close
تبلیغات در اینترنت
شهادت حضرت زینب (س)
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - به لطف مادر سادات - حرم شاه هر روز به روز می شود
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مدح و مصیبت حضرت زینب کبری سلام الله علیها _ سید مجید بنی فاطمه 0 144 khadem
روضه ی امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها _ حجت الاسلام میرزامحمدی 0 299 khadem
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها- حاج محمود كریمی- قسمت دوم 0 289 khadem
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها- حاج محمود كریمی- قسمت اول 0 264 khadem
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها- سید مجید بنی فاطمه 0 272 khadem
مناجات با امام زمان(عج) و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها- حاج محمود كریمی 0 364 khadem
روضه _حضرت معصومه سلام الله علیها _ حاج حسین سازور 0 180 khadem
روضه حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها _ حاج حسن خلج 0 291 khadem
حاج میثم مطیعی(مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف _ پایان جلسه ) 0 323 khadem
تشرف به محضر امام زمان(عج) برای ذكر در جلسات روضه – حجت الاسلام عالی 0 210 khadem
متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها- حاج محمد نوروزی 0 249 khadem
متن روضه خوانی حضرت معصومه سلام الله علیها- سید مهدی میرداماد(93) 0 173 khadem
حجت الاسلام میرزامحمدی ( روضه_حضرت زینب سلام الله علیه ) 0 113 khadem
متن روضه حضرت معصومه سلام الله علیها- حاج مرتضی طاهری 0 136 khadem
متن روضه حضرت معصومه سلام الله علیها _ سید مجید بنی فاطمه: 0 142 khadem
نروی گرد حریمی که مکعب باشد در طواف حرمی رو که در او رب باشد هر که بر درگه ارباب مودب باشد مستی اش از
پنجشنبه 15 بهمن 1394 ساعت 12:2 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نروی گرد حریمی که مکعب باشد
در طواف حرمی رو که در او رب باشد
هر که بر درگه ارباب مودب باشد
مستی اش از خم خمخانه ی زینب باشد

تو بگو باده حرام است ولی می خوارم
سهم هر روزه من از باده ی زینب دارم

بر لبم بوسه ی جبریل اگر جا دارد
یا اگر فاطمه بر سینه نظر ها دارد
و گدا هم شرف عرش معلی دارد
همه از دولتی زینب کبری دارد

به خداوند که بر جود تو ایمان دارم
گوشه ای از حرم پاک تو دکان دارم

از سراپای ابالفضل ادب می جوشد
به لب نیشکرش نخل و رطب می جوشد
خم به ابرو ببرد شهر حلب می جوشد
خون زینب به رگ شاه عرب می جوشد

ادب از روز ازل جوهر مادر زاد است
به وفاداری او خواهر او استاد است

زین اب آمده تا زینت حیدر باشد
عین حق است و خدا خواسته دختر باشد
نگرانی همه در دیده ی مادر باشد
چشم او منتظر روی برادر باشد

فطرس آمد به سخن گفت سخن حاجت نیست
زینب آمد به بر یار به من حاجت نیست

آینه چون همه ی چشم خلایق ماتت
پاک چون پارچه ی سبز حریری ذاتت
برتر از حد تصور همه ی اوصافت
انبیاء کاسه به دستان صف خیراتت

زن افتاده به پای تو شبی مریم شد
خاک پایت شرف خیل بنی آدم شد

لب خود باز کنی بوی عسل می پیچد
خبر آمدنت همچو مثل می پیچد
دور این خانه مگر ماه و زحل می پیچد
به سرم حی علی خیر العمل می پیچد

این اذان حرم ماه دمشق است و بس
سجده بر خاک درش نیت عشق است و بس

قطره در پیش تو آمد ز نگاهت یم شد
نفس ما توبه ی آدم که شنید آدم شد
هر کسی گفت حسین بر دو جهان محرم شد
چایی روضه ی ما از دم زینب دم شد

حال برخیز که با نیمه ی جان می گویم
روی گلدسته ی صحن تو اذان می گویم

عاشقان وقت خروش است و سبب نزدیک است
همه آماده که رسوایی شب نزدیک است
به خداوند قسم فصل طرب نزدیک است
حرف ناموس میان است و غضب نزدیک است

نگذاریم که خشت حرمت کم بشود
علم افتاده و یا پیش کسی خم بشود

محمد رضا ناصری

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نوشتم غیرت ایرانیات و ندیدم عشق پاکستانیات و میون جون فداهای تو بی بی! بمیرم غربت افغانیات و… محسن
سه شنبه 06 بهمن 1394 ساعت 13:33 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نوشتم غیرت ایرانیات و
ندیدم عشق پاکستانیات و
میون جون فداهای تو بی بی!
بمیرم غربت افغانیات و…


محسن ناصحی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زینب که سینه او خود مدفن حسین است روحش چنان لطیف است گویا تن حسین است یارب چه نشئه گل کرد؟ ظلم است و
چهارشنبه 16 دي 1394 ساعت 10:33 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زینب که سینه او خود مدفن حسین است
روحش چنان لطیف است گویا تن حسین است

یارب چه نشئه گل کرد؟ ظلم است و استغاثه!!!
دست سنان و اخنس بر دامن حسین است

مقتول عشق جز خود قاتل نمی شناسد
خون حسین اینجا در گردن حسین است

بر ناکسان حرام است تشریف پادشاهی
ای شمر این که بردی پیراهن حسین است

دل کندن از دو عالم سهل است پیش زینب
آن جلوه ای که سخت است جان کندن حسین است

قاسم وداع دارد تا حشر یا که اکبر؟
این موج گیسوی کیست بر گردن حسین است؟

زد بخیه زلف قاسم زخم گناه ما را
مژگان اصغر اینجا خود سوزن حسین است

فرقی ندید معنی بین رقیه و شاه
رأس حسین اینجا بر دامن حسین است

محمد سهرابی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


ایات عشق درس دبستان زینب است عشاق دهر واله و حیران زینب است ای باغبان غمزده ی دشت کربلا گودا ل قتلگا
جمعه 11 دي 1394 ساعت 12:0 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آیات عشق درس دبستان زینب است
عشاق دهر واله و حیران زینب است


ای باغبان غمزده ی دشت کربلا
گودا ل قتلگاه گلستان زینب است


با دختر سه ساله دمی نغمه ساز کن
زیرا رقیه دست به دامان زینب است


سر نشکنم به راه تو کی رسم عاشقیست
مبای عشق پایه ایمان زینب است


هر نهضت بزرگ که یر مشق زندگی است
نوری ز انقلاب درخشان زینب است


دختر نهج البلاغه اهل علم و منطق است
ذوالفقار زنده ی حیدر زبان زینب است


معنی رنگین کمان پرسیدم از استاد گفت
بر فراز نیزه ها رنگین کمان زینب است


کیست زینب رمز احساسات پاک نسل ها
نسل حریت فدای ارمان زینب است


عشق با ساز زمان یک سازمان تشکیل داد
یا حسین گفتن شعار ساز مان زینب است

 

مرحوم سید حسن خوشزاد

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بانو برایت یک غزل ماتم نوشتم هر بیت را با خون دل با غم نوشتم از شبنم غم طینت ما را سرشت اند امشب من از
یکشنبه 22 آذر 1394 ساعت 10:57 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بانو برایت یک غزل ماتم نوشتم
هر بیت را با خون دل با غم نوشتم

از شبنم غم طینت ما را سرشت اند
امشب من از آن خاک و آن شبنم نوشم

تا ردِّ پای لحظه هایت را گرفت
خون دل و اشکِ تو را با هم نوشتم

در ابتدا شعرم به قرآن اقتدا کرد
از ابتدای سوره ی مریم نوشتم

از راز کاف و هاء و یاء و غصه هایت
شقُّ القمر افتاده درعلقم نوشتم

طاقت نـدارم از جسارتها بگویم
در قتلگاه.. اما نه، از مرهم نوشتم

یعنی تـو را ای ناجـی دیـن محمد(ص)
بالای نـام مــنجــی عـالَــم نوشتم

وقتی که تک تک زخمهایت را شمردم
از آنچه دیدی چـنـد تا را کم نوشتم

بـاور نمی کردم حدیث معجرت را
آن لحظه های شــوم را مبهم نوشتم

وقتی رسالت را به دوش ات می کشیدی
این قصه را چون ابرها نم نم نوشتم

آخـر به زیر آن همه بی حرمتی ها
مانند مادر قامتت را خم نوشتم

شرمنده ام بی بی ، مهاجر را ببخشید
درد دلت را گر کمی درهم نوشتم

محمدبنواری(مهاجر)

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کبوتر دل من صید دام زینب شد و آشیانه ی دل نیز بام زینب شد به روی مسند قدرت نشسته هرکس که میان زندگی
جمعه 29 آبان 1394 ساعت 11:3 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کبوتر دل من صید دام زینب شد

و آشیانه ی دل نیز بام زینب شد

به روی مسند قدرت نشسته هرکس که

میان زندگی خود غلام زینب شد

 

همین که واجبه الاحترام نام گرفت

مدینه محترم از احترام زینب شد

تمام زندگی اش بود وقف نام حسین

حسین نیز دلش وقف نام زینب شد

چهار امام نگهبان سایه اش بودند

و این مقدمه ای از مقام زینب شد

غروب کرد سری روی نیزه روز دهم

که این غروب طلوع قیام زینب شد

نگو اسیر شده ، این کمال بی شرمیست

تمام کوفه اسیر کلام زینب شد

به شام آمد و روز یزید را شب کرد

دوام کار حسین از دوام زینب شد

علی قدیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-مصائب باید سرود از حلم زینب ایها الناس باید که گفت از رکن مذهب ایها الناس با اشک چشمم
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:20 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مصائب

 

باید سرود از حلم زینب ایها الناس

باید که گفت از رکن مذهب ایها الناس

با اشک چشمم در مقاماتش نوشتم:

"استاد بی همتای مکتب" ایها الناس

آیا کسی مانند او در وادی عشق

کرده ادای حق مطلب ایها الناس؟

چادر نمازش سوخت اما کم نیاورد

گرچه شد از ماتم لبالب ایها الناس

دروازه ی ساعات بود و زینب ای وای

رقاصه ها بر دور مرکب ایها الناس

ناموس حق را بر سر بازار بردند

با حال و روز نامرتب ایها الناس

بزم شراب و خیزران... قاری قرآن

کوه حیا می سوخت از تب ایها الناس

جای تمام بچه ها او کعب نی خورد

در شام، قدش شد مورب ایها الناس

آنقدر این عالم بلا در جام او ریخت

بر کعبه ی غم شد ملقب ایها الناس

مانند زهرا شد... تعجب هم ندارد

این گریه های در دل شب ایها الناس

می آید امشب باز از کنج خرابه

سوز نوایش "ربی یا رب..." ایها الناس

با خطبه هایش شام را از پا درآورد

زینب و ما ادراک زینب ایها الناس

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فهم هر کس که رسیده خاکسار زینب است قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 10:27 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

فهم هر کس که رسیده خاکسار زینب است

قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد

مثل چشمه، چشم شیعه اشک بار زینب است

ظاهراً کرب و بلا باشد خزان عمر او

در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد

این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است

روی خونین حسین آئینه دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن

گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هرکه می گوید ندارد معجری باور نکن

نور هجده سر حجاب با وقار زینب است

صورت او شد کبود و آبرویش مال ماست

هر چه داریم امنیت از اعتبار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا می شود

بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است

 جواد حیدری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است رتبه ممسوسه فی ذات در تسخیر اوس
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 10:14 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبه ممسوسه فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است


کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنین اش زینب است

واقعا زن نیست این ، پروردگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

اعتقادا سخت می باشد ولی شاید علی
گفت در محشر امیرالمومنین اش زینب است

خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زینب حسن زینب بیمبر زینب است
حیدر کرار لحن آتشین اش زینب است

مستجیر بیرق عباس گرچه شد حسین
پرچم صاحب لوا حبل المتین اش زینب است

آنکه بین ازدحام چشم های خیره سر
رو گرفت از دشمنان با آستینش زینب است

گرچه در بزم عبیدالله او پایین نشست
صبح محشر بانوی بالانشین اش زینب است

محمد جواد پرچمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


این قاف عشق گودی گودال کربلاست در عین عشق شاهد گودال زینب است
دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت 16:5 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

این قاف عشق گودی گودال کربلاست
در عین عشق شاهد گودال زینب است

 

محمد مهدی طهرانی


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 9


سرِتو را هدف دشنه ی سنان کردند پس از تو خیمه ی اهلِ تو را نشان کردند زبان سرخ “دل” سبز می دهد برباد!
دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت 15:54 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سرِتو را هدف دشنه ی سنان کردند
پس از تو خیمه ی اهلِ تو را نشان کردند
زبان سرخ “دل” سبز می دهد برباد!
دلِ مرا هدف خنجر زبان کردند

برای این که شود ظرف صبر من لبریز
هر آنچه زخم زبان بود امتحان کردند

به دست بسته مرا برده اند ؛ مثل علی
شبیه فاطمه قد مرا کمان کردند

بنای لشکر ابن زیاد غیرت نیست
نمانده مردی و حمله به ما زنان کردند

عمو که رفت همه کوفیان دلیر شدند
تمام دشمنی خویش را عیان کردند

عمو قبول نکرد از عدو امان نامه
تلافی اش سرِاطفال بی امان کردند

اسیرِدستِ مسلمان، امانِ جان دارد
فقط اسیر نبودم که قصد جان کردند

چه زخمهای عمیقی ست زخم چشم حرام
چه تیرهای نگاهی به من روان کردند

غم تو یک شبه یک عمر پیر کرد مرا
حواله ی لب تو چوب خیزران کردند

شاعر  : مظاهر کثیری نژاد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با مدد از کرامت زینب کنم آغاز حکایت زینب سرِ خورشید و عرش بالا هم بر زمین ارادت زینب عشق خواهد که عش
دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت 15:53 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

با مدد از کرامت زینب

کنم آغاز حکایت زینب

سرِ خورشید و عرش بالا هم
بر زمین ارادت زینب
عشق خواهد که عشق آموزد
تحتِ دست و نظارت زینب

ما گدای علی و فاطمه ایم
دست ما و کرامت زینب
.
فاطمه سیده به نسوان و
ارث مادر سیادت زینب
.
در ادب هم مقام فاطمه و
مثل حیدر شجاعت زینب
.
ما اهالی عشق آبادیم
گوشه ای از ولایت زینب
.
هرکه را دیده ام مقدس شد
بوده تحت قداست زینب
.
التماس دعای ارباب است
به نماز و عبادت زینب
.
روز محشر پیمبران حتی
چشمشان بر شفاعت زینب
.
نکند فهم عقل کوته ما
جلوه ی بی نهایت زینب
.
او وزیر حسین و بنت حسین
شد دبیر سفارت زینب
.
هر چه گفتیم در مناقب او
بوده لطف و عنایت زینب
.
کرده خون اشک چشم مهدی را
روضه های اسارت زینب
.
از عَلیکُم بِعَمّتی دریاب
فرج از یک اشارت زینب
.
مایه ی فخر آل زهرا شد
در اسارت ، امارتِ زینب
.
کربلا را نموده کرب و بلا
انقلاب و کیاست زینب
.
خطبه هایش به کوفه وشام است
چشمه ای از مهابت زینب
.
اُسکُتوا را شنو ازاو و ببین
بیکران ِصدارت زینب
.
گفت با حق،” قلیل ما بپذیر”
عقلْ مبهوت، زین عبارت زینب
.
در بلا هم زبان او شاکر
نشنَوَد کس شکایت زینب
.
اجر ما کاشکی بنویسند
زینبیه.. زیارت زینب
.
.
زینب است و ولیهُ الله است
عمه جان بقیهُ الله است

شاعران:صمد علیزاده.امیر ایزدی. وحید دکامین


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


ردیف شعرهایم بعد از این لبیک یا زینب که از اول همین آخر همین لبیک یا زینب همیشه "كُلُّنا عباسُكِ" ت
شنبه 09 آبان 1394 ساعت 18:7 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ردیف شعرهایم بعد از این لبیک یا زینب
که از اول همین آخر همین لبیک یا زینب

همیشه "كُلُّنا عباسُكِ" تا جان به تن دارم
که می گوید یل ام البنین لبیک یا زینب

محرم یک دهه لبیک یا ارباب و می آید
از عاشورا به لب ها این طنین، لبیک یا زینب

مدافع هستم و روزی فدایت میشوم حتما
شعاری که شده با من عجین، لبیک یا زینب

نه اینکه من بگویم مطمن هستم که هر منزل
بگوید روی نی سالار دین لبیک یا زینب

شنیدم عاشقی میگفت که از عصر عاشوارا
شده ذکر همه عرش برین لبیک یا زینب

تو خطبه خواندی و ابن زیاد از ترس می لرزید
و فریاد لب روح الامین لبیک یا زینب

اگر قسمت شود پای پیاده کربلا، گویم
نجف تا کربلا این اربعین، لبیک یا زینب

 

ایمان کریمی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


اگر خلقت صدف باشد تو باید گوهرش باشی شدی زینب تمام آسمان را محورش باشی بنا شد جنس تو از سیب سرخ کربل
شنبه 09 آبان 1394 ساعت 18:4 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اگر خلقت صدف باشد تو باید گوهرش باشی

شدی زینب تمام آسمان را محورش باشی

بنا شد جنس تو از سیب سرخ کربلا باشد

برادر نیمه ای از آن تو نیم دیگرش باشی

برادر تشنه میشد نیمه ی شب آب میبردی

خودت میخواستی هم خواهر و هم مادرش باشی

شدی زینب که قبل از ازدواجت شرط بگذاری

حسینت هرکجا باشد تو هم دور و برش باشی

پسرها را که دادی خم به ابرویت نیاوردی

اگرچه زن ولیکن سعی کردی لشگرش باشی

تو وقتی خطبه میخوانی علی تکبیر میگوید

پدر میلش کشیده که به روی منبرش باشی

پیام کربلا را دست بسته برده ای تا شام

خدای کربلا میخواست که پیغمبرش باشی

 

شاعر:علی قدیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است راه ما راه حسین و مقصد ما کربل
شنبه 09 آبان 1394 ساعت 18:1 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم “یازینب”است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما “رأیت الا جمیلا” زینب است

هاله ای از نور دورش را همیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشا زینب است

آنکه از حجب و حیا و پاکی و شرم و عفاف
سایه اش را هم ندید همسایه حتی زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان غم
آنکه صبر ازدست او پشتش شده تا زینب است

آنکه باآن خطبه ی غرای خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه با احیاگری اش کرده غوغا زینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجا زینب است

 

شاعر:محمدحسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-مدافعان حرم روسیاهی زیاد هم بد نیست در زمستان به كار می آید بدم اما همیشه اربابم با غ
چهارشنبه 11 شهريور 1394 ساعت 10:36 | بازدید : 65 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدافعان حرم

 

روسیاهی زیاد هم بد نیست

در زمستان به كار می آید

بدم اما همیشه اربابم

با غلامش كنار می آید

غیر لیلی دم از كسی نزدم

عاشق اینگونه بار می آید

داغ زینب چقدر پیرم كرد

به من این انكسار می آید

مرگ در زینبیه یعنی یار

لحظه احتضار می آید

 

محسن عرب خالقی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا زینب (س) برای اینکه بیفتم ، به پای حضرت زینب به اشک دیده نوشتم ، برای حضرت زینب خدا کند بنویسد مرا
چهارشنبه 28 مرداد 1394 ساعت 0:19 | بازدید : 39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب (س)

برای اینکه بیفتم ، به پای حضرت زینب
به اشک دیده نوشتم ، برای حضرت زینب


خدا کند بنویسد مرا ملیکه ی باران
همیشه گریه کن گریه های حضرت زینب


به آسمان رود و کار آفتاب نماید
هر آنکسی که شود مبتلای حضرت زینب


به هوش آید و در دم ز قبر، زنده در آید
به گوش مرده رسد گر ، نوای حضرت زینب


برو تو حاتم طایی، مرا به خنده نینداز
عطای چون تو کجا و عطای حضرت زینب


 مدافعان حریمش به روی سینه نوشتند
گدای حضرت زینب، فدای حضرت زینب


خدا کند که شبیه مدافعان حریمش
بدون سر بروم تا سرای حضرت زینب


منی که قالی شوقم به زیر هر قدم او
چه بهتر است شوم نخ نمای حضرت زینب


بهشت عشق بسیط است در کنار ضریحش
صفای جنت حق از صفای حضرت زینب


دمی نیاز نداری به تاج و تخت سلیمان
تو راست تاج گدایی!!! گدای حضرت زینب


جعفر ابوالفتحی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 19


یا زینب... سحر یازدهم، روضه ی ناموسِ خدا ... من بمیرم که تو را سوی اسارت بردند.
یکشنبه 07 تير 1394 ساعت 10:28 | بازدید : 65 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب(س)...

سحر یازدهم، روضه ی ناموسِ خدا ...

من بمیرم که تو را سوی اسارت بردند.


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


مربع ترکیب مرثیه حضرت زینب (س) آسمانی پر از بلا دارم سینه ای غرق ربنا دارم بر دلم آه بی صدا دارم د
شنبه 06 تير 1394 ساعت 14:8 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مربع ترکیب مرثیه حضرت زینب (س)

 

آسمانی پر از بلا دارم

سینه ای غرق ربنا دارم

بر دلم آه بی صدا دارم

در سرم شور نینوا دارم

 

زینبم من اصاره ی زهرا

دخت محبوب حضرت مولا

 

کودکی  با بلا عجین بودم

در صبوری چو بی قرین بودم

اسوه ی صبر صابرین بودم

اینچنین شد که برترین بودم

 

بال جبریل پا خورم باشد

پرده ی عرش چادرم باشد

 

آمدم زینت پدر باشم

راوی ضرب میخ در باشم

شاهد پاره ی جگر باشم

کربلا راهی خطر باشم

 

من شب تیره را سحر هستم

بهر مولای خود سپر هستم

 

مادر دو شهید خوش نامم

بانوی پاک ِ دین اسلامم

سپرست و بزرگ ایتامم

شهد غربت چکیده در کامم

 

کربلا سنجش غرورم بود

قلتلگاهش که اوج شورم بود

 

لحظه ی سخت من همان دم شد

لحظه ای که فضا پُر از غم شد

وَ غمی  در نهاد عالم  شد

آسمان  ناگهان  جهنم  شد

 

این ندا آمد و زمین لرزید

شمر دون رأس شاه را بُبرید

 

رأس او را بروی نی بردند

چی بگویم کجا و کی بردند

تا که بردند ، براو پی بردند

سوی بزم حرام و می بردند

 

سر آقا کجا و تشت طلا

لب آقا کجا و چوب جفا

 

از سرش بگذریم ، پیکر او

در کنارش فتاده مادر او

خون رَوَد از رگای حنجر او

زخم شمشیر شد سراسر او

 

نعل اسب و تن مطهر شاه

 وای من ، بردن انگشتر شاه

 

بعد او نوبت حرم آمد

بسته گویم ، چه بر سرم آمد

آتشی سوی معجرم آمد

تازیانه به پیکرم آمد

 

چون کبوتر اسیر ِ در دامم

برده اند سوی کوفه و شامم

 

کوفی و بی حیایی و پستی

خطبه های منو می و مستی

سنگ ِ از روی بام و یک دستی

برده از من تمامی هستی

 

کوفه شادی و هلهله دارد

کوفه خولی و حرمله دارد

 

شامی و سیلی و کبودی ها

بزم شام و غم حسودی ها

آتش و کینه و یهودی ها

چشم هیز ِ کلاه خودی ها

 

وجه مجهول شد سرت را شام

عاقبت کُشت دخترت را شام

 

مجتبي دسترنج

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قهرمان زینب روز عـــــاشورا هـــراسـان بــــود دشــــمن تـــا شنیـــــد بــعد عبــاس علـــی پـــ
چهارشنبه 03 تير 1394 ساعت 10:24 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

قهرمان زینب(س)

روز عاشورا هراسان بود دشمن تا شنید

بعد عباس علی پرچمـ به دوش زینب است


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


ای که بیماری چرا نزد تبیب میروی خورده نان صفره ی زینب کفایت میکند
چهارشنبه 03 تير 1394 ساعت 10:22 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که بیماری چرا نزد تبیب میروی

خرده نان صفره ی زینب کفایت میکند


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


عماد بهرامی: تقدیم به شیعیان مظلوم یمن* شام تا یمن زینب (س): بسم الله.. عزت و آبروی من زینب(س) نایب شاه
جمعه 29 خرداد 1394 ساعت 4:17 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

تقدیم به شیعیان مظلوم یمن
شام تا یمن زینب (س):



عزت و آبروی من زینب(س)
نایب شاه بی کفن زینب(س)
زینت نام بوالحسن زینب(س)
عصمت الله بت شکن زینب(س)

مرد مردان به شکل زن زینب(س)

یاور شیعیان دعای علیست
رزق ما دست بچه های علیست
خونمان گردن ولای علیست
روی این دل که زیر پای علیست

نقش یا مرتضی بزن زینب(س)

مثل عشّاق مست میجنگیم
تا که خون در رگ است میجنگیم
با سعودی پست میجنگیم
نام زینب که هست میجنگیم

کربلا، سوریه، یمن زینب(س)

مالک اشتریم عماریم
نسل فیروز، مثل تَمّاریم
دار اگر دار توست سرداریم
ما کیانیم، یار مختاریم

ما اویسیم در قرن زینب(س)

فتنهء کینه را محارش کن
داعشی را بکوب و خوارش کن
هر که بد کرد تار و مارش کن
به ابالفضل واگذارش کن

ریشهء ظلم را بکن زینب(س)

هستی ماست نام محترمت
ای بنازم به این همه عظمت
سرفراز است تا ابد علمت
به خدا که به خاطر حرمت

سوریه میشود وطن زینب(س)

شد غمم آه نیمه جان یمن
شد قد قافیه کمان یمن
نگرانم برای نان یمن
قحطی آب و کودکان یمن

فرجی کن تو از عَدَن زینب(س)

مژده ای گل بهار می آید
آخر آن شهریار می آید
یل حیدر تبار می آید
زینبیون نگار می آید

بهترین ختم هر سخن زینب(س)

 

 

عماد بهرامی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


من دلی دریاکرم دارم مرا نشناختید روحی ازحق،محترم دارم ،مرا نشناختید درروان نقره گون صبح چون مهر م
دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت 20:27 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

من دلی دریا کرم دارم مرا نشناختید

روحی ازحق،محترم دارم ،مرا نشناختید

در روان نقره گون صبح چون مهر منیر

زر فشانی دم به دم دارم ،مرا نشناختید

از محمد (ص) نسب برده ،خدیجه فطرتم

حشمت از آن محتشم دارم مرا نشناختید

بر سرم هر دخترم درخانه ی قطب ولا

چادر نون والقلم دارم مرا نشناختید

مادرم زهرا سلیمانش کسی همچون علی

همسری غیرت حشم دارد مرا نشناختید

شب زدایی میکنم از خاطر آیینه‌ها

دیده ای خورشید دم دارم مرا نشناختید

پاسدار حرمت گلهای کوثرپرورم

من دلی چون کربلا دارم مرا نشناختید

در طواف قبله ی دلها، حسین گل جبین

حالت مرغ حرم دارم مرا نشناختید

آن برادر کو،ندیده درهمه ملک وجود

ساقی صاحب عَلم دارم مرا نشناختید

بانوی شعر دلم اما زبانی در دهن

همچنان تیغ دودم دارم مرا نشناختید

سینه ی من قتلگاه آفتاب بی سر است

خاطری از غم دلم دارم مرا نشناختید

خطبه خوان خون مظلومان عدل اندیشه ام

گیرو داری با ستم دارم مرا نشناختید

من احد را نخل پیرم در بیابانهای شام

قامتی از غصه خم دارم مرا نشناختید

ای شما خوانده مصیبتهای من بر روزگار

من سریر دشت خون دارم مرا نشناختید

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منم همان که دلش تا همیشه دریا بود همان که عشق حسینی زمین نشینش کرد همان که منزل او اسمان بالا بود منم
پنجشنبه 17 ارديبهشت 1394 ساعت 10:13 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب (س)

 

منم همان که دلش تا همیشه دریا بود
همان که عشق حسینی زمین نشینش کرد
همان که منزل او اسمان بالا بود
منم تجسم زهرا به یاد می ارید
که خانه ی پدری ام زمانی اینجا بود
زیادتان که نرفته منم معلمتان
و کوچه ای که گذشتیم کوچه ی ما بود
تمامتان و تصدق علیه می گفتید
ودرب خانه ی ما رو به سمتتان وا بود
زیادتان که نرفته تصدق سر ما
همیشه سفره تان پر زنان و خرما بود
تمام یک یکتان را شناختم مردم
کمال معرفتم بی اگر و اما بود
منم عقیله ترین دخت حیدر کرار
همان که اینه ی ذات حق تعالی بود
چه شد که چشم شدید و نگاهمان کردید
شما که بر دلتان حسرت تماشا بود
چه شد حسین تو ایا سوالتان این است
سری که نیزه نشین است راس اقا بود

 

مهدی نظری

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 23


یا زینب... مثل يك مُرده كه يك مرتبه جان ميگيرد دلم از بُردن نامت هيجان ميگيرد قلبم از كار كه افتاد ب
سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 ساعت 10:5 | بازدید : 159 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا زینب...

مثل يك مُرده كه يك مرتبه جان ميگيرد

دلم از بُردن نامت هيجان ميگيرد

قلبم از كار كه افتاد به من شوك ندهيد

اسم زينب كه بيايد، ضربان ميگيرد

من به ياد جگر سوخته ي رَبّ عطش

آب مي نوشم و خونم جريان ميگيرد

منِ بيچاره كجا ؟ گفتنِ نام تو كجا؟

ثقلِ اين ذكر عظيم است،زبان ميگيرد

هركسي دست توسّل به ضريح تو گرفت

دست حاجت به سويش خَلقِ جهان ميگيرد

ميل برگشت ندارد به حرمخانه ي عرش

تا كه جبريل به صحن تو مكان ميگيرد

هست از معجزه هاي قدم پُر خِيرت

سنگ اگر كه شرف دُرّ گران ميگيرد

گر ببندند به درگاه تو زنجيرش را

اين سگ بي سر وپا، نام و نشان ميگيرد

جان خود را سپرت كرد مدافع به حرم

پس ز عبّاس شما ، خطّ اَمان ميگيرد

 

محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-وفات غرق ماتم شد دلم امشب برای خواهرت دست خالی من و لطف و عطای خواهرت چونکه چیزی در بس
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:53 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-شهادت

 

غرق ماتم شد دلم امشب برای خواهرت

دست خالی من و لطف و عطای خواهرت

چونکه چیزی در بساطم نیست جز شعر و غزل

چندی بیتی شعر میگویم برای خواهرت

از میان شغل های خوب این دنیا فقط

افتخارم اینکه من هستم گدای خواهرت

من به جز این جان ناقابل ندارم تحفه ای

کاش گردد عاقبت روزی فدای خواهرت

نوکرانی که هوای کربلا دارند هم

بیشتر هستند محتاج دعای خواهرت

 

محسن زعفرانیه

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه مظهر عصمت و حیا زینب به رضای خدا، رضا زینب این گهر را صدف بود زهرا دُخت د
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:52 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه

 

مظهر عصمت و حیا زینب

 به رضای خدا، رضا زینب

این گهر را صدف بود زهرا

 دُخت دلبند مرتضی زینب

صبر از صبر او به حیرت شد

بود صابر به هر بلا زینب

با برادر شریک غم ها بود

 دوش بر دوش و پا به پا زینب

انقلابی به کوفه بر پا کرد

 زآتشین نطق جانفزا زینب

در تزلزل فتاد کاخ یزید

تا در آنجا نهاد پا زینب

شام را شام کرد بر دشمن

تا که بگذشت زان سرا زینب

با فداکاری رقیّه نمود

 کاخ ظلم و ستم فنا زینب

با اسیری خویش زنده نمود

 تا ابد دین مصطفی زینب

تا قیام قیامت کبری

 داده درسی به ما سوی زینب

ای «هنرور»، شفیعه تو شود

 از ره مهر در جزا زینب

 

علی هنرور

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


حضرت زینب(س)-مدح و مصائب زینب ای شیرازه ی اُمّ الکتاب ای به کام تو، زبان بوتراب از بیانت سربه سر تو
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:51 | بازدید : 53 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب

 

زینب ای شیرازه ی اُمّ الکتاب

ای به کام تو، زبان بوتراب

از بیانت سربه سر توفان خشم

نوح می دوزد به توفان تو چشم

درکلامت، هیبت شیر خدا

در زبانت، ذوالفقار مرتضی

بازگو ای جان شیرین علی

داستان درد دیرین علی

ازهمان نخلی که ازپای اوفتاد

خون پاکش نخل دین را آب داد

رازدل را با زبان آه گفت

دردهایش را به گوش چاه گفت

بازگو با ما ز درد فاطمه

زاشک گرم و آه سرد فاطمه

بازگو کن قصه مسمار را

ماجرای آن در و دیوار را

بازگو آن شب علی چون می گریست

در فراق فاطمه خون می گریست 

از بهار و از خزان او بگو

از مزار بی نشان او بگو

گو به ما از مجتبی، ابن علی

دردهای آن ولیّ بن ولی

از همان طشتی که پرخون شد ازو

دامن افلاک گلگون شد ازو

زینب ای شمع تمام افروخته

یادگار خیمه های سوخته

بازگو از کربلای دردها

قصه نامردها و مردها

بازگو از باغهای سوخته

نخلهای سربسر افروخته

بازگو از کام خشک مشکها

گریه ها وناله ها واشک ها

بازگو از مجلس شوم یزید

وان تلاوتهای قرآن مجید

بازگو از آن سر پُر خاک و خون

لاله رنگ و لاله فام و لاله گون

ماجرای آن گل خونین دهان

وان لب پرخون زچوب خیزران

با دل تنگ تو این غمها چه کرد؟

دردها و داغ و ماتمها چه کرد؟

فاطمه! گر تو علی را همسری

وز شرافت مصطفی را مادری

کار زینب هم گذشت از خواهری

کرد در حق برادر، مادری

چون تو، در دامان، که دختر پرورد؟

کی صدف، اینگونه گوهر پرورد

 

محمد علی مجاهدی

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-مدح در کلامت چو حیدری زینب بی قرار برادری زینب در حیا و در استقامت و صبر تو همانند ماد
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:51 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح

 

در کلامت چو حیدری زینب

بی قرار برادری زینب

در حیا و در استقامت و صبر

تو همانند مادری زینب

چهره ات منتها به ثارالله

پس حسین مکرری زینب

خطبه هایت کمر شکن بودند

ساده گویم قلندری زینب

مسجد کوفه بر خودش لرزید

صیحه ای زد که حیدری زینب

تا صدایت رسید ، فهمیدیم

کهکشان را مسخری زینب

چوب محمل گواهی ات داده

تا همیشه تو سروری زینب

کربلا با تو شد قیامت اشک

پس بگویم تو محشری زینب

گفته بوده پدر بزرگ شما

بین غم ها شناوری زینب

آخرین لحظه های عمرت بود

یاد جسم برادری زینب

در همان لحظه ها تو می دیدی

می برید از قفا سری ، زینب

بعد آن هم هجوم آوردند

کل لشگر به پیکری ،زینب

ای که خون شد دلت برای حسین

به ! بنازم چه خواهری زینب

من نگفتم غزل برای شما

تو خودت ذره پروری زینب

 

 

سید مهدی بهار

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


حضرت زینب(س)-مصائب امیر غم امیر درد زینب و خاتون دلیر درد زینب پری‌زاد غم و رنج و مصیبت مراعات الن
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:50 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مصائب

 

امیر غم امیر درد زینب

و خاتون دلیر درد زینب

پری‌زاد غم و رنج و مصیبت

مراعات النظیر درد زینب

 

زهرا فولادی

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه کیست زینب؟ واله و شیدای حق هم چو مادر، عصمت کبرای حق کیست زینب؟ بنت زهرای
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:49 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه

 

کیست زینب؟ واله و شیدای حق

 هم چو مادر، عصمت کبرای حق

کیست زینب؟ بنت زهرای بتول

دخت حیدر، پاره قلب رسول

در بیان و علم و حکمت بی نظیر

 مثل او دیگر نبیند چرخ پیر

زینب است این، دختر شیرخداست

قهرمان داستان کربلاست

زینب است این، یاردیرین حسین

 زینب است این، جان شیرین حسین

زینب است این چون علی شیرین کلام

 زینب است این ماه سرگردان شام

شد اسیرو پیک آزادی هم اوست

 شد غمین و غمزُدای عالم اوست

گرچه در ظاهر پریشان گشته است

 چرخ در فرمان این سرگشته است

از غمش در آسمانها گفتگوست

 خاکیان را نام زینب آبروست

داد خواه خون مظلومان شده

 از بیانش ظلم بی بنیان شده

تا«حسانا»عالم هستی بپاست

 نطق زینب منعکس در گوش هاست

 

حبیب الله چایچیان

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جانم زینب... زینب حسین وحسن کربلاست زینب خودش پنج تن کربلاست پشت و پناه ساقی علقمه ست دخترفاطمه خو
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 18:46 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جانم زینب...

زینب حسین وحسن کربلاست

زینب خودش پنج تن کربلاست

پشت و پناه ساقی علقمه ست

دخترفاطمه خودش فاطمه ست

زینب به هیچ کسی امون نمیده

معجرشو به این و اون نمیده

چه غیرتی داره!خدامیدونه

چه عصمتی داره!خدامیدونه

زینب اسیر این و اون نمیشه

کوهه قدش،کوه که کمون نمیشه

هرآنچه غم روی دلش نشست،خورد

شکسته شد ولی یزیدشکست خورد

این خورشید روزه و ماه شبه

یزید چی فکر کردی تو این زینبه

زینب برا خداش سرمیاره

پایه های کاخت و درمیاره
 
ی ذره از مقام او کم نشد

خیلی زدن ولی سرش خم نشد

خیلی زدن کنج قفس بیفته

خیلی زدن که از نفس بیفته

ولی پیام اون گلوها رو برد

آبروی بی آبروها رو برد

 لحظه آخر دست گذاشت روی دست

چشماش به در نشست دلش هم شکست

خدا ببین که بی حبیب میمیرم

مثل برادرم غریب میمیرم

چرا کسی بالاسرم نیومد

خدا چرا برادرم نیومد

منتظرم برام کفن بیاره

سر من و به دامنش بزاره

یادش بخیر به پیکرش رسیدم

کشون کشون بالاسرش رسیدم

رسیدم و دیدم کفن نداره

برادرم پیرهن به تن نداره

رسیدم و نشد روش و ببوسم

من پیر شدم تا گلوش و ببوسم

صداى آب آبش و شنيدم

من با همين چشماى خسته ديدم:

اون زخمایی که رو تنش جاشده

از بسکه جابجا شده واشده‎ ‎

خدا می دونه دیگه جون نداشتم

دیگه تو زانوهام توون نداشتم

گفتم اگرچه قدکمون اومدم

 اما شبیه سایه بون اومدم

 

علی اکبر لطیفیان

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شكسته بال و پرت پر كشيدنت سخت است ميان اين همه يوسف خريدنت سخت است هزار و سيصدو ده نيزه بر تنت پاشي
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:52 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شكسته بال و پرت پر كشيدنت سخت است

ميان اين همه يوسف خريدنت سخت است



هزار و سيصدو ده نيزه بر تنت پاشيد

درون اين همه نيزه كشيدنت سخت است



تو ميوه ي غزل باغ آل طاهايي

وبيت پنجم سيب-چيدنت سخت است



نميشود نگذارم كه قطعه قطعه شوي

به روي خاك عطشناك غلطيدنت سخت است



سگ قبيله ي جوشن ميان مقتل شد

به دست گرگ بيابان دريدنت سخت است

جهانسوز

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سرچشمه بود، روشن و پاک و زلال بود زینب خدایِ بندگی ذوالجلال بود در قله های معرفت و عاشقیِ حق زهرا
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:51 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سرچشمه بود، روشن و پاک و زلال بود

زینب خدایِ بندگی ذوالجلال بود

 

در قله های معرفت و عاشقیِ حق

زهرا سرشت و عابد و احمد خصال بود

 

در مدح او بس است همین که نوشته اند

عالِم به بطنِ هر سخن و هر سؤال بود

 

زهرا که رفت مادر یک خانواده شد

در آن زمانه ای که خودش خردسال بود

 

او سال های سال کنار حسین بود

یعنی جدایی اش ز برادر محال بود

 

اما میان کرب و بلا حرمتش شکست

روزی که داغْ دیده و بشکسته بال بود

 

خود را رساند بر سر گودال پر ز خون

با حالتی که تشنه و آشفته حال بود

 

صد تازیانه خورد ولی باز هم رسید

زینب تمام فکر و خیالش وصال بود

 

بی بی جدا نشد ز تن پاره پاره اش

مست شمیم رایحه ی لایزال بود

 

میگفت ای برادر من، از فراز تل

دیدم برای پیرهنت هم جدال بود

 

با کعبِ نی زدند بماند بقیه اش

این قد خم نتیجه ی آن انفصال بود

 

حق داشت بعد کرب و بلا روضه خوان شود

او شاهد مصیبت سخت هلال بود*

 

مقتل نوشته است "که در شام..." بگذریم

کاش آنچه گفته ابن مقرم خیال بود

 

آتش گرفت و سوخت در آن شهر بی حیا

آن جا نظر به آل پیمبر حلال بود

 

داغی چشیده است که محصور واژه نیست

این روضه های سخت برای مثال بود

 

محمد جواد شیرازی

 

*بیت یازده اشاره به روضه هلال بن نافع دارد

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ﺗﻮ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺣﺴﻴﻦ ,ﺟﺎﻥ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ,ﺑﻬﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﺯ ﺷﺮﻡ ﺭ
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:50 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
ﺗﻮ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺣﺴﻴﻦ ,ﺟﺎﻥ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ 
ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ,ﺑﻬﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ
 
ﺯ ﺷﺮﻡ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﮔﺎﻫﻴﺴﺖ ﻣﺎﻩ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ
ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺽ ﻭ ﺳﻤﺎ ,ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ
 
ﻫﺮ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺳﺠﺪﻩ ﺍﺕ ﻛﺮﺩﻩ
ﻣﮕﺮ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ
 
ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺧﻄﺒﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﻔﺲ ﻧﻜﺸﻴﺪ
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ,ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ...
 
ﺗﻮ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻠﻲ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻠﻲ
ﭼﻪ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻗﻪ ﻋﺮﻳﺎﻥ ,ﺳﻮﺍﺭ ﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ!!!
 
شاعر:ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺳﻠﻴﻤﺎﻧﻲ
موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


كنج حياط خانه ي خود،بين بسترش بانو رسيده بود به ساعات آخرش خيره به گوشه اي شده بود و يكي يكي ر
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:50 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

كنج حياط خانه ي خود،بين بسترش

 

بانو رسيده بود به ساعات آخرش

 

خيره به گوشه اي شده بود و يكي يكي

 

رد مي شدند خاطره ها از برابرش

 

خورشيدوار ... در تب گرماي شهر شام

 

مي سوخت آسمان ز نفسهاي آخرش

 

همراه هر نفس زدنش، آه مي كشيد

 

آن كهنه يادگاري خونين دلبرش

 

هر روز ؛روضه داشت حسينيه ي دلش

 

اين مدّتي كه بود بدون برادرش

 

يك سال و نيم ميل تبسّم نكرده بود

 

از خنده رو گرفت ، لب روضه پرورَش

 

يك سال و نيم با عطش آن كوير سُرخ

 

درياي اشك بود دو تا ديده ي ترش

 

يك سال و نيم بود كه خونابه مي چكيد

 

گاه از كنار روسري اش ؛ گاه از پرش

 

يك سال و نيم بود كه او آب رفته بود

 

يعني كه بيشتر شده بود عين مادرش

 

يك سال و نيم غير كبودي و زخم و درد

 

چيزي دگر نبود در اعضاي پيكرش

 

وقت سفر چقدر غريبانه پر كشيد

 

مثل حسين سرور و سالار بي سرش

 

شاعر:محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پهن کن بستر مرا امروز گوشه ای از حیاط بی زحمت تا بتابد کمی به من خورشید مثل آن روز پر غم و محنت به
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:49 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پهن کن بستر مرا امروز

گوشه ای از حیاط بی زحمت

تا بتابد کمی به من خورشید

مثل آن روز پر غم و محنت

 

بهتر از هرکسی تو میدانی

غصه ام بهر چیست، عبدالله

همسر خوب من حلالم کن

زینبت رفتنیست، عبدالله..

 

آب دیدم، دوباره آب شدم

گرچه بگذشته آب از سر من

تا نمردم ز خجلت اصغر

ببر این آب را تو از بر من

 

کاملا واضح است اینکه دگر

بیش از این زنده من نمی مانم

وقت رفتن رسیده عبدالله

ساعت آخر است میدانم

 

میروم لیکن از محالات است

جلوه ی ذات من افول کند

بچه هامان شدند نذر حسین

از من و تو خدا قبول کند

 

اشک ماتم نریز همسر من

دست از این اشک و زاریت بردار

بیقراری مکن سلامت را

برسانم به جعفر طیار؟

 

میروم تا به حشر عزادار

غربت شاه بی سرم باشم

میروم جمعه ها به کرب و بلا

من کمک حال مادرم باشم

 

یک بیابان که بود کرب و بلا

کربلا نه بگو پریشانی

دور تا دورمان پر از دشمن

هشت روزی شدیم زندانی

 

از صدای مهیب هلهله ها

نگرانی ما عیان گردید

بدن کودکان ما از ترس

داخل خیمه گاه می لرزید

 

بخدا بعد کربلا من به

غم آن تشنه لب اسیر شدم

لطف کردی تحملم کردی

چند ماهی که پیرِ پیر شدم

 

غصه ی شام و کوفه پیرم کرد

یک جهان ظلم و جور و نامردی

در مدینه میان آن خیمه

از چه من را به جا نیاوردی؟

 

تو که مجروح جنگی عبدالله

قاسم و عون و جعفری هم نیست

هر دو فرزند ما شهید شدند

و ابالفضل و اکبری هم نیست

 

زیر تابوت را که میگیرد؟؟

همه که رفته اند تنهایی

تو که هستی ولی خودت بند

کفنم را ببند، تنهایی!

 

من فقط فکر آن زمانم که

وقت دفنم چه چاره ای داری

محرمی نیست تا کمک بدهد

تن من را به خاک بسپاری

 

راستی گفته ام که عاشورا

تا به گودال خون دویدم من؟

پس یقینا حسین می آید

موقع احتضار و جان دادن

 

همه ی دلخوشی من این است

که رخش را دوباره می بینم

چه رخی؟ وای خانه ی خولی!

سوختم پا به پای یاسینم

 

جامه ی غرق خون شاهم را

با خودم میبرم،خداحافظ

دست حق یارو یاورت باشد

با وفا همسرم،خداحافظ...

 

شاعر:عماد بهرامی

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مگر ميشود بي تو هم زندگي كرد؟ وَ محض رضاي خدا بندگي كرد فقير دوعالم شده آنكسي كه بدون غمت حس دارندگي
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:49 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 مگر ميشود بي تو هم زندگي كرد؟
وَ محض رضاي خدا بندگي كرد
فقير دوعالم شده آنكسي كه
بدون غمت حس دارندگي كرد
 
 
عجب آه سردي،عجب روزگاري
مگر ميشود ابر باشي نباري
من وآه و غربت،من و دور بون
و اين كهنه پيراهن يادگاري
 
گلستان بجز تو خليلي ندارد
و اين زنده ماندن دليلي ندارد
دلم قتلگاهي به عمق وجود است
اگرچه دگر اسمعيلي ندارد
 
اگر صحنه ي قتل را ديده باشي
وَ روي تني ردپا ديده باشي
تجسم بكن حال من را بداني
كه يك نيزه را در دوجا ديده باشي
 
خدا ابر را قسمت اسمان كرد
همين دور بودن مرا ناتوان كرد
غم و غصه ي دوري از چشم هايت
مرا مثل مادر ، زني قدكمان كرد
 
شاعر:محمد صادق باقي زاده

 

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است راه ما راه حسین ومقصد ما کربلاست افتخار و اعتبار مکتب ما زینب
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:48 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 
 
راه ما راه حسین ومقصد ما کربلاست
  افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است
 
با وقار و با صلابت -کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدارما دم یازینب است
 
چشم او غیر"حسین ابن علی"چیزی ندید
 روشنی "ما رأیت الا جمیلا" زینب است
 
هاله ای ازنور دورش را همیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشا زینب است
 
آنکه ازحجب وحیا و پاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش رازینب است
 
 خم به ابرویش نیامد بین طوفان بلا
آنکه صبراز دست او افتاد از پازینب است
 
آنکه باآن خطبه ی غرای خود یکباره کرد
مردمان کوفه راگریان و رسوازینب است
 
 حجت خلق خدا را باوجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرد غوغا زینب است
 
 
 آنکه عصر واقعه با آن همه داغ  عزیز
دشمنان رابرد از رو ماند برجا زینب است
 
 
 
شاعر:محمدحسن بیات لو
موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای وای ای وای... من دراین کوفه خاطره دارم همه جا با برادرم بودم. بین این کوفه روزگاری من.. بین مردم چ
دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت 11:44 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای وای ای وای...

من دراین کوفه خاطره دارم

همه جا با برادرم بودم.

بین این کوفه روزگاری من..

بین مردم چه محترم بودم...

 

آن النگو که تو به من دادی

یاده تو هست در شب عقدم؟

عصر روز دهم به غارت رفت

هدیه ی تو.. النگوی زردم..

 

تا ببینی به یاده تو هستم

مثل تو زیر آفتابم من

خیزران و لبت بمیرم..آه

فکر آن مجلس شرابم من



شب به شب خواب نیزه میبینم

بی تو من از زمانه بی زارم

شمر ایل مرا گرفت از من

نه پسر نه برادری دارم


تشنه بود و نفس نفس میزد

تشنگی عاقبت هلاکش کرد

زنده زنده حسین من را کشت

با کف چکمه نیز خاکش کرد..

 

خنجر کهنه ای به دستش بود

لعنتی سوی شاه بی جان رفت

من که یادم نمیرود هرگز..

لحظه ای که برید و خندان رفت



هرکسی میرسد ته گودال

میزند شاه تشنه کامم را

آه که خولی عاقبت انداخت

ته خورجین سر امامم را

 

حامد جولازاده

موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زینب (س) ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


تعداد صفحات : 18


آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 24800
:: کل نظرات : 2837

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 9
:: تعداد اعضا : 1488

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 507
:: باردید دیروز : 3,168
:: بازدید هفته : 7,024
:: بازدید ماه : 29,645
:: بازدید سال : 119,741
:: بازدید کلی : 7,354,758
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب