close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام سجاد ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
سویِ مجنون برسانید که لیلایی هست ما شنیدیم در این شهر که آقائی هست دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی ه
دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ساعت 9:15 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سویِ مجنون برسانید که لیلایی هست
ما شنیدیم در این شهر که آقائی هست
دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست
دردمندیم و دلی خوش که مداوائی هست

شبِ عید است بیائید حنا بگذاریم
سر به خاکِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم

تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد
پَرِ گَهواره یِ تو روحِ مسیحا دارد
وَ حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد
نوه یِ حضرت زهراست تماشا دارد
جلوه یِ نام علی بر تو مبارکبادا
سومین نام علی بر تو مبارکبادا

فطرسی آمده و از تو پَری می خواهد
از تو عیسیٰ نفسِ ناب تری می خواهد
یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد
که غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد
یا کریمیم و سرِ جاده یِ تو شیعه شدیم
ما کنارِ پرِ سجاده یِ تو شیعه شدیم

*

عشق وقتی به نهایت به نهایت برسد
تازه شاید که سَرشَ بر کفِ پایت برسد
چشمِ جبریل اگر سویِ عبایت برسد
نه محال است مقامش به گِدایَت برسد
نه فقط پهنه یِ افلاک نمک گیرِ تو اند
تو از این کشور و این خاک نمک گیرِ تو اند

مثلِ پیراهنِ یوسف که به کنعان آمد
مثلِ اَبری که سرِ خاکِ بیابان آمد
صاحبِ خانه یِ خود جانبِ ایران آمد
خانه ی مادریَش شاهِ خراسان آمد
خاکِ ما خانه ی تو سایه مطلق داری
حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری

عشقِ ایرانیِ ما کارِ بنایت با ماست
حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست
طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایَت با ماست
خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست
طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم
وَ ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم

مصلحت بود اگر شیرِ خدا می گشتی
تو علی هستی و شمشیرِ خدا می گشتی
مست از جلوه یِ تکبیرِ خدا می گشتی
تکسوارِ عرب و تیرِ خدا می گشتی
بازوی هاشمیت تیغِ دو دَم گَر می داشت
کربلا زیرِ قدم هات تَرَک بَر می داشت

رُخصَتَت بود اگر یک تنه لشگر بودی
میمنه، میسره بودی و مکرّر بودی
ای امام ابنِ امام از همه بهتر بودی
رخصتت بود اگر حضرتِ حیدر بودی
کربلا دید پدر را نفست یاری کرد
وَه که با نامِ تو عباس علمداری کرد

واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد
خطبه ات شورِ علی در دلِ پیکار آورد
چه بلائی به سرِ کاخِ ستمکار آورد
شیعه را با شب و شمشیر و دعا بار آورد
با تو در شام عجب معرکه بر پا شده است
که دعا گوی شما زینبِ کبری شده است
حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام زین العابدین(ع)-ولادت ماییم مست جام تو یا زین العابدین خانه خراب نام تو یا زین العابدین هستیم
دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ساعت 9:6 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زین العابدین(ع)-ولادت

 

ماییم مست جام تو یا زین العابدین

خانه خراب نام تو یا زین العابدین

هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین

مست علی الدوام تو یا زین العابدین

پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است

ذکرم همینکه نام شما میشود بس است

لطف تو دستگیر گدا می شود بس است

وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است

با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟

آب دهان کیست چنین کیمیا گری

آورده ام برات اگر دیده تری

فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری

به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما

سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما

کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما

فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما

با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست

حب الحسین روز قیامت نگین ماست

شهبانوی مجلله شورآفرین ماست

نامش شرافت همه سرزمین ماست

ایران فدای مام تو یا زین العابدین

گرچه اسیر شد امة الله شد فقط

روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط

آواره حسین دراین راه شد فقط

مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط

دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه میگرفت

جبریل از نماز شبت بوسه میگرفت

سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت

آنقدر حسین از دولبت بوسه میگرفت

جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است

بالای ساق عرش عمودت مشخص است

یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است

زهرا در این قیام و قعودت مشخص است

حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات

شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات

نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات

شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات

دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر

آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر

آقای دوستان خدا ای امان شهر

ابری شده است بار دگر آسمان شهر

با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است

ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است

یک اربعین تکیه گاه تو زینب است

وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است

شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای

با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای

ابن زیاد را سرجایش نشانده ای

کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای

احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت

دو گوشوار دختر من نذر مرقدت

فرشی که هست در بر من نذر مرقدت

چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت

قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد

بین مدینه نیز بنایی درست شد

یک گنبد امام رضایی درست شد

آخر ضریح های طلایی درست شد

آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو

از زخم گردن و اثر سلسله بگو

از خار و پا و سوختن و آبله بگو

از طرز خنده های بد حرمله بگو

دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و

دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و

با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و

جسم مرمل بدما ترجمه شد و

با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین

 

محمد جواد پرچمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح کار تو مدام ربنّا بود و نماز در هر نفست عطر دعا بود و نماز در آینۀ چشم توای روح دعا
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:13 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح

 

کار تو مدام ربنّا بود و نماز

در هر نفست عطر دعا بود و نماز

در آینۀ چشم توای روح دعا

تصویر پر از نور خدا بود و نماز

 

سید هاشم وفائی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-ولادت مرغ دل باز هم غزل خوان شد پنجمین روزِ ماه شعبان شد دو سه روزی به کربلا رفت و حال
دوشنبه 04 خرداد 1394 ساعت 11:1 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-ولادت

 

مرغ دل باز هم غزل خوان شد

پنجمین روزِ ماه شعبان شد

دو سه روزی به کربلا رفت و

حال آمد دخیل سلطان شد

اول آمد سراغ خانه ی او...

...هرکسی از ازل مسلمان شد

هر که سجده نکرده بر درِ او

آخر از مسلکش پشیمان شد

پینه بسته است روی پیشانیش

سید الساجدین دوران شد

آنقدَر کیسه روی دوش گرفت

نیمه شب ها گدا فراوان شد

از ابوحمزه های او بوده

نفْس بیمار اگر که درمان شد

امشب آمد گلی به عالم که

مایه ی آبروی ایران شد

کاش بینم بقیع او مثل

بارِگاه شه خراسان شد

کار او بود اگر که چشمانم

چشمه گردید و پر زِ باران شد

اصلا از گریه های هرشب اوست

که به روی لبم حسین جان شد

تا چهل سال آب را دید و

روضه خوان گلوی عطشان شد

تا چهل سال اگر ذبیحی دید

مشکلش آب دادن آن شد

تا که چشمش به شیرخوار افتاد

یاد طفل رباب گریان شد

گریه های محرمم از اوست

شال مشکی و پرچمم از اوست

***

 

مهدی علی قاسمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


حمد قاسمی همين كه بوي تو را با خودش بيارد باد به خاكِ پات مي اُفتيم، هرچه بادا باد هزار مرتبه ممنون
یکشنبه 03 خرداد 1394 ساعت 10:38 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

همين كه بوي تو را با خودش بيارد باد
به خاكِ پات مي اُفتيم، هرچه بادا باد

هزار مرتبه ممنون چشم مست توأيم
از اينكه قرعه ي مستي به نام ما افتاد

به دام حلقه ي مويت چنان اسير شديم
كه هيچ وقت نخواهيم شد از آن آزاد

چه اتّفاق قشنگي ست اين كه در شعبان
فقط به صفحه ي تقويم حك شده ميلاد

نمازِ پنجم شعبان، به مَسلك عشق است
به سمت قبله ي رخسار حضرت سجّاد

خدا به يُمن قدمهاش بر بني آدم
براي بال گشودن به عرش، فرصت داد

هميشه دامن پُر خير شهر بانو، سبز
بهشت خانه ي آقاي ما حسين، آباد

علي، دوباره علي، باز هم علي، يا رب
عنايتي كه نگردد حسين، دشمنْ شاد

چگونه نعشه ي دنيا شود كسي كه فقط
به ذكر حيدر كرّار مي شود معتاد

عليّ عالي اعلاست، زِينِ الله و
عليّ دوّم ارباب ماست زِينُ العباد

شب ولادتيِ هر عليِّ آل علي
دعاي ماست رسيدن به صحن گوهرشاد

دعا به كسوت شاگرد در مي آيد و بس
اگر صحيفه ي سجّاديه شود اُستاد

نمي رسيم به حال بُكاء و خوف و رجاء
مگر دعاي ابوحمزه اي كند امداد

به اقتداي دو تا چشم خيس پيغمبر
بناست گريه بريزيم پاي اين اعياد

تلاش مي كند امّا غم اسيري را
اسير واقعه هرگز نمي برد از ياد

محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 6


محمد بیابانی پر می کنیم از می گلوی باده ها را تا مست باشیم انتهای جاده ها را بعد از دو رکعت عشق بازی
یکشنبه 03 خرداد 1394 ساعت 10:35 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

پر می کنیم از می گلوی باده ها را
تا مست باشیم انتهای جاده ها را
بعد از دو رکعت عشق بازی باز خواندند
در رکعت سوم همان دلداده ها را
امشب به سمت خانه ی سجاد انداخت
دست ارادت های ما سجاده ها را
خاکیم و مشتاقیم تا دامانی امشب
آنی بگیرد دست این افتاده ها را
بعد از پدر حالا پسر می آید از راه
خدمت کنید آقا و آقازاده ها را
این دومین نوریست که تا منجلی شد
او هم علی بن حسین بن علی شد

با تیرهایی که روان از چشم جادوست
صید غزال نرگس او هرچه آهوست
حافظ! بگو باد صبا تا باز آرد
عطر خوشی از نفحه های گیسوی دوست
حالا که سجاد است و زین العابدین است
محراب ما طاق و رواق آن دو ابروست
محصول پیوند عرب ها و عجم هاست
طفلی که کسری زاده است و هاشمی خوست
چون همسری پادشاه کشور عشق
این افتخار مادری شهربانوست
این افتخار مردم این آسمان است
اربابمان داماد ما ایرانیان است

با یک نگاهش سنگ هم اعجاز کرده
در راه اثباتش حجر لب باز کرده
نه دوستانت، که ید عقده گشایت
از دشمانت هم گره ها باز کرده
حتی دعاهایت، جدا از حرف هایت
در علم بحثی تازه را آغاز کرده
شاگردهایت را هم این اسلوب تدریس
آموزگار آسمان! ممتاز کرده
هر کس فرازی از ابوحمزه شنیده
تا قاب قوسین خدا پرواز کرده
هر وقت میخواهم که قلبم را بشویم
باید "الهی لاتُوَدِّبنی" بگویم

آزادی از بند اسارت در اسارت
دست خدا بوده است یارت در اسارت
در مجلس حکام، بر منبر نشستی
بر روی کرسی صدارت در اسارت
بر دشمنت هم باب بخشش باز کردی
یعنی شدی پیک بشارت در اسارت
با دست بسته باز دستی باز داری
وقتی عطا گشته است کارت در اسارت
جسم شهیدان را که کفن و دفن کردی
با اشک می خواندی زیارت در اسارت
ای آسمان، شرمنده از باران چشمت
دست مرا پر می کند احسان چشمت

محمد بیابانی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح نذر تو کردم دلم را ، مولای من ! بار دیگر از کوچه باغ دل من ، ای روح آیینه بگذر امروز
شنبه 02 خرداد 1394 ساعت 12:18 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح

 

نذر تو کردم دلم را ، مولای من ! بار دیگر

از کوچه باغ دل من ، ای روح آیینه بگذر

امروز ، روز بهشت است ، عطر تو می بارد از عرش

از عطر ناب حضورت ، شد آفرینش معطر

هستی ز نورت جوان شد ، خورشید در آسمان شد

شد فجر صادق شکوفا ، شب شد ز نور تو پرپر

رفت از جهان بوی پاییز ، آمد بهاری دل انگیز

در ذهن خاک سترون ، شد باغ مینو مصور

ما را اجابت کن ای عشق ، ای قبله گاه ملایک !

ما را اجابت کن ای عشق ، سجاد ، نور مطهر

تبریک یاران سحر شد ، خورشید دین جلوه گر شد

نور خدا منتشر شد ، در این جهان بار دیگر

 

رضا اسماعیلی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت ای خوشا صبحدم و روی نکوی گل سرخ ای خوشا مستی و صهبای سبوی گل سرخ ای خوشا اه
شنبه 02 خرداد 1394 ساعت 12:16 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

ای خوشا صبحدم و روی نکوی گل سرخ

ای خوشا مستی و صهبای سبوی گل سرخ

ای خوشا اهل دل و اهل مناجات سحر

چشم چون باز نمایید به روی گل سرخ

نیت آن گل شبنم زده را می دانی ؟

درس تطهیر دهد آب وضوی گل سرخ

مدعی لاف زد و هیچ نفهمید چرا

بلبل دلشده مست است ز بوی گل سرخ

چشم دل باز کن و گوشه ی محشر بنگر

نافله خواندن عشاق به سوی گل سرخ

این گل سرخ که دل با غم عشقش شاد است

پسر حضرت عشق است همان سجاد است

او همان غنچه ی عشق و گل دلخواه دعاست

او همان سالک و رهپوی گذرگاه دعاست

پر تلاطم دلش از واقعه ی کرب و بلاست

پر ترنم لبش از زمزمه و آه دعاست

نور او جلوه نما در همه ی ارض و سماست

شمس رخشان ولایت بود و ماه دعاست

اولین درس دبستان صحیفه این است

رستگاری بشر در گذر راه دعاست

پدرش خون خداوند و خودش عشق خداست

پدرش شاه شهید است و خودش شاه دعاست

خیز از جا و بیا عیدی میلاد بگیر

کربلا و نجف از حضرت سجاد بگیر

شب قدر است عجب موی سیاهی دارد !

دل حق برده عجب برق نگاهی دارد !

وه چه دشمن شکن است اشک شبانگاهی او

اشک سرباز وی است ، وه چه سپاهی دارد !

دستگیر دل افتاده به چاه گنه است

چه غمی آنکه چنین پشت و پناهی دارد

هر که شد خادم او اذن دو عالم دارد

هر که شد سائل او منصب شاهی دارد

آنکه شد نوکر سجاد به میزان جزا

چه حساب و چه کتاب و چه گناهی دارد ؟

ما که دیوانه ی عشقیم و ز غم آزادیم

بنده ایم و همه در ذکر هوالسجادیم

بشریت به تو مرهون ، پسر ثارالله

معنویت به تو مدیون ، پسر ثارالله

لیلی کرب و بلایی دل عشاق تویی

همه دلها به تو مجنون ، پسر ثارالله

هر که غافل ز تو و عشق تو شد سود نکرد

شده بی یاد تو مغبون ، پسر ثارالله

هر که در راه زیارت بدهد جان ، زده است

جرعه ای زان لب میگون ، پسر ثارالله

در مصیبات تو و عمه ی تو جا دارد

دل مهدی بشود خون ، پسر ثارالله

ما ز درگاه تو تاثیر دعا می خواهیم

فرج منتقم آل عبا می خواهیم

تو  همانی که خودت اوج دعا را دیدی

زیر شمشیر شیاطین تو خدا را دیدی

چشم تو چشم خدایی است که در اوج عطش

سر نیزه سر پاک شهدا را دیدی

سوخت قلب تو از آن لحظه که در بارش تیر

دست و مشک و علم شاه وفا را دیدی

بین مقتل گل گلزار بقا را دیدی

بین آتش حرم آل عبا را دیدی

در کنار بدن بی سر شاه شهدا

مو پریشانی ام النجبا را دیدی

حق همین بود که جان سوخته ی تب بودی

زائر روی کتک خورده ی زینب بودی

 

سید محمد میر هاشمی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد (ع) درلوح جهان هميشه آزاد تويي آن واقعه رامعني فرياد تويي يك بار دگر به تو پناه آورديم الگوي بشر امام سجاد تويي در عرصۀ زندگي خدا با
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 14:6 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد (ع)
درلوح جهان هميشه آزاد تويي
آن واقعه رامعني فرياد تويي
يك بار دگر به تو پناه آورديم
الگوي بشر امام سجاد تويي
در عرصۀ زندگي خدا با اوبود
چون نام خدا درهمه جا با اوبود
پيغمبر عشق امام بيمار من است
يك عمر غم كرببلا با او بود
از راز ونياز در دلش غوغا بود
بيدارترين پديدۀ شبها بود
يك عمراگرچه حرفي ازدرد نزد
درسينۀ او نهضت عاشورا بود
منسوب به يك شهادت خونين بود
درلوح دلش عدالت خونين بود
تا قصة كربلا نميرد هرگز
اوحامل يك رسالت خونين بود
دركرببلا دل به شهيدان دادي
آن واقعه راتو بهترين فريادي
مقبول ترين بندة درگاه تويي
زيرا كه توعبد عابدين سجادي
درساحت تو هنوز هم مي مانم
درپاي تواشك ديده مي افشانم
لبريز مناجات ودعا مي گردم
وقتي كه صحيفة تورامي خوانم
پايان نماز باتو معنا دارد
سجادة باز باتو معنا دارد
دستان دعاي من فقط روبه تواست
چون رازونياز باتو معنادارد
همواره بروي لب تبسم داري
بامذهب لاله ها تفاهم داري
تو زينت عابدان عالم هستي
سجادي وجا دردل مردم داري
دل پا کتر ین بهار ديني آقا
خوش عطر ترين مرد زميني آقا
من جز تو پناه ديگري نشناسم
تو حضرت زين العابديني آقا
با علم وعمل هميشه توام هستي
دردين وسراط خويش محكم هستي
مولاي نيايشي وآقاي نماز
توزينت عابدان عالم هستي
در درگه معبودپرازخواهش بود
لبريز وفا ومهر وآسايش بود
رودي شدوعاقبت به دريا پيوست
مردي كه دلش ساحل آرامش بود
اوشاهد آن واقعة خونين بود
يك عمر دلش شكسته وغمگين بود
آنروز اگر چه غرق بيماري شد
صد شكر كه حكمت خدا دراين بود
.
استاد فرامرز عرب عامری

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سلام اى چارمین نور الهى كلیم وادى طور الهى تو آن شاهى كه در بزم مناجات خدا مى‏كرد با نامت مباهات تو را سجاده داران مى‏شناسند تو را سجده گزار
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 9:40 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلام اى چارمین نور الهى
كلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى كه در بزم مناجات
خدا مى‏كرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند

تو سجادى تو سجاده نشینى
تو در زهد و ورع تنهاترینى

قیامت مى‏شود پیدا جبینت
به صوت «این زین العابدینت»

شبیه تو خدا عابد ندارد
مدینه غیر تو زاهد ندارد

تو با درماندگان خود شفیعى
تو با خیل جذامى‏ها رفیقى

سحرها نان و خرما روى دوشت
صداى سائلان تو به گوشت

فرزدق را تو شعر تازه دادى
تو بر شعر ترش آوازه دادى

تو میقاتى تو مشعر زاده هستى
عزیز من پیمبر زاده هستى

تو كز نسل امیر المۆمنینى
پیمبر زاده ایران زمینى

سزد شاهان فتند اینجا به زانو
على ‏بن الحسین شهر بانو

تو در افلاك زین العابدینى
تو روى خاك با ما همنشینى

قتیل تار گیسوى تو اصغر
فدایى تو باشد همچو اكبر

ابوفاضل همان ماه مدینه
كنارت دست دارد روى سینه

تو كوه عصمتى، لرزش ندارى
تو از غیر خدا خواهش ندارى

تو در بالاى منبر چون رسولى
تو در محراب خود گویا بتولى

تو را شب زنده داران مى‏پرستند
لبت را روزه داران مى‏پرستند

تو جنس‏ات از نیستان غدیر است
تو نامت روى دیوان غدیر است

تو بر پیشانى خود پینه دارى
تو بر حق خدمتى دیرینه دارى

تو آنى كه به كویت هر كه آمد
غلام مستجاب الدّعوة باشد

تو اشك مطلقى، گریه تبارى
تو از روز ازل ابر بهارى

تو مقتل سیرتى از جنس آهى
تو مثل حنجر گل بى گناهى

رعیت‏هاى تو شه ‌زادگانند
اسیران درت آزادگانند

تو بزم روضه را بنیانگذارى
تو در دل روضه ماهانه دارى

تو از جنس غرور دخترانى
تو آه سینه بى معجرانى

تو منبر رفته‏اى اما به ناقه
سخن‏ها گفته‏اى امّا به ناقه

تو آن یعقوب یوسف زاده هستى
تو آن از دست یوسف داده هستى

 

محمد سهرابی

 

پایگاه رضیع الحسین (ع)

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای خدا را اسم اعظم یا علیّ بی الحسین وی تنت روح مجسّم یا علیّ بی الحسین ای دمیده از دمت روح خدایی از ازل بر تن حوّا و آدم یا علیّ بی الحسین ای
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 9:39 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای خدا را اسم اعظم یا علیّ بی الحسین

وی تنت روح مجسّم یا علیّ بی الحسین

ای دمیده از دمت روح خدایی از ازل

بر تن حوّا و آدم یا علیّ بی الحسین

ای مناحات شبت در آسمان بخشیده روح

بر تن عیسی بن مریم یا علیّ بی الحسین

صفحه صفحه سیر کردم در کلامت یافتم

مصحفی زآیات محکم یا علیّ بی الحسین

مصحف نورانیت تنها زبور اهل بیت

خود زصد داود اعلم یا علیّ بی الحسین

میتواند با دل مرده کند کار مسیح

هر که از مدحت زند دم یا علیّ بی الحسین

آسمان هشت مهری و مه سه آسمان

دُرّ سه، بی انتهایم یا علیّ بی الحسین

آدم و جنّ و ملک، حور و پری هر صبح و شام

مدحتت خوانند با هم یا علیّ بی الحسین

نجل مکّه، پور طاها، زاده ی سعی و صفا

جان کعبه قلب زمزم یا علیّ بی الحسین

گر دو عالم را به یک سائل ببخشی از کرم

پیش احسانت بود کم یا علیّ بی الحسین

من نمی گویم خدایی گویم ای وجه خدا

بودی از خلقت مقدّم یا علیّ بی الحسین

آفرینش از همان آغاز سیرِ خویش را

کرده با ذکرت منظّم یا علیّ بی الحسین

جنّت رویت پر از گل بوسه ی خون خدا

باغ حسنت سبز و خرّم یا علیّ بی الحسین

بعد تسبیح الهی ذکر خلقت مدح توست

از زمین تا عرش اعظم یا علیّ بی الحسین

روح، خود را تا نسازد مُحرم میقات نور

نیست در کوی تو مُحرم یا علیّ بی الحسین

از ملک بگرفته تا جنّ و بشر تا وحش و طیر

سائل کوی تو، من هم یا علیّ بی الحسین

هشت فرزندت چو شخص حضرتت والامقام

خود چو آبائت مکرّم یا علیّ بی الحسین

در وفات و قبر و مرگ و برزخ و حشر و صراط

نیست با مهر توام یا علیّ بی الحسین

دوست دارم تا زمین بوس غلامانت شوم

قد کنم چون آسمان خم یا علیّ بی الحسین

دوست دارم تا قیامت عمر گیرم از خدا

هر دم از مدحت زنم دم یا علیّ بی الحسین

دوست دارم تا ناقه ت در کوچه های شهر شام

پا گذارد روی چشمم یا علیّ بی الحسین

دوست دارم سیل سیل و بحر بحر و موج موج

بر تو ریزم اشگ ماتم یا علیّ بی الحسین

دوست دارم با سرشک دیده در بازار شام

خون زساق پات شویم یا علیّ بی الحسین

هیچکس نشنیده گردد بر جراحات بدن

حلقه ی زنجیر مرهم یا علیّ بی الحسین

هیچکس نشنیده شادیّ و دف و چنگ و رباب

دور توحید مجسّم یا علیّ بی الحسین

هیچکس نشنیده جای لاله بر مهمان کنند

خار و خاکستر فراهم یا علیّ بی الحسین

با که گویم شامیان آتش به فرقت ریختند

جای عرض خیر مقدم یا علیّ بی الحسین

با عزای تو مدینه گشت یکسر کربلا

تازه شد داغ محرّم یا علیّ بی الحسین

داغ هجده یوسفت بر لاله ی دل بس نبود

سوختی از آتش سم یا علیّ بی الحسین

آنچه با تو در مسیر شام شد غیر از خدا

کس نمی داند مسلّم یا علیّ بی الحسین

آن شررهایی که عمری در وجودت حبس بود

سر کشید از نخل «میثم» یا علیّ بی الحسین

 

غلامرضا سازگار

 

منبع : پایگاه وزین رضیع الحسین(ع)

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


پر من بال و بال من پر شد پر و بالی زدم کبوتر شد به نفس های حضرت زهرا حالمان خوب بود و بهتر شد سحر پنجم عبادت بود کوچه های خدا منوّر شد مردی از سم
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 9:38 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پر من بال و بال من پر شد
پر و بالی زدم کبوتر شد
به نفس های حضرت زهرا
حالمان خوب بود و بهتر شد
سحر پنجم عبادت بود
کوچه های خدا منوّر شد
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی دلم تر شد
آمد و با خودش کتاب آورد
او امام آمد و پیمبر شد
مردی از سمت آفتاب آمد
با مفاتیح مستجاب آمد

آمده تا مرا تکان بدهد
چشم گریان به این و آن بدهد
آمده روی پشت بام سحر
با صدای خدا اذان بدهد
آمده بشكند قفس ها را
بال ما را به آسمان بدهد
با خودش نور مصحف آورده
تا خدا را به ما نشان بدهد
به نگاهش دخیل می بندیم
تا مناجات یادمان بدهد


اي مسيح! ای مسیر سبز نجات!
بر مناجات کردنت صلوات

ای مناجات ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با التفات تو دریا
نذر سجاده ي شبانه ي توست
چارمین رکعت نوافل ما
ای امام علیّ دوم من
ای امام چهارم دنیا
مرد شب زنده دار سجاده
مرد محراب، التماس دعا


از تو بوی نماز می آید
بوی راز و نیاز می آید

مادر تو نگين حجب و حیاست
شرف الشمس سیدالشهداست
مایه ي آبروی ایران است
افتخار همیشه ام به شماست
از تو و مادر تو این دل ما
عاشق خانواده ي زهراست
یک سفر پیش ما نمی آیی؟
وطن مادری تو این جاست
تو عجم زاده ای تو فامیلی
پس حرم سازی ات به گردن ماست


تو در این سرزمین گل کاری
به خدا حق آب و گل داری

آفتابی که حق کشیده تویی
جلوه ای که کسی ندیده تویی
با ظرافت، خدای عزّوجل
بی نظیری که آفریده تویی
آن که با کَفّه ي تولایش
پای میزانمان کشیده تویی
شب اسیر هزار رکعت تو
به خدایم قسم پدیده تویی
نخل های بلند نخلستان
بارش رحمتی که دیده تویی


با دعای غلام تو دارد
آسمان مدینه می بارد

بي تو سجاده اي اگر هم بود
فرش رسوايي دو عالم بود
بي تو يا حرفي از بهشت نبود
يا اگر بود هم جهنم بود
خطبه هاي گلوي زخمي تو
انعكاس غروب ماتم بود
تو اگر خطبه اي نمي خواندي
خانه هامان بدون پرچم بود
تو اگر روضه اي نمي خواندي
سال ما سال بي محرّم بود


از تو داريم فصل ماتم را
ده شب گريه ي محرم را

احترام تو را سلام نبود
حق تو كوچه هاي شام نبود
حق آيينه ها شكستن نيست
گيرم اين آينه امام نبود
هيچ جايي براي حال شما
بدتر از مجلس حرام نبود
گريه كردي صدا زدي «اي كاش...
هيچ سنگي به روي بام نبود
كاش مادر مرا نمي زاييد
من امامم، خرابه جام نبود»


حرفِ ويرانه در ميان آمد
دختر شاه، يادمان آمد

 

علی اکبر لطیفیان

 

منبع : پایگاه وزین رضیع الحسین(ع)

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آلاله نو دمیده چیدن دارد آواز فرشتگان شنیدن دارد میلاد حسین است و ابوالفضل و علی یک ماه و دو افتا
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 9:20 | بازدید : 55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آلاله نو دمیده چیدن دارد


آواز فرشتگان شنیدن دارد


میلاد حسین است و ابوالفضل و علی


یک ماه و دو افتاب دیدن دارد

 

منبع : پایگاه وزین رضیع الحسین (ع)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا امام سجاد... حضرت سجاد، زین العابدین در عبادت، اولین وآخرین ماه امشب تا سحر دف می زند شیعۀ آل علی کف می زند ای تو الگوی مناجات خدا دائمآ م
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 10:35 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام سجاد...

حضرت سجاد، زین العابدین

در عبادت، اولین وآخرین

ماه امشب تا سحر دف می زند

شیعۀ آل علی کف می زند

ای تو الگوی مناجات خدا

دائمآ مبهوت آیات خدا

شد شب میلادت ای معنای دین

عابد درگاه، زین العابدین

ای بشر مسرور این آیات باش

دائمآ آمادۀ صلوات باش

عشق تو همواره در این خاطر است

نور ایمان تو در دین، ساتر است

ای امام عشق وایمان وعمل

نام تو هرمشکلی را کرده حل

روی لب هر لحظه فریاد گل است

عاشقان صلوات، میلاد گل است

ای محول، حول احوال تو مست

وی مدبر، در مرامت پای بست

ای شفیع و شافع روز جزا

ای رفیع و رافع غمهای ما

سرفراز و سربلند و سر بزیر

حضرت سجاد، دستم را بگیر

در شب میلاد زین العابدین

بر لبت آور سه صلوات وزین

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا سید الساجدین... سجاده ایم پهن برای دعا شدیم نائل به همنشین شدن اولیاء شدیم تاثیر کرد خصلت خوبان بروی ما از یمن سجده های سحر باخدا شدیم از
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 10:34 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا سید الساجدین...
سجاده ایم پهن برای دعا شدیم

نائل به همنشین شدن اولیاء شدیم

تاثیر کرد خصلت خوبان بروی ما

از یمن سجده های سحر باخدا شدیم

از دستباف بودنمان خیر دیده ایم

پاخورده ایم و از شرفش پربها شدیم

هر نخ زما مطهر انفاس دلبر است

با این حساب هم نفس کبریا شدیم

شکرخدا به طالعمان مهر عشق خورد

پاگیر لطف بی حد و حصر شما شدیم

اصلا چه حاجت است به آب و گلاب ها

ما پاک از طهارت این گریه ها شدیم

وابستگی به یار اثراتش مشخص است

فارغ زما چو یار شد از غصه تا شدیم

هرچند دست جمع زمین خورده ایم ما

گفتند عشق و پیش قدمهاش پا شدیم

سجاده ایم قسمت ما شور و شین شد

یعنی که پای بوسی ابن الحسین شد

امشب مدینه حال و هوایش معطر است

از شوق چشم منتظر آسمان تر است

باران گرفت و جان دوباره به خاک داد

ابر نگاه تو چقدر سبزه پرور است

کاسه بدست ها همه از راه میرسند

باب المراد عالم و آدم همین در است

امشب به آفتاب قمر فخر میکند

در خانه ی حسین مهی جلوه گرتر است

گهواره را نگاه کنید عشق آمده

زهراست یا حسین حسن یا که حیدر است

پیغمبری چقدر برازنده اش بود

پیشانی اش تجلی نور پیمبر است

طرز نگاه کردنش آیینه ی علی است

بر قاب صورتش رخ زهرا مصور است

ما از ازل ملازم خاک ره تواییم

مارا نوشته اند گدا چون مقدر است

تا چند کفر؟باده ی ایمانیم بده

یعنی که از صحیفه مسلمانیم بده

هرکس ز عشق تاب و تبش شهره میشود

بیش از همه غم و تعبش شهره میشود

زردی رویش از اثر سجده های روز

یا اینکه سجده های شبش شهره میشود

مادر بزرگ زاده و بابا شه قریش

خیلی بجاست گر نسبش شهره میشود

مسکینک فقیرک یاربش آشناست

دربین خلق ذکر لبش شهره میشود

تا روز حشر کار ابو حمزه اش گرفت

هرکس که گشت منتسبش شهره میشود

شمشیر خطبه اش کمر شام را شکست

اینگونه تا ابد غضبش شهره میشود

نخلی که آبیاری دست کریم شد

در شهر مزه ی رطبش شهره میشود

سر میدهیم پای تو عشق است عشق عشق

عاشق دل بلا طلبش شهره میشود

تطهیر آب وام گرفته ز طهر توست

خورشید آسمان و زمین جای مهر توست

ازبس کلام معجزه دار تو نور داشت

خورشید شد هرآنکه به پایت حضور داشت

وقتی که دست و پای تو از سجده آب شد

در عرش خود خدای تو حس غرور داشت

حاجی ناشناخته ی کاروان حج

در قافله به یمن تو نعمت وفور داشت

نزدیک ها که جای خودش لطف ویژه ای

آقای خوب ما به گدایان دور داشت

جبرئیل میرسید به پابوسی اش مدام

وقتی که در نماز دم یا غفور داشت

تو حضرت کلیمی و ادعیه شاهد است

محراب خانه ی تو شباهت به طور داشت

لطف دعای نیمه شبت بر همه رسید

از برکت صحیفه ی تو دین زبور داشت

زخم زبان و طعنه اگرچه زیاد خورد

ایوب آل فاطمه قلبی صبور داشت

آماده ایم رخصت افروختن بده

پروانه ایم اذن ز غم سوختن بده

اصلا چه شد که روی تو در آفتاب سوخت؟

هروقت خورد بر لب خشک تو آب سوخت

اصلا چه شد که خیمه ات آتش گرفته بود؟

در بین شعله های جهنم کتاب سوخت

پای تورا به ناقه ی رم کرده بست شمر

از کربلا به کوفه تنت زین عذاب سوخت

در گیرو دار ردشدن همسرت ز شام

آتش سراغ معجرش آمد نقاب سوخت

رجاله ها بصورتتان سنگ میزدند

از طعنه های شهر دلت بی حساب سوخت

برروی زخم گردن تو مرهمی نبود

وقتی که از حرارت سرب مذاب سوخت

دید چگونه چوب به لبهای عشق خورد

دیدی چگونه از غم این سر رباب سوخت

یعقوب دل شکسته چهل سال آزگار

چشمت به یاد روضه ی بزم شراب سوخت

گفتم رباب و روز و شبم رنگ غم گرفت

"بس کن رباب"عمه ی سادات دم گرفت

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با سجده هاش زینت سجاده ها شده است سجاده ی عبادتش عرش خدا شده است مجموعه ی تمام صفات پیمبران آئینه ی تمام نمای خدا شده است در حسن چون پیمب
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 10:30 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با سجده هاش زینت سجاده ها شده است

سجاده ی عبادتش عرش خدا شده است

 

مجموعه ی تمام صفات پیمبران

آئینه ی تمام نمای خدا شده است

 

در حسن چون پیمبر و در زهدچون علی

در مهربانی وکرمش مجتبی شده است

 

از برکت حضور نفیس ومبارکش

پنجاه وهفت سال جهان با صفا شده است

 

هم افتخار قوم بنی هاشم از عرب

هم افتخار مردم ایران ما شده است

 

ارباب بود و از سر لطف و فروتنی

هم سفره ی فقیر ویتیم و گدا شده است

 

محصول کیسه ی سردوشش به نیم شب

نان و پنیر خانه ی صد بینوا شده است

 

از برکت صحیفه ی سجّادیه ست که

باب نجات برهمه ی خلق وا شده است

 

بیمار مصلحت شده اما به دست خویش

بیماری تمام جهان را دوا شده است

 

در معرکه نبوده ولی راز دشمنان

با ذوالفقار خطبه ی او برملا شده است

 

***

هم پای روضه های همه گریه کرده و

هم روضه خوان واقعه ی کربلا شده است:

 

 

دیده ست در میانه ی گودال ، پیرهن

از تیر و نیزه برتن خون خدا شده است

 

با دست های بی رمق او به پیکر

سلطان دین،به جای کفن بوریا شده است

 

همراه کاروان و سران به نیزه ها

با عمه هاش راهی شام بلا شده است

 

بر نیزه دیده اصغر و پرسیده ازخودش

این سر چگونه بر سر آن نیزه جا شده است؟

 

قد ّ خمیده أش اثر ارث مادر است؟

یا از فشار سلسله این گونه تا شده است؟

 

سی سال بعد ِ کرببلا... ، در مدینه هم

از گریه هاش محشر کبری به پا شده است

 

هم کربلا وکوفه و هم شام  ، این امام

مجموعه ی تمامی این روضه ها شده است

شاعر: مجتبي خرسندي

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت مژده ای شیعه که باشد شب میلاد امشب پا نهاده به جهان حضرت سجاد امشب شهربانو بکند فخر به نسوان جهان که خدا طرفه گلی نا
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 10:25 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

مژده ای شیعه که باشد شب میلاد امشب

پا نهاده به جهان حضرت سجاد امشب

شهربانو بکند فخر به نسوان جهان

که خدا طرفه گلی ناز به داد امشب

مرحبا پنجم شعبان شد و روز صلوات

زین بشارت دل عشاق بود شاد امشب

ای گدایان به در حضرت زهرا بروید

عیدیانه دهد آن مادر عباد امشب

که ز غم آل محمد شده آزاد امشب

کاخ ظلم از برکات قدمش ویران امشب

خانه آل امیه شده بر باد امشب

دوش رو بر سجاد ((کلامی)) می گفت

باد ای ساجد حق خانه ات آباد امشب

 

ولی الله کلامی زنجانی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت عید است و من شراب زاده عازم به خُمم به عزم باده می زاده اگر شراب نوشد در دیدن خویشِ خویش کوشد من زاده ی خم و خویش خام
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 10:24 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

عید است و من شراب زاده

عازم به خُمم به عزم باده

می زاده اگر شراب نوشد

در دیدن خویشِ خویش کوشد

من زاده ی خم و خویش خامم

گه واجبم و گهی حرامم

در سینه ی من بجز طرب نیست

هرگز غم دوست مستحب نیست

من با همه فقرم و نداری

هرگز نکشیده ام خماری

پس نعره ز استخوان بر ارم

پهنای فلک دهان در آرم

ای جوش جهان بر آتش تو

ای دست همه در آتش تو

بنشین که ارادتی بخیزم

از روی سعادتی بخیزم

ای تیغ فصاحت و بلاغت

ای داده به کیمیا سعادت

سجاده ی تو پر از حیات است

اشک تو خود از مطهرات است

ای مست نماز تو ملائک

ای بسته به راز تو ملائک

ای مصحف تو کلام عالم

ای در کف تو زمام عالم

ای کعبه ی ازدحام دیده

ای محتشم هُشام دیده

برخیز و طواف کن حرم را

از کعبه مگیر این کرم را

بگذار که حاجیان حیران

دنبال نگاه تو چو جیران

ای دلبر مکّی و عراقی

معراج سعادت نراقی

سبحانک یا من اسمهُ فیه

ای مجلس فیهِ ما فیه

ای یاد تو شاه نامه ی من

زلف تو سیاه نامه ی من

ای نیم شرر ز تو به ققنوس

ای یک نم حکمت تو قابوس

ای یاد تو کامل بهایی

من ناقصم و تو پر بهایی

خاقان فلک تویی، و لا غیر

سیمرغ، سفیر توست، لا طیر

ای خسرو تخت و تاج و دیهیم

شیرین حرکات هفت اقلیم

دستم نرسد اگر به تختت

تخت تو بلند همچو بختت

نِشتر برسان که رگ رسیده

ای زاده ی پارس، سگ رسیده

ای خاک نشین صاف و ساده

ای حُرّ فلک، اسیر زاده

ای زاده ی مکه و مدینه

ای اصغر و اکبر و سکینه

ای یاد تو کامل الزیارات

ای ذکر تو بهترین تجارات

ایران ز تو دارد این بقا را

ای مادر تو عروس زهرا

تو مصحف پاک و تازه داری

در هر ورقش اجازه داری

تو با دل زینب عفیفه

دیدی که چه رفت بر صحیفه

یعقوب بیا که غم بزرگ است

یوسف جگرش به دست گرگ است

چون پای شه از رکاب افتاد

مابین دو نهر آب افتاد

خون بود خضاب روی ماهش

غم بود بساط رو به آهش

ناگاه به فکر چاره افتاد

برخاست ولی دوباره افتاد

پس تکیه به نیزه زد به گودال

با شمر خطاب کرد آن حال

تا هستم و می کشم نفس را

غارت مکنید این قفس را

من در حرمم غزاله دارم

آهو روشی سه ساله دارم

«معنی» نده طول این سخن را

آشفته مکن تو مرد و زن را

 

محمد سهرابی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح در سجده های خویش اگر چشم تر کنی سجاده های هستی را شعله ور کنی بیشک ستون هفت فلک می شود اگر دستی از آستین نیایش به در کنی داو
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:33 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح

 

در سجده های خویش اگر چشم تر کنی

سجاده های هستی را شعله ور کنی

بیشک ستون هفت فلک می شود اگر

دستی از آستین نیایش به در کنی

داود ، طفل مکتب آوای سبز توست

تا در صدای مرثیه خوانش اثر کنی    

برخیز ای پرستشِ توحید ، عبد تو !

باید جهان بی خبری را خبر کنی

آنقدر خطبه خطبه ، دعا در دعا شوی

آنقدر خون بباری و قرآن به سر کنی ،

تا خشت خشتِ ظلم و ستم را هر آینه

در کاخهای معرکه زیر و زبر کنی

سجاده را که پیرهن عصمتت شده

پرچم برای قصه ی این خیر و شر کنی

یعنی به رغم نعره ی مستانه ی ستم

گوش زمانه را  ز  " مناجات "  کر  کنی

. . .

باید که روزگار بترسد ز کفر خویش

او را از آه نیمه شبت بر حذر کنی

ای وای بر زمانه ی " لبیک ناشناس "

"سجاد" اگر تو باشی و نفرین اگر کنی

 

سودابه مهیجی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-ولادت سرچشمۀ فیض کردگار آمده است در هودجی از قدر و وقار آمده است وقتی که شکفت غنچۀ باغ حسین گفتند به گلها که بهـار آمده است
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:33 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-ولادت

 

سرچشمۀ فیض کردگار آمده است

در هودجی از قدر و وقار آمده است

وقتی که شکفت غنچۀ باغ حسین

گفتند به گلها که بهـار آمده است

 

سید هاشم وفایی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت ای که خورشید جمالت پرتو افشانی کند عالمی را جلوه ات زیبا و نورانی کند تو همان خورشید تقوائی که عرش و فرش را از فروغ
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:29 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

ای که خورشید جمالت پرتو افشانی کند

عالمی را جلوه ات زیبا و نورانی کند

تو همان خورشید تقوائی که عرش و فرش را

از فروغ وجلوۀ تو حق چراغانی کند

جای دارد رهگذارت را ز گلهای بهشت

جبرئیل از عالم بالا گل افشانی کند

ای بهشتی رو عجب نبود اگر رضوان خلد

از جنان گرد سرت اسپند گردانی کند

می زند لبخند بر رویت حسین ین علی

تا تماشا در رخت آیات قرآنی کند

امشب از یمن قدوم با شکوه تو حسین

هرکجا سائل بود دعوت به مهمانی کند

زینت عبادی و شایسته باشد تا خدا

نام زین العابدین را برتو ارزانی کند

شب همه شب بردعا و نغمه ات مرغ سحر

گوش جان را می سپارد تا غزلخوانی کند

سر زند ازچشم تو تا عرش  یک رنگین کمان

هر زمانی دیده ات را اشک بارانی کند

هیچ کس را با چنین تقوا ندیدم غیر تو

سجده های خویش را اینقدر طولانی کند

ای شهید زنده جز تو کیست بعد از کربلا

تا از این گلشن به اشک خود نگهبانی  کند

شمع جمع محفل امروز مائی و زما

غیر تو فردا چه کس رفع پریشانی کند

کوثر توفیق می خواهد ز درگاه خدا

تا «وفائی» درمدیح تو ثنا خوانی کند

 

سید هاشم وفایی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت ای شکوه فراز های دعا نغمه ی عرشی و صدای دعا دست من را بگیر از عَرشَت بنده بنواز، ای خدای دعا بنده ای را که دور افتاد
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:28 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

ای شکوه فراز های دعا

نغمه ی عرشی و صدای دعا

دست من را بگیر از عَرشَت

بنده بنواز، ای خدای دعا

بنده ای را که دور افتاده

بنما امشب آشنای دعا

من دخیل دعای تو هستم

بنده ی ربّنای تو هستم

دلی امشب به خاک پات افتاد

ششمین دلبر خدا سجاد

یا علیِّ بن سید الشهدا

شد زِ ذکرت دلم حسین آباد

می نویسم اسیر یعنی من

که شدم با تعلّقت آزاد

نوکر خانه زاد نام من است

عبدِ زین العباد نام من است

بارش رحمت خدایی تو

دلخوشی دل گدایی تو

سینه ی تو اگرچه پُر درد است

به جراحات دل دوایی تو

در اسارت اگر که باشی، باز

به کرم کردن آشنایی تو

گنج العرش است زیر پاهایت

رحمت واسعه است بابایت

ما به دستان تو مسلمانیم

از تبار شما و سلمانیم

شهربانوی ماست مادر تو

ما تو را خویشِ خویش می دانیم

بس که ما عاشق "علی" هستیم

میزبان شه خراسانیم

نه فقط قلب ما سرای شماست

کلِّ ایران ما برای شماست

شب میلادت ای سلاله ی نور

مست ذکر علی شدیم، چه جور

نورت ای آفتاب مشرقِ مِی

از دلِ خسته ام چو کرد عبور

یادم آمد فروغِ رویِ تو و

آن تجلّی و آن زمان حضور

گفتم این ماه عالم ذَر بود

که ازل از رخش منوَّر بود

گفتم این ماه آمده تا ما

برسیم از مسیر او به خدا

آمده دومین علی من و

علی خانواده ی زهرا

سفره ی شیعگی چه با نمک است

با علی های سیدالشُّهدا

پسرانش همه علی هستند

اسدُالله منجلی هستند

علی اکبرش چه غوغاییست

چه قَدَر هیبتش تماشاییست

از علی اصغرش چه گویم، چون

او خودش وقت رزم، زهراییست

علی اوسطش سپهر دعاست

کار وی چون خداش یکتاییست

حضرت زین العابدین است او

با غمی جانگداز عجین است او

او ستم دیده و بلا دیده

کوفه و شام و کربلا دیده

دیده بر نی سر حسین و سپس

خنده ی نیزه دار را دیده

سر بازار دور عمّه ی خود

چقدر چشم بی حیا دیده

دور او حرف ناصواب زدند

لب به پیمانه ی شراب زدند

 

امیر عظیمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و ولادت نسیم آمد این بار از خوش مسیری رسانَد به ما مژده ی دلپذیری خبر خوش خنک کرد کام زمین را بهاری شد این خطّه ی گرمسیری به
دوشنبه 12 خرداد 1393 ساعت 9:28 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت

 

نسیم آمد این بار از خوش مسیری

رسانَد به ما مژده ی دلپذیری

خبر خوش خنک کرد کام زمین را

بهاری شد این خطّه ی گرمسیری

به یک خانه ی ساده کنج مدینه

چه زائرسرایی چه مهمانپذیری

به دامان شهبانویی آسمانی

چنین مادر پاک و روشن ضمیری

به ارباب دلها خدا هدیه داده

چه شمس الضّحایی چه ماه منیری

چه ماهی که دلها همه صید چشمش

ز مژگان خود تا رها کرده تیری

اماما تو خود زینت عابدینی

پناه و امید صغیر و کبیری

کریمی، عزیزی، امیری، بزرگی

امامی، رئوفی، صبوری، بصیری

تو خود خانه ی کعبه را مستجاری

به درگاه ایزد اگر مستجیری

تو عطر اقاقی در این خاکدانی

تو گرمای عرفان در این زمهریری

تو بُغض غریب دعای کمیلی

تو روح بلند دعای مجیری

مقام رفیع تو را غبطه خوردند

همه کهکشانهای این راه شیری

تو دریای صبری، تو موج وقاری

تو علم لدنّی، تو خیر کثیری

تو سبزینه ی برگ شاداب عصمت

تو خود میوه ی بوستان غدیری

دعا را تو یاد ابوحمزه دادی

چه می شد که دست مرا هم بگیری

زبور است آری بر آل محمد

کتاب صحیفه به آن بی نظیری

تو سیراب سرچشمه های دعایی

تو از باده ی سرخ سجاده سیری

معلم تویی؛ از تو آموخت شیعه

ولایت مداری ولایت پذیری

به وقت خطابه بسی سربلنی

به گاه عبادت گهی سر به زیری

جسارت نباشد سؤالی بپرسم

چرا در جوانی بدین مایه پیری

چهل سال گریه تو را پیر کرده

چرا چلّه ی اشک باید بگیری

تویی یادگار غم اهل خیمه

تویی دفتر خاطرات اسیری

تو با دست بسته به همراه زینب

رسالات خون خدا را سفیری

تو تب کردی و صبر کردی و گفتی:

حسینٌ امیری و نعم الامیری

نشد تا که در بزم نامردم شام

سر خویش یک لحظه بالا نگیری

به جالوتیان سنگ داود بودی

خوشا این شجاعت، زهی این دلیری

اماما مدد کن به صحرای محشر

ز ما استغاثه ز تو دستگیری

گدای شمایم که تقدیرم این شد

تو را شاهی و نوکران را فقیری

 

عباس احمدی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نشیب های دل من فراز می خواهد فراز اشک مرا در نماز می خواهد مؤید است به روحُ القُدس قلم اما برای شعر سرودن نیاز می خواهد اگر چه کرده دل من خیا
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:43 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نشیب های دل من فراز می خواهد

فراز اشک مرا در نماز می خواهد

مؤید است به روحُ القُدس قلم اما

برای شعر سرودن نیاز می خواهد

اگر چه کرده دل من خیال پردازی

حقیقت است که عاشق مَجاز می خواهد

برای سفره ی بازش نیامدم اینجا

گدای این در، آغوش باز می خواهد

اگر چه این دو شب از جام کربلا مستم

دلم دوباره شراب حجاز می خواهد


پیاله ای بدهیدم که دم زنم حق را

دوباره زنده کنم قصه ی فرزدق را


نسیم پنجم شعبان ز راه آمده است

صدای پای بهاران ز راه آمده است

ببین بدون پیمبر بدون جبرائیل

دوباره آیه ی قرآن ز راه آمده است

میان بیشه ی شیران هاشمی امشب

غزال عرصه ی ایمان ز راه آمده است

فقط نه اینکه ز راه آمده عزیز عرب

عزیز دختر ایران ز راه آمده است

زنی که در رگ او خون آریایی هاست

که از دیار دلیران ز راه آمده است


شب تولد فرزند شاه دختر ماست

زبان مادری او زبان کشور ماست


کسی که شد ششمین نور سوره ی انسان

کسی که خسته شد از سجده های او شیطان

کسی که هست تجلی پنج تن در او

کسی که شد پدر هشت قبله ی ایمان

کسی که با نفس یک غلام ساده ی او

نفس گرفته زمین مدینه از باران

کسی که موقع انفاق بین سائل ها

ملقّب است دل شب به صاحب انبان

به حق او حجر السودی شهادت داد

که جز به حق علی وا نکرده است دهان


به حیرت است کنار حَجر دو چشم هشام

ز اهتمام خلایق به احترام امام

 

بخوان که ضبط کند آسمان صدایت را

صحیفه پخش کند بعد این نوایت را

برای این که بخوانیم «لا تؤدّبنی»

بخوان برای ابوحمزه ها دعایت را

تو با زبان خدا حرف می زنی آخر

چگونه یاد بگیریم ربنایت را

بیا و بعد دعا روضه هم بخوان آقا

بیا و شرح بده داغ کربلایت را

بیا بگو چه کشیدی تو در چهل منزل

بگو که بست به زنجیر دست و پایت را

بیا بگو چه به روز رقیه آوردند

بگو چگونه کشیدند عمه هایت را


کسی که حرف خدا و کتاب می آورد

کنار یک سر تشنه شراب می آورد
 

شاعر: محسن عرب خالقی

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امشب قشنگترین شب یلدایی خداست جشن تولد گل زهرایی خداست باشد سرشت او ز تجلای نور حق زیباترین تجسم زیبایی خداست تقوا و زهد و معرفت او زبان زد
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:42 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب قشنگترین شب یلدایی خداست

جشن تولد گل زهرایی خداست

باشد سرشت او ز تجلای نور حق

زیباترین تجسم زیبایی خداست

تقوا و زهد و معرفت او زبان زد است

او بهترین نمونه ی شیدایی خداست

وقتی تمام هستی سالار زینب است

معلوم میشود همه دارایی خداست

 

آئینه ی تمام نمای خدا شده

روح دعای ما سر سجاده ها شده


 

ای منتهای غایت ما بی کران تویی

محبوب قلب فاطمه ی مهربان تویی

روزی ما ز دست کریمانه ی شماست

روزی ده تمام زمین وزمان تویی

ای نور چشم حضرت آقای کربلا

بی شک و شبهه دلبر دیوانگان تویی

هم افتخار ماست که فامیل تان شدیم

هم شاهزاده ی همه ایرانیان تویی

 

دلداه ایم و منتظر دلبری تان

یک روز هم بیا وطن مادری تان


رزق تمام عالمیان در دعای تو

ما زنده ایم به برکت یا ربنای تو

روح الامین گدای در خانه ی شماست

از آن سحر که گشته دلش آشنای تو

بر روی گونه ی تو ملک بوسه میزند

دل میبرد تبسمت از عمه های تو

ایل و تبار من همه قربان مقدمت

جان جهان فدای تو و بچه های تو

 

بعد از علی اکبر آقا تو ارشدی

ای دومین علی حسینی خوش آمدی


ای روضه خوان اول کرببلا بخوان

ای غصه دار حضرت خون خدا بخوان

از تشنگی و قحطی آب و عطش بگو

از شدت گرسنگی بچه ها بخوان

از آن غروب روز ده سال شصت و یک

اتش کشیدن حرم و خیمه ها بخوان

از داغ های داغ دل عمه جان مان

هجده سر سواره ی بر نیزه ها بخوان

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

ازپاره پاره پیکر و ان بوریا بخوان

 

ازهرکجابخوان ولی آقای روضه خوان

از کوچه ی یهودی شام بلا نخوان

شاعر: عليرضا خاكساري

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شاه بودي و التماس شدم با دو دست تو در تماس شدم سمت محراب رفتي و ناگاه سجده كردي ، خدا شناس شدم ركعتي شفع خواندي و محو قل اعوذ بربّ ناس شدم آي
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:42 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شاه بودي و التماس شدم

با دو دست تو در تماس شدم

سمت محراب رفتي و ناگاه

سجده كردي ، خدا شناس شدم

ركعتي شفع خواندي و محو

قل اعوذ بربّ ناس شدم

آينه بودي و خدا آمد

مات و مبهوت انعكاس شدم

تو نخواستي كه شك بكنم

با نگاه تو بي حواس شدم

 

چارمين رب الارض ما ! سجاد !

روز ميلاد تو مبارك باد

 

آسمان ها به هم مدد كردند

طالعت را سحر رصد كردند

در زمين پا نهادي اما دير

بس كه اين بين جزر و مد كردند

بعلاوه شدم به عشق شما

صفر بودم مرا عدد كردند

امتحاني گرفته و هر كس

لايق تو نبود ، رد كردند

تو ازل بودي و به دست حسين

تا رسيدي تو را ابد كردند

 

چارمين رب الارض ما ! سجاد !

روز ميلاد تو مبارك باد

 

بي تو محراب ها نماز نداشت

مسجدي درب هاي باز نداشت

سجده ام با تو شد سرافرازي

بي تو اين كار امتياز نداشت

قدسيان زير دين تو رفتند

قبل تو آسمان فراز نداشت

كعبه شد قبله گاه تو ورنه

اين مكعب جواز ناز نداشت

سر و كارش به دوزخ افتاده است

هر كس اينجا تو را نياز نداشت

 

چارمين رب الارض ما ! سجاد !

روز ميلاد تو مبارك باد

 

اي فراز صحيفه هاي سما

روشنايي چشم خون خدا

پيش ما روضه اي نميخواني ؟

از مصيبات دشت كرب و بلا

بين روضه به جان عمه قسم

سمت دروازه هاي شهر نيا

غيرت الله ِ زخم ديده دشت !

تو كجا مردم بدون حيا؟

چشم ها خيره تر شدند ، آري

جاي عباس خالي است اينجا

واي بر حال چشم هاي عدو

كه خجالت نمي كشند از ما

طشت را در خرابه آوردند

از نگاه سه ساله واويلا ...

شاعر : مسعود يوسف پور

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سوي مجنون برسانيد كه ليلايي هست ما شنيديم در اين شهر كه آقائي هست دورِ اين خانه شلوغ است اگر جائي هست دردمنديم و دلي خوش كه مداوائي هست شب ع
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:39 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سوي مجنون برسانيد كه ليلايي هست

ما شنيديم در اين شهر كه آقائي هست

دورِ اين خانه شلوغ است اگر جائي هست

دردمنديم و دلي خوش كه مداوائي هست

شب عيد است بيائيد حنا بگذاريم

سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاريم

  ***

تا پدر چشم به چشمانِ تو احيا دارد

پَرِ گهواره­ ي تو روحِ مسيحا دارد

و حسن خيره به چشمانِ تو نجوا دارد

نوه­ ي حضرت زهراست تماشا دارد

جلوه­ ي تام علي بر تو مباركبادا

سومين نام علي بر تو مباركبادا

***

فطرسي آمده و از تو پري مي خواهد

از تو عيسي نفسِ ناب تري مي خواهد

يوسف از دستِ تو مژگانِ تري مي خواهد

كه غبارِ قدمت رفته گَري مي خواهد

يا كريميم و سرِ جاده­ ي تو شيعه شديم

ما كنارِ پرِ سجاده­ ي تو شيعه شديم

***

عشق وقتي به نهايت به نهايت برسد

تازه شايد كه سرش بر كفِ پايت برسد

چشمِ جبريل اگر سوي عبايت برسد

نه محال است مقامش به گدايت برسد

نه فقط پهنه­ ي افلاك نمك گير تواند

تو از اين كشور و اين خاك نمك گير تواند

***

مثلِ پيراهنِ يوسف كه به كنعان آمد

مثلِ ابري كه سرِ خاك بيابان آمد

صاحب خانه ­ي خود جانبِ ايران آمد

خانه­ي مادريش شاهِ خراسان آمد

خاكِ ما خانه­ ي تو سايه مطلق داري

حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داري

     ***

عشقِ ايرانيِ ما كارِ بنايت با ماست

حوض و فوّاره و ايوانِ طلايت با ماست

طاقِ گلدسته، رواق، آينه هايت با ماست

خادميِ حرم و صحن و سرايت با ماست

طرحِ زيباتري از باغِ جنان مي سازيم

و ضريحِ نويي با فرشچيان مي سازيم

***

مصلحت بود اگر شيرِ خدا مي گشتي

تو علي هستي و شمشيرِ خدا مي گشتي

مست از جلوه­ي تكبيرِ خدا مي گشتي

تكسوارِ عرب و شيرِ خدا مي گشتي

بازوي هاشميت تيغ اگر بر مي داشت

كربلا زيرِ قدم هات تَرَك بر مي داشت

***

رخصتت بود اگر يك تنه لشكر بودي

ميمنه، ميسره بودي و مكرّر بودي

اي امام ابنِ امام از همه بهتر بودي

رخصتت بود اگر حضرتِ حيدر بودي

كربلا ديد پدر را نفست ياري كرد

وه كه با نامِ تو عباس  علمداري كرد

  ***

واژه ات خطبه شد و تيغِ علي وار آورد

خطبه ات شورِ علي در دلِ پيكار آورد

چه بلائي به سرِ كاخِ ستمكار آورد

شيعه را با شب و شمشير و دعا با آورد

با تو در شام عجب معركه بر پا شده است

كه دعا گوي شما زينبِ كبري شده است

شاعر: حسن لطفي

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مهر قبولی دعا میگیرم امشب بال و پر پرواز را میگیرم امشب عالم به دستان علی بن الحسین است اذن بقیع و کربلا میگیرم امشب عليرضا خاكساري
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:38 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مهر قبولی دعا میگیرم امشب

بال و پر پرواز را میگیرم امشب

عالم به دستان علی بن الحسین است

اذن بقیع و کربلا میگیرم امشب

عليرضا خاكساري

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هم یار آشنای منی زین العابدین هم زینت دعای منی زین العابدین سجاده را به عشق شما پهن میکنم تو ذکر سجده های منی زین العابدین عليرضا خاكساري
یکشنبه 11 خرداد 1393 ساعت 9:36 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هم یار آشنای منی زین العابدین 

هم زینت دعای منی زین العابدین

سجاده را به عشق شما پهن میکنم

تو ذکر سجده های منی زین العابدین

عليرضا خاكساري

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سه دسته گل هنگـامِ عظای خـالـقِ لـم یزلیست / الــطافِ الهـی آشکارا و جلیست میلاد سه دسته گلِ زهرا و علی / سجّاد و ابالفضل و حسین اِبنِ علیست دل
شنبه 10 خرداد 1393 ساعت 19:48 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سه دسته گل
هنگـامِ عظای خـالـقِ لـم یزلیست / الــطافِ الهـی آشکارا و جلیست
میلاد سه دسته گلِ زهرا و علی / سجّاد و ابالفضل و حسین اِبنِ علیست


دل بی محن
این نغمه ی مرد و زن،به هرانجمن است / آمد به جهان،حسین و دل بی مَحَن است
شادنـد نبـی و علـی و زهرا زیـرا / میـلادِ بـرادرِ عـزیـزِ حسن است


اذان حرم
عمریست دخیل عَلمِ عبّا سم / مُشتاق اذان حرمِ عبّا سم
با دست تهی آمده ام اُمِّ بنین / مُحتاج عطا و کرمِ عبّا سم
دام دل


از روز ازل ، بـه دام دل اُفتـادم / مستـانه نـوای عاشقی سر دادم
طوق است به گردن و به گوشم حلقه / من بنده ی عشق حضرت سجّادم

 


حمید رضا گلرخی

 

با تشکر از شاعر گرامی بخاطر ارسال این شعر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اعیاد شعبانیه دریای دُر از دلِ صدف می آید تبریکِ سه نور ، با شعف می آید خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند عطرِ صلوات از نجف می آید *** شعبان مَ
شنبه 10 خرداد 1393 ساعت 13:0 | بازدید : 147 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اعیاد شعبانیه

 

دریای دُر از دلِ صدف می آید

تبریکِ سه نور ، با شعف می آید

خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند

عطرِ صلوات از نجف می آید

***

شعبان مَه با صفای خاتم باشد

میلاد سه آزادۀ عالم باشد

نذر قدم حسین و عباس و علی

ذکر صلواتِ ما دمادم باشد

 

محمود ژولیده

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شعر مدح امام سجاد (ع) _ رضا دین پرور مستم از جام، مستم از باده سر خوشی کار، دست من داده نام من ع
شنبه 25 خرداد 1392 ساعت 14:10 | بازدید : 77 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مستم از جام، مستم از باده

سر خوشی کار، دست من داده

نام من عبد ، عبد ثارالله

کنیه ام عاشق جنون زاده

زده ام سوز سینه ام را بر

نفس زائران دلداده

میروم تا به نا کجاهایِ

پیچ و خم دارِ ساکت جاده

رو به قبله نشسته ام بزنم

پرسه ای حول مهر سجاده

سر  مستی ، سر جنون دارم

گر زنندم  هزار قلاده

حوری ام یا نوادهء آدم

آشنایم گدای سجادم

بنگر سینهء خراب مرا

لب به لب جامی از شراب مرا

راهیان غیور میخانه

در لبت دیده اند عذاب مرا

لبتان را به خنده خواهم دید

یا که چشمت دهد جواب مرا

آخرین توبه ترک غیر تو بود

بنویسم اولین  ثواب مرا

هوس روی تو به هم زده است

مستی پلک چشم خواب مرا

کاسه کاسه ملائکه بردند

عطش لحظه های ناب مرا

لب خود را به نی گره دادم

آشنایم گدای سجادم

بالی ز جنس آسمان دارم

ابرم و بر بهشت می بارم

تا هو لهوست وردِ لبهایم

دستِ حق میشود نگهدارم

تا که او هست بی خیال همه

تا دوا هست من که بیمارم

نان اگر که به نرخ روز کسی

غیر او هست میشود عارم

چشم طناز و مست و مخمورش

ناز اگر می کند خریدارم

ز سر کوی او دل من را

نرهانید چون گرفتارم

خود او خواست بعدا" افتادم

آشنایم گدای سجادم

حضرت سجده های طولانی

السلام ای نبوغ عرفانی

السلام ای عبودیت در وحی

سر مکنون، بلوغ قرآنی

خطبه های رسای تو کرده

در صحیفه، عجیب طوفانی

خط به خطِ دعای دستت هست

باده ای از شراب روحانی

من دخیلت شدم جلوس کنید

در شبستان چشم بارانی

میرسم عاقبت به کوی تو در

کوچه پس کوچه های حیرانی

داده اند این مدیحه را یادم

آشنایم گدای سجادم

ای ضریحِ لبت ضریحِ حسین

خنده ات خندهء ملیح حسین

ذوالفقار دعای تو بران

منطقت منطق صریح حسین

اشتباهت گرفته ام با نور

اصلا" عیسایی و مسیح حسین

اذن از تو گرفته بنویسد

قلمم واژهء صحیح حسین

گر شود تنگ قافیه بر من

التماست کنم شبیهِ حسین

جان فدای تو که میان بلا

زنده بودی ولی ذبیح حسین

مادرم گفت: تا مرا زادم

آشنایم گدای سجادم

تشنگی اعتکافِ لبهایت

شعله ها در طوافِ لبهایت

هر چه دشنام و طعنهء دشمن

آمده در مطافِ لبهایت

حکمتش چیست در نیامده است

تیغ ها از غلافِ لبهایت

بوسه میزد غروب عاشورا

آفتاب از شکافِ لبهایت

مثل قالیِ نخ نما شده بود

رشته رشته کلافِ لبهایت

بوسه از حنجر پدر شده بود

آرزوی معافِ لبهایت

شده آهی که مانده بر جگرت

سند انعطاف لبهایت

از غم تو ز پای افتادم

آشنایم گدای سجادم

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-مدح و مصیبت ای دعـا گشتـه دعـا بـا نفـس روح‌ فزایت وی اجـابت زده هنگـام دعـا بوسه
شنبه 25 خرداد 1392 ساعت 14:6 | بازدید : 89 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-مدح و مصیبت

 

 

ای دعـا گشتـه دعـا بـا نفـس روح‌ فزایت

وی اجـابت زده هنگـام دعـا بوسه به پایت

چشم اربـاب کـرم از همه ‌سو باز به دستت

دست اربـاب دعـا بستـه بـه دامـان ولایت

عاشق خُلق نکویت همه جا دوست و دشمن

دشمن و دوست کند از دل و جان مدح و ثنایت

کثـرت خلـق الهـی همـه از یمـن وجودت

وسعت مـلک خداونـد بود صحن و سرایت

مصحف تو که زبـور و صحف آل رسول است

وحـی‌ مُنزَل بُـوَد ای روح مناجـات، دعایت

تـو گـل سرسبـد گلشـن کشتـی نجــاتی

رخ گـل انداختــه از بوسـۀ مصباح هدایت

گــره از کـار فـروبستــۀ عالم تـو گشایی

گر چه بسته است به زنجیر، ید عقده‌گشایت

ملک و جن و بشر، ارض و سما گوش، سراپا

تا دل شب شنوند از لب جان‌بخش، صدایت

حلقـۀ سلسله‌ها یکســره در حلقۀ ذکرت

به فلک مـی‌رسد از حلقـۀ زنجیـر، ثنایت

گل لبخند تو بر سنگ لب بام، عجیب است

با وجودی که کند سنگ عدو گریه برایت

تو پیـام‌آور خــون گلـوی خـون خـدایی

بـوده در کرب‌و‌‌بلا مقتل خون غار حرایت

هیجده داغ بـه دل داشتـی و باز شکفتی

ای زده صبر و رضا خنده به لبخنـد رضایت

جای تو همچو خداوند بـود در دل مؤمن

ظاهراً دید عـدو گوشۀ ویران شده جایت

می‌دمـد از نفس روح‌فـزا بــوی حسینت

می‌زند مـوج ز فریـاد درون خون خدایت

نسل‌هـا یکسره چشم‌اند به دیـدار جمالت

نسل‌هـا یکسره گوش‌اند بـه آوای رسایت

سعی تـو بــوده ره قـرب الــی‌ الله تعالی

کربلا مـروه شـده، شـام بلا بـود صفایت

به پدر حکم شهادت به تو فرمان اسارت

بـا حسین‌بن‌علـی بـود یکـی جام بلایت

با وجودی که دو بازوی تو در سلسله بسته

 بـود از چـار طـرف دیدۀ سائل به عطایت

بستـه درهای جهان بر تو و پشتِ درِ بسته

ملک و جن و بشـر، یکسره هستند گدایت

این عجب نیست که چون پای به محراب‌گذاری

ذات معبـود دهــد سیــد عبــاد، نـدایت

نه عجب گر ملک العرش کند سرمۀ چشمش

آن غبـاری کـه ز صحـرا بنشیند به ردایت

«میثم» و سایۀ لطف تـو و فـردای قیامت

ای پنـاه همـه در روز جــزا ظـل همایت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-ولادت امشب رواق دیده را آذین ببندید همراه اشک شوق خود چون گل بخندید امشب فروغ آسمان
شنبه 25 خرداد 1392 ساعت 13:59 | بازدید : 49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-ولادت

 

امشب رواق دیده را آذین ببندید

همراه اشک شوق خود چون گل بخندید

امشب فروغ آسمان ها را ببینید

نور چراغ کهکشان ها را ببینید

امشب سپهر زهد و تقوا ماهتابی ست

چون روز در شب آسمان ها آفتابی ست

امشب که اشک چشم من آئینه بسته

با ذوق، اشک شوق در چشمم نشسته

با اشک، شوق خویش را ابراز کردم

بر آسمان چشم دلم را باز کردم

دیدم تمام عرشیان را در سماوات

دارند بر درگاه لطف حق مناجات

جبریل می گوید که نور نور آمد

شیدائی آمد عشق آمد شور آمد

امشب مریدان شام میلاد مراد است

امشب دل آل رسول الله شاد است

ای دل حسین بن علی فرزند دارد

زین غنچه ی زیبا به لب لبخند دارد

ای اهل عالم زینت عباد آمد

من فاش گویم سید سجاد آمد

سجاده از او رنگ و بویی تازه دارد

اخلاص و تقوا آبرویی تازه دارد

وقت ولادت هم پر از شور نماز است

رخساره ی نورانیش نور نماز است

پیچیده در هفت آسمان راز و نیازش

پُل بسته تا عرش برین روح نمازش

عشق و محبت با دل او همنشین است

او مظهر تقوا و زین العابدین است

در هر دلی بذر ولایش ریشه دارد

آن دل برای حشر خود اندیشه دارد

مهرش کلید باغ فردوس خدا شد

هر کس ز مهرش شد جدا از حق جدا شد

آن کس که گردد ذره ی این مهر پر نور

روز جزا هم با همان نور است محشور

هر کس دلش پر می زند در صحن سینه

پروانه ی پرواز دارد تا مدینه

بر ما «وفائی» می رسد بوی مدینه

ای کاش ما را خواند او سوی مدینه

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام سجاد(ع)-ولادت و مصیبت روز میلادتان چه روزی بود در مدینه هوا بهاری بود برق می زد نگاهتان از
چهارشنبه 22 خرداد 1392 ساعت 19:15 | بازدید : 67 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام سجاد(ع)-ولادت و مصیبت

 

روز میلادتان چه روزی بود

در مدینه هوا بهاری بود

برق می زد نگاهتان از عشق

وقت یک عکس یادگاری بود

 

 روز میلادتان چه روزی بود

چشم عالم به دستِ آقا بود

سر تبریک گفتنِ به حسین

بین خورشید و ماه دعوا بود

 

 روز میلادتان خدا خندید

 فتبارک دوباره نازل شد

حضرت حق برای شیعه ی تو

امتیازات ویژه قائل شد

 

روز میلادتان زُحل پا شد

غسل در آب حوضِ کوثر کرد

شاد باشش به آسمانی ها

گوش آل امیه را کر کرد

 

روز میلادتان نسیم آمد

غنچه ها را یکی یکی وا کرد

خنده های تو بس که شیرین بود

هوس شیر و شهدِ خرما کرد

 

ای کلیم مدینه ی نبوی

مرد شب زنده دار سجاده

همه ی عرش تحت سلطه ی توست

حضرت شهریار سجاده

 

آسمان ها به پات افتادند

هر زمانی به سجده افتادی

با زبور صحیفه ات آقا

درس دلداده گی به ما دادی

 

آمد ابلیس شکل یک افعی

نقشه ای شوم را رقم بزند

عددی نیست این فرومایه

که نماز تو را به هم بزند

 

پوزه اش را به خاک مالیدی

مرحبا، آفرین، چه پیکاری!

تا سلاح البکاء به دستت هست

چه نیازی که تیغ برداری

 

خاک نعلین هایتان آقا

سرمه ی چشم حوریان بهشت

اشک های زلال نافله ات

عسلِ چشمه ی روان بهشت

 

بنده گی را به من بیاموزید

نروم سمت لااُبالی ها

کاش می شد بخواهی و بشوم

از ابوحمزه ی ثمالی ها

 

سیدالساجدین دعایی کن

گره ی کور خورده در کارم

غیر از این جا بگو کجا بروم!؟

با امید آمدم، گرفتارم

 

سیدالعابدین نگاهی کن

بی پناهم مرا تو یاری کن

نوکرت کربلا نرفته هنوز!

تا نمُردم ز غصه کاری کن

 

کربلا گفتم و... دلت خون شد

یاد گودال و دشنه افتادی

جگرت سوخت از عطش آقا

یاد اطفال تشنه افتادی

 

خنده ی نحس حرمله؛ آقا

شده کابوس هر شبت ای وای!

پیش چشم ترت به یغما رفت

چادر عمه زینبت ای وای!

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزی شعر من امشب دو برابر شده است چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است چون که بانوی کلابیه پسر آورده
چهارشنبه 22 خرداد 1392 ساعت 19:0 | بازدید : 223 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
روزی شعر من امشب دو برابر شده است

چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کلابیه پسر آورده

چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده

هر که از قافله فطرسیان جا مانده

نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد

بعد از این ام بنین، ام اسد خواهد شد

با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد

کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد

 

از در خانه او پا نکشیدم هرگز

چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

 

ماه ذی‌الحجه که عباس به حج عازم شد

همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد

در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت

در حقیقت «لک لبیک برادر» می گفت!

این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت

مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت

علی اکبر به ثنا گویی او می آید:

چقدر منبر کعبه به عمو می آید

خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد

در حقیقت همه را قبله نمای خود کرد

گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد

مسجدی بود که بابای من آبادش کرد

 

از در خانه او پای نکشیدم هرگز

چون حسینی تز از عباس ندیدم هرگز

 

«کاشف الکرب» تویی؛ خنده ارباب تویی

«پدر خاک» علی و «پدر آب» تویی!

روی چشم تو بود جای حسن جای حسین

هست مابین دو ابروی تو بین الحرمین

پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است

و فقط محضر زینب سر تو پایین است

ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد

بنویسید رقیه چه عمویی دارد

صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود

نام تو در دل میدان رجز قاسم بود

زور بازوی علی ریخته در بازویت

ذوالفقاری نبود تیز تر از ابرویت

تیغ چرخانده ای و پیش تو طوفان هیچ است

لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است

وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای

فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!

ای جوان! پیر رهت کیست از آن شاه بگو؟

«أشهد أن علیاً ولی الله» بگو

او علمدار حسین است ببخشید مرا

مدح او کار حسین است ببخشید مرا

شاعر: مجيد تال


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعر ولادت امام سجاد (ع) _ وحید قاسمی روز میلادتان چه روزی بود در مدینه هوا بهاری بود برق می زد ن
چهارشنبه 22 خرداد 1392 ساعت 18:51 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز میلادتان چه روزی بود

در مدینه هوا بهاری بود

برق می زد نگاهتان ازعشق

وقت یک عکس یادگاری بود

***

 روز میلادتان چه روزی بود

چشم عالم به دست ِ آقا بود

سر تبریک گفتن ِ به حسین

بین خورشید و ماه عوا بود

***

 روز میلادتان خدا خندید

 فتبارک دوباره نازل شد

حضرت حق برای شیعه ی تو

امتیازات ویژه قائل شد

***

روز میلادتان زحل پا شد

غسل درآب حوض ِکوثر کرد

شاد باشش به آسمانی ها

گوش آل امیه را کر کرد

***

روز میلادتان نسیم آمد

غنچه ها را یکی یکی وا کرد

خنده های تو بسکه شیرین بود

هوس شیر و شهد ِخرما کرد

***

ای کلیم مدینه ی نبوی

مرد شب زنده دار سجاده

همه ی عرش تحت سلطه ی توست

حضرت شهریار سجاده

***

آسمان ها به پات افتادند

هرزمانی به سجده افتادی

با زبور صحیفه ات آقا

درس دلداده گی به ما دادی

***

 آمد ابلیس شکل یک افعی

نقشه ای شوم را رقم بزند

عددی نیست این فرومایه

که نماز تو را به هم بزند

*** 

پوزه اش را به خاک مالیدی

مرحبا ، آفرین ، چه پیکاری !

تا سلاح البکاء به دستت هست

چه نیازی که تیغ برداری

***

 خاک نعلین هایتان آقا

سرمه ی چشم حوریان بهشت

اشکهای زلال نافله ات

عسل ِچشمه ی روان بهشت

***

 بنده گی را به من بیاموزید

نروم سمت لااُبالی ها

کاش می شد بخواهی و بشوم

از ابوحمزه ی ثمالی ها

***

 سیدالساجدین دعایی کن

گره ی کور خورده در کارم

غیراز اینجا بگو کجا بروم!؟

با امید آمدم، گرفتارم

***

 سیدالعابدین نگاهی کن

بی پناهم مرا تو یاری کن

نوکرت کربلا نرفته هنوز!

تا نمُردم زغصه کاری کن

***

 کربلا گفتم و...دلت خون شد

یاد گودال ودشنه افتادی

جگرت سوخت از عطش آقا

یاد اطفال تشنه افتادی

***

 خنده ی نحس حرمله؛ آقا

شده کابوس هر شبت ای وای

پیش چشم ترت به یغما رفت

چادر عمه زینبت ای وای

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعر مدح حضرات حسین (ع) سجاد (ع) ابوالفضل العباس (ع) _ حسین قربانچه لطف و احسان و کرم ممتد که باشد
چهارشنبه 22 خرداد 1392 ساعت 18:50 | بازدید : 79 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 لطف و احسان و کرم ممتد که باشد بهتر است

شعله های عشق بیش از حد که باشد بهتر است

کفترانِ مست روی منحنی سر می خورند

پس به  روی خانه ها گنبد که باشد بهتر است

چهارده قرن است مست بچه هایِ حیدریم

میکده داری جد اندر جد که باشد بهتر است

دین اگر معنا و مفهومش ولایِ مرتضی است

بانیِ دین مبین احمد که باشد بهتر است

هر حیاط از این حرم، یک حوض دارد کوثری

پس بهشت ما همان مشهد که باشد بهتر است

لیلة المحیا نجف قسمت نشد مشهد که شد

روح از اینجا تا نجف پرواز دارد خود به خود

کاش جان را کمتر از اینها تلف می ساختند

جای خون در رگ رگ قلبم صدف می ساختند

خاکم اما خاک مرغوب کف پای علی

رسّ ما را در حرم، کاشی کف می ساختند

من مسلمان نگاه حیدرم شایسته بود

کعبه را همرنگ ایوان نجف می ساختند

عالم ذر شیعه با این شیوه می شد انتخاب

غمزه میفرمود علی، از کشته صف می ساختند

در کفم چیزی نمی بینم خریدارش شوم

کاش در دستم کلافی از کنف  می ساختند

سائل دست علی مرتضایم راضیم

معتکف در گوشۀ صحن رضایم راضیم

دین به نامِ احمد است اما تجلی حیدر است

زهد و تقوا و تبری و تولی حیدر است

یک پرِ کاهم اگر محشر شود کوه عمل

حداکثر ساز این حداقلی حیدر است

پشتِ اوادنی اگر باشد کسی پیش خدا

مدعیِ اول این هم محلی حیدر است

هر زمان که مصطفی اندوه قلبش را گرفت

دید دردِ سینه را تنها تسلی حیدر است

هفت شهر عرش را احمدنگاهی کرد و گفت:

حق والانصاف اینجا  هم تجلی حیدر است

هرکه از روز ازل مِی  خورده از جام علی 

میکند پرواز  رویِ عرش ، با نام علی

آنکه بین آسمانها میل هفتم می کند

خاصّان را یهتدی سویِ هداکم می کند

از بیابان عدم رد میشدم دیدم علی

آب و گِل دستش گرفته کشت گندم می کند

احمد مختار میفهمد علی را ، خضر هم

زیر بار این تجلی دست و پا گم می کند

این رسالت روی دوش آن رسولی هست که

بیش تر از حد خودش را خرج مردم می کند

دردها را،غصه ها را، رنج ها را، یک به یک

مصطفی با مرتضی، امشب تفاهم می کند

ای بزرگ خاندان آب، ای عالیجناب

ما همه سلمان محضیم و خراب بوتراب

هر که امشب محرم سِر شد خدایی می شود

نوکر مخلص از امشب کربلایی می شود

کعبه با اهل و عیالش میرود سوی عراق

نیمۀ شب در مدینه جابجایی می شود

بوسۀ  ام البنین بر دستِ زینب می خورد

بوسه ای که ابتدایِ این جدایی می شود

بانگ جبریل است که پیچیده بین آسمان

کیست که در راه مولایش فدایی می شود

لحظۀ سخت سفر از پیش مادر میرسد

در کنار قبر او حال و هوایی می شود

مهربان مادر زمان رفتن من آمده

پیش من باش آن زمانی را که دشمن آمده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گفتم حسين و ميل پريدن شروع شد در سينه ام،دوباره، تپيدن شروع شد واژه به حد وصف تو شرمنده ام كه نيس
دوشنبه 20 خرداد 1392 ساعت 11:17 | بازدید : 51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

گفتم حسين و ميل پريدن شروع شد

در سينه ام،دوباره، تپيدن شروع شد

واژه به حد وصف تو شرمنده ام كه نيست

اما تو خواستي و دميدن شروع شد

از التقاط موج دو دريا كنار هم 1

مرجان ظهور كرد و رسيدن شروع شد

پاداش افريدنتان را خدا گرفت

خنديد فاطمه و خريدن شروع شد

حالا علي كنار تو احساس مي كند

زيبا ترين بهانه ديدن شروع شد

اي دلنواز،عشق من اي دلرباترين

تا امدي تو ناز كشيدن شروع شد

تا بال هاي زخمي فطرس به پات خورد

بعد از هزار سال پريدن شروع شد

 

با تو خدا براي من از نو نوشته شد

خاك من از اضافه خاكت سرشته شد

 

هستي مشابهت كسِ ديگر نداشته است

مانند چشم هاي تو دلبر نداشته است

انگشت در دهان تو دارد نبي چرا

يعني خدا كه دايه بهتر نداشته است

وقتِ حسينُ منيِ پيغمبر است تا

باور شود حسين برابر نداشته است

جبريل معتكف شده بر گاهواره ات

تا خنده ات نديده سرش بر نداشته است

از يك كلام ختم به صد ها كلام كه...

اقا، كسي شبيه تو مادر نداشته است

هر روز ابِ خوردني ات سلسبيل بود

در خانه فاطمه غمِ كوثر نداشته است

 

تا تربت تو هست طبيب و دوا چرا

تا كربلاست حاجت قبله نما چرا

 

عاشق كه ميشوم به خدا از شما شوم

زير سر شماست اگر مبتلا شوم

هر روز در هواي شما بال ميزنم

پايين پاي روضه تان تا رها شوم

حتمآ اسير در چه كنم ميشوم حسين

وقتي به قدر يك نفس از تو جدا شوم

من بي نگات، لحظه به لحظه جهنمم

يك ثانيه بدون تو بايد قضا شوم

كم كم صدام در نفست پير ميشود

شايد كه مستجاب به ياليتنا شوم

بي تو بهشت جاذبه كوچكي نداشت

اصلآ خدا نخواسته بي كربلا شوم

 

حالا كه شعر مي كشدت سمت كربلا

دنبال ضجه هاي حروف دلم بيا

 

اي بوي سيب شهر سحر هاي فاطمه

سجاده بهشتيِ دنياي فاطمه

اي بالش سرت شده بال فرشته ها

ارام ميشوي تو به لالاي فاطمه

وقتي شما نيامده گفتي انالغريب

ديگر چه امده سر رؤياي فاطمه

روزي كه رنگ سرخي پيراهنت نشست

يك گوشه زير گردنتان جاي فاطمه 2

تا ديد رنگ چهره مادر غروب كرد

حتي گرفت گريه باباي فاطمه

تا سوره مقطعه تفسير مي شوي

يك نينوا شود همه ناي فاطمه

 

عيد و عزا به شعر من اصلآ نيامده

تا روضه هست جشن گرفتن نيامده

 

شاعر كه شعر را به جلوتر كشيد و بعد...

پنجاه و چند سال گذشت و رسيد و بعد...

از محتشم به منبر سبز رسول تا

:اين كشته فتاده به هامون:شنيد و بعد...

حالا غروب زخمي روز دهم شد و

دامن كشان كه خواهرتان مي دويد و بعد...

مي ديد هر چه نيزه و شمشير و سنگ بود

گويا به سمت چشم شما مي پريد و بعد...

او مي دويد و كاش نمي ديد صحنه را

:الشمر جالسَُ:به روي سينه ديد و بعد...

با ضربه هاي پشت سر هم ز پشت سر

پيش نگاه فاطمه سر را بريد و بعد...

پيش نگاه حيرت زينب مقابلش

خون گلوت را سرِ نيزه چشيد و بعد...

 

بس كن كه سنگ اب شد از روضه هاي تو

دارد چكيده مي شود اشك خداي تو

شاعر : حسن کردی

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعر مدح و ميلادامام سجاد ع سیمای سجده چهرۀ گویا بما نداشت دست دعا تجسّمِ یک عمر را نداشت وقتی ام
دوشنبه 20 خرداد 1392 ساعت 11:15 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سیمای سجده چهرۀ گویا بما نداشت

دست دعا تجسّمِ یک عمر را نداشت

وقتی امام ما به رکوع و سجود بود

جز با خدا توجّهی آن مقتدا نداشت

خواهر ندیده بود کتاب خدا هنوز

قبل از صحیفه هیچ کتابی دعا نداشت

بالا گرفت بال و پر جبرئیلِ وحی

اما بدون بال دعا اوج را نداشت

باب دعا به دست تو وا شد به روی ما

ور نه خدا به خواهش ما اعتنا نداشت

محکم به آیه های تو شد پایه های دین

قبل از صحیفه درس دعا ارتقا نداشت

حمد و ستایش و صلوات است مطلعش

قرآن صاعدی که به جز ربّنا نداشت

سجاد آمد و دل ما را غدیر کرد

ما را اسیر حضرت نعم الامیر کرد

هر چند سفره سفرۀ جشن ولادت است

اما شنیدن سخن تو سعادت است

آری صحیفۀ تو به ما درس می دهد

اسلام ناب مهد جهاد و شهادت است

درک فرازهای دعایت عنایتی ست

فهم کلام حضرتتان خود عبادت است

گاهی ز مرزبانیِ اسلام و مسلمین

گه صحبت از سیاست و کسب سیادت است

گاهی سخن ز توبه و اخلاص و بندگی

گاهی ز حرص و بخل و ز حِقد و حسادت است

از بعد ماجرای اسارت چرا سکوت؟

این خود شبیه صلح حسن یک رشادت است

وقتی سلاح شیعه سلاح البکاء شد

تولید این سلاح نه یک نحو، عادت است

وقتی امام مفترض الطاعه امر کرد

دیگر  اطاعت از تو مزید ارادت است

ای مقتدا به فعل تو داریم اقتدا

عمری ست خوانده ایم تو را حجت خدا

وقتی که با کریم مناجات می کند

انگار مستقیم ملاقات می کند

با آن مقام عصمت و آن همت بلند

هر روز یاد روز مکافات می کند

با روی باز نزد فقیر و اسیر و پیر

تا مرز جان اجابت حاجات می کند

از هست خویش می گذرد در ره یتیم

محروم را رهین مواسات می کند

مظلوم را به حال خودش وا نمی نهد

با بی کسان هماره مؤاخات می کند

وقت صدور حکم قضاوت برای خلق

از روی عدل امر مساوات می کند

گاهی غلام خانۀ خود را به امر حق

با دست های خویش مجازات می کند

کار زیاد از تن نوکر نمی کشد

حال غلام پیر مراعات می کند

معنا کنیم پس عملو الصالحات را

نیّات را بُروز و ظهور و صفات را

آن رهبری که بعد حسین انقلاب کرد

با اشک دیده ظلمت شب را جواب کرد

ظلمت زدود و شیوۀ روشنگری گرفت

با روضه شام غمکده را آفتاب کرد

با خطبه ای حزین به هنرمندیِ تمام

قلب تمام اهل هنر را کباب کرد

تصویر هر شهید و شه سر بریده را

در روح و جان هر جگر خسته قاب کرد

از عمه گفت از همه گفت از سه ساله گفت

با گریه صحبت از شب شام خراب کرد

وقت عطش سراغ ز سقّا که می گرفت

با آب گفتنش جگر آب، آب کرد

هر گاهواره دید و یا شیر خواره ای

یاد گلوی پارۀ طفل رباب کرد

تیغ علی، خطابه زهرا، غم حسن

خون حسین، اشک علی، فتح باب کرد

حالا تمام خلق گرفتار زینبند

یا زین العابدین! همه غمخوار زینبند 

استادمحمودژوليده

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام سجاد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 3


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان