close
مجتمع فنی تهران
اشعار ولادتها و اعیاد
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
به دنیا آمده اما به دنیا دل نمیبندد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:34 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به دنیا آمده اما به دنیا دل نمیبندد
ببین این کودکِ زیبا چه با اکراه میخندد

اگرچه آمده باید به سمت عشق برگردد
گُلی که بانسیمی هم رُخَش آزرده میگردد

اسیرِ دلخوشی های کمِ دنیا نخواهد شد
یقینأ با وجودِ او علی تنها نخواهد شد

مبادا شعله ی شمعی بگیرد دامنِ او را
مبادا  گرمی آهی بسوزاند تنِ او را

به یُمنِ مَقدَمش حالا شده حالِ پدر عالی
سیاهی نعره خواهد زد شبیه طبلِ توخالی

قسم بر هستی بابا قسم بر سوره ی کوثر
پیمبر دختری دارد ولی مادرتر از مادر

شده او هستی مولا ؛علی هم عشق ناب او
شده او مادرِ آب و علی هم بوتراب او

از این رو عاشقِ بوی دل انگیز نمِ خاکم
ازاین رو مست و مشتاقِ حدیث ناب لولاکم

علی شد فاتح خیبر ؛جهان در کار او مانده
یقینأ پشتِ او زهرا دمادَم چار قُل خوانده

به دنیا آمده اما ندارد حالِ دنیا را
نمیفهمد به جز مولاکسی اوصافِ زهرا را

چه زیبا می شود زهرا دعاگوی علی باشد
و بازوبندِ "یازهرا "به بازوی علی باشد

علیٌ حُبه جُنّهَ قَسیمُ النار و الجَنَه
وَصیُ المُصطَفیٰ حَقّا اِمامَ الاِنسِ وَ الجِنَه


محسن_کاویانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نور زهرا شد و منور شد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:32 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نور زهرا شد و منور شد
شب قدر نبی مقدر شد

نه خدیجه به دامنش آورد
بلکه زهرا خدیجه آور شد

در زمان حیات این خانم
هیجده بار صبح محشر شد

آب در صورت تو خود را شست
بعد در فقه ما مطهر شد

فاطمه در نسیم چون دم زد
نَفَس هر گلی معطر شد

تا که ناموس حق نزول کند
چشم هر پنجره مشجر شد

هیجده سال در فراق او
کل گل های عرش پر پر شد

روز تکمیل خلقت زهرا
خستگی از تن مَلَک در شد

هرکه نزدیک تر به فاطمه بود
رتبه اش پله پله بهتر شد؛

پسر فاطمه حسین شد و
پدر فاطمه پیمبر شد

فاطمه به خودش بلی گفت و
علی از آن به بعد حیدر شد

مصطفی بعد بعثتش اما
فاطمه قبل خویش کوثر شد

کفه ی مرد ها که سنگین گشت
فاطمه جلوه کرد دختر شد

با نبی و علی و اولادش
فاطمه با همه برابر شد

زیر پایش بهشت جاوید است
بعد از این جمله زود مادر شد

مانده ام آفتاب قبل از تو
به کجا سر گذاشت و سر شد

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:31 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز
جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش

 مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن
به قدروسع خود کرده است"معنی"تازه کتمانش

استاد_محمدسهرابی_معنی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


لاله و یاس و یاسمن آمد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:31 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

( تقدیم به مادر سادات)

لاله و یاس و یاسمن آمد
عشق یزدان ذوالمنن آمد
دخترشیربت شکن آمد
به که یار اباالحسن آمد
آریا وقت این سخن آمد
شده میلاد مادرم زهرا

چقدر آسمان صفا دارد
پرتویی از ستاره ها دارد
هر طرف عطر جان فزا دارد
خنده هر عاشق ولا دارد
زیر لب اینچنین نوا دارد  
فاطمه فاطمه گل طاها

آمد آنکه قرار دلها شد
ازقدومش زمانه زیبا شد
طبع این نوکرش شکوفا شد
دلخوشی ها دوباره احیا شد
سالروزفرار غمها شد
زقدوم نگار بی همتا

بهترین خلق دست یزدان است
هم دلیل ست و هم که برهان است
نه فقط کوثرست که قرآن است
هرگدایش چنان سلیمان است
درد داری بیا که درمان است
بس که دارد محبتی والا

جان فدایش که جانفدا باشد
همه هستی مرتضی باشد
ناشر رایت الهدی باشد
معنی شمس والضحی باشد
مادر شاه کربلا باشد
این بود قطره ای از آن دریا

جنت حق سرای این بانو
صد مسیحا گدای این بانو
چون طلا خاک پای این بانو
خیر اولی دعای این بانو  
روی دوشم لوای این بانو
آبرو داده پرچمش بر ما

من کجا مدح این گل گلها
این سراپا شکوه زیورها
تاجدار تمام مادرها
ذکر لبهای اهل منبرها
معجزات همه پیمبرها
بوده یافاطمه و یازهرا

 

رضا_آهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چه دختری که به طوفش منا اجازه گرفته
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:30 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چه دختری که به طوفش منا اجازه گرفته
منا و مروه و حتی صفا اجازه گرفته

چه دختری که برای غم دقایق عمرش
قَدَر نشسته دو زانو، قضا اجازه گرفته

چه دختری که به وقت تنفسش به تواتر
برای لمس دهانش هوا اجازه گرفته

چه دختری که پدر قبل از اینکه آمده باشد
ازاو به رفتن غار حرا اجازه گرفته

چه دختری که پدر در کنار خانه اش از او
چه قدر در زده و بارها اجازه گرفته

علی در اصل زخود خواسته ست حاجت خود را
زهمسرش به خدا هرکجا اجازه گرفته

چه همسری که علی در مقام زهد از اسمش
برای گفتن هر ربنا اجازه گرفته

چه همسری که به هنگام فتح قلعه ی خیبر
نبی جدا، علی از او جدا اجازه گرفته

چه همسری که ز خاک مزار گمشده ی او
به قد کشیدنش ایوانْ طلا اجازه گرفته

چه مادری که حسن درتب کشاکش رزمش
برای صلح از او در خفا اجازه گرفته

چه مادری که از او درکنار کعبه حسینش
برای کوچ به کرب و بلا اجازه گرفته

چه مادری که از او بی گمان امام رضا هم
برای فتح مقام رضا اجازه گرفته

چه مادری که از او شنبه تا به جمعه دهانم؛
برای گفتن«مهدی بیا» اجازه گرفته

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سر منشاء خیر و برکاتی زهرا
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:28 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


حضرت_زهرا_س

سر منشاء خیر و برکاتی زهرا
بــــانــــیِّ تــمــــام هَــیَئــــاتــی زهرا

با دست تو کربلای ما امضا شد
تو بـــرگ بــرات عتباتــــی زهرا

روح_الله_نوروزی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پر خرد نرسد تا معانی نامش
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:28 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها

پر خرد نرسد تا معانی نامش
شکسته بال خیال از تصور بامش

چگونه وصف کنم جایگاه زهرا را
کسی که جنت ما هست تحت اقدامش

چه دختری ست که در مدحتش بود بابش
چه دختری ست که در خدمتش بود مامش

چه دختری که بر او جبرئیل نازل شد
برای عرضه ی وحی اش برای الهامش

مقام لیله قدر است ، لیله ی قدری..
... كه مانده ايم هنوز اول همان " لام " ش

گزاف نیست، تعجب مکن اگر گفتند
که هر پیامبری فاطمه ست پیغامش

علی که بودنش آرامش دو عالم بود
حضور دخت نبی مینمود آرامش

نماز بود و دعا بود ، شام تا صبحش
نجات خلق خدا بود ، صبح تا شامش

چگونه رزق خلائق بدست زهرا نیست
کسی که سوره رسیده برای اطعامش

به وقت میل انارش انار میل نکرد
خدای عزوجل هم نمود اکرامش

درخت دین پیمبر بلند قامت شد
خمید فاطمه تا قد کشید اسلامش

بدون فاطمه هر کس اگر طواف کند
لباس ذلت و خواری اوست احرامش

گدای فاطمه مسکین وقت و بی وقت است
فدای لطف بهنگام و نابهنگامش

زمان جنگ شهيدان به ما نشان دادند
که او چگونه گره باز میکند نامش

زمان ، زمان تجلی خطبه زهراست
خلیفه بازی و اینها گذشت ایامش

" عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد "
به شرط آنکه نیفتی به پنجه دامش
 
برای ذلت ما نقشه داشت دشمن ما
ولی درایت رهبر گذاشت ناکامش

زمام کار اگر دست زاده ی زهراست
بدون شک به فرج میرسد سرانجامش

علی_اکبر_لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


" السّلامٌ عَلیکِ یا زهرا(س) " مَطلَع شعر حق،همین باشد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:28 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )



" السّلامٌ عَلیکِ یا زهرا(س) "
مَطلَع شعر حق،همین باشد
سیزده شاه بیت دیگرِ او
علت نظم این زمین باشد


دستِ مارا گرفت عنایت ها
"دِعبِل"اش یا که"محتشم" شده ایم
زبتدا جملگی که "نم" بودیم
بس که بخشیده او ،چو "یم" شده ایم


مادری کرده برهمه،حتی
مادری نیز بر "أبیها" شد
گردش بی بدیل ارض و سماء
در یدِ «بَعلِها» ، «بَنیها» شد


انسیه،راضیه،محدَثه ای
طاهره،اکرمِ مکرّمه ای
در تو جمع است کل خوبی ها
مادر زینبی، معظّمه ای


بهترین مادری و مادری ات
ارث بردند،کل مادرها
گوشه ای از کرامتت دیدند
مادران شهید پرور ما


از ازل قبل بودنِ دنیا
تا ابد،ما به زیر دِین تواییم
مهربان ِ همیشه ی عمرم
ماهمه نوکر حسینِ تواییم


لطف کن،درد از سرم بردار
لطف کن،دست بر سرم بگذار
قدر یک چندلحظه ای ما را
روبروی درِ حرم بگذار


قلب آکنده شد ازاین حسرت
کربلا..یک سحر..به پایین پا
آرزوی محال ما این شد
یک شب جمعه..یک قنوت و دعا


سیب،سوغات عرش،بر بیت ات
باوفا ماند،از زمان حسین(ع)
حال در کربلا،کنار ضریح
میشود عطر زائران حسین(ع)

***

أيُّهَا المُنتظَر، امامِ زمان
پیرِ از غصه ها، امامِ جوان
«عدل» انگار تحت تحریم است
"ناشرالعدل" ! تشنه ی تو جهان




علی_شوندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اگر زهرا نبود عالم به حال خود رها می شد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:27 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


حضرت زهرا(سلام الله علیها)


اگر زهرا نبود عالم به حال خود رها می شد
اگر زهرا نبود اصلا جهان بی مرتضی می شد

امان می داد اگر کوتاهی عمرش در این دنیا
گمانم آنقدر میرفت بالا تا خدا می شد

نه، او اصلا به کم قانع نبوده از همان اول
اگر پیغمبری می خواست قطعا مصطفی می شد

خودش می خواست مخفی باشد از چشم همه قبرش
اگر می خواست روی دست عرش الله پا می شد

اگر می ساخت کشتی حضرت خاتم یقین دارم
میان کشتی معصوم ، زهرا ناخدا می شد


محمد عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آفرینش برای فاطمه است
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:25 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بداهه ی دسته جمعی ویژه ی ولادت خانم حضرت زهرا سلام الله



آفرینش برای فاطمه است
آسمان خاک پای فاطمه است


دین و دنیا و زندگی به کنار
اخرت هم فدای فاطمه است

شیعه را این کلام بس باشد...
که علی مقتدای فاطمه است


کوری چشم دشمنان علی
هر دو عالم برای فاطمه است


من اگر از حسین میخوانم
لطف بی منتهای فاطمه است


اینکه ما شیعه ایم، از ما نیست
نظر بچه های فاطمه است

شاعران به ترتیب ابیات سروده شده:

#حسین_صیامی
#فاطمه_سادات_کوهپایه
#ز_س_محمدی
#ا_علی_علیخانی
#حسین_آجورلو
#حسین_شهریاری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کسی آیینه را دیده ست آیا عاشق چشمش
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:24 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

کسی آیینه را دیده ست آیا عاشق چشمش
خدا آیینه ی خود شد من اما عاشق چشمش

علی آهو شد و زهرا چو شیری در پی او بود
علی گم شد میان  خلق و زهرا عاشق چشمش

بگو کفر است اما من به چشمان خودش دیدم
خدا بر نیزه ها می رفت و سر ها عاشق چشمش

چه دنیایی ست در شرم‌ نگاه سر به زیر او
که شد آن لحظه شهبانو زلیخا عاشق چشمش

به راه خویش می رفت و گناه خلق را می شست
خوشا بدکاره ای رسوا که عیسا عاشق چشمش

کسی غیر از علی آیا توان عاشقی دارد؟!
خدا آیینه در آیینه ... تنها... عاشق چشمش

مهدی مظاهری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتی غزل برای تو خود را بزک کند
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:22 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح مولی الموحدین، امیرالمومنین حیدر کرار(ع)
 


وقتی غزل برای تو خود را بزک کند
قافیه را ز نغز وُ کریهش الک کند

تا که کند رضای تو را اخذ یا علی(ع)
با نشرُ لف پیاده هزاران کلک کند

فرش قدوم حضرت عالی...خدای عرش
وقت ورود، شاه پَرِ صد ملک کند

دستان پینه دار پُر از خیرُ برکتت
تقسیم رزق آدم وُ طیر وُ سمک کند

بی تو حرام آبُ حلالست با تو می
نفرین به هر کسی که بر این نکته شک کند

پایاست روی ضلع یمانی نشانی  ات
گرچه هزار مرتبه دفع ترک کند

یا ازکمر دو نیم شده یا ز قامتش
 هر کس که خواست رزم علی(ع) را محک کند

تنها دو پله مانده علی(ع) ، تا خدا شوی
در طیِّ این مسیر خدا هم کمک کند

 


رضابیگی(شهرکرد)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


همین که اسم تو در شعر شاعران آمد
چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 19:52 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بسم الله الرحمن الرحیم

((تولد تمام خوبی ها - حضرت زهرا (سلام الله علیها ))

همین که اسم تو در شعر شاعران آمد
تمام قافیه هایش از آسمان آمد

توآمدی و شکفتی و با نفس هایت
دوباره فصل بهاری به این خزان آمد

مگرنه این که غزل مثنوی آینه ای
که از زبان خداوند مهربان آمد

خدا به طالع هستی نوشت : یا زهرا
به جسم مرده ی عالم دوباره جان آمد


از اسم تو به قلم حس معنوی آمد
که ناگهان غزلم سمت مثنوی آمد

وجود گرم توبر شعر روشنی بخشید
و با حضور تو عالم به روی ما خندید

به جای بارش باران امید باریده ست
به مثنوی کلماتی جدید باریده ست

ببین چگونه قلم روی برگ می خندد
و مثل ضد گلوله به مرگ می خندد

سلام گرم خلایق به محضرت تقدیم
تمام ظلم و ستم در مقابلت تسلیم

زمانه با تو به شوقی عجیب می آید
که از حوالی تو بوی سیب می آید

اگر که جان پیمبر پر از غم و درداست
اگر هوای زمانه برای او سرد است

دوباره گرمی او را تو علتی زهرا
نماد بارز لطف و محبتی زهرا

بکش به روی سر عشق از کرم دستی
که پاره ی تن پیغمبر خدا هستی

تویی که ازهمه ی برتران شدی برتر
خدانوشته برای تو سوره ی کوثر

چه خوانم اسم قشنگت: محدثه،زهرا
زکیه، راضیه ،مرضیه ،انسیه ، حورا

زمین و اهل زمین از نسیم تو خوشبو
نسیم نرگس و یاس و شقایق و شب بو

عصاره ی همه گل ها نشسته در دستت
زبان حضرت حافظ دوباره سر مستت

((دل رمیده ی مارا انیس ومونس تو
به غمزه مسئله اموز صد مدرس تو))

تویی که عطر وجودت شمیم نرگس شد
((ستاره ای که درخشید و ماه مجلس شد))

فقط تویی که درخشیدی و شدی چون ماه
تویی تمامی عمرم برای من همراه

به غصه ی دل شیعه تو خاتمه هستی
تویی شفیعه ی محشر تو فاطمه هستی

به هر تبسم خود زهر را عسل کردی
و باز مثنوی ام را پر از غزل کردی


به شام تارجهان مژده ی سحر شده ای
به فطرس دل هرشیعه بال و پر شده ای

شبیه ماه شبی که نشسته در برکه
تو در وجود خدیجه ((کما قمر)) شده ای

سه تا بهانه اگر داشت خلقت عالم
توازعلی و پیمبر بهانه تر شده ای

تو آمدی و به کوری چشم ابتر ها
درخت نسل نبی و پر از ثمر شده ای

عجب تناقض شیرین و با مسمایی
تو دختری و سپس مادر پدر شده ای

خوش آمدی به جهان ای تمام جان جهان
فدای مقدم تو جان شاعران جهان

مجتبی خرسندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خالق از دستش حساب اجر او در می رود
چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 17:39 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


مدح حضرت عشق #امیر_المومنین (ع)



خالق از دستش حساب اجر او در می رود
آن زمانکه در جنان حیدر به منبر می رود

روی تخت عرش میکائیل بادش می زند
جبرئیل آنجا فقط دنبال شهپر می رود

تو فقط ما را ببر سوی منای عشق او
گردن ما خود به استقبال خنجر می رود

رو به پایین گر رود بر ذوالفقارش خون ما
زیر تیغش رو به بالا نام حیدر می رود

مادرش بنت اسد هست و خودش هم #حیدر است
خلق و خوی شیر نر گاهی به مادر می رود

خشک می آید به جنگ مرتضی، دشمن... ولی
موقع برگشتنش با جامه ای تر می رود



 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جز مدح آل فاطمه بر لب نبود و نیست
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:46 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا بنت امیرالمونین یا زینب

جز مدح آل فاطمه بر لب نبود و نیست
بهتر ز مدح ها، دم زینب نبود و نیست

باید وضو گرفت که نام مقدسش
جز بر لب و دهان مودب نبود و نیست

همواره بحث ما سر اوصاف اولیاست
همواره غیر او که مخاطب نبود و نیست

در طول عمر خود رخ او را کسی ندید
مانند این عقیله محجب نبود و نیست

'جام بلا' ز هر بشری 'بیشتر' چشید
در 'بزم'، مثل او که 'مقرب' نبود و نیست

آیین ما از اولش اینگونه بود و هست
مکتب رهش جدا که ز مذهب نبود و نیست

مکتب همان گدایی دربار زینب است
بیچاره انکه عاشق مکتب نبود و نیست

محمود یوسفی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شک را یقین کند که نگار خدا بوَد
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:46 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شک را یقین کند که نگار خدا بوَد

این دختری که کل وقار خدا بود  

نامش به عرش گرچه شعار خدا بود

او مظهر حقیقتِ کارِ خدا بود

پس جلوه ی خدا به اهل همین فرش، زینب است

آنکس که تازه آمده از عرش زینب است

*********

نازم به آنکه شغل مرا نوکری نوشت

وقتی که کار و بار تورا نوکری نوشت

فیضی رسید و خاک مرا حیدری نوشت

مارا مدافع حرم خواهری نوشت

برتر ز پاسبانی حرمت نیست در جهان

بهتر ز دختری علوی کیست درجهان!؟

*********

ای ریشه ی تمامی افکار ناب ما

پیدا بود حیای شما در کتاب ما

طاهر شود اگر نفسی در شراب ما

مخمور توست هرچه که باشد گلاب ما

مستیِ مُطلق است برایت سپر شدن

کیفیتی ست باتو حیاتم به سر شدن

 *********

باران شوقِ چشمِ تو در چشم ما گرفت

مارا نگاه زینبی ات دست و پا گرفت

وقتی که مدح تو به زبان در صدا گرفت

دستت برای نوکرتان، کربلا گرفت

یعنی هوای کرب و بلا مست زینب است

هرگوشه از عراقِ حسین دستِ زینب است

*********

عالَم نداشت جاذبه گر مادرت نبود

پرواز می نشست اگر که پرت نبود

جز یاحسین صدای دگر در سرت نبود

بابا به شأنتان بجز از حیدرت نبود

زینت برای حضرتِ کرار می شوی

یک روز بی حسین، تو بیمار می شوی

 

زینب همانکه مادر خود را بدل شده

زینب همانکه معنی تامِ عسل شده

زینب همانکه صبر جَمیلش مَثَل شده

زینب همانکه شیعه گی ام را عمل شده

مدیونِ لطفِ عالمه ی بی معلمم

فخرم شده که بر سرِ این سفره خادمم

*********

ما سینه زن شدیم ز داغ برادرت

آنجا که دید چشمِ تو افتاده لشکرت

بالای تل رسیدی و گودی برابرت

دیدی شلوغیِ گودال و مادرت . . .

بال گرفت ناله و آتش زبانه زد  

حرفی عجیب روی زبان ها جوانه زد

 


علی احمدیان جنت
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بنویسید خداوند و پس از آن زینب
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:45 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلامٌ عَلی قَلبِ زَینَبَ الصَّبور...  


بنویسید خداوند و پس از آن زینب
بنویسید علی در دلِ میدان : زینب
بنویسید که زهراست در ایمان زینب
بنویسید حسن بعد حسن جان زینب
بنویسید حسین است بقرآن زینب

بنویسید که ای جان سن قربان زینب

نام تو می‌برم و کرببلا برخیزد
شیرزن می‌رسی و شیر خدا برخیزد
چه قیامی بشود فاطمه تا برخیزد
حق بده عرش اگر پیشِ شما برخیزد
گِرد گردِ کرمت دست دعا برخیزد

سلطنت کُن به همه دختر سلطان زینب

نعره تو هیمنه تو خطبه‌یِ بنیان کَن تو
رعد تو صاعقه تو معنی سوزاندن تو
برق تو تیغ تو و فاتحه‌ی دشمن تو
مَرد تو کوه تو وحیدرِ بی جوشن تو
شمع تو آینه تو گریه‌ی بی شیون تو

بنویسید فقط هیبتِ طوفان زینب

تو قدم می‌زنی انگار علم می‌کوبند
پشتِ تو اکبر و عباس قدم می‌کوبند
کاخها را به سرِ آلِ ستم می‌کوبند
کوفه تا شام همه بر سرِ هم می‌کوبند
بیرقِ کیست که بر اوج حرم می‌کوبند

کوفه تا شام کُنَد یک تنه ویران زینب

کاش می‌شد که فقط از تو فقط بنویسم
با تبِ عشقِ تو تا آخرِ خط بنویسم
زورَقی باشم و از جذبه‌یِ شط بنویسم
من که باشم بنویسم که غلط بنویسم
باید از شورِ شهیدِ حرمت بنویسم

می‌نویسم که تویی شمعِ شهیدان زینب

غرق در دود زمین بود که بارانی شد
باز شد بابِ شهادت حرمت بانی شد
سپرِ تو ، نه فقط سینه‌ی ایرانی شد
مرد این جاده رزمنده‌ی افغانی شد
هرکه شد جَلدِ حریم تو سلیمانی شد

تشنه بودیم و شدی ریزشِ باران زینب

آمدی تا که به خورشید بخوانی ما را
آمدی تا به حسینت برسانی ما را
دستِ ما گیری و تا او بکشانی ما را
چادرت را بتکانی بتکانی ما را
چو غباریم به صحنت بنشانی مارا

گریه داریم بخوان یادِ عزیزان زینب

آه گفتی که نیایید تنش را نبرید
مادرم می‌نگرد پیرهنش را نبرید
نیزه ها صبر کنید و بدنش را نبرید
لااقل زود عقیقِ یمنش را نبرید
به اسارت من و اطفال و زنش را نبرید

ای امان از دلِ تو ، آی پریشان زینب

حسن لطفی

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


السلام علیک یا زینب نور چشمان مصطفی زینب
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:44 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا زینب
نور چشمان مصطفی زینب
زینت اسم مرتضی زینب
باعث فخر مجتبی زینب
فاطمه بر تو مبتلا زینب

بعد از آنکه نهاده نامت را
داده حق اختیار تامت را
مصطفی خود گشوده کامت را
مرتضی پخته جنس خامت را
المثنای مرتضی زینب

آمدی و بهار هم آمد
خوشی روزگار هم آمد
به دل ما قرار هم آمد
کوه حجب و وقار هم آمد
منشا غیرت و حیا زینب

غیر تو در سرم ندارم من
غصه ی بیش و کم ندارم من
با تو اصلا که غم ندارم من
ای دمم بی تو دم ندارم من
می رسم با تو تا خدا زینب

محترمتر ز محترم بانو
سایه داری تو بر سرم بانو
مهربانتر ز مادرم بانو
در هوای تو می پرم بانو
دست من را بگیر یا زینب

میلاد یعقوبی (اراک)

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


بر آخر الف قامت تو مَد آمد
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:13 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاأبا المهدی ادرکنی
.
بر آخر الف قامت تو مَد آمد
بلند خنده بزن آن بلند قد آمد

کتاب اشک گرفتم به دست خود اما
تفٲلی زدم امشب به گریه٬ بد آمد

به جوش آمده امشب دل خدا قُل قُل
نگو مفسر قفل هو َالٲحد آمد

چقدر خوشه ی انگور عسکری از شوق
ز چشم های مدینه سبد سبد آمد

مدینه پشت در خانه ی تو دَق الباب
نکرد٬ با بغلی هیزم و لگد آمد

برای تهنیت و شادی دل زهرا
فدک به دست خودش داشت یک سند٬ آمد

نجف به سمت تو با سنگ دُرِّ مودارش؛
برای اینکه دل سنگ وا شود آمد

گرفت کرببلا رود را در آغوشش
خراب و خسته و ویران به جزر و مد آمد

به سمت خانه ی تو کاظمین دلواپس؛
گشود بند ز پا سیزده عدد، آمد

گرفته بود به منقار خویش مشهد را
کبوتری که به سمت تو بال زد ،آمد

چقدر زنده که از گریه ی شما مردند
چقدر مرده که با گریه از لحد آمد

پس از تو هرکه گفته ست سیزده نحس است
به حکم عشق بر او شصت و چند حد آمد

همین که پلک تو وا شد به سمت مشتاقان
نسیم مهدی آل محــــــــمّـــــــد آمد

#مهدی_رحیمی_زمستان

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 4


اصل این است و غیر ازین هم نیست
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:12 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پتک پولاد پیکر


اصل این است و غیر ازین هم نیست
هرکسی با تو نیست آدم نیست
عالم الغیب! جز تو اعلم نیست
عالِمی بر علوم عالَم نیست

تو نباشی جهان منظم نیست

شاعری نیمه شب تقلب کرد
مثلا قافیه تعجب کرد
روز میلاد تو جهان کُپ کرد
«قل هو اللهُ» .. بعد استُپ کرد

قبل «یولد» بگو مگر «لم» نیست!؟

ذرّه ام شمس آشکارم کن
درّه ام کوه استوارم کن
گوشت تلخم ولی شکارم کن
با سرِ دار سازگارم کن

حدّ من گرچه نخل میثم نیست

هرکجا مرده ای ز جا پا شد
از دم قدسی تو احیا شد
چند باری به نام عیسی شد
اذن دادی و او مسیحا شد

خود عیسی که صاحب دم نیست

ای اَبَر مرد، قهرمان نبرد
اُسوهء خوب افسران نبرد
اسم تو سر درِ دُکان نبرد
همه دیدند در زمان نبرد

هیچ کس مثل تو مصمم نیست

پتک پولاد پیکری احسنت
شیر نر! عشق اشتری احسنت
حملات مکرری احسنت
قالع باب خیبری احسنت

قلعه اندازهء تو ‌محکم نیست

برو اما عذابشان نکنی
پیر دریا سرابشان نکنی
کاش میشد خرابشان نکنی
یا که از شرم آبشان نکنی

نزن این مرهب است شلغم نیست

ترس دارد یهود از تیغت
دمْدمی تر نبود از تیغت
رعد آمد فرود از تیغت
حق چه شعری سرود از تیغت

ضرب شمشیر سرکشت کم نیست

سجده ام قبلِ قبله رو به شماست
هرکسی بندهء تو شد با ماست
نجفت آرزوی عرش خداست
از ضریحت بپرس کعبه کجاست!

در نجف مکه هم مکرم نیست

قلم این بند را نوشت، افتاد
دست زهرای تو سرشت افتاد
به تو خوشگل، به غیر، زشت افتاد
زیر ایوان تو بهشت افتاد

با شما حرفی از جهنم نیست

 

 

عماد بهرامی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دلم در نجف مانده و منزلی را
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:11 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دلم در نجف مانده و منزلی را
از این خانه بهتر نمی بیند اصلا
کسی که نگاهش به ایوان بیافتد
خودش را که دیگر نمی بیند اصلا

محمد_جواد_شیرازی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


زانو زدند پیش تو با احترام همه
جمعه 17 دي 1395 ساعت 17:37 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا حسن بن علی ایهاالزکی العسکری

زانو زدند پیش تو با احترام همه
شاه و گدا و صاحب مال و مقام همه

از آسمان عشق امامت رسیدی و ..
شد نقشه های شوم عدو ناتمام همه

امشب طواف، دور تو باید کنند خلق
جای صفا و مروه و بیت الحرام همه

در وصف جایگاه رفیعت همین بس است
صف بسته اند پشت سرت ده امام همه

ای عشق، دومین حسن بن علی ما
تو پادشاه هستی و ماهم غلام همه

زائر شدیم از ره دور و نشسته ایم
حالا در انتظار علیک السلام همه

دلتنگ سامرای تو هستیم یا حسن
دلتنگ عطر صحن و سرایت مدام همه

محمود یوسفی

 


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


تو آن ماهی که ماهی گفت بعد از دیدنت: ما_هی؟
پنجشنبه 16 دي 1395 ساعت 7:37 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جانم امیرالمومنین....

تو آن ماهی که ماهی گفت بعد از دیدنت: ما_هی؟
که در ماهیتت مانده ست، ماهی از پیِ ماهی

نه دندان است ای کان ملاحت، کآنچه میدانم
صفی از یوسف است و برده داری بر سرِ چاهی

اگر دستی برآری میوه از عرش خدا افتد
خطا گفت آنکه گفت ای سرو! داری قدّ کوتاهی

نگاهت خطبه میخواند دو نقطه، این چه اعجاز است
بزن با پلکِ خود شرحی بر این ایجاز گهگاهی

بحیرا سرّ مطلب را نمیداند، مسیحا دم!
که گردد ابر رحمت گر برآری بی هوا آهی

براق از برق لبخند تو می آید، تبسّم کن
نمی ماند اگر لب تر کنی تا عرش حق راهی

تو را تخت خلافت قاب قوسین است و میدانم
که دنیای دنی را پیشِ أو ادنی نمیخواهی

#مسعود_یوسف_پور

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد
پنجشنبه 16 دي 1395 ساعت 7:34 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام_حسن_عسگری

اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد
در خشکسالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم
کار مرا همین دل ویران درست کرد

حالم گرفته بود و دلم غرق خون ولی
حال مرا نوایِ "حسن جان" درست کرد

کاری که با رکوع و سجود و دعا نشد
آخر توسلِ به کریمان درست کرد

شک داشتم به سینه که برهان نظم چیست؟
زلف نگار در دلم ایمان درست کرد

حق است خالقی که برای عِباد خویش
شاهی ز نسل شاه خراسان درست کرد

در حیرتم چه کرد دو چشمش که اینچنین
از مرغ لال، مرغ غزل خوان درست کرد

دستی به روی سینه ی گمراه من کشید
از کفر محض عبد پشیمان درست کرد

روی لبم رسید نوای حسن حسن
در هر تپش...به هر نفس و دم زدن حسن


دل دل کنان رسیده ام اما نمی روم
با جام خالی از لب دریا نمی روم

با صد امید آمده ام سمت سامرا
میخانه دایر است به صحرا نمی روم

از پای سفره های حسن های اهل بیت
عالَم اگر زنند بفرما... نمی روم

آلوده اش شدم که شفاعت کند مرا
بیهوده سمت توبه و تقوا نمی روم

در دوزخِ فراق بسوزم مرا خوش است
 بی دردِ عشق، جنتُ الاعلی نمی روم

کهفُ الوریٰ حسن، شب احیای من حسن
بی مهر دوست مجلس احیا نمی روم

خود را کشانده ام به در خانه ی کریم
سنگم زنند هم من از این جا نمی روم

امشب به دور خال لبش چرخ می زنم
فردا طواف چشم، جداگانه می روم

وقتش رسیده است، عجب محشری شده است
میلاد حضرت حسن عسگری شده است

محمد_جواد_شیرازی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با سوره ی کوثر اگر قران نمک دارد
چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت 8:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امیر المومنين علیه السلام

با سوره ی کوثر اگر قران نمک دارد
این شعر هم از ذکر مولا جان نمک دارد

شیرینی کام علی در شادی زهراست
با این که بین سفره بیش از نان نمک دارد

قدری نمک گیرت شدم بابای عالم که
در کام من خرمای نخلستان نمک دارد

در صحن تو نام حسین آمد به لبهایم
این خانه جای قند در قندان نمک دارد

آه جگر تنها دلیل گرمی اشک است
از شوری دریاست گر باران نمک دارد

دل را ز کف دادیم زیر گنبدت ای مرد
چون لاله روییدیم پای مرقدت ای مرد
.

دل را که از تو منتظر بر مقدمی باشد
چون کعبه نشکافش که با او عالمی باشد
.
جزر و مد زلفت برای قتل عشاقت
در دادگاه حق دلیل محکمی باشد

عمریست که با خنده ی پیمانه میخندیم
تنها غم دوریست گر ما را غمی باشد

قم آمدیم از دوری دامان یک مادر
معصومه تا بر زخم کهنه مرهمی باشد

ما را به زهرا مادرت، مادر سفارش کن
پاهام می لرزد مرا قدری نوازش کن

محمد رضا رضایی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عشقش به عمق جان عاشقها سرایت کرد
سه شنبه 07 دي 1395 ساعت 4:14 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت زهرا (س)

عشقش به عمق جان عاشقها سرایت کرد
آن مادری که از ولای حق حمایت کرد

با بودنش احساس احمد بی نیازی بود
در زندگی عشقش محمد را کفایت کرد

 خالق برای آبرو دادن به قرآنش
با سوره ی کوثر وجودش را حکایت کرد

در جذبه های بی کرانش بی نهایت گشت
حیران شد آنکه در مقام او درایت کرد

با دست خود حتی مسیحی را غذا می داد
با چادرش حتی کلیمی را هدایت کرد

اعمال او تأویل آیات سعادت بود
افعال او تفسیر معنای ولایت کرد

تن پوش زیبایی فقط از دار دنیا داشت
شام زفاف آن را به یک سائل عنایت کرد

نه سال مولا خم به ابرویش نمی افتاد
کامل حقوق همسر خود را رعایت کرد

مولا علی راضی راضی بود از زهرا(س)
مولا همیشه نزدش احساس رضایت کرد

جعفر ابوالفتحی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کویت بهشت را به تماشا کشیده است
یکشنبه 05 دي 1395 ساعت 16:10 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کویت بهشت را به تماشا کشیده است
کار  مرا  ببین  به کجاها کشیده است


باید  که  دست های  خدا را طلا گرفت
از بسکه نقش روی تو زیبا کشیده است


"عیسی" اگر مریض زیادی دهد شفاء
درنسخه اش جمال"علی"را کشیده است



محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


باران گرفته است که بارانی ام کند
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:26 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باران گرفته است که بارانی ام کند
یعقوبِ هجر دیده ی کنعانی ام کند

وقتش نیامده است که یک شب ابوتراب
فکری برای بی سر و سامانی ام کند

دیدم شکوهِ گنبد و گفتم خدا کند
چشمش مرا بگیرد و قربانی ام کند

با قلب خون، نشسته ام و گریه می کنم
تا ذره ای نظر به پریشانی ام کند

شاید دلش بسوزد و بانی من شود
شاید عبور از دل ویرانی ام کند

باشد قبول... نوکر خوبی نبوده ام
من قانعم فقط سگ دربانی ام کند

قسمت نشد مجاور ایوان طلا شوم
قسمت نشد که زائر بارانی ام کند

محمد جواد شیرازی

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


کل صفات ذات خدا جز خدایی اش
شنبه 04 دي 1395 ساعت 22:23 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کل صفات ذات خدا جز خدایی اش
با مرتضی علی به خدا مو نمی زند

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آنقدر که رحمتِ خدایی آقا
دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 9:15 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آنقدر  که رحمتِ خدایی آقا
تاجِ    سرِ   انبیا  شمایی آقا

هر  درد اگر هست شما درمانی
هر زخم اگر هست شِفایی آقا

تا هست شما جلوه ی رحمانیّتی.‌..
تا هست  ،  اُمیدِ  فقرایی آقا!!!

با هر چه اسیر ، مهربانی و کریم
با هر چه غریب  آشنایی آقا!!!

بال و پرِ ما ، گُنبدِ خضرای حرم
چه عالمی و حال ُ هوایی آقا!!!

یک وقت سلیمان نکنی سائل را
من زنده ام از همین گدایی آقا!

امروز   مدینه  نشد  امّا  دارد...
ایوانِ  نجف   برو _بیایی  آقا!!!

اینبار ، به یُمنِ روزِ میلادت شد...
از    گُنبدِ   تازه  رونمایی  آقا!!!

ما را  برسان خودت به دستانِ علی
چه امنیّتی  ،  چه دست هایی آقا!!!

از گوشه نگاهِ خویش تا شش گوشه
ما    را   بنویس   _  کربلایی آقا!

آن لحظه که مُحتضر زمین می اُفتم...
من  منتظرم   شما  بیایی  آقا

حبیب_نیازی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قلم به دست بگیرید و واژه ها بنویسید
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:52 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت امیرالمومنین (ع)

قلم به دست بگیرید و واژه ها بنویسید
برای خلق بیایید از خدا بنویسید
به عشق نقطه ی منقوش زیر با بنویسید
به جای واژه ی معشوق، مرتضی بنویسید

 به سرسرای خداوند سر بریده بمانید
علی علی بنویسید و سر ز ما بستانید

کجاست مثل علی در نقوش عشق مصور
علی است مصدر طاهر علی است آب مطهر
علی است شمس فروزان علی است ماه منور
علی است همسر زهرا علی است ساقی کوثر

علی است عالی و اعلا ، علی است عرش معلا
علی است والی و والا ، علی حقیقت عقبی

به حکم عشق ، علی حاکم است و ما همه بنده
ز مهر او شود آرام و رام شیر درنده
به طاق عرش رسیده ز خاک پای غلامش
همان ملک که به اوج سعادت است پرنده

علی است تیغ برنده که در نیام حقیقت
سر از شقیق شکست و به شیعه داد طریقت

همان علی که به ید تیغ ذوالفقار گرفته
کی از تلاطم دست گدا ، قرار گرفته
همان علی که ز سردار ، سر به دار گرفته
به ذکر یا رب خود خواب از مدار گرفته

و این علی است که زهرا به عشق ماه منیرش
میان آن در و دیوار ماند طفل صغیرش

میان مسجد کوفه علی است غرق مناجات
علی است مغز عوالم، و اوست محیی اموات
هزار مرتبه دیدم کتاب حق خدا را
قسم به عزت قرآن به دست اوست امورات

قسم به شیون زهرا ، که حق محض، علی بود
و با هزار ادله ، علی امام و ولی بود

علی، کرامت نفس است و ما چو گرد و غبارش
هزار مرد حقیقت فدای ایل و تبارش
نگارخانه ی جنت به یوسفش که ننازد
بنازد او به علی و به آن دو چشم خمارش

قسم به پیچش مویش که آبروی جنان است
رسالت نبوی بی ولاش در نقصان است

و خاک بر سر عالم تو را اگر نشناسد
و نادم است هر آنکس که قدر زر نشناسد
میان دست تو این دل اگر چو دایره افتد
به مستطیل در آید دگر وتر نشناسد

میان جمجمه جامی ز معنی تو بنوشم
ز جام جاری جان جوی جاودانه به هوشم

جعفر ابوالفتحی

 

منبع:

www.neyjaf.ir
 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


از عرش پیام سرمدی آوردند
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:37 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از عرش  پیام سرمدی آوردند

به به  چه  مَه زبانزدی آوردند

در روز ولادت  "امام صادق "

یک دسته گل محمدی آوردند



محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


سنگ حَجر نشانه ی خال او
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:37 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


سنگ حَجر نشانه ی خال او
باغ بهشت است به دنبال او

زمزمه ام هفده ماه ربیع
سلام بر "محمد و آل"  او



محمدحسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گُلِ لبخندِ رویت میزند طعنه به هر سُمبل
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:36 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا رسول الله


گُلِ لبخندِ رویت میزند طعنه به هر سُمبل
به نام نامیِ تو میشود آقا شکوفا گل
درون سینه ی ما میزند مهر شما قل قل
و ای بالا نشین مدح شما را میکند بلبل

فدای ایل و اجدادت تمام ایل و اجدادم
من آن صیدم که خوش دارم شما باشید صیّادم

کرم هم در کنار تو، به قربانت کم آورده
چه کم عقلی ست آنکه پیشتان حاجت کم آورده
برای خیر مقدم هستی اش را آدم آورده
نه تنها تو، که حق زهرا و حیدر را هم آورده

به یُمن مقدمت خورشید نورانی شده امشب
ببین عرش خدا را که چراغانی شده امشب

تو هستی بر تمام آسمانها و زمین سلطان
منم گرد و غبار زیر پایت حضرت منّان
تو آن خُلق عظیمی که خدا فرموده در قرآن
من آن نالایقی هستم که با لطفت شده انسان

تمامیِ رسولان حلقه بر گوش شما هستند
نه تنها حلقه بر گوشت که پیش تو گدا هستند

ندیدم با مسماتر من از نامت رسول الله
دل من کفتر جلدیست بر بامت رسول الله
همه عالم بلا گردان اقوامت رسول الله
به من هم میدهی یک جرعه از جامت رسول الله؟؟؟

که دائم بر زبان آرم علی عالی علی اعلا
قسیم النار و الجنه جز او کی میشود فردا

خوشا بر حال آن کس که گرفتار شما گشته
و با جان و دلش آقا خریدار شما گشته
منم کلب علی آنکه علمدار شما گشته
همانی که همیشه یاور و یار شما گشته

تو را جان امیر المومنین آقا نگاهم کن
بیا و با نجف بردن دوباره رو به راهم کن

دَمی هم بی وضو نام علی را تو نمی بُردی
همیشه غصه ی زهرا و حیدر را شما خوردی
چقد از لٰات و عُزی و هُبل آقا تو آزوردی
تو از زهر جفا نه بلکه از داغ علی مُردی

چرا که خوب میدانی امیرالمومنین مَرد است
و میدانی غم ناموس هم بالاترین درد است


ابراهیم_لآلی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آفرینش ، رنگ و بوی یاس و عنبر میدهد
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:35 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت_رسول_الله_صل_الله_علیه_و_آله_و_سلم


آفرینش ، رنگ و بوی یاس و عنبر میدهد
حضرت حق ، بر دل جبریل دلبر میدهد

بیت "عبدالله" شد دریایی از لطف خدا
کودکی ، با خنده اش ، جان را به مادر میدهد

این سعادت را خدا مخصوص "عبدالله" کرد
بر وجود پاک او نور "پیمبر" میدهد

طاق کسری با قدوم او ترک برداشته
این ولادت بر زمین الطاف دیگر میدهد

آمده جبریل از بالا به جای عرشیان
بوسه بر دستان و پاهایش مکرر میدهد

این پسر را اشرف اولاد آدم کرده اند
پس به او ذریه ای پاک و مطهر میدهد

تا بگنجاند امامت را میان نسل او
بر وجودش حضرت زهرای اطهر میدهد

کوری چشم تمام دشمنان ، بر دین او
تکیه گاه محکمی مانند "حیدر" میدهد

هرکه ایمان آورد بر جانشینش مرتضی...
روز محشر بر لبش جامی ز کوثر میدهد

مدح مولایم محمد ختم شد با نام عشق
مزد کارم را "نبی" در روز محشر میدهد


پوریا_باقری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


طبع خشکیده را حیات ببخش همه ی شهر را غزلخوان کن
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:32 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


پیامبر_اعظم_ص_مدیحه


طبع خشکیده را حیات ببخش همه ی شهر را غزلخوان کن
خیر مقدم , خوش آمدی ای عشق! عاشقی را دوباره بنیان کن
 
همه ی چشم ها به چشم تو و  دامن غرق نور آمنه است
چشم وا کن عزیزعبدالله مادرت را به غمزه مهمان کن

همه دم ای موحد آگاه میچکد از لب تو بسم الله
بنشین و به ریش کفر بخند خواب هر خسرو را پریشان کن

نه فقط اینکه طاق کسری را همه ی شهر را به لرزه درآر
نظری سوی هرچه کنگره کن هرچه آتشکده ست ویران کن

جاهلیت امان مان را برد سیل ظلم و خرافه راه افتاد
کشتی ات را نشان بده ای نوح و دوباره مهار طوفان کن

آی موسای بی عصای ما باز هم ساحران همه جمع اند
معجزات نهفته ی خود را از دل آیه ها نمایان کن

داده بودند این بشارت را که مسیحی ز راه می آید
از غم و غصه ها فلج شده ایم درد ما را بیا و درمان کن
 
علت خلق هر غزلواره ! ای رسول میان گهواره !
" أسلموا" را بخوان به لهجه ی خود همه ی شهر را مسلمان کن

برکت از نگاه تو جاری لب ما تشنه ی ترحم تو
لطف کن ای پیمبر رحمت سفره ی خلق را پر از نان کن

تو همانی که برگزیده شدی بعد یک اربعین رسیده شدی
دست داری در عالم خلقت ولی از چشم شور کتمان کن

عَجَزَ الواصِفونَ عَنْ صِفَتِکْ ماعَرَفْناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک
تا به سجده مرا نیفکندی قدر خود را به جبر پنهان کن

تو نه تنها مرا "ولی" هستی تو نبی مَعَ العَلی هستی
یاعلی را همیشه پیوست آیه های نجیب قرآن کن

به صلاح است اگر اجازه بده تا عجم سهم خویش را ببرد
رحمت واسعه ! قنوت بگیر "روزبه "را "جناب سلمان" کن

چندفصلی ست خشکسالی هاکار داده ست دستمان آقا
چشمه ی چشم مان ندارد اشک جان زهرا دعای باران کن

به دعایی فقط بسنده نکن برو بر منبر و نصیحت کن
ماهمه تشنگان موعظه ایم لذت فیض را دوچندان کن  

از زمانی که باخبر گشتم سر به زیر تو سربلند شده
آمدم تا اسیر تو باشم مور دربار را سلیمان کن

 

 

 علیرضا خاکساری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


ای که از قبرت سراسر نور بیرون می زند
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:31 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


💠ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ ...  💠


ای که از قبرت سراسر نور بیرون می زند
زایر از دیدار تو مسرور بیرون می زند

رد شدی یک بار و یک عمر است بعد از رفتن ات
عطر از شبهای نیشابور بیرون می زند

از شلمچه تا خراسان عشق و مستی کاشتی
از مسیر حرکتت انگور بیرون می زند

با حضورت سور اسرافیل بر پا می شود
مرده هم از شوق تو از گور بیرون می زند

آب سقا خانه ات نهری است جوشان در بهشت
چون عسل از کندوی زنبور بیرون می زند

سازها هم عاشق ات هستند اگر وقت غروب
نغمه از نقاره و شیپور بیرون می زند

هر چه می خواهند نورت را بپوشانند باز
گنبد و گلدسته ات از دور بیرون می زند

ای بنازم ان امامی را که بعد از قرنها
هرگنه کار از درش مغفور بیرون می زند

کام شیرین ،چشم شیرین ،قامتت شیرین ترین
با حضورت چشمهای شور بیرون می زند

چونکه محشور است هر کس با امامش روز حشر
شیعه از قبر خودش مغرور بیرون می زند

عشق تو گاهی جنان گاهی جنون می اورد
کفر اگر از دامن منصور بیرون می زند

 


هادی فردوسی جهرمی
 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:30 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


بسم الله الرحمن الرحیم


مدح حضرت امیرالمومنین ع

شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟

به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان

تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی


نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
تو محمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو

صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی


تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...
تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی

برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی


به خدا قسم که بدون تو همه جا همیشه مشوّشم
به بهشت بی تو نمی‌روم که بدون تو پُر آتشم
نخورم می از خُم دیگران که خمار کوثر بی غشم
به کدام شیوه بیان کنم که چه می کشم که چه می‌کشم؟!

نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی


چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی

شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی»


نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی

و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی


که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء»
که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی»
که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا

نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی


به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی

لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی


بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده

به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی


شده اند در مقابل تو همه شیرِ بی سر و یال و دُم
همه گفته اند و شنیده ام که شدند «مُعتَرِفٌ بِکُم»
نگران آن همه «مرحبم» که فرار کرده و گشته گم
دل بی قرار و هوایی‌ام شده رهسپار غدیر خُم

به چهارده خُم می قسم احدی نرسیده تا علی


اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت

تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟


همه شب نشسته خیال تو سر راه من، سر راه من
چه شود اگر که نگاه تو برسد شبی به نگاه من
به دو چشم غرق خیانتم، به دو چشم غرق گناه من
و تو ای سپیده نظر کنی به من و به روی سیاه من

چه غم از عذاب خدا اگر که تویی شفیع جزا علی


ثقلین مدح دو چشم تو شده روشنایی دفترم
که علیست ذکر مداومم، صلوات قند مکرّرم
به جهان مرید ابوذرم، مدیون مالک أشترم
نروم به زیر بیرق کس که غلام خادم قنبرم

همه عمر بنده‌ی حیدرم به حقیقت «إنّما» علی

احمد علوی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صبحِ روزِ الست تا... عرصات
یکشنبه 28 آذر 1395 ساعت 7:29 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

صبحِ روزِ الست تا... عرصات
شده حک روی آسمان و کرات
نور  قبرش  زیاد  می گردد
هر که گوید زیادتر "صلوات"


بهترین ذکر در همه اوقات
منشأ خیر و خوبی و برکات
دید پیغمبرِ خدا در عرش...
هست کار ملائکه "صلوات"


در میانِ  تمامیِ  کلمات
خوشترین ذکر در زمان حیات
می شود بر طرف بلا از او
بفرستد اگر کسی "صلوات"



محمدحسن بیات لو

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کویر تشنه به ابری کریم محتاج است
شنبه 27 آذر 1395 ساعت 12:55 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت حضرت رسول

 

کویر تشنه به ابری کریم محتاج است

مشام روح به لطف نسیم محتاج است

شکسته بال به دستی رحیم محتاج است

دلم به نور تو از آن قدیم محتاج است

یگانه ناجی خلقت بگیر دستم را

خودی نشان بده جانا بگیر هستم را



به لطف رحمه للعالمین مسلمانم

به حکم بلغ علی راسخ است ایمانم

من از قبیله ی سلمانم اهل ایرانم

الی الابد سر پیمان خویش میمانم

سر از تنم برود،لااله الا الله

محمد است رسول و علی ولی الله


زبانزد است به کل جهان مرام شما

گرفته جان بشر از منطق کلام شما

نداشت روح الامین طاقت مقام شما

هزار شکر که هستیم جلد بام شما

کبوتر روی بام شما عشق است

به طوف گنبد خضرات پرزدن عشق است


تو آمدی به میان و گرفت معنا عشق

تو امدی بدمی در میان دلها عشق

تو امدی که بمیرد هر آنچه الا عشق

به هر بهانه ای گفتی به هر کجا باعشق

قسم به ذات کسی که دلیل بود من است

من از علیم و حیدر هم از وجود من است


به نور فهم شکستی شکوه عزی را

شکوه لات و هبل را شکوه دنیارا

شکوه رتبه و جاه و مقام بی جا را

رسانده ای به همه این کلام زیبا را

ملاک شان و کرامت فقط فقط تقواست

که آن هم از برکات ولایت مولاست/


تو امدی و دلی بی کرانمان دادی

از اتش هوس وجهل امانمان دادی

در اوج علم وتمدن مکانمان دادی

تو امدی و خدارا نشانمان دادی

تو امدی که بگویی به ما نگار یکیست

"خدا یکی و علی هم یکی و یار یکیست"



چقدر مهر ومحبت بس است اقاجان

چقدر رنج و اذیت بس است اقاجان

چقدر غصه ی امت بس است اقاجان

نمیشوند هدایت بس است اقاجان

تویی لطافت محض و تویی تو خلق عظیم

تویی تجلی رحمان تویی ظهور رحیم



تو منشا برکاتی به کل این عالم

تو حس ناب حیاتی گواهی اش قلبم

نداشت طاقت دوری ستون مسجد هم

چگونه تاب بیارم بدون تو یک دم

ترحمی به دل ما طبیب دواری

تو که طبیب شوی عاشقی ست بیماری




سلام بر تو سلام بر یگانه دختر تو

سلام ما به خدیجه یگانه همسر تو

سلام بر عموی تو یگانه یاور تو

سلام ما به علی ان یگانه لشگر تو

یگانه ای و یگانه شدند این ثمرات

نثار بر تو و آل یگانه ات صلوات


میلاد باربازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 14


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان