close
مجتمع فنی تهران
حضرت ام کلثوم س
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
منم که شعله کشد هرم آفتاب از من گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم که ق
جمعه 20 فروردين 1395 ساعت 17:41 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

منم که شعله کشد هرم آفتاب از من
گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من

غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم
که قول صبر گرفته ابو تراب از من

منم همان که نگاهم به علقمه افتاد
گرفت تا که رقیه سراغ آب از من

خدا نخواست که رفع عطش شود گرچه
همیشه بوده دعاهای مستجاب از من

سپرده بود به من طفل تشنه ی خود را
نخواست گرچه علی را دگر رباب از من

بساط شعله ی اتش به خیمه ها افتاد
چنانکه سوخت در اتش دل کباب از من

نرفت چادرم از سر اگر که سر میرفت
فلک به یاد ندارد رود حجاب از من

برای اینکه ببندد دخیل بر دستم
هزار مرتبه منت کشد طناب از من

شبیه فاطمه ام ، مثل حیدرم ، شیرم
یزید کافر اگر میبرد حساب از من

خرابه شد ز من اباد و کاخ کفر اما
به خطبه های علی وار شد خراب از من

سید حجت بحرالعلومی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مینویسم برای آن بانو که زند صبر پیش او زانو بانویی که به راه زینب بود شاهد اشک و آه زینب بود بانویی ک
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:46 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مینویسم برای آن بانو
که زند صبر پیش او زانو

بانویی که به راه زینب بود
شاهد اشک و آه زینب بود
بانویی که شکسته شد بالش
و نگفتند شرحی از حالش

دختر فاطمه ست این خانوم
نام او هست ، حضرت کلثوم

مثل زهرا شریف و با عزّت
مثل حیدر غیور و با غیرت

خلق و خویش به مرتضی رفته
غربتش هم به مجتبی رفته

بهر یاری رهبر و دینش
بهر یاری سرور و دینش

با برادر به کربلا رفت و
قاضریه به نینوا رفت و

شد علمدار خواهرش زینب
سپر و یار خواهرش زینب

کربلا پا به پای زینب بود
گریه هایش برای زینب بود

روضه هایی عجیب را دیده
بدنی را هجا هجا دیده

بدن پاره پاره ای را دید
روی نیزه ستاره ای را دید

شاهد کشتن برادر بود
شاهد ناله های خواهر بود

کعبه نی خورده او به جای همه
ضربه هی خورده او به جای همه

چادرش چنگ خورده چندین بار
به سرش سنگ خورده چندین بار

بعد روز دهم اسارت رفت
زیو آلات او به غارت رفت

بر سر و روش بی امان میزد
دست او بسته و سنان میزد

سر بازار بردنش ای وای
بین اغیار بردنش ای وای

شمر و خولی تمسخرش کردند
بسکه پست و کثیف و نامردند

با تمامیِ این جسارت ها
با تمامیِ این حقارت ها

کم نشد از مقام این بانو
کمی از احترام این بانو

سر شکسته نگشته او هرگز
نه نه خسته نگشته او هرگز

چونکه شیر بتول را خورده
غیرت از علی به ارث برده

ابراهیم لآلی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خیر است ، انگاری پیمبر پر درآورد بی سور اسرافیل ، مولا محشر آورد قرآن برای 《انما》 در آسمانش خورشید
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خیر است ، انگاری پیمبر پر درآورد
بی سور اسرافیل ، مولا محشر آورد

قرآن برای 《انما》 در آسمانش
خورشید و ماهش جور بود و اختر آورد

اصلا کسی معنای دختر را نفهمید
تا اینکه دامان عفیفه دختر آورد

این طرز شوهر داری اش ارث خدیجه ست
زهرا به کوری سقیفه کوثر آورد

وقتی که قدر زر فقط زرگر شناسد
قدر مسلم هم پیمبر زرگر آورد

دامان عصمت لکه ای هرگز نگیرد
اصلا نبی شخصا برایش همسر آورد

شورش شعورش شعله ی شوقش شکوهش
در کربلا او با حضورش لشکر آورد

تا خاطر آن کوه غیرت جمع گردد
بیش از نیاز کاروان او معجر آورد

از لابه لای ناله ی 《منو علینا》
کلی حماسه از علی اصغر آورد

با لطف او جور است دیگر جنس گریه
از بسکه روضه با گریز خنجر آورد

سرمنشا اصل تبرا ؛ام کلثوم
مخفی شبیه قبر زهرا ؛ام کلثوم

حسین رویت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هر آنکه آمده را رهگذر تصور کن چهل نفر همه را شعله ور تصور کن ببند چشم و ببین چکمه ای بلند شده و بعد فا
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر آنکه آمده را رهگذر تصور کن
چهل نفر همه را شعله ور تصور کن

ببند چشم و ببین چکمه ای بلند شده
و بعد فاطمه را پشت در تصور کن

برای اینکه بفهمی چطور شد روضه
فضای حادثه را تنگ تر تصور کن

برای خاطر محسن بیا و حیدر را
برای دفعه پنجم پدر تصور کن

و بعد حادثه را تا به کربلا برسان
کنار عمه ولی همسفر تصور کن

برای این زن تنها که ام کلثوم است
به وقت جنگ عمو را پسر تصور کن

برای آنکه بفهمی کی است این خانم
فرشته را به لباس بشر تصور کن

علی و فاطمه و زینب و حسین و حسن
خلاصه کن همه را یک نفر تصور کن

کنار زینب کبری به هر فراز و فرود
از این به بعد علیِّ دگر تصور کن

از این به بعد هر آنجا که می زنند او را
کنار زینب کبری سپر تصور کن

پس از حسین بمیرم مخدراتش را
به مجلسی همه را در خطر تصور کن

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیگانه نیستم ، ولی بی لیاقتم در نوکری به محضرتان کم سعادتم انقدر معرفت ز وجودِ شما کم است بعضاً ن
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:41 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بیگانه نیستم ، ولی بی لیاقتم

در نوکری به محضرتان کم سعادتم

 

انقدر معرفت ز وجودِ شما کم است

بعضاً نوشته اند که وجودِ تو مبهم است

 

تو بی کران ترین نفسِ خواهرت شدی

در شام و کوفه یار و کَسِ خواهرت شدی

 

تو پا به پای زینب و یک کاروانِ عشق

غربت کشیده ای دمِ دروازه ی دمشق

 

در کربلا مقابلِ چشمانِ مضطرت

پاشیده شد ز هم ، تن پاک برادرت

 

رأس بریده دیده ای و نیزه دیده ای

کی از حسین خود ، تو دلت را بریده ای

 

هم کعب نیزه خورده ای از نانجیب ها

هم دیده ای حکایت شیب الخضیب ها

 

گودال رفته ای و غمش را چشیده ای

تو کمتر از مصیبت زینب ندیده ای

 

همراهِ فاطمه به سر و سینه میزدی

حرفی ز بی کسیِ خود اما نمیزدی

 

بانوی کربلا ، سر و جانم فدایتان

من را ببخش که کم نوشتم برایتان

 

اصلا خودِ تو خواسته ای اینچنین شود

تا زینبت یگانه صبورای دین شود

 

مانندِ مجتبی که خودش را غریب کرد

ذکر حسین را به لبانم مجیب کرد

 

مانند او که خواست حسینی شود جهان

میخواست کربلا بشود قبله ی زمان

 

بانو تو هم فدایی ایمان زینبی

محو صدای گرمِ حسین جان زینبی

 

ای کوثر علی ، تو خودت جان عفتی

هم کُفْو زینبی و تو هم کوهِ عصمتی

 

دستِ مرا بگیر که آماده ام کنی

تا رهسپار دائم این جاده ام کنی

 

ما را مدافعین حرم آفریده اند

از نوکران خان کرم آفریده اند

 

لطفت همیشه شامل احوال نوکرت

جایم بده به زیر پرت ، جان مادرت

 

پوریا باقری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امشب برایت محتشم ها دم گرفتند با مرثیه ها مجلس ماتم گرفتند ای خواهریوسف برای سوی چشمم از خاک زیر پای
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 12:36 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب برایت محتشم ها دم گرفتند
با مرثیه ها مجلس ماتم گرفتند
ای خواهریوسف برای سوی چشمم
از خاک زیر پای تو مرهم گرفتند

پلکی زدی حوا و هاجر افریدند
از آستین ات ساره و مریم گرفتند
از معجر تو پرده ی کعبه در امد
از چشم هایت چشمه ی زمزم گرفتند
نور تو را ای سیده خانم یقینا
از سینه ی پیغمبر اکرم گرفتند
محتاج تو هستند فردای قیامت
لطف تو را آنها که دست کم گرفتند
رویش سیاه ان کس که رویت را زمین زد
پوشیه ها از غربت تو غم گرفتند
در شام و کوفه این رباب و فضه بودند
زیر بغل های تو را باهم گرفتند
تزویج تو با گرگ یثرب حرف مفت است
ناموس داران انچه را گفتم گرفتند

علیرضا خاکساری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


این چه ظلمی هست در حق شما بانوی من با تمام این مصیبت ها غمت از یاد رفت تشنگی بود و تو بودی و صدای آب
دوشنبه 31 فروردين 1394 ساعت 11:58 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

این چه ظلمی هست در حق شما بانوی من

با تمام این مصیبت ها غمت از یاد رفت

 

تشنگی بود و تو بودی و صدای آب آب

تا علی اصغر به نیزه رفت، آب آزاد رفت

 

در کنار زینب کبری، میان کربلا

زیر یک خنجر تمام هستی ات بر باد رفت

 

مادرت قبل تو آمد، کربلا هم شاهد است

تا که چشمش بر گلوی بی کفن افتاد، رفت

 

بی حیایی استخوان سینه را با پا شکست

بی برادر گشتی و بر نیزه ی بیداد رفت

 

روی ناقه با سر و رویی کبود و پر ورم

بین گودالی و جسمت همره سجاد رفت

 

شاعر:رضاباقریان

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محسن حنیفی نگاه آسیه ها محو در قداست اوست حیا، ادب شده ی مکتب نجابت اوست به شأن و رتبه ی او غبطه میخو
شنبه 29 فروردين 1394 ساعت 12:38 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محسن حنیفی

نگاه آسیه ها محو در قداست اوست
حیا، ادب شده ی مکتب نجابت اوست
به شأن و رتبه ی او غبطه میخورد مریم
دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست
غریب تر ز حسن نام ام کلثوم است
که خاک خوردن نامش نشان غربت اوست
نوشته اند فلک غرق ذکرتسبیح است
حسین گفتن با آه هم عبادت اوست*
دوباره مرثیه ی قتل صبر میخواند
از آن شلوغی گودال این غنیمت اوست*
لهوف مختصری از مصائب بانوست
لهوف گریه کن روضه ی اسارت اوست
فقط مقابل او نام شام را نبرید...
اگرچه شام اسیر شکوه و هیبت اوست
برای پوشیه ها او به شمر رو زده است
حجاب حوریه ها متکی به غیرت اوست*
شهیده ی غم گودال باید او را خواند
حسین ذکر مدام دم شهادت اوست
*****
*بیت ۴ اشاره به آیه کل فی فلک یسبحون و روایت نفس المهموم لظلمنا تسبیح دارد
*بیت 5 اشاره به مرثیه حضرت درکوفه دارد قتلتم اخی صبرا فویلا لامکم

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علیرضا خاکساری ما از می جام عاشقی سر مستیم بر مرحمت دخت علی دل بستیم محشر که بیاید همگی میگوییم ما گ
شنبه 29 فروردين 1394 ساعت 11:15 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
ما از می جام عاشقی سر مستیم
بر مرحمت دخت علی دل بستیم
محشر که بیاید همگی میگوییم
ما گریه کنان ام کلثوم هستیم
****
ای عالمه ی علوم دین ادرکنی
ای چادر تو حبل متین ادرکنی
یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم
ای دخت امیر مومنین ادرکنی
****
ای روشنی نسل طهورای فاطمه
ای سردبیر مجمع شورای فاطمه
بی شک و شبهه عمه ی سادات عالمی
ای هم ردیف زینب کبرای فاطمه
****
ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی
خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی
میان روضه ی امشب به خاطرم آمد
تو از غریب مدینه غریب تر هستی
****
تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار
سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار
محشر به إذن مادر سادات فاطمی
آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار
****
عزیز فاطمه در معرض خطر بودی
ز بانوان حرم هم گرسنه تر بودی
"سری به نیزه بلند است در برابر" تان
تمام واقعه را تو نظاره گر بودی

علیرضا خاکساری

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کلثوم(س) عزادارِ شَهِ بی یـار و مظلوم زِ اندوهِ غمِ تو شیعه مغموم نوای عرشیان با آه و نالـه فـدای غ
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 11:7 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کلثوم(س)

عزادارِ شَهِ بی یـار و مظلوم

زِ اندوهِ غمِ تو شیعه مغموم

نوای عرشیان با آه و نالـه

فـدای غربتت یـا اُمِّ کُلثوم

حمید رضا گلرخی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیست و نُه از مه جمادی شد وقتش آمد عزا به پا بکنیم روز گریه بر امّ کلثوم است روضه خوان را بیا صدا بکن
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 11:4 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 
بیست و نُه از مه جمادی شد
وقتش آمد عزا به پا بکنیم
روز گریه بر امّ کلثوم است
روضه خوان را بیا صدا بکنیم
 
زینب دوّمی برای علیست
دست زهرا به روی سر دارد
همْ حسین و حسن برادرهاش
با ابوفاضل او قمر دارد
 
گرچه ما کم ز قدرِ او گفتیم
او جلال و شکوهش افزون است
گریه ام نذر گریه هایش شد
او دلش بعدِ کربلا خون است
 
هرگز از خاطرش نرفت آن داغ
روضه اش، روضه های عاشوراست
غارت خیمه را به چشمش دید
در دلش خیمه ای ز غم برپاست
 
همره قافله اسیری رفت
کوفه و شام، سنگ کین خورد و
دستِ او را به سلسله بستند
پشتِ همْ، پشتِ همْ زمین خورد و
 
کوفه وقتی که خطبه میخوانْد او
چون علی بود، کوه غیرت بود
زنده شد یاد خطبه ی زهرا
حامی اهلبیت و عترت بود
 
امّ کلثوم، امّ اشک و بُکاء
وقف این غم نمود، جان خودش
مرثیه خوان غربت یار است
روضه را بشنو از زبان خودش
 
قطعه قطعه، مقطّع و صد چاک
پیکری مانْد روی خاک، آن روز
از حسینم سر از قفا بردند
صورتش بود پر ز خاک، آن روز
 
هرگز این غم ز یاد من نرود
کاروان سخت با تَعَب می رفت
رأس پاکان به روی نیزه ز پیش
با دوصد غم به نیمه شب می رفت
 
رأس نورانی حسین  چون ماه
روشنی بخش راه قافله بود
در پی سر، به سرْ زنان یک تن
می دوید و به پایش آبله بود
 
در سیاهی پهنه ی آن دشت
تا رقیه ز جمع ما کم شد
زجر ملعون به جستجویش رفت
آن سه ساله از آن زمان خم شد
 
شاعر    وحید دکامین

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دست ما و عنایتت بانو جان فدای شهامتت بانو تو بزرگی و ما گدا خانوم السلام علیکِ یا کلثوم در شجاعت م
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 11:3 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دست ما و عنایتت بانو

جان فدای شهامتت بانو

تو بزرگی و ما گدا خانوم

السلام علیکِ یا کلثوم

در شجاعت مثال بابایی

در نجابت شبیه زهرایی

خطبه هایت همیشه غرا بود

در صدایت صدای مولا بود

قوت قلب خواهرت بودی

همه جا با برادرت بودی

سر پناهی به دختران حرم

تکیه گاهی به مادران حرم

رفته ای پا به پای زینب تو

شاهد گریه های زینب تو

پر و بالت شکسته شد اما

لشگری بود و خواهرت تنها

دختری زیر دست و پاها مرد

زیورت را کسی به غارت برد

به سرت سنگ خورده در کوفه

چادرت چنگ خورده در کوفه

پشت دروازه های در شام و

تهمت و افترا و دشنام و

دست سنگین آن حرامی ها

رفته ای کوچه ی یهودی ها

روز و شب ها به فکر گودالی

یاد تیغ و سنان و خلخالی

طاقتم نیست دیگر ای بانو

روضه کافیست دیگر ای بانو

شاعر: ابراهیم لآلی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست از کرامات فراوان تو خوبان ماتند
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 11:2 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست 

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند

این همه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای

احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو

گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد

مثل تو هیچ کسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست

احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد

مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است

حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه ؟ هیهات

نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست 

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو

لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

می شود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت ؟

مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد

چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت

خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

ناز پرورده ی دستان پر از مهر علی

شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دور تا دور تو با هلهله جمعیت بود

بزم مِی طشت طلا جای پریشان ها نیست 

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد

مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

 

شاعر : ؟؟؟

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا بنت امیرالمومنین... امّ کلثوم که در مرتبه بس عالمه بود زینب دوم بیت علی و فاطمه بود حاصل مدّت عمر
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 10:59 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بنت امیرالمومنین...

امّ کلثوم که در مرتبه بس عالمه بود

زینب دوم بیت علی و فاطمه بود

حاصل مدّت عمرش به تواریخ غم است

هرچه از غربت او بیش بگوئیم کم است

در پی قافله ی عشق به صحرا شده بود

همقدمْ با قدم زینب کبری شده بود

کربلا، عصر دهم پیکر بی سر را دید

غارت خیمه و ابدان مطهّر را دید

یاد گودال دمی از نظرش رخت نَبَست

دلش از کینه و بیدادِ ستم سختْ شکست

گاه، روضه ز غم اکبر لیلا می خواند

از عطش، علقمه و حضرت سقا می خواند

روضه از قاسم از آن شیر دلاور می گفت

از علی اصغر از آن لاله ی پرپر می گفت

مرثیه خوانْد، وَ چشم همه را دریا کرد

خطبه اش کوفه به هم ریخت؛ عدو رسوا کرد

قامتش شام بلا دید و نشد خم هرگز

خم نیاورد به ابروی خود از غم هرگز

 

وحید دکامین

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا بی بی ام کلثوم... دوسالش بوده وقتي شعله با آن در، درافتاده دوسالش بوده وقتي مادرش پشت در افتاده د
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 10:58 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بی بی ام کلثوم...

دوسالش بوده وقتي شعله با آن در، درافتاده

دوسالش بوده وقتي مادرش پشت در افتاده

دوسالش بوده امّا خوب حس كرده ست دردي را

كه از سنگيني اش مادر ميان بستر افتاده

دوسالش بوده امّا ديده وقت غسل ياس آنشب

چه بوده ماجرا؟ لرزه به دست حيدر افتاده

و در كوفه پدر را ديده در محراب ، خون آلود

كه با فرق دوتا گشته كنار منبر افتاده

نديده تشتِ از خونِ جگر، پُرلاله را امّا

يقيناً ديده تشتي را كه بين آن سر افتاده

گمانم،روي ناقه زير لب"وامحسنا" گفته

نگاهش تاكه بر رأس عليِّ اصغر افتاده

دليل پيري اش را از خودم پرسيدم و گفتم:

گمانم چشم او ، بالاي تل بر حنجر افتاده

صداي مادري پيچيده در گودال ، از ترس است

اگر از دست شمر بي مروّت ، خنجرافتاده

فقط او ديده و زينب كه طيِّ آن چهل منزل

چه قدْر از پيكرِ بچّه كبوترها پر افتاده

دُرست آندم كه پيش كعب نِي خود را سِپر كردند

حُسين از روي نِي چشمش به هردو خواهر افتاده

رقيّـه راه رفته دست بر ديوار با زحمت

خدايا امّ كلثوم از چه ياد مادر افتاده ؟

و شايد قيد عُمْرش را زده آن لحظه كه ديده

سر ارباب در آغوش گرم دختر افتاده

 

محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باید از جلوه او عرش منور باشد هر کسی مثل شما، دختر کوثر باشد بی گمان این دل شیری که تو داری بانو می
چهارشنبه 26 فروردين 1394 ساعت 11:19 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باید از جلوه او عرش منور باشد

هر کسی مثل شما، دختر کوثر باشد

بی گمان این دل شیری که تو داری بانو

می تواند که فقط از جانب حیدر باشد

رینب دون گل خانه ی زهرا شده ای

چه قشنگ است !که زینب دو برابر باشد

شب جشن تو ملک بال زنان می اید

چون پدر شوهرتان حضزت جعفر باشذ

پیش دریای دلت موج بلا کوچک بوذ

عاشقی صبر تو از عقل فراتر باشد

ام کلثوم دعا کن نرسد روزی که

دختری شاهد افتادن مادر باشد

خاطرت باشذ اگر شاهد عاشورایی

آتش خیمه هم از آتش آن در باشد

تو چه دیدی ؟ چه شنیدی ؟ چه کشیدی؟آن روز

بدنی بی سر و یک نیزه که با سر باشد

اولین شاعر این داغی و شعرت بانو

شعله ای گشته که بر سینه ی دفتر باشد

بی سبب نیست  که عمرت به درازا نکشید

وای ! از آن دل که در آن داغ برادر باشد

 

شاعر : قاسم صرافان

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا بنت الزهرا... كيست او؟ خواهرِ امام حسين زينــبِ ديگرِ امام حسين امّ كلثوم ، دخترِ حيدر نائبِ ما
چهارشنبه 26 فروردين 1394 ساعت 11:16 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بنت الزهرا...

كيست او؟ خواهرِ امام حسين

زينــبِ ديگرِ امام حسين

امّ كلثوم ، دخترِ حيدر

نائبِ مادرِ امام حسين

مثل زينب ز هر نظر باشد

بهترين مَظهرِ امام حسين

بعد زينب مليكه ي عشّاق

اوست در كشورِ امام حسين

بعد زينب ركاب حضرت اوست

پاي آب آورِ امام حسين

تكيه گاه رشيد او هم هست

شانه ي اكبرِ امام حسين

بغلش بوده تا سحر اصغر

در شب آخرِ امام حسين

آخر كار كرده دقْ مرگش

روضه هاي سرِ امام حسين

ديدن نيزه زار گودال و

خنجر و حنجرِ امام حسين

ديدن ساعتي كه از سُم اسب

خُرد شد پيكرِ امام حسين

چه وفاتي ؟ كه اين همه داغ است

قاتل خواهرِ امام حسين

رفت وقتي كه م ع ج ر ش ، ديدند

رفت انگشترِ امام حسين

ناقه ي بي جهاز، منبر او

نيزه شد منبرِ امام حسين

پير شد در خرابه يك شبه از

---رفتن دخترِ امام حسين

غربتش جنس غربت زهراست

أُمّ كلثوم ، آه ، أُمّ بُكاست

 

محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بی بی جانم... خواهر مجتبی چه مظلوم است غربتش از عزاش معلوم است روضه خوان امام معصوم است فاتح شام و ک
چهارشنبه 26 فروردين 1394 ساعت 11:14 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بی بی جانم...

خواهر مجتبی چه مظلوم است

غربتش از عزاش معلوم است

روضه خوان امام معصوم است

فاتح شام و کوفه کلثوم است

همه جا پا به پای زینب رفت

در صفاتش جلال میبینم

حب او را کمال میبینم

چشمه اش را زلال میبینم

رتبه اش بی مثال میبینم

همه جا پا به پای زینب رفت

مثل زینب وقار بابا بود

کوه صبر و حیا و غمها بود

در رشادت شبیه زهرا بود

خطبه اش ذوالفقار مولا بود

همه جا پا به پای زینب رفت

پیش نطقش وقار میریزد

جگر روزگار میریزد

عزت و اقتدار میریزد

رنگ و روی بهار میریزد

همه جا پا به پای زینب رفت

جلوه ی نور پنج تن بوده

گاه زهرا گهی حسن بوده

اسدالله بت شکن بوده

شاهد غارت بدن بوده

همه جا پا به پای زینب رفت

آنقدر گریه کرده پیر شده

بی حسین از زمانه سیر شده

غصه اش غصه ی حصیر شده

با چه وضعیتی اسیر شده

همه جا پا به پای زینب رفت

گرچه با ناقه های عریان رفت

به هواداری سلیمان رفت

جنگ خطبه شد و به میدان رفت

دو سه شب شهر کوفه زندان رفت

همه جا پا به پای زینب رفت

روی نی آفتاب را دیده

دور گردن طناب را دیده

گریه های رباب را دیده

خیرزان و شراب را دیده

همه جا پا به پای زینب رفت

روضه با اشک شور میگوید

از درخت و تنور میگوید

از مسیر عبور میگوید

ماجرا را به زور میگوید

همه جا پا به پای زینب رفت

شامیان سد راه میکردند

دختران را نگاه میکردند

هتک حرمت به شاه میکردند

بین مجلس گناه میکردند

همه جا پای به پای زینب رفت.....

 

رضا قربانی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا بی بی ام کلثوم... ام کلثومی و شرح غم تو یک دریاست واژه های لغوی لب تو پُر معناست زندگی کردن پُر مغ
دوشنبه 24 فروردين 1394 ساعت 11:45 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بی بی ام کلثوم...

ام کلثومی و شرح غم تو یک دریاست

واژه های لغوی لب تو پُر معناست

زندگی کردن پُر مغز شما از دیروز

الگو و اسوهء زنهای جهان تا فرداست

قلم شعر مرا گیر به دستان خودت

کار من نیست،نوشتن ز شما کار خداست

خواهر زینب کبرایی و اخت الحَسنِین

دختر حیدری و مادرتان هم زهراست

همهء عُمْرِ تو در حادثه طی شد اما...

بد ترین واقعهء زندگی ات عاشوراست

بین آثار و تواریخ و کُتُب مکتومی

ام کلثومی و مانند علی مظلومی

 

محمد مهدی نسترن

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خانم ... ارث فامیلی یتیمی بود و او هم سهم داشت آه در این گنج موروثی عدو هم سهم داشت اشک زهرا اشک حیدر آبروی عالم است قدر وسع خویش از این آبرو ه
چهارشنبه 05 آذر 1393 ساعت 15:2 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خانم ...

ارث فامیلی یتیمی بود و او هم سهم داشت

آه در این گنج موروثی عدو هم سهم داشت

 اشک زهرا اشک حیدر آبروی عالم است

قدر وسع خویش از این آبرو هم سهم داشت

 در وصیت های مادر مثل زینب نه ولی

قدر خود از بوسه ی زیر گلو هم سهم داشت

 آرزو می کرد سهم کربلای خویش را

البته عباس در این آرزو هم سهم داشت

 از کشیدن ها به غیر از گوشواره چندجا

معجر پاره به جای خویش مو هم سهم داشت

 شمر تکبیری زد و در قتلگاه اینگونه گفت

کوفیان در کشتنش حتمآ وضو هم سهم داشت.

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وای وای... نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن دختر دومی حضرت حیدر بودن صدق الله علی نام پدر بود و چنین آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن ام کلثوم شدن ا
چهارشنبه 05 آذر 1393 ساعت 14:47 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وای وای...

 نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن

 دختر دومی حضرت حیدر بودن

 صدق الله علی نام پدر بود و چنین

 آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

 ام کلثوم شدن این همه مظلوم شدن

 شاهد میخ چهل مرد لگد در بودن

 شاهد میخ چهل مرد لگد در فریاد

 بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

 جزء آموختگان وصیت نامه ی او

 جز تشییع کنان تن مادر بودن

 پشت تابوت به همراه حسین و زینب

 جزء آن چند نفر در شب آخر بودن

 در شب قدر به نوعی و به شکلی شب طشت

 ام کلثوم نگو زینب دیگر بودن

 دختر مادری و عمه ی طفلان اما

 قسمتت این بشود خواهر خواهر بودن

 می کند خم کمرش را همه عمر فقط

 لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

 می کند خم کمرش را بخدا در آنی

 مثل زینب روی تل محو برادر بودن

 چکمه ای آمد از آنسو و از این سو شد باب

 در هیاهوی حرم دست به معجر بودن

 

مهدی رحیمی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا ام کلثوم... خاطراتي ز كربلا دارد بانوي خانواده ي حيدر دل شيعه شكسته شد ز غم ام كلثومِ خانه ي كوثر كرده ثابت كه فاطمي نسب است حجب او شد نش
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت 9:48 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا ام کلثوم...

خاطراتي ز كربلا دارد

بانوي خانواده ي حيدر 

دل شيعه شكسته شد ز غم

ام كلثومِ خانه ي كوثر

 

كرده ثابت كه فاطمي نسب است

حجب او شد نشان سروريش

آفرين گفته شيعه در همه جا

به شكوه و جلال مادريش

 

 

الگوي ناب خواهرانه ي ماست

چادر او نشان برتريش

پا به پاي عقيله بوده اگر

كرده ثابت دليل خواهريش

 

  

ام كلثوم ز داغ كرببلا

همچو خواهر اسير درد و بلاست

مثل زينب ، سكينه ، ام بنين 

بهترين روضه خوان عاشوراست*

 

 

مي رود يك ستاره ي ديگر

آنكه بر قلب كهكشان تابيد

مي رود شاهد غروب عشق

 دختري از تبار نور و اميد

 

 مي رود ، با دل شكسته اگر

شاهد سفره هاي نان و نمك

شود او ميهمان دائمي

صاحب واقعيّ باغ فدك

 

كاش مي شد كه اين دم آخر

بسرايد كمي زبان حال

و بگويد چه بر سرش آمد

بعد غوغاي روضه ي گودال

 

كاش مي شد بخواند او روضه

كه بريزد ز ديده اشك مدام

و بگويد به بچه ها چه گذشت

 بين كرببلا و كوفه و شام

 

چه شده لب گشوده اين قلم و

نفسش بر شماره افتاده

به گمانش به رسم با ادبان

ام کلثوم ، تشنه جان داده

 

اصغر چرمی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حیدر قافله عاشقان در حجاب یکدگرند پرتو آفتاب یکدگرند گاه تصویر قاب یکدگرند همه زیر نقاب یکدگرند سعی دارند جلوه کم بکنند خویش را وقف
سه شنبه 09 ارديبهشت 1393 ساعت 14:18 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

حیدر قافله

 

عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

 

سعی دارند جلوه کم بکنند

خویش را وقف نام هم بکنند

 

فاطمیّات یارهای هم‌اند

هر کدام افتخارهای هم‌اند

همه آئینه‌دارهای هم‌اند

دفن بین مزارهای هم‌اند

 

گاه زینب؛ گه ام کلثومند

هم‌طراز امام معصومند

 

این قبیله عجیب با ادبند

پیش هم ایستاده در عقبند

همگی غرق ذات، منقلبند

در ظهور صفات، هم نسبند

 

همگی در الست زاده شدند

همه پرچم به دست زاده شدند

 

می‌نویسم من از شما خانم

می‌بری تا خدا مرا خانم

تو بزرگی و ما گدا خانم

السّلامُ علیکِ یا خانم

 

ما گرفتار  بام‌های توایم

از ولادت غلام‌های توایم

 

عصمت کامله تو را خوانند

عابده، فاضله تو را خوانند

عالمه، عامله تو را خوانند

حیدر قافله تو را خوانند

 

کوه توحید منجلی هستی

زینب دوم علی هستی

 

متشرع به دین و باور خود

متواضع کنار خواهر خود

تا شدی همره برادر خود

متوسّل شدی به مادر خود

 

اقتدار حرم به دست تو بود

بعد عباس علم به دست تو بود

 

گریه بین شرار می‌کردی

شعله‌ها را مهار می‌کردی

پابرهنه فرار می‌کردی

دختران را سوار می کردی

 

همه‌جا کشتی نجات شدی

سر پناه مخدَّرات شدی

 

نان خود را به دختران دادی

سهم خود را به دیگران دادی

تو تسلّی به مادران دادی

معجرت را به خواهران دادی

 

گیسوی سوخته نقابت شد

گوشه‌ی آستین حجابت شد

 

به کجا کارها کشیده شده

سر بازارها کشیده شده

به پَرت خارها کشیده شده

معجرت بارها کشیده شده

 

خواهرت دیر کرد و افتادی

چادرت گیر کرد و افتادی

 

تا ز گودال سر در آوردی

خویش را نزد خواهر آوردی

سوی او دیده‌ی تر آوردی

رو به سوی برادر آوردی

 

خواهرانه به هم کمک کردید

نیزه را از گلو در آوردید

 

محمد جواد پرچمی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتي همه جا دور و برش زينب بود يعني كه تمام ياورش زينب بود در شام كه خطبه خواند با صوت علي از مستمعين منبرش زينب بود او هيبت و غيرت بني هاشم د
سه شنبه 09 ارديبهشت 1393 ساعت 14:9 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وقتي همه جا دور و برش زينب بود

يعني كه تمام ياورش زينب بود

در شام كه خطبه خواند با صوت علي

از مستمعين منبرش زينب بود

او هيبت و غيرت بني هاشم داشت

او فاطمه بود و حيدرش زينب بود

در طول اسارتش مطيع امر -

فرمان امام و رهبرش زينب بود

در پاي ولايت حسين بودن او

مانند وفاي خواهرش زينب بود

شاعر: محمد حسن بيات لو

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


مثل مزار فاطمه قدرش نهان است توصيف شأنش فوق توضيح و بيان است خود را دخيل رشته هاي چادرش كن او عمه ي مظلومه ي صاحب زمان است محمد حسن بيات لو
سه شنبه 09 ارديبهشت 1393 ساعت 14:7 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است

توصيف شأنش فوق توضيح و بيان است

خود را دخيل رشته هاي چادرش كن

او عمه ي مظلومه ي صاحب زمان است

محمد حسن بيات لو

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یادگاریّ حضرت کوثر ای فراتر ز وادی باور یاس خوشبوی خانه ی گل ها ... امّ کلثوم خانه ی حیدر بر سر گونه های تو جاری ست عطر گلبوسه های پیغمبر دخ
یکشنبه 07 ارديبهشت 1393 ساعت 17:14 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یادگاریّ حضرت کوثر

ای فراتر ز وادی باور

 

یاس خوشبوی خانه ی گل ها ...

امّ کلثوم خانه ی حیدر

 

بر سر گونه های تو جاری ست

عطر گلبوسه های پیغمبر

 

دختر قد کشیده ی زهرا

عروس خانواده ی جعفر

 

دل تو مثل زینب کبری

با غم و غصّه بوده هم سنگر

 

از غم و غصّه ی در و دیوار

یا که زخم سر یل خیبر

 

یا که با یاد اشک و آه حسن

گوشه ی حجره ... پاره پاره جگر

 

جان سپردی ... ولی یقین دارم

که تورا کُشت لحظه ی آخر

 

مرثیه های ظهر عاشوراء

روضه های برادر بی سر ...

 

عشق شاه بریده حلقومی

خواهر زینب  ... امّ کلثومی

 

شاهد داغ بی امان حسین

همدم جان نیمه جان حسین

 

پیشمرگ دختران حرم

مرهم زخم کودکان حسین

 

بادوچشمان خیس خود دیدی

ارباً اربا ... تن جوان حسین

 

وقتی از سمت علقمه برگشت

دیده شد قامت کمان حسین...

 

خواندی از سیل اشک چشمانش

به زمین خورده پهلوان حسین

 

ساعتی بعد ... غرق در خون شد

حنجر طفل بی زبان حسین

 

بین گودال ... در هجوم تگرگ ...

قطعه قطعه شد استخوان حسین

 

برزمین مانده پیکرش امّا ...

بر سر نیزه شد روانه ... حسین

 

اوّلین مرثیه سُرای عطش 1

ای همیشه روضه خوان حسین

 

از تو می خواهم امشب ای بانو

اذن دیدار آستان حسین

 

تو دعا کن که عاقبت برسد ...

جمعه ای ... صاحب الزّمان حسین

 

کرده شمع وجودمان را آب

روضه هایت ... شریکةُ الارباب

شاعر: اسماعيل شبرنگ

 

1- براساس شواهد و اسناد تاریخی ، اگر حضرت امّ کلثوم (س) را نخستین مرثیه سرای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بشماریم ، حرف گزافی نگفته ایم ؛ آنجا که در سوگ حضرت علی اصغر (ع) می فرماید :

یا لَهفَ قلبی علَی الصّغیر الظّامی فَطَمَتهُ السّهامُ قبلَ الفِطام ِ ....

چقدر دلم کباب شد بر کودک تشنه کام ، که پیش از اینکه از شیر گرفته شود تیرها او را از شیر گرفتند

که این نخستین چکامه ی عاشورایی است که از حضرت امّ کلثوم (س) در تاریخ ثبت شده است .

( اسفرایینی ، نورالعین ، ص 56 )

 

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بانو! میان دشت، هراسان چه می کنی؟ دریاي صبر، در دلِ طوفان چه می کنی؟ بانو! شما که از جگرت شعله می چکد دیگر میانِ آتش سوزان چه می کنی؟ بانو! شم
یکشنبه 07 ارديبهشت 1393 ساعت 9:1 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
بانو! میان دشت، هراسان چه می کنی؟

دریاي صبر، در دلِ طوفان چه می کنی؟

بانو! شما که از جگرت شعله می چکد

دیگر میانِ آتش سوزان چه می کنی؟

بانو! شما که چادرتان سوخته بگو

با زخمِ تاولِ تن طفلان چه می کنی؟

بانو! بگو که در پیِ دستان کیستی؟

یا بین نیزه هاي پشیمان چه م یکنی؟

بانو! بگو که در وسطِ این حرامیان

با کودکانِ شام غریبان چه می کنی؟

بانو! شما و پاي برهنه میان دشت؟!

با زَهرِ تیغِ خارِ مغیلان چه می کنی؟

بانو! شما که حوریه ها را ملیکه اي

آشفته در میان بیابان چه می کنی؟

بانو! براي زینب محزون به دشتِ خون

با ناقه هاي خست هي عریان چه م یکنی؟

گر چه در این زمانه غریب است نام تو

با دیده هاي ابريِ گریان چه م یکنی؟

باید تو را به شیوه ي دیگر خطاب کرد

اي مَرد! در سکوتِ بیابان چه می کنی؟

شاعر: الياس دوستي

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تا بوسه ي خنجري به حلقوم نشست بر نیزه، سر امام مظلوم نشست تنها نه فقط میان رگ هاي حسین آن نيز ، به قلب امّ كلثوم نشست *** چه رازي از دل پاکت شن
یکشنبه 07 ارديبهشت 1393 ساعت 9:1 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
تا بوسه ي خنجري به حلقوم نشست

بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ هاي حسین

آن نيز ، به قلب امّ كلثوم نشست

***

چه رازي از دل پاکت شنیدند؟

درون روح بی تابت چه دیدند؟

که زیر سایه ي ا مّ المصائب

تو را اخت المصائب آفریدند

***

آن زینب او، عزیز مردم شده است

این فاطمه اش، ملیکه ي قم شده است

افسوس ! كه نام « امّ كلثوم » فقط

مانند مزار مادرش، گم شده است

شاعر: قاسم صرافان

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عمه صاحب الزمان، بانو من فداي شما گداي شما مددي كن كه خاك بوس توأم ام كلثوم، دختر زهرا بي بي ِ چاره ساز ادركني اي شفاعت كننده فردا ما همه مس
شنبه 06 ارديبهشت 1393 ساعت 9:44 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
عمه صاحب الزمان، بانو

من فداي شما گداي شما

مددي كن كه خاك بوس توأم

ام كلثوم، دختر زهرا

بي بي ِ چاره ساز ادركني

اي شفاعت كننده فردا

ما همه مستحق لطف توئيم

دستمان را بگير، روز جزا

من و ايل و تبار من مجنون

 تو و ايل و تبار تو ليلا

پدر و مادرم به قربانت

خواهر بي نظيرِ خون خدا

جان زهرا بيا همين امشب

كربلاي مرا نما امضا

نوه پاك حضرت احمد

جايگاهت بود بسي بالا

در حجاب و عفاف، فاطمه اي

خواهر خوبِ زينب كبري

در صبوري حسن، به شكل دگر

در شجاعت شبيه شير خدا

زنده ربناي تو حيدر

گشته گريه هاي تو عيسي

فرش راه تو بال جبرائيل

خاك پاي تو جنت الْاَعلي

اي نجابت دخيل چادرتان

وي سخا و شرف دخيل شما

اُسوه پايداري و عفت

اي وقار هميشه پا بر جا

دائماً بر زبانتان جاري

سوره قدر و كوثر و شورا

چشم تو ساحلِ نجات همه

دل طوفانيِ شما دريا

ساكن كوي تو همه عالم

ريزه خوار دو دست تو موسي

شب آخر چه روضه اي داري

در دلت باز هم شده غوغا

تا كه يك جرعه آب مي بيني

خود به خود روضه مي شود بر پا

بوده اي در كنار اهل حرم

در زمين غريب كرببلا

نينوايي شدي بلا ديدي

اي ركابِ امام عاشورا

موقع رفتنت فقط بودي

ياد لبهاي تشنه سقا

غمِ زينب غمِ شما بانو

غمتان داغ سيدالشهدا

ياد آن روزها كه مي ديدي

آتش از خيمه ها كه زد بالا...

معجرش سوخت بينِ آتش و دود

دختري از نوادگانِ شما

ياد آن روز كه ميان حرم

تشنگي بود و آه بود و نوا

ياد آن روز كه به نِي زده  شد

سرِ شش ماهه رباب حتي

ديدي از نِي چگونه مي افتاد

سرِ پاك عليِ اصغرها

دست و پا زد مقابل چشمت

قاسم و اصغر و گل ليلا

مادري كودكش لبش تشنه

در پيِ آب بود واويلا

روي تل بوده اي؟ نمي دانم

همره خواهرت گل طاها

ياد آن روز كه جدا مي شد

رأس پاك برادرت ز قفا

بين گودال دست و پا مي زد

شاه، در زير دست و پا تنها

كربلا داشت زير و رو مي شد

با صداي شكسته زهرا

كربلا بود و نغمه وَلَدي

كربلا بود و ذكر وا اُمّا

شاعر: رضا باقريان
موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است قبل ضربت خوردن مولا(ع) و شاید قبل تر بارها در کوچه ها داغ پدر
شنبه 06 ارديبهشت 1393 ساعت 9:44 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

 

قبل ضربت خوردن مولا(ع) و شاید قبل تر

بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

 

آنکه عمری با حسن(ع) خون جگر را خورده بود

بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت

دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

 

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام

چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

 

ام کلثوم(س) است یا زینب(س) نمی دانم کدام!

دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

 

بارها این شرم بی اندازه او را می کشد

اینکه زینب(س) پیش او داغ پسر را دیده است

 

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار

اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است

شاعر: مجيد تال

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا اخت الحسین.... یا علی گفتی و غم آغاز شد ناگهان قفل زبانم باز شد یاعلی گفتی همین اعجاز توست یاعلی پروانه ی پرواز توست سایه ات را بر سرم اند
سه شنبه 02 ارديبهشت 1393 ساعت 8:32 | بازدید : 165 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا اخت الحسین....

یا علی گفتی و غم آغاز شد

ناگهان قفل زبانم باز شد 

یاعلی گفتی همین اعجاز توست

یاعلی پروانه ی پرواز توست

سایه ات را بر سرم انداختی

یک نگه بر دفترم انداختی

تا تو لیلای منی مجنونتم

دختر شیر خدا ممنونتم

با نگاه تو تبانی میکنم

تا قیامت روضه خوانی میکنم

ام کلثومی و دل در بند توست

شمس گیتی روی گردنبند توست

ام کلثومی به عالم سروری

با نگاهت از همه دل می بری

از ازل آرام جان زینبی

خواهر شیرین زبان زینبی

پیش تو ام البنین رو میزند

محضرت عباس زانو میزند

ام کلثومی و امّید همه

یادگار ماندگار فاطمه

ام کلثومی و طاووس علی

ام کلثومی و ناموس علی

هم طراز تو در این عالم نبود 

سهم تو چیزی به جز ماتم نبود

کاش از چشم و نظر میگفتی و...

از همان روز خطر میگفتی و...

کاش از هیزم به دستان لعین

از نگاه شعله ور میگفتی و...

شاهد غم های مادر بوده ای

کاش از سقط پسر میگفتی و...

کاش میگفتی تو از ضرب لگد

کاش از درد کمر میگفتی و...

کاش از دست زمخت ثانی و

درد گوش و درد سر میگفتی و...

کاش آن شب در پس تابوت او

با همان سوز جگر میگفتی و...

" ....خدا مادرم را کجا میبرند.....

گمانم برای شفا میبرند...."

روضه ات یک بام دارد دو هوا

گه مدینه میروم گه کربلا 

عمه جان نیمه جان یادش بخیر

فتنه های کوفیان یادش بخیر

ناله میکردی و بر سر میزدی

"أَلاَمان" و "أَلاَمان" یادش بخیر

مأمن اطفال آغوش تو بود

گریه های کودکان یادش بخیر

میکشیدی خار از پایی برون

گریه میکردی چنان یادش بخیر

بازویت را کعب نی ها میزدند

تازیانه و سنان یادش بخیر

کوچه وبازار و سنگ و ناسزا

در میان شامیان یادش بخیر

حال داری با قدی خم میروی

داری ای منظومه ی غم میروی

از تمام رنج دنیا خسته ای

سوی آقای محرم میروی

میسرایی یاد آن هامون خون

زیر لب "... إنا الیه راجعون "

 

علیرضا خاکساری

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 9


حضرت ام کلثوم(س)-مدح الگوی فرشتگان معصوم است او بر واژه ی صبر و عشق مفهوم است او از خطبه ی آتشین
شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت 7:1 | بازدید : 63 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


الگوی فرشتگان معصوم است او

بر واژه ی صبر و عشق مفهوم است او

از خطبه ی آتشین او پیدا شد

بانوی قیام، ام کلثوم است او

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار رحلت حضرت ام کلثوم(س) - علیرضا خاکساری ما از می جام عاشقی سرمستیم بر مرحمت دخت علی دل بس
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:52 | بازدید : 93 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی میگوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

**

ای عالمه ی علوم دین ادرکنی

ای چادر تو حبل متین ادرکنی

یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم

ای دخت امیر مومنین ادرکنی

**

ای روشنی نسل طهورای فاطمه

ای سردبیر مجمع شورای فاطمه

بی شک و شبهه عمه ی سادات عالمی

ای هم ردیف زینب کبرای فاطمه

**

ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی

خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی

میان روضه ی امشب به خاطرم آمد

تو از غریب مدینه غریب تر هستی

**

تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار

سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار

محشر به إذن مادر سادات فاطمی

آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار

**

عزیز فاطمه در معرض خطر بودی

ز بانوان حرم تو گرسنه تر بودی

"سری به نیزه بلند است در برابر" تان

تمام واقعه را تو نظاره گر بودی

 

علیرضا خاکساری

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار رحلت حضرت ام کلثوم(س) - یوسف رحیمی در علم و فضيلت و ادب دريايي در عصمت و صبر و علم بي هم
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:52 | بازدید : 97 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

در علم و فضيلت و ادب دريايي

در عصمت و صبر و علم بي همتايي

سجاده‌ی تو شميم کوثر دارد

تو آينه‌ی ‌حقيقي زهرايي

**

 اي روح زلال! نور کوثر داري

تو عطر گل ياس پيمبر داري

در حجب و حيا آينه‌ی فاطمه اي

در وقت خطابه شور حيدر داري

**

اي پشت و پناه قافله، چون زينب

همراز نماز نافله، چون زينب

در شام نيفتاده اي از پا، بانو

يک لحظه در اين مقابله چون زينب

**

هر چند که بي صبر و قراري بانو

هر چند غريب و داغداري بانو

در کوفه‌ی بي کسي و شام غربت

چون کوه وقار استواري بانو

**

در روز دهم چو شمع افروخته اي

در آتش بي کسي و غم سوخته اي

تا سرحد جان حمايت از مولا را

از مادر خود فاطمه آموخته اي

**

از ديده اگرچه خون دل افشاندي

آن روز تمام کوفه را لرزاندي

اي دخت علي، هيمنه‌ی کوفي ها

مي ريخت به هر خطابه که مي خواندي

**

آن روز رسيده بود جانت بر لب

مي سوخت تمام پيکر تو در تب

پروانه صفت گرم طواف عشقي

ذکر لب خسته‌ی تو: زينب زينب

**

آن ماتم بي کرانه را معنا کن

آن غربت جاودانه را معنا کن

يک بار براي زائرانت بانو

تو ضربه‌ی تازيانه را معنا کن

**

شش ماه شبيه روضه خوان مي خواندي

از غربت و داغ بي کران مي خواندي

از نيزه و قتلگاه و خون مي گفتي

از طشت طلا و خيزران مي گفتي

 

یوسف رحیمی
موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت ام کلثوم(س)-وفات شب قدری و قَدرت نیست معلوم میان شیعه هم هستی تو مظلوم فقط نام تو را بردیم
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:16 | بازدید : 63 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

حضرت ام کلثوم(س)-وفات

 

شب قدری و قَدرت نیست معلوم

میان شیعه هم هستی تو مظلوم

فقط نام تو را بردیم گاهی

فدای غربتت یا ام کلثوم

***

کمر بر استقامت بسته زینب

که یک دم هم ز پا ننشسته زینب

اگر زینب پناه کاروان بود

تو هم بودی عصای دست زینب

***

صبوری غرق در تاب و تب تو

وفا زانو زده در مکتب تو

در این شش ماه  یک دم هم نیفتاد

"حسینم وا حسینا" از لب تو

 
موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت ام کلثوم(س)-وفات این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟ از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟ زهرا! تو مگر که
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:13 | بازدید : 75 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت ام کلثوم(س)-وفات

 

این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟

از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟

پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت ام کلثوم(س)-وفات نام بلند خویش به دنیا گذاشتی با داغ خود غمی روی دل ها گذاشتی بعد از حسین ق
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت 16:12 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت ام کلثوم(س)-وفات

 

نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

با داغ خود غمی روی دل ها گذاشتی

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

در کربلای خون خدا جا گذاشتی

پشت سر امام زمان غریب خود

تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

وقتی به روی غصه و غم پا گذاشتی

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

پا جای پای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب

حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

باور نمی کنم قدم آن جا گذاشتی

ای همدم رباب تو با اشک و ناله ات

مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به رأس بر روی نیزه برادرم

از چه رقیه را تک و تنها گذاشتی

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

گریان و بی قرار شه سر جدا شدی

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت ام کلثوم(س) آن زینب او عزیز مردم شده است این فاطمه اش ملیکه ی قم شده است افسوس که نام اُم ک
شنبه 14 ارديبهشت 1392 ساعت 15:46 | بازدید : 103 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

حضرت ام کلثوم(س)

 

آن زینب او عزیز مردم شده است

این فاطمه اش ملیکه ی قم شده است

افسوس که نام اُم کلثوم فقط

مانند مزار مادرش گم شده است

 

 

 

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بانو زبانزد است حیایی که داشتی تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو با آ
شنبه 18 شهريور 1391 ساعت 20:28 | بازدید : 99 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )


بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

در آسمان حیدر و زهرا پریده ای

مهد کمال بود هوایی که داشتی

با حضرت عقیله شما مو نمی زدی

در خلق و و خو و مهر و صفایی که داشتی

دیدند اهل کوفه که حیدر ظهور کرد

با خطبه ها و صوت رسایی که داشتی

دیدی مصیبتی که دگر کس نمی رسد

به ابتدای صبر و رضایی که داشتی

عباس تا که دید نداری تو هدیه ای

سهم تو شد به کوی منایی که داشتی

قربانی تو نزد خدایت قبول شد

یک عمر ماند رنگ حنایی که داشتی

ام البنین به شهر مدینه که روضه داشت

گل می نمود شور بکایی که داشتی

با زینب و رباب فقط ناله می زدی

با خاطرات کرب و بلایی که داشتی

تقسیم شد میان اسیران اهل بیت

در شهر شام آب و غذایی که داشتی

حتی زن یزید لعین گریه اش گرفت

با دیدن خرابه و جایی که داشتی

عباس بود روی نی و بست چشم خود

وقتی که دید تاول پایی که داشتی

در خیمه های سوخته ی بی حسین چه شد ؟

بعد از غروب و شام عزایی که داشتی

شکر خدا نبود ببیند برادرت

بردند گوشوار طلایی که داشتی

یاد صدای فاطمه افتاد پشت در

زینب شنید سوز صدایی که داشتی

شکر خدا نبود حسین تو بشنود

در زیر تازیانه نوایی که داشتی

شاعر:رضارسول زاده

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای مقـــامت فـراتـر از مریــــم ای شکوهـت رسـاتـر از حــــوا ام کلثــوم ! خواهــر زینب عصمت الل
شنبه 18 شهريور 1391 ساعت 20:27 | بازدید : 195 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 ای مقـــامت فـراتـر از مریــــم

ای شکوهـت رسـاتـر از حــــوا

ام کلثــوم ! خواهــر زینب 

عصمت الله دوم زهــــرا  

 

پیش پایـت تــــمام حـــور و ملـــک

در رکـــــوع و سجـــــود افتـــــاده

نســل برتـر ز خانــــواده نـــــور..!

دخت مـولا و فاطمـه  زاده

 

ای حجابت فرشته را چادر

حوریان در طواف معجر تو

آن قدر ناز داری ای بانو..!

بال جبریل فرش معبـر تو

 

از نفسهایت ای نسیم بهشت..!

بــوی عطــر و گــلاب می آیــــد

التمــاس دعـای نیمــه شبـــان

سوی تو مستجـــــاب می آیــد

 

تو کجـــــا و تبـــــار ناپـاکان....!؟

تـو ملیکـه ز عالــم ملکـــــــوت!

تـو بهشتـی چـه نسبتی داری

به کویــر و به دوزخ و برهــوت؟  

قرص خورشید و زمهیر سیاه...!؟

جمع ایمان و کفـر ممکن نیست

هرکـــه ایــن قصـه را کنـد بــاور

به خدا شیعه نیست مؤمن نیست

 

انتــهـای عــروج جبـرائـــیل

اولیــن پــله مقــــام شمــا

کربـلا زنـده مانـده امــا، بـا

خطبه زینب و کلام شمـا

 

مثل زینب غروب عاشورا

داغـــــدار بـــــرادرت بـــودی

آمــــدی در حوالـــی گـــودال

و کمک حـــال مـــادرت بودی

 

دست سنگین عصر عاشورا

روی مـــاه تو را کبـود، نمود

آن طرف زینبی که بود سپـر

این طرف تو میان آتش و دود

 

مثل زینب  میان بزم شراب

تکیـــه گــاه یتیــم اربـابــــــی

کربلا؛ کوفه؛ شام؛ کرب و بلا

تا مـدینـه چـو مـاه، می تابی

 

زینـب  و تـــــو؛ مکمــــل عشـقـیـــد

تو درخشــنده؛ زینب  المــاس است

ادبـــت در مـقــابــــــل خـــواهـــــــــــــر

در مثل، چون حسیـن و عباس  است

 

شاعر : یاسر حوتی

موضوعات مرتبط: حضرت ام کلثوم س ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26343
:: کل نظرات : 2142

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1612

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,028
:: باردید دیروز : 3,226
:: بازدید هفته : 14,432
:: بازدید ماه : 61,627
:: بازدید سال : 61,627
:: بازدید کلی : 8,918,734
لینک دوستان