close
تبلیغات در اینترنت
ولادت حضرت زینب (س)
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
جز مدح آل فاطمه بر لب نبود و نیست
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:46 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا بنت امیرالمونین یا زینب

جز مدح آل فاطمه بر لب نبود و نیست
بهتر ز مدح ها، دم زینب نبود و نیست

باید وضو گرفت که نام مقدسش
جز بر لب و دهان مودب نبود و نیست

همواره بحث ما سر اوصاف اولیاست
همواره غیر او که مخاطب نبود و نیست

در طول عمر خود رخ او را کسی ندید
مانند این عقیله محجب نبود و نیست

'جام بلا' ز هر بشری 'بیشتر' چشید
در 'بزم'، مثل او که 'مقرب' نبود و نیست

آیین ما از اولش اینگونه بود و هست
مکتب رهش جدا که ز مذهب نبود و نیست

مکتب همان گدایی دربار زینب است
بیچاره انکه عاشق مکتب نبود و نیست

محمود یوسفی

 




شک را یقین کند که نگار خدا بوَد
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:46 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شک را یقین کند که نگار خدا بوَد

این دختری که کل وقار خدا بود  

نامش به عرش گرچه شعار خدا بود

او مظهر حقیقتِ کارِ خدا بود

پس جلوه ی خدا به اهل همین فرش، زینب است

آنکس که تازه آمده از عرش زینب است

*********

نازم به آنکه شغل مرا نوکری نوشت

وقتی که کار و بار تورا نوکری نوشت

فیضی رسید و خاک مرا حیدری نوشت

مارا مدافع حرم خواهری نوشت

برتر ز پاسبانی حرمت نیست در جهان

بهتر ز دختری علوی کیست درجهان!؟

*********

ای ریشه ی تمامی افکار ناب ما

پیدا بود حیای شما در کتاب ما

طاهر شود اگر نفسی در شراب ما

مخمور توست هرچه که باشد گلاب ما

مستیِ مُطلق است برایت سپر شدن

کیفیتی ست باتو حیاتم به سر شدن

 *********

باران شوقِ چشمِ تو در چشم ما گرفت

مارا نگاه زینبی ات دست و پا گرفت

وقتی که مدح تو به زبان در صدا گرفت

دستت برای نوکرتان، کربلا گرفت

یعنی هوای کرب و بلا مست زینب است

هرگوشه از عراقِ حسین دستِ زینب است

*********

عالَم نداشت جاذبه گر مادرت نبود

پرواز می نشست اگر که پرت نبود

جز یاحسین صدای دگر در سرت نبود

بابا به شأنتان بجز از حیدرت نبود

زینت برای حضرتِ کرار می شوی

یک روز بی حسین، تو بیمار می شوی

 

زینب همانکه مادر خود را بدل شده

زینب همانکه معنی تامِ عسل شده

زینب همانکه صبر جَمیلش مَثَل شده

زینب همانکه شیعه گی ام را عمل شده

مدیونِ لطفِ عالمه ی بی معلمم

فخرم شده که بر سرِ این سفره خادمم

*********

ما سینه زن شدیم ز داغ برادرت

آنجا که دید چشمِ تو افتاده لشکرت

بالای تل رسیدی و گودی برابرت

دیدی شلوغیِ گودال و مادرت . . .

بال گرفت ناله و آتش زبانه زد  

حرفی عجیب روی زبان ها جوانه زد

 


علی احمدیان جنت
 




بنویسید خداوند و پس از آن زینب
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلامٌ عَلی قَلبِ زَینَبَ الصَّبور...  


بنویسید خداوند و پس از آن زینب
بنویسید علی در دلِ میدان : زینب
بنویسید که زهراست در ایمان زینب
بنویسید حسن بعد حسن جان زینب
بنویسید حسین است بقرآن زینب

بنویسید که ای جان سن قربان زینب

نام تو می‌برم و کرببلا برخیزد
شیرزن می‌رسی و شیر خدا برخیزد
چه قیامی بشود فاطمه تا برخیزد
حق بده عرش اگر پیشِ شما برخیزد
گِرد گردِ کرمت دست دعا برخیزد

سلطنت کُن به همه دختر سلطان زینب

نعره تو هیمنه تو خطبه‌یِ بنیان کَن تو
رعد تو صاعقه تو معنی سوزاندن تو
برق تو تیغ تو و فاتحه‌ی دشمن تو
مَرد تو کوه تو وحیدرِ بی جوشن تو
شمع تو آینه تو گریه‌ی بی شیون تو

بنویسید فقط هیبتِ طوفان زینب

تو قدم می‌زنی انگار علم می‌کوبند
پشتِ تو اکبر و عباس قدم می‌کوبند
کاخها را به سرِ آلِ ستم می‌کوبند
کوفه تا شام همه بر سرِ هم می‌کوبند
بیرقِ کیست که بر اوج حرم می‌کوبند

کوفه تا شام کُنَد یک تنه ویران زینب

کاش می‌شد که فقط از تو فقط بنویسم
با تبِ عشقِ تو تا آخرِ خط بنویسم
زورَقی باشم و از جذبه‌یِ شط بنویسم
من که باشم بنویسم که غلط بنویسم
باید از شورِ شهیدِ حرمت بنویسم

می‌نویسم که تویی شمعِ شهیدان زینب

غرق در دود زمین بود که بارانی شد
باز شد بابِ شهادت حرمت بانی شد
سپرِ تو ، نه فقط سینه‌ی ایرانی شد
مرد این جاده رزمنده‌ی افغانی شد
هرکه شد جَلدِ حریم تو سلیمانی شد

تشنه بودیم و شدی ریزشِ باران زینب

آمدی تا که به خورشید بخوانی ما را
آمدی تا به حسینت برسانی ما را
دستِ ما گیری و تا او بکشانی ما را
چادرت را بتکانی بتکانی ما را
چو غباریم به صحنت بنشانی مارا

گریه داریم بخوان یادِ عزیزان زینب

آه گفتی که نیایید تنش را نبرید
مادرم می‌نگرد پیرهنش را نبرید
نیزه ها صبر کنید و بدنش را نبرید
لااقل زود عقیقِ یمنش را نبرید
به اسارت من و اطفال و زنش را نبرید

ای امان از دلِ تو ، آی پریشان زینب

حسن لطفی

 




السلام علیک یا زینب نور چشمان مصطفی زینب
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 7:44 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا زینب
نور چشمان مصطفی زینب
زینت اسم مرتضی زینب
باعث فخر مجتبی زینب
فاطمه بر تو مبتلا زینب

بعد از آنکه نهاده نامت را
داده حق اختیار تامت را
مصطفی خود گشوده کامت را
مرتضی پخته جنس خامت را
المثنای مرتضی زینب

آمدی و بهار هم آمد
خوشی روزگار هم آمد
به دل ما قرار هم آمد
کوه حجب و وقار هم آمد
منشا غیرت و حیا زینب

غیر تو در سرم ندارم من
غصه ی بیش و کم ندارم من
با تو اصلا که غم ندارم من
ای دمم بی تو دم ندارم من
می رسم با تو تا خدا زینب

محترمتر ز محترم بانو
سایه داری تو بر سرم بانو
مهربانتر ز مادرم بانو
در هوای تو می پرم بانو
دست من را بگیر یا زینب

میلاد یعقوبی (اراک)

 




عشق چون باد رها بین دو مرقد، زینب (س)
یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 13:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

🔹مدح ام العجائب  و ام المصائب اولیاء مخدره🔹
🔹جناب زینب کبری (سلام الله علیها)🔹


عشق چون باد رها بین دو مرقد، زینب (س)
در تن اهل خدا روح مجرد زینب (س)

یم نور است علی ، فاطمه ساحل هایش
زورق عشق، حسین (ع) ، عرشه و مسنَد زینب (س)

نام تو آمد و بیهوش شدم پس باید
نفسی تازه کنم از تو مجدد زینب (س)

خواهر و دختر معصومی و خود معصومه
ثانی امّ ابی ، خامس احمد ، زینب (س)

عرش را ساخت خدا با دَمِ مولا و سپس
سر در نه فلکش نام تو را زد زینب (س)

الف قامت صبر است ز صبرت قائم
الف قامت غم را تو شدی مَد زینب (س)

امتحان های زمان را همه را رد کردی
و تو در هیچ کدامش نشدی "رد" زینب (س)

بر سر زندقه صمصام ،  فرود آوردی
بر رگ کفر زدی تیغ مجَعَّد زینب (س)

از سرم شور تو تا نشر، نگردد خارج
از لبم نام تو تا حشر، نیفتد زینب (س)


جعفر ابوالفتحی



مجعد : پیچیده شده
زندقه : مشرکین

 

منبع:

www.neyjaf.ir




عصاره ای ز گِل صبر انتخاب شده است اثر گرفته ز روح خدا و ناب شده است مؤنث است ولی عین بوتراب شده است دو
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عصاره ای ز گِل صبر انتخاب شده است
اثر گرفته ز روح خدا و ناب شده است
مؤنث است ولی عین بوتراب شده است
دوباره نقشه ابلیس ها خراب شده است


به حیدری پس از حیدر انتصاب شده است

فرشته پشت فرشته فضای خالی نیست
در ازدحام نشستند و جای خالی نیست
هوا پر است ز عطرو هوای خالی نیست
به نان رسید گدا، دست های خالی نیست
دعای مادر این خانه مستجاب شده است

رسید تا بشود بهترین پس از زهرا
همین بهانه شدو گشت زینت بابا
مقام دوم زن را گرفت در دنیا
شبیه او که محال است یک نفر حتی
برای هر زنی این آرزو سراب شده است

چه مادری است که اینگونه دختر آورده
چه دختری است که عکسی ز مادر آورده
سری میان سر سروران در آورده
که صبر گشته ز دستان او فرآورده
کمی ز حُسن صفاتش دوصد کتاب شده است

از اینکه عالمه ی عرش آمده پایین
عزا گرفته ملک، شاد گشته اهل زمین
طرب به روح غم وغصه خوانده یک یاسین
و خنده گوشه لب داده لم بیا و ببین
چگونه پیکر غم غرق اضطراب شده است

به احترامش از این خانه شر غم کم شد
به پای او ز ادب قد آسمان خم شد
ز نوکریش، چه سودی نصیب حاتم شد
ز هول خنده او شیشه عسل سم شد
دل حسین ز لبخند زینب آب شده است

همان زمان که خدا قصد خلقت شب کرد
دو دانگ صبر خودش را به نام زینب کرد
کسی که شاکله عشق را مرتب کرد
حیا ز هُرم حجابش مریض شد،تب کرد
حجاب هم به کنیزی او مجاب شده است

غرور کرد از این خلقتش خود ایزد
چه طعنه ها که به خورشید،روی ماهش زد
زمین به دور مدار “عقیله” می چرخد
حدود مستی ما گشته شصت ونه درصد
پیاله تا که ز لطفش پر از شراب شده است

خدا ز شیعه نگیرد شفیعه ما را
خدای عشق،علمدار هیئتی ها را
چه خوب میخرد او نوکران آقا را
ندار موقع برگشت می شود دارا
نگاه و لطف کریمانه اش حساب شده است

بزرگتر شد و مردم وقار را دیدند
زبان گشود همه ذوالفقار را دیدند
به جان دشمن دین اضطرار را دیدند
ز لحن حیدریش الفرار را دیدند
تکانده چادر خود را و انقلاب شده است

علی اکبر نازک کار

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




خلق و خوی و خصال دخترها بیشتر می رود به مادرها دختران می زنند چون مادر گره محکمی به معجرها دختران
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خلق و خوی و خصال دخترها

بیشتر می رود به مادرها

دختران می زنند چون مادر

گره محکمی به معجرها

دختران عشیره زهرایند

مردهای عشیره حیدرها

موقع پهن کردن سفره

کمک مادرند دخترها

خورده نان های سفره ی مولا

می رسد بیشتر به قنبرها

عشق هم نیست بی شباهت به

حس بین تو و برادرها

زیر پایت نگاه کن بی بی

می خورد چشمتان به نوکرها

درک اوج کرامتت دارد

بیشتر بستگی به باورها

 

پیش مردم بدم نکن بی بی

دست خالی ردم نکن بی بی

 

آیه آیه، خدا خدا زینب

نور توحید هل اتی زینب

راحت روح مصطفی زهرا

راحت روح مرتضی زینب

قاری خطبه های یاحیدر

جلوه ی صبر مجتبی زینب

ای امام یقین و صبر و رضا

مظهر عفّت و حیا زینب

شیرِ مردان کربلا عبّاس

شیرِ زن های کربلا زینب

در مقامات عشق باید گفت

ما کجا و شما کجا زینب

به یقین در مقام تو جاری است

حکم کلی “انّما” زینب

و کتاب شکوه تو درس است

لفظ لفظ و هجا هجا زینب

با تمام وجود می گویم

السلام علیکِ یا زینب

 

السلام علیک، بی تابم

جان مولا بیا و دریابم

 

پر زدم باز در هوای شما

در هوای پر از خدای شما

وقتی از راه آمدی خم شد

آسمان بوسه زد به پای شما

سال ها مانده بر دلم بی بی

داغ دیدار کربلای شما

مشهد من به جای معصومه

کربلا رفتنم به جای شما

همه ی حاصلم فدای علی

جان ناقابلم فدای شما

مدح خواندن فقط برای علی

روضه خواندن فقط برای شما

 

زینبیه فدا شدن عشق است

و شهید شما شدن عشق است

 

نوکر بی وفا نمی خواهی

من گدایم گدا نمی خواهی

رو سیاه همیشه را بی بی

آه می خواهی یا نمی خواهی

به خدا خوب می شوم یک روز

حرّ شرمنده را نمی خواهی؟

به جوانی اکبرم بپذیر

و نگو که مرا نمی خواهی

می شود باز هم بپرسی که

سینه زن، کربلا نمی خواهی؟

بین این شاعران درباری

شاعری بی نوا نمی خواهی؟

 

بی نوایم بیا قبولم کن

و برای خدا قبولم کن

 

مست این حس ناب می مانیم

نوکر بوتراب می مانیم

به شهیدان تو بدهکاریم

وای اگر بی جواب می مانیم

تا دعاهای مادرت زهرا

بشود مستجاب می مانیم

با علی عهد بسته ایم امروز

پای این انقلاب می مانیم

پای این بیرقیم و منتظر

شمس پشت حجاب می مانیم

 

در دل ماست شور هم عهدی

تا بیاید ندا … انا المهدی

وحید محمدی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب من از نامش که زینت برعلی
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی
که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت
به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس
به کشتی نجات خلق لنگر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،دروقتش؛
دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛
برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر
پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه
دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر
که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب

مهدی رحیمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




جربزه را یاور خطیر نوشتند جان مرا هم نوای تیر نوشتند بوی شجاعت ز نای پارس بلند است غرش ما را به پای ش
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جربزه را یاور خطیر نوشتند
جان مرا هم نوای تیر نوشتند
بوی شجاعت ز نای پارس بلند است
غرش ما را به پای شیر نوشتند


باب مرادند ،،کشتگان حرم را
از برکات تو دست گیر نوشتند
بی طلب از جان خویش دست کشیدند
رفعت خود را چه سر به زیر نوشتند
بر در و دیوار هر کجا که رسیدند
نام تو را یک دو دل سیر نوشتند
شام بهانه است چونکه اهل سقیفه
مصحف این کینه از غدیر نوشتند
عزت و عصمت تویی گر چه نخواهند
نام تو را از ازل کبیر نوشتند
آنچه که دیدیم سر بلندی محض است
از چه به مقتل تو را اسیر نوشتند؟؟؟
عصر دهم جمله از جلال تو گفتند
شام ز فریاد زنی پیر نوشتند
دست به معجر رود؟؟بگو که دروغ است
هر چه جسارت که در مسیر نوشتند
لفظ شراب آمد و اسم تو را هم
آه کنارش به ناگزیر نوشتند

فاش بگو دست به دیوار نرفتی
بزم حرام و سر بازار نرفتی

حسین واعظی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




حضرت زینب(س)-مدح در جهـان، مهر حقیقت، زینب است مشعل صبح هدایت، زینب است دختر بانوی آب و آفتاب محرم
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:18 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح

 

در جهـان، مهر حقیقت، زینب است

مشعل صبح هدایت، زینب است

دختر بانوی آب و آفتاب

محرم اسرار عصمت، زینب است

کهکشان عشق و ایثار و کمال

تابش مهر فضیلت زینب، است

آسمان سروری را او رسول

لایق عقد نبوت، زینب است

خطبه خوان خون، زبان مرتضی

ذوالفقار عشق و غیرت، زینب است

بر مشام کوفه ی رنگ و فریب

بوی توفان قیامت، زینب است

خواهر توفان سرخ کربلا

مادر صبر و مصیبت زینب است

بحر درد و کوه داغ و عرش زخم

ارتفاع استقامت، زینب است

وصف زینب، وصف یک ناممکن است

عاشقان! تفسیر حیرت، زینب است

من کجـا و وصف این خاتون، غزل !

فصل شرح بی نهایت، زینب است

 

رضا اسماعیلی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




حضرت زینب(س)-مدح و ولادت ماه زهرا تا که کردی تو در این ماه حلول شمس با دیدن نورانیتت کرد افول پای گه
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت

 

ماه زهرا تا که کردی تو در این ماه حلول

شمس با دیدن نورانیتت کرد افول

پای گهواره تو سجده کند جبرائیل

بوسه بر دست تو امشب زده زهرای بتول

پای مدح تو به عالم همه حیران هستیم

در مقامات تو سرگشته و ماتند عقول

بی وضو دست نباید بزنم بر نامت

عصمت مطلقه دارید همانند رسول

حتم دارم به دلش نام شما را هم برد

توبه ی آدم اگر پیش خدا گشت قبول

مظهر نام حسین است به عالم نامت

«یا حسین» از دم ِ «یازینب» ما کرد حلول

کار و بارش شده بیچارگی و در به دری

هرکسی که زگدایی درت کرد عدول

بی توسل به شما روز و شبم هست خزان

می شود رزق ، در عالم به نگاه تو نزول

زینت اهل سما ، زینت مادر ، زینب

زینِ اب ، زینِ نبی ، زینِ برادر ، زینب

شیعیان در دلشان حب تو دارند همه

خانواده ، پدر و مادر و فرزند همه

از درِ خانه ی تو فیض رسیده است به ما

با نگاه تو شدیم عبد خداوند همه

هرکجا کار گره خورد خدا را دادیم...

...به نخ چادر مشکی تو سوگند همه

کوری چشم حسودان به زمین چرخاندند

دور تو ، دور سر فاطمه اسپند ، همه

خمسه ی طیبه با دیدن رویت امشب

در میان دلشان آب شده قند ، همه

زینت حیدری و آینه ی زهرایی

آمده برلب عشاق تو لبخند ، همه

در دفاع از حرمت نام تو را حک کردیم

روی هر چفیه و پیراهن و سربند ، همه

شهدای  حرمت شیعه ی ناب  علی اند

دشمنان حرمت نطفه حرام اند همه

جان ارباب نگاهی تو بر این نوکر کن

این گدا را به دفاع از حرمت پرپر کن

 

مهدی علی قاسمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




یا زینب(س) السلام عليكِ يا زينب نام او بهترین سرآغاز است خبر آورده اند از امشب در میخانه تا ابد باز ا
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب(س)

السلام عليكِ يا زينب
نام او بهترین سرآغاز است
خبر آورده اند از امشب
در میخانه تا ابد باز است

زیر پای ملیکه ی عالم
پر و بال فرشته ها فرش است
گذر اهل آسمان امشب
شاهراه مدینه تا عرش است

باز با لحن عشق می خواند
جبرئیل آیه های کوثر را
می کند وصف با کلام خدا
دختر دختر پیمبر را

پای شیرینی مضامینش
کوک شور است تار قافیه ها
گل به ساز بهار می رقصد
شد گلستان تمام بادیه ها

با خود آورده اند ثانیه ها
وقت شرعی به ساعت خُم را
ریسه های پیاله می بندند
سر در آسمان هفتم را

عطر و بوی خمار پیچیده
در رواق حریم میخانه
باده خیرات می کند ساقی
سهم هر مست پنج پیمانه

از سبوی تو عشق می نوشیم
معنی آسمانی مستی
"زَین اَب" ، "زَین اُم" و "زَین نبی"
زینت  خاندانتان هستی

پای تا سر شبیه زهرایی
همه ی باور منی بانو
صحبت از صبر و اقتدار شود
با علی مو نمیزنی بانو

خواهر مهربان و خوب حسین
حضرت عمه جان ساداتی
دختر مرتضی و فاطمه ای
صاحب این همه مقاماتی

ای تجلی خواهرانه ی عشق
حرمت پایتخت غیرت ماست
بی سبب نیست روی گنبد آن
پرچم ساقی حرم بالاست

لشکریان حضرت عباس
نوکران عقیله بسم الله
حرف نامردهای تکفیریست
مردهای قبیله بسم الله

آخر شعر خواهشی دارم
این من و کوله پشتی سفرم
کاش رخصت دهید تا بروم
در صفوف مدافعان حرم....


محمد جواد مهدوی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




حضرت زینب (س)-مدح هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است اولین
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب (س)-مدح

 

هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است

غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود

شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا

کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی

ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش

حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا

مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین

او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود

پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری

شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام

لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق

چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن

دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

 

مهدی مقیمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




حضرت زینب (س)-مدح و ولادت انتهای تمام جادّه ها باز باید به تو رجوع کنم کاش خورشید باشم و هر روز در ح
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت

 

انتهای تمام جادّه ها

باز باید به تو رجوع کنم

کاش خورشید باشم و هر روز

در حریم شما طلوع کنم

شعر خود را اجازه ام بده تا

با سلامی به تو شروع کنم

سحر و صبح و ظهر و عصر و شب

السلام علیکِ یا زینب

السلام علیکِ یا همه کار

السلام علیکِ یا همه کس

السلام علیکِ در همه عمر

السلام علیکِ بر تو و بس

السلام علیکِ باز ، از  نو

السلام علیکِ گفتم و پس

تو جواب سلام را دادی

که به این شکل در دل افتادی

بار دیگر سلام بر نورت

مبدأ عشق ، از ولادت توست

مثل زهرا سراسرت خیر است

کرم و لطف و عشق ، عادت توست

تو چنان در عبادتی بی بی

که عبادت پیِ عبادت توست

به خداوندیِ خدا سوگند

عشق تو کرده عشق را در بند

از همان ابتدا شدی آرام

تو به اعجاز رنگ و بوی حسین

وسط آن همه بهشتی رو

باز شد چشم تو به سوی حسین

بی گمان اینکه شد برادر تو

آبرو بود و آرزوی حسین

چشمت افتاد بر جمال جمیل

گریۀ تو به خنده شد تبدیل

جنس دلهایتان ز نور خداست

شده وابسته از همان اول

عشقتان عشقِ بی برو برگرد

شد از این دسته از همان اول

دلِ تو گشته با حسین ، یکی

غیر از او رسته از همان اول

از کمال تو خلق حیرانند

در دو عالم عقیله ات خوانند

واژهء شیرزن به نام شماست

بس که اسطوره شد دلاوریت

عاشقانه ترین وجودی تو

نقطۀ عطفِ عشق ، خواهریت

خواهری کرده ای برای حسین

شده ثابت به او *برادریت*

با تو تنها نه اینکه خواهر داشت

پدر و مادر و برادر داشت

مثل زهرا برای پیغمبر

بودنت افتخار حیدر بود

دختری بهتر از هرآنچه که هست

بر علی اینچنین مقدر بود

اقتدار تو بعد کرببلا

لحظه لحظه چو فتح خیبر بود

متحیر شدم ازین وجنات

هدیه بر توهزار تا صلوات

گوئیا وارث ابالفضلی

که شده دشمنت زمین گیرت

خطبه خواندی عجب علی گونه

کوفه لرزید وقت تکبیرت

اثر صحبتت به مثل علیست

کوفه و شام تحت تأثیرت

پشت دروازه خطبه تا خواندی

پشت ابن زیاد لرزاندی

ظاهرِ شمرها عوض شده است

دشمنان تو از همان نسلند

ریشه یابی اگر کنیم ، دقیق

به سنان و به حرمله وصلند

کینه ها منشأش ز کرببلاست

و  کپی ها برابرِ اصلند

دورِ خود  شمر اگر چه پُر داری

غم مخور تا حبیب و حُر داری

تابعیَّت به ما بده زینب

تا بگوییم تابع حرمیم

حرمت بس که با صفاست همه

صبح تا شب مُراجِعِ حرمیم

با تمام وجودمان بی بی

تا قیامت مدافع حرمیم

شیعیانند خادمان حرم

خادمان نه مدافعان حرم

داعشیهای سنگدل بروید

پای جایِ دگر وسط بکشید

حرم زینب است آخر خط

دست ازین بازیِ غلط بکشید

تا نگردیده شیعه دیوانه

دورِ این بارگاه خط بکشید

ما روی این حریم حساسیم

جاش ، باشد تمام ، عباسیم

 

مهدی مقیمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




حضرت زینب(س)مدح و ولادت آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد غنچه‌ی خنده به
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 حضرت زینب(س)مدح و ولادت

 

آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد

هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد

غنچه‌ی خنده به روی لب زهرا آمد

مژده، ای اهل زمین زینب کبری آمد

اشک شوق علی و ذوق نبی دیدنی است

شب، شبِ رحمت حق است، شبی دیدنی است

میکده از سر شوق است مرتب گشته

ساغر از کوثر ناب است لبالب گشته

گوش کن... ذکر لب فاطمه زینب گشته

ملک از عطر نفس هاش مقرب گشته

فاطمه شاد که باشد همه عالم شادند

باغ های دو جهان از نفسش آبادند

زینب از نسل خدیجه است، شرافت دارد

هیبتش فاطمی و رتبه ی عصمت دارد

نزد ما خاک قدم هاش قداست دارد

در دل سینه زنان، تخت حکومت دارد

تا قیامت همه محتاج و حقیرش هستیم

پیرو مکتب و در خط و مسیرش هستیم

راهِ بی زینب کبری به خدا بی راهه است

سالک خالیِ از معرفتش گمراه است

بی سبب نیست که گفتند امین الله است

سرّ أب بوده و از سرّ سما آگاه است

حافظ و محرم اسرار امامت، زینب

صاحب حکمت و دریای بصیرت، زینب

خطبه‌اش مثل علی، فن بیانش غوغاست

صاحب علم لدنی است شبیه زهراست

نائب فاطمه در واقعه ی عاشوراست

یک تنه آینه ی پنج تن اهل کساست

گرچه گفتند به او عابده ی آل علی

کل عمرش همه جا بود به دنبال ولی

در صف اول هر معرکه حاضر بودن

کوه غم، کوه بلا دیدن و شاکر بودن

کم نیاوردن و جنگیدن و صابر بودن

همه جا در پی تعظیم شعائر بودن

این همه ذره ای از وصف کمالش هم نیست

قطره ای از اقیانوس جلالش هم نیست

شصت و نه آیه به دنبال دمش می آیند

شصت ونه معجزه با بازدمش می آیند

شصت و نه ذبح پی هر قدمش می آیند

شصت و نه نور طواف حرمش می آیند

زینب است و همه محتاج به نورانیتش

جمع ها واله و دلداده ی وحدانیتش

ما نمردیم کسی صحبت غارت بکند

ما نمردیم کسی باز خباثت بکند

داعشی سمت حرم قصد عزیمت بکند

یا که در خواب اگر فکر جسارت بکند...

...سر آن نطفه حرام از رگ گردن بزنیم

تا بدانند همه عبد سرای حسنیم

همه هستیم گدای حرمت بی بی جان

همه ی ما به فدای حرمت بی بی جان

ما کجا... کرب و بلای حرمت بی بی جان

خوش به حال شهدای حرمت بی بی جان

دور ماندیم رفیقان... سرمان رفت کلاه

رانده از سوی بهشتیم و پی بذر گناه

 

 

محمد جواد شیرازی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




یاملیکه المتجلی فی ارض کربلا ای ز عطر تو عالمی سرمست زینبی بوده ام ز روز الست باده تا آن زمان که دست
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 14:11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاملیکه المتجلی فی ارض کربلا


ای ز عطر تو عالمی سرمست
زینبی بوده ام ز روز الست
باده تا آن زمان که دست تو هست
میکده وقف تو شود در بست
جرعه ای از تو عالمی دارد
بی تو بودن عجب غمی دارد

روز روشن ، به ذکر نامت شد
شب محیطی بروی بامت شد
هر نبی مات آن مقامت شد
کوفه تسخیر هر کلامت شد
لحن حیدر تجلی سخنت
به فدات عقیله ، صد چو منت

درس تو ، علم آسمان باشد
جای پای تو کهکشان باشد
گرچه نذر تو جانمان باشد
کمترین هدیه در توان باشد
پاسبانت شدن ، در ناب است
گردن نوکران ارباب است

دیده شد در جنان رد پایت
بوسه می زد به روت بابایت
در دل شیعیان بود جایت
عرش حق آمده تماشایت
وقف عشق برادرت هستی
دائما فکر مادرت هستی...

چشم ما گریه بر شما دارد
التماسی به آن دعا دارد
دل تو داغ صد عزا دارد
دیده ات روی نیزه جا دارد
روضه خوانم برای مادر تو
ای بمیرم برای معجر تو

تا به رویت رسید روی حسین
لب گشودی به گفت و گوی حسین
نام زیبای تو سبوی حسین
لعل اشکت شده وضوی حسین
روضه ات بوی کربلا دارد
جان دهم بین روضه جا دارد


علی احمدیان-جنت

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




وقتی نگاه خاص تو بردل اثر كند عاشق مدام وقف تو خون جگر كند كار جنون به اذن تو معنا گرفته است مجنون
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 17:20 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا عقیله العرب یا زینب کبری (س)


وقتی نگاه خاص تو بردل اثر كند

عاشق مدام وقف تو خون جگر كند

كار جنون به اذن تو معنا گرفته است

مجنون كجا به غیر تو كار دگر كند

مبداء و مقصد دل عاشق حرم  بُوَد

با ذكر تو به این ور و آن ور سفر كند

وقتیكه ارتباط تو با یار دیدنیست

آنجا كلام معنی خود در بصر كند

مقصود خلقت تو فقط دلبری بود

باید مَلَك رسد که جهان را خبر كند

وقتِ درخشش جَلَوات تو بر زمین

خورشید از تلألو نورش هذر كند

امری نما و نوكر خود را محك بزن

بایك كرشمه ات دلِ خود پُر شَرَر كند

ریزم به پای مقدم تو جان خویش را

تا چشم تو به حال خرابم نظر كند

حینِ نظاره ات به حسین و تَبَسُمَت

باید خدا به ثبتِ وقوعش هنر كند

تو آمدی و كاسه ما پر شراب شد

محو جمال فاطمی ات بوتراب شد

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است خطبه در خطبه امیرالمؤمنین د
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 16:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است
جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است
خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است
زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است
آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی
صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی
جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی
می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
(این حسین عاشق یکی دارد که آن هم زینب است)
*
نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر
خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر
غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر
محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر
گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است
*
شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است
مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است
سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است
عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است
در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است
*
عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود
دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود
هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود
دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود
یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است
*
از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین
اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین
فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین
گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین
او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است
*
گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز
او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز
می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز
با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز
آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است

حسن لطفی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




عصاره ای ز گِل صبر انتخاب شد اثر گرفت ز روح خدا و ناب شد مؤنث است ولی عین بوتراب شد دوباره نقشه ابلیس
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 16:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عصاره ای ز گِل صبر انتخاب شد
اثر گرفت ز روح خدا و ناب شد
مؤنث است ولی عین بوتراب شد
دوباره نقشه ابلیس ها خراب شد
به حیدری پس از حیدر انتصاب شد

 

فرشته پشت فرشته فضای خالی نیست
در ازدحام نشستند و جای خالی نیست
هوا پر است ز عطرو هوای خالی نیست
به نان رسید گدا، دست های خالی نیست
دعای مادر این خانه مستجاب شد

رسید تا بشود بهترین پس از زهرا
همین بهانه شدو گشت زینت بابا
مقام دوم زن را گرفت در دنیا
شبیه او که محال است یک نفر حتی
برای هر زنی این آرزو سراب شد

چه مادری است که اینگونه دختر آورده
چه دختری است که عکسی ز مادر آورده
سری میان سر سروران در آورده
که صبر گشته ز دستان او فرآورده
کمی ز حُسن صفاتش دو صد کتاب شد

از اینکه عالمه ی عرش آمده پایین
عزا گرفته ملک، شاد گشته اهل زمین
طرب به روح غم وغصه خوانده یک یاسین
و خنده گوشه لب داده لم بیا و ببین
بلیط یک طرفه غم گرفت و خواب شد

به احترامش از این خانه شر غم کم شد
به پای او ز ادب قد آسمان خم شد
رسید و سود کلان سهم جیب حاتم شد
ز هول خنده او شیشه عسل سم شد
دل حسین ز لبخند زینب آب شد

همان زمان که خدا قصد خلقت شب کرد
دو دانگ صبر خودش را به نام زینب کرد
کسی که شاکله عشق را مرتب کرد
حیا ز هُرم حجابش مریض شد،تب کرد
حجاب هم به کنیزی او مجاب شد

غرور کرد از این خلقتش خود ایزد
چه طعنه ها که به خورشید،روی ماهش زد
زمین به دور مدار “عقیله” می چرخد
حدود مستی ما گشته شصت ونه درصد
پیاله تا که ز لطفش پر از شراب شد

خدا ز شیعه نگیرد شفیعه ما را
خدای عشق،علمدار هیئتی ها را
چه خوب میخرد او نوکران آقا را
ندار موقع برگشت می شود دارا
دوباره ظرف گدا پر شد و ثواب شد

بزرگتر شد و مردم وقار را دیدند
زبان گشود همه ذوالفقار را دیدند
به جان دشمن دین اضطرار را دیدند
ز لحن حیدریش الفرار را دیدند
تکاند چادر خود را و انقلاب شد

علی اکبر نازک کار

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




برای مصحف تاریخ زیوری بانو ز بعد مادرت از هر زنی سری بانو تو آمدی که شوی اعتبار واژه ی صبر و با نگاه
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 16:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برای مصحف تاریخ زیوری بانو
ز بعد مادرت از هر زنی سری بانو

تو آمدی که شوی اعتبار واژه ی صبر
و با نگاه خود ایوب پروری بانو

سلام مادر غمها، سلام خواهر عشق
الا که زینت فتاح خیبری بانو

برای وصف شما در مضیقه ی کلمات
قلم نوشت به دفتر که محشری بانو

برای حضرت مادر،برای کوثر حق
قسم به حق که عطیناک کوثری بانو

به وقت سوختن خیمه میشوی زهرا
به شهر کوفه و شامات، حیدری بانو!

بهنام فرشی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امشب از بهشت حقّ بر زمین دری وا شد بیتِ مرتضی گویی رشک باغ طوبیٰ شد جلوه ی علی آمد، زینِ اَبْ هویدا
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 16:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب از بهشت حقّ بر زمین دری وا شد

بیتِ مرتضی گویی رشک باغ طوبیٰ شد

جلوه ی علی آمد، زینِ اَبْ هویدا شد

تا سحر ز شور و شوق بس که سینه شیدا شد

 

صحن جان عشّاقش مثل طور سینا شد

بس شعف به دل داریم کار ما هم أحیا شد

ما هوایی عشقیم، شور و تاب و تب داریم

کار ما همین باشد ذکرِ او به لب داریم
.

ای به دست احسانت چشم انبیا زینب

خاک چادرت دارد حُکم کیمیا زینب

چون خدیجه ی کبریٰ مظهر وفا زینب

در مراتب عصمت فوق فکرِ ما زینب

مثل مادرش زهرا قدر او خفا زینب

قهرمان میدان هر غم و بلا زینب

قدر او وَلا یُدْرَکْ ، شأن او وَلا یوصَفْ

او عَلَم به دوش آمد، عصرِ روز غم از تَف

.
او شریک ارباب و نائب برادر بود

کعبهُ الرَزایٰا را دل اگر پُر آذر بود

مادر مصائب بود، لیکن او ز غم سر بود

در سپهرِ صبرْ آخر، او یگانه اختر بود

در فصاحتش گفتند مرتضای دیگر بود

چون که خطبه میخواند او، چشم دشمنان تَر بود

این عقیله ی والا بِنْتُ الحیدرش نام است

از دَمِ پُر از آهش، روز شامیان شام است

.
نهضت حسینی را خطبه های او جان داد

بر جهانیان تا حشر درس دین و ایمان داد

پای یاری دینش دو پسر ز پاکان داد

او ز صبر خود ما را مشقِ عهد و پیمان داد

پیکری که شد صد چاکْ را نشان به جانان داد

درس بندگی زین کار او به جمله یاران داد

رو به آسمان گفتا با دو چشم بارانی

کن خدا قبول از ما این قلیلْ قربانی
.

صبح و شب پس ازآن غم، روضه خوان عاشوراست

او مُنادی داغی بس عظیم و جانفرساست

او به چشم خود می دید قتلگه ز خون دریاست

یک نفر به گودال و دور پیکرش غوغاست

خنجری نمی بُرّید، دستِ قاتلی بالاست

وامحمّدا ذکرِ اهل خیمه ی آقاست

روضه چون رسید اینجا طاقت همه کم شد

قامتِ کمانیّ مادری ز غم ، خم شد
.

شیعه تا ضمانت بر جنّت برین دارد

عاقبت به خیری را آخرت یقین دارد

کی مضایقه از جان پای حفظ دین دارد

با علی ولی الله طینتی عجین دارد

چون امام خود صبری بر جفا و کین دارد

دست انتقام حقّ روز واپسین دارد

چون مدافعان ما هم پای تو سر اندازیم

نسل دشمن شیعه از زمین بر اندازیم

وحید دکامین

پ.ن:
اشک و خون از دیده ى تر می رود

دختر آمد، حیف مادر می رود

 

 

 




به مناسبت میلاد زینت پدر ، عصمت الله الصغری ، ثانی زهرا(سلام الله علیها) ، زینب کبری (سلام الله علیها
سه شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 23:40 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


به مناسبت میلاد زینت پدر ، عصمت الله الصغری
، ثانی زهرا(سلام الله علیها) ، زینب کبری (سلام الله علیها)


هر آنچه داد به زینب ، خدای زینب داد
 چه رزق ها به خلایق ، دعای زینب داد

ببین رسالت زینب ،چقدر، ارزش داشت
حسین، رفت و سرش را برای زینب داد

ز نینوا بشنو این کلام سوزان را
نوا به نای شهیدان ، صدای زینب داد

شعف به روح مجرد مقام منشورش
 شرف به نفس مونث ، حیای زینب داد

خدا به هر که شده واقعا دچار علی(ع)
به قدر ذره ای از ابتلای زینب داد

چو روح، حل شده در امر ذات اقدس بود
چه درس ها به "رقیه" فنای زینب داد

تکان نداد دو ابرو و دید... زیبا را
توان به پای امامش ، قوای زینب داد

اگر نبود، امامت نبود و رب العرش
بقا به دین خودش با بقای زینب داد

به روی تخت سلیمان نشست و مورش شد
خدا چه حال خوشی به گدای زینب داد

جعفر ابوالفتحی



منبع:
www.Neyjaf.ir

 




همه جا سوت و کور بود آن شب شب جشن و سرور بود آن شب جای باران، ستاره می بارید آسمان غرق نور بود آن شب
سه شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 13:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

همه جا سوت و کور بود آن شب
شب جشن و سرور بود آن شب

جای باران، ستاره می بارید
آسمان غرق نور بود آن شب

همه از عرش آمده بودند
لحظه های حضور بود آن شب

خلوت فاطمه تماشا داشت
کوثری در ظهور بود آن شب

خانه اش از ملائکه پر بود
هجره اش کوه طور بود آن شب

فضه هم پشت در معطل بود
خادمش باز حور بود آن شب

سفره پهن و گدا فراوان و
نان میان تنور بود آن شب

دسته ای از فرشته ها مثلِ
هیئتی در عبور بود آن شب

همه بر لب ترانه می خواندند
شبِ مستی و شور بود آن شب

از دل اهل بیت پیغمبر
غم و غصه به دور بود آن شب

حاجت خلق را خدا می داد
دوبرابر غفور بود آن شب

نان و خرما و نقل و شیرینی
همه جا جفت و جور بود آن شب

آنقَدَر ازدحام بود در کوچه
که علی فکر سور بود آن شب

پشت هجره علی قدم می زد
پر از حِسّ و غرور بود آن شب

خبر آمد که زینب آمده است
چشم بدخواه کور بود آن شب

درِ میخانه را خدا وا کرد
زینبش را کمی تماشا کرد


رضاباقریان

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 

 




بی بی جانم... آنانكه عاشقند و به شيعه ملقبند از هديه هاي خاص خدايي لبالبند ليلا اگر كه سر طلبد سر بي
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بی بی جانم...

آنانكه عاشقند و به شيعه ملقبند

از هديه هاي خاص خدايي لبالبند

ليلا اگر كه سر طلبد سر بياورند

آماده اشاره يك دم از آن لبند

تب میکنند اگر نشود نوکری کنند

از عشق آل فاطمه در تاب در تبند 

در زير بيرق علي و خانواده اش

بالا نشين تر از ملكان  مقربند

آنانكه كه در قبيله حيدر حسينيند

از شيعيان عمه سادات زينبند

 

هر عاشقی که خون خدا را صدا کند

درعاشقی  به  دخت  علی  اقتدا کند

 

وقت ظهور فاطمه ای دیگر  آمده

خورشید خانواده حیدر در آمده

 بعد از دو شیر مرد علی وار  فاطمی

شیر آمده دوباره ولی  دختر آمده

آیینه در بغل به سخن آمده علی

زینب نگو بگو که خود حیدر آمده

تا اینکه گاهواره او را تکان دهند

 مریم کنار آسیه و هاجر آمده

دهر خراب لایق بانوی عرش نیست

تنها به عشق خون خدا خواهر  آمده 

 

ای چشمهای فاطمه بانوی عالمین

با آن تبسم تو نفس میکشد حسین

 

پلکی زدی و نور خدا انتشار یافت

خورشید زیر سایه پلکت قرار یافت

 پلکی زدی کتاب حقایق نوشته شد

حق واژه های  راه علی انتشار یافت

  پلکی زدی و باغ و شکوفه درست شد

جنت طراوت از نظر این بهار یافت

پلکی زدی تبسم  سائل شروع شد

با چشم مهربان  تو سائل وقار یافت

پلکی زدی و پلک تو را بوسه زد حسین

آقا برای زندگی اش هم قطار یافت

هر چه برای وصف تو گشتم در عالمین

نام توشد  مساوی با واژه حسین

 

بانوي آب آينه دلهاست جايتان

بادا تمام ايل و تبارم فدايتان

آنقدر در مقام بلنديد مانده ام  

دريك غزل چگونه بگويم ثنايتان

بايد شبيه سوره كوثر بياورم

تا اينكه جمله اي بنويسم برايتان

يك جا فقط تيمم ما بهتر از وضوست

انجا كه هست ذره اي از خاك پايتان

هر كس به اشتباه تورا مرتضي شمرد

وقتي  شنيد از پس پرده صدايتان

 

با تو خدا دوبار نشان می دهد خودی

تو آمدی و زینت دوش علی شدی

 

انداخت سایه بال و پرت روی نه فلک

فرش گدای خانه تو بال هر ملک

شیرینی سرای علی شور فاطمه

داده خدا به سفره مولای ما نمک

در می زنم علی صدقه دست من دهد

در میزنم به  خاطر زینب کمی کمک

روزی  فاطمیه ما دست زینب است

مارا زخیل گریه کنانت نکن الک

بگذار تاکه فاطمیه گریه کن شویم

مارا برای مردن از غم بزن محک

بگذار تابهانه غم دستمان دهیم

بگذار بین آن درو دیوار جان دهیم

 

موسی علیمرادی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



حضرت زینب(س)-مدح السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب می نویسیم فقط نامِ ش
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح

 

السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب

فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب

می نویسیم فقط نامِ شما را بانو

سطرِ اول، سر هر برگه ی دفتر "زینب"

چه مبارک غزلی گشت و چه فرخنده ردیف

غزلم گشت به نام تو مُعطر زینب

آمدی تا که حسینیه شود سینه ی ما

کائنات است ز نور تو مُنور زینب

وصفِ زینب بنویسیم به اوصافِ حسین...

...یا حسین است به اوصاف، سراسر زینب؟

جلوه کرده است حیا، عفت و صبر و شوکت

رأفت و لطف و شجاعت، همگی در زینب

از شکیبایی ایّوب دگر هیچ نگو

صفت صبر شده وقف فقط بر زینب

تا محبینِ حسینیم یقینا فردا

یادمان هست میان صفِ محشر، زینب

کوریِ دشمن حیدر که اجاقش کور است

دومین شأنِ نزول است به کوثر، زینب

آیت الله ترین مرجع تقلید جهان

اسوه ی خطبه ی هر صاحبِ منبر زینب

در مقامش سر سجاده همین بس باشد

گفت محتاج دعای تو برادر، زینب

مثل زهرا همه جا گرد ولایت چرخید

لحظه ی واقعه چون شیر دلاور زینب

نه فقط کرب و بلا، بین مدینه حتی

همه جا بود فقط حامی رهبر زینب

وای از آن لحظه ی سختی که به صوتی محزون

ناله زد سمت نبی خسته و مضطر زینب

گفت این صید به خون خفته حسین است حسین

ریخت از خاکِ همان بادیه بر سر زینب

وای از شام چه آمد به سرش در این شهر

آتش افتاد به روی نخ معجر... زینب_

_همه جا بود دمش گرم دمش ذکرِ حسین

دم زد از یار فقط تا دمِ آخر زینب

 

محمد جواد شیرازی

 

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



حضرت زینب(س)-مدح و ولادت در زمین و آسمان ها خیمه ی شادی به پاست مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست ذکر
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:20 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت

 

در زمین و آسمان ها خیمه ی شادی به پاست

مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست

ذکر تعجیل قنوت استجابت آمده

سائلان مژده که حاجات همه امشب رواست

زینت گلخانه ی مولا شکوفا گشته و...

بیت حیدر با شمیم بنت زهرا آشناست

کهنه زخمی که میان سینه ها مانده هنوز

با صدور نسخه ی تکمیلی زینب دواست

معجزه در بین چشمانش تلاطم می کند

خاک با فیض نگاه دختر زهرا طلاست

نام زینب پنج نقطه نور ساطع می کند

یعنی ابن بانو خودش تلفیقی از آل عباست

در شب میلاد غرق رحمت اخت الحسین

بانی عیدی ما قطعا خود خون خداست

بانویی که سفره ی الطاف خود را پهن کرد

خانه ی دل را برای عشق پاکش رهن کرد

با وجود او غم و غصه به آخر می رسد

لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد

ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم

رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد

دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود

سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد

زودتر با دست پر از پیش زینب می رود

محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد

هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است

واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد

ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد

تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد

مطمینم در شلوغی های روز واقعه

چادر بانو به داد اهل محشر می رسد

مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست

آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست

از ازل دستان این سایل دخیل زینب است

تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است

هر کسی که شد حسینی مطمینا شاکرِ

نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است

اولین گلبانوی دامان زهرا و علی

دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است

هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد

بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است

انتظام شعر های دفتر اشعار من

متشکل از همان فرم شکیل زینب است

کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد

ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است

در میان روضه های جانگداز کربلا

گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است

هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری

گریه می بارم به یاد لحظه های آخری....

که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟

مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟

تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین

روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟

می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی...

بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟!

بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای

می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟

از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام

بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را

آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟"

زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی

پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟

وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود

"کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"

 

اسماعیل شبرنگ

 

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



حضرت زینب(س)-مدح و ولادت آنانكه عاشقند و به شیعه ملقبند از هدیه های خاص خدایی لبالبند لیلا اگر كه س
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت

 

آنانكه عاشقند و به شیعه ملقبند

از هدیه های خاص خدایی لبالبند

لیلا اگر كه سر طلبد سر بیاورند

آماده اشاره یك دم از آن لبند

تب میکنند اگر نشود نوکری کنند

از عشق آل فاطمه در تاب در تبند

در زیر بیرق علی و خانواده اش

بالا نشین تر از ملكان  مقربند

آنانكه كه در قبیله حیدر حسینیند

از شیعیان عمه سادات زینبند

هر عاشقی که خون خدا را صدا کند

درعاشقی  به  دخت  علی  اقتدا کند

وقت ظهور فاطمه ای دیگر  آمده

خورشید خانواده حیدر در آمده

بعد از دو شیر مرد علی وار  فاطمی

شیر آمده دوباره ولی  دختر آمده

آیینه در بغل به سخن آمده علی

زینب نگو بگو که خود حیدر آمده

تا اینکه گاهواره او را تکان دهند

مریم کنار آسیه و هاجر آمده

دهر خراب لایق بانوی عرش نیست

تنها به عشق خون خدا خواهر  آمده

ای چشمهای فاطمه بانوی عالمین

با آن تبسم تو نفس میکشد حسین

پلکی زدی و نور خدا انتشار یافت

خورشید زیر سایه پلکت قرار یافت

پلکی زدی کتاب حقایق نوشته شد

حق واژه های  راه علی انتشار یافت

پلکی زدی و باغ و شکوفه درست شد

جنت طراوت از نظر این بهار یافت

پلکی زدی تبسم  سائل شروع شد

با چشم مهربان  تو سائل وقار یافت

پلکی زدی و پلک تو را بوسه زد حسین

آقا برای زندگی اش هم قطار یافت

هر چه برای وصف تو گشتم در عالمین

نام توشد  مساوی با واژه حسین

بانوی آب آینه دلهاست جایتان

بادا تمام ایل و تبارم فدایتان

آنقدر در مقام بلندید مانده ام

دریك غزل چگونه بگویم ثنایتان

باید شبیه سوره كوثر بیاورم

تا اینكه جمله ای بنویسم برایتان

یك جا فقط تیمم ما بهتر از وضوست

انجا كه هست ذره ای از خاك پایتان

هر كس به اشتباه تورا مرتضی شمرد

وقتی  شنید از پس پرده صدایتان

با تو خدا دوبار نشان می دهد خودی

تو آمدی و زینت دوش علی شدی

انداخت سایه بال و پرت روی نه فلک

فرش گدای خانه تو بال هر ملک

شیرینی سرای علی شور فاطمه

داده خدا به سفره مولای ما نمک

در می زنم علی صدقه دست من دهد

در میزنم به  خاطر زینب کمی کمک

روزی  فاطمیه ما دست زینب است

مارا زخیل گریه کنانت نکن الک

بگذار تاکه فاطمیه گریه کن شویم

مارا برای مردن از غم بزن محک

بگذار تابهانه غم دستمان دهیم

بگذار بین آن درو دیوار جان دهیم

 

موسی علیمرادی

 

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



مدتی هست که انگار خبر می آید مبتدای خبرش شهد و شکر می آید در دل ظلمت شب نیز سحر می آید به شما چادر
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 مدتی هست که انگار خبر می آید
 
مبتدای خبرش شهد و شکر می آید
 
در دل ظلمت شب نیز سحر می آید
 
به شما چادر زهرا چه قدر می آید
 
 
 همره آمدنت ارض و سما شکل گرفت
 
معنی تازه ایی از طرز دعا شکل گرفت
 
چادرت را بتکاندی و شفا شکل گرفت
 
بعد از آن لحن غزلخوانی ما شکل گرفت
 
 
 خنده با گریه شد و فرضیه ها ریخت به هم
 
عقربه گیج شد و ثانیه ها ریخت به هم
 
نام تو اشک شد و قرنیه ها ریخت به هم
 
آمدی و همه ی مرثیه ها ریخت به هم
 
 
  شرح تفصیلی آیات به دنیا آمد
 
شاهد کل روایات به دنیا آمد
 
به خدا قبله ی حاجات به دنیا آمد
 
اولین عمه ی سادات به دنیا آمد
 
 
 دختر حضرت زهرا شدنت را عشق است
 
رنگ و بوی علوی در سخنت را عشق است
 
لقب محتشم شیرزنت را عشق است
 
ذکر صدبار حسین و حسنت را عشق است
 
 
 کوثر نور به تاریکی شامی بانو
 
صاحب نون و قلم...فوق کلامی بانو
 
پنج تن را به خدا حُسن ختامی بانو
 
و پسر گر نشدی باز امامی بانو
 
 
 تو کمالی، سخنت باده ی اکمل دارد
 
خطبه خوانی تو خود هیبتی از یل دارد
 
صدوده نکته ی باریک و مسجّل دارد
 
دختر شیر خدا ! کار تو ایول دارد
 
 
 ناگهان نور شما در دل ما گشت پدید
 
نخ قنداقه ی تو بود که مارا بخرید
 
"آسمان بار امانت نتوانست کشید"
 
و برادر به علمداری تو داشت امید...
 
 
 ای علمدارِ پس از حضرت سقا...زینب
 
صاحب چادر ارثیه ی زهرا زینب
 
این رباب است نشسته به تماشا زینب
 
سرِ گهواره ی اصغر شده دعوا...زینب ؛
 
 
 علی اصغر نه عطش بی خور و بیخوابش کرد
 
بلکه فریاد پدر بود که بی تابش کرد
 
چه بزرگانه سری هدیه به اربابش کرد
 
روی دست پدرش حرمله سیرابش کرد...!.
 
سید نیما نجاری

 

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



سائلان در پی عنایاتند در به در، در هوای میقاتند شیوهء نوکری بلد بودند آن گدایان که باب حاجاتند ان
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:18 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سائلان در پی عنایاتند

در به در، در هوای میقاتند

شیوهء نوکری بلد بودند

آن گدایان که باب حاجاتند

انبیا ریزه خوار زینب!؟ نه..

مستمند عطای ساداتند

اولیا هم به درگهش گرم

ذکر یا کافی المهماتند

کرمش را اگر نشان بدهد

صد چو خورشید ذوب ذراتند

فاطمیون اسیر عصمت او

حیدریون ز هیبتش ماتند

شانه بر شانهء ولی الله

رازق مردم خراباتند

پدرو دختری که هر دو نفر

در مقام فنای فی الذاتند

به صحف بوده است شأن نزول

پی اوصاف او به توراتند

گریه کن های روضه اش یک عمر

وارث ذکر یا لثاراتند

شاعر: عماد بهرامی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب می نویسیم فقط نامِ شما را بانو سطرِ ا
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب

فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب

می نویسیم فقط نامِ شما را بانو

سطرِ اول، سر هر برگه ی دفتر "زینب"

چه مبارک غزلی گشت و چه فرخنده ردیف

غزلم گشت به نام تو مُعطر زینب

آمدی تا که حسینیه شود سینه ی ما

کائنات است ز نور تو مُنور زینب

وصفِ زینب بنویسیم به اوصافِ حسین...

...یا حسین است به اوصاف، سراسر زینب؟

جلوه کرده است حیا، عفت و صبر و شوکت

رأفت و لطف و شجاعت، همگی در زینب

از شکیبایی ایّوب دگر هیچ نگو

صفت صبر شده وقف فقط بر زینب

تا محبینِ حسینیم یقینا فردا

یادمان هست میان صفِ محشر، زینب

کوریِ دشمن حیدر که اجاقش کور است

دومین شأنِ نزول است به کوثر، زینب

آیت الله ترین مرجع تقلید جهان

اسوه ی خطبه ی هر صاحبِ منبر زینب

در مقامش سر سجاده همین بس باشد

گفت محتاج دعای تو برادر، زینب

مثل زهرا همه جا گرد ولایت چرخید

لحظه ی واقعه چون شیر دلاور زینب

نه فقط کرب و بلا، بین مدینه حتی

همه جا بود فقط حامی رهبر زینب

وای از آن لحظه ی سختی که به صوتی محزون

ناله زد سمت نبی خسته و مضطر زینب

گفت این صید به خون خفته حسین است حسین

ریخت از خاکِ همان بادیه بر سر زینب

وای از شام چه آمد به سرش در این شهر

آتش افتاد به روی نخ معجر... زینب_

_همه جا بود دمش گرم دمش ذکرِ حسین

دم زد از یار فقط تا دمِ آخر زینب

محمد جواد شیرازی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



خوب است که از زینب کبری بنویسم از حضرت صدیقه ی صغری بنویسم تا نقش ببندد به دلم نام عقیله از آمدن دخ
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خوب است که از زینب کبری بنویسم

از حضرت صدیقه ی صغری بنویسم

تا نقش ببندد به دلم نام عقیله

از آمدن دختر زهرا بنویسم

از حال و هوای قدم تازه رسیده

از پشت در و جمع گداها بنویسم

با کسب اجازه بنویسم خود زهرا

یا روی زمین شاخه طوبی بنویسم

وقتی شده چون فاطمه سر تا قدم او

شاید بشود ام ابیها بنویسم

تنها نه فقط چشم مدینه شده روشن

از روشنی چشم دو دنیا بنویسم

من منتظرم حضرت جبریل بیاید

یک اسم پر از عطر و مسما بنویسم

جبریل کنار پر قنداقه رسیده

باید ملکی محو تماشا بنویسم

حالا که رسیده به علی مژده ی مولود

بگذار که من زینت بابا بنویسم

 بانو بخدا زیر قدمهای تو جنت

دستان تو را عرش معلی بنویسم

آنجا که دمد روح مدیح تو به مرده

مداح تو را جای مسیحا بنویسم

وقتی که به لبهای حسین آمده لبخند

بد نیست که یک چند تمنا بنویسم

هر چند که دیریست تمنای من این است

از کرببلای شده امضا بنویسم

حالا که مبدل شده لبخند به گریه

یک قطره ی درد از همه دریا بنویسم

با اینکه محال است جدایی ز حسینت

مجبور شدم واژه ی تنها بنویسم

از عصر غم انگیز وداع تو به گودال

با راس روی نیزه تسلی بنویسم

هنگام غروب است نه سر مانده نه پیکر

از پیرهن رفته به یغما بنویسم

ماندم به خدا از تو و از غارت خیمه

یا دختر جا مانده به صحرا بنویسم

باید بروم علقمه با حضرت زهرا

جا مانده ای از پیکر سقا بنویسم

اینجاست که دیگر قلمم تاب ندارد

از بی کسی ات در دل اعدا بنویسم

 

سید حجت بحرالعلومی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



آسمان را ستاره باران کن آمده آسمانی از خورشید باز هم لطف حق تجلی یافت آمده آیه هایی از توحید می تو
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آسمان را ستاره باران کن

 آمده آسمانی از خورشید

باز هم لطف حق تجلی یافت

 آمده آیه هایی از توحید

می توان نذز این قدم هایش

 دسته گل های یاس را پاشید

می شود خاک درگهش باشیم

 می توان خاک پاش را بوسید

می توان جلوه های زهرا را

 در صفات خدایی او دید

می توان عطر جنّت حق را

 از قنوت نماز او بوئید

می توان وصف صبر او را هم

 روی کاغذ شبیه کوه کشید

تا در این خانه خانمی شده بود

 چشم همسایه ، سایه اش که ندید

او علمدار عصر عاشوراست

 نرگس آسمانی زهراست

آسمان آسمان نگاهش نور

 آمده آسمانی از رحمت

آمده اسوه ی رشادت ها

 اسوه ی پاک دامنی ، عفّت

 مظهر روشنایی و نور و

 با حیا و حجاب و با عزّت

از کلامش چه می توان گفتن

 چقَدَر با نفوذ و با قدرت

بسته دل بر حسین و بر حسن و

 علوی خوی و فاطمی شوکت

در مدال الهی ثقلین

 نام او هم ردیف با عترت
 
 کم ندارد که دیگر او چیزی
 
 از مقام الهی عصمت

گفته همچون حسین او ، هیهات

 که دهد تن به خواری و ذلت

اوست رمز دعا برای فرج

 رمز پایان دهنده ی غیبت

شاعر: وحيد محمدي

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



امشب که از شکوفه ی باران لبالب است امشب دلم به تاب و سرم گرم این تب است شمع است و شاهد است و شرابی که
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب که از شکوفه ی باران لبالب است

امشب دلم به تاب و سرم گرم این تب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور است و مستی است و شبی عشق مشرب است

شامی که روشنایی روز است امشب است

 

امشب شب ملیکه ی دادار زینب است

 

این جلوه جلوه های شبی بی کرانه است

این جذبه جذبه ی حرمی پر نشانه است

این سجده سجده بر قدمی جاودانه است

این شعله شعله ی نفسی عاشقانه است

از هر لبی که می شنوی این ترانه است

 

عالم محیط و نقطه ی پرگار زینب است

 

چشمی گشود و چشم شقایق به خواب شد

نوری دمید و قبله ی هر آفتاب شد

سِّری رسید و معنی ام الکتاب شد

زیباترین  دعای علی مستجاب شد

زهراست این که در دل گهواره قاب شد

 

امشب تمام گرمی بازار زینب است

 

بر عرش دست سبز نبی تا که جا گرفت

نورش زمین و هرچه زمان را فرا گرفت

حتی بهشت سرمه ازآن خاک پا گرفت

از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت

آئینه ای مقابل رویش خدا گرفت

 

تصویر جلوه های خدا وار زینب است

 

این کیست اینکه سجده کند عشق در برش

این کیست این که سینه درد در برابرش

این کیست این که از جلوات مطهرش

عالم نبود غیر غباری به محضرش

فرموده از برکاتش برادرش

 

آئینه دار حیدر کرار زینب است

 

تا کوچه اش قبیله ی لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در چشم او طلالوء دریا ادامه داشت

در قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب نبود حضرت زهرا ادامه داشت

 

خاتون خانه دار دو دلدار زینب است

 

سوگند بر شکوه دل مرتضایی اش

سوگند بر تقدس کرببلایی اش

سوگند بر نماز شب کبریایی اش

بر ریشه های چادر سبز خدایی اش

 

تا روز حشر کعبه ی ایثار زینب است

 

سر چشمه های پُر تپش کوهسار از اوست

دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست

تیغ کلام حیدری اش آبدار از اوست

آری تمام هیمنه ی ذوالفقار از اوست

تفسیر آیه های غم و انتظار از اوست

 

از کربلا بپرس علمدار زینب است

 

آن شانه ی صبور صبوری ز ما ربود

وان قامت غیور قیامت به پا نمود

یک شیر زن حماسه ی عباس را سرورد

با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش افسوس جا نبود

 

غم را بگو بیا که خریدار زینب است

 

پشتش شکست بسکه بر او آسمان گریست

حتی به حال روز دلش بی امان گریست

آرام بین حلقه ی نامحرمان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

 

شرح حدیث کوچه و بازار زینب است

شاعر: حسن لطفي

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



بپیچ فاطمه قنداقه اش، نظر نخورد مواظب است ملک تا به روش پر نخورد به صبح دم که قرار است روی او گیرند
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بپیچ فاطمه قنداقه اش، نظر نخورد

مواظب است ملک تا به روش پر نخورد

به صبح دم که قرار است روی او گیرند

خدا کند که به خورشیدشهر بر نخورد

مواظب است حسن تا به وقت بوسیدن

نسیم زبر نباشد به او ضرر نخورد

حسین دست خودش را گذاشت بر چشمش

که اشک او بزداید، زمین گوهر نخورد

و فاطمه بکند سعی تا بپوشاند

که نور بر رخ او حد بیشتر نخورد

 

شب ولادت بعضی از این ذوات کریم

قرار نیست بدون بکا به سر ببریم

 

خلاصه دختری آمد غم پدر بخورد

برای عاشقی اش داغ بیشتر بخورد

به دست کوچک خود موی یار شانه کند

و غصه ها ز تماشای میخ در بخورد

رسد بر او سحری که به زخم او نمکی

ز لخته های نشسته به فرق سر بخورد

ویا کمی نگذشته از آن غمش در تشت

غمی ز پاره شدن های یک جگر بخورد

رسید همسفری که برای عاشقی اش

چه رنجهای بزرگی زیک سفر بخورد

ز دشت خونی و نی ها و تیرها یکجا

به قلب او ضرباتی عمیقتر بخورد

به کوچه ها بکشانند ماجرایش را

چه سنگ ها که بر آن جسم پر شرر بخورد

چقدر تا به امانات خدشه ای نرسد

امینه پیش رود سنگ بر سپر بخورد

تمام چادرش از طرح جای پا پربود

بماند آنچه قرار است بر کمر بخورد

 

چقدر قافیه تنگ است وقت گفتن تو

چقدر سخت شده قصه شکفتن تو

شاعر: محمد علي رضاپور

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



شب بود و عرشیان همه در شور و زمزمه فوج ملائکه همه مفتــون فاطمه در انتظار رویت بانوی عالمه علامه
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شب بود و عرشیان همه در شور و زمزمه

فوج ملائکه همه مفتــون فاطمه

در انتظار رویت بانوی عالمه

 

علامه را کسادی بازار زینب است

 

یک لحظه آسمان به دو شقه دریده شد

بازار ظالمان ، همه در هم کشیده شد

تمثال اقتدار خدا آفریده شد

 

نور خدا و معنی اسرار زینب است

 

ماهی کنار حضرت خورشید جا گرفت

قنداقه تا بغل علی مرتضی گرفت

نوری مزید، دامن اهل کسا گرفت

 

خورشید را مثبت الانوار زینب است

 

شاعر بساط شاعری اش را که جور کرد

از ساحت مقدس بی بی عبور کرد

یک جمله در طلیعه ی ذهنش ظهور کرد؛

 

صفحه حسین و نقطه ی پرگار زینب است

 

بی بی چقدر حادثه ها پیش پای توست!؟

شاعر شهید واقعه ی کربلای توست...

بیرق فتاد و صاحب بیرق اخای توست

 

صاحب لوا، بعد علمدار زینب است

 

آن ماجرای کوفه و آن نطق آتشین

در بین کوفیان نمک خورده ی لعین

بعد از علی شنیده کسی خطبه اینچنین؟

 

گویی زبان حیدر کرار زینب است

 

خاتون عاشقی دلم اشفعی لنا

عشقت کجا و عشق گلم اشفعی لنا

پیش برادرت خجلم...اشفعی لنا

سيد نيما نجاري

در راه عشق، قافله سالار زینب است

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



از گوشه ي چشمی که بزرگی بنماید ذهنم به نظر گوهر مضمون بسراید اشک قلم از گوشهء چشمان ورق ریخت تا جو
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از گوشه ي چشمی که بزرگی بنماید

ذهنم به نظر گوهر مضمون بسراید

 اشک قلم از گوشهء چشمان ورق ریخت

تا جوهر این شعر ز خون جگر آید

 نه مریم و نه آسیه،نه هاجر و حوا

در آنچه که زینب محکش خورد نپاید

 مثل حسنین و علی و خویش و خدیجه است

جز فاطمه کس دختر اینگونه نزاید

 جوشانده و می نیست که مستش شدم، این ظرف

آشی است که با دست خودش هم زده شاید

 

 کی کار کویر است که از آب بگوید

زینب فقط آن است که ارباب بگوید

 

یک پارچه اشک است و مطّهرتر از این نیست

دیپاچه ي نور است و منوّرتر از این نیست

 گفتند که دختر شده اما همه دیدند

شش سال دگر بانویِ مادرتر از این نیست

 در کوفه همینکه به روی ناقه سخن گفت

دیدند در این معرکه حیدرتر از این نیست

 دین را گره بر معجر خود زد همه جا برد

جز احمد مختار پیمبرتر از این نیست

 در گوشه ي اقلیم قدمهای تو هستیم

جنت به خداوند قسم سرتر از این نیست

 

ما را ببر از ما که فقط مست تو باشیم

چون جام بلا منتظر دست تو باشیم

 

نامش سر هر میکده هر باده نشسته

مهرش به دلِ هرکسی افتاده نشسته

 او آیت عظمایِ خدا روی زمین است

از اوج کمال است چنین ساده نشسته

 ارباب شده ملتمس دست قنوتش

هر وقت که زینب سر سجاده نشسته

 در گوشهء ویران نه که از پای فتاده

جان را وسط دشت بلا داده نشسته

 در خمیه دعا کرده حسینش زده شمشیر

پشت سرِ هر شیر نری ماده نشسته

 

عالم شده زیر و زبر از سوزِ صدایش

لاحول ولا قوة الا به خدایش

 

با غصه کنار آمد و با درد مدارا

پرورده به چشمان خودش اشک و بکا را

 چون عالمه ي غیر معلم شده باید

بنشیند و تفسیر کند حرف خدا را

 بیدار شد از خواب خبر داد که دیشب

با دست خودش پس زده طوفان بلا را

 خورشید عقب رفت و سحر ماند که زینب

با روسری اش وفق دهد شمس و ضحی را

 ای حضرت مجذوب خدا جاذبهء رب

با یک نظرت بنده کن این سر به هوا را

 

سرباز سپاه تو شدم از کرم تو

هیهات کسی کج برود در حرم تو

 

لب باز کن از دل ولی از رنج خزان نه

فریاد کن از ظلم ولی از آه و فغان نه

 ناله بزن ای شمر رها کن سر او را

اَخنس بزن اما نوک نی را به دهان نه

 وقتی که نگهبان تو سرهای بریده است

رفتن وسط جمعیت خیره سران نه

 با کعب نی افتاد به جان بدنت آه

خم کن کمرت را ولی از بار گران نه

 گفتی بنویسند به پیشانی آفاق

سر تشنه بریدن بغل آب روان نه

 

ای آنکه رسیدی همه گفتند حسینی

چون پنج تن آل عبا نور دو عینی

 

شاعر: حسین قربانچه

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



یا زینب کبری ... قدوسیان ز شرح صفات تو مانده اند جمع مقربان همه مات تو مانده اند خضر نبی و هر چه پیمب
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب کبری ...

 قدوسیان ز شرح صفات تو مانده اند

جمع مقربان همه مات تو مانده اند

خضر نبی و هر چه پیمبر به همرهش

لب تشنگان اب حیات تو مانده اند

نامت عقیله است و سر اغاز عشق ها

عقل و خرد ز درک صفات تو مانده اند

بالانر از زمانی و خوبان روزگار

همچون کویر گرد فلات تو مانده اند

بهر زیارت حرم کربلا همه

در انتظار اذن و برات تو مانده اند

 

حمید کریمی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



یا زینب.... باغ را ای لاله ها تزئین کنید باشقایق های خود رنگین کنید باغ را آذین ببندیداز بلور بانوی
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب....

باغ را ای لاله ها تزئین کنید

باشقایق های خود رنگین کنید

باغ را آذین ببندیداز بلور

بانوی گل می رسددرباغ نور

باغ را ای باغبان گلپوش کن

گوش شو،سرتابپا و گوش کن

این نوید از عرش اعلا می رسد

دختر کبرای زهرا می رسد

نغمۀ عشق و محبّت برلب است

ذکرخاص وعام زینب زینب است

این گل زهرا صفت با زیب وزین

آمده پیوندبندد با حسین

در ولادت گـردلش خونرنگ بود

بهردیدارگُلش دلتنگ بـود

دردلش گنجینۀ اسرار داشت

بـا حسینش یک جهان گفتارداشت

آفتاب وماه زهرا دیدنی است

وصف این دیدار بس بشنیدنی است

هر دو نوری کبریائی داشتند

رازهائی کربلائی داشتند

ناگهان ازجانب ربّ جلیل

گشت نازل برپیمبر جبرئیل

داشت باتبریک پیغامی زرب

گفت این گل زینب است وزین اب

او بود یاس بهار فاطمه

او بود آئینه دارفاطمه

او به راه حق بودصبرآفرین

از خدا برسعی او صد آفرین

درحریمش صبر دارد اعتکاف

می چکد از دامنش عطر عفاف

آمده تاصبر را معنا کند

خیمۀ ایثار را برپا کند

زینب آمد عشق را سامان دهد

زینب آمد درد را درمان دهد

زینب آمد لالۀ صحراشود

وارث صبردل زهرا شود

گر به زهرا نیست همتای دگر

زینب او هست زهرای دگر

نامی ازعشق و وفا برلب نبود

گر "وفایی" خلقت زینب نبـود

 

سید هاشم وفایی

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



یا بنت الحیدر... ظاهرش این است که ارباب خواهر دار شد باطنش این است که آقا برادر دار شد ظاهر و باطن
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:20 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بنت الحیدر...

ظاهرش این است که ارباب خواهر دار شد

باطنش این است که آقا برادر دار شد

 

ظاهر و باطن همین یک جمله ی طوفانی است

فاطمه از حیدر کرار ، حیدر دار شد

 

چشم های آمنه از اشک لبریز است چون

بعد عمری فاطمه امروز مادر دار شد

 

آیه های سوره ی کوثر پسر معنا شدند

العجب زهرا سرِ این آیه دختر دار شد

 

یک نفر امشب برادر شد یکی بابا ولی

حضرت کوثر بدین ترتیب کوثر دار شد

 

غصه را بردار با یا زینبی از دل اگر

میثم تمار با یا زینبی بر دار شد

 

هرکسی یک جور شاگردش شده عمری رباب

در وفا چون محو زینب گشت اصغر دار شد

 

تحت فرمان علی ، عباس شد ساقی ولی

تحت فرمان تو عباسِ علی سردار شد

 

شیرهای کربلا رفتند در اوج بلا

جان به قربان کسی که ماند و سنگر دار شد

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



بی بی جانم... ای که صبر از صبر تو جانش رسیده تا گلو وارثی بر حلم سبحان و نبی ماه رو آنچنان نقش تو شد
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بی بی جانم...

ای که صبر از صبر تو جانش رسیده تا گلو

 وارثی بر حلم سبحان و نبی ماه رو

 

آنچنان نقش تو شد پررنگ در راه خدا

کرده ای پیراهن زخمی دینت را رفو

 

حیدری پیغمبری زهرا خصالی اطهری

این روا نبْود برد نام تو را کس بی وضو

 

فارغ از درس اطاعت از امامت گشته ای

بس که تو کردی رعایت نکته هایش مو به مو

 

گونه ای از فاطمه درس حجاب آموختی

داده ای بر چادر و زن با حجابت آبرو

 

جمله هایت محکمات مصحف یزدان بود

در کلامت حضرت حق کرده با ما گفتگو

 

ذوالفقاری بر زبان داری بنازم هیبتت

لب گشودی و زده تبخال از ترست عدو

 

خطبه های حیدریت شام را لرزانده است

یک تنه،مردانه کردی لشگری را زیر و رو

 

جان اربابم قیاست با کسی معقول نیست

مدعی دارد اگر برگو نماید روبرو

 

پاسبان داری به صحنت،آس و پاسم من ببین

میگذاری تا سگ خوانت شوم من، نه نگو

 

نیستم مثل رسول ترک اما لطف کن

خاک پای نوکرت گشتن،بمن شد آرزو

 

شام اگر ویران شده ایران بود ملک شما

جان فدایت،تا درآید از درون چشم عدو

 

حرف منطق بر سر این دل نخواهد رفت چون

کربلا خواهد،نگاهی کن تو گهگاهی به او

 

علی اکبر نازک کار

موضوعات مرتبط: ولادت حضرت زینب (س) ,



تعداد صفحات : 2


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26710
:: کل نظرات : 2567

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1746

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 726
:: باردید دیروز : 4,323
:: بازدید هفته : 726
:: بازدید ماه : 88,213
:: بازدید سال : 1,250,415
:: بازدید کلی : 11,704,457