close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام هادی ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
امام هادی النقی(ع)-مدح وقتی که تمامی ملائک، مولا از حسن تو گویند یکایک، مولا این ذره کجا و آفتابی چ
شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 10:3 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

وقتی که تمامی ملائک، مولا

از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو

«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

 

یوسف رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح نوری درخشید و به عالم روشنا داد هادی شد و ره را نشان بر آشنا داد ظلمت زدود از
شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 10:3 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

نوری درخشید و به عالم روشنا داد

هادی شد و ره را نشان بر آشنا داد

ظلمت زدود از دهر و چندان فیض بخشید

تا بر کویر جانمان آب بقا داد

آیات قرآن را تلاوت کرد و تفسیر

تا سینه ها را جلوه ای از هل اتی داد

حقِّ صراط المستقیم اش را ادا کرد

وقتی که دل را نوری از خیر النسا داد

با آیه های روشن رفتار خوبش

هر دم نشانی از صفای مجتبی داد

هادی همان نور هدایت گستری که

راه هدایت را نشان تا کربلا داد

حقِّ معلم دارد او بر گردن ما

درس زیارت جامعه تعلیم ما داد

با روح دین دلهای ما را آشنا کرد

ما را ز رأفت راه در حصن رضا داد

می بوسم آن دستی که او این دستها را

دست علی ، یعنی به دستان خدا داد

تکرار شد حُبِّ علی تا چارده بار

وقتی که او شرح علیِّ مرتضی داد

شرح غدیر از او به دست ما رسیده

با یک هدایتنامه مشقی از ولا داد

آری هدایتگر به کشتیِّ غدیر است

یعنی خدا سکّان به دست ناخدا داد

دشمن به خوبی از مقامش با خبر بود

او انتشار نهضت خون خدا داد

اصلاً جهادش گوشۀ تبعید گل کرد

وقتی به خیل شیعیان درس وفا داد

درس وفا بر عهد ، در ایام سختی

درس صبوری را به هنگام بلا داد

درس اقامت در مسیر استقامت

درس شجاعت در ره آل عبا داد

درس خشوع و بندگی در محضر حق

درس تواضع با همه مردم به ما داد

شب زنده داری نیز کار هر شبش بود

حقِّ عبادت را به دستان دعا داد

حق یتیمان و فقیران و مساکین

حق ضعیفان را به هر قیمت بها داد

هر سائلی از کوی او حاجت روا شد

حاجت نگفته پاسخ هر بنده را داد

تنها حسن دارایی خود را نبخشید

او نیز هر چه داشت در راه خدا داد

با نا امیدان از در امّید بنشست

بر بی پناهان رو گشاده جاه و جا داد

جود و کرم لطف و عطا  نیکی و احسان

با این فضائل حقِّ دستان عطا داد

حتی ز دشمن روی خود را بر نگرداند

پور علی حق بشر را تا کجا داد

تنها بشر نه ، بلکه حیوانات را هم

دستان پر مهرش نوازش از صفا  داد

این خانواده اصلا از ریشه کریمند

اما بشر حقِّ ذَوِی القُربی کجا داد

حقِّ ذَوِی القُربی نشد هرگز رعایت

با اینکه هر چه داشت آل مصطفی داد

حقِّ خلافت را از اول غصب کردند

مزد رسالت را رذالت برملا داد

از ابتدا تا انتها حق را ربودند

باطل به جای حق نشست و حکمها داد

فرمود با گریه رئیس مذهب ما

دشمن به ما یا تیغ یا زهر جفا داد

گه درد سیلی و سنان و ریسمان بود

گه شرح غربت را ذبیحاً بالقفا داد

اما مهیا باش آقا خواهد آمد

آنکه روایات ظهورش وعده ها داد

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-ولادت سرچشمه فیض حی سرمد آمد آئینۀ نور حُسن احمد آمد تبریک به ثامن الحجج باید گ
شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 10:1 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-ولادت

 

سرچشمه فیض حی سرمد آمد

آئینۀ نور حُسن احمد آمد

تبریک به ثامن الحجج باید گفت

چارم علی آل محمّد آمد

***

گلنغمۀ شادی از منادی آمد

از سوی مدینه بانگ شادی آمد

با آمدن طنین بال جبریل

عطر نفس امام هادی آمد

 

سید هاشم وفائی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بر پایه اصول را بنا باید کرد بر هادی راه اقتدا باید کرد پیش از نجف و قدم به وادی غدیر تعظیم به سوی سام
چهارشنبه 08 مهر 1394 ساعت 9:58 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد
پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد


قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعر مدح حضرت امام هادی ع زدل سرود مدحتت سر عاشقانه می کنم من الازل الی الابد تورا بهانه می کنم اگر
سه شنبه 07 مهر 1394 ساعت 17:59 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر مدح حضرت امام هادی (ع)

 

زدل سرود مدحتت سر عاشقانه می کنم

من الازل الی الابد تورا بهانه می کنم

اگر نوای رب کنم خدای را طلب کنم

 من از هدایت تو سر بر آستانه می کنم

شه دهم تویی ولی چارمین علی تویی

 به نام نامی علی تو را بهانه می کنم

نه ترک ذکر تو کنم نه حد شکر تو کنم

ندای اعتلای تو به هر زمانه می کنم

تویی که بر هدایتت هزار خضر تشنه لب

منم که آب زندگی طلب ز خانه میکنم

مدینه دل مرا ضریح طور کرده ایی

چه سجده ها به مقدم گل سمانه می کنم

بگو به شکر نعمت خدای حی لامکان

سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان

دل رمیده ام به یک نگاه مایل آمده

 به سایه ی حضور تو اسیر و حایل آمده

تو آن یم کرامتی که از خروش بخششت

طمع کنان و سرکشان دلم به ساحل آمده

ز موج خوش نگاهی ات ز موج خیر خواهی ات

به اوج بی سپاهی ات هزار ساءل آمده

دلم گرفته بوی تو نشسته کنج به کوی تو

طلب کند سبوی تو که ساقی دل آمده

به چشمک ستاره ها چه خیره شد نظاره ها

 به یثرب است اشاره ها که ماه کامل آمده

تو ناشر حقیقتی تو مظهر ولایتی

توهادی طریقتی تو کشتی هدایتی

تویی شراب ناب من حساب من کتاب من

شفاعتم به دست تو به حال ما رعایتی

نه وصف توست کار من نه مدح تو شکار من

تو صید وصف داوری ز بس که خوش حکایتی

مرا به خویش بنده کن بیا و مرده زنده کن

 مسیح جان خسته کن ز بی کسان حمایتی

میان حصر دشمنان امید قلب دوستان

 طلایه دار شیعیان امیر با درایتی

به روز غم مرا ببر به سوی خود کشان کشان

سلام ما درود ما به جد صاحب الزمان

 

مجید آقاجانی ( گدای ارباب)

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 25


آسمانیست جلوه های شما روی چشمان ماست جای شما حضرت جبرئیل با بالش طاق نصرت زده برای شما هرکسی که ش
دوشنبه 06 مهر 1394 ساعت 11:2 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 آسمانیست جلوه های شما

روی چشمان ماست جای شما

 

 حضرت جبرئیل با بالش

طاق نصرت زده برای شما

 

هرکسی که شنیده گفته چنین

 بی نظیرست ربنای شما

 

 همه ی برگ های پاییزی

 میشود سبز زیر پای شما

 

 با دو دستان خالی ام دارم

 چشم امید بر عطای شما

 

 و برای  قیامتم  کافیست

 نخی از گوشه ی عبای شما

 

از مسیر خطا برم گرداند

 روشنایی رد پای شما

 

 افتخار تمام ما این است

شده آقای ما -گدای شما

 

شب برای خودش سلیمان است

 زائر  صبح  سامرای شما 

 

 

 عشق ما بر شما ارادی نیست

 

 عشق ما جز امام هادی نیست

 

 

ای صفا بخش انجمن هادی 

رونق یاس و یاسمن هادی 

 

گل خوش عطر و بوی زیبارو

علت رویش  چمن  هادی

 

دهمین نور محض آل الله

پدر  دومین  حسن  هادی

 

در جمال تو منعکس شده است

روشنایی  پنج  تن  هادی

 

در قنوتت فرشته ها بودند

به دو دست تو بوسه زن هادی

 

بی نظیری در انتقاد و کلام

هستی استاد در سخن هادی

 

شیر در پرده را که جان دادی

روح  تازه  بده به من هادی

 

روز محشر در ازدحام بیا

نام ما را صدا بزن هادی

 

همه محتاج یک دعای توایم

حاجت قلب مرد و زن هادی

 

 

واکن از کاروبار ما گره را

 

 تا  ببینیم  ماه  سامره را  

 

 

آستانت همیشه  پا بر جا 

 ابتدایت  همیشه  نا پیدا

 

 ای  علی  چهارم شیعه

 نوه ی  اول  امام رضا

 

 ایها الهادی  ای امام نقی

دهمین حجت ای امام هدی

 

 صاحب اقتدار و شوکت حق

 رهبر و مقتدای مذهب ما

 

 با وجودت همیشه مینازیم

  به  تمام  اهالی  بالا

 

 اعتقادات ما درست شده

 با فرازهایی از دعای شما

 

 جامعه ساز ماست جامعه ات

 نسخه ی رشد روح انسانها

 

 نگذاری به سینه ها داغ

 دیدن  صحن  سامرایت را

 

 درزمانت سه بار شد تخریب

 بارگاه  شریف  کرب و بلا

 

 

 ای  ولی  خدا  زبانم  لال

 تو کجا مجلس شراب کجا؟

 

 

ظرف  غمهای تو لبالب بود

 

اشک تو نذر اشک زینب بود

 

شاعر: محمد حسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باز دلم در هوای حضرت هادی پرزده تا سامرای حضرت هادی می کِـشدم سمت بارگاه رفیعش جذبه ی گنبد طلای حضر
دوشنبه 06 مهر 1394 ساعت 11:2 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باز دلم در هوای حضرت هادی
پرزده تا سامرای حضرت هادی

می کِـشدم سمت بارگاه رفیعش
جذبه ی گنبد طلای حضرت هادی

پر زده ام تا کــه آشیانه بگیــرم
گوشه ی صحن و سرای حضرت هادی

بار سفر بسته از دلم ، غم عالم
در دلِ بیت الــولای حضرت هادی

جامعه را خط به خط،به چشم کشیدم
با نفس دلگشـــای حضرت هادی

بلکه هدایت شوم ، مدام می افتم
ملتمــسانه به پای حضرت هادی

چایی شیرین موکب دم صحن است
داروی دار الشّـــفای حضرت هادی

ناز فروشد اگر به جمله ی شاهان
خبط نکرده ، گدای حضرت هادی

زاده ی إبن الرّضاست،حضرت حق هم
هست رضا، با رضای حضرت هادی

نیمه ی ذی الحجّه می رسد،چه قشنگ است
ذبح شدن ، در مِــنای حضرت هادی

نیمه ی ماه است و بین ماه هویداست
عکــسِ رخ دلــربای حضرت هادی

برده دل از حضرت جواد الائمّـــه
چهره ی چون مرتضای حضرت هادی

ای به فدای لبــش که غنچـه ی بوسـه
کـــاشته بر گونه هایِ حضرت هادی

فاطمــه آورده گـل برای سمــانه
در عــوض رو نــمای حضرت هادی

توی دل مستِ شیعه ، قند شود آب
می شـنود تا صدای حضرت هادی

گرچه زمینش کشیده است در آغوش
مســـند عرش است جای حضرت هادی

کوری چشمان شور خصم،بلند است
قامـت سبـــز لوای حضرت هادی

کاش که “سائل”شبی کنار ضریحش
شعــر بخواند برایِ حضرت هادی

محمّد قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای به عشقت دل از بلا ایمن ای ز مهر تو جان و دل روشن ای که هستی به شهره شهره ی دهر مظهر نور قادر ذوالمن ای که هستی یگانه هادی دین نام تو چون علی خی
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:55 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای به عشقت دل از بلا ایمن
ای ز مهر تو جان و دل روشن
ای که هستی به شهره شهره ی دهر
مظهر نور قادر ذوالمن
ای که هستی یگانه هادی دین
نام تو چون علی خیبر کن
حب تو می رباید از سر هوش
مهر تو می دهد توان برتن
گر بیاید به مکتب درست
بدر اید فرشته اهریمن
مکتب فضل را تویی صاحب
بخشش و جود را تویی معدن
بود از وصف تو قلم عاجز
نطقم از مدح تو بود الکن
محو وصف تو بودم ناگاه
هاتفی داد مژده ای برمن
فرش تا عرش غرق آیین است
شب میلاد هادی دین است


حمید کریمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا امام هادی... ذوق و شوق و طراوت ام با تو رونق شعر هیئت ام با تو هرچه باشد من از تو میگویم سربلندی و عزت ام با تو خواندنی بود خواندنی تر شد خط
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:53 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام هادی...

ذوق و شوق و طراوت ام با تو

رونق شعر هیئت ام با تو

هرچه باشد من از تو میگویم

سربلندی و عزت ام با تو

خواندنی بود خواندنی تر شد

خط به خط حکایت ام با تو

با نگاهت مرا مسلمان کن

کافرم من هدایت ام با تو

رنگ و بوی خدا گرفته به خود

لحظه های عبادت ام با تو

ضامن عاقبت به خیری من

گره خورده سعادت ام با تو

دوم ابن الرضای این عالم

پای میزان ضمانت ام با تو

تا قیامت غلامی ات بامن

در قیامت شفاعت ام با تو

 

رحمة الله واسعه هادی

گل خوشبوی "جامعه" هادی

 

با دعایت دعا رسید به ما

با ولایت بها رسید به ما

از غبار رسیدن ات آقا

مثل امشب دوا رسید به ما

با نگاهت جهان به وجد آمد

از قدومت صفا رسید به ما

شک ندارم کفیل ما هستی

از تو نان و نوا رسید به ما

کرمت نیز روزی ما شد

جود و لطف و عطا رسید به ما

از ازل "مقتدا" رسید به تو

از ازل "اقتدا" رسید به ما

در کنار تو هر چهارشنبه

 " یا رضا یا رضا" رسید به ما

حجت الله ای ولی خدا

تا رسیدی خدا رسید به ما

مانده ام که غلامی در تو

در دوعالم چرا رسید به ما؟؟

شکر حق بین مردم دنیا

نوکری شما رسید به ما

 

در مسیر تو ام خداراشکر

من فقیر تو ام خداراشکر

 

در هوایت مرا هوایی کن

با نگاهت مرا خدایی کن

گره افتاده است در کارم

فارج الهم گره گشایی کن

توکه آقا هوای من داری

تا نخوردم زمین دعایی کن

بدم اما مس وجودم را

با نگاهی بیا طلایی کن

تو نداری که دست کم ز کریم

سائلم- آمدم - عطایی کن

علی بن محمد بن علی(ع)

این دلم را تو مرتضایی کن

روی لطفت حساب وا کردم

روز محشر مرا صدایی کن

همه را برده ای حرم آقا

پس مرا نیز سامرایی کن

بعد از آن هم اگر صلاحم هست

یک شب جمعه کربلایی کن

 

داده ام دل که دلبرم باشی

همه جا سایه ی سرم باشی

 

از تو عالی جناب میگویم

از تو ای مستطاب میگویم

تانفس هست از فضائل تو

بی حساب و کتاب میگویم

وای بر عقل ناقص من که

پیش آب از سراب میگویم

من کجا مدح ناب تان؟؟ اما

هرچه باشد صواب میگویم

از عنایات بی حد تو و از

ستم بی جواب میگوییم

از غم و غصه هایت آقا و

حال و روزی خراب میگویم

از نم دیده های بارانیت

- جگرت شد کباب - میگویم

عذرخواهم اگرکه آقا از

بزم ننگ شراب میگویم

عذرخواهم گریز میزنم و

از سر آفتاب میگویم

از می و تشت و خیزران و لبی

از اسیرو طناب میگویم

 

مست لایعقلی که بد میزد

گاه بر تشت هم لگد میزد

 

علیرضا خاکساری

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا علی النقی... در بارگاه قدس اگر بار میدهند تنها به احترام رخ یار میدهند.. چون در ازاش خون دل و دار میدهند این بار را به میثم و عمار میدهند..
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:52 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی النقی...

در بارگاه قدس اگر بار میدهند

تنها به احترام رخ یار میدهند..

 

چون در ازاش خون دل و دار میدهند

این بار را به میثم و عمار میدهند..

 

ماییم و بیقراری و حال و هوای تو..

 

باید به صفحه ارنی طرح لن کشید

از زیر کام واژه برایت سخن کشید

 

آوازه ی صفات تورا تا قرن کشید

باریست بار عشق که باید به تن کشید

 

شاید به جان دهیم کمی از بهای تو..

 

پیداست در معانی اسمت مقام ها

در کوره ی محبت تو پخته خام ها

 

مشغول طوف گرد تو بیت الحرام ها

در حکم واجب است به تو احترام ها

 

این حرفها کمیست ز مدح و ثنای تو..

 

تاروز حشر دست به دامان تو خلیل

شاگرد درس معرفتت صد چو جبرئیل

 

مدح تورا نوشته"محدث" ازین قبیل

آب وضوی نافله ات آب سلسبیل..

 

در "منتهی" نوشته نشد منتهای تو..

 

ای پوزه مال درگه لطفت درندگان..

افتاده پیش پای تو بر خاک آسمان

 

در ماجرای مجلس ابلیس و دست و نان..

دادی به طرح شیر روی پرده جسم و جان..

 

عالم به حیرت است ازین ماجرای تو..

 

دریا اگر به قلّت جو لطف میکند

عادت به جود دارد و او لطف میکند

 

مثل شراب که به سبو لطف میکند

دست شفای تو به عدو لطف میکند..

 

نذری نموده مادر او هم برای تو..

 

در پیش عشق بحث نژاد و عشیره نیست

بی جلوه ی تو روز کم از شام تیره نیست

 

کور آن دو چشم که به مقام تو خیره نیست

این جامعه بدون حضورت کبیره نیست..

 

آموختیم معرفت از حرفهای تو..

 

گرچه گرفت شهر قراری که داشتی..

رنگ خزان ندید بهاری که داشتی

 

چون جود بود عادت و کاری که داشتی

معروف شد گدای دیاری که داشتی..

 

در سرّ من رای تو هستم گدای تو

 

پای از گلیم چون که فراتر گذاشتم

با التماس قافیه را تر گذاشتم

 

پایین نام قدس تو ساغر گذاشتم

دارم امید پر شدنش گر گذاشتم

 

می میچکد ز نون تو و قاف و یای تو

 

ساکت شدیم دم ز تو خفاش ها زدند

رجاله ها به نام تو سنگ جفا زدند

 

نام تو را به طعن و تمسخر صدا زدند..

خاک عزا به فرق سر ما سوا زدند..

 

مارا ببخش چون که نماندیم پای تو..

 

دارم نگاه میکنم این اتفاق را..

آشفتگی حق و هجوم نفاق را

 

این گنبد نداشته ی بی چراغ را

این صحن خالی تو و این درد و داغ را

 

عالم فدای بغض دل بی صدای تو..

 

تبعید سهم خوبترین مرد عالم است

بازین چه شورش است که در عرش ماتم است

 

میپیچد از عطش به خودش قامتش خم است

اوضاع جسم بی رمقش سخت درهم است

 

افتاد از شراره ی این زهر نای تو..

 

وقتی به جان نشست تنت لاله وار شد

زهری که از مصیبت آن دیده تار شد

 

خوردی زمین و صورت تو پرغبار شد

حتی نفس کشیدن تو گه گدار شد

 

صد شکرآمده پسرت در عزای تو..

 

تقدیر چون رقم به غمت خورد و بر عذاب..

لرزید پای عرش زمین خورد آفتاب

 

پیش نگاه اهل و عیال تو با شتاب..

بردند دست بسته تورا مجلس شراب..

 

این لحظه ها رسید دگر کربلای تو..

 

سر داشتی بروی تن اما حسین نه..

صد شکر داشتی بدن اما حسین نه..

هم آب بود هم دهن اما حسین نه..

کردند بر تنت کفن اما حسین نه..

 

 دیگر کسی نبرد عبا و ردای تو..

 

 

سید پوریا هاشمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا هادی آل محمـــد... تمام زاویه ها را کشیده ای قائم آهای سرو قدِ سرترین سرت سالم غزال "اُم ولد"نور چشم های جواد پدر بزرگ شب قدر-حضرت قائم-
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:51 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا هادی آل محمـــد...

تمام زاویه ها را کشیده ای قائم

آهای سرو قدِ سرترین سرت سالم

 

غزال "اُم ولد"نور چشم های جواد

پدر بزرگ شب قدر-حضرت قائم-

 

پدر:غریب پدر:آشنا پدر:مظلوم

پسر:مراد پسر:مجتهد پسر:عالم

 

نشانه های امامت تمام شد وقتی

شکفت کنج لبت خالی از بنی هاشم

 

تو با لباس سپیدی و بالباس سیاه

برای دیدن تو کعبه می شود عازم

 

درست نیمه ی ذی الحجه بعد حج هر سال

تو مَحرمی و حرم می شود تو را مُحرم

 

زیارتی به بلندای جامعه از توست

زیارتی که شب قدر می شود لازم

 

زیارتی که خودش هست "محتشم"پرور

درست کرده به کرّات "اکبر ناظم"

 

دوتا فقط همه ی راز جامعه ست بگو

فقط"بکم فتح الله" فقط "بکم یختم"

 

مهدی رحیمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت به جای باران بارد ز آسمان انجم به مقدم پسر فاطمه امام دهم چه خفته‌ای مه من روز عید آمد قُم به بحر شادی گردیده
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:50 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

به جای باران بارد ز آسمان انجم

به مقدم پسر فاطمه امام دهم

چه خفته‌ای مه من روز عید آمد قُم

به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم

شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن

قلوب شیعه دل صاحب الزمان روشن

عروس فاطمه بر فاطمه پسر زاده

برای شمس ولایت بهین قمر، زاده

و یا که آمنه پیغمبری دگر زاده

و یا که بنت اسد شیر دادگر، زاده

بحق که آینه حسن خالق ازلی است

که بوسه زن به جمالش محمّد ابن علّی است

بر از کبر و ریا تا که کبریا بینی

خودی گذار به یک سوی تا خدا بینی

شکوه آینۀ روی مصطفی بینی

مه جمال دل آرای مرتضی بینی

جمال لَیس کَمِثله هویدا شد

مه امید جواد الائمه پیدا شد

در آسمان ولا ماه بی‌قرین آمد

به صورت بشری صورت آفرین آمد

کز آفتاب بر ن ماه آفرین آمد

ولّی حق دهمین پیشوای دین آمد

امین وحی ز سوی خدا در این میلاد

پیام تبریک آورده بر امام جواد

بر از خویشتن و گوش جان خود کن باز

کز آن ولّی خدا گویمت یکی اعجاز

که مرغ روحت از حبس تن کند پرواز

به آسمان حقیقت رسی ز کوی مجاز

ز شرح آن بشناسی امام را، بهتر

وصی حضرت خیرالانام را، بهتر

بگفت با متوکّل زنی از نسل عرب

که یا امیر منم دختر علی، زینب

حسن برادر و زهراست مادرم به نسب

ز آسمان ولایت منم همان کوکب

خلایق از سخن او به حیرت افتادند

که قصّه را به امام دهم خبر دادند

امام آمد و اول نصیحتش فرمود

ولی نداشت نصیحت برای آن زن سود

ولّی حق که بجان و تنش سلام و درود

گشود غنچة لب را بدو چنین فرمود:

که گوشت بدن پاک اهلبیت کرام

بود به حجم خدا بهر هر درنده حرام

براستی اگرت دعوی است در گفتار

بجانب قفس شیرها قدم بگذار

سخن بگوی بآنان نشانشان به کنار

بگفت ای به بزرگیت کرده حق اقرار

اگر به صدق بود گفته‌ات ز من بشنو

بجانب قفس شیرها تو اوّل رو

از این سخن متوکل شد بسی دلشاد

ولی امام که جان جهان فدایش باد

بجانب قفس شیرها قدم بنهاد

چو چشم شیران بر روی حضرتش افتاد

بخاک مقدمش از عجز و لابه افتادند

سرشک ریخته صورت به پاش بنهادند

کنار خویش چو روی امام را دیدند

گل وصال ز گلزار حسن او چیدند

سرشک شوق چو باران ز دیده باریدند

بگرد یوسف زهرا هماره گردیدند

یکی از آنان با حضرتش سخن می‌گفت

ز رنج پیری و احوال ضعف تن می‌گفت

که ای ولی الهی اگر چه من شیرم

ولی ز کثرت سن اوفتاده و پیرم

ز رنج پیری در این قفس زمین گیرم

ز بس گرسنه به سر می‌برم ز جان سیرم

ز شیرهای جوانتر بخواه ای سرور

که وقت خوردن طعمه بمن کنند نظر

امام گفت: بود تا گرسنه این حیوان

به سوی طعمه نیایند شیرهای جوان

قدم نهاد برون از قفس لب خندان

فتاد زن به قدم‌های حضرتش گریان

که ای ولّی خدا شرمگین و منفعلم

نه زینبم منما پیش دیگران خجلم

شنیده‌ام متوکّل که سخت گشت حقیر

تو گوئی از حسد آمد به سینۀ وی تیر

بگفت آن زن بیچاره را کنند اسیر

برند جانب شیران به جرم این تزویر

همه ستاده به حالش نظاره می‌کردند

که شیرها تن او را پاره پاره می‌کردند

اگر که گوشت آل پیغمبر اسلام

به قول حجت حق هست بر درنده حرام

به کربلا ز چه رو گرگهای کوفه و شام

حسین را که بود نور چشم خیرالانام

به ظهر جمعه لب تشنه‌اش فدا کردند

سر مقدّس او را ز تن جدا کردند

شراره زد به دلم یاد وقعة عاشور

تنی که بود سراپاش جمله آیت نور

به موج نیزه و شمشیر و سنگ شد مستور

شکسته شد همه اعضای آن ز سُمّ ستور

برهنه ماند به روی زمین سه روز و سه شب

ندانم آنکه چه بگذشت بر دل زینب

دمی که دختر زهرا به قتلگه رو کرد

نگاه بر بدن پاره پارة او کرد

کشید ناله پریشان ز غصّه گیسو کرد

سرشک ریخت ز چشم و نگه به هر سو کرد

چه دید، دید به گردش به غیر دشمن نیست

چنان گریست که دشمن بر او بلند گریست

به گفت ای بفدای تو مادر و پدرم

چگونه جسم تو صد چاک بر زمین نگرم

ز جای خیز ببین سوی شام رهسپرم

تو خفته‌ای و شده قاتل تو هم سفرم

عزیز فاطمه ما را سوار محمل کن

نگه به اشک من و خنده‌های قاتل کن

 

غلامرضا سازگار

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح در مکتب عشق اوستادی هادی ریحانه ی حضرت جوادی هادی چون نام تو خار چشم دشمن باشد گوییم جهان فدات هادی هادی
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:50 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

در مکتب عشق اوستادی هادی

ریحانه ی حضرت جوادی هادی

چون نام تو خار چشم دشمن باشد

گوییم جهان فدات هادی هادی

 

ولی الله کلامی زنجانی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح در پیروی از عشیره ات شیعه شدم در پرتو حسن سیره ات شیعه شدم هادی قلوب حق طلب ادرکنی یا جامعه ی کبیره ات شیعه شدم *** منظ
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:49 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

در پیروی از عشیره ات شیعه شدم

در پرتو حسن سیره ات شیعه شدم

هادی قلوب حق طلب ادرکنی

یا جامعه ی کبیره ات شیعه شدم

***

منظومه ی معرفت بدان جامعه را

در فکر و دل و جان بنشان جامعه را

گر راه نجات طالبی ، حجت حق

فرمود سه مرتبه : بخوان جامعه را

***

داریم ز دوست ماتم و شادی را

عزّ و شرف و غیرت و آزادی را

صد شکر که جا به دفتر دل دادیم

گلواژه ی عشق حضرت هادی را

 

سید محمد میرهاشمی

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت خوش درخشیدیم در ظل کمال آفتاب ذره ای بودیم و گردیدیم مال آفتاب آمدیم آگه شویم از شرح حال آفتاب وه چه شیرین اس
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:46 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

خوش درخشیدیم در ظل کمال آفتاب

ذره ای بودیم و گردیدیم مال آفتاب

آمدیم آگه شویم از شرح حال آفتاب

وه چه شیرین است صحبت از وصال آفتاب

ما کجا تمثیل روی بی مثال آفتاب

اذن دادند و خریدند و بها دادند باز

ناز کردند و رها کردند و جا دادند باز

ما از اول ریشه خود را ولایت یافتیم

از همان روز ازل راه هدایت یافتیم

ذات خود را بی تمنا در عنایت یافتیم

ابتدا تا انتها را ، تا به غایت یافتیم

راه خود را چارده گونه حکایت یافتیم

خویش را در لابلای این روایت یافتیم

ما اضافات گل آن چارده هادی شدیم

چارده قرن است در هر لحظه امدادی شدیم

چارده انسان کامل را به ما بخشیده اند

چارده قرآن نازل را به بخشیده اند

چارده دریا و ساحل را به ما بخشیده اند

چارده دستان فاضل را به ما بخشیده اند

چارده مولای عادل را به ما بخشیده اند

چارده طی مراحل را به ما بخشیده اند

پس نداریم آرزویی جز صراط المستقیم

زلف ما خورده گره با این کریمان کریم

هر یک از این چارده را رمز و رازی بیشتر

هادی دین را و لیکن دلنوازی بیشتر

دومین ابن الرضا را هست نازی بیشتر

هرکه با لطفش نشیند دلنوازی بیشتر

با دل عاشق کند معشوق بازی بیشتر

هرکه خواهد معرفت او را نیازی بیشتر

مکتب او شیعه را تا حق هدایت می کند

با زیارت نامه تدریس ولایت می کند

در زیارت جامعه ، هر فیض می بارد از اوست

گر زیارات غدیریه صفا دارد از اوست

هرکه دستی بر دعا هر لحظه بردارد از اوست

هرکه احکام خدا را فرض بشمارد از اوست

زائر قبر رضا هر سجده بگذارد از اوست

در دل ما هرکه بذر روضه می کارد از اوست

هر که با هادی است،محبوب المساکین می شود

شیعه هادی است ، هادی المضلین می شود

هادی دلهاست حب حضرت ابن الجواد

قبله جانهاست قدّ و قامت ابن الجواد

بر فلک مولاست ذات خلقت ابن الجواد

کاشف غمهاست نور طلعت ابن الجواد

والی والاست ما را طینت ابن الجواد

عالم بالاست ذیل دولت ابن الجواد

اوست فرزند جواد و حضرت نورُ الفواد

هم جواد بنُ الجواد بنُ الجواد بنُ الجواد

نام زیبایش علی ، روی دل آرایش علی

قد رعنایش علی،رخسار یکتایش علی

نقش سیمایش علی ، کُنهِ تولایش علی

خلق والایش علی ، اعلای اسمایش علی

دین و دنیایش علی ، مقصود و عقبایش علی

مهر و امضایش علی ، جنات و مینایش علی

بر محبانش مجیر است و بشیر است و نذیر

رمز میلادش غدیر است و غدیر است و غدیر

چون نظر بر قلب پر از مهر شاگردان کند

نام ابن مهزیارش جلوه هر دوران کند

مرقد عبدالعظیمش فخر بر ایران کند

کربلایی در دل ایران بنا اینسان کند

کارهای سخت را با یک نظر آسان کند

کاش ما را بر قدوم مهدی اش قربان کند

بهر میلادش اگر لبخند بر دلها نشست

عید قربانش صفا ، عید غدیرش مروه است

با وجودی که بُوَد مهدِ معارف محفلش

گاه در تبعید و گاهی کنج زندان منزلش

با اسارت با جسارت آشنا جان و دلش

یاد عمه زینب و آن ناقة بی محملش

چشم او از اشک دریا بود و چهره ساحلش

کربلا را دید ویران ، مثل روز اولش

سامرا ویرانه اما راه دین آباد ماند

نور هادی در دل و طاغوت بی بنیاد ماند

***

محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آسمانيست جلوه هاي شما روي سرهاي ماست جاي شما حضرت جبرئيل با بالش طاق نصرت زده براي شما هركسي كه شنيده گفته چنين بي نظيرست ربناي شما همه
پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت 10:43 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آسمانيست جلوه هاي شما

 روي سرهاي ماست جاي شما

 حضرت جبرئيل با بالش

طاق نصرت زده براي شما

هركسي كه شنيده گفته چنين

 بي نظيرست ربناي شما

 همه ي برگ هاي پاييزي

 ميشود سبز زير پاي شما

 با دو دستان خالي ام دارم

چشم اميد بر عطاي شما

 و براي قيامتم كافيست

 نخي از گوشه ي عباي شما

از مسير خطا برم گرداند

 روشنايي ردپاي شما

 افتخار تمام ما اين است

شده آقاي ما گداي شما

شب براي خودش سليمان است

 زائر صبح سامراي شما

 عشق ما بر شما ارادي نيست

 عشق ما جز امام هادي نيست

آستانت هميشه پا بر جا /ابتدايت هميشه نا پيدا

 اي علي چهارم شيعه

 نوه ي اول امام رضا

 ايها الهادي اي امام نقي

دهمين حجت اي امام هدي

 صاحب اقتدار و شوكت حق

 رهبر و مقتداي مذهب ما

 با وجودت هميشه مي نازيم

به تمام اهالي بالا

 اعتقادات ما درست شده

 با فرازهايي از دعاي شما

 جامعه ساز ماست جامعه ات

 نسخه ي رشد روح انسان ها

 نگذاري به سينه ها داغ

 ديدن صحن سامرايت را

 در زمانت سه بار شد تخريب

 بارگاه شريف كرب وبلا

 اي ولي خدا زبانم لال

 تو كجا مجلس شراب كجا؟

 ظرف غمهاي تو لبالب بود

فكر تو پيش عمه زينب بود

 

شاعر : محمد حسن بیات لو

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات اهل ولا مرحبا فصل سرور آمده سینه سینای دل مرکز طور آمده ساقی توحید با جام طهور آمده جلوه گر از برج غیب آیت نو
چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت 10:16 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

 

اهل ولا مرحبا فصل سرور آمده

سینه سینای دل مرکز طور آمده

ساقی توحید با جام طهور آمده

جلوه گر از برج غیب آیت نور آمده

محو شده باطل و حق به ظهور آمده

که گشته روشن به او چشم و دل خاص و عام

بیا به بستان وحی فیض دگر را ببین

به دست شمس الضحی رشک قمر را ببین

روی ملک را نگر، جن و بشر را ببین

با پدری چون جواد بهین پسر را ببین

علی بخوانش ولی پیامبر را ببین

امام هادی است این هدایتش مستدام

دهُم ولی خدا امام این نه وراق

به علم او پایبند هشت جهان هفت طاق

شش جهت و پنج حس بدو بَرَد اشتیاق

فتد در این چار ام بدون مهرش فراق

اگر دو عالم کند به مهر او اتفاق

به ذات یکتا شود جحیم، دارالسلام

محبّت او بود عنایت واسعه

به امر و نهیش مدام جاذبه و دافعه

ز فیض او شد قوی باصره و سامعه

عنایتی از کفش عناصر اربعه

حکایتی از دمش زیارت جامعه

کز آن هزار آفتاب درخشد از هر کلام

بیا به بیت الولا جمال داور ببین

جمال داور نگر روی پیمبر ببین

کمال خیرالنسا جلال حیدر ببین

کنار ابن الرّضا رضای دیگر ببین

جواد را با گلی بهشت پرور ببین

بهشت از این گل گرفت آبرو و احترام

ابوالحسن کنیه و علی بود نام او

ز حور دل می‌برد کبوتر بام او

پرندگان هوا شیفتة دام او

درندگان زمین اشک فشان رام او

چشمة آب حیات جرعه‌ای از جام او

الا الا تشنگان از او ستانید جام

پناه من کوی او نگاه من سوی اوست

کعبة من سامره قبلة من روی اوست

رشته توحید من سلسلة موی اوست

بهشت در سایة قامت دلجوی اوست

جهان هستی همه پر از هیاهوی اوست

عالم خلقت کند در حرمش ازدحام

به هر کجا ساکنم مرا وطن سامره است

تکلمم روز و شب به هر سخن سامره است

نقل سخن سامره نُقل دهن سامره است

مرا به حجن چه کار؟ بهشت من سامره است

که خاک آن مظهر حیّ زمن سامره است

به صبحگاهش درود به شامگاهش سلام

بر این زمین آسمان دوخته چشم نگاه

بر این زمین آورد ملک ز گردون پناه

از این زمین می‌وزد نور به عرض اله

از این زمین یافت دل به سوی معبود راه

در این زمین خفته‌اند دو آفتاب و دو ماه

نرجس نیکو سرشت حکیمه با دو امام

بگوش عالم رسد ندای این خاندان

دوده آدم شود فدای این خاندان

ناز به شاهان کند گدای این خاندان

خلقت هستی بود برای این خاندان

زبان «میثم» کند ثنای این خاندان

هماره در روز و شب همیشه در صبح و شام

 

غلامرضا سازگار

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح بر لشکر کفر چیره ات باید خواند خورشید به شام تیره ات باید خواند درس ادب و ولایت و تقوا را در جامعه کبیره ات باید خوان
چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت 10:15 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

بر لشکر کفر چیره ات باید خواند

خورشید به شام تیره ات باید خواند

درس ادب و ولایت و  تقوا را

در جامعه کبیره ات باید خواند

 

 

ولی الله کلامی زنجانی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت در دلِ وحی سخن از تب و تاب است هنوز قاب قوسین به چشمان تو قاب است هنوز وصفِ قدوس همان آیۀ وحیٌ یوحی است لطف روح
سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 7:50 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

در دلِ وحی سخن از تب و تاب است هنوز

قاب قوسین به چشمان تو قاب است هنوز

وصفِ قدوس همان آیۀ وحیٌ یوحی است

لطف روح القُدس آئینۀ ناب است هنوز

آنچه در نور نبینند ، دل از خاک تو دید

ورنه این غمزده محکوم حجاب است هنوز

شبِ معراج دل و وصلِ تو انکار نداشت

هرکه منکر شود انگار بخواب است هنوز

زیر بال و پر تو مسکن اهل هنر است

هنر متّقیان فاتح باب است هنوز

بی چراغِ ره تو علم هدایت نشود

طالب معرفتت مست شراب است هنوز

بی عطای تو به کس آب ولایت ندهند

جگر گمشدگان تشنۀ آب است هنوز

چشمۀ آب بقا جز مِی ارشادی نیست

بادۀ عشق به جز معرفة الهادی نیست

وصفَت ای هادیِ دین گرچه مهیّا نشود

سائلت خسته از این دست تمنّا نشود

عارفَت آرزوی جنّت الاعلا نکند

بهتر از خاک رهت جنت مأوا نشود

هنرِ درک حضور تو بهشتی است برین

لیک دیدار شما ختم به اینجا  نشود

شیعه آن است که بی هیچ کم و بیش به عمر

قدمی پیش و پس از راه تو مولا نشود

خُلق تو خُلق عظیم است به احمد سوگند

عاشق از خُلق عظیم تو مبرّا نشود

گفتن مدحِ تو تنها به سخنرانی نیست

بی تأسی به تو این باده مُصفّا نشود

لطفِ لبخندِ ترا بر همه عالم ندهیم

لیک لَعلَت  متبسّم بشود یا نشود!؟

دارم امّید که جز مهر تو امدادی نیست

بادۀ عشق به جز معرفة الهادی نیست

حجّتِ روشنِ حق آیت دادار تویی

معدن رحمت و گنجینۀ اسرار تویی

صاحب عِلم و عَلم، لوح و قلم ، حلم و کَرَم

مهبط وحیِ خدا شاخص ابرار تویی

تو علیّی تو امینی تو رضیّی تو وصی

مکتب فاطمه را گرم نگهدار تویی

تو قیامی تو قعودی تو سلامی تو سجود

قبلۀ کعبه و قدس و حَرمِ یار تویی

هل اَتی سورۀ تو آیه ای از تطهیری

شاخه ای از شجر عصمة الاطهار تویی

من نگویم تو خدایی مَثَلُ الاعلایی

عَبدُهُ المنتخبی قائدُ الانصار تویی

سحرِ نیمۀ ذیحجّه نَه ، هر صبح کمال

معنیِ کاملۀ مشرق الانوار تویی

جز تولّای تو وجد و شعف و شادی نیست

بادۀ عشق به جز معرفة الهادی نیست

هادیا بندگی اَت بهر خدا کار من است

همۀ زندگی اَت الگوی رفتار من است

ای پناه دل غمبار همه غمگینان

در پناه دل تو این دل غمبار من است

هیچکس از سر کوی تو نگردد نومید

بسته بر زُلف تو این قلب گرفتار من است

دشمنان معترفِ نیکیِ رفتار توأند

کِی شبیه تو و رفتار تو رفتار من است

ثَل دوستی اَت [1]عبدالعظیم الحسنی است

من نه آنم که تو تقریر کنی یار من است

اِبنِ سَکّیت[2] فداییِ تو شد امّا من ...

امتحان دادنِ من منکرِ ایثار من است

امر امرِ تو و دل بندۀ تسلیم شماست

یک اشاره بکنی دست تو افسار من است

بی گواهیِّ شما نقطۀ ایجادی نیست

بادۀ عشق به جز معرفة الهادی نیست

این تو بودی که مرا کرب و بلایی کردی

به خدا زندگی ام را تو خدایی کردی

تو خماریِّ مرا دیدی و دادی جامم

در دلم از مِی خود جام بلایم کردی

گر گداییِ تو  و سامره شد قسمت من

این تو بودی که مرا خوب ندایی کردی

چون مرا در بغلِ خویش گرفتی مُحکم

گفتی ای دوست! تو آهنگ جدایی کردی

ساقیِ خُمِّ غدیرم تویی ای باب غدیر

عقده ام را به علی باز گشایی کردی

به محرّم تو هدایت بکنی دل ها را

تو سوی روضه مرا راهنمایی کردی

چون تو تا کرب و بلا خیمه امدادی نیست

بادۀ عشق به جز معرفة الهادی نیست

 

1-خطاب حضرت به عبدالعظیم : انت ولیُّنا حقا

2- ابن سکّیت استاد فرزندان متوکل که در دفاع از امام حسن و امام حسین به شهادت رسید

***

 حاج محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین چراغ و چشم زهرا و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را
سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 7:49 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین

چراغ و چشم زهرا و علیّ مرتضی را بین

ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین

فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین

عروس حضرت زهرا بهار شادی آورده

برای شیعیان امشب امام هادی آورده

دو چشم دل ز هم بگشا که حسن دادگر بینی

در ابناء بشر آیینۀ خیر البشر بینی

در آغوش جواد ابن الرّضا قرص قمر بینی

بیا تا نخل سر سبز ولایت را ثمر بینی

دوباره شیعه را از نور حق دل منجلی آمد

که از سوّم محمّد در جهان چارم ولی آمد

فروغ حسن غیب ذات سبحانه پیدا شد

یگانه لالۀ ریحانه را ریحانه پیدا شد

همه گیرید جان بر کف رخ جانانه پیدا شد

به گرد شمع رویش یک جهان پروانه پیدا شد

زمین، در سینه خورشید خداوندت مبارک باد

جواد ابن الرّضا میلاد فرزندت مبارک باد

موحّد گشته دل با یاد بسم الله ابرویش

زبور، انجیل، قرآن را بخوان در مُصحف رویش

جواد ابن الرّضا چون شاخۀ گل می کند بویش

دل پیغمبران یکسر اسیر طُرّۀ مویش

چه خوانم مهر یا مه یا چراغ انجمش خوانم

همان بهتر که خود ابن الرّضای دوّمش خوانم

به سیرت مظهر واجب به صورت صورت امکان

به رخ و الشّمش و مو و اللّیل و دل عرش استوی الرّحمان

فیوضاتش رسد هم بر ملک پیوسته هم انسان

عبارات و کلام روح افزایش اخ القرآن

به بازار ولایت پوسف زهراست این مولود

یم دو گوهر است و دُرّ نُه دریاست این مولود

علی نام و محمّد صورت است و بوالحسن کنیت

بیانش دُرّ، دلش دریا، کفش باران، دمش رحمت

کلامش نور و مهرش دین و حبّش معنی طاعت

ولیّ خالق منّان امام عالم خلقت

امامت جاودان از او قیامت را امان از او

حقیقت را زبان از او طریقت را نشان از او

به کویش بندگی کن خواهی ار عبد خدا گردی

بخوان اوصاف او تا با پیمبر هم صدا گردی

مبادا لحظه ای در عمر خود از او جدا گردی

بکوش انسان که در خطَّ تولاّیش فدا گردی

بقا خواهی فنا در مکتب سرخ ولایت شو

جمال هادی آل محمّد بین هدایت شو

خرد را آبرو با آبرویش بستگی دارد

وجود عالم هستی به مویش بستگی دارد

حیات جاودان بر آب جویش بستگی دارد

شفای دردها بر خاک کویش بستگی دارد

وجود ما به مهر آن امامی مفتخر گردد

که شیر وحشی از آهو به گردش رام تر گردد

زهی بحری که همچون عسکری در دل گهر دارد

زهی ماهی که از خورشید رویی خوب تر دارد

به پیشانی فروغ حجّت ثانی عشر دارد

به صلب خویش مولانا امام منتظر دارد

سلام ما به ابناء و به آباء گرام او

خوشا آن کس که شد آن هادی عترت امام او

خوشا آنکو کنار تربتش اشک رجا دارد

شرار ناله، سوز سینه، حال التجا دارد

امامی گز نگاهش درد انس و جان دوا گردد

عجب نبود که «میثم» هم از او حاجت روا گردد

بدل حال مناجات و به لب ذکر دعا دارد

خداوندا دلم پیوسته شوق سامرا دارد

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت آن شب مـدینـه غـرق تجلاّی نور بود آیــات نـور در همـه جـا در ظهـور بود گـردون دوبـاره جلـوۀ وادی طور بود هرس
سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 7:48 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

آن شب مـدینـه غـرق تجلاّی نور بود

آیــات نـور در همـه جـا در ظهـور بود

گـردون دوبـاره جلـوۀ وادی طور بود

هرسو فرشتـه ای به فلك در عبـور بود

آئینـه ای ز نور خـدا داشت شهـر نور

گنجینه ای ز صدق و صفا داشت شهر نور

كروبیان به شـوق قدومش صلا زدند

با هر نفس كه در ره صـدق و صفا زدند

دم از فروغ چهرۀ شمس الضحی زدند

گم كـرده گـان راه وفـا را صــدا زدند

گفتند گر نشاط سماوات بی حد است

فصل ظهـور هـادی آل محمّـد است

خیـز و ببین سُــلالۀ خیــرالأنـام را

آئینـــه ای زلال، ز حُسـن تمــام را

در بـر گـرفتـه است امـامی امـام را

دادنــد بـار عــام تمــام عــوام را

دستی برآر  و عیـدی از آن مقتـدا بگیر

از درگـه جــواد جــواز جــزا  بگیر

او جلـوۀ  همیشه بهــار ولایت است

چـارم علی ز آل رسـول عنایت است

خـورشیـد تابناك سپهر هدایت است

الطاف این امام مبین بی نهایت است

ای تشنه كام لب به لب كوثری بزن

ازچشمۀ كـرامت او سـاغــری بزن

آئینــۀ نجـابت گل هـای نور اوست

مشعل فروز سینۀ سینـای نور اوست

فلك نجـات و گـوهر دریای نور اوست

شمس هدایت همه، معنای نور اوست

این انعكاس نور در آئینــۀ خـداست

معنای نور آیۀ والشمس والضحاست

او را خدای عـزّوُجـل بـرگزیده است

بهر بشـر امـام هُــدا آفـریـده است

وقتی دعای جامعه از او رسیـده است

یعنی زلال وحی از آن گل چكیده است

این كوثر همیشه زلالی كه  جاری است

هرگز خزان ندارد و دائم بهاری است

ایمان شكوفه ایست به گلزار جان او

تقوا نشـانـه ایست ز حُسـن بیـان او

اخـلاص چشمه ایست ز چشم روان او

ایثــار آیتـی ایست  ز درد گــران او

قدرش اگر كه نامتنـاهی است این امام

مجموعۀ صفات الهی است این امام

این است آن امـام كه از نور بـاورش

عطرحیات می دهد انفاس اطهـرش

ظلمت شده اسیر همیشـه به محضـرش

شیـران نشستـه اند همـه در برابرش

در پای آن امـام مبین سـر نهاده اند

سر را به خـاكبـوسی دلبـر نهاده اند

اشكی ز شـوق در قـدم او فشانده ام

خود را به آستـانۀ آن  گل کشانده ام

دل را به راه سامرۀ او نشانده ام

من هرچه خواستم از او ستانده ام

ایـن بـارهم كــرامت او راطلب كنم

بار دگـر بـه درگهش عرض ادب كنم

ای واجب السّــلام نثارت سلام من

شیرین شده ز جـام ولای تو كـام من

نامت همیشه مـوج زنـد در كلام من

تـو بـا خبـر ز حـال منی ای امــام من

چشم«وفائی»است به بخشیدن شما

روز حسـاب دست من و دامـن شما

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قسمتم شد که آشنا باشم شامل قدری اعتنا باشم قسمتم شد که پای بگذارم در مسیری که مبتلا باشم آمدم تا کبوترانه شبی جلد ایوان سامرا باشم آمدم تا
سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 7:47 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شامل قدری اعتنا باشم

در مسیری که مبتلا باشم

جلد ایوان سامرا باشم

مثل سلمان من از شما باشم

سامرایی ترین گدایت را

خاک دنیا بهشت آیین شد

دور گهواره ی تو تزئین شد

مَثَلِ خوشه های پروین شد

باز هم سهم ظرف مسکین شد

و دهانم دوباره شیرین شد

پسر حضرت جواد رسید

خوانده ام هل اتی برای تو

صد و ده بار ربّنای تو

خود عرش است سامرای تو

خود شفا یافت از دعای تو

ریخت پس یک قدح برای تو

قصّه ی شام میرسد در یاد

 

 

<p style="text-align: center;" dir="&quot;ltr&quot;" center;"=""> توحید شالچیان

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات حق بده به فرشته ها اینجوری عاشقت باشن همگی غرق سجده و تسبیح خالقت باشن حق بده به خورشید اگه بخواد بگرده د
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:45 | بازدید : 49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

 

حق بده به فرشته ها

اینجوری عاشقت باشن

همگی غرق سجده و

تسبیح خالقت باشن

 

حق بده به خورشید اگه

بخواد بگرده دور تو

خدا تموم عالمو

پروانه کرده دور تو

 

حق بده به مدینه تا

بگیره هی بهونه‌تو

به یاد عطر جای پات

ببوسه خاک خونه‌تو

 

به سامرا هم حق بده

نکشه دست از دامنت

آخه دلش روشن میشه

هر صبح با عطر پیرهنت

 

تا می خونی از جامعه:

«فما اَحلی اسمائکم»

شیرین میشه لبای عشق

از نامت ای ماه دهم

 

مست علی النقیم

عاشق نام هادیم

با این عشیره آشنام

آخه باب الجوادیم

 

برای دستِ خالیا

خوب جاییه این سامره

به رویِ ناامیدیا

بازه همیشه پنجره

 

کبوترم، کو گنبدت؟

عالم فدای غربتت

راحت نمیذارن تو رو

حتی پس از شهادتت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی به هوات تازه کنم نفس، به س
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:44 | بازدید : 65 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

 

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن

بنویس سردر مشق های سیات یا علی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت

شود آبهای جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم

که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی

و سروده ای غزل از زبان خدات یا علی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت

شده اید رب جلی ولی به صفات یا علی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن

و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو

که سلام میدهمت به شوق لقات یا علی النقی

نبود به بودن تو غمم،بخداکه حر جهنمم

که گرفته ام به ولات برگ برات یا علی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم

سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی

 

 

محمد بیابانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت به نام نامی هادی که هادی دلهاست یگانه فاتح دلها امام بی همتاست امام مهر، امام وفا، امام عشق امام رأفت و رحمت
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:43 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

به نام نامی هادی که هادی دلهاست

یگانه فاتح دلها امام بی همتاست

امام مهر، امام وفا، امام عشق

امام رأفت و رحمت امام خوبیهاست

هدایتش همه جا را به زیر سایه بَرَد

امامتش متعالی، زِعامتش یکتاست

معلّم همه ی انبیاست آقایم

که میوه ی دل و دلدار سیّد بَطحاست

علیّ چارم ما، مرتضای دوّم اوست

دهم امام تشیّع حقیقت عظماست

فرشتگان مقرّب مقیم حجره ی او

قسم به روح مقدّس سلاله ی زهراست

نواده ی حسن مجتباست این آقا

سلیل آل نبی، نور چشم آل عباست

علیّ دیگر آل حسین آمده است

که وارث همه ی روضه های عاشوراست

قنوت حضرت سجّاد روی دستانش

امین باقر علم نبی همین آقاست

صراط صادق آل علی طریقه ی اوست

شبیه موسیِ کاظم به وقت درد و بلاست

ستاره ی سحر است و شکوه باغ جواد

دوباره کوثر قرآن دوباره ابنِ رضاست

دوباره جدّ غریبش ابالحسن آمد

طلیعه ی حسن عسگری از او پیداست

پدر بزرگ امام زمان ما یعنی...

برای مهدی دین چاره ساز مشکل هاست

بِچِش حلاوت ذکرش، بخوان به لب هادی

که نام حضرت هادی عجیب روح افزاست

ز آستینِ هنر پرورش ادب ریزد

حیات طیّبه اش چون هزار دانشگاست

هرآنکه طالب دریای معرفت از اوست

کلاس جامعه اش رهگشای اهل ولاست

به علم خویش بداند زبان حیوانات

خدای قادر مطلق به علم او داناست

بهشت مائده ای از ولای عظمایش

شفیع هرچه ولایتمدار با تقواست

گناه شیعه ببخشد خدا به مقدم او

نوید باب غدیر است و آیة العظماست

خدا به شیعه ی او عزّت و کرامت داد

بیا که آینه ی هیبت خدا اینجاست

به عصمتش قسم از او مقام می گیریم

به هیبتش قسم از قهر او عدو رسواست

بیا به محفل و کشکول سائلی بردار

که عیدی قدمش استغاثه ی دلهاست

نگو شمرده شمرده که حاجتت داند

نگفته با خبر از حاجت و غم دلهاست

عزیز فاطمه و ترک سائلان هرگز!

بریز غم که وجودش مفرّح جانهاست

مگر زیارت کرب و بلا نمی خواهی؟

کلید کار بدست دعای این آقاست

نظام عالم هستی از او درست شود

بیا که پرچم صبح فرج از او برپاست

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:42 | بازدید : 43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده

گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده

یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده

چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده

از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده

نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم

کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا

رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی

قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا

هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا

هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا

آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم

از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او

نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او

در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او

دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او

جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او

عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم

چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش

یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش

نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش

قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش

شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش

بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم

باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره

مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره

تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره

سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره

ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره

هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم

ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو

ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو

روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو

نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو

دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو

در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم

تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا

تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا

تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا

تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا

از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا

چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم

من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی

ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی

گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی

علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی

لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی

باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم

تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی

تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی

در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی

بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند

برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی

ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم

ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر

جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری!

جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری

از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری

«میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری

باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم

 

غلامرضا سازگار

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علیِ چهارم بنام نامی هادی که هادی دلهاست یگانه فاتح دلها امام بی همتاست امام مهر، امام وفا، امام عشق امام رأفت و رحمت امام خوبیهاست هدایتش
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:40 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

علیِ چهارم

بنام نامی هادی که هادی دلهاست
یگانه فاتح دلها امام بی همتاست

امام مهر، امام وفا، امام عشق
امام رأفت و رحمت امام خوبیهاست

هدایتش همه جا را به زیر سایه بَرَد
امامتش متعالی، زِعامتش یکتاست

معلّم همه ی انبیاست آقایم
که میوه ی دل و دلدار سیّد بَطحاست

علیّ چارم ما، مرتضای دوّم اوست
دهم امام تشیّع حقیقت عظماست

فرشتگان مقرّب مقیم حجره ی او
قسم به روح مقدّس سلاله ی زهراست

نواده ی حسن مجتباست این آقا
سلیل آل نبی، نور چشم آل عباست

علیّ دیگر آل حسین آمده است
که وارث همه ی روضه های عاشوراست

قنوت حضرت سجّاد روی دستانش
امین باقر علم نبی همین آقاست

صراط صادق آل علی طریقه ی اوست
شبیه موسیِ کاظم به وقت درد و بلاست

ستاره ی سحر است و شکوه باغ جواد
دوباره کوثر قرآن دوباره ابنِ رضاست

دوباره جدّ غریبش ابالحسن آمد
طلیعه ی حسن عسگری از او پیداست

پدر بزرگ امام زمان ما یعنی...
برای مهدی دین چاره ساز مشکل هاست

بِچِش حلاوت ذکرش، بخوان به لب هادی
که نام حضرت هادی عجیب روح افزاست

ز آستینِ هنر پرورش ادب ریزد
حیات طیّبه اش چون هزار دانشگاست

هرآنکه طالب دریای معرفت از اوست
کلاس جامعه اش رهگشای اهل ولاست

به علم خویش بداند زبان حیوانات
خدای قادر مطلق به علم او داناست

بهشت مائده ای از ولای عظمایش
شفیع هرچه ولایتمدار با تقواست

گناه شیعه ببخشد خدا به مقدم او
نوید باب غدیر است و آیة العظماست

خدا به شیعه ی او عزّت و کرامت داد
بیا که آینه ی هیبت خدا اینجاست

به عصمتش قسم از او مقام می گیریم
به هیبتش قسم از قهر او عدو رسواست

بیا به محفل و کشکول سائلی بردار
که عیدی قدمش استغاثه ی دلهاست

نگو شمرده شمرده که حاجتت داند
نگفته با خبر از حاجت و غم دلهاست

عزیز فاطمه و ترک سائلان هرگز!
بریز غم که وجودش مفرّح جانهاست

مگر زیارت کرب و بلا نمی خواهی؟
کلید کار بدست دعای این آقاست

نظام عالم هستی از او درست شود
بیا که پرچم صبح فرج از او برپاست

حاج محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-ولادت امروز پر از سرور و شادی شده ام مشمول عطایای جوادی شده ام صد شکر مسیر من به اینجا افتاد صد شکر که من گدای هادی شده ام
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 21:40 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-ولادت

 

امروز پر از سرور و شادی شده ام

مشمول عطایای جوادی شده ام

صد شکر مسیر من به اینجا افتاد

صد شکر که من گدای هادی شده ام

 

 

 

امام هادی النقی(ع)-ولادت-عید غدیر

 

با هادیِ دین، خدا کند یاد غدیر

آمد علیِ دگر به امداد غدیر

پس یارِ علیِّ اول و آخر کیست؟

مهدی برسد مگر به فریاد غدیر

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار مدح حضرت امام هادی(ع) - سید حمید رضا برقعی یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم از کلامت چه بگویم که چه
شنبه 27 مهر 1392 ساعت 15:7 | بازدید : 99 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار مدح حضرت امام هادی(ع) - سید حمید رضا برقعی

 

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

 

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

 

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

 

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست

خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

 

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسه ی ظرفیت من پر شده است

 

همه ی عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

 

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

 

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

 

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد

شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

 

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

 

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

 

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست

کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

 

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود

یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

 

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم

مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

 

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد

ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

 

پسر حضرت دریا! دل مارا دریاب

ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

 

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن

تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

 

سید حمیدرضا برقعی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نقی مولای صبر نور نامت برده هادی رونق مهتاب را سوز قرآن خواندنت می گیرد از شب خواب را
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 12:17 | بازدید : 51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

      نقی مولای صبر

 

نور نامت برده هادی رونق مهتاب را

سوز قرآن خواندنت می گیرد از شب خواب را

 

آسمان نزدیک نزدیک است و می بیند زمین

معجزات نابی از آن گوهر نایاب را

 

چشم می بندی.شب است و سامرا بی نور و سرد

چشم را بگشای و روشن کن دل سرداب را

 

می شناسی مردمان بی مروت را تو خوب

دیده ای با چشم خود صد جعفر کذاب را

 

بزم خفاشان مجال نام پر نور تو نیست

شیر کُرنش می کند خورشید عالمتاب را

 

یا نقی سلطان مظلومان نقی مولای صبر

بعد ازین با نام تو پر می کنم هر قاب را

 

نغمه مستشارنظامی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آیینۀ چشم می کندم سیر حالتان حیرانم از روایت فعل محالتان مظلومی آن قدر که ندارند اتفاق حتی مورخان
پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 ساعت 6:46 | بازدید : 45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آیینۀ چشم می کندم سیر حالتان

حیرانم از روایت فعل محالتان

مظلومی آن قدر که ندارند اتفاق

حتی مورخان به سر سن و سالتان

از میوه های علم شما سیر می شویم

حتی اگر به ما برسد سیب کالتان

نفرین به ما اگر به تمنای روشنی

بیرون بیاوریم سر از زیر بالتان

ابن الرضای دومی و سجده می کنیم

بر آفتاب مشرقی بی زوالتان

هر کس که سائل کرمت شد کریم شد

کوچک شد آن که پیش تو، عبدالعظیم شد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی سفری کنم و سری زنم به سرات ی
دوشنبه 23 ارديبهشت 1392 ساعت 21:22 | بازدید : 59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح


شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن

بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت

شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم

که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی

و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت

شده اید رب جلی ولی به صفات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن

و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو

که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم

که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را

سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مناجات گرفته گنبد ویرانه چشم زائر را و غرق غربت غم کرده هر مجاور را نشست از ح
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:4 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مناجات

 

گرفته گنبد ویرانه چشم زائر را

و غرق غربت غم کرده هر مجاور را

نشست از حرمت خاک سرد بر سر شهر

گرفت خاک عزا چهره‌ی معابر را

چه قدر کفتر بی خانمان برایت ماند...

قفس شده‌ست زمین، دسته‌ی مهاجر را

دوباره مرثیه شد غصه‌های سنگینت

شکست حرف غمت قامت منابر را

زبان شعر به لکنت رسید در این بیت

غمت گرفت گلوگاه شعر شاعر را

اگر چه حال من و شعر رو به ویرانی‌ست

ولی تحمل کن این دو بیت آخر را

شکستِ قافیه‌هایم فدای گنبد تو

شکسته است غبارِ نبودنش دل را!

و شاعری که تهی دست از مضامین است

نوشته از تو که باشد گدای سامرّا

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها دریاست ولایت و تو کمتر ز کفی شیطان صفتی و بی حیا و شرفی حیف
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:3 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها

 

دریاست ولایت و تو کمتر ز کفی

شیطان صفتی و بی حیا و شرفی

حیف نجف معظم مولا نیست؟!!

شاهین حرامزاده ای، نه نجفی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مناجات طلوع صبح می پرد دو پلک من برای تو دلم عجیب می کند هوای تو، هوای تو ...
یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 ساعت 7:3 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مناجات

 

طلوع صبح می پرد دو پلک من برای تو

دلم عجیب می کند هوای تو، هوای تو ...

و بعد از آن دو چشم من پر از خیال می شود

و چکه چکه می کند به راه آشنای تو

اگر چه تا به حال من ندیده ام رخ تو را

ولی چه ساده می رسد به گوش من صدای تو

فضای خانه ی دلم پر از گلاب می شود

همین که گریه می کنم دوباره پا به پای تو

چه شاعرانه می شود اگر شبی دو چشم من

نگاه خود بیفکند به چشم دلربای تو

سوال بی جواب من پر از نیاز و خواهش است

شود که بوسه ای زنم به خاک سامرای تو؟!

عجیب غصه ای شده نبودنت میان ما

عجیب قصه ای شده دوباره ماجرای تو

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای آفتاب شیعه ! ای مولای خوبی یا حضرت هادی که محبوب قلوبی ای متقی! معصوم! ای ماه مقرب ای روی لب ه
یکشنبه 11 فروردين 1392 ساعت 11:50 | بازدید : 85 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

ای آفتاب شیعه ! ای مولای خوبی
یا حضرت هادی که محبوب قلوبی
ای متقی! معصوم! ای ماه مقرب
ای روی لب هایت همیشه ذکر یا رب
ای منتخب! ای آنکه نور ماه هستی
هادی ِ هر گمگشته ی گمراه هستی
ای یاور دین خدا،حافظ به اسرار
گنجینه ی علم خدا! ای خوب کردار
ای ذکر حق دائم نشسته بر لبانت
پیوسته می چرخد به تسبیح اش زبانت
اجداد تو جمله صداقت پیشه بودند
با بندگی و عشق از یک ریشه بودند
در راه حق،اجداد تو ایثار کردند
خود را فدای دین، فدای یار کردند
آری شما، مردان حق، خزّان علم اید
اهل کرم، اهل وفا، سرحد حلم اید
یعنی خدا دردانه ی افلاکتان کرد
ایمن شدید از فتنه ها و پاکتان کرد
پیغمبران قبل را تصدیق کردید
دین خدا را در زمین تبلیغ کردید
حق با شما و در شما، منکم...الیکم
آیات حق را در شما دیدند مردم
تنها گواهانید در دنیای فانی
ای "چارده" ماه بلند ِ آسمانی
خلق خدا را سوی او ارشاد کردید
ویرانه ی دل را شما آباد کردید
مهر شما یعنی سلامت، دوری از غم
انکارتان یعنی دَرَک...یعنی جهنم
بودید انواری به گرداگرد این عرش
تا آنکه نازل کردتان معبود بر فرش
روشن زمین از برکت نور شما شد
حب شما، سرمنشاء حب خدا شد
فعل شما خیر است،رفتار شما حق
گفتارتان صدق است،آری! صدق مطلق
اینک شهادت می دهم ایمان خود را
در راهتان من می گذارم جان خود را
من با دلم تسلیم تان هستم همیشه
در مکتب تعلیم تان هستم همیشه
جز با شما با هیچ کس پیمان ندارم
گر پا دهد در راهتان سر می گذارم
یا اولیاء الله ! در روز قیامت
من را امیدی هست...امید شفاعت
من را همیشه.. تا ابد... نعم الامیرید
من را شما ، امروز و فردا دست گیرید
باشد که از عشق شما و این محبت
من بازگردم نزدتان هنگام رجعت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مصطفی کارگر امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت ملاک شیعگی ما ولایت هادی‌ست تمام دلخوشی ما محبت هادی‌
چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت 9:24 | بازدید : 64 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

ملاک شیعگی ما ولایت هادی‌ست

تمام دلخوشی ما محبت هادی‌ست

میان جامعه‌ای در گذار ایامیم

که نور جامعه‌اش از روایت هادی‌ست

چه خوب شد که خداوند قادر متعال

نمی ز بحر کریمش ولادت هادی‌ست

چه خوب شد که جهان اعتقاد نو شده‌اش

به سمت واسعه‌ی با کرامت هادی‌ست

به جان این دل عاشق شراره می‌افتد

هرآن زمان سخنی از شهادت هادی‌ست

کبوترانه خیال همیشه حق طلبم

درست گرم قنوت زیارت هادی‌ست

همین که شیعۀ مولا شدم خدا را شکر

نشاط روح به دست هدایت هادی‌ست

پدر به شیوۀ مادر همیشه می‌گوید

دلِ شکسته دخیل ارادت هادی‌ست

سکوت اهل صفا بی‌قرار یک لطف است

تبسمی که به لطف و عنایت هادی‌ست

قلم به عجز نشیند در آستانۀ او

که نثر «جامعه» گویای قامت هادی‌ست

بدون رخصت او واژه‌ها زمین گیرند

همین غزل نفسی از قیامت هادی‌ست

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


يا امام هادي(ع) تمام زاويه ها را كشيده اي قائم آهاي سَروْ قَدِ سروترين، سرت سالم پدر غريب،
چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت 9:19 | بازدید : 65 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

 

ملاک شیعگی ما ولایت هادی‌ست

تمام دلخوشی ما محبت هادی‌ست

میان جامعه‌ای در گذار ایامیم

که نور جامعه‌اش از روایت هادی‌ست

چه خوب شد که خداوند قادر متعال

نمی ز بحر کریمش ولادت هادی‌ست

چه خوب شد که جهان اعتقاد نو شده‌اش

به سمت واسعه‌ی با کرامت هادی‌ست

به جان این دل عاشق شراره می‌افتد

هرآن زمان سخنی از شهادت هادی‌ست

کبوترانه خیال همیشه حق طلبم

درست گرم قنوت زیارت هادی‌ست

همین که شیعۀ مولا شدم خدا را شکر

نشاط روح به دست هدایت هادی‌ست

پدر به شیوۀ مادر همیشه می‌گوید

دلِ شکسته دخیل ارادت هادی‌ست

سکوت اهل صفا بی‌قرار یک لطف است

تبسمی که به لطف و عنایت هادی‌ست

قلم به عجز نشیند در آستانۀ او

که نثر «جامعه» گویای قامت هادی‌ست

بدون رخصت او واژه‌ها زمین گیرند

همین غزل نفسی از قیامت هادی‌ست

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


يا امام هادي(ع) دهيد مژده كه جان جهان رسيد از راه كريم ِ دست وَ دل بازمان رسيد از راه دوباره موس
چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت 9:17 | بازدید : 97 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 يا امام هادي(ع)

دهيد مژده كه جان جهان رسيد از راه

كريم ِ دست وَ دل بازمان رسيد از راه

دوباره موسم شاديِ شيعيان آمد

پدر بزرگ امام زمان رسيد از راه

(عليرضا خاكساري)

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خورشيد پر تلألو هفت آسمان شدي ذي الحجه شهير زمين و زمان شدي با ( اهدنالصراط ) تو شد راه ، مستقيم
سه شنبه 09 آبان 1391 ساعت 9:29 | بازدید : 67 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خورشيد پر تلألو هفت آسمان شدي

ذي الحجه شهير زمين و زمان شدي

با ( اهدنالصراط ) تو شد راه ، مستقيم

وقتي كه حمد خواندي و تفسير آن شدي

تكثير گشته آيه ي اياك نعبدوا

از آن زمان كه هادي اهل جهان شدي

ابن الجواد ! تا كه گدايت شديم ما

مثل پدر كريم شدي ، مهربان شدي

تا سفره هاي دست كريم تو پهن شد

ما ميهمان شديم ، تو هم ميزبان شدي

 

امروز بر دريچه قلبم نزول كن

لطفي كن و مرا به غلامي قبول كن

 

هر وقت شيعه سائل و محتاج مي شود

درياي لطف و جود تو مواج مي شود

دل را به دست غير تو هرگز نمي دهم

از اين قضيه عشق تو انتاج مي شود

پرهاي جبرئيل نگاهم در آتش است

وقتي كه خاك پاي تو معراج مي شود

در امتحان رشته عشق و ولاي تو

هر كس كه زير ده شده اخراج مي شود

تو پادشاه كشور ديني بدون شك

گاها عمامه بر سر تو تاج مي شود

 

امروز بر دريچه قلبم نزول كن

لطفي كن و مرا به غلامي قبول كن

 

امروز آمديم كه عيدي به ما دهيد

يك گوشه ، يك كنار به ما نيز جا دهيد

چشمان ما به دست شما خيره گشته اند

تا كه مجوز سفر سامرا دهيد

از اين چل و دو سال فقط لحظه اي بس است

تا با اشاره اي دل ما را جلا دهيد

از التماس پر شده دستان خاليم

وقتش شده كه تكه نان بر گدا دهيد

گفتند كه بلا سبب قرب مي شود

بي زحمت اي طبيب به ما هم بلا دهيد

 

امروز بر دريچه قلبم نزول كن

لطفي كن و مرا به غلامي قبول كن

شاعر: مسعود يوسف پور

موضوعات مرتبط: ولادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 3


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26343
:: کل نظرات : 2142

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 6
:: تعداد اعضا : 1613

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 612
:: باردید دیروز : 2,844
:: بازدید هفته : 15,860
:: بازدید ماه : 63,055
:: بازدید سال : 63,055
:: بازدید کلی : 8,920,162
لینک دوستان