close
مجتمع فنی تهران
مدح و ولادت امام علی ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
لطف کسی شبیه علی جان تمام نیست
سه شنبه 06 تير 1396 ساعت 1:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

لطف کسی شبیه علی جان تمام نیست 
لطف کسی شبیه علی جان مدام نیست 

در پیشگاه حضرت حیدر برای ما 
بالاتر از مقام گدایی مقام نیست 

بابای مهربان و امام و چراغ دین 
در حق نوکران خودش او کدام نیست؟ 

بعد از فراق فاطمه اش روز خوش ندید 
جز چاه با علی احدی هم کلام نیست 

گیرم که زخم فرق علی التیام یافت 
هجران یاسِ سوخته را التیام نیست 

از کوچه های کوفه پدر را به خانه برد 
دل خون تر از امام حسن هیچ امام نیست 

با هم برای غربت زینب گریستند 
از کوچه رد شدند... کسی پشت بام نیست 

خاکستر و نگاه حرامی و کعب نی 
جای عقیله در وسط ازدحام نیست 

کوفه هر آنچه داشت حراجی دگر نداشت 
کوفه به هیچ وجه به سختی شام نیست 

مرضیه نعیم امینی




بی علی خانه ی حق این همه اسرار نداشت
دوشنبه 08 خرداد 1396 ساعت 14:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بی علی خانه ی حق این همه اسرار نداشت

کعبه بی عشق علی ارزش دیدار نداشت

مظهر بندگی ناب خداوند علی است

از ازل بنده چو او، خالق دادار نداشت

 

ماه، مشتاق مناجات سحرهایش بود

آن غریبی که به جز چاه دگر یار نداشت

سر شب تا به سحر همدم نخلستان بود

هیچ کس قدر علی غصه ی بسیار نداشت

چشم بی اشک ودل بیغم علی داشت؟نداشت

دیده ای داشت که سی سال بجز خار نداشت

استخوان در گلویش بود و تحمل می کرد

زیر لب زمزمه جز قصه ی دلدار نداشت

سر او خورد شکاف و سر سجاده نشست

قدرت ناله زدن حیدر کرار نداشت

زیر لب گفت: چه می شد به مدینه آن در

شعله ور هم شد اگر، تیزی مسمار نداشت

همسرم سوخت درآتش،همه ی جانم سوخت

ولی ای کاش که یاس نبوی بار نداشت

رضا رسول زاده




به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است
پنجشنبه 14 ارديبهشت 1396 ساعت 9:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است
همان قدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است

قلندرها و درویشان و حق گویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قل هوالله است

ندارم آرزویی جز « مقام » عشق ورزیدن
که از دل آخرین حبّی که بیرون می شود، جاه است

خدایا عشق ما را می کشد یا زنده می سازد
هوای وصل، هر دم چون نفس، جانبخش و جانکاه است

سکوتی سایه افکنده است همچون ابر بر صحرا
شب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماه است

کسی با چاه راز رنج خود را باز می گوید
چه تسبیحی است این؟! آه است، این آه است، این آه است

نمی خوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است

به سویش بس که مردم چون گدا دست طلب دارند
جوانمردان بسیاری گمان دارند او شاه است

به « سلطان جهان »، « شاه عرب » گفتند و عیب نیست
به هر تقدیر دست لفظ، از توصیف کوتاه است


 

فاضل_نظري




غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به خاک پای مولی الموحدین ،
یعسوب الدین ، امیر المومنین ،
اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب(ع) :
.
.
.
.
.
غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بوَد اولین ، بوَد آخرین ، شَهِ مسلمین ، شَهِ مومنین
برو در صفاتِ خدا ببین ، نه علی خدا که خدا علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!
.
.
.
محسن_کاویانی
.




بر شوره زار قلبها باران می آید
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

 

بر شوره زار قلبها باران می آید
بر دردهای بی دوا درمان می آید

دستان پشت پرده ی خلق است حیدر
روزی رسان عالَم امکان می آید

چشم زمین روشن به روی صاحبش شد
شأن نزول سوره ی انسان می آید

قبل از نبی کعبه بغل کرده علی را
بر جسم سرد کعبه حالا جان می آید

هم باطن یاسین و هم اُمّ ُالکتاب است
آیات مدح اوست در قرآن می آید

"ما خاک پای بچه های بوترابیم"
خیلی به نوکرهاش این عنوان می آید

باقی نمی ماند گناهی و سیاهی
تا عشق حیدر در دل ویران می آید

در سینه ام باشد غم عالم غمی نیست
پای ضریحش غصه ها پایان می آید

هم هوش و هم دل می برد ایوان طلایش
عاقل از ایوان نجف حیران می آید

شاعر نشد...نوکر نشد... کلبش که هستم
حتما به کارش یک سگ دربان می آید

او وعده داده، دلخوشی من همین است
در لحظه ی جان دادنم جانان می آید

مرضیه نعیم امینی




جهان ز روزِ ازل خاطری مکدّر داشت
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت مولانا امیرالمومنین (علیه السلام)



جهان ز روزِ ازل خاطری مکدّر داشت
همیشه شوقِ رسیدن به روزِ محشر داشت

خبر نداشت که باید بماند و باشد...
خبر نداشت ، زمین اشتیاقِ حیدر داشت

گذشت تا که رسید آن شبِ پُر از معنا
جنابِ بنتِ اسد ، میوه ای معطّر داشت

ندا رسید که: «داخل شو ، خانه خانه ی توست
برو که کعبه برای وجودِ تو " دَر " داشت»

میانِ خانه ی کعبه چه ازدحامی بود
طواف کردنِ آنها ، مَطافِ بهتر داشت

چنان تولّدِ او با اهمیت بوده...
برای آمدنش کعبه هم ترک برداشت

به دستِ حضرتِ خاتم نشست ، حضرتِ ماه
نگاهِ مهرِ رسول ، آینه برابر داشت

صدای قلبِ علی با نبی هماهنگ است
از این به بعد ، یتیمِ مدینه یاور داشت


پوریا باقری




فقیری آمده امشب برایت شعر میخواند..
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

فقیری آمده امشب برایت شعر میخواند...
به امید عطایت در هوایت شعر میخواند..
عَلِيٌّ حُبُّه ُجُنَّة و دارد اشک میریزد...
دوباره زیر ایوانت گدایت شعر میخواند...
.
یونس_چگینی




ای که نامت مرحم زخم فقیران یا علی
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که نامت مرحم زخم فقیران یا علی
دست تو باشد پناهی بر یتیمان یاعلی

ای که نامت همچو الماس است در دریای دل
در شجاعت گشته ای اقای شیران یا علی

ای که در مردانگی همتا نداری ماه من
دستگیر مستمندان و اسیران یا علی

ای که عالم غیر تو بر فاطمه همسر ندید
در دو عالم سیدی بر اهل ایمان یا علی

در قیامت هر که همراهت بود اسوده است
چون که در محشر تو هستی همچو میزان یاعلی

با وجود تو پیمبر راحت و آسوده بود
در جهان هستی تو اقای دلیران یا علی

خون فرق پاره ات جوشید در محراب حق
ای که ممتازی تو بر کل شهیدان یا علی

پادشاهان جهان در محضرت زانو زدند
پادشاهی بر تمامی امیران یا علی

ریحـــــــــان




به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز
جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش

 مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن
به قدروسع خود کرده است"معنی"تازه کتمانش

استاد_محمدسهرابی_معنی




کسی آیینه را دیده ست آیا عاشق چشمش
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

کسی آیینه را دیده ست آیا عاشق چشمش
خدا آیینه ی خود شد من اما عاشق چشمش

علی آهو شد و زهرا چو شیری در پی او بود
علی گم شد میان  خلق و زهرا عاشق چشمش

بگو کفر است اما من به چشمان خودش دیدم
خدا بر نیزه ها می رفت و سر ها عاشق چشمش

چه دنیایی ست در شرم‌ نگاه سر به زیر او
که شد آن لحظه شهبانو زلیخا عاشق چشمش

به راه خویش می رفت و گناه خلق را می شست
خوشا بدکاره ای رسوا که عیسا عاشق چشمش

کسی غیر از علی آیا توان عاشقی دارد؟!
خدا آیینه در آیینه ... تنها... عاشق چشمش

مهدی مظاهری




وقتی غزل برای تو خود را بزک کند
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح مولی الموحدین، امیرالمومنین حیدر کرار(ع)
 


وقتی غزل برای تو خود را بزک کند
قافیه را ز نغز وُ کریهش الک کند

تا که کند رضای تو را اخذ یا علی(ع)
با نشرُ لف پیاده هزاران کلک کند

فرش قدوم حضرت عالی...خدای عرش
وقت ورود، شاه پَرِ صد ملک کند

دستان پینه دار پُر از خیرُ برکتت
تقسیم رزق آدم وُ طیر وُ سمک کند

بی تو حرام آبُ حلالست با تو می
نفرین به هر کسی که بر این نکته شک کند

پایاست روی ضلع یمانی نشانی  ات
گرچه هزار مرتبه دفع ترک کند

یا ازکمر دو نیم شده یا ز قامتش
 هر کس که خواست رزم علی(ع) را محک کند

تنها دو پله مانده علی(ع) ، تا خدا شوی
در طیِّ این مسیر خدا هم کمک کند

 


رضابیگی(شهرکرد)




خالق از دستش حساب اجر او در می رود
چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 17:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


مدح حضرت عشق #امیر_المومنین (ع)



خالق از دستش حساب اجر او در می رود
آن زمانکه در جنان حیدر به منبر می رود

روی تخت عرش میکائیل بادش می زند
جبرئیل آنجا فقط دنبال شهپر می رود

تو فقط ما را ببر سوی منای عشق او
گردن ما خود به استقبال خنجر می رود

رو به پایین گر رود بر ذوالفقارش خون ما
زیر تیغش رو به بالا نام حیدر می رود

مادرش بنت اسد هست و خودش هم #حیدر است
خلق و خوی شیر نر گاهی به مادر می رود

خشک می آید به جنگ مرتضی، دشمن... ولی
موقع برگشتنش با جامه ای تر می رود



 




اصل این است و غیر ازین هم نیست
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پتک پولاد پیکر


اصل این است و غیر ازین هم نیست
هرکسی با تو نیست آدم نیست
عالم الغیب! جز تو اعلم نیست
عالِمی بر علوم عالَم نیست

تو نباشی جهان منظم نیست

شاعری نیمه شب تقلب کرد
مثلا قافیه تعجب کرد
روز میلاد تو جهان کُپ کرد
«قل هو اللهُ» .. بعد استُپ کرد

قبل «یولد» بگو مگر «لم» نیست!؟

ذرّه ام شمس آشکارم کن
درّه ام کوه استوارم کن
گوشت تلخم ولی شکارم کن
با سرِ دار سازگارم کن

حدّ من گرچه نخل میثم نیست

هرکجا مرده ای ز جا پا شد
از دم قدسی تو احیا شد
چند باری به نام عیسی شد
اذن دادی و او مسیحا شد

خود عیسی که صاحب دم نیست

ای اَبَر مرد، قهرمان نبرد
اُسوهء خوب افسران نبرد
اسم تو سر درِ دُکان نبرد
همه دیدند در زمان نبرد

هیچ کس مثل تو مصمم نیست

پتک پولاد پیکری احسنت
شیر نر! عشق اشتری احسنت
حملات مکرری احسنت
قالع باب خیبری احسنت

قلعه اندازهء تو ‌محکم نیست

برو اما عذابشان نکنی
پیر دریا سرابشان نکنی
کاش میشد خرابشان نکنی
یا که از شرم آبشان نکنی

نزن این مرهب است شلغم نیست

ترس دارد یهود از تیغت
دمْدمی تر نبود از تیغت
رعد آمد فرود از تیغت
حق چه شعری سرود از تیغت

ضرب شمشیر سرکشت کم نیست

سجده ام قبلِ قبله رو به شماست
هرکسی بندهء تو شد با ماست
نجفت آرزوی عرش خداست
از ضریحت بپرس کعبه کجاست!

در نجف مکه هم مکرم نیست

قلم این بند را نوشت، افتاد
دست زهرای تو سرشت افتاد
به تو خوشگل، به غیر، زشت افتاد
زیر ایوان تو بهشت افتاد

با شما حرفی از جهنم نیست

 

 

عماد بهرامی




دلم در نجف مانده و منزلی را
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دلم در نجف مانده و منزلی را
از این خانه بهتر نمی بیند اصلا
کسی که نگاهش به ایوان بیافتد
خودش را که دیگر نمی بیند اصلا

محمد_جواد_شیرازی




تو آن ماهی که ماهی گفت بعد از دیدنت: ما_هی؟
پنجشنبه 16 دي 1395 ساعت 7:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جانم امیرالمومنین....

تو آن ماهی که ماهی گفت بعد از دیدنت: ما_هی؟
که در ماهیتت مانده ست، ماهی از پیِ ماهی

نه دندان است ای کان ملاحت، کآنچه میدانم
صفی از یوسف است و برده داری بر سرِ چاهی

اگر دستی برآری میوه از عرش خدا افتد
خطا گفت آنکه گفت ای سرو! داری قدّ کوتاهی

نگاهت خطبه میخواند دو نقطه، این چه اعجاز است
بزن با پلکِ خود شرحی بر این ایجاز گهگاهی

بحیرا سرّ مطلب را نمیداند، مسیحا دم!
که گردد ابر رحمت گر برآری بی هوا آهی

براق از برق لبخند تو می آید، تبسّم کن
نمی ماند اگر لب تر کنی تا عرش حق راهی

تو را تخت خلافت قاب قوسین است و میدانم
که دنیای دنی را پیشِ أو ادنی نمیخواهی

#مسعود_یوسف_پور

 




با سوره ی کوثر اگر قران نمک دارد
چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت 8:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امیر المومنين علیه السلام

با سوره ی کوثر اگر قران نمک دارد
این شعر هم از ذکر مولا جان نمک دارد

شیرینی کام علی در شادی زهراست
با این که بین سفره بیش از نان نمک دارد

قدری نمک گیرت شدم بابای عالم که
در کام من خرمای نخلستان نمک دارد

در صحن تو نام حسین آمد به لبهایم
این خانه جای قند در قندان نمک دارد

آه جگر تنها دلیل گرمی اشک است
از شوری دریاست گر باران نمک دارد

دل را ز کف دادیم زیر گنبدت ای مرد
چون لاله روییدیم پای مرقدت ای مرد
.

دل را که از تو منتظر بر مقدمی باشد
چون کعبه نشکافش که با او عالمی باشد
.
جزر و مد زلفت برای قتل عشاقت
در دادگاه حق دلیل محکمی باشد

عمریست که با خنده ی پیمانه میخندیم
تنها غم دوریست گر ما را غمی باشد

قم آمدیم از دوری دامان یک مادر
معصومه تا بر زخم کهنه مرهمی باشد

ما را به زهرا مادرت، مادر سفارش کن
پاهام می لرزد مرا قدری نوازش کن

محمد رضا رضایی

 




کویت بهشت را به تماشا کشیده است
یکشنبه 05 دي 1395 ساعت 16:10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کویت بهشت را به تماشا کشیده است
کار  مرا  ببین  به کجاها کشیده است


باید  که  دست های  خدا را طلا گرفت
از بسکه نقش روی تو زیبا کشیده است


"عیسی" اگر مریض زیادی دهد شفاء
درنسخه اش جمال"علی"را کشیده است



محمدحسن بیات لو

 




باران گرفته است که بارانی ام کند
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باران گرفته است که بارانی ام کند
یعقوبِ هجر دیده ی کنعانی ام کند

وقتش نیامده است که یک شب ابوتراب
فکری برای بی سر و سامانی ام کند

دیدم شکوهِ گنبد و گفتم خدا کند
چشمش مرا بگیرد و قربانی ام کند

با قلب خون، نشسته ام و گریه می کنم
تا ذره ای نظر به پریشانی ام کند

شاید دلش بسوزد و بانی من شود
شاید عبور از دل ویرانی ام کند

باشد قبول... نوکر خوبی نبوده ام
من قانعم فقط سگ دربانی ام کند

قسمت نشد مجاور ایوان طلا شوم
قسمت نشد که زائر بارانی ام کند

محمد جواد شیرازی

 




کل صفات ذات خدا جز خدایی اش
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کل صفات ذات خدا جز خدایی اش
با مرتضی علی به خدا مو نمی زند

 

محمد جواد شیرازی




قلم به دست بگیرید و واژه ها بنویسید
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت امیرالمومنین (ع)

قلم به دست بگیرید و واژه ها بنویسید
برای خلق بیایید از خدا بنویسید
به عشق نقطه ی منقوش زیر با بنویسید
به جای واژه ی معشوق، مرتضی بنویسید

 به سرسرای خداوند سر بریده بمانید
علی علی بنویسید و سر ز ما بستانید

کجاست مثل علی در نقوش عشق مصور
علی است مصدر طاهر علی است آب مطهر
علی است شمس فروزان علی است ماه منور
علی است همسر زهرا علی است ساقی کوثر

علی است عالی و اعلا ، علی است عرش معلا
علی است والی و والا ، علی حقیقت عقبی

به حکم عشق ، علی حاکم است و ما همه بنده
ز مهر او شود آرام و رام شیر درنده
به طاق عرش رسیده ز خاک پای غلامش
همان ملک که به اوج سعادت است پرنده

علی است تیغ برنده که در نیام حقیقت
سر از شقیق شکست و به شیعه داد طریقت

همان علی که به ید تیغ ذوالفقار گرفته
کی از تلاطم دست گدا ، قرار گرفته
همان علی که ز سردار ، سر به دار گرفته
به ذکر یا رب خود خواب از مدار گرفته

و این علی است که زهرا به عشق ماه منیرش
میان آن در و دیوار ماند طفل صغیرش

میان مسجد کوفه علی است غرق مناجات
علی است مغز عوالم، و اوست محیی اموات
هزار مرتبه دیدم کتاب حق خدا را
قسم به عزت قرآن به دست اوست امورات

قسم به شیون زهرا ، که حق محض، علی بود
و با هزار ادله ، علی امام و ولی بود

علی، کرامت نفس است و ما چو گرد و غبارش
هزار مرد حقیقت فدای ایل و تبارش
نگارخانه ی جنت به یوسفش که ننازد
بنازد او به علی و به آن دو چشم خمارش

قسم به پیچش مویش که آبروی جنان است
رسالت نبوی بی ولاش در نقصان است

و خاک بر سر عالم تو را اگر نشناسد
و نادم است هر آنکس که قدر زر نشناسد
میان دست تو این دل اگر چو دایره افتد
به مستطیل در آید دگر وتر نشناسد

میان جمجمه جامی ز معنی تو بنوشم
ز جام جاری جان جوی جاودانه به هوشم

جعفر ابوالفتحی

 

منبع:

www.neyjaf.ir
 




شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:30 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


بسم الله الرحمن الرحیم


مدح حضرت امیرالمومنین ع

شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟

به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان

تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی


نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
تو محمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو

صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی


تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...
تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی

برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی


به خدا قسم که بدون تو همه جا همیشه مشوّشم
به بهشت بی تو نمی‌روم که بدون تو پُر آتشم
نخورم می از خُم دیگران که خمار کوثر بی غشم
به کدام شیوه بیان کنم که چه می کشم که چه می‌کشم؟!

نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی


چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی

شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی»


نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی

و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی


که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء»
که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی»
که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا

نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی


به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی

لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی


بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده

به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی


شده اند در مقابل تو همه شیرِ بی سر و یال و دُم
همه گفته اند و شنیده ام که شدند «مُعتَرِفٌ بِکُم»
نگران آن همه «مرحبم» که فرار کرده و گشته گم
دل بی قرار و هوایی‌ام شده رهسپار غدیر خُم

به چهارده خُم می قسم احدی نرسیده تا علی


اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت

تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟


همه شب نشسته خیال تو سر راه من، سر راه من
چه شود اگر که نگاه تو برسد شبی به نگاه من
به دو چشم غرق خیانتم، به دو چشم غرق گناه من
و تو ای سپیده نظر کنی به من و به روی سیاه من

چه غم از عذاب خدا اگر که تویی شفیع جزا علی


ثقلین مدح دو چشم تو شده روشنایی دفترم
که علیست ذکر مداومم، صلوات قند مکرّرم
به جهان مرید ابوذرم، مدیون مالک أشترم
نروم به زیر بیرق کس که غلام خادم قنبرم

همه عمر بنده‌ی حیدرم به حقیقت «إنّما» علی

احمد علوی

 




ز كار حضرت حيدر كسي سر در نياورده و بهتر از علی(ع)، اعجاز ، پیغمبر نیاورده
چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت 15:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت مولا علی علیه السلام

 

ز كار حضرت حيدر كسي سر در نياورده
و بهتر از علی(ع)، اعجاز ، پیغمبر نیاورده

بلی روح الامین پر برده تا معراج معنایش
ولیکن موقع برگشت با خود پر نیاورده

از آنکه یآفته حق را ، سوالی کن بگو آیا?
ز خاک زیر پای نوکر قنبر نیاورده?

به مسجد در رکوع خود برای یاری سایل
به جز حیدر کس انگشتر ز دستش در نیاورد

ای آنکه منکر اویی ، ببین ام القرا قرآن
چنان حیدر بر آیات خودش زیور نیاورده

دلیل کار، تشخیص منافق از مسلمان است
که خالق در کتابش نامی از حیدر نیاورده

علی همکفو زهرا بود و غیر از نفس پیغمبر
برای هیچ انسانی نبی دختر نیاورده

نبی از بهر لعن قوم نصرانی به همراهش
به جز "سبطین" و "زهرا" و "علی" لشکر نیاورده

هر آنكه با علي در سر خيال جنگ پرورده
اگر با سر به ميدان رفته با خود سر نياورده

اگر آورده سر را، زیر آن پیکر نیاورده
کسی از ذوالفقارش تیغ بران تر نیاورده

به جز پیغمبر و خالق، رسول الله ، فرموده:
ز کار حضرت حیدر کسی سر در نیاورده

 

جعفر ابوالفتحی

منبع:
www.Neyjaf.ir




ز كار حضرت حيدر كسي سر در نياورده
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 10:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت مولا علی علیه السلام

 

ز كار حضرت حيدر كسي سر در نياورده
و بهتر از علی(ع)، اعجاز ، پیغمبر نیاورده

بلی روح الامین پر زد به اوج عرش معنایش
ولیکن موقع برگشت با خود پر نیاورده

از آنکه یآفته حق را ، سوالی کن بگو آیا?
ز خاک زیر پای نوکر قنبر نیاورده?

به مسجد در رکوع خود برای یاری سایل
به جز حیدر کس انگشتر ز دستش در نیاورد

ای آنکه منکر اویی ، ببین ام القرا قرآن
چنان حیدر بر آیات خودش زیور نیاورده

دلیل کار، تشخیص منافق از مسلمان است
که خالق در کتابش نامی از حیدر نیاورده

علی همکفو زهرا بود و غیر از نفس پیغمبر
برای هیچ انسانی نبی دختر نیاورده

نبی از بهر لعن قوم نصرانی به همراهش
به جز "سبطین" و "زهرا" و "علی" لشکر نیاورده

هر آنكه با علي در سر خيال جنگ پرورده
اگر با سر به ميدان رفته با خود سر نياورده

اگر آورده سر را، زیر آن پیکر نیاورده
کسی از ذوالفقارش تیغ بران تر نیاورده

به جز پیغمبر و خالق، رسول الله ، فرموده:
ز کار حضرت حیدر کسی سر در نیاورده

 

جعفر ابوالفتحی

 

منبع:
www.Neyjaf.ir




هم دلبر و دلاور و دلدار مرتضی هم سرور و سر آمد و سردار مرتضی
سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت 12:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امیر المومنین(ع)-مدح

 

هم دلبر و دلاور و دلدار مرتضی

هم سرور و سر آمد و سردار مرتضی

هم دیده ایست در و گهر بار مرتضی

هم سینه ایست مخزن الاسرار مرتضی

جان ِ گرو گذاشته در لیلت المبیت

دلواپسیِ امنیت ِ غار مرتضی

در سجده هاش گفته انا عبدک الذلیل

در جنگهاش صفدر و قهار مرتضی

هر جا که ایستاده چه سجاده و چه جنگ

دارد به بندگی تو اصرار مرتضی

انگار کار کرده ترازو تراز تر

وقتی گذشته از سر بازار مرتضی

هر جا گره به کار می افتاد ، جبرییل

میگفت یا محمد ، بگذار مرتضی...

دیوارِ دینِ حق و درِ شهرِ علم بود

اما چه دید از در و دیوار مرتضی؟

در کربلا به هر طرفی میکنم نگاه

جعفر علیست ،عون و علمدار مرتضی

زیبایی خدا به هر طرفی جلوه میکند

تکرار توست حیدر کرار ، مرتضی

 

محمد خادم




علی کیست ، ذوالفَضلِ وَالاِمتنان علی کیست ، ذوالحِکمةِ وَالبَیان
سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت 12:42 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امیرالمومنین(ع)-مدح-صد و ده فضیلت

 

علی کیست ، ذوالفَضلِ وَالاِمتنان

علی کیست ، ذوالحِکمةِ وَالبَیان

علی کیست ،آیینة ذوالجلال

علی کیست ،ذوالرَأفةِ و اَلامان

علی کیست ،گو : اَحسنُ الخالقین

به او نام داده چنین ، مستعان

علی کیست ، معنای توحیدِ محض

علی کیست ،مسجودِ روح و روان

علی کیست ،اَسماءِ حُسنای حق

علی کیست ،الله را ترجمان

علی کیست ،از « وَجهُ رَبِک » بپرس

همه  فانی اَند و  علی جاودان

علی کیست ،دانای لوح و قلم

علی کیست ،اَسرارِ گَنجِ نهان

علی کیست ،فرماندهِ اَنبیاء

علی کیست ،با اَنبیا همزبان

علی کیست ،عبد خدای کریم

علی کیست ،سلطان جان و جهان

علی کیست ،کعبه ،علی کیست ،رُکن

علی کیست ،زمزم ،صفا، سَعی ،هان...

علی کیست،صوت رسای خدا

علی کیست ،رازِ مگویِ زبان

علی کیست ، آن خِلقتِ بی نظیر

که هرگز نگُنجد به وصف و بیان

علی کیست ذکرِ کُلونِ بهشت

علی کیست ،سرمایة جَنَتان

علی کیست ،حج و جهاد و زکات

علی کیست ،احکام دین را نشان

علی کیست ،همتای زهرا علیست

علی کیست ،بر مصطفی روح و جان

علی کیست ،سالار خُم غدیر

علی کیست ،رهبر به پیر و جوان

علی کیست ،آقای هر مُتَقی

علی کیست ،مولای ما مؤمنان

علی کیست ،خورشید دستِ نبی

ستون زمین ،لنگرِآسمان

علی کیست ،میزان اعمالِ ما

علی ، آن قسیمِ جحیم و جنان

علی کیست ،رمز حیات و ممات

علی کیست ،سِرِ صَلات و اَذان

علی کیست ،آنکه به اَمرِ خداست

به یک شب چهل جا عیان، همزمان

علی کیست ،دل رحم ،با دوستان

علی کیست ،دل سخت، با دشمنان

علی کیست ،مَرد قنوتِ سحر

علی کیست ،محراب را ارمغان

علی کیست ،بخشنده ، وقت رکوع

علی کیست ،در سجده ، فارغ ز جان

علی کیست ،گریان ز اشک یتیم

علی کیست ،الحق کسِ بی کسان

علی کیست ،پشت و پناه ضعیف

علی کیست ،حامیِ مستضعفان

علی کیست ،آن سفره دارِ فلک

بحق ، عالمی را علی میزبان

علی صاحبِ سفرة مجتباست

کریمانِ عالم بر او میهمان

علی کیست ،بابای زینب ،حسین

حسن، اُمِ کلثوم ، ما شیعیان

علی کیست ،شیر خدا و رسول

علی کیست ،سرمایة کُن فَکان

علی کیست ،خشم خدا در عِقاب

علی کیست ،چشم خدا در عَیان

علی کیست ،خیبر شکن، بت شکن

علی کیست ،بر مصطفی جانفِشان

علی کیست ، هشیارِ صَفِین ها

علی کیست ، بیدار در نهروان

علی کیست ،فیروزِ جنگ جَمل

علی کیست ،درپیری اَش پهلوان

علی کیست ،شایستة ذوالفقار

ولی بی سپر،بی زِره، بی کمان

علی کیست ،مظلوم،تنها، غریب

علی کیست ،با چاهها همزبان

علی کیست ،هر کس که پرسد بگو:

علی را تو در شقشقیه بخوان

علی کیست ،آرامشِ فاطمه

علی کیست ،همدردِ یارِ جوان

علی کیست ،با دستِ بسته صبور

علی کیست ،پیروزِ هر امتحان

علی دست بسته نگردد ولی

برای خدا می شود آنچنان

علی را اگر میشناسی دلا

خودت را مُریدِ مَرامش بدان

علی بر همه بی پناهان ، پناه

علی بر سرِ بی کسان ، سایبان

علی نَه فقط هست بابای ما

علی دین ما هست و ایمانمان

و تا حوض کوثر علی ، راهبَر

علی ساغر و ساقی و ساربان

علی کیست ،بابای ارباب ما

علی کیست ،مولای صاحب زمان

رسد انتقام غدیرِ علی

به دستانِ آن رهبرِ اِنس و جان

و مهدی ، مسیرِ علی میرود

امامت همین و ولایت همان

ولیِ زمان را که دریافتی

همان بیعت است و همین آرمان

و آنان که پَرپَر در این رَه شدند

همه کربلایی ، همه قهرمان

 

محمود ژولیده




سلمان کیستید مسلمان کیستید؟ با این نگاه شیعه ی چشمان کیستید؟
سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت 12:41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امیرالمومنین(ع)-بصیرت-وحدت

 

سلمان کیستید مسلمان کیستید؟

با این نگاه شیعه ی چشمان کیستید؟

با این نگاه شعله ور از برق افتراق

با این نگاه خط زده بر خطبه ی وفاق

با این نگاه پر شده از خط فاصله

دور از ملاحظات روایات واصله

با کیست این نگاه؟ پی چیست این نگاه؟

آیینه ی نگاه علی نیست این نگاه

چشم علی که محو افق های دور بود

از درد و داغ شعله ور اما صبور بود

چشمی که حرف حرف سکوتش شنیدنی ست

چشمی که ربنای قنوتش شنیدنی است

آن حرف ها چه ژرف چه ژرفند خوانده اید؟

آن حرف ها شگفت و شگرفند خوانده اید؟

از درد بی امان چه بگویم شنیده اید

از خار و استخوان چه بگویم شنیده اید

مولا رسیده بود به سوزان ترین مصاف

اما نبرد دست به شمشیر اختلاف

تیغی که در مصاف به فریاد دین رسید

این بار در غلاف به فریاد دین رسید

چون لیلة المبیت علی از خودش گذشت

آتش به سینه داشت ولی از خودش گذشت

آتش به سینه داری اگر، شعله ور مباش

هیزم بیار سوختن خشک و تر مباش

دامن مزن به آتش این قیل و قال ها

از حق بگو، چنانکه علی گفت سال ها

از حق بگو ولی نه به توهین و افترا

با منطق علی، نه به توهین و افترا

القصه سیره ی علوی این چنین نبود

تاریخ را بخوان اخوی این چنین نبود

بادا که تا همیشه بمانیم با علی

سلمان شویم و مسلم این راه یا علی

 

سید محمد جواد شرافت




بیهوده نگرد ! کیمیا ذکر علی ست
دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت 9:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امیر المومنین(ع)-مدح

 

بیهوده نگرد ! کیمیا ذکر علی ست

آن معجزه ی گرانبها ذکر علی ست

با دیدنِ ایوان نجف فهمیدم

دارویِ تمام دردها ذکر علی ست

 

وحید قاسمی

 

 




به یُمن حضرت دلبر خدا بر من کرامت کرد
یکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت 13:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

 السلام علیک یا امیرالمؤمنین علیه السلام

به یُمن حضرت دلبر خدا بر من کرامت کرد
همین که نامش آوردم دعایم را اجابت کرد

نه تنها من سرآغاز امورم "یاعلی" گفتم
خدا هم "یاعلی" گفت و شروع امر خلقت کرد

تمام انبیا هر جا گره بر کارشان افتاد
دم "حیدر" گرفتند و خود مولا وساطت کرد

پدر بعد از اذان در گوش من "نادعلی" خوانده
همان "نادعلی" عمری از ایمانم حفاظت کرد

به دل حب علی دارم، شده زهرا خریدارم
خودم لایق نبودم که، ولی مادر محبت کرد

"منم کلبی ز اکلاب امیرالمؤمنین حیدر"
مرا انسیه ی حورا چنین منصب عنایت کرد

گرفتار و پریشانم، سراپا غرق عصیانم
دل ویران من را ساقی کوثر مرمت کرد

نمی پرسد چرا مستی؟ نمی گوید برو پستی
گدا هرقدر بد بوده علی بر او کرامت کرد

به هجر او گرفتارم، به دل شور نجف دارم
به هرکس که نجف رفته دل زارم حسادت کرد

دوباره دیشبی در خواب دیدم زیر ایوانم
دوباره این دل شیدای من میل زیارت کرد

هوای نوکرانش را همیشه مرتضی دارد
در اوج هر گرفتاری مرا راهیِ هیئت کرد
.

به دست خاندان او فقط جود و کرم باشد
علی باب الحوائج می شود شش ماهه هم باشد

مرضیه نعیم امینی




از نسل سلمانیم و با تمار مأنوسیم آری که ماازکودکی با دار مأنوسیم
جمعه 26 شهريور 1395 ساعت 11:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از نسل سلمانیم و با تمار مأنوسیم
آری که ما ازکودکی با دار مأنوسیم

دلدار ما از روز اول هم علی بوده است
تا روز آخر با همین دلدار مأنوسیم

مقصودما از ذکرهای مختلف مولاست
با یاحق و یا هو و یا کرار مأنوسیم

جانم علی ،جانم علی ،جانم علی جانم
از صبح تا شب با همین تکرار مأنوسیم

تنها به خلوت حق مطلب را ادا کردیم
با عشق این آیینه ی اسرار مأنوسیم

مانند ماهی که فقط با آب مأنوس است
ما نیز تنها با حریم یار مأنوسیم

نشر فضیلت های مولا کاروبارماست
عمری اگر با کاغذ و خودکار مأنوسیم

هرروز نخل خویش را با گریه می بینیم
تا مرگ ، از عشق علی با دار مأنوسیم

مجتبی خرسندی

 




بشنو ازمن چون حکایت می کنم قصه ای زیبا روایت می کنم
جمعه 26 شهريور 1395 ساعت 11:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مثنوی مولا علی(ع)


بشنو ازمن چون حکایت می کنم
قصه ای زیبا روایت می کنم
قصه ی اوصاف نیکوی علی
قطره از دریا نمایم منجلی
زاده شد در خانه امن خدا
شد خدایش میزبان مرتضی
دست پرورد رسول ا..بود
از همه اسرار او آگاه بود
آنزمان که دین حق اعلام شد
اولین ایمانی اسلام شد
زین جهت گفتی پیمبر ازصفا
مرتضی باشد وصی مصطفا
بر خدا وبر پیمبرشد ولی
نور یزدان در وجودش منجلی
وقت هجرت جای پیغمبر بخفت
من فدایت یا رسول ا..گفت
دایما بودی علی مجنون او
مصطفی موسی، علی هارون او
بود پیوسته کنار یارغار
چه به صلح وچه به وقت کارزار
شیر حق در صحنه ی پیکار بود
لیک در رزمش خدا رفتار بود
در احد جنگاوران را شاه شد
ناجی جان رسول ا....شد
وصف تیغش گفت جبریل آشکار
جمله ی لاسیف الا ذوالفقار
لافتی الا علی هم گفت او
قرنها باشد زقولش گفتگو
جنگ خندق شدجدالی سخت بود
بیشماران، دشمن سرسخت بود
عبدود آمد به جنگ تن به تن
گفت کو مردی که آید جنگ من
گفت پیغمبر به لشگر در سه بار
نیست کس پاسخ دهد این نابکار
هرسه بارش گفت آن حق را ولی
هست حاضر تا رود میدان علی
عاقبت عازم به میدان شیر شد
دست او بر قبضه شمشیر شد
کفر با اسلام باشد روبرو
هر کدام اندر سپاهش آبرو
ضربه ای مولا براو زد حیدری
کرد واصل بر جهنم کافری
شد برابر ضربه حیدر نشان
باعبادات تمام انس وجان
بارها این صحنه ها تکرار شد
راضی از او احمد مختار شد
بارها آن ذوالفقار حیدری
کرد خندان چهره ی پیغمبری
ای خوشا روزی که زهرای بتول
خواستگاری علی(ع)کردی قبول
ماه بطحا خطبه خوان عقدشان
شاهدان اهل زمین و آسمان
جرعلی (ع)کس لایق زهرا(س) نبود
گرنبودی فاطمه(س)، مولا نبود
زندگانی شان تراز زندگی
هر دو انسانی دراوج بندگی
ازدواج پاکشان چون پا گرفت
کوثری بر فاطمه معنا گرفت
عاقبت شد وقت حج آخرین
آخرین حج پیمبر،میر دین
وقت برگشتن به وادی غدیر
جمع کردش مردمانی را کثیر
گفت ای مردم مرا وحیی رسید
تا کنم ابلاغ این روز سعید
روز اکمالی براسلام آمده
نعمت حق کامل وتام آمده
می کنم اعلام درخم غدیر
برشما باشد علی بعدم امیر
ای خداوندا محبش دوست دار
دشمنش را دشمن خود برشمار
یار او را هرزمان یاری نما
قسمت خصم علی خواری نما
ای کسانی که در اینجا حاضرید
این سخن برغایب از اینجا برید
افتخار شیعیان باشد غدیر
حکم هر عصروزمان باشد غدیر
با غدیر خم ولایت زنده است
تا ابد خورشید خم پاینده است
حیدریون را عید اکبر است
بی گمان عید خدای داور است
شیعه شادی کن به هنگام غدیر
تو ز اولاد علی عیدی بگیر
اشرف اولاد او صاحب زمان
عیدی ما دیدن رویش عیان

 اسماعیل تقوایی      




لحظاتی که خدا خلقت دنیا می کرد یاد از خال رخ حضرت مولا می کرد
پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت 10:0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین (ع)

 

لحظاتی که خدا خلقت دنیا می کرد
یاد از خال رخ حضرت مولا می کرد

عالمی بود اگر، عین عدم بود و فقط
مرتضی بود که با دست خود ابدا می کرد

از ازل حضرت حق با دم یا حیدر خود
در دل اهل یقین معرکه برپا می کرد

آن زمان حضرت جبریل امین در بر عرش
با سر زلف علی ناز به طوبا می کرد

گر نبود امر ید الله؛ مگر دست کلیم
اژدها را ز تن چوب ، هویدا می کرد

اگر آن چشم شفابخش علی یار نبود
کی مسیحا نظری بر زن نازا کرد

هر چه میخواند نبی از صحف قرآنش
مرتضی با عملش در دلش انشا می کرد

آن قدر عبد خدا بود که لبهای رسول
هرچه میگفت همان ثانیه اجرا می کرد

در دل کعبه به دنیا نمیامد که؛ نبی
تا ابد سجده بر آن مسجد الاقصی می کرد

هر کجا احمد مختار قدم بر می داشت
هر قدم در همه دم مدح علی را می کرد

میثم از نخله ی عشق علوی می، می خورد
و کفایت به عسلخانه ی خرما می کرد

جالب اینجاست که بابای عجایب همه وقت
تکیه بر تکیه گه حضرت زهرا می کرد

تا که از حضرت حق ، وحی غضب می آمد
حیدر آن را وسط معرکه معنا میکرد

در دل جنگ اگر تیغ هویدا می کرد
با دو حرکت همه را نصف ز پهنا می کرد

تا که از راس عدو کاسه ی سر می افتاد
صاحب سر قد خود را ز کمر تا می کرد

با همان نحوه ی شمشیر زنیه پدرش
در دل علقمه عباس چه غوغا می کرد

نه ابالفضل و نه اکبر ، و نه قاسم بخدا
هر چه میکرد همان دست توانا می کرد

روز محشر که همه بر کرمش محتاجند
کاش پرونده ی ما را خودش امضا می کرد

جعفر ابوالفتحی

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی اشعار آئینی جعفر ابوالفتحی

www.neyjaf.ir




عهدی شکسته شد غم آن ماجرا که هست مَن کنتُ را غدیر نخواندی، منا که هست
پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت 9:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عهدی شکسته شد غم آن ماجرا که هست
مَن کنتُ را غدیر نخواندی، منا که هست
پیمان ببند فرصت قالو بلی که هست
"باشدعلی خدا نه، ولی ناخدا که هست
بعدازخدا بزرگ همه ماسوا که هست"

ناد علی بخوان و بگو یکصدا علی
فریاد کن به ماذنه ، حیّ علی علی
هم فاطمه است حیدر و هم مصطفی علی
"بعدازخدا و بعد رسول خدا ،علی
ساقی است گرشراب نداری بیا که هست"

یک یا علی است فاصله از عشق تا علی
یوسف ! چه غم زمکر زنان ، باش با علی
وا میشود تمامی درها به یا علی
"لشگر گشاعلی است  ومشکل گشاعلی
فرمانروا که بود و شه لافتی که هست"

هم مبتدای عاشقی ماست هم خبر
در کوچه اش یتیم و اسیرند رهگذر
دور کریمهاست گدایانِ بیشتر
"ما سائل رکوع علی نیستیم  اگر
او اِنّما ولیّکم الله ِما  که هست"

گفتی علی خداست نه آیینه ی خداست
پس هرچه از بزرگی او دم زنم رواست
هم ابتدای صبح قیامت هم انتهاست
"محشرصفی ز وسعت آغوش مرتضاست
ای عاشقان هجوم نیارید جا که هست"

نقّاش ، حیدر است که عالم منقّش است
مهرش حلول کرد به جان و دلم نشست
دل عاشق علی است، در این حُب دو آتشه است
"عاشق گناهکار اگر شد درآتش است
اما حسابش ازهمه عالم جداکه هست"

تاریخ را سپرد به ما ، رفت مصطفی
قرآن ورق ورق شد و عترت جدا جدا
آتش به در رسید و همان شد که مرتضی...
"فرق  علی شکافت،بخون خفت مجتبی
عباس من ! صبور بمان کربلاکه هست"

زهرا نفس کشید که جان داشت از علی
فریاد اگر کشید زبان داشت از علی
بازو ، کبود بود و نهان داشت از علی
" آن بی نشانه ای که نشان داشت ازعلی
دل بیقرار یافتنش هرکجا  که هست "

محسن ناصحی




ای تجلی گاه رب العالمین جلوه هفت آسمان روی زمین روشنی بخش سحر شب های تو راز بسم الله با لبهای تو دست
جمعه 05 شهريور 1395 ساعت 9:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای تجلی گاه رب العالمین
جلوه هفت آسمان روی زمین
روشنی بخش سحر شب های تو
راز بسم الله با لبهای تو
دست تو در دست رحمن الرحیم
چشم بینای صراط المستقیم
با تو تنها ، با تو بی خود می شویم
تشنه ی ایاک نعبد می شویم
ای شکوه قل هو الله احد
نغمه ی شیرین الله الصمد
شب پرستان با رسوا می شوند
شرک های تازه افشا می شوند
مثل روزی جلوه گر در هر کجا
بس که پیدایی نمی بینم تو را
با خیالت زندگانی می کنیم
بی غم پیری جوانی می کنیم
پشت ابر گریه پنهان خنده ام
تا در آید دولت پاینده ام
بر مدار غربت و غم گردشم
نام مهدی می دهد آرامشم
خاک هم با تو تبسم می کند
بر لبت باران تیمم می کند
ای صفای آسمان نفره کوب
روی ماهت آفتاب بی غروب
هم خلیل و هم دلیل راه ما
آشناتر از همه با آه ما

عمر ما در حسرت رویت گذشت
روز ما بی شام گیسویت گذشت
سینه ها در آتش مهجوری ات
هر نفس تکرار داغ دوری ات
سر به زانوی شکیبای بس است
عکس تو قاب رویایی بس است
آتشی در سینه می خواند تو را
صبح هر آدینه می خواند تو را
تا به کی این دوری و دیوار غم
کی به آخر می رسانی کار غم
اشک ما خون شد به چشم روزکار
کی به پایان می رسد این انتظار
ای تمام عشق در لبخند تو
می دمد کی روی بی مانند تو
جلوه کن تا سر دهم در پای تو
گل کند در چشم من سیمای تو
ای جنود عقل و عشق انصار تو
می دهد سامان خدا بر کار تو
دست حق صولت به هر گام تو ریخت
دلبری در دامن نام تو ریخت

شهد پیروزی به فرجام تو زد
آخرین پیمانه در جام تو زد
با تو روزی ای شکوه بی شکست
هیبت مستکبران خواهد شکست
بی عصا رام تو دریا می شود
روزگار زشت زیبا می شود
کهنه گردد با نگاهت هر غمی
زندگی نو ، زنده از نو آدمی
می شود روزی بنای غم خراب
می گذارد یار ما پا در رکاب
می رسد روزی بهار بی خزان
فصل پیوند زمین با آسمان
ای خوشا در دولت تو زندگی
سربلندی بندگی بالندگی
با زبان آشنا می خوانمت
از غروب کربلا می خوانمت
از لب اصغر صدایت می کنیم
با دل زینب دعایت می کنیم

حسین بادروج




زبان قلم شد و دل صفحه ایی ز دفتر شد فضای دور و برم گوییا معطر شد تفضلی زخدا بود و سوی من آمد لبان من م
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زبان قلم شد و دل صفحه ایی ز دفتر شد
فضای دور و برم گوییا معطر شد

 تفضلی زخدا بود و سوی من آمد
لبان من متنعم به نام حیدر شد

 مرا کجا غزل از شاه لا فتی گفتن
از آن امام همامی که عشق داور شد

 برای مدح علی پای شعر من لنگ ست
کسی که مادح او مصطفی مکرر شد

 سرود ختم رسولان علی و انفسنا
پیمبری که جهان از رخش منور شد

 کنار واژه ی زهرا علی چه جلوه گرست
به اذن حضرت حق اینچنین مقدر شد

 میان طالع زهرا خدا علی به نوشت
نگار ختم رسل تکیه گاه صفدر شد

 علی مدال ولایت به گردنش افتاد
همینکه سائل انگشترش مفخر شد

 مثال شیر خداوند علی کجا باشد
که خرد طایفه اش چون علی اصغر شد

 میان خلقت خود پهلوان خدا کم داشت

 علی که آمد و راحت خدای منذر شد

 زمین ز شور نبردش به لرزه می افتاد
همین که گویی برپا زمان محشر شد

 زدرب قلعه ببین قدرت یدالله را
که کنده گشت و علی پهلوان خیبر شد

 چه ضربه ای!که شد افضل عبادت الثقلین

 چه ضربتی که دونیم جسم خصم کافر شد

 علی برنده شدو نقطه نقطه ارض و سما

 پر از نوای خوش کردگار اکبر شد

 غلام درگه یار از قدیم الایامیم
عیارمان به خدا عشق آن مطهر شد

 بهشت حضرت حق خانه ی بزرگان است

علی که بود و که نامش کلید این در شد

 هرآنکه نوکر این خانواده شد آری
عزیز هر دو جهان چون جناب قنبر شد

 ره علی و خدا یک رهست قسم بر حق

لعین شد آنکه علی را همیشه منکر شد

رضا آهی




دست بالای دست حیدر نیست مثل و مانند شاه خیبر نیست او فقط لایق امیری هست هر کسی که امیر و رهبر نیست ن
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 7:58 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دست بالای دست حیدر نیست
مثل و مانند شاه خیبر نیست

او فقط لایق امیری هست
هر کسی که امیر و رهبر نیست

 

نظر سائلان همه این است
از علی هیچ کس سخی تر نیست

همه ی خلق نوکرش هستند
ولی یک تن مثال قنبر نیست

هم امام است و هم نبیُ الله
چه کسی گفته او پیمبر نیست

از زمین تا به آسمان فرق است
آب زمزم که آب کوثر نیست

هر چه گل هست در تمام جهان
بی ولای علی معطر نیست

پشت حیدر به فاطمه گرم است
بیخودی او دلیر و صفدر نیست

ابراهیم لآلی




علی جان (ع) پیک حق عاجز شد از آوردن معنای تو بطن قرآن است تفسیری ز خاک پای تو هم خدایی هم محمد هم علی
شنبه 23 مرداد 1395 ساعت 12:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

علی جان (ع)

پیک حق عاجز شد از آوردن معنای تو
بطن قرآن است تفسیری ز خاک پای تو

هم خدایی هم محمد هم علی هم فاطمه
کج نرفتم گر فقط خوانم تو را مولای تو

بی نهایت بودن ممدوح خود یک چالش است
عشق با انگشت زخمی میکند املای تو

نقطه را حذفش کنی افلاکیان بیچاره اند
نه فلک می گردد از یک نقطه زیر بای تو

من نمی گویم که آخر کافرم خوانند خلق
سوره ی توحید می خوانَد تو را همتای تو

شب خبر کرده هزاران ماه را از فرط شوق
تا کمی بهتر ببیند قامت رعنای تو

بهر عیسای سخن اعجاز می خواهم چه کار
شعر هندی میخورم هر صبح از لبهای تو

جعفر ابوالفتحی

منبع:
www.neyjaf.ir




یا هو العالی و هو الأعلی یا هو الطالب و هو الغالب همه عالم چو مستحباتند و فقط عشق مرتضی واجب تو دل
دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 9:56 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا هو العالی و هو الأعلی

یا هو الطالب و هو الغالب

همه عالم چو مستحباتند

و فقط عشق مرتضی واجب


تو دلیل سجود بر آدم

تو گلستان نار نمرودی

تو نگهدار کشتی نوحی

همه جا یار انبیاء بودی


بهر تو چاک زد گریبان را

کعبه هم گشته منجلی با عشق

در لغت معنی تو را دیدم

مترادف شده علی با عشق


نَزِّلونا عَنِ الرُّبوبِیِّه

پس علی را خدا نمی دانیم

چون که در ذات حق شده ممسوس

از خدا هم جدا نمی دانیم


گر مرکب شوند دریا ها

برگ گل ها همه ورق بشود

گر به وصف علی نشیند خلق

حق عین علی ادا نشود


روز روز کمال دین خداست

مرتضی تا به عرش اعلا رفت

منبری از جهاز اشتر نه

که ز بال فرشته بالا رفت


نور خورشید هم دگر پیش

نور پیشانی تو گم شده است

چونکه عکس تو در غدیر افتاد

نام برکه غدیر خم شده است


دست خود را نبی گرفته به دست

همه محو کلام شیوایش:

هر که مولای او منم داند

بعد من این علیست مولایش


نور پیغمبر و علی یک نور

او نبی و علی ولی بوده

این میان هیچ کس نفهمیده ست

که محمد خود علی بوده


علیرضا اسحاقیان




ما نوکران نوکر سلمان و قنبریم از شیعیان صادق آل پیمبریم شکر خدا که فاطمه ما را خریده است شکر خدا که
شنبه 16 مرداد 1395 ساعت 10:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ما نوکران نوکر سلمان و قنبریم
از شیعیان صادق آل پیمبریم

شکر خدا که فاطمه ما را خریده است
شکر خدا که گرد و غباری بر این دریم

هستیم منتصب به غلامی بوتراب
با این حساب از ملکان نیز برتریم

با دشمنان حیدر کرّار دشمنیم
با دوستان شاه نجف هم برادریم

مانند کوه پشت علی ایستاده ایم
در پای عشق شیر خدا چون اباذریم

در روز حشر هم همگی سر خوشیم چون
تحت لوای حضرت زهرا و حیدریم

زهرا دعا نموده اگر سینه زن شدیم
پس تا ابد غلام و بدهکار مادریم

تا آخرین نفس به همین روضه ها قسم
گریه کنان ماتم سلطان بی سریم

ابراهیم لآلی




مناجاتی امیرالمؤمنین علیه السلام مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر! سرخوش ز جام کوثرم، از این چه به
یکشنبه 27 تير 1395 ساعت 16:10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجاتی امیرالمؤمنین علیه السلام

مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر!
سرخوش ز جام کوثرم، از این چه بهتر!

چیزی ندارم محضر حیدر بیارم
غیر از دو چشمان ترم، از این چه بهتر!

از اول عمرم عبای وصله دارش
سایه کشیده بر سرم، از این چه بهتر!

مِهر علی شد مُهر تأییدی برای
دامان پاک مادرم، از این چه بهتر!

قنبر غلام حضرت پروردگار و...
...من هم غلام قنبرم، از این چه بهتر!

پوزه کشیدن بر درش چیز کمی نیست
کلب سرای حیدرم، از این چه بهتر!

من را نگاه فاطمه عبد علی کرد
با لطف زهرا نوکرم، از این چه بهتر!

وقت سحر با "یا علی" در سجده هایم
از رب خود دل می برم، از این چه بهتر!

او فاتح قلب من است و من اسیرِ
زلف امیر خیبرم، از این چه بهتر!

وقتی قسیم النار و الجنة علی شد
مشتاق روز کیفرم، از این چه بهتر!

هجر نجف خاک غریبی بر سرم کرد
در به درم...غم می خرم، از این چه بهتر!

مرد است و قولش، او خودش گفته می آید...
...در لحظه های آخرم، از این چه بهتر!


علی سپهری




ای کرامت جرعه نوش هل اتایت یا علی ای جوانمردی رهین لا فتایت یا علی شرح احسانت به مسکین و یتیم و بر اس
دوشنبه 21 تير 1395 ساعت 20:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای کرامت جرعه نوش هل اتایت یا علی
ای جوانمردی رهین لا فتایت یا علی

شرح احسانت به مسکین و یتیم و بر اسیر
قدسیان را کرده مات هل اتایت یا علی

مستمند دست لطف و بخششت هفت آسمان
صد هزاران حاتم طایی گدایت یا علی

قلب تو معنای بیت الله اعظم از ازل
کعبه ی سنگی بود قبله نمایت یا علی

جای پای تو قدم هر که زند سوی خداست
بوسه دارد عرش حق بر خاک پایت یا علی

تو صراط المستقیمی و مسیر قرب حق
دین احمد معنی حب و ولایت یا علی

بوده ای اول وصی و یار و پرچمدار او
تا ابد بر پاست در دل ها لوایت یا علی

آسمان سر خم کند بر پایت ای والا مقام
رب اعلی چون که فرموده ثنایت یا علی

معنی معراج اهل آسمان دیدار توست
کم بود هر دو جهان بر رو نمایت یا علی

در شب معراج پیغمبر شدی همراه او
خورده روی شانه اش دست صفایت یا علی

آن چنان صوت رسایت جان فزا و دل رباست
که سخن گفته خدا هم با صدایت یا علی

تو ولی اللهی و رخسار تو وجه الله است
جنت الاعلی بود بیت و سرایت یا علی

شاخ طوبی در حیات خانه ات ریشه زده
باغ فردوس است کوی دلگشایت یا علی

نام کوی تو به لب آمد دل هستی شکست
کوچه ی دل ها شده بیت العزایت یا علی

در میان کوچه ای که یارت افتاده به خاک
حوری انسیه ای شد مبتلایت یا علی

غصه ی غصب فدک یا قصه ی زخم و نمک
زاین ستم ها شد فلک نوحه سرایت یا علی

قامت یار کمان گردیده ز آن رو که به جان
می کشد بار غریبی را به جایت یا علی

سر فرازانه سخن از حق تو گوید به لب
خطبه می خواند به مسجد از برایت یا علی

از نفیر آه او لرزد ستون عرش هم
چون که می نالد برای غصه هایت یا علی

زیر و رو می شد جهان با ناله های فاطمه
گر نمی آمد به منع او صلایت یا علی

در هجوم خانه هم او یک تنه شد یاورت
تا کند از حلقه ی دشمن رهایت یا علی

گر نمی آمد مغیره یاری قنفذ کند
تا به خانه برده بود آن آشنایت یا علی

نه فقط در بین کوچه بلکه در کاشانه هم
در پس دیوار و در می زد ندایت یا علی

پیش چشمانت اگر چه همسرت را می زدند
لب فرو بستی به امر مقتدایت یا علی

گر چه بودی فاتح خیبر نکردی کارزار
تا بماند دین و نام مصطفایت یا علی

تو چنان والا مقامی که کسی چون فاطمه
کرده بی چون و چرا جان را فدایت یا علی

محمد مبشری




تعداد صفحات : 26


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26706
:: کل نظرات : 2209

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 16
:: تعداد اعضا : 1682

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,896
:: باردید دیروز : 6,028
:: بازدید هفته : 18,733
:: بازدید ماه : 139,221
:: بازدید سال : 1,728,442
:: بازدید کلی : 10,585,549