close
مجتمع فنی تهران
شهادت امام باقر ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
ای هم نوای غربت تو عندلیب ها خاکی ترین نگین بقیع غریب ها ای پنجمین معلم دین، باقرالعلوم شاگرد مکتبت
جمعه 19 شهريور 1395 ساعت 11:42 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای هم نوای غربت تو عندلیب ها
خاکی ترین نگین بقیع غریب ها


ای پنجمین معلم دین، باقرالعلوم
شاگرد مکتبت علما و ادیب ها

از قال باقر است به ما هر چه که رسید
علم مُنَجمین و دوای طبیب ها

درس است خطبه های فصیح و بلیغ تو
زانو زدند پای کلامت خطیب ها

آموزگار اول عیسی بن مریمی
خم گشته در برابر عِلمت صلیب ها

از کار ما گره بگشا، مضطریم ما
ای مقصد نهاییِ امن یجیب ها

از پنج سالگی جگرت پاره پاره شد
ایوب صبر هستی و کوه شکیب ها

مسموم زهر کینه شدی ظاهراً ، ولی
کشته تو را جسارت آن نانجیب ها

همراه عمه بودی و دیدی به چشم خویش
پُر شد فضای قتلگه از عطر سیب ها

دیدی که رفت پیکر جدت به غارت و
نیزه زدند بر بدنش بی نصیب ها

داغی شبیه شام غریبان نمی شود
بالا گرفت کار شرار لهیب ها

پنجاه سال رفته و اما نرفته است
از خاطر تو بد دهنی و نهیب ها

پنجاه سال رفته و هر شب گریستی
بر جسم پاره پارهء شیب الخضیب ها

محمود مربوبی


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 3


امام باقر(ع)-شهادت منم که عالم هستی گدای کوی من است منم که کعبه دمادم به طوف روی من است منم که کوثر
جمعه 19 شهريور 1395 ساعت 11:38 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

منم که عالم هستی گدای کوی من است

منم که کعبه دمادم به طوف روی من است

منم که کوثر و زمزم نمی ز جوی من است

منم که باغ جنان مست عطر و بوی من است

منم که زاده ی پورِ حسینِ زهرایم

منم که بر همه ی عالمین مولایم

منی که کل وجودم پر از خدا شده است

به کودکی دل من با غم آشنا شده است

دلم پر از غم جانسوز کربلا شده است

به پیش دیده من سر به نیزه ها شده است

چگونه شرح دهم من غمی که بر ما رفت

فقط همین ، سر اصغر میان سرها رفت

چگونه شرح دهم حال زار قافله را

چگونه شرح دهم های و هوی و هلهله را

چگونه شرح دهم خنده های حرمله را

چگونه شرح دهم رد پای سلسله را

چگونه شرح دهم روی نیزه قرآن را

چگونه شرح دهم خیزران و دندان را

منم که نو گل پرپر به چشم خود دیدم

منم که حنجر و خنجر به چشم خود دیدم

منم که پیکر بی سر به چشم خود دیدم

منم که غارت معجر به چشم خود دیدم

چه گویم از غم خلخال و جامه ی پاره

چه گویم از غم جانسوز طفل آواره

 

ناصر شهریاری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از کودکی در سینه هر شب روضه خواندم سوز میان روضه را در دل نشاندم من هم از آن طفلانی ام که عمه زینب ا
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:38 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از کودکی در سینه هر شب روضه خواندم

سوز میان روضه را در دل نشاندم

من هم از آن طفلانی ام که عمه زینب

از زیر دست و پا کشید و زنده ماندم


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


نینوا را سوزاند ناله ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند به عبا پیچیدم می کشم آه،همین آه عبا را سوزاند
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:38 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نینوا را سوزاند
ناله ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند

به عبا پیچیدم
می کشم آه،همین آه عبا را سوزاند

باز هم سوخت لبم
کفِ آبی،عطشم کرببلا را سوزاند

کربلا گفتم باز
جگرم را نفسم را،سر و پا را سوزاند

شد غروب و گودال
دیدم آتش همه جا را،همه جا را سوزاند

خیمه ای اُفتاد و
بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند

مشعلی روشن شد
دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند

شعله تا بالا رفت
گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند

وای از نامحرم
حرمله باز دلِ عمه ی ما را سوزاند…
نینوا را سوزاند

 حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام از غروب روز عاشورای سال شصت
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:37 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام

بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک

بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا

عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید

حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!

من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام

بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست

مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام

یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام

آن قدر در پای خود خوار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است

آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت

خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من

عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ

عمه ی هم بازی ام را کنج ویران دیده ام

محمد جواد شیرازی

 

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام باقر(ع)-شهادت از شام تا هشام فقط ناامید شد پیش رقیه آخر سر روسپید شد از سَم گذشته بود، دلیل شه
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:36 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

از شام تا هشام فقط ناامید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

جا داشت بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

پا می کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبسکه محو روضه ی «او می کشید» شد

پس می بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت«او می بُرید» شد

او می بُرید و»قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد

 

مهدی رحیمی

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و شهادت من از تبار باقرم مردم بدانید دل بیقرار باقرم مردم بدانید مست و خمار باقرم
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:36 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و شهادت

 

من از تبار باقرم مردم بدانید

دل بیقرار باقرم مردم بدانید

مست و خمار باقرم مردم بدانید

امروز یار باقرم مردم بدانید

فردا كنار باقرم مردم بدانید

دست از غم او تا قیامت برندارم

ای كهكشانها آسمانها در مدارت

عرش خدا عزّ و جلّ بیقرارت

ختم رسل كرده سلامش را نثارت

بیچاره تر از من نداری در كنارت

دارم درون سینه ام شوق زیارت

كی می شود سر بر مزار تو گذارم

ای ابتدای روضه ها از خانۀ تو

ای هیأت عشاق در كاشانۀ تو

قلب تمام قدسیان دیوانۀ تو

بار تمام صحنه ها بر شانۀ تو

شد خانۀ آباد من ویرانۀ تو

من حاجتی جز مردن از عشقت ندارم

شكر خدا امشب پریشان تو هستم

مانند زهرا دیده گریان تو هستم

بیچارۀ آن قبر ویران تو هستم

تقدیر بوده اینكه حیران تو هستم

من مردۀ بوی گریبان تو هستم

پس كی غم تو می كشد بر روی دارم

امشب تفأل می زنم بر چشمهایت

مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت

عیبی ندارد روضه می گیرم برایت

جانی كه دارم جان من آقا فدایت

آتش زده زهر جفا بر دست و پایت

ای كاش پای غصه هایت جان سپارم

ای سوز آه سینۀ تو آسمان سوز

بر ما عطا فرما كمی ای مهربان سوز

قبر خرابت روضه ای داغ و نهان سوز

ای خاطرت آزرده از یك ظهر جانسوز

بر چشمهایت چند عكس خانمانسوز

امشب بیاد خاطراتت لاله زارم

قوم پیمبر را همه گمراه دیدی

آنچه ندیده هیچ چشمی، آه دیدی

در بین آتش ذكر یا الله دیدی

چندین ستاره در مدار ماه دیدی

یك یوسف بی سر میان چاه دیدی

می گفتی از این غم هماره بیقرارم

 

 

وحید قاسمی

 


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-مدح و شهادت هر جا کلاس درس شما برگزار شد با شور و شوق روح الامین رهسپار شد هر حرف غیر ح
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:35 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-مدح و شهادت

 

هر جا کلاس درس شما برگزار شد

با شور و شوق روح الامین رهسپار شد

هر حرف غیر حرف شما فانی است، شکر

حرف شماست بین کتب ماندگار شد

یا باقرالعلوم، فقط با کلام توست

افکار پوچ مرجئه* بی اعتبار شد

ای قیمتی ترین گهر دین بگو چرا

سهمت مزار خاکی از این روزگار شد؟

آن زین زهر خورده چه ها کرده با شما

آثار مرگ در بدنت آشکار شد

آقا شنیده ایم که ازدست زهر زود

جسمت ورم کرده دلت داغدار شد

جسمت ورم که کرد دلت رفت کربلا

آن خاطرات له شده رویت هوار شد

بر تن سری نبود ولی جدتان حسین

ده اسب تازه نعل به سمتش قطار شد

از دستباف فاطمه بر پیکر حسین

پودی نماند و پیرهنش تار تار شد

تقصیر شمر بود که سر روی نیزه رفت

زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

 

*از فرق انحرافی زمان امام باقر(ع)

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-شهادت پا به پای پدر سفر کردم در میان خرابه سر کردم پدرم بینِ ریسمان بود و با رقیه پدر
پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 11:34 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

پا به پای پدر سفر کردم

در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و

با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد

دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز

گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز

از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت

از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد

پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم

که از این زهر، خون، جگر کردم

 

رضا باقریان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عاقبت آه کشیدم نفسِ آخـر را نفسِ سوخته از خاطره ای پرپر را روضه خوانیِ مرا گرم نمودی امشب روضه یِ آن
چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت 20:13 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عاقبت آه کشیدم نفسِ آخـر را
نفسِ سوخته از خاطره ای پرپر را


روضه خوانیِ مرا گرم نمودی امشب
روضه یِ آن همه گُل،آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه یِ شب هایِ محرّم هستم
شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیست تماشای تَنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدنِ ســوختنِ چـارقَــدِ دخــتر را

غارتِ خود و عَلَم،غارتِ گهواره و مَشک
غـارتِ پیرهــن و غـارتِ انگشتر را

ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون می ریخت
نیـزه هایی که رُبـودند سَــرِ اکبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دِق مرگ شدیم
تا کـه همبـازیِ من زد نفسِ آخـر را

کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تَنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش،تکّه ای از معجر را

 حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آه یادم نمی رود هرگز غم جانسوز غارت خلخال حمله ی نابرابر لشکر به زنان و به خیمه و اطفال صحنه اش بین ص
چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت 20:10 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آه یادم نمی رود هرگز
غم جانسوز غارت خلخال
حمله ی نابرابر لشکر
به زنان و به خیمه و اطفال

صحنه اش بین صحن چشمانم
میدهد زجر هر شب و روزم
ذوالجناح آمد از دل میدان
با دو صد زخم بر سر و کوپال

چه بگویم از آن غروب غریب
در هیاهوی نیزه و شمشیر
تنی از روی شیب قربانگاه
غلت می خورد تا ته گودال

چه بگویم که تیزی خنجر
به روی حنجری فشار آورد
یک نفر بین قاتلانش شد
بر سر سر بریدنش جنجال

هم غرورم شکست هم قلبم
آن زمانی که دختری خسته
از روی ناقه بر زمین افتاد
دشت تاریک بود و رفت از حال

محمدحسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زندگی تو بعد عاشورا همه اش بر مدار ماتم بود به روی بام خانه ات آقا چقدر دسته های پرچم بود ای که پنجاه
چهارشنبه 01 مهر 1394 ساعت 10:8 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زندگی تو بعد عاشورا
همه اش بر مدار ماتم بود
به روی بام خانه ات آقا
چقدر دسته های پرچم بود

ای که پنجاه و چند سال آقا
گریه از دست ناکسان کردی
آن کسانی که نعل تازه زدند
به خدا واگذارشان کردی

از حرم تا که آمدی بیرون
پیکر پاره پاره را دیدی
وسط ازدحام جمعیت
تو سر شیر خواره را دیدی

پا برهنه به کوفه میرفتی
از حراجی شان گذر کردی
دختری در مسیر جا ماند و
رفتی و عمه خبر کردی

حامد جولازاده


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


ای دین من کلام تو یا باقرالعلوم ای بی کران مقام تو یا باقرالعلوم احمد که جانِ ما همه قربان مکتبش داد
چهارشنبه 01 مهر 1394 ساعت 10:7 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای دین من کلام تو یا باقرالعلوم
ای بی کران مقام تو یا باقرالعلوم
احمد که جانِ ما همه قربان مکتبش
داد همچونان سلامِ تو یا باقرالعلوم
صد چون مسیح و صد چو خلیل ای امام عشق
پاشَـد به احترام تو یا باقرالعلوم
ما شیعه گشته ایم و غلامان بر درت
از لطف مستدام تو یا باقرالعلوم
بالله که بوده حرف تمامیِّ دشمنان
“شرمنده از مرام تو یا باقرالعلوم”
در این زمان که دل نشود بیتِ عاشقان
افتاده دل به دام تو یا باقرالعلوم
با دست با کرامتت ای نجلِ مصطفی
قلبم شده ست رام تو یا باقرالعلوم
در شامِ پر کشیدنت ای مرد با وقار
دل پر کشد ز بام تو یا باقرالعلوم
در بین روضه ها چه بگویم…امان ز شام
نالان شدم ز شام تو یا باقرالعلوم
از شمر بی حیا و ز خولی و حرمله
بهتر بود هشام تو …یا باقرالعلوم
سیروس بداغی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطلع من غروب عاشوراست شعرم از کودکی پر از غوغاست قافیه قافیه دلم تنگ است روضه هایم ردیف عاشوراست ح
دوشنبه 30 شهريور 1394 ساعت 10:0 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مطلع من غروب عاشوراست
شعرم از کودکی پر از غوغاست

قافیه قافیه دلم تنگ است
روضه هایم ردیف عاشوراست

حرف حرفِ دو بیتی ام تشنه است
در غزل های من عطش پیداست

مثنوی مثنوی پر از دردم
تشنگی، تشنگی دلم دریاست

کربلا، کربلا عطش جاریست
قافیه، قافیه دلم سقاست

پنجمین شمس این سماواتم
چارمین کهکشان، مرا باباست

پدرم یک صحیفه ی نور است
مادرم کوثر است، اعطیناست

کاش مادر مرا ... سه تا نقطه
تا نبینم حسین من تنهاست

بعد اصغر شبم پر از سوز
لا لالا، لا لالا، لالا لالا ست

هر کجا، هر کجا که می نگرم
رو به رویم رباب یا لیلاست

پاره پاره چهار مه پاره
بغض ام البنین رباعی هاست

کاش می مردم و نمی دیدم
سر پیراهن پدر دعواست

شام و کوفه، شکوفه باران بود
جای هر گل به صورتم پیداست

پای داغم همیشه گریه کنید
دلخوشی ام زیارت عاشوراست

روح الله قناعتیان

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-شهادت خاطراتی درون ذهنت هست از همان روزهای کودکیت خاطراتی عجیب حک شده است در همه جای
دوشنبه 30 شهريور 1394 ساعت 9:59 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

خاطراتی درون ذهنت هست

از همان روزهای کودکیت

خاطراتی عجیب حک شده است

در همه جای جای کودکیت

 

حرف های نگفته ای داری

بغض ها در گلوت پنهانند

اشک هایت همیشه پنهانی است

مردم از درد تو چه میدانند...

 

مردم شهر تو نمیدانند

که اسیری و شام یعنی چه

مردم شهر تو نمیدانند

سنگ از پشت بام یعنی چه...

 

مینشینیم پای درد دلت

درد دل های تو شنیدنی است

با خودت درد و داغ آوردی

مزه ی روضه ات چشیدنی است

 

تو خودت شاهد قضایایی

راوی درد های عاشورا

در همین کودکی چه پیر شدی

یادگار عزای عاشورا

 

تو خودت توی کربلا دیدی

خیمه هایی که شعله ور شده بود

وقت رفتن غروب عاشورا

پدرت دست بر کمر شده بود

 

خطبه یا روضه هیچ فرقی نیست

قسمت این بود بی نشان باشی

خطبه ها را که عمه ات خوانده

بهتر این است روضه خوان باشی

 

گریه کارت شده نمیدانم

که تو آن روزها چه ها دیدی

شاید آقا دلیلش این بوده

که سری از بدن جدا دیدی

 

شیعه مدیون خطبه خواندن توست

حرف های تو جاودان شده است

گفته هایت چه عبرت آموزند

مرهم زخم بی کسان شده است

 

من دلم جایی دیگری گیر است

گریه شد کار روز و شب هایم

فکر بابا بزرگ پیر توام

این شده ورد روی لب هایم....

 

چه بلایی سر تو آوردند

بدن تو چرا بدون سر است

من که باور نمیکنم اما

قول شیخ مفید معتبر است

 

جواد پيش نماز


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


امام باقر(ع)-شهادت روز محشر که هیچکس جز حق بر دل و دین گواه و ناظر نیست مدّعی ام که مذهبم غیر از قال
یکشنبه 29 شهريور 1394 ساعت 11:19 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

روز محشر که هیچکس جز حق

بر دل و دین گواه و ناظر نیست

مدّعی ام که مذهبم غیر از

قالَ صادق و قالَ باقر نیست

 

آنکه ترسیم «أَمرُکُم رُشد» و

سخنانش «کلامُکُم نور» است

وای بر من که بستری شده و

درشبستان درد رنجور است

 

هر چه این زهر در تن آقا

جای خود را به زور وا می کرد

در حسینیّه ی دلش مولا

عمّه را بیشتر صدا می کرد

 

« چه کشیدی تو عمه ی سادات

از غم تشت های خون آلود

روی تشتی زِ مجتبات جگر

روی تشتی سر حسینت بود»

 

دم آخر امام پنجم ما

تا که از فرط ضعف شد بیحال

عطش، آتش نشاند بر جگرش

دل او رفت تا ته گودال

 

ته گودال جدّ مظلومش

با لب تشنه دست و پا می زد

پسر فاطمه میان دو نهر

جگرش آب را صدا می زد

 

روضه برگشت مثل آن لحظه

که تنش روی خاک ها برگشت

یکنفر گفت از چه رو آقا

با عبا رفت، بی عبا برگشت؟

 

عمه می گفت پای نعش علی

مثل اینکه حسین محتضر است

به گمانم تن علی اکبر

به عبایش نیازمندتر است

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یابن الزهرا... انگور چون شراب شود ساکن خم است درخمره هم شراب، نصیبش تلاطم است کرب و بلایی ام به دلیل
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 10:57 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر (ع)

 

انگور چون شراب شود ساکن خم است

درخمره هم شراب، نصیبش تلاطم است

کرب و بلایی ام به دلیلی که بازهم

ماه جمادی است و شب بیست و هفتم است

ازبرکت حضور تو سوغات اردهال

بوی گل محمدی و عطر گندم است

«سهراب»اگرچه هست«سپهری»، در این حرم؛

مثل ستاره ای ست که در کهکشان گم است

با کوه های مرتفع خویش گوئیا؛

دستی ست اردهال که بردامن قم است

«ازناوه»درّه نیست، پس از قتلگاه تو

بغض تقیّه کرده ی نوعی تبسم است

بعد از علیِ اکبرو شش ماهه ی حسین

این بار یک علیِ دگر عشق مردم است

فهمیدم ازشهادت تو بین دشمنان

برکشتن علی و علی ها تفاهم است

اسمت علی و فاطمی و وقت رزم هم؛

از بخت بد تمام زمین غرق هیزم است

 

مهدی رحیمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


من هم از آن طفلانی ام که عمه زینب از زیر دست و پا کشید و زنده ماندم
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:21 | بازدید : 51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

من هم از آن طفلانی ام که عمه زینب

از زیر دست و پا کشید و زنده ماندم

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دست ِ دعا بلند، مفاتیحْ پیش ِ رو اشکت چو دانه دانه ی تسبیح پیش رو در تو پرنده ای ست نشسته به خون ِ خویش با خاطرات زنده به تصریح پیش رو گاهی
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:16 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


دست ِ دعا بلند، مفاتیحْ  پیش ِ رو

اشکت چو دانه دانه ی تسبیح  پیش رو

در تو پرنده ای ست نشسته به خون ِ خویش

با خاطرات زنده به تصریح  پیش رو

گاهی صدای گریه به هم می زند تو را

اشک ِ تو روشنای مصابیح  پیش رو

قرآن گشوده ای سر ِ درس اصول دین

تصویرهای زنده به تلویح  پیش رو

بر روی نیزه ها "جُمِعَ الشمسُ والقمَر"

دنیایی از اشاره و تلمیح  پیش رو

نم نم که می رسی لب گودال قتلگاه

قرآن ِ پاره پاره به تشریح  پیش رو

تو راوی و مفسّر قرآن ناطقی

گنجینه ی معارف و بحر حقایقی

میراث دار آینه ها در مدینه ای

تو خطبه خوان ِ خون خدا در مدینه ای

شهری پر از شکسته دلی های نخل و چاه

این پایتخت ِ آه ِ امیران بی سپاه

شهر ِ مزار مخفی آیینه در غبار

این بارگاه اعظم ِ غم های ریشه دار

شهر شکستن ِ دل ناموس باغ ها

آوردگاه ِ خواندن جمع کلاغ ها

این شهر، جای خنجر کاری ست در دلش

از لاله ها چه باغ و بهاری ست در دلش

تو غایت مکاشفه های حمیده ای!

ابر کرامتی که به باران رسیده ای

معیار اعتدالی و حُسنت زبانزد است

صورت و سیرتت همه عین محمد(ص) است!

دریای دانشی! ، پسر ِ سجده های ناب

فرزندزاده ی دو جمال ِ پُر آفتاب

خون ِ حسین در رگ تو، شهد عاشقی ست

آیینه خانه های دلت، مهد عاشقی ست

در مذهب نگاه تو قرآن مجسّم است

اعجاز ِ خلقتی تو و فیضت دمامدم است!

حسن ختام خاطره داران ِ سوگوار

معصوم هفتمین گل ِ آلاله ی بهار

تو سینه ات حسینیه ی داغ کربلاست

دلتنگی ات بزرگتر از این قصیده هاست...

عبدالرضا کوهمال جهرمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ترکیب بند شهادت امام باقر و گریز به روضه ی شام ما در بهشت مرغ غزلخوان باقریم در گوشه ای ز صحن شبستان باقریم بوسه زنان پای غلامان باقریم بیچ
پنجشنبه 10 مهر 1393 ساعت 9:26 | بازدید : 49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ترکیب بند شهادت امام باقر و گریز به روضه ی شام

 

ما   در بهشت مرغ غزلخوان باقریم

در گوشه ای ز صحن شبستان باقریم

بوسه زنان پای غلامان باقریم

بیچاره ایم و دست به دامان باقریم

آنقدر لطف و جود و کرم کرده است که

همواره زیر بارش باران باقریم

از داغ قبر خاکی او لطمه می زنیم

بر سینه و به سر زده گریان باقریم

 

یکتا امام اهل نظر یک نظر فقط

 آقا نمی کنی تو ضرر یک نظر فقط

 

گرد و غبار قبر شما بهتر از بهشت

یک نخ ز شال آل عبا بهتر از بهشت

من که ز تو بهشت برینی نخواستم

از من لب و ز تو کف پا بهتر از بهشت

جنت برای اهل نظر.... یک نگاه کن ...

رحمی کنی به حال گدا بهتر از بهشت

شمعی کنار پنجره های بقیع نیست

گریه کنار پنجره ها بهتر از بهشت

 

در خواب هم برای تو گنبد نساختیم

اصلا چرا برای تو مرقد نساختیم

 

از این به بعد روضه ی ما می شود شروع

با خاطرات کرببلا می شود شروع

با اشک و سوز  وآه و نوا می شود شروع

دارد عزای اهل ولا می شود شروع

چون گریه های آل عبا می شود شروع

خونریزی از دو چشم شما می شود شروع

این ماجرا بگو ز کجا آب می خورد

قصه ز ظلم آن خلفا می شود شروع

 

جسمی میان آن درو دیوار مانده بود

ردی به سینه از نوک مسمار مانده بود

 

با پنج سال سن سر بر نیزه دیده ای

در زیر نیزه ها تن در خون تپیده ای

مثل رقیه مثل سکینه به شهر شام

تو مزه های ضرب لگد را چشیده ای

پای برهنه با تن زخمی دویده ای

از روی خارهای بیابان پریده ای

رقاصه ها به دور شما تاب خورده اند

 دشنام و فحش و زخم زبان ها شنیده ای

 

روضه تمام و این دلمان غرق در غم است

این اولین گریز به ماه محرم است ....

 

سروده جعفر ابوالفتحی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا باقر آل محمد... پدر گریه برای پسرش گریه کند در عزای پسر خون جگرش گریه کند داغ اولاد پدر را به زمین خواهد زد شک ندارم که شکسته کمرش گریه کند
چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت 9:50 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا باقر آل محمد...

پدر گریه برای پسرش گریه کند

در عزای پسر خون جگرش گریه کند

داغ اولاد پدر را به زمین خواهد زد

شک ندارم که شکسته کمرش گریه کند

زود از عرش معلی به زمین می اید

تا که بالای سر محتضرش گریه کند

ز نفس تنگی سخت ثمرش ناله زند

به تب و لرز بد بال و پرش گریه کند

عوضش میدهد امشب وسط روضه ، خدا

هرکه بر غربت و چشمان ترش گریه کند 

نه که تنها من و تو بلکه منا در غم او 

بعد از این با نفس نوحه گرش گریه کند 

روضه اش باب ورود به محرم باشد 

مادرش فاطمه بالای سرش گریه کند 

سال ها از غم یک تیر سه پر آب شده 

زهر هم بربدن مختصرش گریه کند 

سلسله...ناقه ی عریان...پدر و رأس به نی

تا بیاید همگی در نظرش گریه کند 

باز هم خاطره ی شام بلا زنده شود 

آه... بر مرثیه ی تشت زرش گریه کند 

یارقیه به لبش دارد و در حاشیه ی

ربناهای قنوت سحرش گریه کند

 

علیرضا خاکساری

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا باقر العلوم... عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم هر جا بیاید نام مادر حرف دارم هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست از غربت بسیار حیدر حرف دارم
چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت 9:49 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا باقر العلوم...

 عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم

هر جا بیاید نام مادر حرف دارم

هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست

از غربت بسیار حیدر حرف دارم

از سیلی و دیوار و زخم سر بماند

این بار از یک داغ دیگر حرف دارم

مسمومیت آخر گریبانگیر من شد

از نیش زهر و زخم بستر حرف دارم

همراه دارم در لحد عمامه ام را

با یادگاری پیمبر حرف دارم

دیگر خلاصه میکنم درد و دلم را

از کربلا با قلب مضطر حرف دارم

جا ماندم از جان بر کفان لشگر عشق

از قاسم و از عون و جعفر حرف دارم

بر یک رشید اربا اربا گریه کردم

از یک عبا و نعش اکبر حرف دارم

گهواره جنبان میان خیمه بودم

از بی قراری های اصغر حرف دارم

سرنیزه هارا دیده ام در کشمکش ها

از چکمه و پهلو مکرر حرف دارم

ای کشتگان اشک اگر طاقت بیارید

از خنجر و گودی حنجر حرف دارم

گودال از خون خدا پر شد لبالب

از ضربه ی سنگین آخر حرف دارم

با چشم خود دیدم چهل تا نعل تازه

از جای سم بر روی پیکر حرف دارم

با آستین پاره عمه روسری ساخت

ای مردم از قحطی معجر حرف دارم

 

علیرضا خاکساری

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-شهادت من بر فلک امامم من بر ملک شهودم ذکر عَلَی الدَّوامم من معنی سجودم هم شاهد قیامم هم شاهد قعودم هم مظهر وجودم هم مُظهر وج
چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت 9:47 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

من بر فلک امامم من بر ملک شهودم

ذکر عَلَی الدَّوامم من معنی سجودم

هم شاهد قیامم   هم شاهد قعودم

هم مظهر وجودم  هم مُظهر وجودم

نور شهود و غیبم   آئینۀ قلوبم

من باقر العلومم  من کاشف الکروبم

من حجت خدایم تفسیر هل اتایم

دلبند مرتضایم  فرزند مصطفایم

نور دل حسینم  سجاد را عطایم

من یادگار درد و غم های کربلایم

تاریخ کربلا را باید ز من بجویید

گاهی میان روضه از قول من بگویید

من چار ساله بودم  دیدم غم و بلا را

می دیدم از مدینه تا شام ابتلا را

کس همچو من ندیده مظلوم مبتلا را

تصویر زنده دیدم اوضاع کربلا را

من دیده ام خدا را پامال سمّ مرکب

رأس ز تن جدا را در پیش چشم زینب

دیدم به روی نیزه هجده سر بریده

در قتلگاه دیدم یک حنجر دریده

خورشید کاروان را دیدم به اشک دیده

دیدم که از جسارت رنگ عمو پریده

بر ناقه های عریان بریان دل زنان بود

چشمان غیرت ما گریان بانوان بود

من دیده ام هجوم دشمن به دختران را

از خیمه ها فرار اطفال و مادران را

با بوته ها هم آغوش ، جان داده خواهران را

بر نیزه های خونین رأس برادران را

با نیزه آشنایم با تازیانه همدم

با کعب نِی انیسم با آه و ناله مَحرم

من در تمام این راه در سوز و آه بودم

با اشک و آه حسرت غرق نگاه بودم

همراه عمه زینب در قتلگاه بودم

در حلقه های آتش در خیمه گاه بودم

ماتم کشیده ام من ، سیلی چشیده ام من

تهمت شنیده ام من ، بس داغ دیده ام من

منزل به منزل از غم مُردم در این اسارت

از بس به عمه هایم شد از جفا جسارت

روحیۀ لطیفم خورد از ستم خسارت

گاهی لباس و گاهی رفت آبرو به غارت

دشمن به بی حیایی بر عمه، در حضورم

با تهمت کنیزی زد لطمه بر غرورم

خواهد پیام ما را هر کس دهد به عالم

یاد غم و بلا را باید کند دمادم

حتی کند منا را ماتم سرای این غم

جویید کربلا را در خیمۀ محرّم

یاری کنید ما را با روضه های غربت

گاهی کنار پرچم گاهی کنار تربت

***

 محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امدم در پناه چشمانت زایر هفت اسمان باشم باقر علمِ ال پیغمبر امدم در کلاستان باشم تو الفبای شیعه بودن را صرف کردی و یادمان دادی و به دنیای
چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت 9:44 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امدم در پناه چشمانت

زایر هفت اسمان باشم

باقر علمِ ال پیغمبر

امدم در کلاستان باشم

 

تو الفبای شیعه بودن را

صرف کردی و یادمان دادی

و به دنیای تیره از تردید

یک بغل عشق ارمغان دادی

 

با کلامی صمیمی و محکم

فقه تاریخ را بنا کردی

با زلال حدیث و تفسیرت

باورم را پر از خدا کردی

 

ای که در شهر مادری،عمری

غربت از حرفهات پیدا بود

وقت دلواپسی توسل تو

یا الهی...به حق زهرا بود

 

تو چهل سال دیده ای هر روز

گریه ی بی امان بابا را

می گذشت از مقابل چشمت

روضه های مدام عاشورا

 

دیده ای با نگاه خون الود

که غریبی ز صدر زین افتاد

و در اغوش خاکی گودال

ناگهان عرش بر زمین افتاد

 

گر چه از زهر خون جگر گشتی

تا سه روزی که ناله میکردی

بی گمان لحظه های اخر را

یاد طفل سه ساله میکردی

شاعر : حسن کردی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام باقر(ع)-شهادت دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم اگرچه ماه محرم خزان شدم اما همیشه چند دهه روضه در صفر دارم ه
سه شنبه 08 مهر 1393 ساعت 11:29 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم

گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن

بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار

من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید

میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است

همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت

ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام

ز روی دست رقیه طناب بردارم

 

مهدی نظری

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


امام باقر(ع)-شهادت نگاه کودکی ات دیده بود قافله را تمام دلهره ها را، تمام فاصله را هزار بار بمیرم برات، می خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قاف
سه شنبه 08 مهر 1393 ساعت 11:28 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام باقر(ع)-شهادت

 

نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم

دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم

خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت

گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش

نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر

بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

 

سید حمیدرضا برقعی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مادر... دلی ندیده به خود دلبری که ما دیدیم ندیده ست کسی ساغری که ما دیدیم رها کنند اگر روز حشر دست مرا رها نمی کند این مادری که ما دیدیم
چهارشنبه 26 شهريور 1393 ساعت 12:41 | بازدید : 137 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا اهل بیت النبوه...

 

هنوز پرده نيانداختيم امير شديم

هنوز جلوه نکرديم بى نظير شديم

 

فقير خانه مايند بندگان خدا

براى آنکه خداوند را فقير شديم

 

غذاى سفره ما از تجليات خداست

شبانه روز ازين سفره بود سير شديم

 

بلند شانه ما را بلا شکسته نکرد

از اشتياق خدا بود زود پير شديم

 

همين که ريخته شد خون ما به جوش آمد

پس از شهيد شدن چند تا غدير شديم

 

به جان خويش خريديم درد را اما

براى دوستمان جوشن کبير شديم

 

اگرچه بسته شود دست ما ولى باز است

به دست بسته مان باز دستگير شديم

 

قرار بود اگر حرف بد به ما بزنند

چرا شهيد شديم و چرا اسير شديم؟!!!

 

درست وقت زمانش به آسمان رفتيم

نه زود آمده بوديم ما نه دير شديم

 

حاج اکبر لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


یا باقر آل محمد... در حلم و وفا حسن زبانزد دارد در جود و سخا شکوه بی حد دارد در قامت او صلابت حیدری ست در چهره ي خود نور محمد دارد
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ساعت 10:58 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا باقر آل محمد...

در حلم و وفا حسن زبانزد دارد

در جود و سخا شکوه بی حد دارد

در قامت او صلابت حیدری ست

در چهره ي خود نور محمد دارد

 

یوسف رحیمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


خدا برای مدینه قطاب آورده نه! زعفران...نه! عسل...نه! گلاب آورده رسول آمده دنیا دوباره یا اینکه خدا دوباره کسی با کتاب آورده؟ برای اینکه زمین ن
یکشنبه 07 ارديبهشت 1393 ساعت 17:15 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
خدا برای مدینه قطاب آورده

نه! زعفران...نه! عسل...نه! گلاب آورده

رسول آمده دنیا دوباره یا اینکه

خدا دوباره کسی با کتاب آورده؟

برای اینکه زمین ناز آسمان نکشد

خدا برای زمین آفتاب آورده

تمام معجزه های پیمبران با هم

در او خدای به حد نصاب آورده

و در نمایش تفسیر احسن الخالق

عجب ظرافتی در انتخاب آورده

امام ِ باقر ما اولین دوگوهره ایست

که حق ز سلسله ی بوتراب آورده

پدر ز نور حسین...مادر از تبار حسن...

خدا برای دعا مستجاب آورده...

شاعر: نيما نجاري

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اهل بیت(ع)-مناجات ما گدایانیم در عالم گدای اهل بیت ریزه خوارانیم بر خوان عطای اهل بیت همّت هرکس به قدر سعی و کوششهای اوست عمرِ ما الحمد شد ص
یکشنبه 13 بهمن 1392 ساعت 10:11 | بازدید : 133 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اهل بیت(ع)-مناجات

 

ما گدایانیم در عالم گدای اهل بیت

ریزه خوارانیم بر خوان عطای اهل بیت

همّت هرکس به قدر سعی و کوششهای اوست

عمرِ ما الحمد شد صرف لقای اهل بیت

هیچکس را با حقارت کس نباید بنگرد

کس نداند کیست جزو اولیای اهل بیت

هرکه اشک روضه دارد احترامش واجب است

چه رسد بر کشتۀ درد و بلای اهل بیت

کینه ها در سینه ها تنها ز بغض دشمنان

دوستی با دوستان تنها برای اهل بیت

عاشقانه می توان مثل شهیدان نذر کرد

تا شود این جان ناقابل فدای اهل بیت

می توان با زندگی همراه شد امّا به شرط

شرط همراهی فقط با کربلای اهل بیت

باید از اطراف خود شِکلی بنا کرد از حرم

تا همیشه دیده بیند ماجرای اهل بیت

چیست نعمتهای دنیا از بزرگ و کوچکش

نیست جز در راستای اعتلای اهل بیت

روز و شب باید مهیای سفر بود ای دریغ

از جدایی های دلها از خدای اهل بیت

یوسف زهرا دمادم انتظار ما کشد

ما کجا و انتظار با صفای اهل بیت

کربلا در خون خود غلتید با خون خدا

تا دل ما جاودان ماند بپای اهل بیت

دست و پا می زد حسین فاطمه در خاک و خون

می رسید از خیمه گاه اما صدای اهل بیت

دور از چشم علمدار حرم حرمت شکست

پای دشمن باز شد بر خیمه های اهل بیت

رأسها بر نیزه ، پیکرها به خاک قتلگاه

می رسد آخر طبیب دل دوای اهل بیت

***

 محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 18


اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - محمد حسین رحیمیان باز روزی ما غم است آقا اشک با دیده محرم است آقا فرصت گریه با امام زمان باز امشب فرا
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:23 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - محمد حسین رحیمیان

 

باز روزی ما غم است آقا

اشک با دیده محرم است آقا

 

فرصت گریه با امام زمان

باز امشب فراهم است آقا

 

پای آن غصه ها که خوردی تو

من اگر جان دهم کم است آقا

 

تو عزادار کربلا هستی

تا که این عالم ،عالم است آقا

 

آری آری شب عزای شما

پیشواز محرم است آقا

 

تا قیامت به پیش چشمانت

رأس بر نی مجسم است آقا

 

چشم تو یاد کربلا دریاست

همه روزهایت عاشوراست

 

می روی یاد کودکی از حال

پیر کرده تو را غم گودال

 

یاد آن خاطرات بارانی

کربلایی شده منا ده سال

 

با غرورت چه کرده مرد صبور ؟

غارت گوشواره و خلخال

 

داشت در بین خیمه ها می سوخت

پدرت از خجالت اطفال

 

باتو گفته چه قدر اسرار از

دفن آن پیکری که شد پامال

 

وای از این اتفاق ، هم بازیت

پیش چشمان تو شده بی بال

 

کربلا ،کوفه ،شام در دل توست

روضه های رقیه قاتل توست

 

محمد حسین رحیمیان

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - قاسم نعمتی بار بلا به شانه کشیدم به کودکی از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی از خیمه گاه تا ته گودال قتل
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:22 | بازدید : 97 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - قاسم نعمتی

 

بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

 

از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه

دنبال عمه هام دویدم به کودکی

 

آن شب که در مقابل من عمه را زدند

فریاد الفرار شنیدم به کودکی

 

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

 

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان

چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

 

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

 

یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

 

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی

 

قاسم نعمتی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بانی روضه منم که دل به غم و درد آشنا دارم به دیده جام می ناب نینوا دارم به سینه وسعت صحرای کربلا دارم همیشه در همه جا روضه ی منا دارم منم که با
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:22 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بانی روضه

منم که دل به غم و درد آشنا دارم
به دیده جام می ناب نینوا دارم
به سینه وسعت صحرای کربلا دارم
همیشه در همه جا روضه ی منا دارم

منم که بانی این روضه های پر شورم
تمام عمر، سروری نکرد مسرورم


کسی که باطن هر روضه را خبر دارد
کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد
کسی که خاطره ی وادی خطر دارد
ز روز واقعه هفتاد و دو اثر دارد

منم که سجده ی سجّاد دیده در شعله
حرارت غم جانان چشیده در شعله


منم که داغ یتیمان مجتبی دیدم
شهادت همه ی آل مصطفی دیدم
به زیر سمّ ستور آیت خدا دیدم
به کوفه هیبت فریاد مرتضی دیدم

به صحنه، شاهد اجساد عاریات منم
بلا کشیده ی نسوات بارزات منم


کسی که دید امام زمان در آتش بود
کسی که عمّه ی او باعث نجاتش بود
کسی که تشنه و صد چشمه ی فراتش بود
کسی که کرب و بلا قلّه ی حیاتش بود

به چار ساله غمم برتر از چهل ساله
که دیده؟ گریه ی پنجاه ساله بی ناله


منم که هجمه ی سیلی به کاروان دیدم
هجوم کعب نی و زخم کودکان دیدم
به نیزه معجر خاکی بانوان دیدم
ز خاتمی که به دستان ساربان دیدم

جواهرات زنان بود و دست نامحرم
فرار کودک و فریاد پست نامحرم


هرآنکه از کرمم کربلا نمی خواهد
ز آل فاطمه دفع بلا نمی خواهد
ز خوان نعمت علمم صلا نمی خواهد
بهشت، غیر دل مبتلا نمی خواهد

من آنچه خاطره دارم ز کربلاست و بس
روایت هنر عشق، نینواست و بس


بیا که باقرم و کاشف هُمومم من
هماره پشت و پناه بشر، عمومم من
به علم غیب شکافنده ی علومم من
بیا که با خبر از گردش نجومم من

به مدرسم همه تازه دروس می بینی
هزار بوعلی و شیخ طوس می بینی


بگیر دست توسّل، تو را نظر از من
بساز همّت دانش، به دل اثر از من
مرو به دامن بیگانگان، ظفر از من
فقاهت از من و طب از من و هنر از من

بیا که باقر اعلام اولیاء منم
به علم و حلم، معلّم به انبیاء منم

حاج محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بین نماز، وقت دعا گریه می کنی با هر بهانه در همه جا گریه می کنی در التهاب آهِ خودت آب می شوی می سوزی و بدون صدا گریه می کنی هر چند زهر قلب تو را
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:20 | بازدید : 93 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بین نماز، وقت دعا گریه می کنی
با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
امّا به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

با یاد زلفِ خونی مردان نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی

هم پای نیزه ها همه جا گریه کرده ای
هم با تمام مرثیه ها گریه می کنی

دیگر بس است « چشم ترت درد می کند »
از بس که غرق اشک عزا گریه می کنی

یوسف رحیمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 15


ای دوّمین محمد و ای پنجمین امام از خلق و از خدای تعالی تو را سلام چشم و چراغ فاطمه خورشید هفت نور روح و روان احمد و فرزنـد چـار امــام آن هفت ن
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:19 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای دوّمین محمد و ای پنجمین امام
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام

چشم و چراغ فاطمه خورشید هفت نور
روح و روان احمد و فرزنـد چـار امــام

آن هفت نور، روشنی چشم هفت اب
آن چار امام خود پدر این چهار امام

وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبی جز به احترام

هم ساکنان عرش به پایت نهاده رخ
هم طایران سدره به دستت همیشه رام

حکم خدا به همّت تو گشته پایدار
دین نبی به دانش تو مانده مستدام

با آن همه جلال و مقامی که داشتی
دیدی ستم ز خصم ستمگر علَی الدّوام

گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید
گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام

گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر لحظه خاص و عام

گاهی به دشت کرب و بلا بوده ای اسیر
گاهی به کوفه بر تو ستم شد گهی به شام

خواندند سوی بزم یزیدت بدان جلال
بردند در خرابه ی شامت بدان مقام

گه کف زدند اهل ستم پیش رویتان
گه سنگ ریختند به سرهایتان ز بام

راحت شدی ز جور و جفای هشام دون
آندم که گشت عمر تو از زهر کین تمام

داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی
بر قبر بی چراغ تو گوئیم یک سلام

«میثم» هماره وصف شما خاندان کند
ای مدحتان بر اهل سخن خوشترین کلام

حاج غلامرضا سازگار

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امتداد غم امام شهید انعکاس صدای عاشوراست روضه های غروب های مناست مرد سجاده، مرد نافله ها مرد شب زنده دار قافله ها مردی از جنس آیه تطهیر خس
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:18 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امتداد غم امام شهید
 
انعکاس صدای عاشوراست
روضه های غروب های مناست
 
مرد سجاده، مرد نافله ها
مرد شب زنده دار قافله ها
 
مردی از جنس آیه تطهیر
خستگی های بردن زنجیر
 
هم سفر با ستاره ی غم هاست
«کربلا زاده ی» محرّم هاست
 
هم نژاد امام بی کفنان
دومین مرد کاروان زنان
 
راه طی کرده ی بیابان ها
قدم زخمی مغیلان ها
 
یاد خون طپنده ی گودال
خنده های زننده ی گودال

***
زخم بال و پر کبوترها
پا به پای اسارت سرها
 
بغض غمگین عصر عاشورا
گریه پشت پای معجرها
 
غیرت دست بسته محمل
شاهد التماس دخترها
 
کوچه کوچه؛ گذر گذر، همه جا
هم رکاب صدای حنجرها

***
برگ سبزی ست با نشانه ی سرخ
کودک زیر تازیانه ی سرخ
 
طفل رفته، خمیده برگشته
باغ گل رفته، چیده برگشته
 
آفتاب کمی غروب شده ست
گل یاس بنفشه کوب شده ست
 
آشنای صدای سلسله هاست
سوزش ناگهان آبله هاست
 
او که آئینه ی محرّم بود
گریه هایش به رنگ ماتم بود
 
از ستاره گرفته تا شبنم
از بنفشه گرفته تا مریم
 
همه محو صدای او هستند
پای مرثیه های او هستند

علی اکبر لطیفیان

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم اگرچه ماه محرم خزان شدم اما همیشه چند دهه روضه در صفردارم همه زمرگ پدر ارث می برن
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:15 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم

گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

همیشه چند دهه روضه در صفردارم

همه زمرگ پدر ارث می برند ومن

بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام!زخم دلم که برای حالا نیست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست زقلب شکسته ام بردار

من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید

میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سالها پیش است

همیشه یک سر برنیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت

ولی زشام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم واصغر زنیزه می افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام

زروی دست رقیه طناب بردارم

شاعر : مهدی نظری

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تو که بر چشم خلق جا داری نوری و جلوه ی خدا داری نور چشمان حضرت سجاد ریشه در باغ هل اتی داری ثمر نخل احمدی که نسب ز حسین و ز مجتبی داری پسر سیّ
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:15 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
تو که بر چشم خلق جا داری

نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد

ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب

ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی

سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش

بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی

عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند

با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو

سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند

سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها

دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم

روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمدند

کودکیِ تو را رقم می زد

شاعر : علی صالحی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خـــاطراتش قشــنگ و زيبا بود عطر سيب و اقاقيا می داد روزهای خوشش دگرگون شد گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد داغ هفــتــاد و دوشقایق ر
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:14 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
خـــاطراتش قشــنگ و زيبا بود

 عطر سيب و اقاقيا می داد

 روزهای خوشش دگرگون شد

 گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد

 

داغ هفــتــاد و دوشقایق را 

 بر سرشانه های خود حس کرد

 رنج زنجیر و درد سـلسله را

 برمچ دست وپای خود حس کرد

 

روی آییـنه ي غــروردلش 

 زیر بــاران سنگ چین افتاد

 دید خورشید را که چنـدین بـار

 از سـر نیــزه بر زمین افتـاد

 

 گـریه های رقیه را می دید 

 کــوه فریـاد درگلویش بود 

 محمل بازعمـه پشتِ سرش 

 ســرعبــاس روبـرویش بود 

 

دید از زیــر نیــزه ي جدش

 برزمین، قطره قطره خون می ریخت

 دیــد در کــوفه دشمن نــامرد

 سر او را به شاخه ای آویخت

 

کودکان چموش سنگ بدست

 پـای ناقه به جــانش افتادند

 مردمان حرامـزاده شام

 خـارجی زاده اش لقب دادند

 

از سـربام خـاک و خاکـستر

 نقل سر بود و؛ فرش راهش بود

 چشم ناپاک شهر را می دیـد

 غــم نـاموس در نگاهش بـود

 

غیـــرتش را بــه جـوش آوردند  

 نیزه داران مستِ سکه پرست

 چــهره ي ســرخ عمـــه را تا دید 

 مثـل عباس چـشم خـود را بست

 

شاعر: وحيد قاسمي

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پنجمین شمس فروزنده عالم هستم آخرین حلقه شبهای محرم هستم شود از تربت بی شمع و چراغم معلوم سند غربت ذریه آدم هستم منکه در کودکی ام غُصه فراوا
یکشنبه 21 مهر 1392 ساعت 21:14 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پنجمین شمس فروزنده عالم هستم

آخرین حلقه شبهای محرم هستم

شود از تربت بی شمع و چراغم معلوم

سند غربت ذریه آدم هستم

منکه در کودکی ام غُصه فراوان دیدم

از همان روز عزادار و پر از غم هستم

اولین گریه کن روضه گودالم من

روضه خوانِ حرم حضرت خاتم هستم

دست و پای پدرم را به طنابی بستند

باز با یاد رخش چشمه زمزم هستم

شاعر : رضا باقریان

موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 4


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26343
:: کل نظرات : 2142

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1612

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,037
:: باردید دیروز : 3,226
:: بازدید هفته : 14,441
:: بازدید ماه : 61,636
:: بازدید سال : 61,636
:: بازدید کلی : 8,918,743
لینک دوستان