close
تبلیغات در اینترنت
شهادت حضرت زینب (س)
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - به لطف مادر سادات - حرم شاه هر روز به روز می شود
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
متن روضه شهادت امام علی النقی ( هادی) علیه السلام- حاج محمد رضا طاهری 2 0 152 khadem
متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-سید مهدی میرداماد 2 0 111 khadem
متن روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها-حاج محمود كریمی 2 0 137 khadem
متن روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها-حاج میثم مطیعی 2 0 84 khadem
متن روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها-حاج میثم مطیعی 0 59 khadem
متن روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها-حاج محمود كریمی 0 131 khadem
متن روضه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)- حاج محمد رضا طاهری 0 551 khadem
متن روضه شهادت حضرت محسن علیه السلام-حاج حسن خلج 1 1239 aliyebaba
متن روضه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها- میثم مطیعی 1 2096 mshahveh
روضه حضرت زهرا (س) و گریز به روضه ی امام حسین (ع)- حاج منصور ارضی 0 1061 khadem
متن روضه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)- حاج منصور ارضی 0 1018 khadem
متن روضه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)- حاج حسن خلج 0 1817 khadem
متن روضه شام غریبان حضرت فاطمه زهرا (س)-حاج میثم مطیعی 0 1531 khadem
متن مقتل حضرت فاطمه زهرا (س)-میثم مطیعی بیت مقام معظم رهبری (مدظله العالی) 0 1587 khadem
متن روضه امام حسن عسكری و گریز به روضه ی امام حسن مجتبی- حسن خلج 0 655 khadem
بانوی مرد آفرین بانوی مرد آفرینِ مُلکِ غیرت زینب است شیر زنِ بی باکِ میدانِ شجاعت زینب است شهرِ حل
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:45 | بازدید : 22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بانوی مرد آفرین

بانوی مرد آفرینِ مُلکِ غیرت زینب است
شیر زنِ بی باکِ میدانِ شجاعت زینب است

شهرِ حلم و بینش و ایمان و ایثار و وقار
بحرِ علم و دانش و عرفان و حکمت زینب است

چشمه ی صاف و زلالِ پاکی و شرم و حیا
قلّه ی کوهِ صبوری و صلابت زینب است

بر دلِ غمدیده ی تفتیده ی همچون کویر
بارشِ ابرِ بهارِ جود و رحمت زینب است

دستِ خالی رد نمی گردد زِ درگاهش کسی
دخترِ مردِ بزرگِ با کرامت زینب است

ای سلیمان ، بر جلال و شوکتت ، کمتر بناز
صاحبِ جاه و جلال و قدر و شوکت زینب است

ظاهراً اسمش نباشد در میانِ چار و ده
باطناً امّا نگینِ آلِ عصمت زینب است

بابِ حاجت ، بر همه باشد ابوفاضل ولی
رمزِ قفلِ بر روی این بابِ حاجت زینب است

گر حکومت می کند بر کشورِ دل ها حسین
مالکِ اصلی این مُلکِ حکومت زینب است

خیلِ عُشّاقُ الحسین ، دارد هزاران مدّعی
بی گمان ، در این میان ، در اوجِ رتبت زینب است

زینبیون غم ندارند روز حشر ، دانی چرا؟
نایب الزّهرا ، شفیعه ، در قیامت زینب است

غمگسارِ پنج تنِ آلِ عبا و پنج امام
مطلعِ دیوانِ شعرِ رنج و محنت زینب است

با ولای حیدری و با حجابِ فاطمی
حامی جان بر کفِ دین و ولایت زینب است

کربلا شد کربلا ، از صبرِ اُختُ المجتبی
قافله سالارِ راهِ استقامت زینب است

معنی قلبِ صبور و اُسوه ی صبرِ جمیل
باغبانِ باغِ خونینِ شهادت زینب است

شانه اش در زیرِ بارِ داغِ طفلان خم نشد
مصحفِ تفسیرِ صبرِ بی نهایت زینب است

روحِ نستوهِ علی ، گردیده در او منجلی
در فصاحت ، در بلاغت ، با شهامت زینب است

دشمنان ، یکسر همه ، از خُطبه اش در واهمه
وارثِ زهرایی دارای قدرت زینب است

روز ها از قِصّه ی پُر غُصّه اش ، شب می شود
در مصیبت مادرِ اندوه و کُربت زینب است

یک تنه بارِ اسارت را به دوش خود کشید
در اسارت پاسدارِ اهلِ عترت زینب است

دیده تر ، بر کودکانِ خون جگر ، همچون سپر
سلسله ، بر دست و بر پا ، بی شکایت زینب است

آن که در کرببلا وکوفه و شامِ بلا
تازیانه بر تنش خورده به شدّت زینب است

حمید رضا گلرخی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


حضرت زینب(س)-وفات ای آنکه وجودم شده بیت الحزن تو غرق غم و اندوه شدم از محن تو در آتش هجران تو یک سال
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:29 | بازدید : 24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-شهادت

 

ای آنکه وجودم شده بیت الحزن  تو

غرق غم و اندوه شدم از محن تو

در آتش هجران تو یک سال شب و روز

چون شمع وفا سوختم از سوختن تو

یک سال نه ،یک عمر گذشته است که از غم

گریان شده ام بر بدن بی کفن تو

در خلوت با پیرهن غرقه به خونت

مشغول زیارت شده ام با بدن تو

خواهی که بدانی چه رسیده است به زینب

صدچاک شده جان و دل من چو تن تو

آتش زده یکبار دگر هستی ما را

خونی که روان بود ز کنج دهن تو

تو لالۀ خونینی و من یاس کبودم

پرپر شده ام از غم پرپر شدن تو

همراه بسی خاطرۀ مردی و ایثار

ثبت است به تاریخ پیام و سخن تو

عمریست«وفائی» ز مصیبات دل من

با آتش دل سوخته در انجمن تو

 

سید هاشم وفایی

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-وفات ای بهترین معلم قرآنِ ما بخوان از آیه های خامس آل عبا بخوان از کاف و هاء و یاء بگو
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:28 | بازدید : 22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-شهادت

 

ای بهترین معلم قرآنِ ما بخوان

از آیه های خامس آل عبا بخوان

از کاف و هاء و یاء بگو شرح تازه ای

وز عین و صادِ  واقعة کربلا بخوان

تنها ، نه بهرِ اُمِّ حبیبه ، برای ما

از روزهای پر غم و پر ماجرا بخوان

تفسیرِ آیه آیه دروازه را بگو

آری کمی ز سوز دل سر جدا بخوان

شرحی ز حال پردگیان در خفا بگو

قدری برای هیئتیان در جلی بخوان

با بانوان ، ز سوره مریم چه گفته ای

سر بسته روضه ای ز غم نینوا بخوان

از لحظه وداع برادر بما بگو

با بوسه های زیر گلو ((یا اخا)) بخوان

از آیه قیامت کبرای قتلگاه

از آن همه مصیبت و درد و بلا بخوان

از تازیانه خوردن و تهمت شنیدنَت

از لحظه های سخت اسارت بیا بخوان

از خطبه های فاطمی و حیدریِ خویش

وز رأسهای نیزه نشین ، روضه ها بخوان

با آنچه که شدی به چهل منزل آشنا

وز آنچه دیده چشم تو ، یک نکته را بخوان

از شام بی حیا و نگاه حرامیان

از تهمت کنیزیِ خصم دغا بخوان

از مجلس یزید و از مجلس شراب

از چوب خیزران و ز تشت طلا بخوان

وقتی رسید قافله در آن خرابه ها

از ازدحام و خنده اهل جفا بخوان

جبریل هم ز روضه تو فیض می برد

هان ای امینِ وحی ز قالو بلی بخوان

تو زینبی و غیب و شهودت یقین یکی است

بر تلّ زینبیّه نشین بر ملا بخوان

دستی که زیر پاره بدن برده ای بگو

قربانی ات قبول ، از آن (( باالقفا )) بخوان

بانو‍! مقام بندگی ات می کُشد مرا

حب الحسینِ زندگی ات می کشد مرا

 

محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-وفات در چشم های منتظرم نا نمانده است یک چشم هم برای تماشا نمانده است از بسکه گریه کرده
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:27 | بازدید : 16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-وفات

 

در چشم های منتظرم نا نمانده است

یک چشم هم برای تماشا نمانده است

از بسکه گریه کرده ام و خون گریستم

اشکی برای دختر زهرا نمانده است

نزدیک ظهر و بستر زینب در آفتاب

جانی ولی در این تن تنها نمانده است

چیزی برای آنکه فشارم به سینه ام

جز این لباس کهنه خدایا نمانده است

غارت زده منم که پس از غارت دلم

زلفی برای شانه زنها نمانده است

ای شاه بی کفن،کفنم کن برادرم

با دست خود به چادر مشکی مادرم

آه از خیام شعله ور و از شراره ها

از خنده ها،هلهله ها و اشاره ها

غارتگران پس از تو به ما همله ور شدند

بستند پیش ما همه ی راه چاره ها

غارت شدند جوشن و پیرآهن و علم

حتی زخیمه ها همه ی گاهواره ها

در دستها نبود به جز تازیانه ها

بر پنجه ها نبود به جز گوشواره ها

چیزی نمانده بود که معجر بخوانیش

بر گیسوان شعله ور از تکه پاره ها

در پیش چشم مادر و خواهر به روی نی

می خورد تاب سر شیر خواره ها

از بس زدند بال و پر کودکان شکست

از بس زدند چوب تر خیزران شکست

 

حسن لطفی

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


وای زینب... بعد تو آه چه آمد به سرم می بینی! بین دریای غمت غوطه ورم می بینی! با همان چکمه که بر سینه ی
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:22 | بازدید : 16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وای زینب...

بعد تو آه چه آمد به سرم می بینی!

بین دریای غمت غوطه ورم می بینی!

با همان چکمه که بر سینه ی تو جای گرفت!

شمر محکم لگدی زد به سرم می بینی!

صورتم سرخ و کبود است و تنم میسوزد!

جای شلاق به روی کمرم می بینی!

خیمه ها را همه آتش زدند و واویلا..

معجر سوخته و شعله ورم می بینی!

آه عباس.. علی اکبر من برخیزد

پر کفتار شده دور و برم می بینی!

خولی و حرمله و شمر کجا می برنم!

عمرسعد شده همسفرم می بینی!

نیزه دار سر شش ماهه چرا می رقصد!

ناله های پسرم ای پسرم می بینی!

کوفه کوفه است همان شهر نمک نشناسان…

روزگار پدر آمد نظرم می بینی!

آنقدر در وسط شهر به ما سنگ زدند

که شکستند همه بال و پرم می بینی!

دم به دم حرمله نامرد به من می خندد

طعنه ها را چه کنم خون جگرم می بینی!

سر بازار و من و این همه نامحرم پست

خون روان است زچشمان ترم می بینی!

مثل مادر شده ام لاغر و افتاده و پیر

که پس از واقعه خم شد کمرم می بینی!

به کجا میروی ای نیزه نشینم بس کن

به خدا در پی تو دربدرم می بینی!

دختر حیدرم اما به چه روز افتادم

که پس از واقعه خم شد کمرم می بینی!

 

محمد بنواری

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا زینب... عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود حال حبیبان بی سر و سامان شدن بود اول قرار ما دو تا قربان شد
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:22 | بازدید : 4 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب...

عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود

حال حبیبان بی سر و سامان شدن بود

اول قرار ما دو تا قربان شدن بود

رفتی و سهم من بلا گردان شدن بود

 یکسال و نیم آتش گرفتن مال من بود

تقدیر پروانه از اول سوختن بود

 یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم

با هر نخ پیراهن تو گریه کردم

خیلی برای کشتن تو گریه کردم

با خنده های دشمن تو گریه کردم

 هر شب بدون تو هزاران شب گذشته

دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کُن

کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کُن

این آخر عمری مرا رو به وطن کُن

من را میان کهنه پیراهن کفن کُن

 با قاسم و عباسم و اکبر بیائید

من را بسوی کربلا تشییع نمائید

 آخر مرا در غصه ی ایام بُردند

با خاطرات سیلی و دُشنام بُردند

میل همان شهری که بزم آه ... بُردند

این آخر عمری مرا در شام ... بُردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند

از زیر سایه بسترم را جمع کردند

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امیر عظیمی شاهد یکشنبه 1394/02/13 حضرت زینب(س)-وفات یادم نرفته است که هنگام عزّتم آن روزها که بود گلم ه
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:16 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-شهادت

 

یادم نرفته است که هنگام عزّتم

آن روزها که بود گلم همجوارِ من

دور و برم تمام یل هاشمی نسب

ابر محبّت همه شان سایه سارِ من

 

یادم نرفته است که هر روز با حسین

دل بود و خاطرات قدیم مدینه ای

وقتی که می زدم به سرش شانه آن زمان

دل می گرفت عطر شمیم مدینه ای

 

یادم نرفته است که هر وقت عزم او

می کردم و رفتن من با شتاب بود

بر روی ناقه تا بنشینم به زیر پا

زانوی ماه امّ بنینم رکاب بود

 

یادم نرفته است که خلخال پای من

حتی ز چشم اهل حرم استتار بود

چون که جواهرات سر و دست و پای من

از جانب علی پدرم یادگار بود

 

یادم نرفته است که تاری ز موی من

بیهوده پیش اهل حرم در نظر رسد

یا که تمام عمر بجز دشت کربلا

بر سایه سارِ معجرِ زینب خطر رسد

 

یادم نرفته است که وقتی به کربلا

تا زانوان ناقه ی من بر زمین نشست

گرد و غبار قائله ای وحشت آفرین

پیچید در هوا و به روی جبین نشست

 

یادم نرفته لشگر دشمن که راه بست

دیدم حسین را که چه آهی ز دل کشید

پشت خیام رفت و به دست مبارکش

آنقدر خار زِ خاک کویر چید

 

یادم نرفته است که از سوز تشنگی

اکبر چه طور ذکر عطش العطش گرفت

وقتی حسین بر سر نعش علی رسید

دیدم کنار پیکر او حال غش گرفت

 

یادم نرفته است که عباس تا که گفت

"ادرک، اخی اخی" ز حسینم کمر شکست

برگشت خیمه، خیمه ی عباس ناگهان

با آه فاطمّی حسینم زِ هم گسست

 

یادم نرفته است که من روی تلّ و او

جسمش به زیر چکمه ی ناپاک شمر بود

من داد می کشیدم و در پیش چشم من

خولی سر حسین مرا از همه ربود

 

یادم نرفته است که سرها به روی نی

در پیش چشم اهل حرم موج می گرفت

گاهی سر حسین، وَ گاهی سر علی

بین رئوس نیزه نشین اوج می گرفت

 

یادم نرفته است که در شام و کوفه نیز

مردم به حال و روز زنان دست می زدند

سقّا سرش که جلب توجّه ز نیزه کرد

با سنگ و چوب مردم سر مست می زدند

 

یادم نرفته است که با چوب خیزران

هر دم یزید بر لب و دندان یار زد

اصلاً سر حسین مرا هر کسی که دید

با هر چه بود بر سر هر رهگذار زد

 

یادم نرفته است سکینه  به قصر شام

در چشم های باده پرستی کنیز شد

اُف بر تو روزگار! که ناموس فاطمه

آخر چقدر بین اجانب حضیض شد

 

یادم نرفته است جهاد رقیّه را

با ناله های "یا ابتا" انقلاب کرد

آورد رأس پاک تو را روی دامنش

بوسید و جان سپرد و دلم را کباب کرد

 

حالا که راه عمر به پایان رسیده است

باید به سمت خاطره هایم نظر کنم

ای مرگ مهلتی به من و جان من بده

تا سمت کربلای حسینم سفر کنم

 

آه ای سفیر مرگ! تو خود شاهدی که من

صد بار جان خود به تو اهدا نموده ام

دست ولایتیِّ حسینم اگر نبود

حالا کنار دست تو اینجا نبوده ام

 

آخر تو ای اجل چقدر در تکلُّفی؟

روح مرا به دست اشاره نکن اسیر

جان از من نحیف گرفتن که راحت است

یک"یا حسین" بگو و سپس جان من بگیر

***

امیر عظیمی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چشم هایم دوباره بارانی ست حال و روزم پر از پريشاني ست هر تپش آه ميكشم با درد نفسم بين سينه زند
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:15 | بازدید : 14 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

چشم هایم دوباره بارانی ست

حال و روزم پر از پريشاني ست

 

هر تپش آه ميكشم با درد

نفسم بين سينه زنداني ست

 

در دلم شوق پر زدن دارم

ولي امشب هوا چه طوفاني ست

 

دلم از سنگ غم ترك خورده

كه فرو ريختن دلم آني ست

 

بي قرار و خراب و دلتنگم

آنقدر كه دلم به دنيا نيست

 

كوچه كوچه اسير و شبگردم

كار و بارام هميشه حيراني ست

 

خسته و زار و پر تبم امشب

مرثيه خوان زينبم امشب

 

بانوي عشق حضرت زينب

بي كران‌ست رحمت زينب

 

همه عالم به دست من باشد

ميكشم باز منت زينب

 

دختر فاطمه و زين اَب است

به به از اين هويت زينب

 

تا قيامت شود كه درس گرفت

لحظه لحظه ز نهضت زينب

 

باورش هم براي ما سخت است

عمر پر از مصيبت زينب

 

السلام عليك يا زينب

بانوي مرد كربلا زينب

 

با تو زنده است نام عاشورا

تويي ركن قيام عاشورا

 

ضامن ماندگاري عشقي

اعتبار و دوام عاشورا

 

در نماز شبت دعايم كن

به تو گفته امام عاشورا

 

خطبه خواني تو در اوج وقار

مرتضاي نيام عاشورا

 

استوار و هميشه پا برجاست

با كلامت تمام عاشورا

 

حضرت صبر ، قهرمان بلا

سر فرازي در امتحان بلا

 

آمدي تو اگر ، خداي حسين

آفريده تو را براي حسين

 

همه ي عمر لحظه هايت را

سپري كرده اي به پاي حسين

 

از جواني خود گذشتي تو

همه چيزت شده فداي حسين

 

اولين زائر تن و زخم و

پيكر بر زمين رهاي حسين

 

سپر در برابر دشمن

حامي و يار بچه هاي حسين

 

شير زن با غرور يا زينب

در مصيبت صبور يا زينب

 

در دل درد پرورت چه شده ؟

با نگاه ز خون ترت چه شده ؟

 

نفست در شماره افتاده

بگو با قلب مضطرت چه شده ؟

 

از چه دور و برت شده خلوت

قاسم و عون و اكبرت چه شده

 

راستي از رقيه ات چه خبر؟

يادگار برادرت چه شده

 

ياد عصر دهم مزن بر سر

مگر آنروز معجرت چه شده؟

 

اي عزادار روضه هاي حسين

چادر توست بورياي حسين

 

محمد حسن بيات لو

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


من نگاهم نگاهِ بر راهم ناله ام گریه های بی گاهم هق هق ام سرفه ام نفس زدنم من بریده بریده ام آهم
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 10:11 | بازدید : 2 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

من نگاهم نگاهِ بر راهم

ناله ام گریه های بی گاهم

 

هق هق ام سرفه ام نفس زدنم

من بریده بریده ام آهم

 

بوی گودال می دهد دستم...

تشنه ام ...روضه های جانکاهم

 

چشم نه سر نه جان را نه

آه تنها حسین می خواهم

 

حرم گرم و ساده ام پاشید

رفتی و خانواده ام پاشید

 

چشم ها تار می شود گاهی

درد بسیار می شود گاهی

 

درد پهلو چقدر طولانیست

سرفه خونبار می شود گاهی

 

روضه ای که سکینه هم نشنید

سرم آوار می شود گاهی

 

پیش ام البنین نشد گویم

حرف دشوار می شود گاهی

 

گرمی آفتاب یادم هست

التماس رباب یادم هست

 

شانه وقتی که خیزران بخورد

دست سخت است تا تکان بخورد

 

و از آن سخت تر به پیش رباب

ضربه ای طفلِ بی زبان بخورد

 

من صدایش شنیده ام از دور

تیر وقتی به استخوان بخورد

 

از همه سخت تر ولی این است

حنجر کوچکی سنان بخورد

 

حرمله خنده بی امان می زد

غالباً تیر بر نشان می زد

 

تا صدای برادرم نرسید

وای جز خنده تا حرم نرسید

 

ناله ام بند آمد از نفست

نفسم تا به حنجرم نرسید

 

بین گودالِ تو به داد من

هیچ کس غیر مادرم نرسید

 

گرچه خوردم کُتک به جانِ خودت

پنجه ای سمت معجرم نرسید

 

ناله ات بود خواهرم برگرد

جان تو جان دخترم برگرد

 

پسرت بود و بی مهابا زد

به لبت آب بود اما زد

 

تا صدای من و تو را ببُرد

چکمه پوشی به سینه ات پا زد

 

دید زخم است و جای سالم نیست

نیزه برداشت بین آنها زد

 

عرقش را گرفت با دستش

بعد از آن آستین که بالا زد

 

روضه ی پشت گردنت سخت است

خنجرش را درست آنجا زد

 

بعد او جوشن تو را کندند

رفت و پیراهن تو را کندند

 

حسن لطفی

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به مناسبت شهادت حضرت زینب (س) خیرت قبول ، دست تو دست بگیر داشت چشمت عنایتی به من سر به زیر داشت حاتم
چهارشنبه 09 ارديبهشت 1394 ساعت 16:22 | بازدید : 10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت شهادت حضرت زینب  (س)

 

خیرت قبول ، دست تو دست بگیر داشت

چشمت عنایتی به من سر به زیر داشت

حاتم نشسته بود که با دست بشمرد

بیت کریم پرور تو چند اسیر داشت؟

دستش شکست بس که حریمت فقیر داشت

لطف خدا میان کمان تو تیر داشت

 

دستت درست ، روح صغیرم کبیر شد

پس کو برات دیدن شش گوشه ، دیر شد

 

خانم نگاه ، من ز تو جاهی نخواستم

سختی بده ، من  از تو رفاهی نخواستم

من راضیم اگر که بریزی دو تکه نان

بودن کنار سفره ی شاهی نخواستم

گفتی خودت به درد دلم می خوری فقط

من هم به غیر تو که  پناهی نخواستم

 

دستت درست ، کار مرا هم درست کن

این قلب تابدار مرا هم درست کن

 

 

قلبم گرفت ، تا زتو گفتم کلام ها

چشمت ندید بعد حسین احترام ها

بانو شنیده ایم که از پشت بام ها

سنگت زدند جمعیت بی مرام ها

نامرد گفت : بچرخید دورشان ....

دورت زدند چرخ ، تمام غلام ها

 

بعد از حسین ، ام بنین را چه می کنی؟

اشکی که ریخت روی زمین را چه می کنی ؟

 

بعد از حسین ، سایه ی بر سر نداشتی

پیش رباب ، ساقی و ساغر نداشتی

بهتر بمیرم و ننویسم ، نخوانمش

بعد از حسین، تو ، علی اکبر نداشتی

نامش ببر ، جنازه بگیر از دو دست من

بانو که گفته بود که معجر نداشتی ؟

 

در زیر آفتاب ، چرا گریه می کنی ؟

با این دل خراب ، چرا گریه می کنی؟

 

جعفر ابوالفتحی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


یا زینب... آیینه ی صبر خداوند ودودم من مصحف عشق و ولایت را سرودم در عشق بازی با دو چشمان برادر از دی
چهارشنبه 26 فروردين 1394 ساعت 11:17 | بازدید : 10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب...

آیینه ی صبر خداوند ودودم

من مصحف عشق و ولایت را سرودم

در عشق بازی با دو چشمان برادر

از دیگران من گوی سبقت را ربودم

منشور پروانه شدن را من نوشتم

آنجا که آتش زد جفا بر تار و پودم

در اوج پروانه شدن خود شمع بودم

وقتی که سیلی زد عداوت بر وجودم

من کربلا را کربلا کردم چرا؟ چون

من دانش آموز کلاس کوچه بودم

چشم فلک از کار من گردیده حیران

در راه شام از آن فراز و این فرودم

وامانده صبر از صبر من کنج خرابه

در مرگ آن طفل سه ساله از سجودم

مرات حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیر المومنینم

من با کلامم کربلا را شرح دادم

من با نگاهم غصه ها را شرح دادم

من خود خطیب خطبه ی یوم الفراقم

با اشک خود من نینوا را شرح دادم

قد کمانی چشم کم سو روی نیلی

اینگونه ظلم اشقیاء را شرح دادم

بودم چهل منزل کنار نیزه داران

با سر شکستن ماجرا را شرح دادم

در کوچه های شام با صبر و صلابت

آیین عشق مرتضا را شرح دادم

من با دو دستم در خرابه وقت تغسیل 

از ابتدا تا انتها را شرح دادم

فتوای من در سرشکستن تا ابد ماند

آیین عشق و ابتلا را شرح دادم

مرات حسن حضرت دادآفرینم

من کوثر حق بر امیر المونینم

من زینب فرزانه ی گردون غلامم

شه بانوی یکدانه ی ذوالاحتشامم

من زینب فرمانبر فرمانروایم

من زینب دردانه ی عالی مقامم

من شرح آیات کتاب عشق هستم

سیلی زدم بر روی دشمن با کلامم

من شرح صبر آیه های اشتیاقم

بر باده نوشان معنی کاس الکرامم

من دفتر اسرار خلقت را دبیرم

من آیت الکرسی حی لاینامم

من ایستگاه آخر عشق و جنونم

شیدا دلان را معنی قرب مدامم

رکن و مقام و مشعر و سعی و صفایم

من قبله ام من کعبه ام بیت الحرامم

من معرفت را قبله ی دارالجنونم

من عشق را سرمایه ی نظم و قوامم

مرات حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمومنینم

من مرجع تقلید اصحاب جنونم

من یاء و سین و کاف و ها و عین و نونم

من خیمه گاه عاشقان را تا قیامت

بنا و بانی هستم و سقف و ستونم

من عصمت صغرای حق اخت الحسینم

از حد درک مردم عالم برونم

من با دو چشم خون فشان در شهر غربت

معنا به معنای الیه الراجعونم

من با لسان حیدری در مسجد شام

آتش زدم بر دشمن از سوز درونم

پروانه ی آتشفان کوه عشقم

من ذوالفقارم معنی کن فیکونم

مرات حسن حضرت دادآفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم

در فتح قاف معرفت عنقا منم من

افسانه ها افسانه شد افسانه ام را

برپا نمودم در شفق میخانه ام را

هر جا کتاب سرنوشتم را کسی خواند

دیوانه شد چون لب بزد پیمانه ام را

در مانده شد از هیبتم طوفان ایام

خمخانه کردم نیمه شب ویرانه ام را

مبهوت شد گرداب اشک از درک صبرم

مجنون شده مجنون دل دیوانه ام را

دلداه ام دلدادگان دلبرم را

بخشم بر آنها در جنان کاشانه ام را

بر پا کنم صبح جزا من بزم روضه

خوانم به آوای رسا غم نامه ام را

آنجا که غربت آتش سودای من شد

دریا اسیر چشم گوهر زای من شد

صبرم به گوش صبر خوانده آیه ی صبر

وقتی اسارت در پی یغمای من شد

در شام اندوهم به نی هفتاد و دو ماه

رخشید و روشن ظلمت یلدای من شد

وقتی روان گشتم سوی بازار کینه 

برق نگاه حیدری کالای من شد

طوفان به پا کردم ز رعد و برق خشمم

محشر به پا از همت والای من شد

وقتی که یارم بر براق نیزه بنشست

جبریل وحی هر آیینه شیدای من شد

زندانی من شد اسارت در ره شام

خار مغیلان فرش زیر پای من شد

اندر محیط فضل من امواج حکمت

همچون حبابی در کف دریای من شد

طره اگر مدحت سرا شد فضل من را

طبعش روان از منطق گویای من شد

 

طره ی اصفهانی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ﯾﺎﺭ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﯾﯽ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻧﻬﻀﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻣﻠﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳ
دوشنبه 24 فروردين 1394 ساعت 12:5 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ﯾﺎﺭ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﯾﯽ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻧﻬﻀﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻭ ﻣﻠﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﭼﯿﺴﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﺪﺍﻥ
ﺩﺭ ﻣﺘﻮﻥ ﻋﺸﻖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﮐﺮﺑﻼ‌ ﺷﺶ ﺩﺍﻧﮏ ﻣﻠﮏ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﻮﻻ‌ ﺑﻮﺩ
ﺣﺎﻓﻆ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﮐﻞ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﮐﺮﺑﻼ‌ ﺑﯽ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﻨﺐ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﺑﯽ ﻣﺨﺘﻮﺍﺳﺖ
ﺁﻧﮑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﺮ ﻋﺎﻟﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻫﯿﭻ ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻣﺰ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﮐﯽ ﺍﺳﯿﺮﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﯿﺮ ﺍﻭ ﺷﻮﺩ
ﺟﻠﻮﻩ ﺻﺒﺢ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﻣﺨﺘﺺ ﺑﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺳﺘﯿﺎﺭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ

 

محسن اوغلو

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا بنت الحیدر... تسبيح ما زمان مناجات ، زينب است ذكري كه گفته ايم به كَرّات ، زينب است گسترده است سف
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:13 | بازدید : 10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا بنت الحیدر...

تسبيح ما زمان مناجات ، زينب است

ذكري كه گفته ايم به كَرّات ، زينب است

گسترده است سفره ي گريه تمام سال

در هيأتي كه باني خيرات ، زينب است

تنها نَه هل أتيٰ و نَه مريم ، نَه قدر و نور

شأن نزول اغلب آيات ، زينب است

او زينت است زينت حق را و پيشِ خَلق

بهر خدا ، دليل مُباهات ، زينب است

هم مظهر خديجه ي كُبراي مصطفاست

هم مرتضاي فاطمه مِرآت ، زينب است

اكسيرِ فوقِ مُعجزه ي تُربت الحُسين

در خاك پايِ عمّه ي سادات ، زينب است

آن خانم مُجلّله اي كه ز صبر او

حتّيٰ ملائكند همه مات ، زينب است

آن خانم مُكرّمه كه بود بر سرش

چون سايبان "رُؤوس مُشالات" ، زينب است

آنكه ز فيض نافله هاي نشسته اش

جاني دوباره يافت عبادات ، زينب است

آنكس كه بي حُسين و رُقيّه براي او

دنيا شده ست دارِ مُكافات ، زينب است

 

محمد قاسمی

 

منبع:

http://heyatnaziabad.blogfa.com

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا زینب... از اول اين مرثيه تا آخر افتادن زائر شدن در راه مثل خواهر افتادن زينب زيارتنامه اش را خوان
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:9 | بازدید : 6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب...

از اول اين مرثيه تا آخر افتادن

زائر شدن در راه مثل خواهر افتادن

زينب زيارتنامه اش را خوانده در اين راه

طبق روايات صحيحه با سر افتادن

از كودكان كاروان آموختم اين را

از ناقه ها در مقدم يكديگر افتادن

تا مرز تاول زخم پا را ميبرم در راه

خوب است در اين راه با اين باور افتادن

هر خط شبيه ناقه و هر جمله يك كودك

با تازيانه آخرش از دفتر افتادن

كل زيارتنامه عباس يك حرف است

كاري نمي شد كرد وقت معجر افتادن

كل زيارتنامه حيدر ولي اين بود

وقتي كه در افتاد با آتش در افتادن

در اين مسير اين داستان بر عكس شد اما

زينب علي مي گشت در وقت سر افتادن

افتادن اصلن معني اش پرواز خواهد شد

در آخر اين راه مثل خواهر افتادن

زهرا حسينش را امانت داد به زينب

ربط است بين زيور و انگشتر افتادن

اصغر شدن اما علي اكبري رفتن

اكبر شدن اما علي اصغر افتادن

رونق گرفته كسب و كار مردم بازار

كار سرت تا هست در تشت زر افتادن

پيشي گرفته حرمله با تير معروفش

شمر است و در اينجا به فكر خنجر افتادن

 

مهدی رحیمی

 

منبع:

http://heyatnaziabad.blogfa.com


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مدافعان حرم... از دل معرکه یک سرو رشید آوردند بی دلان را خبر از فصل امید آوردند بر در باغ شهادت بنوی
دوشنبه 18 اسفند 1393 ساعت 10:6 | بازدید : 12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدافعان حرم...

از دل معرکه یک سرو رشید آوردند

بی دلان را خبر از فصل امید آوردند

بر در باغ شهادت بنویسید این بار

از حوالی حرم باز شهید آوردند

 

مجید قاسمی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


زینب... هر آینه بانوی مقرب زینب! نزدیکترین آینه رب زینب! گفتیم وفادارتر از هر کس کیست؟ دیدیم «سلیم
پنجشنبه 07 اسفند 1393 ساعت 11:56 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زینب...

 هر آینه بانوی مقرب زینب!

نزدیکترین آینه رب زینب!

گفتیم وفادارتر از هر کس کیست؟

دیدیم «سلیم» گفت: «زینب، زینب...

 

علی اکبر لطیفیان

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


جانم زینب... سایه ی خویش بر سر موج بلا کشیده است اسوه ی صبر تامه، نفس ز غم بریده است نقطه ی اشتراک رو
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:28 | بازدید : 18 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جانم زینب...

سایه ی خویش بر سر موج بلا کشیده است

اسوه ی صبر تامه، نفس ز غم بریده است

نقطه ی اشتراک روضه های اصحاب کساء

سخت ترین شنیده را به چشم خویش دیده است

نمانده از برای کس مصیبتی چرا که او

هر چه مصائب است را به نقد جان خریده است

حلم به نام زینب است درد به کام زینب است

صبر به پای مکتبش جامه ی خود دریده است

رمز دوام کربلا، داده تمام هستیش

در طلب از امام خود سر ز طلب بریده است

رسید زندگی به مو نشد که بگسلد ولی

قسم به خاک چادرش به دادمان رسیده است

 

حسین واعظی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا زینب... ای کاش که لایق کرم بودم من در پیش عطای او چه کم بودم من در روز ولادت شما ماه دمشق ای کاش مد
سه شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 11:23 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب...

ای کاش که لایق کرم بودم من

در پیش عطای او چه کم بودم من

در روز ولادت شما ماه دمشق

ای کاش مدافع حرم بودم من

 

 

امیر علوی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ظاهرش این است که ارباب خواهر دار شد باطنش این است که آقا برادر دار شد ظاهر و باطن همین یک جمله ی طو
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:18 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ظاهرش این است که ارباب خواهر دار شد

باطنش این است که آقا برادر دار شد

 

ظاهر و باطن همین یک جمله ی طوفانی است

فاطمه از حیدر کرار ، حیدر دار شد

 

چشم های آمنه از اشک لبریز است چون

بعد عمری فاطمه امروز مادر دار شد

 

آیه های سوره ی کوثر پسر معنا شدند

العجب زهرا سرِ این آیه دختر دار شد

 

یک نفر امشب برادر شد یکی بابا ولی

حضرت کوثر بدین ترتیب کوثر دار شد

 

غصه را بردار با یا زینبی از دل اگر

میثم تمار با یا زینبی بر دار شد

 

هرکسی یک جور شاگردش شده عمری رباب

در وفا چون محو زینب گشت اصغر دار شد

 

تحت فرمان علی ، عباس شد ساقی ولی

تحت فرمان تو عباسِ علی سردار شد

 

شیرهای کربلا رفتند در اوج بلا

جان به قربان کسی که ماند و سنگر دار شد

 

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


حضرت زینب(س)-مدح در مدح تو لال می شود هر "غالی" تو مثل خدا محول الاحوالی در روز ولادت تو ای خواهر عش
دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت 13:17 | بازدید : 26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح

 

در مدح تو لال می شود هر "غالی"

تو مثل خدا محول الاحوالی

در روز ولادت تو ای خواهر عشق

جای همه ی مدافعانت خالی...

 

محمد کاظمی نیا

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 33


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب

دریافت کد کج کردن عکس

ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز