلام نمود

خاک ایران شده مهمان رضابه چه شود

با خط عشق نوشته است روی دفترما
سائل لطف فراوان رضا به چه شود

دل من پر زده این بار خبر می آید

که نشسته روی ایوان رضا به چه شود
کرمش شامل حال من آلوده شدو

شدم انگار مسلمان رضا به چه شود
من اگر خسته شوم چای نجف مینوشم

بانباتی ز خراسان رضا به چه شود
دست خالی نشده از در لطفش کوتاه

کاش باشم ز فقیران رضا به چه شود
زده ام فال و جواب آمد و خوشحالم که

میشوم خارمغیلان رضا به چه شود

بشمارند مرا روز قیامت,خوب است
 یکی ازخیل غلامان رضا به چه شود
شاعر : حسین صیامی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هفتمین آسمان ** آیینه را به نور تماشا، تبسمی ای جلوه‌ی نماز، که خورشید هفتمی سر می‌زند ز مشرق نامت،
چهارشنبه 14 فروردين 1392 ساعت 6:18 | بازدید : 99 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هفتمین آسمان
**
آیینه را به نور تماشا، تبسمی
ای جلوه‌ی نماز، که خورشید هفتمی
سر می‌زند ز مشرق نامت، سپیده‌گاه!
عرش خدای را به تکلم، تجسمی!
مرهون نام توست، شفاخانه‌ی قضا
ای قبله ای که مرکز حاجات مردمی
هر صبح و شام نور تو در جلوه، یا عزیز!
در کاظمین و مشهد و شیراز یا قمی
خاک مزار تو، حرم خاص انبیاست
هم طور نور را به تماشا، تبسمی
**
سیدعلی اصغرموسوی

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


وارث مُلک تبسم ، کاظم است عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است آفرینش ، سوره ای از مهر او بر لب هستی ، تبسّم
چهارشنبه 14 فروردين 1392 ساعت 6:16 | بازدید : 93 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وارث مُلک تبسم ، کاظم است
عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است

آفرینش ، سوره ای از مهر او
بر لب هستی ، تبسّم کاظم است

مُصحف اخلاص و قاموس یقین
بحر عرفان را تلاطم ، کاظم است

مُقتدای آسمان مردان سبز
قبله ی آیینه مردم ، کاظم است

ترجُمان وحدت دل های ما
تابش مِهر تفاهم ، کاظم است

مِی پرستان ! وقت سرمستی رسید
در میستان هفتمین خُم ، کاظم است

آسمان ! تبریک ، فصل هفتم است
مِهر عالمتاب هفتم ، کاظم است

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


غلامرضا سازگار امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت ای حیات روح مطهّــر وی بقـای عالـم اکبـ
جمعه 01 دي 1391 ساعت 14:51 | بازدید : 193 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

غلامرضا سازگار

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت



ای حیات روح مطهّــر

وی بقـای عالـم اکبــر

هشتمین ستارۀ عصمت

هفتمیـن وصـیّ پیمبر

یـا ولـیّ خالــق منّـان

یـا امام موسی جعفر

درِّ هفـت بحـرِ فـضیلت

بحرِ شش فروزانْ گـوهر

هم ز وصف خلـق، مبرّا

هـم ز حـد مـدح، فراتر

هم قضا تو راست به فرمان

هم قـدَر تـو راست مقـدّر

بـال ده بـه مـرغ عروجم

تـا بـه کاظمیْـن زنـم پر

کاظمیـن: قبلـۀ جان‌هـا

کاظمیـن: خانــۀ دلبــر

کاظمین: خاک دو مولا

کاظمین: شهر دو سرور

تا دهم به بارگهت جان

تا نَهم به خاک درت سر

کـرده‌ام مشــام دلـم را

از ولایــت تــو معطّــر

خاک و باد و آتش و آبند

در ارادۀ تــو مسخّــر

جـز درت پنـاه ندارم

سیّدی مرانم از این در!

گر از این درم برهانی

بـاز آیـم از درِ دیگــر

شیر با ولای تو خـوردم

پیشتـر ز خلقـت مــادر

من کی‌ام که مدح تو گویم

ای همـه خدات ثناگر

مــاه آفتـاب، شمـایل

آفتابِ فاطمـه منظـر

چـون رضات، نور دودیده

همچو فاطمه به تو دختر

او امــام کـلّ خــلایق

ایــن حبیبـــةاللهِ داور

دور بـا اشارۀ چشمت

می‌زنــد سپهــر مـدوّر

آن چنان که با یَدِ موسی

چوب خشک می‌شود اژدر

مهر تو چو خلق مـرا هم

هم چو ذرّه داشته در بر

خـار بـوده‌ام، شده‌ام گل

خاک بـوده‌ام، شده‌ام زر

کظم غیظ تو همه احمد

دست و تیغ تو همه حیدر

جای جـای عالـم هستی

از ذُراری تـــو منــوّر

بس امام‌زاده که دیدم

بود نجلِ موسی جعفر

این بوَد تجلّیِ زهرا

ایــن بـوَد نتیجـۀ کوثر

ای امــام نــور! چگونـه

حبس تیره شد به تو بستر؟

تیرگی تو را شده مونس

سلسله تو را شده یاور

آفتاب و سلسله؟ هرگز

ایــن مـرا نیایـد باور

تـا ولــی‌عصـر نیـاید

آن امیـد اوّل و آخـر

داغ توست بر جگر ما

زخم تو هماره به پیکر

کاش دور حبس تو می‌شد

پـر زنــم بســان کبــوتر

نخل «میثم» است که دائم

می‌دهـد ز اشک غمت بـر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سید رضا موید امام موسی کاظم(ع)-مدح ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام وی آسمــان فضل به دان
جمعه 01 دي 1391 ساعت 14:50 | بازدید : 117 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

سید رضا موید

امام موسی کاظم(ع)-مدح



ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام

وی آسمــان فضل به دانائیت سلام

در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام

تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام

هر گه غضب به قلب رئوف تو یافت دست

از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست

ای صرف گشته عمر گران تو در نماز

دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز

مطلوب ایزد است بیان تو در نمــاز

واجب بُود درود به جان تو در نماز

ای جلوه های لطف خدا دودمان تـو

این دوستی ست دوستی خاندان تو

تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست

هر ادعا ز قدرت و عزت، تو را سزاست

هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست

کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست کــه بر ابر پیــل وار

فرمان دهی و شیعـۀ خود را کنی سوار

ای نبض روزگار بـه کفِ با کفایتــت

شیرازۀ کتــاب شفاعــت ولایتت

شمس و قمر دو جلـوه ز نور هدایتت

گر، می نبود جوشش بحر عنایتت

تبلیغ سوء رشتۀ احکام می گسست

طوفان کفر کشتی اسلام می شکست

بـاران ابــر دست تو پایــان پذیر نیست

دریــای قلب پاک تو طوفـان پذیر نیست

مهر تو گوهری ست که نقصان پذیر نیست

خصم تو کافری ست که ایمان پذیر نیست

آن سان که نور عشق خدا در وجود توست

از صبح تا به ظهر، زمان سجـــود توست

ای کشتی نجات به دریای حادثـات

دارند شیعیان به شما چشم التفات

لب تشنه ایم تشنۀ یک جرعۀ فرات

بر ما ببخش از کرم خویشتن برات

در آستــان قدس رضا نور عین تو

دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو

چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست

چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست

سر تا به پای دردم و درمانـم آرزوست

پا تا به سر نیــازم و احسانـم آرزوست

بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضــا

سوگند می دهم به جگر گوشه ات رضا

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مارو تو صفاده به صفای صلوات.همراه ملک شوبه نوای صلوات. گلزار بهشت است بهای صلوات. گوی همه جاهست صدای
سه شنبه 04 مهر 1391 ساعت 12:55 | بازدید : 227 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مارو تو صفاده به صفای صلوات.

همراه ملک شوبه نوای صلوات.
گلزار بهشت است بهای صلوات.
گوی همه جاهست صدای صلوات.
خواهی ک مشکلت شود آسان اینک.

بفرست برمحمدوآلش صلوات


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مائیم عنایت امام کاظم یک سینه ولایت امام کاظم چون ذره به س
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:48 | بازدید : 239 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مائیم و عنایت امام کاظم                                         یک سینه ولایت امام کاظم

 چون ذره به سر منزل خورشید رسیم                           در ظل هدایت امام کاظم

                                                     

                                                                                سید محمد خسرو نژاد (خسرو)

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای اساتید دو گیتی طفل ابجد خوان تو نور دلها تا ابد از مشعل عرفان تو علم هستی گوهری از بحر ب
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:47 | بازدید : 219 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای اساتید دو گیتی طفل ابجد خوان تو         نور دلها تا ابد از مشعل عرفان تو

علم هستی گوهری از بحر بی پایان تو        عقل وعشق و روح محو و مات و سرگردان تو

آفرینش در کنار سفره ی احسان تو              جان جان عالم استی جان ما قربان تو

ای تمام علم حرفی ناتمام از مکتبت            ای مسیحای سخن را روح از یاد لبت

بوده درسی بر بشر هر لحظه ی روز وشبت   یک جهان توحید پنهان در نوای یا ربت

نور دانش می فشاند تا قیامت کوکبت          صد فلک انوار پیدا در لب خندان تو

ای که درمخلوق سر تا پا جمال خالقی         خود زبان حقّ و قرآن را زبان ناطقی

درد بی درمان جانها را طبیب حاذقی            تا ابد استاد انسانها کما فی السّابقی

صدق را مصداق و مولانا امام صادقی            راستی مانند گل می روید از بستان تو

کرسی تدریس تو در سینه ایمان پرورد         همچنان هارون مکّی ها مسلمان پرورد

مؤمن طاق و هشام وابن نعمان پرورد           چون ابو حمزه چراغی بس فروزان پرورد

هم مفضّل هم ابان هم ابن حیّان پرورد         می دمد انوار دانش از لب عمران تو

رازهای ناشفته دّر مکنون تواند                   اهل دانش تا قیامت حشر مدیون تواند

هر کجا علمی فرا گیرند ممنون تواند            علم و تفسیر واصول وفقه ، مرهون تواند

چار اصل محکم از منشور قانون تواند            بوده این هر چار را سر در خط فرمان تو

بی خزان مانده است و می ماند بهار علم تو مجلسی ها لاله ای از لاله زار علم تو

شیخ طوسی شهروندی از دیارعلم تو          صاحب کافی است مرغ شاخسار علم تو

هر فقیهی قطره ای از جویبار علم تو            دستشان از دور و از نزدیک بر دامان تو

ای که دوزخ با نگاهت رشک رضوان می شود ای که از هارون تو آتش گلستان می شود

کافر از یک گردش چشمت مسلمان می شود مالک دوزخ به لبخند تورضوان می شود

مور از فیض تو همدم با سلیمان می شود    ای سلیمان در مقام سلطنت سلمان تو

تو ولّی اللهی آئینه ی پیغمبری                   در شجاعت در فصاحت در بلاغت حیدری

فاطمه یا مجتبائی یا حسین دیگری             نورچشم سیّد سجّاد ونجل باقری

هم ابو عبدالهی هم صادقی هم جعفری      صدق ، شاهینی بود بر کفّه ی میزان تو

ای به روز بیکسی یار همه بی یارها            دیده از منصور دون بیدادها آزارها

حمله ور بر خانه ات خصم ستمگر بارها        شعله ور از خانه ات چون بیت زهرا نارها

اشک افشاندند بهر غربتت دیوارها               بلکه آتش بود رد بیت الولا گریان بود

برد با پای پیاده دشمن کین گسترت            نه ردا بر دوش بود ونه عمامه بر سرت

ضعف برتن ، ذکربر لب ، اشک در چشم ترت  بارها می خواست جان گردد جدا از پیکرت

بود خالی آن دل شب جای زهرا مادرت         تا ببیند بر تو چون بگذشت از عدوان تو

تا کند با قتل منصور روز خلق شام               بارها شمشیر خور آورد بیرون از نیام

کرد بهر کشتنت با خشم و قهر از جا قیام      دید ناگه پیش رویش حضرت خیرالانام

زد نهیبش کی ستمگر دست بردار از امام     ورنه گیرم جان و سوزم مسند وایوان تو

عاقبت شد از اشرار زهر اعضای تو آب          ریخت در قلب تو آتش رفت از جسم تو تاب

گشت با مرگت مدینه صحنه یوم الحساب     آسمان فضل بودی سرنهادی بر تراب

                                                عالمی در سایه امّا تربتت درآفتاب

                                                چشم میثم نه جهان گردیده اشک افشان تو

                                                                           غلامرضا سازگار
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چو گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت عالم از نور جمالش رونق دیگر گرفت آفتاب صب
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:47 | بازدید : 103 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چو گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت                        عالم از نور جمالش رونق دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آن که از صبح ازل                    روشنی خورشید از آن ماه بلنداختر گرفت

آفتاب دین چوبرسر افسر شاهی نهاد                       خسرو سیارگان از روی سر افسر گرفت

موسی کاظم امام هفتمین نور خدا                        آن که نور طلعتش آفاق سرتا سر گرفت

شد رها از بند غم آن را که از صدق وصفا                  دامن باب الحوائج موسی جعفر گرفت

آن که روشن از جمالش گشت آیات خدا                    آن که رونق از کمالش دین پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت                       هم سخن زیورازآن طبع سخن گسترگرفت

قوت از زهد و کمالش یافت شرع مصطفی                  آن چنان قوت که دین ازبازوی حیدر گرفت

از در موسی بن جعفر روی حاجت برمدار                   زآن که باید حاجت ایدل زین مبارک درگرفت

نام او چون برزبان و نامه و دفتر گذشت                     زیور از نام بلندش نامه و دفتر گرفت

ای بسا ، گرداری امید شفاعت درجزا                       باید ازجان دامنش رادرصف محشر گرفت
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بزم ما را نبود زیب و فری بهتر از این نیست ما بی خبران را خبری بهتر ازاین بهر
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:47 | بازدید : 169 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بزم ما را نبود زیب و فری بهتر از این                       نیست ما بی خبران را خبری بهتر ازاین

بهر پرواز به کاشانه قاف ملکوت                               حق نداده است مرا بال و پری بهتر از این

هر کسی را اثری هست گرانمایه و من                     بین اشعار ندارم اثری بهتر از این

آمد این مژده به گوشم ز عالم غیب                         که نباشد شب ما را سحری بهتر از این

شب میلاد همایون بهین رهبر ماست                       که بشر را نبود راهبری بهتر از این

از گریبان زمین سرزده خورشید مگر                          که ندیده است به خود زیب وفری بهتر ازاین

جای دارد که بگوید به دو صد جلوه زمین                   آسمانا تو نداری قمری بهتر از این

بعد صادق ز ره لطف نداده است به ما                       صدف بهر ولایت گهری بهتر ازاین

                                    به خدایی خدا نیست در اقلیم وجود

                                    بهر زیب سرما تاج سری بهتر از این


موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مژده ای ، دل که به ما تاج سری دادخدا شب ما سوته دلان را ، سحری داد خدا سجده شکر
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:47 | بازدید : 173 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مژده ای ، دل که به ما تاج سری دادخدا                    شب ما سوته دلان را ، سحری داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش                  تیرجانسوز دعا را اثری داد خدا

شجر طیّبه گلشن طاها را باز                                 کوری ددمنشان برگ وبری داد خدا

تا که اسلام قوی گردد و الحاد ضعیف                        صدف بحر ولا را گوهری داد خدا

ای صبا مژده بده فاطمه را کزره لطف                        صادق آل نبی را پسری داد خدا

شادمان باش که از راه کرم در کف ما                        در بر آتش دوزخ سپری داد خدا

ملک از کنگره عرش دهد مژده به ما                         که به ما ناجی نیکو سیری داد خدا

تا که زنجیر ستم را زکرم پاره کند                             به علی شیر خدا شیر نری داد خدا

بهر آزادی ابناء بشر بار دگر                                       به بشر رهبر فریاد گری داد خدا

تا کند زیر و زبر کاخ ستم پرور ظلم                            مژده آیه فتح و ظفری داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان فکر بشر                           روح ما را زشعف بال و پری داد خدا

                                                شادمانم من ژولیده که از رحمت خود

                                                به من بی هنر آخر هنری داد خدا

                                                                                                ( ژولیده نیشابوری)
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بزم ما را باز آمد عالم آرایی دگر کز قدومش بزم ما گردیده سینایی دیگر قرنها بگذشته
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:47 | بازدید : 137 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بزم ما را باز آمد عالم آرایی دگر                   کز قدومش بزم ما گردیده سینایی دیگر

قرنها بگذشته از موسی و شرح رود نیل        آمده اینک به فتح نیل موسایی دگر

صادق آل نبی را داده حی بی نیاز                از برای تشنگان علم دریایی دگر

گرچه زهرا به عالم نیست همتایی ولی       شد حمیده با چنین فرزند زهرایی دگر

ای صبا برکو به زهرا دیده روشن چون خدا     داده بر فرزند تو شمس دل آرایی دگر

گر که مریم مام یک عیسی بود حق از کرم    داده بعد از عیسی برتو عیسایی دگر

از پی ترویج دین و حفظ قرآن مجید               هادی ما در طریقت گشته مولایی دگر

تا جهان مرده را زانفاس گرمش جان دهد      زد قدم در این جهان اینک مسیحایی دگر

یوسفی آمد که یوسف هم بود زندانیش       زان که زندان رفتن او راست معنایی دگر

زد قدم در ملک عالم نور چشمان علی         تا زند بر بام هستی کوس رسوایی دگر

تا کند از ریشه بنیاد بنی العباس را              زد قدم امروز انسان ساز فردایی دگر

تا که در عالم به آقایی رساند شیعه را         حق به آقایی خود آورده آقایی دگر

غیر آل الله ما را نیست در محشر شفیع        از در دربارآنان پس مرو جایی دگر

در جزا برگ عبور ما به امضا بسته است       معتبر جز مهر آنان نیست امضایی دگر

گر به تیغی بند بند شیعه را سازی جدا        در سرش جز عشق آنان نیست سودایی دگر

                                    شعر من ران ملخ هست و من ژولیده مور

                                    غیر از اینم بر سلیمان نیست کالایی دگر

                                                                                           ژولیده نیشابوری
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


السّلام ای وارث خبر الانام بر تو ای نور خداوندی سلام السلام ای حجت روی زمین
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:46 | بازدید : 117 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السّلام ای وارث خبر الانام              بر تو ای نور خداوندی سلام

السلام ای حجت روی زمین            کعبه ی جان را ستون هفتمین

جانشین حضرت خیرالبشر               تاج شاهنشاهی عصمت به سر

باب رحمت نور قرآن مبین               موسی کاظم امام هفتمین

بر زمین و آسمان فرمان روا             مظهری از رحمت و صبر خدا

درگهت باب الحوائج عام را              قبله گاهی هر دل ناکام را

                        باچنین فضل و بزرگی و شرف

                        گوهری هستی و پنهان در صدف                 (حسان )

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امشب جهان به عطر ولایت معطر است زیرا شب ولادت موسی بن جعفر است روئیده در بهشت ول
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:46 | بازدید : 205 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب جهان به عطر ولایت معطر است                    زیرا شب ولادت موسی بن جعفر است

روئیده در بهشت ولایت گلی کز آن                           در هر مشام رایحه ای روح پرور است

                                                با اینهمه جلال خدائی بشر که دید

                                                الحق که جای گفتن الله اکبر است



موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امشب زلطف کبریا عالم همه پرنور شد شمسی عیان شد در جهان ظلمت دوباره دورشد خفاش سان خصم ول
سه شنبه 8 فروردين 1391 ساعت 15:18 | بازدید : 121 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب  زلطف کبریا عالم همه پرنور شد           شمسی عیان شد در جهان ظلمت دوباره دورشد

خفاش سان خصم ولی ازنور تابان کورشد         نوردوچشم ساقی کوثر از آن مسرور شد

ابلیس دید این نور را آزرده و رنجور شد              دلهای مردان خدا پر زنشاط وشور شد

آمد امام پنجمین از فاطمه بنت حسن               چشم علی ابن الحسین روشن از این فخر زمن

بیت امام ساجدین روشن شد از نور خدا             از این تجلی در عجب سکّان عرش کبریا

سبّوح گو ، قدوس گو، کروبیّان اندر سماء             گوئی عیان آمد زنو انوار ختم الانبیاء

آمد بدنیا زاده دخت امام مجتبی                    رویش حسن ، بویش حسین، نسل علی مرتضی

به به از این دنیا پسر کز دامن عصمت بود           گنج سخا ، کان کرم ، بر مصطفی عترت بود

شاهنشهی کو وارث پیغمبر خاتم بود                 از علم و حلم و فضل او ، دین نبی محکم بود

                                    هم نام جدّش و مصطفی آن رهبر عالم بود

                                    مانند شاه لافتی ، فرمانده اعظم بود
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
سه شنبه 13 دي 1390 ساعت 17:57 | بازدید : 147 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)-مدح و ولادت


ساطع شده نور آسمـان هـا بـه زمین

 امشب شـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین

 امشب گل بـاغ مصطفــی آمده است

 آورده تمام کهکشــان را بـه زمـیــن

 امشب متحیــرم کــجـــا را نـگــرم

 آیــا نــگــرم بـه آسمان یا به زمین؟

 ارکــان زمیـن بـه رقـص در آمده اند

 غـوغـای عـجیبـی شده بر پا به زمین

 ای کاش کسی بود که با من می گفت

 امشب چـه خبر شده در أبوا به زمین؟

 جمعــی ز فــرشتـگـان ندا سر دادند

 آورده خــدا ولــیِ خــود را به زمین

 از بطــن حـمـیـده و ز صـلب صادق

 آمــد پـسـری به نام موسی به زمین

 تا دیــده گشود ماه لرزید و شکست

 افتــاد از آسمــان در این جا به زمین

 با خیل فرشته هــا بــه همراه علــی

 آمد ز جنان حضرت زهرا به زمیــن

 امـشـب چه شود عیدی ما این باشد

 یـک لحظه نظر کنی خدایا به زمین

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
سه شنبه 13 دي 1390 ساعت 17:53 | بازدید : 135 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)-مدح


زیر علم امام کاظم بودن

غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد

یک شب حرم امام کاظم بودن

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
سه شنبه 13 دي 1390 ساعت 17:53 | بازدید : 141 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)-مدح و ولادت


حزن سنگین صفر یک لحظه خنثی می شود

با قدم های نگارم قد غم تا می شود

قد غم ها تا شد و تا سرزمین کاظمین

مرغ دل پرواز کرد و عشق پیدا می شود

بر لب شیخ الائمه غنچه لبخند شوق

با نگاهی سوی گهواره شکوفا می شود

عشق را احساس و با احساسِ قلبم عشق کن

زیر و رو کن خاک را کی مثل موسی می شود

در تمام دوره ها حجت به دنیا لازم است

اولین حجت پس از اتمام حجت کاظم است

وارث بر حق علم باقری و صادقی ست

بین شیخ عشق و سلطان بودن او منطقی ست

عاشق دین خدا از نسل یاس و مرتضی

عشق بازی از تبار ذوالفقار عاشقی ست

پنجمین پشتش گل یاس است نسل او به پنج

می رسد با عطر نرگس شاید او هم رازقی ست

کربلا کشتی آزادی و ساحل حیدر است

کاظمین ما بین این کشتی و ساحل قایقی ست

از علی بود و علی گفت و علی شد وارثش

این علی خو، خود کلام الله ناب و ناطقی ست

تکیه گاه حضرت موسی اگر در غم عصاست

تکیه گاه و پشت هفتم رهبر عالم رضاست

آمدم از او بگویم تا رضاییم کند

با نگاهش مرغ ایوان طلاییم کند

حضرت باب الحوائج بود و حاجت داشتم

آمدم از کاظمینش کربلاییم کند

چشمم از غم های مشک خشک صحرا خیس بود

اشک آوردم که جایش نینواییم کند

یاد زینب یاد ویران و مصیبت می کنم

تا برای غصه عمه فداییم کند

اربعین می آید و ذکر لبم لبیک حسین

خواستم از او که وقف روضه خوانیم کند

تا توسل بر دم موسی ابن جعفر می کنم

یاد زندان غم و هجران دلبر می کنم

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
سه شنبه 13 دي 1390 ساعت 17:52 | بازدید : 151 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)-مدح و ولادت


حزن سنگین صفر یک لحظه خنثی می شود

با قدم های نگارم قد غم تا می شود

قد غم ها تا شد و تا سرزمین کاظمین

مرغ دل پرواز کرد و عشق پیدا می شود

بر لب شیخ الائمه غنچه لبخند شوق

با نگاهی سوی گهواره شکوفا می شود

عشق را احساس و با احساسِ قلبم عشق کن

زیر و رو کن خاک را کی مثل موسی می شود

در تمام دوره ها حجت به دنیا لازم است

اولین حجت پس از اتمام حجت کاظم است

وارث بر حق علم باقری و صادقی ست

بین شیخ عشق و سلطان بودن او منطقی ست

عاشق دین خدا از نسل یاس و مرتضی

عشق بازی از تبار ذوالفقار عاشقی ست

پنجمین پشتش گل یاس است نسل او به پنج

می رسد با عطر نرگس شاید او هم رازقی ست

کربلا کشتی آزادی و ساحل حیدر است

کاظمین ما بین این کشتی و ساحل قایقی ست

از علی بود و علی گفت و علی شد وارثش

این علی خو، خود کلام الله ناب و ناطقی ست

تکیه گاه حضرت موسی اگر در غم عصاست

تکیه گاه و پشت هفتم رهبر عالم رضاست

آمدم از او بگویم تا رضاییم کند

با نگاهش مرغ ایوان طلاییم کند

حضرت باب الحوائج بود و حاجت داشتم

آمدم از کاظمینش کربلاییم کند

چشمم از غم های مشک خشک صحرا خیس بود

اشک آوردم که جایش نینواییم کند

یاد زینب یاد ویران و مصیبت می کنم

تا برای غصه عمه فداییم کند

اربعین می آید و ذکر لبم لبیک حسین

خواستم از او که وقف روضه خوانیم کند

تا توسل بر دم موسی ابن جعفر می کنم

یاد زندان غم و هجران دلبر می کنم

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 18:37 | بازدید : 179 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت میلاد امام موسی بن جعفر (ع)

ای شمس والای وِلا، موسی بن جعفر (ع)

ای مرکز مهر خدا، موسی بن جعفر (ع)

بر پای مقدم های گل بارانت ای یار

هر عاشقی گردد فدا، موسی بن جعفر (ع)

در وقت میلادت همی جعفر ز شوقش

هر لحظه می دادت ندا، موسی بن جعفر (ع)

ای صد چو حاتم سائل یک گوشه چشمت

لطفی نما بر این گدا، موسی بن جعفر (ع)

در این شب فرخنده، ای مولود عاشق

عیدی بده بر دست ما ، موسی بن جعفر (ع)

امشب فقط نام تو را بر لب سراییم

تا در تن ما مانده نا، موسی بن جعفر (ع)

در بوستان مهر ایزد ای شقایق

هر غنچه ای دارد نوا، موسی بن جعفر (ع)

در کل عمرت غم ز مزدوران که دیدی

ای کشتی غرق بلا، موسی بن جعفر (ع)

در روز میلادت بیا از روی اکرام

کن قسمت ما کربلا، موسی بن جعفر (ع)

مظلوم هستی همچو جد اطهر خویش

ای کشته ی زهر جفا، موسی بن جعفر (ع)

زهر جفا رنگ رخ پاکت ربوده

ای باب مظلوم رضا، موسی بن جعفر (ع)

سروده: جعفر ابوالفتحی

www.harame-shah.rozblog.com
موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 8


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:57 | بازدید : 133 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

بر در دروازه‏ ى حاجات دل

تا سحرم مست مناجات دل

راز و نیاز دل ما ذکر دوست

نیست کسى هر آنچه باشد از اوست

دست طلب به سوى او روز و شام

مسئلت از غیر جمالش حرام

هر که اسیر بى قرار یار است

به شوق او همیشه ره سپار است

دیده ببندد همه دم به راهش

جان بدهد بر سر یک نگاهش

به سر رود به سوى جانانه ‏اش

تا که رسد بر در میخانه اش

بر در میخانه گدایى رواست

اگر که ساقى کرم مرتضاست

ز مرتضى اگر کرم بخواهید

اگر که لطف دم به دم بخواهید

دل به طهوراى ولایت برید

حاجت خود به باب حاجت برید

نگویم این را که خدا عالم است

باب حوائج به خدا کاظم است

ز کاظمینش که ندیدم بسى

نیامده به دست خالى کسى

اگر که دستى برود به سویش

نمى‏ رسد مگر به آرزویش

یوسف زهرا که به زندان شدى

به قلب من همیشه مهمان شدى

به کاظمین تو اسیرم اسیر

جان رضا بیا و دستم بگیر

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 12


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:57 | بازدید : 179 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت


بزم ما را باز آمد عالم آرایى دگر

کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر

قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر

صادق آل نبى را داده حّى بى نیاز

از براى تشنگان علم، دریایى دگر

گرچه زهرا را به عالم نیست همتایى، ولى

شد حمیده با چنین فرزند،زهرایى دگر

اى صبا بر گو به زهرا دیده روشن چون خدا

داده بر فرزند تو شمس دلارایى دگر

گر که مریم مام یک عیسى بود، حق از کرم

داده بعد از پنج عیسى بر تو عیسایى دگر

از پى ترویج دین و حفظ قرآن مجید

هادى ما در طریقت گشته مولایى دگر

تاجهان مرده را زانفاس گرمش جان دهد

زد قدم دراین جهان اینک مسیحایى دگر

یوسفى آمد که یوسف هم بود زندانیش

زانکه زندان رفتن او راست معنایى دگر

تا کنداز ریشه بنیاد بنى العباس را

زد قدم امروز انسان ساز فردایى دگر

تا که در عالم به آقایى رساند شیعه را

حق به آقایى خود آورده آقایى دگر

غیر آل للَّه ‏ما را نیست در محشر شفیع

از در دربار آنان پس مرو جایى دگر

در جزا برگ عبور ما به امضاءبسته است

معتبر جز مهر آنان نیست امضایى دگر

گر به تیغى بند بند شیعه را سازى جدا

در سرش جز عشق آنان نیست سودایى دگر

شعر من ران ملخ هست و من (ژولیده) مور

غیر اینم بر سلیمان نیست کالایى دگر

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 13


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:56 | بازدید : 131 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت

عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل

روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت

در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف

شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت

موسى کاظم امام هفتمین نور خدا

آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت

آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا

وانکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت

هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت

شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا

دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت

از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب

زانکه فیضش چشمه از سر چشمه ‏ى داور گرفت

در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا

دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:56 | بازدید : 105 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

مژده‏ اى دل که به ما تاج سرى داد خدا

شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش

تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجر طیبه ى گلشن طاها را باز

هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف

صدف بحر ولا را گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف

صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد

که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر بار دگر

به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کند زیر و زبر کاخ ستم را اى دل

مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر

امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود

به من بى هنر امشب هنرى داد خدا

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 12


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:55 | بازدید : 161 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت


در هفتم ماه صفر شد جلوگر ماهى منور

تابیده نور از طلعت موسى بن جعفر

عالم شده نورانى از ماه جمالش

گشته فضا خوشبو ز عطر بى مثالش

دل گشته محو جلوه ى زیباى این سیمینه پیکر

شهر مدینه شد زنور نورانى امشب

موسى بن جعفر آمده مهمانى امشب

بیت امام ششمین از این گهر بگرفته زیور

خندد چو غنچه هر دم از شب تا سپیده

بر دامن مام کرام خود حمیده

لبخند شادى مى‏ زند مادر براین یاس معطر

باب الحوائج هفتمین گنج امامت

بردوستان خویشتن دارد عنایت

ما را بود در رنج و غم این مهربان همراه و یاور

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 15


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:55 | بازدید : 109 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

زمین را از صفا زیور ببندید

به اوج آسمان اختر ببندید

به مژگان خاک این ره را زدایید

بر آن بال ملائک را گشایید

به اشک دیدگان ره را بشویید

شمیم عشق را اینک ببویید

که مى‏ آید گلى از آسمان ها

که مستش مى ‏شود دل‏ها و جان ها

از این تک گل دل صحرا بهارى ست

دگر پایان هجر و بى قرارى ست

خریدار جمالش قدسیانند

همیشه زائرش قدوسیانند

ز صبرش در عجب درمانده ایوب

ز اشک دیده‏ اش وامانده یعقوب

هزاران یوسف زیباى کنعان

خریدار رخ آن ماه تابان

گل است و در دل زندان اعدا

فتاده یوسف زهرایى ما

اگرچه برهمه عالم امیراست

ولى در چاه محنتها اسیر است

بگو با آن دل بى رحم صیاد

مبند او را به زنجیرى ز بیداد

کبوتر را به زنجیرى نبندید

به حال غربتش دیگر نخندید

اگر بستید این زخم زبان چیست

دگر دشنام او هرگز روانیست

زنیدم تا زیانه هرچه آید

ولى دشنام بر حیدر نشاید

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 15


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:54 | بازدید : 143 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت


صبح انوار هدایت موسى کاظم بود

صاحب سرّ ولایت، موسى کاظم بود…

آن گلستان ولایت کز نسیم او دمید

گلبنى در هر ولایت، موسى کاظم بود

عقل در تفسیر آیات کمالش کى رسد

آیتى در صد روایت، موسى کاظم بود

آفتابى چون على موسى‏الرضا را در وجود

مشرق صبح سعادت، موسى کاظم بود

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:54 | بازدید : 101 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

مژده‏ ى میلاد تو، نفحه ى باد صباست

رایحه ‏ى یاد تو با دل ما آشناست

آمدى و باب هر حاجت دلها شدى

باب حوائج تویى، نام تو ذکر خداست

عرش الهى اگر، جلوه گه حق بود

بار گه ات کاظمین، خود حرم کبریاست

قبله ى قدوسیان، کوى مصفاى تو

نام دل آراى تو، کعبه ى حاجات ماست

یوسف زهرایى و گوشه ‏ى زندان و چاه

کنج سیه چال تو، به غصه ات مبتلاست

شادى میلاد تو، توأم اشک است و آه

چون که غمین هر دل از کوفه و شام بلاست

محفل مولودى‏ ات، کرببلایى شده

گوشه‏ ى لبخند ما، همره اشک عزاست

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:54 | بازدید : 131 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت


موساى عیسوى دم، هفتم امام شیعه

از کاظم غیظ افزود بر احترام شیعه

آید شمیم جنت زد بر مشام شیعه

گشتند زان شه دین، شاهان غلام شیعه

بگرفت چون که آن شاه بر کف زمام شیعه

گردید نور ایمان ظلمت‏زداى شیعه

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:53 | بازدید : 165 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)- مدح و ولادت

 

مى سزد گر ساقى امشب باده در ساغر بریزد

باده در ساغر به عشق یار سیمین بر بریزد

مى سزد گر آب زر امشب براى وصف دلبر

 جاى جوهر از قلم بر صفحه دفتر بریزد

مى سزد امشب اگر طوطى طبعم پَرگشاید

 جاى شعر از سینه ام لعل و دُرّ و گوهر بریزد

مى سزد امشب اگر از رحمت حق ابر رحمت

 جاى باران بر زمین گه عطر و گه عنبر بریزد

مى سزد امشب اگر روح الامین از فرط شادى

 بر سر خلق جهان از عرش اَعلا زَر بریزد

مى سزد امشب اگر از دیدن باب الحوائج

 شادى از رخسار و نور از روى پیغمبر بریزد

مى سزد امشب اگر از مقدم موسى بن جعفر

 اشك شوق از دیدگان ساقى كوثر بریزد

مى سزد، امشب اگر بهر نثار مقدم او

 آسمان از دیدگان خویشتن اختر بریزد

مى سزد امشب اگر از یمن این مولود مریم

 بهر كورى حسودان عود در مجمر بریزد

مى سزد امشب اگر از آسمان و ابر ظلمت

 خاك غم بر فرق خصم موسى جعفر بریزد

زد قدم در ملك هستى آن كه از یمن قدومش

وجد از دیوار و شادى و سرور از در بریزد

زد قدم شاهى كه از بهر نثار مقدم او

 زآسمان روح القدس از شوق دل اختر بریزد

آمد آن فرمان روایى كز براى مدحت او

 جاى شعر از سینه «ژولیده» گان گوهر بریزد

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:52 | بازدید : 135 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت


آن زمانی که دل مهیا شد

دفتر غم مقابلم وا شد

تا که آنرا ورق زدم دیدم

نهمین صفحه نام موسی شد

حضرت کاظم از عنایت خویش

نظری کرد و سینه غوغا شد

در تکاپوی گفتن شعری

طبع سردم چو گل شکوفا شد

نفسی زد به آن دم قدسی

روح مرده دوباره احیا شد

تک نگاهی نمود و از پس آن

همه درد من مداوا شد

فقط از او زنم دمادم دم

نفسم چونکه وقف مولا شد

ذکر او بوده ذکر هر روزش

پور مریم اگر مسیحا شد

سینه ام پر شراره از غصه

ناله هایم به غم هم آوا شد

دل من از گنه زمین گیر است

آمدم تو نگو دگر دیر است

ای کلیمی که صد چو موسایی

عالمی بنده و تو مولایی

در مدیحه گلی به مثل شما

من چه گویم که پور زهرایی

پادشاهان چو ریزه خوار درت

بر همه آفرینش آقایی

آن رضایی که جان و دل از اوست

تو به شمس الشموس بابایی

آفتابی ستاره ای، ماهی

تو زمین، آسمان نه دریایی

آنقدر گفته اند و می گویند

که شما روز حشر با مایی

آنکسی که گدایتان باشد

فخر می کند به حاتم طایی

تا که مانده حریم پر مهرت

چه کسی می رود دگر جایی

در عزایت اگر اجازه دهی

هر دو چشمم کنند سقایی

من کجا و نوشتن از کرمت

جان مولا مرا رسان حرمت   

تو که با غصه ها هم آغوشی

فقط از جرعه های غم نوشی

شمع عمرت به گوشه زندان

رفته دیگر به حال خاموشی

ذکرتان بوده ذکر خلصنی

بهر رفتن چقدر می کوشی

از جسارت به ساحت مادر

در تب غیرتت چه می جوشی

خلوت تو چه دیدنی باشد

روز و شب از خدا تو مدهوشی

جسمت افتاده بی رمق دیگر

از غل آهنیین تو بیهوشی

نکند موقع پریدن هست

جامه ای از کفن چرا پوشی؟

سپری می شود ز غمهایت

روز و شب های من به چاووشی

مثل هر شیعه ای تو هم مولا

عاشق آن ضریح شش گوشی

من پریشان غصه هات هستم

عاشق قبر باصفات هستم

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:52 | بازدید : 141 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


امام موسی کاظم(ع)-ولادت

 

آن جا که عاشقی است همیشه فضای ماست

در مرغ زار دربه دری ردپای ماست

وقتی که نان سفره ما از محبت است

صدها هزار حاتم طائی گدای ماست

دین و طریقت همه انبیا علیست

ای مدعی بدان تو که این ادعای ماست

ناخالص است دین بدون علی سرشت

شاه غدیر صاحب رکن ولای ماست

مثل کلیم تکیه به جایی نمی زنیم

وقتی که عشق حضرت موسی عصای ماست

موسای ما ز نسل شهنشاه خیبر است

نوری ز طیف عاطفه موسی بن جعفر است

شکر خدا که بنده ایمانی اش شدیم

کشتی شکستۀ ایم طوفانی اش شدیم

ما در پناه چتر ولایش نشسته ایم

خیس از نزول رحمت بارانی اش شدیم

ما را گره زدند به زلف رهای او

آزاد عالمیم که زندانی اش شدیم

اولاد او به کشور ما آمدند و ما

خادم شدیم و نوکر ارزانی اش شدیم

هم خاک بوس دختر او در میان قم

هم ریزه خوار پور خراسانی اش شدیم

خاک و زمین ما همه در اختیار اوست

ایران امام زاده سرای تبار اوست   

در هفتمین حضور زمینی آسمان

او شد بلند مرتبه جمع خاکیان

آری ملاک سنجش ایمان ولایت است

ما شاکریم او شده هفتم اماممان

ما با وجود او به خدا گم نمی شویم

زیرا که او به شیعه دهد راه را نشان

با عشق او به وقت حساب و کتاب و قبر

وا می شود زبان فرو بسته در دهان

او سومین لقب گرفته به باب الحوائج است

حاجت نمی برم به خدا پیش این و آن

حاجت روا شدن ز درش کار ساده است

این کمترین عنایت این خانواده است

امشب صلای آمدن عید می زنم

خود را به حال مستی تشدید می زنم

با عشق او برای طپش های عاشقی

بر قلب خود علامت تمدید می زنم

تمثال آفتابی او را به روی دل

بختم اگر که آمد و تابید می زنم

محتاج هستم و درِ کوی کریم را

دارالاجابت است و به امید می زنم

تا دیدمش دلم از غصه آب شد

کوه دلم ز آتش عشقش مذاب شد

عمرش میان غربت بی یاورش گذشت

رنج هزار ساله بر آن پیکرش گذشت

حسرت کشیده چون پدری گیسوان او

درحسرت نوازشی از دخترش گذشت

او مرگ خویش را ز خدا عاشقانه خواست

از بس بلا کشید که آب از سرش گذشت

وقتی به زیر مشت و لگد ها شکسته شد

دانست آنچه بر بدن مادرش گذشت

اما اسارتش که به زینب نمی رسد

او شعله از اصابت با معجرش گذشت

زینب اسیر کوچه و بازار شام شد

زن بود و وارد صف اغیار شام شد

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:51 | بازدید : 175 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی بن جعفر (ع)-ولادت


هر شاعری ست در تب تضمین چشم تو

از بس سرودنی ست مضامین چشم تو

چشم جهان به مقدمت ای عشق روشن است

از اولین دقایق تکوین چشم تو

ما را اسیر صبح نگاه تو کرده است

آقا کرشمه های نخستین چشم تو

از ابتدای خلقت عالم از آن ازل

شیعه شدم به شیوۀ آئین چشم تو

می شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد

از پشت پلکت از پس پرچین چشم تو

امشب شکوه خلد برین دیدنی شده

وقتی شده ست منظر و آئینه چشم تو

گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب

امشب به لطف لهجۀ شیرین چشم تو

چشم تو آسمان سخا و کرامت است

آقا خوشا به حال مساکین چشم تو

حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است

در انتظار لحظۀ آمین چشم تو

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند» 

چه عالمی ست عالم باب الحوائجی

با توست نورِ اعظم باب الحوائجی

مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق

داری به دست خاتم باب الحوائجی

در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی

بر دوش توست پرچم باب الحوائجی

در آستانۀ تو کسی نا امید نیست

آقا برای ما همه باب الحوائجی

بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو

در رستخیز واهمه باب الحوائجی

دیوانۀ سخای ابا الفضلی توام

مانند ماه علقمه باب الحوائجی

صحن و سرات غرق گل یاس می شود

وقتی که میهمان تو عباس می شود  

در ساحل سخاوت دریای کاظمین

مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین

با دست های خالی از اینجا نمی رویم

ما سائلیم، سائل آقای کاظمین

رشک بهشتیان شده حال کسی که هست

گوشه نشین جنت الاعلای کاظمین

نور الهی از همه جا موج می زند

توحیدی است بسکه سراپای کاظمین

داریم در جوار حرم، حق آب و گِل

خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین

ما ریزه خوار صحن و سرای کریمه ایم

این افتخار ماست، گدای کریمه ایم

در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است

یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم

هستی ماست نوکری اهل بیت او

ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم

قم آستان رحمت آل پیمبر است

در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم

با مهر و رأفتش دل ما را خریده است

ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم

چشم امید اهل دو عالم به دست اوست

مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم

حتی قفس براش مجال پرندگی ست

مدیون ذکر و یارب موسی بن جعفریم

دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته اش

دلخون ز ناله و تبِ موسی بن جعفریم

آتش زده به قلب پریشان، مصیبتش

با دست بسته غرق سجود است حضرتش

از طعنه های دشمن نادان چه می‌کشید

بین کویر، حضرت باران چه می‌کشید

در بند ظلم و کینۀ قوی ستمگری

تنها پناه عالم امکان چه می‌کشید

خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود

در بین این قبیلۀ عصیان چه می‌کشید

با پیکرش چه کرده تب تازیانه ها

با حال خسته گوشۀ زندان چه می‌کشید

شکر خدا که دختر مظلومه اش ندید

بابای بی شکیب و پریشان چه می‌کشید

اما دلم گرفته ز اندوه دیگری

طفل سه ساله گوشۀ ویران چه می‌کشید

با دیدن سر پدرش در میان طشت

هنگام بوسه بر لب عطشان چه می‌کشید

وقتی که دید چشم کبودش در آن میان

خونین شده تلاوت قرآن چه می‌کشید

می گفت با لب پر از آهی که جان نداشت:

ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


امام موسی کاظم ع
شنبه 10 دي 1390 ساعت 17:48 | بازدید : 157 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام موسی کاظم(ع)-مدح و ولادت


ساطع شده نور آسمـان هـا بـه زمین

 امشب شـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین

 امشب گل بـاغ مصطفــی آمده است

 آورده تمام کهکشــان را بـه زمـیــن

 امشب متحیــرم کــجـــا را نـگــرم

 آیــا نــگــرم بـه آسمان یا به زمین؟

 ارکــان زمیـن بـه رقـص در آمده اند

 غـوغـای عـجیبـی شده بر پا به زمین

 ای کاش کسی بود که با من می گفت

 امشب چـه خبر شده در أبوا به زمین؟

 جمعــی ز فــرشتـگـان ندا سر دادند

 آورده خــدا ولــیِ خــود را به زمین

 از بطــن حـمـیـده و ز صـلب صادق

 آمــد پـسـری به نام موسی به زمین

 تا دیــده گشود ماه لرزید و شکست

 افتــاد از آسمــان در این جا به زمین

 با خیل فرشته هــا بــه همراه علــی

 آمد ز جنان حضرت زهرا به زمیــن

 امـشـب چه شود عیدی ما این باشد

 یـک لحظه نظر کنی خدایا به زمین

موضوعات مرتبط: ولادت امام کاظم ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان