close
مجتمع فنی تهران
ازدواج امام علی ع و حضرت زهرا س
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
فرمود امیر شهر دلها حیدر:
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 10:30 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عید

فرمود امیر شهر دلها حیدر:
روزی که در آن گنه نباشد عید است

جعفر ابوالفتحی




صدای هلهله ای عاشقانه می آید صدای پای تغزل، ترانه می آید بهشت خنده کنان، این میانه می آید خدا به شوق
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

صدای هلهله ای عاشقانه می آید
صدای پای تغزل، ترانه می آید
بهشت خنده کنان، این میانه می آید
خدا به شوق در این آستانه می آید

حدیث وصل دو دریا عجب شنیدنی است
عروسی علی و فاطمه چه دیدنی است

از این به بعد، دو عاشق کنار هم هستند
تجلّی هم و آیینه دار هم هستند
به روی سفره ی خود نان بیار هم هستند
چو کوه پشت هم و دوستدار هم هستند
دوباره پوزه ی شیطان شکست، شکر خدا
عروسی علی و فاطمه است، شکر خدا

از این وصال مبارک خدا هدف دارد
چقدر حضرت خاتم به دل شعف دارد
دلم هوای ضریح شه نجف دارد
عروسی علی و فاطمه است، کف دارد
به بزم عشق همه عاشقانه دف بزنید
برای خاطر داماد باز کف بزنید

کنار سفره ی عقد، این عروس گل سیما
زکیّه، طاهره، انسیّه، فاطمه، زهرا
نشسته اذن “بلی” تا بگیرد از بابا
پدر اجازه گرفت از خدای جلّ علا
بساط خطبه از این اذن تا فراهم شد
علی به فاطمه اش تا همیشه محرم شد  

بگیر دامن پر برکت پیمبر را
بپاش بر سر امّت، گلاب قمصر را  
گره زدند به هم عادیات و کوثر را
کشانده اند به دنیا بهشت و محشر را
از این وصال غدیر از گزند ایمن شد
نوشته اند که تکلیف شیعه روشن شد

نوشته اند که شیعه نشانه ای دارد
شراب کوثریِ جاودانه ای دارد
کبوتری شده و آشیانه ای دارد
برای گریه و شادی بهانه ای دارد
تمام عمر دلم زیر دین می آید
از این وصال مقدّس حسین می آید

سخن ز عشق که باشد، شراب شیرین است
برای تشنه ی عشق آفتاب شیرین است
کنار یار خوشی و عذاب شیرین است
سلام های بدون جواب شیرین است
اگر که فاطمه باشد کنار شیر خدا
زمان فتنه شود ذوالفقار شیر خدا

زمان فتنه قمر در محاق می افتد
تبر به جان درختان باغ می افتد
میان امّت احمد نفاق می افتد
و آن دوشنبه ی شوم اتّفاق می افتد
که درب خانه ی زهرا شکسته می شود و
دو دست حیدر کرار بسته می شود و

خدا کند که نبینی قیامتی را که
کنار خانه ی حیدر جماعتی را که
شکسته اند دری را، نه ساحتی را که
شکست ضربه آن درب، قامتی را که
پس از سه ماه علی نیمه شب، غریبانه
به دست قبر سپردش، عجب غریبانه

 امیر عظیمی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) در گوش فرشته‌ها اذان باید گفت تفسیر خوش یلتقیان* باید گفت رو
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:54 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

در گوش فرشته‌ها اذان باید گفت

تفسیر خوش یلتقیان* باید گفت

روزیکه علی و فاطمه خوش حال اند

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

***

وقتی که دو آیینه مقابل بشوند

یک عالم بینهایت دل بشوند

در اصل توازن خدایی باید

زهرا و علی بهم معادل بشوند

***

به به،  که عروس مادرخورشید است

داماد یگانه مظهر توحید است

نوروز ز چشم مردمان افتاده

چون،  روز علی و روز زهرا عید است

 

سید محمد میر هاشمی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) با اذن پدر جان جهان گفت: بلی! بخشیده نبی ولای خود را به ولی پی
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:54 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

با اذن پدر جان جهان گفت: بلی!

بخشیده نبی ولای خود را به ولی

پیوند زمین و آسمان است! همه

تبریک بگویید به زهرا و علی!

 

محمد فرخ طلب فومنی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) دلخوشی یعنی خدا را داشتن در بهشت لطف او جا داشتن بین سینه حب
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

دلخوشی یعنی خدا را داشتن

در بهشت لطف او جا داشتن

بین سینه حب مولا داشتن

مادری مانند زهرا داشتن

دل خوشی یعنی دو دنیا مال ماست

روز محشر فاطمه دنبال ماست

بندگی یعنی عبادات شبش

ذکر تسبیحات بر روی لبش

سجده های غرق نور زینبش

آن حجابی که رسید از مکتبش

بندگی یعنی حجاب فاطمه

سجده های ناب ناب فاطمه

عشق یعنی خنده های فاطمه

پر گرفتن در هوای فاطمه

نوکری کردن برای فاطمه

با امید یک دعای فاطمه

عشق یعنی یک نگاه مادری

سر پناهی در پناه مادری

زندگی یعنی سکوتی پر سرور

انعکاس نور در سیمای نور

و بساط عاشقی ها جورِ جور

دور باد از زندگیشان چشم شور

زندگی یعنی هوای بندگی

زندگی کردن برای بندگی

سادگی یعنی به کم ها ساختن

در تنور خانه نان را ساختن

و حصیری زیر پا انداختن

نه به دنیا و طلا دل باختن

سادگی یعنی دو لیوان گلی

وصله نعلین مولایم علی

 

وحید محمدی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) تا گل به نسیم راه در می‌آید از خاک بوی گیاه در می‌آید امشب ب
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:30 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

تا گل به نسیم راه در می‌آید

از خاک بوی گیاه در می‌آید

امشب به ستاره‌ها بگو کِل بکشند

خورشید به عقد ماه در می‌آید

***

دارد به زمین شمایلی می‌بخشد

بر ماه غرور کاملی می‌بخشد

این تازه عروس آسمانی دارد

پیراهن خود به سائلی می‌بخشد

***

بر هر چه به غیر عشق می‌تاخت علی

با خوب و بد زمانه می‌ساخت علی

از غم خبری نداشت تا وقتی که

بر فاطمه‌اش نظر می‌انداخت علی

***

آن خانه‌ی ساده را که خوشبو می‌کرد

لبریز صمیمیت شب‌بو می‌کرد

او شاه زنان بود، ولی نان می‌پخت

او گرچه فرشته بود جارو می‌کرد

 

ایوب پرند آور




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) شکر حق که مادرزاد بندگان یکتاییم با ولایت مولا ، عبد کوی طاها
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

شکر حق که مادرزاد بندگان یکتاییم

با ولایت مولا ، عبد کوی طاهاییم

افتخار ما این است ما اسیر مولاییم

از ازل گرفتار ساربان زهراییم

ما همه عنان دار ناقه عروس او

با سرود "من مثلی" جمله خاک بوس او

سر فراز هر قومیم سربزیر دلداریم

از عروس و داماد آسمان نشان داریم

در عروسی اش دعوت با تمام حضاریم

حرمت عروسش را تا ابد نگهداریم

ما غلام زهراییم عبد حیدر کرار

جان ،به رسم تبریک است نذر احمد مختار

شرح حال این زوجین سوره های قرآنی

ذکر و وصف این هر دو آیه های رحمانی

حمد و مدح زیباشان خطبه های طولانی

جایگاه والاشان غرفه های رضوانی

حاصل همین تزویج   یازده امام دین

مهرشان کمال دین  فعلشان پیام دین

حجت خدا حیدر عصمت خدا زهرا

لنگر زمین حیدر لنگر سما زهرا

محور فلک حیدر محور کسا زهرا

صاحب جزا حیدر شافع جزا زهرا

هردو مظهر توحید هردو مظهر کوثر

هردو کفو هم یعنی  هردو محو یکدیگر

صوت خطبه خوان این عقد آسمانی را

بشنو با صدای هو نغمه نهانی را

خوش به غمزه میخواند  بانوی جنانی را

این چنین روایت شد عقد جاودانی را

گفته حق: وکیلم من؟ گفت فاطمه  بله

بر شما دلیلم من؟ گفت فاطمه  بله

این عروس و این داماد عاشقند و دلداده

شد اثاث این بانو  یک جهیزیه ،ساده

ظرف و چادر و معجر  یک حصیر و سجاده

ذوالفقار مولا و  یک غلاف آماده

بی سپر علی آمد چون سپر نمیخواهد

او مدافعی غیر از  پشت در نمیخواهد

بهر نو عروسان است فعل فاطمه مصداق

عطر این خبر پیچید  در تمامی آفاق

در شب عروسی هم فاطمه کند انفاق

داده بر محبانش درس برترین اخلاق

فاطمه به یک سائل داد بهترین رختش

با دو کهنه پیراهن رفت خانه بختش

حرف کهنه پیراهن  گر چه ماجرا دارد

لا اقل به مقدار یک  گریز جا دارد

ذکر کهنه پیراهن یاد کربلا دارد

دستباف مادر هم جای بوسه ها دارد

نیزه کی دهد بوی  بوسه های مادر را

زخمه میکشد روی  بوسه های خواهر را

 

محمود ژولیده




تقدیم به زوج های جهان تشیع من هم یکی از فرشتگانم با تو هر لحظه در اوج آسمانم با تو خوشبخت ترین زن ج
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به  زوج های جهان تشیع

 

من هم یکی از فرشتگانم با تو

هر لحظه در اوج آسمانم با تو

خوشبخت ترین زن جهانی با من

خوشبخت ترین مرد جهانم با تو

***

تا آخر عمر همدم هم با هم

هر لحظه در اوج شادی و غم با هم

امروز چنین می گذرد فردا نیز

در باغ بهشت یا جهنم با هم

 

سید محمد جواد شرافت




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) خورشید شدی که ماهِ کامل برسد باید که دلت به صاحب ِ دل برسد با
یکشنبه 14 شهريور 1395 ساعت 9:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

خورشید شدی که ماهِ کامل برسد

باید که دلت به صاحب ِ دل برسد

بانوی علی(ع) شدی! همین کافی بود

تا رخت عروسی ات به سائل برسد!

 

مرضیه عاطفی




شعر سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س) فضایِ شهر مدینه دوباره عرفانیست نماز پنجره هایش چه قد
شنبه 13 شهريور 1395 ساعت 10:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س)


فضایِ شهر مدینه دوباره عرفانیست

 نماز پنجره هایش چه قدر روحانیست!

مگر چه عید بزرگی رسیده که امشب!

 در آسمان و فلک جشن نور افشانیست

 

عجب شبی! همه جا ریسه بسته جبرائیل

 عجب شبی!همه ی کهکشان چراغانیست

ولیمه می دهد امشب پیمبر رحمت

 چه قدر سفره این جشن،پهن و طولانیست

فرشته ها سرشان گرمِ رقص و...میکائیل

 به فکر پُخت و پزِ سوروساتِ مهمانیست

میان سفره مِی ناب و ساغر آوردند

 کلیم و خضر،دلی از عزا در آوردند

شراب داخل خمره مدام قُل می زد

 پیاله ذوق کنان سمتِ باده زُل می زد

چه عطرِ سیب خوشی بین عرش پیچیده!

 برای باده زدن ذوالفقار هُل می زد

دگر نزول ملائک به خاک آسان شد

 خدا میان زمین و بهشت پل می زد

شب عروسیِ خورشید و ماه عالمتاب

 سپیده برسرِ بام سحر دهل می زد

برای بُردن این زوج آسمانی، نوح

 چه باسلیقه به کشتیِ خویش گُل می زد

امیرِ غزوه ی فتح الفتوح می آید

 صدای بوق زدن های نوح می آید

ستاره ها همه بی تاب دیدن داماد

 گرفته اند حسودان کوردل غمباد

وضو گرفته و با احترام باید گفت:

 جناب حضرت داماد،شاخه ی شمشاد

تمام آینه های مدینه غش کردند

 نگاه فاطمه تا در نگاه شان افتاد

کلید باغ جنان را، خدا مراسم عقد

 به این عروس سرِسفره زیر لفظی داد

ترانه ی لب داوود خوشصدا این است:

 علی و فاطمه پیوندتان مبارک باد

خدا به حورومَلَک گفت تا که دف بزنند

 بس ست گفتن تسبیح و ذکر،کف بزنند

وحید قاسمی

 




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) دریای هم اند و ساحلِ هم هستند زهرا و علی که همدل هم هستند شفا
شنبه 13 شهريور 1395 ساعت 10:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

دریای هم اند و ساحلِ هم هستند

زهرا و علی که همدل هم هستند

شفاف و عمیق و بی نهایت...همچون

دو آینه که مقابل هم هستند

 

عارفه دهقانی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) عشق علی نماز علی کوثر علی آمد نشست امّ ابیها برِ علی کُفواً أ
شنبه 13 شهريور 1395 ساعت 10:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

عشق علی نماز علی کوثر علی

آمد نشست امّ ابیها برِ علی

کُفواً أحد بخوان و بگو همسر علی

"پهلوی توست گوهر انگشتر علی

یار همه علی و تویی یاور علی"

گیرم که دست های یدُ الله بسته است

گیرم غرور فاتح خیبر شکسته است

گیرم که ذوالفقار به ماتم نشسته است

"لبخند تو بشارت دل های خسته است

ای شادمانی دل غم پرور علی"

ای چشم بسته بر همه دنیا و هست و نیست

پلکی بزن که چشم خداوند خون گریست

"این کشتۀ فتاده به هامون حسین کیست"

"در آینه خداست و غیر از خدای نیست

چشمان توست آینۀ دیگر علی"

از إنّما یُرید صدای کرم رسید

افلاک را ز قصۀ لولاک دم رسید

آیات شاد سورۀ رحمان به غم رسید

"در یک طلوع گرم دو دریا به هم رسید

دریاترت علی و تو دریاتر علی"

ساقی کنار باده و باده به ساغر است

ساغر در انتظار قدوم پیمبر است

پیغمبری که عاشق لبخند دختر است

"چشمان تو زلال تر از حوض کوثر است

این اشک کیست می چکد از کوثر علی"

آیا بهار سوخته ام را مزار نیست

در سینه های غم زدۀ بی قرار نیست

در قلب های خستۀ چشم انتظار نیست

"در این دیار گشتم و در این دیار نیست

کو ای نسیم عطر گل پرپر علی"

 

مهدی جهاندار




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) مهر علی امشب به دل فاطمه افتاد پیغمبر اسلام شده صاحب داماد د
پنجشنبه 26 شهريور 1394 ساعت 10:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

مهر علی امشب به دل فاطمه افتاد

پیغمبر اسلام شده صاحب داماد

در عرش خداوند عجب ولوله ای شد

دست علی و فاطمه را تا که به هم داد

 

مهدی مقیمی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع( ماه ربیع کرده تجلاّ مبارک است ماه سرور اهل تولاّ مبارک است ج
پنجشنبه 26 شهريور 1394 ساعت 10:8 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع(

 

ماه ربیع کرده تجلاّ مبارک است

ماه سرور اهل تولاّ مبارک است

جشن وصال حیدر و زهرا مبارک است

این جشن ازدواج به مولا مبارک است

از فیض وصل فاطمه دلشاد شد علی

خیزید و کف زنید داماد شد علی

امروز مهر و ماه به هم مقترن شوند

حوران عرش خادمۀ بوالحسن شوند

جن و ملک به خاک درش بوسه زن شوند

محصول این زفاف حسین و حسن شوند

روز و شب عروسی زهرای اطهر است

عاقد خدا و احمد و داماد حیدر است

آدم به بزم وصل شه اولیا بیا

از باغ خلد با همۀ انبیا بیا

با انبیا به بزم شه اولیا بیا

مریم تو با زنان بهشتی بیا بیا

حوران عرش روی در این خانه می کنند

با خنده موی فاطمه را شانه می کنند

داماد را هماره ز سوی خدا سلام

بر این دو زوج از همۀ انبیا سلام

بر این عروسی از علی مرتضی سلام

بر یازده ستارۀ برج هدی سلام

این ازدواج علّت ابقای مکتب است

بالله قسم طلیعۀ میلاد زینب است

حسن خدا به روی علی دید فاطمه

بشکفت همچو لاله و خندید فاطمه

در چشم آفتاب درخشید فاطمه

بنت اسد عروس تو گردید فاطمه

لبخند زن به چهرۀ نورانی عروس

اوّل بزن تو بوسه به پیشانی عروس

امشب ستاره می چکد از چرخ آبنوس

در محضر علی به سر حجلۀ عروس

بازآ خدیجه بر در آن حجله کن جلوس

دست عروس و صورت داماد را ببوس

قلب تو منجلی شده امشب مبارک است

داماد تو علی شده امشب مبارک است

عالم از این خبر همه خلد مخلّد است

دامادی ولّی خداوند سرمد است

این جان احمد است که داماد احمد است

داماد نه بگو که تمام محمّد است

اینجا عروس، دخت رسول مکرّم است

مهریّه اش شفاعت خلق دو عالم است

امشب چه با صفاست حرمخانۀ علی

ناموس کبریا شده ریحانۀ علی

کوثر قدم نهاده به کاشانۀ علی

لبریز نور آمده پیمانۀ علی

در حجله ی زفاف محمّد قدم نهد

دست علیّ و فاطمه را دست هم دهد

قلب علی از آنهمه عزّ و وقار زد

لبخند اشتیاق به دیدار یار زد

بر باغ آرزویش نسیم بهار زد

کم کم نقاب از رخ زهرا کنار زد

خورشید آسمان هدی را نظاره کرد

لا حول گفت و روی خدا را نظاره کرد

لبخند زد و ز شوق که این همسر من است

یا جان احمد است که در پیکر من است

امّ الائمّه فاطمۀ اطهر من است

من روز حشر ساقی و این کوثر من است

ای هستی امام ولایت خوش آمدی

ای مادر تمام ولایت خوش آمدی

بگذار پا به دیده ام ای نور دیده ام

کز اشک شوق گُل سرِ راه تو چیده ام

از هر چه دل بریده به وصلت رسیده ام

خوش انتظار آمدنت را کشیده ام

دار الولای کوچک من گلشن از تو شد

بیت علی نه قلب علی روشن از تو شد

آیینه ی خدای تعالای من تویی

مشعل فروز دیدۀ بینای من تویی

بالله قسم بهشت تماشای من تویی

نازم به این مقام که زهرای من تویی

هر وصف تو که زمزمۀ خلق عالم است

گویی هزار میوه به یک نخل «میثم» است

 

غلامرضا سازگار




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع( امشب شب ساغر زدن با ساقی کوثر شده امشب عروس آسمان خاک در حیدر
پنجشنبه 26 شهريور 1394 ساعت 10:7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع(

 

امشب شب ساغر زدن با ساقی کوثر شده

امشب عروس آسمان خاک در حیدر شده

امشب علی محو رخ صدیقه اطهر شده

امشب به بیت فاطمه غلمان ثنا گستر شده

امشب شب آمرزش خلق از سوی داور شده

زیرا امیر المومنین داماد پیغمبر شده

جن و بشر و حور و ملک  گویند امشب با علی

دامادیت ، دامادیت ، بادا مبارک یا علی

مهر و مه اینجا اختری ، گردون هلالی میکند

یا آسمان با اختران بذل لئالی می کند

دل در سرای فاطمه سیر خیالی میکند

طوطی جان در بزم او شیرین مقالی می کند

روح الامین مداحی مولی الموالی میکند

حور و ملک را با دمش حالی به حالی میکند

ریزد چو باران از سما آیات رحمت بر زمین

در مجلس دامادی مولا امیر المومنین

جبریل نازل از سما گردیده بر فخر بشر

آورده پیغام از خدا کی بهترین پیغامبر

ما از ازل این عقد را بستیم در لوح قدر

تو در زمین این خطبه را انشاد کن بار دگر

گیتی ز انجم پر شد با وصل این شمس و قمر

او مادر است و این بود بر یازده مولا پدر

این وصل ، وصل کوثر و ساقی کوثر میشود

این عقد ، عقد حیدر  و زهرای اطهر میشود

وصل دو دریا حاصلش دولولوی مرجان شود

کز هر دو تا شام ابد روشن چراغ جان شود

بر پای آن در راه این جان جهان قربان شود

او دین ز صلحش زنده و این کشته قرآن شود

مرجان حسن کز حسن او جان مشعل تابان شود

لولو حسین است و از او دل شعله سوزان شود

مرجان که دیده آنچنان لولو که دیده اینچنین

آدم گدای کوی او عالم فدای روی این

ای فاطمه بنت اسد ناموس حی ذوالمنن

امشب عروس خویش را بنگر کنار بوالحسن

بر روی حیدر خنده کن بر دست زهرا بوسه زن

بنشین و بنشانش ببر مانند جان خویشتن

گردیده در بیت الولاماه رخش پرتو فکن

گوش خدا یعنی علی تا بشنود از او سخن

تهلیل گو ، تقدیس کن تسبیح خوان دل باخته

در سر به شوق فاطمه شوری دگر انداخته

امشب خدیجه  در جنان لبخند دیگر می زند

روحش بشوق دیدن داماد خود پر می زند

در خانه شیر خدا با مصطفی سر می زند

گه بوسه بر دست علی ساقی کوثر می زند

گه خنده بر ماه رخ زهرای اطهر می زند

گاهی تبسم بر گل روی پیمبر می زند

ارواح پاک انبیا دور سرای فاطمه

خوانند از بهر علی مدح و ثنای فاطمه

آدم ستاده بر در بیت امیر المومنین

خواند ثنای فاطمه با نوح شیخ المرسلین

خنجر بکف دارد خلیل ان شاهد شور آفرین

تا از ذبیحش شر برد در مقدم آن نازنین

استاده موسی روی پا افتاده عیسی بر زمین

داود مداحی کند با نغمه های دل نشین

یوسف به حسن دلربا خدمتگذاری می کند

یعقوب با ذکر علی شب زنده داری می کند

می خواست تا آید عروس آن شب به بیت شوهرش

پر شد ز افواج ملک هم ایمنش هم ایسرش

جبریل از پیشش رود و میکال از پشت سرش

پا در رکاب ناقه و جا در دل پیغمبرش

رضوان شده جاروب کش با زلف خود در معبرش

سبحانه سبحانه خالی است جای مادرش

حیدر به شوق مقدمش دل بیقراری می کند

استاده در پشت در و لحظه شماری می کند

بگرفت دست مرتضی تا پرده از رخسار او

نقش تبسم شد عیان از لعل گوهر بار او

یار دو عالم را ببین گردیده زهرا یار او

غم خوار عالم را نگر شد فاطمه غم خوار او

افکنده چشمی جانب بیت و در و دیوار او

یاد آمد از حرق در و از قصه ایثار او

گردید دور مرتضی آهسته گفتا با علی

من آمدم تا جان خود سازم فدایت یا علی

در حجله بنهادند پا آن دخت عم این ابن عم

آن روح از سر تا بپا این جان از سر تا قدم

آن وحی را خیر تاکلام این بیت را صاحب حرم

بنهاد دست هر دو را ختم رسل در دست هم

گفتا بزهرا کاین علی شوی تو باشد دخترم

گر او شود از تو رضا راضیست حی ذوالکرم

پس با علی گفتا علی انسیه الحور است این

سر خدا ، روح نبی ناموس تو زهراست این

امشب امانت میدهم من بر تو جان خویش را

بگذاشتم در دست تو روح و روان خویش را

روح و روان خویش ر ا تاب و توان خویش را

پاینده میبینم د راو ، نام و نشان خویش را

در دامن او یافتم من دودمان خویش را

چون جان نگهدای علی ، جان جهان خویش را

هرکس بیازارد و را خسته دل زار مرا

آنکس که آزارد مرا آزرده دادار مرا

ای بوده پیش از پیشتر ناموس داور فاطمه

ای مدحت از سوی خدا تطهیر و کوثر فاطمه

ای دست بوست مصطفی ای کفو حیدر فاطمه

ای زینب کبری تو را پاکیزه دختر فاطمه

ای بر حسین بن علی آزاده مادر فاطمه

ای یازده فرزند تو بر خلق رهبر فاطمه

در شام قدر وصل تو روشن دل عالم شده

مدح تو ذکر علی شیرینی "میثم " شده

 

غلامرضا سازگار




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع( برخیز و بزن خنده که غم عین خلاف است گردون به حرم خانه هو گرم ط
پنجشنبه 26 شهريور 1394 ساعت 10:7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع(

 

برخیز و بزن خنده که غم عین خلاف است

گردون به حرم خانه هو گرم طواف است

عید آمده عید آمده یا جشن عفاف است

یا عصمت حق فاطمه  را شام زفاف است

سری که نهان بود درخشید مبارک

بر روی زمین وصل دو خورشید مبارک

جان ، موسی شوق آمده دل وادی طور است

عیسی ز فلک سر زده و غرق سرور است

با شور و شعف در کف داود زبور است

در بیت ولایت خبر از وصل دو نور است

ارواح رسل گشته به گرد سر زهرا

گویند که شد شیر خدا شوهر زهرا

خیزید که امشب شب آرایش حور است

هم عید تولا شده هم جشن تبر است

از شادی و از شور جهان محشر کبراست

این جشن وصال علی و حضرت زهراست

گردید به گرد حرم فاطمه امشب

تبریک بگوئید به مولا همه امشب

در کشور دل وصل دو دلدار مبارک

بر احمد و بر خالق دادار مبارک

بر فاطمه و حیدر کرار مبارک

بر شیعه و بر عترت اطهار مبارک

در جشن زفاف گل رعنای خدیجه

خالی ست میان همگان جای خدیجه

حق ، عاقد و داماد ، علی فاطمه یارش

کردند ملایک به روی ناقه سوارش

حوران بهشتی به یمین و به یسارش

جبریل امین خنده زنان غاشیه دارش

فرخنده شب وصل کریم است و کریمه

خیزید که از هر دو بگیرید ولیمه

زهراست عروسی که بود حسن الهش

دل برده ز پیغمبر اسلام نگاهش

این همسر مولاست خدا پشت و پناهش

داماد ، در خانه بود چشم به راهش

در حیدر کرار چه شوری و چه حالی ست

ای فاطمه بنت اسد جای تو خالی ست

از شوق علی پیرهن دل شده پاره

مولا شده سر تا به قدم محو نظاره

گردیده قرین در دل شب ماه و ستاره

با خدا شیر خدا فاطمه گوید به اشاره

کای مهر تو از روز ازل عهد الستم

من همسر و همسنگر تو فاطمه هستم

ای نفس نفیس نبی ای روح مجرد

ای بیت گلین تو مرا خلد مخلد

ای دست خدا حامی دین یار محمد

یار تو شریک غم تو فاطمه آمد

من آمده ام تا که تو را یار بگردم

دور تو میان درو دیوار بگردم

نه ساله ام اما همه جا یا رتو هستم

با شعله دل شمع شب تار تو هستم

در شادی و غم یار وفادار تو هستم

همسر نه ، که سرباز فداکار تو هستم

با عشق تو زیبائی من چهره نیلی ست

بالله قسم صورتم آماده سیلی ست

امروز پراز آل نبی روی زمین است

وز مقدمشان روی زمین خلد برین است

پاینده به هر عصر از این سلسله دین است

محصول وصال علی و فاطمه این است

(میثم) همه جا خاک ره آل علی باش

پروانه آن شمع جمال ازلی باش

 

غلامرضا سازگار




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) فرخنده شبی ،شبی که بی همتا بود پیوند دو گل در آسمان برپا بود
پنجشنبه 26 شهريور 1394 ساعت 10:1 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

فرخنده شبی ،شبی که بی همتا بود

پیوند دو گل در آسمان برپا بود

جبریل امین به روی لب زمزمه داشت

هم کفو علیِّ مرتضی، زهرا بود

 

محمد مهدی عبدالهی




کمیل کاشانی ﺩﺭ ﺑﺎﻍ بهشت، ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺫﮐﺮ "ﺻﻠﻮ
چهارشنبه 25 شهريور 1394 ساعت 10:18 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

ﺩﺭ ﺑﺎﻍ بهشت، ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ

ﺫﮐﺮ "ﺻﻠﻮﺍﺕ" ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺗﺎ ﻋﻘﺪ ﻋﻠﯽ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ

 

کمیل کاشانی

 

 




هر دوتاتون میشدین بنای هم ابتدای هم و انتهای هم نور واحدید و فرقی نداره جلوه میکنید اگر به جای هم ش
چهارشنبه 25 شهريور 1394 ساعت 10:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر دوتاتون میشدین بنای هم
ابتدای هم و انتهای هم

نور واحدید و فرقی نداره
جلوه میکنید اگر به جای هم

شما وصله ی تن همدیگه اید
توی عالم ندارید همتای هم

اونقدر عاشق همدیگه بودید
جونتون رو میدادید برای هم

دست بسته و شکستتون شده
توی زندگی گره گشای هم

یکی شد سپر… یکی سپر فروخت…
ینی اینطوری شدید فدای هم

روز ازدواجتون دعام اینه
الهی که پیر بشید به پای هم

الهی زندگیتون چشم نخوره
زبونم لال نبینید عزای هم….

رضا قربانی




امشب عروسی نه شب عید وصال است آیینه پیش آب در اعلی کمال است پیمانه لبخندی بروی باده انداخت شرب مدام
چهارشنبه 25 شهريور 1394 ساعت 10:16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب عروسی نه شب عید وصال است
آیینه پیش آب در اعلی کمال است
پیمانه لبخندی بروی باده انداخت
شرب مدام ما از این جلوه حلال است

 

آیینه آوردند و دل از ماه بردند
لبخند شیرینش گه و بیگاه بردند
زهرا خودش باشد توان توامانش
دیگر سپر از مرد خاطر خواه بردند

جبریل ریسه بسته عرش و آسمان را
میکال آراید تمام کهکشان را
لب را به خطبه باز کرده تا که راحیل
ظهلیل بنشانده زمین رنگین کمان را

کادو سلیمان می دهد انگشترش را
حوا نموده پیشکش سیم و زرش را
لرزید مولا و چو سیب سرخ گردید
وقتی که مه تاباند روی اطهرش را

انداخت اسرافیل، شیپور و دف آورد
از عرش جبراییل صدها مصحف آورد
آواز خوان داوود با صوت ملیحش
تبریک گویان از ملایک او صف آورد
کشتی نوح آماده ی زوج بتول است
فرمانده ی کشتی فقط شخص رسول است
تزیین کند کشتی خود نوح نبی چون
این پیشکش اینگونه که باشد قبول است

عطر ولیمه برده هوش عرشیان را
شام عروسی مست کرده هر دهان را
اینجا که دیگ شام هم از عرش آید
آزین ببندند دستپخت حوریان را

شیرینی لبخند زهرا را علی دید
سرخی سیب روی مولا را نبی چید
خوشحالی این دو کنار هم چه زیباست
این را نبی از پاکی آیینه فهمید

زهرا و حیدر نامشان با هم قشنگ است
بی هم دل عشاق بارانی و تنگ است
آنکس که قصدش هجر باشد بهر اینان
شک من ندارم مهر بر او عین ننگ است
قاسم احمدی




درود!طلعت خورشید روزگار علی سلام مادر آب و سلام یار علی کسی که گفته نیاید بهار با یک گل خبر نداشته اص
چهارشنبه 25 شهريور 1394 ساعت 10:14 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

درود!طلعت خورشید روزگار علی
سلام مادر آب و سلام یار علی
کسی که گفته نیاید بهار با یک گل
خبر نداشته اصلاً ز نو بهار علی

کلید جنت و فردوس زیر لفظی بود
برای عقد تو از سمت کردگار علی

عروس خانه ی حیدر مبارکت باشد…
شروع زندگی مشترک کنار علی

سپر فروخت برای عروسی ات مولا
خبر شدند دو عالم ز شاهکار علی

طبق طبق سبد یاس جبرئیل آورد
به افتخار شما و به افتخار علی

دخیل بخت ببند ای ملیکه با چشمت
به چشم های سراسر امیدوار علی

قسم به (واقعه)،(کوثر)پسند کرده (نباء)
و جای باطن (قدر) است در جوار علی

سه بار جلوه گری کن ز صبح تاخود شب
سه بار دیدن این جلوه هاست کار علی

بدون اذن تو دستی به قبضه زد نه نزد
که هست فاطمه مِن بعد ذوالفقار علی

رضایت است سکوت اختیار کردی تو!
که انتخاب گذاری به اختیار علی

خدا کند نظر تنگ چشمتان نزند…
خدا کند نرود طاقت و قرار علی

شاعر : علیرضا وفایی (خیال)




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) آسمان رنگ و بوی عشق گرفت تا سکوت تو در زمین پیچید چشم هایت بهار شد گل داد عطر سیب از نگاه تو بارید چو
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

آسمان رنگ و بوی عشق گرفت

تا سکوت تو در زمین پیچید

چشم هایت بهار شد گل داد

عطر سیب از نگاه تو بارید

 

چونکه پیچید بوی خوب خدا؛

عطر یک عاشقانه ازلی

پنجره رو به گل تبسم کرد

تا تو را دید در نگاه علی

 

سیب سرخ گلاب را بو کرد

گل سرخ محمدی گل داد

یک گلستان کنار شهر خدا

روی لبهای احمدی گل کرد

 

عرش خندید رو به لبخندش

چه بگویم که عشق عاشق شد

جبرییل از بهشت گل میریخت

بعد از آن روز بود لایق شد

 

خواند جبریل سوره قدری

که پر از آیه های کوثر بود

تا رسول خدا به خود آمد

دست زهرا به دست حیدر بود

 

چشمه در چشمه سلسبیل اینجا ست

آیه در آیه هل اتی دارد

جام های بهشت در دستش

مرد این قصه تا تو را دارد.... :

 

دل به غیر از تو می دهد؟ هرگز

نفس او به جان تو بند است...

خشت های معطر دل اوست

اینکه در آسمان تو بند است

 

چشم در چشم هم شدید آنجا

آینه روبروی آیینه...

و جهان تا همیشه خواهد ماند

محو در گفتگوی آیینه...

 

حرف آخر همین و دیگر هیچ

عرش باید به تو سجود کند

باید انسان برای دیدن حق

در شب قدر تو شهود کند...

 

حامد حجتی



ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) ابرهای رحمت حق درّ و گوهر ریختند نقد هستی را به خاک پای حیدر ریختند شب نشینان فلک از چشم گوهر بار خویش
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

ابرهای رحمت حق درّ و گوهر ریختند

نقد هستی را به خاک پای حیدر ریختند

شب نشینان فلک از چشم گوهر بار خویش

بهر فیض خاکیان از شوق گوهر ریختند

در چنین شب آرزومندان ز شور اشتیاق

صد هزاران دل به پابوسی دلبر ریختند

ساقیان بزم عشق و شور و مستی از شعف

عاشقان را شهد شیدائی به ساغر ریختند

در شب تزویج زهرا با علی از آسمـــان

قدسیان گل بر سر زهرا و حیدر ریختند

تا  که چشم  مهر و مه  افتاد بر  انوارشان

بر نثار  راه آنان  نقره  و زر ریختند

در فلک خیل ملائک بال بر هم می زدند

پیش پای شمع دل پروانه سان پر ریختند

در بهشت آرزو از یمن این پیوند نور

حوریان گل در کنار حوض کوثر ریختند

از درخت سبز طوبی بر محبّان علی

برگه آزادی از غوغای محشـر ریختند

ای «وفائی» ماه و خورشید فلک از آسمان

در قدوم مهر و ماه عشق اختر ریختند

 

 

سید هاشم وفایی



ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) ریشه ات در آسمان ها ، برگ و بارت در زمین است آسمانی هستی اما ، روح تو خاکی ترین است مثل آدم های خاکی ، زن
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

ریشه ات در آسمان ها ، برگ و بارت در زمین است

آسمانی هستی اما ، روح تو خاکی ترین است

مثل آدم های خاکی ، زندگی را دوست داری

دوست داری زندگی را ، گر چه با تلخی عجین است

با عدالت همسری تو ، زیر سقفی از محبت

خاتم قلب علی را ، گوهر عشقت نگین است

سادگی در محضر تو، می شود شرمنده بانو !

در درون سفره ی تو ، لقمه ای نان جوین است

ای لباس وصله دارت ، خواهش خیل ملایک

وصله ی پیراهن تو ، عشق را مُهر جبین است

آدم خاکی ز مهرت ، شد بهشتی بار دیگر

می کند معراج هر کس ، با نگاهت همنشین است

باز هم فصل بهار ِ سیب سرخ خنده ی تست

فصل سبز و روشن تو ، بهترین فصل زمین است

 

رضا اسماعیلی



جهان برای شکوفا شدن مهیا بود و این قشنگ ترین اتفاق دنیا بود که دست فاطمه در درست های مولا بود به اعتقاد من اصلا غدیر اینجا بود پدر به فاطمه
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جهان برای شکوفا شدن مهیا بود

و این قشنگ ترین اتفاق دنیا بود

که دست فاطمه در درست های مولا بود

به اعتقاد من اصلا غدیر اینجا بود

 

پدر به فاطمه رو کرد ، اینچنین فرمود

دلیل خلقت لاهوت ازدواج تو بود

 

قرار شد که شما بی قرار هم باشید

جهان دچار شما شد دچار هم باشید

تمام عمر دمادم کنار هم باشید

و در مصاف خطر ذوالفقار هم باشید

 

دعای من همه این بوده تا به هم برسید

که خلق گشته زمین تا شما به هم برسید

 

نفس نفس همه جا عاشقانه همدم هم

خدا نکرده اگر زخم بود مرهم هم

صفا و مروه و رکن و مقام و زمزم هم

چرا که قبله ی من هم علیست فاطمه هم

 

و رو به اهل مدینه چنین سفارش کرد

نوشته ام که سفارش نه بلکه خواهش کرد

 

همیشه نام علی را امام بگذارید

به خانواده ی من احترام بگذارید

برای فاطمه سنگ تمام بگذارید

و روی زخم دلش التیام بگذارید

 

جهان بدون علی رنگ و بو نخواهد داشت

بدون فاطمه هم آبرو نخواهد داشت

 

شنيده مي شود از آسمان صدايي كه...

كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ...

نبود هيچ كسي جز خدا،خدايي كه...

نوشت نام تو را ،نام اشنايي كه

 

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد

و از شنيدنش افلاك دست و پا گم كرد

 

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزين شد

نوشت فاطمه تكليف نور روشن شد

دليل خلق زمين و زمان معين شد

 

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل  قصیده ی نابی که در ازل گفته است

 

نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد

ز درك خاك مقام فراتري دارد

خوشا به حال پيمبر چه مادري دارد

درون خانه بهشت معطري دارد

 

پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت

براي وصف تو از عرش واژه بر مي داشت

 

چرا كه روي زمين واژه ی وزيني نيست

و شأن وصف تو اوصاف اين چنيني نيست

و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست

و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست

 

خدا فراتر از اين واژه ها كشيده تو را

گمان كنم كه تورا، اصلا آفريده تو را

 

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند

و زير سايه ی آن کعبه اعتکاف كند

ملك ببيند وآنگاه اعتراف كند

كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند

 

كتاب زندگي ات را مرور بايد كرد

مرور كوثر و تطهيرو نور بايد كرد

 

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهاكم التكاثر بود

درون خانه ی تو نان فقر آجر بود

شبيه شعب ابي طالب از خدا پر بود

 

بهشت عالم بالا برايت آماده است

حصير خانه ی مولا به پايت افتاده است

 

به حكم عشق بنا شد در آسمان علي

علي از آن تو باشد... تو هم از آن علي

چه عاشقانه همه عمر مهربان علي!

 به نان خشك علي ساختي، به نان علي

 

از آسمان نگاهت ستاره مي خواهم

اگر اجازه دهي با اشاره مي خواهم

 

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم

كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم

شكسته آمده ام تا شكسته بنويسم

و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

 

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادري كن و اينبار هم اجازه بده

 

به افتخار بگوييم از تبار توايم

هنوز هم كه هنوز است بي قرار توايم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توايم

كنار حضرت معصومه در كنار توايم

 

فضاي سينه پر از عشق بي كرانهء توست

كرم نما و فرود آ كه خانه خانهء توست

 

سید حمیدرضا برقعی




روز ازل که شیعه پا کارتان شدیم سلمان شدیم و میثم تمّارتان شدیم ما از اضافه گِلِتان خلق گشته ایم این بوده علتش که گرفتارتان شدیم واللهِ
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

روز ازل که شیعه پا کارتان شدیم

سلمان شدیم و میثم تمّارتان شدیم

 

ما از اضافه گِلِتان خلق گشته ایم

این بوده علتش که گرفتارتان شدیم

 

واللهِ نوکریِ شما افتخار ماست

شادیم از این که خادم دربارتان شدیم

 

وقتی به سمت و سوی شما بال می زنیم

حس می کنیم جعفر طیارتان شدیم

 

تا پای جان به پای شما ایستاده ایم

از بس که کشته مرده رفتارتان شدیم

 

سوگند می خوریم که ما با شما خوشیم

ما با علی و فاطمه و مرتضی خوشیم

 

وقتش رسیده است که حالا ملائکه

زینت کنند بام جنان را ملائکه

 

در صور خود فرشته مامور می دمد

ای ساکنان عرش خدا یا ملائکه

 

در آسمان چهارم اقامت کنید چون

جشن مفصلی شده برپا ملائکه

 

پیوند آسمانی زهرا و مرتضاست

دریا رسیده است به دریا ملائکه

 

برگ امان از آتش دوزخ عطا کند

بر ساکنان عالم و دنیا ملائکه

 

بخشیده شد گناه صغیر و کبیرشان

تنها به عشق حیدر و زهرا ملائکه

 

شکر خدا که رحمت حق بی عدد شده

زهرا عروس فاطمه بنت اسد شده

 

خورشید مصطفی که ضحایش زبانزد است

مصداق هل اتی ست عطایش زبانزد است

 

زهرا لباس نو به عطا می کند عطا

بیخود که نیست جود و سخایش زبانزد است

 

جبریل هم ز سفره او رزق می برد

زیرا شنیده طعم غذایش زبانزد است

 

بیتش شده محل عبور و مرور وحی

پیغمبر است و غار حرایش زبانزد است

 

حور الانسیه شدنش جای بحث داشت

از بس که این فرشته نَمایَش زبانزد است

 

آیینه ای که پرتو او را کسی ندید

رفته به مادرش که حیایش زبانزد است

 

یک پنجره زمین به صداقش درآمده

با این حساب لطف خدایش زبانزد است

 

آری خدا خدایی خود را به پاش ریخت

اصلا عجیب نیست بهایش زبانزد است

 

مریم اگر دو وعده غذایش آسمانی است

زهرا همیشه مائده اش آسمانی است

 

این دو چقدر عاشق و دلداده هم اند

هر دو عزیز جان نبی مکرمند

 

این دو اساس زندگیشان قناعت است

آیینه خدیجه و آقای عالم اند

 

سوگند خورده اند فدایی هم شوند

در پای عهد بسته شده سخت محکمند

 

در پشت در خانه یا عرصه نبرد

پرچم به دوش در صف خط مقدمند

 

هر کس شب عروسی خود غرق شادی است

این دو چرا شکسته دل و غرق ماتمند

 

با گریه رسول خدا گریه می کنند

. . .

 

ذی الحجه هست و شور محرم گرفته اند

دلواپس رسیدن ماه محرمند

 

در اول جوانی شان قد کمان شدند

هر دو ز داغ کرب و بلا روضه خوان شدند

 

با قامتی کمان شده چون دال می روند

تا آسمان عاطفه بی بال می روند

 

بالای تل فقط به سر و سینه می زنند

در هر دقیقه خواهری از حال می رود

 

با خنجری که کهنه شده شمر بی مرام

دارد به سوی زخمی گودال می رود

 

همراه با اراذل و اوباش کوفیان

خولی برای غارت خلخال می رود

 




بازدادند حواله به لبــــــــــم ساغــــر را دســــت داده بزنم باز می کوثــــــــر را دیدم انگار به چشمان خودم محشر را جلوه نــــــــور دل
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بازدادند حواله به لبــــــــــم ساغــــر را

دســــت داده بزنم باز می کوثــــــــر را

دیدم انگار به چشمان خودم محشر را

جلوه نــــــــور دل فاطــمه و حیــــدر را

آب پاشی شده از اشک ملائک در عرش

چه قیــــامت شده دور و بر زهرا در فرش

جبرییـــل آمده تا بــاز کنـــــــــد پر اینــــــجا

لحظه خنــــــــده داماد پیمبــــــــر اینجــــــا

خطبه خوانست خود خالق و محضر اینجا

لوح از عالـــــــــم بالاست و جوهر اینــــجا

آیه لؤلؤ و مرجان دم حورالعین است

نقل لبهای ملائک مرج البحرین است

این عروسی است که گفتند همه حوریه اش

از گل یاس بهشت است گل پوشیــــــــه اش

کرده  قرآن خـــــــدا تاج سر آسیــــــــــــه اش

ماسوي الله  بود از صــــــــدقه جـــــــاریه اش

گرچه یک تکه حصیر است جهازش حالا

می رســــد روزی خلق از نظرش از بالا

دل مجنون گذری از دل لیــــــــلا دارد

پس اگر ناز کند باز تماشـــــــــــــادارد

علی از دست نگار خودش امضا دارد

پیش زهراست اگر خیر دو دنیـــا دارد

کاشکی دور ز بغض دل هرکس ناکس

پای هم پیر شوند این دو گل تازه نفس

جذبه و هیبت مولا جلوات زهــــــــراست

صبح تا شب پی حیدر صلوات زهــراست

دائماً ذکر علی در خلوات زهــــــــــراست

ماه رویش همه شب در فلوات زهراست

مثل دو زائر هم که ز حـــــــرم می آینــــــد

دوش بر دوش همند و چه به هم می آیند

کاشکی وانشود پا به در خانه شــان

یا که دعوانشود روز سر خانه شـــان

کاش هیزم نرسد دور و بر خانه شان

غیر سائل نشود رهگذر خانه شــــان

کاشکی هیچ کس از خانه شان  رد نشود

کاشکــــــی قافیه تنگ فقط "زد" نشـــــود

رضادین پرور




شب عروسی تان آسمان مصفا شد زمين پر از برکات خدای اعلی شد شب فرارغم وماندن خوشی ها شد ميان عرش خدا بزم شور برپا شد *دلم ز پرده برون شد،کجايی ای
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شب عروسی تان آسمان مصفا شد
زمين پر از برکات خدای اعلی شد
شب فرارغم وماندن خوشی ها شد
ميان عرش خدا بزم شور برپا شد

*دلم ز پرده برون شد،کجايی ای مطرب؟
هواهوای جنون شد،کجايی ای مطرب؟

نفس به جان غزل ها دميده شد امشب
جنون به مرز تماشا کشيده شد امشب
همينکه صحنه ی اين عقدديده شد امشب
ندا رسيد که:عشق آفريده شد امشب

*معاشران گره از زلف يار باز کنيد
به سمت فاطمه وشوهرش نمازکنيد

زمان بخشش هر اشتباه آمده است
شب سياه به پايان راه آمده است
به شام تار هوای پگاه آمده است
شب عروسی خورشيدوماه آمده است

*دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که غنچه گل شده با نغمه ی مبارکباد

شب وصال دودلداده ودو دلبند است
به اين دليل دل کل خلق خرسند است
لب رسول ازاين عقد غرق لبخند است
و عاقد علی وفاطمه خداوند است

*سرود مجلس امشب فلک به رقص آرد
ازآسمان گل ياس و سپيده می بارد

به سررسيد زمان،لحظه های آخر شد
همينکه صورتش از پشت پرده ظاهرشد
خداقصيده به مدحش نوشت و شاعر شد
وهرکه شعر مرا خواند،گفت ؛کافرشد

*نصيحت همه عالم به گوش من باد است
شب عروسيتان هو کشيدن آزاد است

دونيمه شد شب معراج سيب پيغمبر
که نيم آن شده زهراونيم باحيدر
ولی رساند خدا اين دورا به همديگر
زبان شاعرازاين وصف لال شد ديگر

*به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات؟
بلند گفت؛به زهرا ومرتضی صلوات

مجتبی خرسندی




بر اوج محبت علی اوجی نیست در بحر بجز کرامتش موجی نیست در کل ممالک و مذاهب به جهان مانند علی و فاطمه زوجی نیست شاعر؟؟؟
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بر اوج محبت علی اوجی نیست
در بحر بجز کرامتش موجی نیست
در کل ممالک و مذاهب به جهان
مانند علی و فاطمه زوجی نیست

شاعر؟؟؟




در صـحن دلم شوق عجیبی برپاست جـان و تن من وقـف عـلی و زهراست ایــن وصــلـت پـر خیر چه غوغایی کرد در عـــالم و آدم به خـدا بی همـتاست شاعر: مح
سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت 20:2 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در صـحن دلم شوق عجیبی برپاست

جـان و تن من وقـف عـلی و زهراست

 

ایــن وصــلـت پـر خیر چه غوغایی کرد

در عـــالم و آدم به خـدا بی همـتاست

شاعر: محسن زعفرانیه




حضرت زهرا(س)-مدح و عروسی گفت رسولِ مصطفی، خوشا صفای فاطمه اوست فداییِ علی، منم فدای فاطمه خلق جهان برای من، من از برای فاطمه گفت نبی به مرتض
سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت 20:0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زهرا(س)-مدح و عروسی

 

گفت رسولِ مصطفی، خوشا صفای فاطمه

اوست فداییِ علی، منم فدای فاطمه

خلق جهان برای من، من از برای فاطمه

گفت نبی به مرتضی: بجو رضای فاطمه

که مصطفای او منم، تو مرتضای فاطمه

تو سایۀ منی و من ظلّ عبای فاطمه

کوثر پاک رحمتی آمده جوش فاطمه

ای تو ملیکه الولا فرّ سروش فاطمه

ملک شب عروسی‌ات حلقه به گوش فاطمه

به دست خود به مرتضی خرقه بپوش فاطمه

مبارک است بر علی رخت ولای فاطمه

چیست حیاط خانه‌ات؟- صحن عتیق مرتضی

ذکر لب کبود تو نقش عقیق مرتضی

در شب بی‌ستارگی کیست رفیق مرتضی

شاهپری که می‌زند پر به حریق مرتضی

شاپرکِ بهشت شد، نور دعای فاطمه

عین علی تو و علی عین ظهور ذات تو

دیدۀ آدم صفی به صفوتِ صفات تو

بحر ولا حسین تو، سفینة النجات تو

مأذنۀ محمّدی «حَیّ علی‌الصلاتِ» تو

حیات قلب مرتضی، دقایق حیات تو

آب وضوی اولیا، عین صفای فاطمه

نوح به یک اشاره‌ات عمر دوباره می‌کند

ملک به حاجت بشر، سویت اشاره می‌کند

مشکل جمله خلق را دست تو چاره می‌کند

نبی به دفتر دل تو استخاره می‌‌کند

اشک امیر، خاکِ تو پر از ستاره می‌کند

رسول بوسه می‌زند به دست و پای فاطمه

طاهرۀ کریمه‌ای قلب رسول اکرمی

تو پاکی مجسّدی، تو خوبیِ مجسّمی

تاج سریر مرتضی، خاتمِ دست خاتمی

رشک ذبیح هاجری، صاحب ذبح اعظمی

مائدۀ مسیحی و چشمه و نخل مریمی

که چنگ زد به شاخۀ نخل ولای فاطمه

تویی تو نفس مرضیه، راضیۀ رضیه‌ای

به خانۀ امیر دین، تو دافع‌البلیه‌ای

کوثر آل احمدی، قطع بنی‌امیه‌ای

ای که به عرش کبریا صاحب فاطمیه‌ای

در دو جهان وحیده‌ای، نورِ علی‌السویه‌ای

نور جمال ذات حق، نیست سوای فاطمه

علی امام فاطمه علی امیر فاطمه

علی یگانه ساقیِ خم غدیر فاطمه

خون مقدّسِ خدا خورده ز شیر فاطمه

مائدۀ شیر خدا روی حصیر فاطمه

مسند عرش کبریا تخت و سریر فاطمه

تخت و سریر مرتضی صحن و سرای فاطمه

آه ملک بلند شد، جان علی دگر بیا

روح رسول می‌زند حلقه به پشت در، بیا

برای دیدنت نبی آمده از سفر بیا

شاپرکِ شهید من! به باغ شعله‌ور بیا

ساقیِ تشنه لب بیا، قتیلِ خون‌جگر بیا

بیا به پشت در بیا به کربلای فاطمه

به خانۀ شریف تو ملک سلام می‌دهد

بوسه به دست تو نبی به احترام می‌دهد

خدا به بیت فاطمه، بهشت نام می‌دهد

سلام‌ها به دخترِ خیرالانام می‌دهد

خاصۀ حق که در جهان، نذری عام می‌دهد

سفرۀ «هل اتی» شود، سهم گدای فاطمه

اگر به من نظر کند شاه فلک‌نشین من

رود به شوق روی او نالۀ آتشین من

حضرت بوتراب من، خسرو سرزمین من

ز لحظۀ تولدم، تا دم واپسین من

رسم علی است کیش من، مهر علی است دین من

که خورده بر جبین من مهر ولای فاطمه

تو ای نگاه آسمان، محو نماز خواندنت

روح بهشتی و علی عاشق گل نشاندنت

خدا نخواست بیش از آن در انتظار ماندنت

گرچه ز درد سخت شد روز به شب رساندنت

عرش خدا! نمی‌توان روی زمین کشاندنت

ببین به دوش عرشیان نخل عزای فاطمه

به نخلۀ نبوتی ریشه و ساقه فاطمه

جز تو به کس نداشته علی علاقه فاطمه

یک نظرت به عالمی، کند افاقه فاطمه

دشمن تو دچار شد به فقر و فاقه فاطمه

به روز حشر می‌رسی سوار ناقه فاطمه

که تا شوند عالمی خاک حیای فاطمه

تو قلب پاک احمد و کتاب منزلش تویی

جلوۀ ذات کبریا آخر و اولش تویی

دارالامارۀ علی، باب مجللش تویی

شرح مفصل ولا معنی مجملش تویی

آن که تمام انبیا، مانده معطلش تویی

که واشد بهشت با اذن خدای فاطمه

 

محمد سعید میرزایی




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) زره فروخته شد تا تو را به دست آرد کسی که فاطمه دارد دگر چه غم دارد؟ علی دلی است که در سینه بی قرار آمد و
سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت 19:59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

زره فروخته شد تا تو را به دست آرد

کسی که فاطمه دارد دگر چه غم دارد؟

علی دلی است که در سینه بی قرار آمد

و آمده است که صد دل به دوست بسپارد

به یمن روشنی روزهای در پیش است

که در حوالی این خانه یاس می کارد

چقدر خانه تان بوی آسمان دارد

چقدر چشم که باید ستاره بشمارد

و فاطمه است همان همسری که می خواهد

بلور قلب علی را به سینه بگذارد

فرشته ای است که می خواهد از بهشت علی

انار دانه کند ، سیب سرخ بردارد

به ارتفاع تو آیینه نیست در عالم

به جای شمع ...به آتش نگاه کن ...شاید

نگاه کن که نگاهش پر از ترانۀ درد

نگاه کن که لبش ذکر کربلا دارد

نگاه کن که از آن سوی پلک های جهان

کسی به انتقام دل خسته ی تو می آید

هنوز هم که هنوز است غرق این فکرم

که وحی از در و دیوار خانه می بارد

اگرچه مادر ما بی مزار مانده ولی

در آستانه ی قلب علی، حرم دارد

 




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) تا پرچم توحید برافراشت علی بذری ز محبت و وفا کاشت علی با داشتن فاطمه، در گلشن وحی یک باغ گل محمدی داشت
سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت 19:58 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

تا پرچم توحید برافراشت علی

بذری ز محبت و وفا کاشت علی

با داشتن فاطمه، در گلشن وحی

یک باغ گل محمدی داشت علی

 




ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) دارد ستاره می چکد از بال جبرییل پر شد پیاله ها همه از آب سلسبیل امشب میان عرش خدا منعقد شده پیوند آسما
سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت 19:57 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)

 

دارد ستاره می چکد از بال جبرییل

پر شد پیاله ها همه از آب سلسبیل

امشب میان عرش خدا منعقد شده

پیوند آسمانی این زوج بی بدیل

 

 




امیر عباسی/ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س)/سرود سرود ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س)
پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت 8:40 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سرود ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س)

سرود (با شعر خوانی در قالب بحر طویل)

 

عید وصل دو لاله ی زیبا شد                             عید وصل دو نور بی همتا شد

ذکر عشق تمامی مشتاقان                چون پیمبر، یا علی(ع)، یا زهرا(س) شد

 

شراب عشق مینوشم،زجام عشق مدهوشم،لباسی زر نما از تار و پود بی نظیر شوق میپوشم،زنم دم فارغ از هر غم

چو شبنم روی گلهای گلستان ولا ، از دو گل زیبای طاهایی ،دو درّ بحر زیبایی ، در اوج شور و شیدایی ، نوایی از

شعف بر لعل جانم زمزمه باشد، نوای روح من یا حیدر و یا فاطمه(س) باشد ، به این اذکار نورانی دلم هو هو کنان

راهی دریا شد...

 

عید وصل دو لاله ی زیبا شد                             عید وصل دو نور بی همتا شد

ذکر عشق تمامی مشتاقان                چون پیمبر، یا علی(ع)، یا زهرا(س) شد

 

******

در اوجِ آسمان با بانگ روح افزا و روحانی ، ملائک خنده بر لب با جمالی از فروغ لطف نورانی ، همه با یکدگر با صدق و


با اخلاص بنمودند فردوسِ مصفا را چراغانی ، وَ در عالم صلا سر میدهند، ای مردم عالم بوَد جشن وصال دو گل گلزار

پیغمبر، دو یاس گلشن دلبر، دو نور جلوه ی داور ، دو انسان خدا منظر ، دو بحرالله را گوهر ، سَر و سَرور ، دل و دلبر ،

که با نام خداوندیِ این دو توبه ی آدم قبول افتاد و او مقبول درگاه ربوبیّ ِ خدای حیّ بی همتای اعلا شد...

عید وصل دو لاله ی زیبا شد                              عید وصل دو نور بی همتا شد

ذکر عشق تمامی مشتاقان                چون پیمبر، یا علی(ع)، یا زهرا(س) شد

 

******

بگو در آستان حضرت معبود ، در این ماه ذِلقعده که یا رب بنده ای در محضرت آمد اگر چه گشته او در امتحان صبر و

طاعت رد ، الا ای خالق سرمد ، تو را سوگند بر احمد اگر چه او گنهکار است ،  امّا از محبین علی و همسرش

زهراست(س) در عالم ، قسم بر شاهِ مردان مظهر ایمان ، قسم بر کوثر قرآن ، قسم بر فجر ، بر فرقان ، قسم بر نور

و الرّحمن ، وَ معنای لطیف ناب و زیبا و دل انگیزِ دو لفظ لؤلؤ و مرجان به حقّ چهارده نوری  که از سوی خدا آمد برای

لطف و جود و رحمت و غفران بین در مانده ام ، دستم بگیر ای مهربان تا آن زمانی که ببینم جلوه های نور عشق

حیدری و فاطمی(س) در صفحه ی رخساره ام از لطف پیدا شد...

 

عید وصل دو لاله ی زیبا شد                              عید وصل دو نور بی همتا شد

ذکر عشق تمامی مشتاقان                چون پیمبر، یا علی(ع)، یا زهرا(س) شد

 

دریافت سبک




امیر عباسی/ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س)/سرود ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س) سرود
پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت 8:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ازدواج امیر المومنین(ع) و حضرت زهرا(س)

سرود  

 

خنده بر لب عالم همه مبارک        وصال علی(ع) و فاطمه(س) مبارک

عاشق، به لبش مدح و سرور و آوا        عاشق، به دلش عشقِ علی و زهرا(س)

  عاشق    سر میده    هِی آوا    یا علی   یا زهرا(س)

ما که بر حبّ علی اسیریم                به حریم فاطمه(س) فقیریم

میریم امشب همگی مدینه                 صله از ختم رسل میگریم

یا علی  یا فاطمه(س) مبارک

******

گلِ شور و شعف میزنه جوونه           میخونم نغمه و شور عاشقونه

عشق، این دو محبوب خدا قشنگه          جشن، وصلِ نور و هل اتی قشنگه

ذکرم     با شوری   بی همتا     یا علی    یا زهرا(س)

کاسه ی خالی آوردیم آقا           به درِ مجلس جشن شما

به پای هم الهی پیر بشید          به سلامتی به لطف خدا

یا علی  یا فاطمه(س) مبارک

******

میده از قلب خود گزارش به هر دو                 پیمبر میکنه سفارش به هر دو

زهرا(س)، همراهیش کن همیشه دمادم       حیدر، این امانت و به تو سپردم

با هم    باشید تا    به آخر     ای زهرا(س)     ای حیدر

همه جا پشت سرِ هم باشید                توی شبها قمرِ هم باشید

دعای من همیشه با شماس               تو خطر ها سپر هم باشید

دست حق پشت و پناه شما

یا علی  یا فاطمه(س) مبارک

 

دریافت سبک




همه جا حرفِ علی و زهراست تهنیّت گوی عروسیشان خداست خطبه خوان این عروسی باباست عقدشان دنیا که نه ،
پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت 8:29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

همه جا حرفِ علی و زهراست

تهنیّت گوی عروسیشان خداست

خطبه خوان این عروسی باباست

عقدشان دنیا که نه ، دربالاست

بهترین همسر دنیا زهراست

بین اشراف ، علی شد انتخاب

فاطمه کُفِ علی و هم علی کُفیست ناب

ماه دوشادوش شد با آفتاب

مِهر زهرا بر علی شد خاک و آب

ولوله در همه ی دنیا به پاست

زندگانیِ دو گُل آغاز شد

نَفس حیدر با گُلش دمساز شد

درب خانه رو گداها باز شد

ماجراهای دری یک راز شد

میبَرَد دل را به هر جایی که خواست

دل میان سینه یاد دَر نمود

یاد میخ خونیِ از پر نمود

یاد غصب غاصبان و شَر نمود

یاد افتادن او با سر نمود

می کند حیدر صدا ، زهرا کجاست ؟




امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند امشب دو تا را جفت هم، از ص
پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت 8:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند

امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند

امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می کند

یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می کند

با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند

امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان

خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوش دل زمین؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل

با نور، دعوت نامه بفرستاده هادیّ سُبُل

امضا، ز ختم المرسلین؛ گیرندگان، خیل رُسل

هر کس که آید همرهش نی دسته گل؛ یک باغ گل

در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا

ای غصّه و ای غم برو؛ ای شوق و ای شادی بیا

از بهر این ساعت زمان لحظه شماری کرده است

وز بهر این وصلت زمین نابردباری کرده است

چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است

ایوب دهر از شوق امشب، بی قراری کرده است

دست خدا ، وجه خدا را خواستگاری کرده است

امشب علی ،آن عدل کل بر عقل کل داماد شد

شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد

خوان کرم مخلوق را دعوت به مهمانی کند

صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزانی کند

وز طور موسی آمده تا آن که در بانی کند

آید خلیل، آرد ذبیحِ خود که قربانی کند

یوسف گرفته مِجمر و اسپند گردانی کند

کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه

عیسی به دنبال علی، مریم کنار فاطمه

امشب به ملک اهل دل مولی الموالی، والی است

بر سینه غم دست رد، شب موسم خوشحالی است

شام سیه بختی شد و روز همایون فالی است

کوثر، کنار ساقی کوثر علیّ عالی است

زهرا به خانه بخت شد، جای خدیجه خالی است

امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کرد

آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ی خود زنده کرد  

میخانه باز و هر کسی جام مکیّف می زند

ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند

رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند

لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف می زند

آری نه تنها خاکیان ، هر آسمان کف می زند

منشین غمین امشب دلا، شادی دل کن بر ملا

خیز و مِس خود کن طلا، آیینه ات را ده جلا

عقد علی و فاطمه در آسمان ها بسته شد

در آسمان ها بسته شد در کهکشان ها بسته شد

زین نرگس و سوسن دگر چشم و زبان ها بسته شد

راه یقین ها باز شد، پای گمان ها بسته شد

بازاریانِ حُسن را ، دیگر دکان ها بسته شد

خورشید و ماه و آسمان، آیینه گردانی کنند

چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند

 بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بُوَد

جبریل مأمورست و فکر مجلس آرایی بود

میکال از عرش آمده گرم پذیرایی بود

چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود

درشهر یثرب لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد

خیل مَلک از عرش، سوی فرش فرش آورده اند

بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند

امشب ز شادی هر وجودی خویش را گم کند

گردون تماشای زمین با چشم اَنجُم می کند

دریای لطف سرمدی، بی حد تلاطم می کند

اهل زمین را آسمان غرق تَنَعُّم می کند

هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم می کند

امشب که گاه شادی بی حدّ و بی اندازه شد

با دست جانان دفتر عشق علی، شیرازه شد

امشب صدف، بر گوهری، یک بحر گوهر می دهد

یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد

صرّاف کل، دردانه ای بر دُرج حیدر می دهد

خود دست دختر را پدر بر دست شوهر می دهد؟

نی نِی ، فلک خورشید را بر ماه انور می دهد؟

تبریک گو بر مصطفی، جبریل از دادار شد

زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد

امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد

کشتی عصمت، نا خدا را سوی ساحل می برد

مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد

انسان کامل را ببین، با خود مکمل می برد

هم آن به این دل می دهد؛ هم این از آن دل می برد

با نغمه ی جادویی اش، داوود مداحی کند

با خامه مانی کِی توان این نقش طراحی کند؟

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان

خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان

شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان

لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان

شیعه مبارک باد گو، بر یازده فرزندشان

ای شیعه، دست افشان شو و تبریک بر دل ها بگو

بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو

ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین

قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین

زین پس هلال خویش را در آن خَم ابرو ببین

هم روز را در چهره او، هم شب در آن گیسو ببین

هم لاله زار رو ببین ، هم نافه بارِ مو ببین

هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند

روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند




مديحه های ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا (س)
چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت 9:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مديحه های ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا (س)

. حاج سعید حدادیان

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 هنگام سرور کائنات از امشب (سال 86)   2,770 0:11:48
2 نوید سپیده به گوش اهل دل رسیده 1,193 0:05:04

 

2. حاج حسن خلج

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 عاقد عقد خدا ، شاهد جبریل امین (جدیدسال 88) 4,032 0:11:27
2 شبه سرور و شب عروسی (جدیدسال 88) 2,032 0:05:44
3 تو قهرمان خیبری یا مرتضی (جدید)   1,337 0:07:34
4 تو آرزوی حیدری یا فاطمه (جدید)   1,149 0:06:29
5 یکی ملیکه شرف یکی امیر لاکشف (جدید)   759 0:04:29
6 علی علی علی یا زهرا 1,578 0:06:42

 

3. مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 فرشته طبع من زندگی از سر بگیر (جدیدسال 89) 2,787 0:07:29
2 دستای آسمونا گل می باره (جدیدسال 89) 2,809 0:07:58
3 امشب شبه سروره خدا و پیمبر است (جدیدسال 88) 4,047 0:11:29
4 ماه مبارک دمیده دلا تا حق پریده (جدیدسال 88) 2,259 0:06:24

 

4. حاج مهدی مختاری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 روز و شب عروسی زهرای اطهر است 308 0:01:17
2 دوباره لب ها غزل شادی می خونه 879 0:03:43
3 یا حیدر یا حیدر قربون خنده هات 1,200 0:05:06

 

5. حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 امشب دیدنیه خونه ی مولا   1,296 0:05:30

 

6. حسین سیب سرخی

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شب دومادیه فاتح خیبر شده   2,201 0:09:22

 

7. حاج محمد طاهری

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 توی شب مهتابی جشن آسمونه - سال 86   1,248 0:05:18

 

8. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 خدا شاهد عقد، علی شده دوماد پیغمبر 1,411 0:04:47
2 مدیحه خوانی - سال 86     1,248 0:05:18
3 انبیا شاهد عقد اولیا - سال 86     3,229 0:13:45

 

9. حاج حسین سازور

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اوجی محبت علی اوجی نیست (مدح) - سال 86   1,248 0:05:18

 

10. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 تو یار آسمانی تو جلوه الهی   818 0:03:28
2 ببین در این دقایق شکفته روی حیدر   445 0:01:52

 

11. حمید علیمی

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 لباس یاس بر تن کرده زهرا   259 0:01:05

 

12. مرحوم سید جواد ذاکر

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 قامت دامادیه مولا تماشا دارد امشب   1,059 0:04:29

 

13. محسن بنی فاطمی

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 امشب عروس آسمان خاک در حیدر شده (جدیدسال 89) 2,494 0:07:04
2 عروسیه زهرا و علی دل پر زنوره (جدیدسال 89) 2,406 0:06:49
3 امشب قلبم رو هدیه میکنم به مهربون دنیا (جدیدسال 88) 2,321 0:06:35

 

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

منبع : www.aviny.com




از عالم بالا خبر آمد خبری بود در عرش خدا حال و هوای دگری بود در جشن عروسی دوتا دلبر و دلدار باری
چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت 8:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از عالم بالا خبر آمد خبری بود

در عرش خدا حال و هوای دگری بود


در جشن عروسی دوتا دلبر و دلدار

بارید زشوق آنکه زاهل نظری بود


در عرش عروسی است و مهمان خدایند

داماد و عروس هم زملک دور و بری بود


سرمایه ی این زوج فقط مهر و محبت

هرچند که دارائیشان مختصری بود


زهرا فقط هم کفو علی بود ، همانکه

(سرتاقدمش چون پری از عیب بری بود)


بالاتر از انس و ملک و حوریه زهراست

اصلا نتوان گفت همانند پری بود


در وقت زفاف از سر شب این دوکبوتر

در حال مناجات خدا تا سحری بود


ابتر چه کسی گفت به پیغمبر خاتم ؟

کوری عدو ماحصلش دو پسری بود


اول حسن و بعد حسین ، بعد زنسلش

یعنی که همیشه به جهان تاج سری بود


دیگر چه نیازی به سپر بود علی را

از فاطمه بهتر مگر او را سپری بود!


می گفت علی با دل پر درد و پر از آه

هر وقت که از کوچه ی غم ها گذری بود


اوقات خوش آن بود که با فاطمه سر شد

در باقی عمر خون دل و چشم تری بود


ای فاطمه ای یاور نه ساله ی حیدر

رفتی و نگفتی که تو را همسفری بود

یاسر مسافر

 

با تشکر از آقای یاسر مسافر بخاطر ارسال این شعر




تعداد صفحات : 2


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2178

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 47
:: تعداد اعضا : 1669

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3,562
:: باردید دیروز : 14,713
:: بازدید هفته : 57,769
:: بازدید ماه : 152,704
:: بازدید سال : 1,254,420
:: بازدید کلی : 10,111,527