close
مجتمع فنی تهران
ولادت امام عسکری ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
بر آخر الف قامت تو مَد آمد
یکشنبه 19 دي 1395 ساعت 9:13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاأبا المهدی ادرکنی
.
بر آخر الف قامت تو مَد آمد
بلند خنده بزن آن بلند قد آمد

کتاب اشک گرفتم به دست خود اما
تفٲلی زدم امشب به گریه٬ بد آمد

به جوش آمده امشب دل خدا قُل قُل
نگو مفسر قفل هو َالٲحد آمد

چقدر خوشه ی انگور عسکری از شوق
ز چشم های مدینه سبد سبد آمد

مدینه پشت در خانه ی تو دَق الباب
نکرد٬ با بغلی هیزم و لگد آمد

برای تهنیت و شادی دل زهرا
فدک به دست خودش داشت یک سند٬ آمد

نجف به سمت تو با سنگ دُرِّ مودارش؛
برای اینکه دل سنگ وا شود آمد

گرفت کرببلا رود را در آغوشش
خراب و خسته و ویران به جزر و مد آمد

به سمت خانه ی تو کاظمین دلواپس؛
گشود بند ز پا سیزده عدد، آمد

گرفته بود به منقار خویش مشهد را
کبوتری که به سمت تو بال زد ،آمد

چقدر زنده که از گریه ی شما مردند
چقدر مرده که با گریه از لحد آمد

پس از تو هرکه گفته ست سیزده نحس است
به حکم عشق بر او شصت و چند حد آمد

همین که پلک تو وا شد به سمت مشتاقان
نسیم مهدی آل محــــــــمّـــــــد آمد

#مهدی_رحیمی_زمستان

 




زانو زدند پیش تو با احترام همه
جمعه 17 دي 1395 ساعت 17:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام علیک یا حسن بن علی ایهاالزکی العسکری

زانو زدند پیش تو با احترام همه
شاه و گدا و صاحب مال و مقام همه

از آسمان عشق امامت رسیدی و ..
شد نقشه های شوم عدو ناتمام همه

امشب طواف، دور تو باید کنند خلق
جای صفا و مروه و بیت الحرام همه

در وصف جایگاه رفیعت همین بس است
صف بسته اند پشت سرت ده امام همه

ای عشق، دومین حسن بن علی ما
تو پادشاه هستی و ماهم غلام همه

زائر شدیم از ره دور و نشسته ایم
حالا در انتظار علیک السلام همه

دلتنگ سامرای تو هستیم یا حسن
دلتنگ عطر صحن و سرایت مدام همه

محمود یوسفی

 




اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد
پنجشنبه 16 دي 1395 ساعت 7:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام_حسن_عسگری

اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد
در خشکسالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم
کار مرا همین دل ویران درست کرد

حالم گرفته بود و دلم غرق خون ولی
حال مرا نوایِ "حسن جان" درست کرد

کاری که با رکوع و سجود و دعا نشد
آخر توسلِ به کریمان درست کرد

شک داشتم به سینه که برهان نظم چیست؟
زلف نگار در دلم ایمان درست کرد

حق است خالقی که برای عِباد خویش
شاهی ز نسل شاه خراسان درست کرد

در حیرتم چه کرد دو چشمش که اینچنین
از مرغ لال، مرغ غزل خوان درست کرد

دستی به روی سینه ی گمراه من کشید
از کفر محض عبد پشیمان درست کرد

روی لبم رسید نوای حسن حسن
در هر تپش...به هر نفس و دم زدن حسن


دل دل کنان رسیده ام اما نمی روم
با جام خالی از لب دریا نمی روم

با صد امید آمده ام سمت سامرا
میخانه دایر است به صحرا نمی روم

از پای سفره های حسن های اهل بیت
عالَم اگر زنند بفرما... نمی روم

آلوده اش شدم که شفاعت کند مرا
بیهوده سمت توبه و تقوا نمی روم

در دوزخِ فراق بسوزم مرا خوش است
 بی دردِ عشق، جنتُ الاعلی نمی روم

کهفُ الوریٰ حسن، شب احیای من حسن
بی مهر دوست مجلس احیا نمی روم

خود را کشانده ام به در خانه ی کریم
سنگم زنند هم من از این جا نمی روم

امشب به دور خال لبش چرخ می زنم
فردا طواف چشم، جداگانه می روم

وقتش رسیده است، عجب محشری شده است
میلاد حضرت حسن عسگری شده است

محمد_جواد_شیرازی

 




خبری بین شهر پیچیده مژده،”بابای آفتاب” آمد فاطمه مادرانه می خندد حسن از نسل بوتراب آمد در مدینه ب
چهارشنبه 30 دي 1394 ساعت 11:8 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خبری بین شهر پیچیده
مژده،”بابای آفتاب” آمد
فاطمه مادرانه می خندد
حسن از نسل بوتراب آمد

در مدینه به یمن مقدم او
کهکشان ها ستاره می ریزند
ماه و خورشید و زهره و ناهید
مات این چهره ی دل انگیزند

انس و جن و ملائکه امشب
همه بر خوان عشق مهمانند
ملک وحی و حضرت خاتم
آیه ی” وَإِن یَکَاد…” می خوانند .

شور لبخند های شیرینش
شرح و تفسیر سوره ی “عسل” است
و مضامین چشم زیبایش
مملو از عاشقانه و غزل است

پایتخت قبیله ی عشق است
خانه ی کوچک امام دهم
نور خیرات می کنند اینجا
کوچه ی گل،پلاک یازدهم

از سر شب جناب آیینه
خلعت آسمان به تن پوشید
با تمام فرشته های خدا
باده از ساغر حسن نوشید .

باده از ساغری که هر جرعه
طعم “انگور عسکری” دارد
صحن میخانه ها شلوغ شده
ساقی از عرش مشتری دارد

یک بیابان به نام سامرا
با قدوم بهار گلشن شد
وارد”سُرَّ من رَآی” گشت و*
چشم این خاک تیره روشن شد

سامرا با حضور این آقا
مرکز رسمی کرامات است
پشت این در،گدای کاهل هم
تا ابد، شامل عنایات است….

محمد جواد مهدوی

*نام شهر سامرا در اصل «سُرَّ من رَآی» بوده است یعنی « هرکه آن را ببیند شاد می شود»

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام تا که پر نور شود این دل خاکستری ام همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 13:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام
تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من
رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده
سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که
با گداییِ درت در پی نام آوری ام

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن
دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

آمدم سمت حرم تا که تماشات کنم
چه کسی گفته که من در پی انگشتری ام؟

آمدم تا که بگویم تو فقط شاه منی
محضرت آمدم اثبات کنم نوکری ام

بر در میکده ات بهر تملّق گویم
نوکر بی سر و پای حسنِ عسگری ام

دلم از بس که نرفته است زیارت خون شد
برسانید براتی به خدا مشتری ام

سامرا رفتن من دست عزیز دل توست
جان فرزند خودت باز بگو می بری ام؟

شیعه نه عبد که نه عاشق و مجنون هم نه
بر در خوان شما من سگ خیره سری ام

هر چه بد کرده ام آخر تو مرا بخشیدی
باز انگار نه انگار ، زبس که جری ام

هر چه هستم ولی آقا همه دم می گویم
عاشق حیدرم از دشمن زهرا بری ام

ای که شأنت همه دم “عادتکم احسان” است
من گنهکار و سیه رو و بدم ، می خری ام؟

سامرا رفته ام و خوب گدایی بلدم
بس که دلبسته شده بر قسم مادری ام

سامرا آمدم و کوری داعش گفتم
چشمتان کور شود زینبی ام ، حیدری ام

مهدی علی قاسمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




هرکه می خواهد که در سرها سری پیدا کند پیش تو باید مدال نوکری پیدا می کند یک حسن بس بود دراین خانواده
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 13:8 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرکه می خواهد که در سرها سری پیدا کند
پیش تو باید مدال نوکری پیدا می کند

یک حسن بس بود دراین خانواده که خدا
خواست تا ملکش کریم دیگری پیدا کند

روح تو درعرش بود و درخور تو جبرئیل
گشت درکل زمین تا مادری پیدا کند

خواست تا خمّ ولایت بعد دور سیزده
مزّه ی انگور آن هم عسکری پیدا کند

آه چون منظومه ی شمسی محال ممکن است
آفتاب روی تو یک مشتری پیدا کند

با تو سامرّا پس از این قابلیت داشت که
بیست و چندی سال علی اکبری پیدا کند

درمدینه لااقل یک کوچه و یک خانه بود
درحریم تو کسی کو تا دری پیدا کند

بعد زینب بعد معصومه،حکیمه کوه شد
تا که سامرّا هم آری خواهری پیدا کند

کربلا یک بار بوده توی سامرّا، نسیم؛
هرزمان از خاک باید معجری پیدا کند

مهدی رحیمی زمستان

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسکری(ع)-ولادت شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام تا که پر نور شود این دل خاکستری ام همه جا م
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 13:6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من

رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده

سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که

با گداییِ درت در پی نام آوری ام

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن

دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

آمدم سمت حرم تا که تماشات کنم

چه کسی گفته که من در پی انگشتری ام؟

آمدم تا که بگویم تو فقط شاه منی

محضرت آمدم اثبات کنم نوکری ام

بر در میکده ات بهر تملّق گویم

نوکر بی سر و پای حسنِ عسگری ام

دلم از بس که نرفته است زیارت خون شد

برسانید براتی به خدا مشتری ام

سامرا رفتن من دست عزیز دل توست

جان فرزند خودت باز بگو می بری ام؟

شیعه نه عبد که نه عاشق و مجنون هم نه

بر در خوان شما در پیِ خیره سری ام

هر چه بد کرده ام آخر تو مرا بخشیدی

باز انگار نه انگار ، زبس که جری ام

هر چه هستم ولی آقا همه دم می گویم

عاشق حیدرم از دشمن زهرا بری ام

ای که شأنت همه دم "عادتکم احسان" است

من گنهکار و سیه رو و بدم ، می خری ام؟

سامرا رفته ام و خوب گدایی بلدم

بس که دلبسته شده بر قسم مادری ام

سامرا آمدم و کوری داعش گفتم

چشمتان کور شود زینبی ام ، حیدری ام

 

مهدی علی قاسمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – مجتبی کرمی میل سفر در سر چرا دارم دوباره شوق زیارتنامه را دا
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 13:5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – مجتبی کرمی

 

میل سفر در سر چرا دارم دوباره

شوق زیارتنامه را دارم دوباره

صحنی پر از خلوت شده فکر و خیالم

انگار میل سامرا دارم دوباره

**

 این اشک های روی گونه نازنین اند

 وقتی سر خان کریمان می نشین اند

یک قطره بردم باز دریا پس گرفتم

در مکتب شیعه حسن ها اینچنین اند

**

 اینکه ،فقیری، را به ما ها هدیه دادی

می ریزد اشک شوق مان غیر ارادی

 قنداقه ی نور تو را خیل فرشته

آورده اند از عرش بر دستان هادی

**

 وا کن به روی رعیتت حالا دری را

باب زلال گریه های مادری را

بین توسل ها سه شنبه لطف کردی

همواره ایها الزکی العسکری را

**

 حاجاتمان را دست پاک تو سپردیم

ما دست خالی از حریم تو نبردیم

 یک خواهش اما مانده بین سامرایت

 ای کاش فرزندت بیاید تا نمردیم

**

 آقا بمیرم من برایت !باز دشمن؟

 این غربت صحن تو بد تا کرد با من

 وقتی صدای تیر و شلیک است آنجا

بعدش صدای بال کفتر هاست حتما

 

مجتبی کرمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – علی صالحی بر عكس شد، زمين به هوا نور مي هد كِل مي كشد فرشته، و
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 13:1 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – علی صالحی

 

بر عكس شد، زمين به هوا نور مي هد

كِل مي كشد فرشته، وسط شور مي دهد

از سفره اي كه روح الامين سور مي دهد

خرما بزن كه مزّه ي انگور مي دهد

 

امشب شراب، از مِيِ انگورِ عسگري است

اين سفره­ي وليمه به دستورِ عسكري است

 

اين حالِ خوش مباد كه يك لحظه بد شود

دستي دراز شد كه بنا نيست رَدّ شود

امشب همان شبي است كه بايد رصد شود

تنها نزن به آب قرار است مَد شود

 

دريا بلند مي شود و ماه مي رسد

ماهي به هيأت حسن از راه مي رسد

 

 وقتي نمك علي است، شكر مي شود حسن

والشَّمس اگر علي است، قمر مي شود حسن

وقتي صدف علي است، گُهر مي شود حسن

هر جا پدر علي است، پسر مي شود حسن

 

از حُسنِ خود دوباره خدا رونوشت زد

قابش گرفت و سر درِ باغِ بهشت زد

         

جانم به اين ربيع و به ايامِ شادي اش

نَقل است هشتمين خبرِ بامدادي اش

چون اختصاص داشت به باب المرادي اش

برداشت پرده از رُخِ دلبندِ هادي اش

 

در شرحش از كرامت مازاد مي نوشت

كاتب مدام دست مريزاد مي نوشت

 

تا ساقِ عرش سُلطه­ي فرمانروايي اش

مُهرِ نماز نقطه­ي خود اتكائي اش

اربابِ جود سيره­ي مشكل گشائي اش

دلچسب ماست كنيه­ي ابن الرضائي­اش

 

اقبال سائل از كرم افزايي اش بلند

بر دوش حشر پرچمِ آقايي اش بلند

 

نطق و بيان حريف سكوتش نمي شود

تبعيد، ساقط جبروتش نمي شود

جز كربلا دعاي قنوتش نمي شود

جز اشكِ روضه، غالب قوتش نمي شود

 

نشنيدي از علامت اهل يقيق چه گفت؟

از مؤمن و زيارت در اربعين چه گفت؟

 

مائيم و حرصِ صحنِ مُطلّاي سامرا

صلي عليك، حضرت والاي سامرا

حدّ اقل از عرش معلاي سامرا

نان پرت كن براي گداهاي سامرا

 

يك التفات هم شده بر مستمند كن

بنشين كنارِ ما و بگو و بخند كن

 

صاحب قَراني و به سوار و پياده ات

خواهم گذشت از سرِ خود با اراده ات

هر روزِ هفته مي رود اين بنده زاده ات

خدمت كند به خانه اي از خانواده ات

 

من پا دوي بساط توام پنج شنبه ها

جارو كش حياطِ توام پنج شنبه ها

 

اي پنج شنبه، جمعه ات آيا نمي رسد؟

اين قرن ها غروب، به فردا نمي رسد؟

اين بندِ شعر خوب نشد، با نمي رسد

عرضِ دعايِ ما كه به بالا نمي رسد

 

دست خودت فقط گره را باز مي كند

آخر مگر پسر به پدر ناز مي كند؟ 

 

علي صالحي

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – محمد حسن بیات لو جان میدهم فقط و فقط پای سامرا زاده شدم به ش
سه شنبه 29 دي 1394 ساعت 12:59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

اشعار ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) – محمد حسن بیات لو

 

جان میدهم فقط و فقط پای سامرا

زاده شدم به شوق تمنای سامرا

 

دیگر نیازمند کسی نیستم که من

هستم گدای دست تو آقای سامرا

 

حال مرا برای خودت روبه راه کن

حاذق ترین طبیب- مسیحای سامرا

 

از لطف بی نهایت تو بی مقدمه

پر زد دلم به گنبد زیبای سامرا

 

حالا شدم برای حریمت کبوتری

ای منتهای عشق خداوند”عسگری”

 

ای دومین حسن که وجودت خدایی است

صبر تو مرتضایی دلت مجتبایی است

 

در کنج صحن خلوت توحضرت مسیح

مشغول لحظه های شریف گدایی است

 

صدها درود و تهنیت سبز بر دلی

که آب و تاب عاشقی اش سامرایی است

 

وقتی کبوتری به هوای تو می پرد

دیگر کجا به فکر فرار و جدایی است

 

هرکس که میرسد تو به او لطف میکنی

فرقی نمیکند طرف اصلأ کجایی است

 

با این حساب بر در این خانه آمدم

بر دور شمع روی تو پروانه آمدم

 

ای جلوه ی حقیقی هفت آسمان حسن

رفته شعاع نور تو تا لا مکان حسن

 

در زیر چتر سایه ی تو آرمیده ایم

از پرتو جمال تو روشن جهان حسن

 

در مدح تو همیشه قلم کم می آورد

قفل است درسرودن تو هر دهان حسن

 

میخوانمت به طرز زمان های کودکیم

بابای مهربان “امام زمان” حسن

 

بنیان گذار کرب و بلا روز اربعین

ای بانی زیارت ما شیعیان حسن

 

شغل همیشگیم دراین خانه نوکری ست

کار همیشگی شما بنده پروی ست

 

حتی بهشت در به در آستان توست

تنها نه آسمان که زمین هم از آن توست

 

قطره اگر کنار تو باشد که قطره نیست

زیرا که تحت مرحمت بی کران توست

 

از پشت پرده یک دو کلامی سخن بود

گوشم در انتظار شنود بیان توست

 

بین درندگان به نماز ایستاده ای

اینهم نشانه ای ز جلال نهان توست

 

هر چند ظاهرا تو به مکه نرفته ای

کعبه همیشه گرم طواف نشان توست

 

روز ولادت تو زمان هم عهدی است

بعد تو جانشین بلافصل مهدی است

 

محمد حسن بیات لو

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسگری(ع)-مدح ای مهر جهان‌پرور، از مات سلام‌الله ای آینــۀ داور، از مـــات سلام‌الله وا
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-مدح

 

ای مهر جهان‌پرور، از مات سلام‌الله

ای آینــۀ داور، از مـــات سلام‌الله

وای از همگان برتر، از مات سلام‌الله

ای زادۀ پیغمبـر، از مـات سلام‌الله

فرماندۀ عالم‌ها، با رایت هم‌عهدی

فرزند رسول‌الله، مولای اباالمهدی

در عرش، امامی تـو، بر چرخ، مداری تو

هم بر همه مولایی، هم بر همه یاری تو

روشنگر ملک جان، در لیل و نهاری تو

در سینۀ هر شیعه، یک سامره داری تو

توحیـدی و قرآنـی، اسلامی و ایمانی

خورشیدِ جمالِ غیب، در عالمِ امکانی

جان همه خوبان را، در قالب تن داری

اعجـاز مسیحایـی هنگام سخـن داری

هر نکته هزاران دُر، در دُرج دهن داری

فرمـان خداونـدی، بـر سروِ علن داری

هم نام حسن داری، هم روی حسن داری

هم خُلق حسن داری، هم خوی حسن داری

ای عبدِ خدا ‌سیما، ای حُسنِ خدا‌ منظر

نجــل علــی چـارم، ریحــانۀ پیغمبـر

صلبت صدف طاهر، مهدی است تو را گوهر

از وصـف همـه اولا، از مـدح همـه برتر

هم یازدهم خورشید، هم یازدهم اختر

هـم یازدهـم مـولا، هـم یازدهم اختر

از مـاست همـه غفلت، از تـو همه آگاهی

از مـا همه گمراهـی، از تـو همه همراهی

صد قافله دل هر دم، در«سامره»‌ات راهی

ای داده خداوندت، بر هر دو جهان شاهی

حُسنِ صُوَری مولا، رشک قمری مولا

نوری بصری مولا، از وهم، سری مولا

هر چند تهی دستم، از مهر تو سرشارم

دل بر کرمت بستم، رو در حـرمت آرم

مهـر تو بـوَد هستم، مـدح تو بوَد کارم

در خلد تو را جویم، در حشر تو را دارم

ماییم و ولای تـو، خـاک کف پای تو

مشمول عطای تو، جان‌ها به فدای تو

دردا که گل عمرت، یک لحظه خزانی شد

آخـر جگـرت مسموم، در سنّ جوانی شد

هر لحظه ستم بـر تو، از دشمنِ جانی شد

با پیکـر تـو مدفـون غم‌هــای نهانی شد

تا لحظۀ آخر هم، غم بود طبیب تو

پیوستـه سلام مـا بر قبر غریب تو

پیوسته ستم دیـدی، با عمر کمت، مولا

تا صبح جزا دلهاست دریای غمت، مولا

آمد ز بنی‌العبـاس، ظلم و ستمت، مولا

گردید چـرا ویـران دیگـر حرمت؟ مولا

پیوسته تـو در غربت، مانند پدر بودی

از جور ستمکاران، در تحتِ نظر بودی

باشد که شبی روزی در سامره روی آرم

با دیدۀ گریان، رو بـر خاک تـو بگـذارم

بر قبر تو جـای گل، خونابِ جگـر دارم

من میثمم و نَبـوَد، بـا غیـر شما، کارم

هر چند بدم مولا، از لطف، قبولم کن

در روز جزا محشور، با آلِ رسولم کن

 

غلامرضا سازگار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسکری(ع)-ولادت امشب همه جا موج زند نور ولایت افتاده به سرها همه دم شور ولایت گردیده سماوا
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:4 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

امشب همه جا موج زند نور ولایت

افتاده به سرها همه دم شور ولایت

گردیده سماوات و زمین طور ولایت

از پرده در آمد مه مستور ولایت

گردیده ملک گرم ثناگستری امشب

گویند ثنای حسن عسگری امشب

برخیز و بزن خنده که گل خنده زن آمد

با خنده ی گل بر لب بلبل سخن آمد

خورشید فروزنده مه انجمن آمد

فرزند رضا را حسن آمد حسن آمد

عالم همه غرق شعف و عشرت و شادی است

میلاد گرامی خلف حضرت هادی است

نخل نبوی را ثمر است این ثمر است این

چرخ علوی را قمر است این قمر است این

فخر دو جهان را پسر است این پسر است این

بر مصلح عالم پدر است این پدر است این

این شیعه و این مشعل انوار هدایش

ای جان همه عالم و آدم بفدایش

روئید گل تازۀ آمال محمّد

یا مهر فروزنده ی اقبال محمّد

یا صفحه ی رخسار و خط و خال محمّد  

یا آمده دوم حسن از آل محمّد  

از سامره تابیده به عالم جلواتش

پیوسته فرستید درود و صلواتش

این گوهر ده بحر خروشنده ی دین است

این کعبه ی امیّد دل اهل یقین است

این عرش خداوند تعالی به زمین است

این نجل دهم حجّت خلاّق مبین است

در سجده ملایک به یسار و به یمینش

تابنده بود جلوه ی مهدی ز جبینش

آینه ی حسن ازلی ماه جمالش

آیات لب حضرت هادی خط و خالش

یادآور جاه نبوی قدر و جلالش

جبریل فرو ماند در اوج کمالش

عالم همه مرهون وی و موهبت اوست

از سامره تا عرش خدا مملکت اوست

این اختر برج نقوی ماه تمام است

این فرش نشینی است که خود عرش مقام است

این حجّ و زکوة است و صلات است و صیام است

بر خلق امام است امام است امام است

قدر و شرف و عزّت و جاه بشر از اوست

ای منتظران حجّت ثانی عشر از اوست

ای ارض و سماوات همه سامره ی تو

ای چرخ برین نقطه ای از دایره ی تو

ای مهر فلک ذرّه ای از نائره ی تو

ای زنده دل اهل دل از خاطره ی تو

از جود تو بس خاطره داریم حسن جان

ما آرزوی سامره داریم حسن جان

تو یازدهم اختر منظومه ی نوری

تو واسطۀ عفو خداوند غفوری

تو نور خدا در شجر وادی طوری

تو سرّ انا الحق به غیاب و به حضوری

من سائل لطف و کرم و جود تو هستم

با آن همه آلودگیم دل به تو بستم

ای فوج ملک را به درت عرض ارادت

سادات جهان از تو گرفته است سیادت

مِهر تو بود مُهر قبولیّ عبادت

قرآن به تو و پاکی تو داده شهادت

تو دست خداوند به تقدیر قضایی

فرزند علیّ ابن جواد ابن رضایی

قرآن به تو نازد که در او جلوه گر استی

ایمان بتو بالد که ورا راهبر استی

انسان بتو بالد که امام البشر استی

مهدی بتو در فخر که او را پدر استی

لطفی که مگر سائل هر روز تو باشم

خاک قدم عسگر پیروز تو باشم

ای عادت تو جود و مرام تو عنایت

ای مهر رخت مشعل انوار هدایت

ای یازدهم اختر تابان ولایت

قرآن سخن فضل تو را کرده حکایت

من «میثم» آلوده دل بی سر و پایم

از خویش مرانید که مدّاح شمایم

 

غلامرضا سازگار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسکری(ع)-مدح ای زحسنت عیان جلوه ی داوری طلعت احمدی صولتت حیدری بر تنت نارسا خلعت سروری دی
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:4 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-مدح

 

ای زحسنت عیان جلوه ی داوری

طلعت احمدی صولتت حیدری

بر تنت نارسا خلعت سروری

دیو و حور و ملک جنّ و انس و پری

جمله در محضرت گرم فرمان بری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

ای زرخ داده نور بر مه و آفتاب

نجل ختم رسل زاده ی بوتراب

پیش تر از سؤال داده ما را جواب

دُرّ ده بحری و بحر یک دُرّ ناب

که بر آن دَه کند دُرّ تو گوهری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

سینه ات مخزن سرّ سَروِ علن

والد حضرت حجّة بن الحسن

من کجا مدح تو تو کجا مدح من

مهر هر آسمان ماه هر انجمن

در تمام وجود کرده روشنگری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

خال و خطّت حسن خُلق و خویت حسن

خُلق و خویت حسن ماه رویت حسن

ماه رویت حسن عطر و بویت حسن

عطر و بویت حسن گفتگویت حسن

داده از هر حَسن خالقت برتری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

چارده آینه روی زیبای تو

عطر مهدی دمد از نفس های تو

در دل ما بود چون خدا جای تو

سوره ی قدر و نور نقش سیمای تو

نور حسن تو را مشتری مشتری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

خلق، در سایه  و حقّ ثنا گسترت

هم ملک عسکرت هم بشر لشکرت

بر گرفته چو جان سامره در برت

صورت و سیرت احمد و حیدرت

ای دُرِ احمدی ای گل حیدری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

فیضت از سامره شامل عالم است

گفته هایت مدام آیت محکم است

سایه ات بر سر عالم و آدم است

گوهر مدح خلق در ثنایت کم است

وصف تو باید از منطق داوری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

قدسیان خادم آستان تواند

عرشیان طایر بوستان تواند

عارفان بنده ی دوستان تواند

زاهدان لاله ی گلستان تواند

مهر و مه را بود بر درت اختری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

ماه رویت برد جلوه از ده امام

بر تو و مادر و جدّ و بابت سلام

بی تو طاعت هدر بی تو جنّت حرام

با تو قرآن درست بی تو دین ناتمام

مکتبت مکتب معرفت پروری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

مهدی فاطمه از تو یک یاسمن

هادی اهل بیت بر لبت بوسه زن

نورت از سامره هادی مرد و زن

در جهان و جنان در زمین و زمن

کثرت خیر تو می کند کوثری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

گر چه عمرت همه حبس و تبعید بود

کار تو دم به دم نشر توحید بود

نور علمت مدام با اساتید بود

منطقت علم را مُهر تأیید بود

لشگر دانشت در جهان گستری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

ای تولاّی تو دین و آیین من

مهر تو خوشتر از جان شیرین من

روح پاک دعا ذکر آمین من

کلّ ایمان من همه ی دین من

"میثم" از وصف تو می کند دلبری

سیّدی یا حسن ایّها العسکری

 

غلامرضا سازگار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسکری(ع)-ولادت ای سامـره‌ات قبلـۀ دل کعبۀ جان‌ها ای سفرۀ احسان تو پیوسته جهان‌ها ای عبد
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

ای سامـره‌ات قبلـۀ دل کعبۀ جان‌ها

ای سفرۀ احسان تو پیوسته جهان‌ها

ای عبد خداوند و خداونـدِ زمان‌ها

ای پایۀ قدر و شرفت فوق مکان‌ها

آگاه ز اسـرار عیان‌هـا و نهان‌هـا

کوتاه به مدح تو و وصف تو زبان‌ها

ای روی تو در بزم ازل شاهد و مشهود

وی آمده ساجد به خدا بر همه مسجود

هـم قبلـۀ حاجاتـی و هم حجت معبود

هم حمدی و هم احمد و هم حامد و محمود

غیر از تو کـه باشد پدرِ مهدی موعود

مهدی که بهـار آرد در فصلِ خزان‌ها

ای جان جهان ای همه جان‌ها به فدایت

ای نـام نکویت حسن ای حسنِ خدایت

خورشیــد پنــاه آرد در ظـلِّ لــوایت

امضــای عبــادات همـه مهـر ولایـت

بالاتــر از آنــی کــه بگوینــد ثنایت

بر اوج جلالت نرسـد وهـم و گمـان‌ها

در وصـف تــو اشیـاء زبانند زبانند

جز مدح تو را خلق نخوانند نخوانند

گل‌های جنان بی‌تـو خزانند خزانند

بــا آنکــه مقـام تـو نـدانند ندانند

پیوستــه رواننـد رواننــد رواننــد

تـا دور مـزار تـو بگردنـد روان‌ها

بـوی خـوش جنـت ز غبـار قدم توست

عیسای مسیح آنچه که دارد ز دم توست

حاتم که کریـم اسـت، گدای درم توست

تو دست خدا هستی و هستی کرم توست

تنهـا نـه فقـط سامـرۀ دل حـرم توست

هـر جـا نگرم از تو عیان است نشان‌ها

تــو درِّ گــرانمایــۀ دَه بحـر کمالی

تـو مهـر فــروزانِ سمــاواتِ جـلالی

تـو عبـد، ولـی عبـد خداونـد جمـالی

احمد رخ و حیدر ید و صدیقه خصالی

دوم حسـن از حسـن خـدای متعـالی

ای شاهد حسن ازلت چشم زمان‌هـا

ای خلق سماوات و زمین خاک در تو

ای چــار علــی آمـده جد و پدر تو

ای منتقـــم آل محمّــد پســر تــو

پیوستــه ســلام از طـرف دادگـر تو

بـر مهـدی و بـر نرجس نیکو سیر تو

مهدی که بوَد در کف او خط امان‌هـا

ای در جگـر شیعه شررهای غم تو

ای ارث تـو از مادر تو عمر کم تو

با آنکه بـوَد عـرش به ظلِّ علم تو

خـم شـد کمـر چـرخ ز بار الم تو

دارند به یادت همه در سینه فغان‌ها

با آنکه وجودت همه جا تحت نظـر بـود

از نـور تـو لبریـز دل جـن و بـشر بـود

وز علم تـو دشمن را احسـاس خطر بود

هر جا که خبـر بـود، فقط از تو خبر بود

پیوسته تو را قوت و غذا خون جگـر بود

پر بود دلـت روز و شب از درد نهـان‌ها

افسوس که شد گلشن عمـر تـو خزانی

آه ای جگرت سـوخته از سـوز نهانی

دادنـد تــو را زهـر در ایـام جـوانی

جان شـد به لبت از ستم دشمن جانی

شد کار محبـان ز غمت مرثیه‌خـوانی

جوشید شرار از نفس مرثیه‌خوان‌هـا

بگذار که بـا سـوز جگـر یـار تـو باشم

بگـذار کـه پیوستــه گرفتـار تـو باشم

هر چند که خوارم چه شود خار تو باشم

افتــاده بــه خـاک ره زوّار تـو باشم

بــا مهــدی موعـود عـزادار تو باشم

هـر چنـد بوَد شرح غمت فوق بیان‌ها

مـن «میثمـم» و شیفتـۀ دار شمــایم

مـداح شمـا نـه سـگ دربـار شمایم

یـک عمـر گـدای سر بـازار شمایم

خود هیچم و بـا هیچ، خریدار شمایم

گفتـم کـه شـوم یار شما، عار شمایم

دارم بـه سـر شانه بسی کوه زیان‌ها

 

غلامرضا سازگار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسگری(ع)-ولادت سری که سجده کرده بر پای دل به قصد قربت و تولای دل با نگه حضرت زهرای دل آمده
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:1 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-ولادت

 

سری که سجده کرده بر پای دل

به قصد قربت و تولای دل

با نگه حضرت زهرای دل

آمده تا عالم بالای دل

دیده قد و قامت رعنای دل

بنده شده، بنده ی آقای دل

گرفته از جنّ و ملک برتری

از برکات حسن عسگری

صورت زیباش، چنان ماهتاب

روز ازل جلوه نمود از نقاب

به باد داد آبروی آفتاب

به زلف خود داد کمی پیچ و تاب

ربود از ملائک احساس خواب

به خواب دلبران خود شد عذاب

روز ازل شد بخدا محشری

از برکات حسن عسگری

از برکاتش دل ما روشن است

از کرمش هر دو سرا روشن است

شمس و قمر، ارض و سما روشن است

خانه ی کعبه ی خدا روشن است

چراغ محراب و دعا روشن است

او حسن دوّم دین من است

گشته خدا به دین من مشتری

از برکات حسن عسگری

کیست حسن؟ اسم شب عاشقان

ذکر شریف لب پیغمبران

ابن رضای سوم شیعیان

سیزدهم یوسف زهرا نشان

عشق دل حضرت صاحب زمان

ستاره ی یازده آسمان

شیعه تو ره به آسمان  می بری

از برکات حسن عسگری

ای حَسَنِ حُسنِ جمال نبی

کمال دین حق، کمال نبی

به آسمان ها پر و بال نبی

لعل لبت آب زلال نبی

وصال حضرتت وصال نبی

مثال هیبتت مثال نبی

شعر شده مدیحه ی دیگری

از برکات حسن عسگری

چه خوش بُود به این سرا سر زدن

کبوتر حرم شدن پر زدن

بر در او آمدن و در زدن

درب خدای ذرّه پرور زدن

باز نشد درب، مکرّر زدن

از عشق او به سیم آخر زدن

حیدری ام، حیدری ام، حیدری

از برکات حسن عسگری

ای حرمت کعبه ی اهل ولا

کعبه کجا مدفن پاکت کجا

وا أَسَفا دشمن زخم آشنا

هتک نموده است حریم تو را

حال که ناامن شده سامرا

شد حرم مطهّرت قلب ما

به کعبه می کند دلم سروری

از برکات حسن عسگری

 

امیر عظیمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




امام حسن عسگری(ع)-ولادت تقدیمِ محضر تو هزاران سلام ، کم کعبه اگر کند به شما استلام ، کم آنقدر محترم
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 11:0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-ولادت

 

تقدیمِ محضر تو هزاران سلام ، کم

کعبه اگر کند به شما استلام ، کم

آنقدر محترم شده ای که اگر کند

عالم به احترام وجودت قیام ، کم

پشت درت برای تبرک به محضرت

کُلِّ ملائکه که کنند ازدحام ، کم

ای چهرهء تو روشنیِ راه عالمی

پروانۀ رخ تو شود خاص و عام ، کم

شایستۀ مقام و بزرگی ، وجودتان

گرچه که در قبال شما این مقام، کم

شکر خدا که فاطمی و حیدری شدیم

مجذوب حضرت حسن العسکری شدیم

تمثال دیگری ز علی باز زاده شد

ماهی نصیب و قسمت این خانواده شد

وا شد ز آسمان  درِ رحمت به سمت خاک

وقتی به دستهای پدر ، طفل داده شد

نور پسر به نور پدر تا که شد مُضاف

زیبائیِ جهان خدا فوق العاده شد

گل کرد بر لبم صلوات پیا پی ام

دست خودم نبود لبم بی اراده شد

این بارِ دوم است که در خانواده شان

از نام دلربای حسن استفاده شد

وقتی کرم ز چهرهء او منجلی شده

یعنی که دومین حسن بن علی شده

خورشید محو روی درخشندهء شماست

حاتم گدای سفرهء بخشندهء شماست

ماه فلک ازین که شده ماه ، نام او

سر را به زیر برده و شرمندهء شماست

دل نیست آن دلی که در او نیست عشق تو

دل آن دلیست کز ازل آکندهء شماست

در روز حشر هر که ز تو گفت، بُرد کرد

برگ برنده دست سرایندهء شماست

دل برده از امام دهم طعم خنده ات

اصلا بهشت جلوه ای از خندهء شماست

ای صولتت ز صولت حیدر گرفته وام

بر ساحت تو و پدر و مادرت سلام

از ما سلام بر تو و از تو جواب ما

چون می رسد فقط به شما انتساب ما

آقا سلام بر تو و اجداد اطهرت

بالاترین عبادت ما و ثواب ما

شاد است در ولادت تو گرچه پشت ابر

جانها فدات ای پدر آفتاب ما

هستیم ما به فضل نگاهت امیدوار

در طولِ لحظه لحظۀ یوم الحساب ما

شکر خدا که روزیِمان هم شما شدید

ذکر شماست روزیِ ما آب و نان ما

نذر تو خوانده ایم به لب آیه های نصر

تبریک گفته ایم همه بر امام عصر

باید تو را به باغ ولایت ثمر نوشت

از هر چه خوب نام تو را خوبتر نوشت

باید به لوح دل حرمت را جنان کشید

یا از حریم تو به جنان چند در نوشت

از هر چه عالمان ز کمالت نوشته اند

باید هزار دفعه از آن بیشتر نوشت

نامت ازین عمو و جمالت از آن عمو

نامت حسن نوشت و جمالت قمر نوشت

ما را فقط به خاطر فرزند پاک توست

گر سرنوشت ، شیعۀ ثانی عشر نوشت

امشب اسیر توست دل مستمند ما

تقدیم مادرت صلواتِ بلندِ ما

تا سامرا ز فیض وجودش صفا گرفت

حتی بهشت هم شرف از سامرا گرفت

می داد بوی فاطمه قنداقه اش عجیب

عطری عجیب عرش خدا را فرا گرفت

عرش خدا ز جاذبه اش در شگفت شد

فرش از تبرکِ نفسش ارتقا گرفت

باب المراد اوست عجب نیست گر کسی

عیدی ز دست مرحمتش کربلا گرفت

افسانه نیست لطف امام همام ما

این است آن امیر که دست گدا گرفت

خوشحال گشته فاطمه از این ولادتش

همنام با عمو شده خوش به سعادتش

***

 

مهدی مقیمی

 

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




جهان به کام غلام امام عسکری است که شاه میشود آنکه غلام عسکری است برای بار دهم مرتضی نما آمد نمای عرش
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 10:59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جهان به کام غلام امام عسکری است
که شاه میشود آنکه غلام عسکری است

برای بار دهم مرتضی نما آمد
نمای عرش مزین بنام عسکری است

زمین اگر پس ازاین رنگ و روی دیگر یافت
ز روشنایی ماه تمام عسکری است

شراب ناب چکید از لب گدا اینجا
اگر فرشته هوایی جام عسکری است

رسیده کعبه برای طواف قبله نما
که قبله حاجی بیت الحرام عسکری است

حلال زاده کشیده است به عمو این بار
کرامت حسنی در امام عسکری است

کبوتران مدافع اسیر سامره اند
که این زخاصیت جذب بام عسکری است

کریم کار ندارد که کیست سائل او
نگاه خاص ز الطاف عام عسکری است

گدای سامره ایم و نمی رویم از رو
همیشه روی گدا از مرام عسکری است

برای مهدی اش انگار یار میطلبد
“هرآنکه کرد اطاعت”، غلام عسکری است

علی اکبر نازک کار

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




ای که در مَحْبَس گیسوی تو شب زندانی ست کار خورشید،به فرمان تو نور افــــشانی ست سامرا نه ! که جهان س
دوشنبه 28 دي 1394 ساعت 10:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که در مَحْبَس گیسوی تو شب زندانی ست
کار خورشید،به فرمان تو نور افــــشانی ست

سامرا نه ! که جهان سیطره ی قدرت توست
ای که در عرش تو را مرتبه ی سُلطانی ست

تا که تکــــمیل شود فیـــض ربیـــعُ الاوّل
مُوعدِ جلوهْ نمائیـت ، ربیــعُ الثّانی ست

خضر را پیر غلامیّ تو فخری ابدی ست
در حریمی که سلیمان ، شرفش دربانی ست

هرکسی چشم دلش باز شود می بیند
شغل داوود نبی نزد تو مِدْحت خوانی ست

پسرت حضرت مهدی ست اگـر”رَبّ الأرض”
کُـــلّ حـالات و صفـات پدرش ، ربّانی ست

تو به قدری حسن بن علی اَستی که چو ما
حال آیـیـنه هم آشفته تر از حیرانی ست

دل ندادن به تو از سخت ترین مُشکل هـا
دل سپردن به تو، برعکس ، پُر از آسانی ست

می شود بی سر و سامان تو باشم گر چه
هر که را دیدم ، دنبال سر و سامانی ست

“سـرگرانی صفـت نرگـس رعـنا باشـد”
همچنانی که مرا روزیِ سرگردانی ست

خیس اشک ، از غم دنیا بشود چشمانش
هر کسی آرزویـش دیــدن سامـــرّا نیست

اربعین هر که مشرّف به حریمت شد گفت:
“صف زوّار ضریحت چه قَدَر طولانی ست”

فاطمه ، بانیِ رفتن به بهشــت است او را
آنکه اندازه ی خشتی ، حرمت را بانی ست

“سائلِ” رحمـت بی منّت و بی پـایـانت
چشـم در راه تو در آن نفــس پایانی ست

محمّدقاسمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




مسیر شهر مدینه ستاره باران بود و کوچه کوچه ی این راه، ریسه بندان بود مُقَّربان الهی به صف شده بودند
یکشنبه 27 دي 1394 ساعت 13:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مسیر شهر مدینه ستاره باران بود
و کوچه کوچه ی این راه، ریسه بندان بود

مُقَّربان الهی به صف شده بودند
هوای مستی و عاشق شدن نمایان بود

سکوتِ محض، فضا را گرفته بود و سحر
ملک به شکل بشر آمد و غزل خوان بود

چه ازدحام عجیبی، چه راه بندانی
و هرچه قدر بخواهی گدا فراوان بود

حسودِ شهر، لبش را گزیده از حسرت
در انتهای همین کوچه ها پریشان بود

بشارت از در و دیوار کوچه می بارید
ترانه بر لبِ حور و پَری و قِلمان بود

جنون به حَدِ خودش می رسید هر لحظه
بشیر آمده و دست به گریبان بود

فضا فضای تهیَّت، هوا هوای جنون
زمان زمانِ رسیدن، ملک گل افشان بود

نفس به سینه گرفت و، صدا نمی آمد
فقط طنینِ صدا، آیه های قرآن بود

ز رفت و آمد قدّوسیان شنیدم که
حرام بود غم و غصه، عشق ارزان بود

نسیمِ باد صبا می وزید نیمه ی شب
مسیر سبز حضورش به کوی جانان بود

تعارف این لحظات، آمد و نیامد داشت
که مور دور و برِ خانه ی سلیمان بود

از این طرف همه میخانه ها شده آباد
از آن طرف بت و بتخانه هرچه ویران بود

سبد سبد گل یاس از بهشت آوردند
عبورِ خانه ی وحیٍ خدا گلستان بود

پیمبران الهی جلوس می کردند
طبیب می رسد از راه، وقت درمان بود

فرشته از دل عرشِ برین زمین آمد
خبر چه بود، که در بینِ شهر حیران بود؟

خبر رسید که آمد امامِ یازدهم
زمان آمدنش فرش، باغِ رضوان بود

رسید و روشنی آورد با قدم هایش
و عمرِ تیرگیِ محض، رو به پایان بود

به یمن مقدم مولود خانه ی زهرا
امامِ هادی علیه السلام، خندان بود

نگاهِ فاطمه در چهره اش هویدا شد
برای اهل نظر این عقیده آسان بود

کشید پرده به رویش ستاره ی زهره
ز بسکه این پسر فاطمه درخشان بود

کسی رسیده که حاتم گدای او بود و
همیشه سفره ی او پهن و از کریمان بود

کسی رسیده که هر نیمه شب شبیه علی
به فکر سفره ی خالیِ مستمندان بود

کسی که قبل ولادت نبود، آمده بود
خلاصه خانه ی او مجمعِ محبان بود

رضاباقریان

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 




آفتاب این بار از مغرب طلوع کرده ببین از دیار ساوه آمد دختر شاه زمین سوی قم آمد به استقبال او حور
پنجشنبه 09 بهمن 1393 ساعت 12:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

  آفتاب این بار از مغرب طلوع کرده ببین

از دیار ساوه آمد دختر شاه زمین

 

سوی قم آمد به استقبال او حور وملک

موسی خزرج شده خادم به اخت نور دین

 

خوش درخشیدی کریمه،بنت موسای غریب

اختران از نور روی تو خجل،نور مبین

 

ای فدای تو که بابایت فدایت گشته است

قبر تو مثل مزار فاطمه عرش برین

 

فاطمه هم عالمه هم شافعه بر روز حشر

جان زهرا دستهایم را بگیر ای بی قرین

 

آمدی اما دلت سرشار از درد فراق

آمدی جانم به قربانت ولیکن اینچنین

 

هم غم هجر پدر،هم دوری از موسی الرضا

هم غم نامردی ساوه تو را کرده حزین

 

مثل زینب از زمانه بسکه رنجیدی ولی

مثل زینب نه نگشتی بی کس و صحرانشین

 

خوش بحالت مردم قم دوست میدارند ترا

سرپناه و مامنت شد خانه اهل یقین

 

پر زشیعه یوده اطرافت پر از حب علی

با یهودیها نگشتی هم کلام و هم نشین

 

یادم آمد دختری کنج خرابه بی پناه

ازنوک پا تاسرش پر زبنفشه زار کین

 

بسکه نازش کرده باسیلی وباشلاق و نی

دیده هر شب خواب وحشتناک یک مرد لعین

 

فاصله بین هجای هر کلامش مانده است

جان من برگرد با..بابای بشکسته جبین

 

فاطمه در شهر شام و فاطمه در شهر قم

این یکی کنج خرابه، آن یکی والانشین

 

         شاعر:علی اکبر نازک کار

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



جان میدهم فقط وفقط پای سامرا زاده شدم به شوق تمنای سامرا دیگرنیازمندکسی نیستم که من هستم گدای دست
پنجشنبه 09 بهمن 1393 ساعت 12:48 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

جان میدهم فقط وفقط پای سامرا

زاده شدم به شوق تمنای سامرا

دیگرنیازمندکسی نیستم که من

هستم گدای دست توآقای سامرا

حال مرابرای خودت روبه راه کن

حاذق ترین طبیب- مسیحای سامرا

ازلطف بی نهایت توبی مقدمه

پرزد دلم به گنبدزیبای سامرا

حالا شدم برای حریمت کبوتری

ای منتهای عشق خداوند"عسگری"

ای دومین حسن که وجودت خدایی است

صبرتو مرتضایی دلت مجتبایی است

درکنج صحن خلوت توحضرت مسیح

مشغول لحظه های شریف گدایی است

خوش به سعادت دل آن عاشقی شود

که آب وتاب عاشقی اش سامرایی است

وقتی کبوتری به هوای تومیپرد

دیگرکجابه فکرفرار وجدایی است

هرکس که میرسدتوبه او لطف میکنی

فرقی نمیکند طرف اصلأ کجایی است

با این حساب بردراین خانه آمدم

بردور شمع روی تو پروانه آمدم

ای جلوه ی حقیقی هفت آسمان حسن

رفته شعاع نورتو تا لامکان حسن

در زیر چتر سایه ی تو آرمیده ایم

از پرتو جمال تو روشن جهان حسن 

در مدح تو همیشه قلم کم می آورد

قفل است در سرودن تو هر دهان حسن

می خوانمت به طرز زمان های کودکیم

بابای مهربان "امام زمان" حسن

بنیان گذارکرب وبلا روز اربعین

ای بانی زیارت ما شیعیان حسن

شغل همیشگیم در این خانه نوکریست

کار همیشگی شما بنده پرویست

حتی بهشت دربه در آستان توست

تنها نه آسمان که زمین هم از آن توست

قطره اگر کنارتو باشد که قطره نیست

زیرا که تحت مرحمت بی کران توست

از پشت پرده یک دو کلامی سخن بود

گوشم در انتظار شنود بیان توست

بین درندگان به نماز ایستاده ای

این هم نشانه ای ز جلال نهان توست

هرچند به زیارت کعبه نرفته ای

کعبه همیشه گرم طواف نشان توست

روز ولادت توزمان هم عهدی است

بعد تو جانشین بلافصل مهدی است

شاعر:محمد حسن بیات لو

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



مهدی رحیمی درشب میلاد تو دارایی ام؛ گشته اینکه مثل تو زهرایی ام از علی اللاهیان کافر ترم چون خدای خ
پنجشنبه 09 بهمن 1393 ساعت 11:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

درشب میلاد تو دارایی ام؛
گشته اینکه مثل تو زهرایی ام
 
از علی اللاهیان کافر ترم
چون خدای خود علی مولایی ام
 
از گدایی های پیش اهل بیت
افتخارم اینکه سامرّایی ام
 
در گداییِ من و اسم شماست
علتی دارد اگر آقایی ام
 
در حرم دیدم شده خیلی شلوغ
پیش تنهایی تو تنهایی ام
 
قسمتم کن بازهم کاری کنم
دارد از کف می رود کارایی ام
 
بسکه گرم از لحظه ی وصل توام
سرد خواهد شد کنارت چایی ام
 
قسمت عالم دوتا شش گوشه شد
من در این تکرار، پایینْ پایی ام
 
با تمام خویش سویت آمدم
چون فروش عید استثنایی ام
 
سیرتی درشأن درگاهت نشد
چون گرفتم صورت از دارایی ام
***
اخوانیه:
از «لطیفیان» و «سهرابی» پرم
«جانفدایم» «احمد بابایی» ام

 

مهدی رحیمی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



کسی که در این آستان مور شد کمش را خریدند و مشهور شد شبی بین راه سلیمان نشست همان لحظه نورٌ علی نور
چهارشنبه 08 بهمن 1393 ساعت 10:58 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کسی که در این آستان مور شد

کمش را خریدند و مشهور شد

 

شبی بین راه سلیمان نشست

همان لحظه نورٌ علی نور شد

 

دلش را به دست کریمان سپرد

گدای ز گهواره تا گور شد

 

گذر کرد از هر کجا خیر داشت

گذر کرد از هر کجا طور شد

 

سر افکنده آمد که شد سر بلند

فقیر آمد اینجا و مأجور شد

 

و من هم رسیدم درِ خانه ات

به این نیت آقا که هم جور شد

 

مرا یازده بار عاشق کنید

شد اصلا به اجبار عاشق کنید

 

پر و بال ما در هوای شماست

کریم است آن که گدای شماست

 

ندیدم که با درد درمان کنند

طبیب همه مبتلای شماست

 

همیشه سرم آبروی شماست

همیشه سرم خاک پای شماست

 

قیامت نمی ماند اصلا غریب

دل هرکسی آشنای شماست

 

به گلدسته و صحن و گنبد که نیست

بهشت خدا سامرای شماست

 

بیا روی قلبم ضریحی بساز

در این سینه صحن و سرای شماست

 

در اوصاف تو واژه ها گفته اند

چه سرّی است ابن الرضا گفته اند

 

تو اصلا رسیدی قیامت کنی

به هر روز و هر شب کرامت کنی

 

تو اصلا رسیدی که تاریخ را

از آقایی ات غرق حیرت کنی

 

درَت باب حاجات عالم شود

بخواهند از تو اجابت کنی

 

مرا منصب کارداری دهی

دل عاشقت را سفارت کنی

 

زمانش رسیده که مثل قدیم

زمین خورده ها را شفاعت کنی

 

چرا سامرای من امضا نشد ؟

نمیخواهی امروز قسمت کنی ؟

 

اگر رزق و روزی من میرسد

به یمن امام حسن میرسد

 

گداییم آقا گدای درت

فدای تو و نقش انگشترت

 

گره های ما یک به یک باز شد

توسل که کردیم بر مادرت

 

چه حاجت به حج و به حاجی شدن

که کعبه است گرم طواف سرت

 

بدون شک علامه ی دهر شد

نشست آنکه یک لحظه در محضرت

 

عبای خودت را سر ما بکش

که باشیم آقا زیر پرَت

 

بمیرم نبینم که خلوت شده

در این پادگان باز دور و برت

 

به یک گوشه چشمت مرا پاک کن

حسن جان مرا کربلا خاک کن

 

زمینیم و تا آسمان میرویم

ز لطف تو تا آسمان میرویم

 

گدای قدیمی این خانه ایم

سر سفره ی لطف تان میرویم

 

غرض دیدن روی یار است و بس

نه اینکه پِی آب و نان میرویم

 

سه شنبه سه شنبه گدا میشویم

به اذن شما جمکران میرویم

 

حسینیه برپاست در قلب ما

در این آستان روضه خوان میرویم

 

به یاد تنی که به گودال رفت

شکسته دل و نیمه جان میرویم

 

سرِ جدتان ذبح شد از قفا

امان از سر رفته بر نیزه ها

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در زیارت عاشورا 07/11/93

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امشب شب میلاد آن نور خدایی است کار تمامی جهان امشب گدایی است حالا اگر بیگانه هم هستی بیا تو این خان
چهارشنبه 08 بهمن 1393 ساعت 10:56 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب شب میلاد آن نور خدایی است

کار تمامی جهان امشب گدایی است

حالا اگر بیگانه هم هستی بیا تو

این خانه از اول سرای آشنایی است

در امتحان عاشقی دلها محک خورد

این آزمون امشب شده بر پا!...نهایی است

می خوانم از روی شعف آیه به آیه

مولود قرآنی ما چون هل اتی یی است

حتی اگر از زائران مشهدم من

اما دلم حال و هوایش سامرایی است

 

حسن خدا حصن حصین آمد به دنیا

ابن الرضای سومین آمد به دنیا

 

 

باید گل افشانی کنیم امشب جهان را

باید وداعش کرد این فصل خزان را

در عمق چشمهای نرگس وار مستش

باید ببینی از کران تا بی کران را

توفیق اگر شد شاملت در صف بیا تا

نوبت اگر شد هدیه گردانیم جان را

شکرانه چند رکعتی با مهر تربت!...

باید جلو انداخت یک ذره اذان را

حالا اگر اشکی سرازیر است یکسر

باید بدانیم قدر این آب روان را

 

آن مه لقای مه جبین آمد به دنیا

ابن الرضای سومین آمد به دنیا

 

 

زیبا نسیمی در فضای دل وزیده است

از آسمانها تا زمین نوری رسیده است

دیگر چرا از گفتنش باید حذر کرد؟

حالا که لحظه لحظه ی خوب سپیده است!...

در آینه عکس امام مجتبی بود

چونکه خدا از نو حسن را آفریده است

این چشمهای من نفس دیگر ندارند

دل در میان سینه از بس هی تپیده است

دیوانه ام دیوانه ام دیوانه ی او

کار جنون من عجب بالا کشیده است

 

نور سماوات و زمین آمد به دنیا

ابن الرضای سومین آمد به دنیا

 

 

رفته به رفته وقت ما دیگر تمام است

اما شروع لحظه های این امام است

مستم وَ هوشیاری نمی دانم وَ اکنون

جز باده هر چیزی به من امشب حرام است

الحمدلله آن پرستویی شدم من

که تا ابد ماوای او بر روی بام است

وقتی که محو لیل گیسویش شدم من

دیگر سحر حتی برایم عین شام است

حرز امام عسگری روی لبم هست

حرزی که بر روی لبم دائم،مدام است

 

نور الیقین حق الیقین آمد به دنیا

ابن الرضای سومین آمد به دنیا

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-مدح بارها بار با دو چشم دلم، دیده ام رسم دلبری تان را در نمازم شنیده ام گه گاه، ذکر الله اکبری تان را من یتیم ندیدنت هستم، ا
شنبه 19 بهمن 1392 ساعت 8:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-مدح

 

بارها بار با دو چشم دلم، دیده ام رسم دلبری تان را

در نمازم شنیده ام گه گاه، ذکر الله اکبری تان را

من یتیم ندیدنت هستم، ای زحل! دست من به دامانت

می شود ماه! سامرا بدهی، نسیه یا نقد مشتری تان را؟

درد عشقی کشیده ام آقا! از خودم هم بریده ام آقا!

دانه دانه چشیده ام آقا! طعم انگور عسکری تان را

گرچه در کنج قلعه محصورید، گرچه از شیعیان خود دورید

بادها در بغل به عاشق ها، می رسانند رهبری تان را

گرچه زندانتان شکنجه نداشت، غیر درد و به غیر رنجه نداشت

در و دیوار قلعه می دیدند، رنج موسی بن جعفری تان را

در کنار زلال منبرتان، دوش بر دوش "احمدِ اسحاق"

عاقبت شعرواره ام آموخت، شیوه ی ذرّه پروری تان را

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-ولادت لشکر شادی گرفت ملک جهان را کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خ
شنبه 19 بهمن 1392 ساعت 8:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

لشکر شادی گرفت ملک جهان را

کرد مسخّر همه کون و مکان را

برد به یک حمله دل پیر و جوان را

داد به جسم وجود روح و روان را

خیز و بپایش فدا کن سرو جان را

داری اگر کن نثار خوب‌تر از جان

وجد و سرور و شعف گشته عبادت

مهر فلک داده با خنده شهادت

آمده بر شیعیان دور سیادت

دور سیادت مگو صبح سعادت

صبح سعادت مگو روز ولادت

ولادت حجّت قادر منان

یازدهم اختر برج ولایت

ماه محمد جمال شمس هدایت

ابر کرم فلک جود بحر عنایت

قصّة فضل ورا نیست نهایت

کار نمی‌آید از شعر و حکایت

لال در اینجا بود منطق انسان

عروس زهرا حُدیث قرص قمر زاد

هشتم ماه ربیع پاک پسر زاد

بهر امام دهم نور بصر زاد

از شجر احمدی طرفه ثمر زاد

بلکه برای همه خلق پدر زاد

خلق به خاک درش در خط فرمان

او که به صلبش بود مصلح عالم

او که به خاکش بود چهرۀ آدم

او که ثنایش کنند آدم و خاتم

او که مدیحش بود ذکر دمادم

جنّت بی جلوه‌اش خانۀ ماتم

دوزخ در سایه‌اش روضۀ رضوان

اهل ولا سرخوش از ساغر اویند

خلق خدا جمله در محضر اویند

جن و ملک سر به سر عسگر اویند

پیر و جوان چون گدا بر در اویند

خیل نبیّین ثنا گستر اویند

بلکه خدا وصف او گفته به قرآن

از افق حسن غیب ماه برآمد

مهر جمالات حق جلوه گر آمد

یا رخ پیغمبر از پرده درآمد

یا که علی را مبارک پسر آمد

یا پدر حجت منتظر آمد

حُسن حَسن در حسن گشته نمایان

او که سراپا بود روح مجرّد

او که به مهرش کم است خلد مخلّد

او که ز قهرش دمی است نار مؤبّد

او که سلامش دهد خالق سرمد

او که ثنایش سرود شخص محمدi

من به چه مضمون کنم مدحتش عنوان

این حَسنی حُسن حّی متعال است

این گل نورسته احمد و آل است

یازدهم قبلة اهل کمال است

هم بخدا مظهر حُسن و جمال است

هم به نبی وارث قدر و جلال است

جلوۀ خوبان زوی گشته فروزان

ای پدر و مادرم هر دو فدایت

ای به لب اهل ذکر مدح و ثنایت

قبلة دل های پاک صحن و سرایت

باغ جنان عاشق روی گدایت

مستی اهل دل از جام ولایت

تا که شود بر سر کوی تو قربان

گرچه تنت کرده در سامره منزل

لیک بود چون خدای جای تو در دل

عصیان با عفو تو است طاعت کامل

طاعت بی مهر تو است کوشش باطل

گردد بر مور اگر لطف تو شامل

گیرد از اقتدار جاه سلیمان

هم تو به جسم وجود روح روانی

هم پسر رهبر کشور جانی

هم پدر مصلح کلۀ جهانی

هم به جمال خدا نور عیانی

هم به دل اهل دل راز نهانی

هم شده بر درد جان نام تو درمان

روی تو ز آغاز بود شمع مرادم

دوستی‌ات از نخست مانده بیادم

گر بپذیری مرا دل به تو دادم

هست همین هستی روز معادم

شعلۀ عشقت کشد سر ز نهادم

جان و تنم را در این شعله بسوزان

گرچه بود طلعتت از همه مستور

دیدۀ دل را دهد یاد رخت نور

وای بر آن دیده‌ای کز تو بود کور

آه به حال دلی کز تو شود دور

بارگهت را بود بارقۀ طور

نقش زمینش هزار موسی عمران

جز به سر کوی تو راه نپویم

جز به لب جوی تو نامه نشویم

دیده به هر سو نهم روی تو جویم

دست به هر گل برم عطر تو بویم

"میثمم" و غیر مدح از تو نگویم

تا به سر دار عشق بگذرم از جان

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



زمین چشم تماشا شد امام عسگری آمد
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 13:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

زمین چشم تماشا شد امام عسگری آمد

بهشت آرزوها شد امام عسگری آمد

هوای سامره گلپوش از عطر نفس هایش

گل ایمان شکوفا شد امام عسگری آمد

سروش هاتف غیبی بشارت داد "هادی" را

گره از کار دل وا شد امام عسگری آمد

حسن خویش حسن رویش حسن بویش حسن مویش

تمام حسن پیدا شد امام عسگری آمد

چنان پیچید در صبح ازل گلبوی لبخندش

که عقل از شوق،  شیدا شد امام عسگری آمد

صفا دارد سرور اهل دل در عالم معنا

بساط سور بر پا شد امام عسگری آمد

تجلی کرد در برق نگاهش هیبت حیدر

طلوع مهر زهرا شد امام عسگری آمد

صدای پای او در کوچه باغ زندگی پیچید

حضورش عالم آرا شد امام عسگری آمد

زمان، امشب "کمیل" از شوق سر از پای نشناسد

که - خلقت - باز معنا شد امام عسگری آمد

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت ای قبله حرم، حرمِ سامرای تو بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 13:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت

 

ای قبله حرم، حرمِ سامرای تو

بیت الولای دل حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو

روح ملک کبوتر صحن و سرای تو

آیینۀ جمال خداوند سرمدی

فرزند پاک چار علی، سه محمدی

رضوان بدان جلال و شرف سائل درت

خورشید سجده برده به صحن مطهرت

روح رضاست در نفس روح پرورت

نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت

میراث زهد و نور هدایت ز هادیت

علم امام هشتم و جود جوادیت

معصوم سیزده ولی الله ذوالمنن

ابن الرضای سومی و دومین حسن

گل ریزد از بهشت به خاکت چمن چمن

شرمنده در ثنای تو از کوچکی سخن

دُر کلام و لعل لب گوهری کجا

وصف ابا محمدنِ العسگری کجا

انوار ده امام درخشد ز روی تو

یادآور رسول خدا خُلق و خوی تو

زیباترین دعای ملک گفتگوی تو

مسجود جنّ و انس بُود خاک کوی تو

بحری که در صدف، دُر جان پَروَرد تویی

در دامنش امام زمان پرورد تویی

ویرانۀ مزار تو مسجود آسمان

قبر تو کعبۀ دل و صحنت مطاف جان

زوّار هر شب حرمت صاحب الزمان

کوری چشم دشمنت ای قبلۀ جهان

تنها نه سامره، همه عالم دیار توست

هر جا رویم در بغل ما مزار توست

قبر مطهر تو اگر چه خراب شد

یا بر حریم تو ستم بی حساب شد

و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد

هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد

هر روز قبۀ تو فروزنده تر شود

جاه و جلال و مرتبه ات زنده تر شود

ای نُه سپهر فرش رفیع عبادتت

ای لطف و جود و مرحمت و بذل، عادتت

اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت

یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت

ای زخم دل هماره فزون از ستاره ات

از ما سلام بر جگر پاره پاره ات

با آن که در محاصره بودی تو سال ها

دیدی ز دشمنان، غم و رنج و ملال ها

کردند با تو از ره طغیان جدال ها

دادی به شیعه عزت و قدر و جلال ها

نور ولایتت ز دل حبس ای شگِفت

چون آفتاب یک سره آفاق را گرفت

داغت به قلب شیعه شراری عظیم شد

خون بر دلت ز کینۀ اهل جحیم شد

روح تو در بهشت الهی مقیم شد

با رفتن تو حضرت مهدی یتیم شد

یا بن الحسن از این همه بیداد، الامان

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان

ای عدل تو زوال ستم گستری بیا

نادیده کرده بر همه روشنگری بیا

ای آخرین دُر صدف کوثری بیا

ای نور دیدۀ حسن عسگری  بیا

تا کی فراق روی تو آتش به جان زند

تا کی به شیعه خصم تو زخم زبان زند

ای خوانده جنّ و انس و ملک پیر و مقتدات

تو جان جان عالمی و جان ما فدات

خُلق علی و خلق نبی جلوۀ خدات

میثم به این دو مصرع نیکو دهد ندات

یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن

عالم ز دست رفت تو پا در رکاب کن

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-ولادت مهربانا مهربانی كرده ای خشت و گل را آسمانی كرده ای حكمت از دل دُرفشانی می كند با قلم قلبم تبانی می كند چشم صحرا را م
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 13:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

مهربانا  مهربانی كرده ای

خشت و گل را آسمانی كرده ای

حكمت از دل دُرفشانی می كند

با قلم قلبم تبانی می كند

چشم صحرا را مزیّن كرده ای

نور زهرا را مُبیَّن كرده ای

نُه فلك مجذوب یك دلدار ماند

هفت اقلیم از هبوط یار ماند

آن زمانی كه نه گِل نه آب بود

با تو نَه خورشید نَه مهتاب بود

دستِ ذاتت هستِ مسطور آفرید

از صفاتت چارده نور آفرید

چار و دَه مبهوت یكدیگر شدند

عَلَّم الاَسماء را از بَر شدند

نور واحد چارده تقسیم شد

سال و ماه و هفته ها ترسیم شد

چون نظر كردند بر حالات خویش

ذات را دیدند در مرآت خویش

تا مهّی ، هفته ، از اِعراب یافت

قصّة سبع مثانی باب یافت

تا دل افتد روز و شب در دامشان

ثبت شد ساعات هم بر نامشان

بوی گلهای معطّر می وزد

شنبه ها عطر محمد می رسد

یاس و سُنبل هدیة یكشنبه هاست

عطر زهرا و علی در جان ماست

گُل كند در هر دوشنبه نور عین

گاه  از نور حسن گاهی حسین

هر سه شنبه می وزد عطر سه گل

سین و یاء و صاد اندر هر سُبُل

چهار شنبه موسوی گردد فضا

از رضا و باب و دو ابن الرضا

می شود لب تر ز جام عسگری

هر شب جمعه به نام عسگری

ذكر آب و ذكر باد و ذكر خاك

یا امام عسگری روحی فداك

دوستان محتاج لبخند تو اَند

جمع موجودات در بند تو اَند

ای زمان از بس ترا  دارایی است

در زمین هنگام حُسن آرایی است

باید این احساس را اذعان كنم

آنچه استاد ازل گفت آن كنم

باید از ساقی دلها دم زنم

تا در این میخانه در محكم زنم

آمد آن پشت و پناه شیعیان

شد جمال وجه رحمانی عیان

او بود خورشید كز نو سر زده

یا حسن در وجه اَحسَن آمده

بسكه او مجذوب در توحید شد

ذره هم در پرتوش خورشید شد

آمد آن محنت كش شادی فروش

تا كشد بار ولایت را به دوش

گرچه گردد ساكن تبعیدگاه

می گشاید تا خدا بر شیعه راه

راز دار صُلب منصور است او

معنی نورٌ علی نور است او

شیوه اش هنجار های معنوی است

سیره اش طرح قیام مهدوی است

هرچه گویم از سجایایش كم است

كن توسل حبل عشقش محكم است

تا گدای سامرایش می شویم

بی گمان حاجت روایش می شویم

سامرا گفتم دلم آمد به شور

جشن میلاد است یا شورِ نشور

شیعه احساس غریبی می كند

ذكر ادرك یا حبیبی می كند

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-مدح عقل مجنون شود از این همه لیلایی تو من و از دور تماشای تماشایی تو از قدم های تو روشن شده این قلب سیاه نیست حتا خود خورشی
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 13:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-مدح

 

عقل مجنون شود از این همه لیلایی تو

من و از دور تماشای تماشایی تو

از قدم های تو روشن شده این قلب سیاه

نیست حتا خود خورشید به زهرایی تو

دومین آینه ی حسن خدای حسنی

وقت پیدا شدنت کیست به زیبایی تو؟

باید از دین خود اعراض کند آن کس که

مست وحدت نشد از باده ی یکتایی تو

نور مطلق تویی و نیست کنارت نوری

جز خدا کیست در این پهنه به تنهایی تو

سامرا قبله ی اصحاب گدایی شده است

خوب پیداست در این معرکه آقایی تو

در حریم تو عجب نیست نباشد مرگی

مرگ هم زنده شده از دم عیسایی تو

 

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط ببین که نسخه ی م
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 12:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط


نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط

دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم

نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط

ببین که نسخه ی من را طبیب این گونه

نوشته:سامره و خاک و تربت تو فقط

کریم آل عبا هم قبول خواهد کرد

اگر نوشته شود که : کرامت تو فقط!

اگر که قسمت من حج شود,همین عشق است

طواف کعبه کنم با نیابت تو فقط

اگر چه که حرمت چون بقیع خاکی شد

ولی همیشه بگویم: زیارت تو فقط!

مقابل همه ی دشمنانتان امشب

سکوت می کنم آقا به حرمت تو فقط...

یاسین قاسمی

 

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



گلشن توحيد آباد امام عسکري است دل بهشت نور با ياد امام عسکري است جنت موعود ميعاد امام عسکري است مژده ياران عيد ميلاد امام عسکري است کيست اين م
چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 6:13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گلشن توحيد آباد امام عسکري است
دل بهشت نور با ياد امام عسکري است
جنت موعود ميعاد امام عسکري است
مژده ياران عيد ميلاد امام عسکري است
کيست اين مولود فرزند علي مرتضاست
قره العين علي بن جواد بن الرضاست

درّ ده دريا و بحر يک دُرِ ناب خدا
نجل هادي آفتاب حسن مصباح الهدي
رهروان را رهنما و رهبران را مقتدا
سرّ بعد از انتها و نور قبل از ابتدا
هم زکي هم عسکري هم نام نيکويش حسن
رخ حسن خُلقش حسن خَلقش حسن

ماه ده برج شرف خورشيد حُسن پنج تن
عسکرش جن و ملايک خود ولي ذوالمنن
مهر او شيرين تر است از جان شيرين در بدن
نام نيکويش حسن چشم و چراغ بوالحسن
صد بهشت لاله ي توحيد در لبخند اوست
عالمي در انتظار مقدم فرزند اوست

گر چه عمري در ميان دشمنان تبعيد بود
دوستان را رهنما در عالم توحيد بود
در درون ابرهاي تيرگي خورشيد بود
شيعه را در موج ظلمت پرتو اميد بود
با وجود آن بهين نجل بتول طاهره
کعبه ي امّيد خلق عالمي شد سامره

نقش وجه ا.. اعظم حُسن بي مانند او
مي درخشد يک محمد نور در لبخند او
گردن تسليم خلقت تا ابد در بند او
حجه بن العسکري گويد منم فرزند او
با وجود آن همه تبعيد و دوران کمش
ريزه خوار سفره ي فضل و شرف شد عالمش

اي فروزان ماه عالم در حجاب سامره
گشته بر دور مزارت آفتاب سامره
بوتراب بوترابي در تراب سامره
بر رحمت گشته از فيضت سحاب سامره
اختران آسمان در ظلّ ديوار توأند
آسماني ها زمين بوسان زوّار توأند

سامره يک آسمان توحيد دارد در بغل
سامره يک کعبه ي اميد دارد در بغل
سامره دو ماه و دو خورشيد دارد در بغل
سامره ماهي که نتوان ديد دارد در بغل
روز و شب دائم سلام خلق و حيّ داورت
بر تو و باب تو و برعمه و بر همسرت

باب تو همچون تو وجه ا... ذوالمن پرورد
عمه ات در وادي جان طور ايمن پرورد
مکتب مهر و وفا در قلب دشمن پرورد
نرگست ريحانه چون مهدي به دامن پرورد
فرشيان در عرش مي گردند گرد حائرت
روح مي گيرند از فيض دعاي زائرت

اي قرار دل که دل شد بي قرارت يا حسن
جان خوبان جهان يکسر نثارت يا حسن
ماه نرگس بوسه گيرد از مزارت يا حسن
روح، مرغ کوچکي در شاخسارت يا حسن
ده ولي ا... اعظم را سرور سينه اي
يک جمال و چارده خورشيد را آيينه اي

تا گشودي لب، بهار معرفت آغاز شد
مرغ جان بر شاخسار علم در پرواز شد
رهروان علم را پيوسته کشف راز شد
سرّ کفر افشا شد و مشت نصارا باز شد
اي فداي دانش و فضل و کمال و علم تو
مي طراود خُلق و خوي مصطفي از حلم تو

خاک راه زائرت از مشک و عنبر بهتر است
ريگ صحرايت ز لعل و درّ و گوهر بهتر است
مهر تو از کل نعمت هاي داور بهتر است
مدح تو از جان شيرينم به پيکر بهتر است
هر که بودم هر که هستم يا امام عسکري
خويشتن را بر تو بستم يا امام عسکري

گر چه خارم سر بر آوردم ز بستان شما
با عنايات شما گشتم ثناخوان شما
رنگ و بو بگرفتم از باغ و گلستان شما
اين من و دست تهي اين لطف و احسان شما
تا ثنا خوان شمايم سرفراز عالمم
دست بوس ميثم دار ولايت، «ميثمم


پايگاه رضيع الحسين(عليه السلام)»

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



دنیای با حضور تو زیباست واقعا قطره کنار چشم تو دریاست واقعا شاعر به عشق روی شما خط خطی کند! اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا در بین واژه های
چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 6:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
دنیای با حضور تو زیباست واقعا

قطره کنار چشم تو دریاست واقعا

شاعر به عشق روی شما خط خطی کند!

اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا

در بین واژه های سرودم نزول کن 

دفتر بدون نام تو تنهاست واقعا

ای نازنین به یمن قدوم مبارکت

امشب قشنگترین شب یلداست واقعا

تو آمدی ملائکه انگشت بر دهان ...

آری جمال ناز تو زیباست واقعا

تو آمدی حقیقت افسانه ها شوی

مجنون چشم های تو لیلاست واقعا

تو آمدی که عزت و شوکت بیاوری

آری گدای کوی تو آقاست واقعا


خوش آمدی جان جهان و جهان جان

خوش آمدی حضرت آقای مهربان


شور میان هر غزل شاعرانه تو

زیباترین تغزل در هر ترانه تو

هستی بدون مهر ومحبت که مرده است

عشق بدون چون و چرای زمانه تو

اغراق نیست از همه عالم سرآمدی

یکتا شبیه ذات احد جاودانه تو

شایسته ی مقام شریف ولایتی

ای جانشین خوب خدای یگانه تو

مملو از خدا شده است ، شک نمیکنم

- قائم مقام حضرت حق- کاویانِ تو

دیوانه ی مرام شما تا همیشه من

ارباب بامروت من در زمانه تو


بر مهر وماه وشمس وفلک طعنه میزنی

آقای عالمی و ابالمهدی منی



من خاکسار کوی تو ، عبد خدایی ام

بچه محله ی توأم و سامرایی ام

من با نگاه مادرتان محضر شما

مشغول کارو کسب شریف گدایی ام

تو انتهای جاده ی جود وکرامتی

من - سائل نگاه توأم- ابتدایی ام

وقتی تو دومین حسن خانواده ای

آری منم به عشق شما مجتبایی ام!

فرقی نمی کند بخدا نور واحدید...

شش گوشه ی تو بوسه زدم کربلایی ام!


گوشه نشین هرشب بزم غمت منم

لطمه زن مصیبت هر عمه ات منم


آقا شما بگو غم غربت چگونه است

زندانی واسیر واسارت چگونه است

آقا بگو که در غل و زنجیر اهل زور

همراه سوز و درد و حرارت چگونه است

آقا شما بگو بد و بیراه و افترا...

آقا شما بگو که جسارت چگونه است

یک تکه نان خشک وکمی هم کپک زده... !

آقا بگو که طعم حقارت چگونه است

آقا بگو که شیوه ی مردانگی نبود

آقا بگو نهایت غارت چگونه است

با گوشواره و دو سه معجر نمیشود

آقا بگو اساس تجارت چگونه است


آقا بگو که دشت بلا دشت فتنه شد

حتی سر سه ساله ی زینب برهنه شد


شاعر : علیرضا خاکساری
موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند خاک درت شدند وهوادارتان شدند زیباترین اهالی دنیای عشق هم یوس
یکشنبه 04 فروردين 1392 ساعت 6:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند

خاک درت شدند وهوادارتان شدند

زیباترین اهالی دنیای عشق هم

یوسف شدند وگرمی بازارتان شدند

لطف شماست اینکه تمامی انبیا

بالاتفاق ساِِئل دربارتان شدند

انها که پای منت چشم کریمتان

بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند

این بالهایی که زیر بت عشق سوختند

خاک تبرک در و دیوارتان شدند

نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت

یا آنکه حاجت از حرم دیگری گرفت



ای جلوه خدایی بی انتها حسن

خورشید روشن سحر سامرا حسن

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است

نور خدا مکمل توحید ما حسن

امشب عروج زخمی بال مرا ببر

تا سامرا مدینه نجف کربلا حسن

در بین خانواده زهرای مرضیه

باید شوند تمام علی زاده ها حسن

زنجیره محبت زهراست دین من

با یک حسین و چار علی و دوتا حسن

سوگند میخوریم خدا لشگری نداشت

روی زمین اگر حسن عسگری نداشت



آنکه مرا فقیر حرم میکند تویی

یک التماس پشت درم میکند تویی

آنکه در این زمانه بی اعتبارها

با یک سلام معتبرم میکند تویی

آنکه برای پر زدن سامرایی ام

هرشب دعای پرم میکند تویی

آنکه مرا برای خانه خودش

با یک نگاه دربه درم میکند تویی

شکرخدا گدای امام حسن شدم

خاکی ترین کبوتر باغ حسن شدم



امشب دعا کنید ظهوری کند مرا

یا اینکه میهمان حضوری کند مرا

امشب دعا کنید بیاید نگار ما

آیات روشنایی شبهای تار ما

امشب دعا کنید بیاید در این خزان

فصل گلاب فاطمه فصل بهار ما

امشب دعا کنید بیاید گل خدا

تا اینکه این بهار بیاید به کار ما

امشب دعا کنید بیاید ز راه دور

مرکب سوار آن علی تک سوار ما

آنکه اگر نبود دلم فاطمی نبود

حتی نبود سجده سجاده یار ما

زهرا هنوز دست به پهلو کند دعا

زهرا کند دعا که بیایی کنار ما




يا زهرا (س) دوباره عشق سمت آسمان انداخت راهم را نگاهی باز می گیرد سرِ راهِ نگاهم را کدا
شنبه 03 فروردين 1392 ساعت 10:52 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

يا زهرا (س)
دوباره عشق سمت آسمان انداخت راهم را
نگاهی باز می گیرد سرِ راهِ نگاهم را
کدام آغوش بین خویش جا داده است ماهم را
که برگردانده امشب سوی دیگر قبلهگاهم را
من امشب حاجی این قبله این قبله نما هستم
من امشب بنده مولایِ سُرِّ من رَئا هستم
***
درون سینه ام انگار شور دیگری دارم
به لطف ساقی امشب در سبویم کوثری دارم
به دستی زلف یار و دست دیگر ساغری دارم
شرابی ناب از انگورهای عسكری دارم
من امشب عشق را تکرار در تکرار میخوانم
حسن(ع)جانم حسن جانم حسن جانم حسن جانم
***
وزیده از پگاهِ شهر پیغمبر(ص) نسیمی که
رسیده سالهایی قبل همراه شمیمی که
تمام شهر را پُر کرد آن فیضِ عظیمی که
خبر داده است باز از جلوهي دست کریمی که
همان خُلق و همان خو در جمالش منجلی باشد
که مثلِ آن حسن(ع) آرامِ جانِ این علی(ع) باشد
***
نگاهت چون مسیحاییست که بر مرده ها جان است
که گاهی لرزه بر اندام مأمورانِ زندان است
و یا ابریست که در آسمان هم حکمِ باران است
بگو این چشم انسان است یا از آنِ یزدان است
تو هم جسمی و هم جانی، تو هم ابری و بارانی
صِفاتت گفت یزدانی، خدایی یا که انسانی؟


رکاب سامرا را گنبد زرد تو مروارید
حریمت کعبه آمال، قبرت قبلهي امید
گدایان! هرکجا هستید، امشب هرچه می خواهید
دخیل عشق بندید از همان جا بر درِ خورشید
اگر که سائل شهر مدینه مجتبی(ع) دارد
کسی چون عسكری(ع) را هم گدای سامرا دارد
***
میایی و برای مهدی ات(عج) دلداده میسازی
هزاران عاشقِ در دامِ عشق افتاده میسازي
از اشک دیدهي چشم انتظاران جاده میسازی
برای امرِ غیبت شیعه را آماده میسازی
میان پرده، اسرارِ خدا را بی صدا گفتی
برای شیعیانت افضل الاعمال را گفتی
***
تو آن معنای پروازی که بی تو هیچ بالی نیست
زلال جاری باران لطفت را زوالی نیست
به جز درد فراقِ مهدی ات(عج) آقا ملالی نیست
یقیناً جاي فرزندِ تو در اين بزم خالی نیست
دعا کن تا که من هم جمکرانی باشم آقا جان
دعا کن تا ابد صاحب زمانی(عج) باشم آقاجان
***
اجازه می دهی امشب تو را ابن الرضا(ع) گویم
صفای مرقدِ شش گوشه ات را کربلا گویم
غریب سامرا، از غربت یک آشنا گویم
برایت قصهی یک مادر و یک کوچه را گویم
از آن ابری كه زیر ظلمتش پوشاند ماهش را
از آن مادر که بينِ کوچه ها گم کرد راهش را
محمّد بياباني

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



عالم ز قدوم تو چه زیبا گشته خاک ره ِ تو تمام دنیا گشته هر کس که به پای تو غلامی کرده...
جمعه 02 فروردين 1392 ساعت 15:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 اسماعيل شبرنگ 

عالم ز قدوم تو چه زیبا گشته

خاک ره ِ تو تمام دنیا گشته



هر کس که به پای تو غلامی کرده...

در اصل همان بوده که آقا گشته



با یک نظرت، أبا محمّد ، امشب

دل، مسافر عالَم بالا گشته



دلباختگان کوی تو بسیارند

مجنون تو صد هزار لیلا گشته



ما مفتخریم به این سخن آقاجان

با نام شما زبان ما، وا گشته



ای کاش که من شوم فدات ای آقا

خواهم برسم به سامرات، ای آقا


موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



ٞ ٚٓ شعر مدح امام حسن عسکری (ع) _ جواد پرچمی پرِ شکسته به بالا نمیرسد هرگز تلاش میکند امّا نمیرسد
شنبه 05 اسفند 1391 ساعت 9:16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

پرِ شکسته به بالا نمیرسد هرگز

تلاش میکند امّا نمیرسد هرگز

کبوتری که هوایی نشد در این وادی

به آسمان تمنا نمیرسد هرگز

اگر اجازه نیاید که تا ابد مجنون

به سوی خانه لیلا نمیرسد هرگز

چنان مقام به عشاق میدهد الله

به فکر مردم دنیا نمیرسد هرگز

مقام سلطنت و پادشاهی عالم

به پای رعیتی ما نمیرسد هرگز

و بی ولای تو و خانواده ات آقا

کسی به عالم معنا نمیرسد هرگز

بدون گوشه چشم تو شبعه در محشر

به خاکبوسی زهرا نمیرسد هرگز

مسیح آل محمد ، مسیح زهرایی

به گَرد پای تو عیسی نمیرسد هرگز

پرم به شوق هوای تو وا شده آقا

کبوتر تو به سویت رها شده آقا

زمان مستی ما انتها ندارد که

مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

بهشت من تویی آقا بهشت را چه کنم ؟

بهشت بی گل رویت صفا ندارد که

نمیدهم به بهشت خدا حریم تُرا

بهشت قد حریم تو جا ندارد که

فدای بنده نوازی و مهربانی تو

سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

کجاست حاتم طاعی ببیند اینجا را

کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

سرای توست پذیرای آرزومندان

کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

میان این همه القاب نیک هیچ اسمی

صفای کُنیه ی ابن الرضا ندارد که

تویی که آینه ی حی ذوالمنن خواندند

عزیز قلب رضایی تُرا حسن خواندند

 امام عسکری ، آقا ، امیر ، مولانا

دو دست خالی مارا بگیر مولانا

گدای نیمه شب بین این گُذر هستم

بیا و توشه بده بر فقیر مولانا

نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن

منم به دام نگاهت اسیر مولانا

به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن

دعا نما که شوم سر به زیر مولانا

بگو به ما : وسط برکه السباع چه شد

که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

بصیرتی بده آقا که راه کج نرویم

تویی تو آینه یا بصیر مولانا

به کوری همه دشمنان ، خدای کریم

نوشته نام تو را از غدیر مولانا

تویی که چشمه ناب معارفی آقا

کمال سیر و سلوک هر عارفی آقا

هر آنچه ناز فروشی تو مشتری هستم 

میان صحن تو دنبال نوکری هستم

دعای بال قنوتم که مستجاب شدم

که تحت رایت عشقم ، پیمبری هستم

هزار مرتبه مدیون ربنای توام

اگر که شیعه ی مجنون حیدری هستم

چه منتی به سر من نهاده دست شما

که تابع سخن ناب رهبری هستم

به انقلاب خمینی همیشه محتاجم

به یاد خون شهیدان کوثری هستم

شباهتی است میان دلِ من و دلِ تو

شباهتی که مثل تو مادری هستم

به روز حشر کِشم نعره های مستانه

که من غلام غلامان عسکری هستم

مجیر آل رسولی مدد اباالمهدی

فروغ چشم بتولی مدد اباالمهدی

بیا دوباره کَرَم کن به این گدای خودت

پَرَم بده گُل زهرا تو در هوای خودت

خدا کند که شبی هم مِس وجود مرا

طلا کنی تو به اعجاز کیمیای خودت

نشسته ام بنویسی مرا مسلمانت

که آشنا کنی ام باز با خدای خودت

خدا کند بگذاری تو دستهای مرا

به دستهای گُلِ غایب از سرای خودت

چه میشود که زمان ظهور فرزندت

فدایی ام بکنی پای بچه های خودت

تمام حاجتم این است یوسف هادی

مرا خودت برسانی به سامرای خودت

گدای سامره هستم دو دست من خالی است

گدایی سر کوی شما عجب حالی است

عطش میان حرم رود نیل می گردد

سِشک دیده ی ما سلسبیل می گردد

کسی که زائر قبر غریبتان باشد

میان آتش غمها خلیل می گردد

ندارد هیچ تعجب که در کنار شما

کبوتر حرمت جبرئیل می گردد

به حج نرفته ای اما طواف درگاهت

هزار حج خدا بی بدیل می گردد

به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت

دل شکسته زائر دخیل می گردد

دوباره پای برهنه به جاده می آییم

به سوی صحن و سرایت پیاده می آییم

چقدر پای برهنه ، چقدر دیده ی تر

دویده بین بیابان ، دویده بین گُذر

چقدر پای برهنه ز خانواده ی تو

چقدر پای ورم کرده با دلی مضطر

چقدر پای برهنه علی زمین افتاد

چقدر خورده زمین همره علی ، مادر

چقدر پای برهنه علی خجالت داشت

نه از مدینه ، خجالت کشید از همسر

غم مدینه فزون شد ، به کربلا آمد

چقدر پای برهنه دوید یک دختر

رسید و دید برادر تنش برهنه شده

رسید و دید دگر پشت و رو شده پیکر

میان طور چرا چکمه پوش آمده است

چرا هنوز لگد می خورد تنِ بی سر

پدر که رفت به جای تمام خواهرها

به روی خار مغیلان دوید یک دختر

اگر چه پای برهنه هزار غم دارد

ولی امان ز موی دختران بی معجر

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-ولادت آسمان در طلوع یک خورشید می کند روزهای خود تمدید این چه نوریست در افق پید
سه شنبه 01 اسفند 1391 ساعت 11:42 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

آسمان در طلوع یک خورشید

می کند روزهای خود تمدید

این چه نوریست در افق پیدا

این چه نوریست نور عشق و امید

در سحر جلوه اش که می گوید

نور او فاطمیست بی تردید

در میان سکوت سرد حجاز

گوش دل یک صدای ناز شنید

خبری آمد از سرادق عرش

گل بریزید فاطمه خندید

پدرش دور خانه می گردد

بر لبش ان یکاد یا توحید

چشم در چشم کودکش دائم

می نماید خدای خود تمحید

تا که دستی برد به گیسویش

هر چه دلداده را کند تهدید

دیدگان حدیث روشن شد

تا که نور جمال او را دید

جبرئیل آمد و تبرک کرد

بال خود را به صورتش مالید

مثل گردونۀ زمین و زمان

با ملائک به دور او چرخید

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

قامت عشق کاملا خم شد

ساغر و جام و باده در هم شد

انبیاء صف کشیده مستانه

در تحیر تمام عالم شد

هر چه می شد ز عاشقی رو کرد

جلوۀ کاملش در آن دم شد

صحنۀ درس عشق بازی ها

بین گهواره ای مجسم شد

بین دریای پر تلاطم عشق

چه بگویم که صبر دل کم شد

دل عالم شد آب تا اینکه

لحظۀ بوسه ای فراهم شد

با شکوه صدای این دو لب

طپش سینه ها منظم شد

از صفای همین محبت ها

رشتۀ دین به عشق محکم شد

بهر تبریک این ولادت ها

حضرت رب عشق ملزم شد

صله بر دوستان این آقا

دوری از آتش جهنم شد

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

من که هستم؟ ز سائلان حرم

او که باشد خدای جود و کرم

نازم او را که نازدار خداست

ناز او را به جان و دل بخرم

از گدایان سامرا بودن

آبرویم شده چو تاج سرم

قبله گاه کرامت او باشد

من به پیشش شبیه رهگذرم

چه بگویم ز دست معصیتم

بهر پرواز بسته بال و پرم

تا که گردیدم آشنا با او

شد جهانی غریبه در نظرم

حاجتی دارم از خداوندش

در میان دعای هر سحرم

کی شود تا اجازه ای بدهد

دل خود را به صحن او ببرم

یک سحر وقت صحن گردی ها

کند او بی قرار و در بدرم

هر وجب صحن او بشویم با

کوثر چشم های پر گوهرم

خاک زیر قدوم زوارش-

را کنم طوطیای چشم ترم

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

چه خبر از صفای عسگریین

دل گرفته برای عسگریین

چه خبر از شکوه گنبد او

از دو گلدسته های عسگریین

چه خبر از ضریح و کاشی ها

مرقد دلربای عسگرییین

مانده از "سُرِّ مَن رَای" گویا

تلی از خاک عسگریین

در شب جشن دیده گریه کند

در غم روضه های عسگریین

آن بقیع و خرابیش کم بود

شد اضافه عزای عسگریین

نذر سرداب مانده آثاری

نذر گنبد طلای عسگریین

روضه دارد وجب وجب خاکش

وای از کربلای عسگریین

می برم من شکایت این قوم

پیش گاه خدای عسگریین

نسل اینان ز نسل کوچه بود

شاهدم ناله های عسگریین

گر بگویم میان کوچه چه شد

در بیاید صدای عسگریین

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-ولادت ای حضرت معشوق ای لیلاترینم من از همه پروانه ها شیدا ترینم سنگ ملامت خورد
سه شنبه 01 اسفند 1391 ساعت 11:42 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

ای حضرت معشوق ای لیلاترینم

من از همه پروانه ها شیدا ترینم

سنگ ملامت خوردۀ عشق تو هستم

یعنی میان عاشقان رسوا ترینم

تو آیه های مصحف پیغمبرانی

بهر تلاوت كردنت شیواترینم

ای كیسه بر دوش سحرهای محله

مرد كریم سامرا؛ آقاترینم

ما ریزه خوار دولت عشق تو هستیم

ای حضرت معشوق ای لیلاترینم

اندازه ی ما چشم تو دیوانه دارد

مجنون میان خانه ی ما خانه دارد

تو آشنای کوچه های آسمانی

بالاتر از فهم اهالیِ جهانی

فهمیدن شأن و مقام تو محال است

تو سرّ الاسرار نهان، اندر نهانی

رد قدم های همیشه جاری ات را

تا مرزهای بی نهایت می رسانی

وقتی که می آیی کنار جانمازت

دنبال خود خیلی ملک را می کشانی

تو ابتدا و انتها اصلاً نداری

مثل خدائی و همیشه جاودانی

ای روشنی مطلق شب های تارم

پروردگار بی مثال هر چه دارم

من از مساكین قدیم سامرایم

از آن سوی دنیا چه آوردی برایم

این روزها كه مرقدت گنبد ندارد

من یا کریم خاکی صحن شمایم

آقایی تو فرصت مسکینی ام داد

پس خوش به حال دست هایم که گدایم

دلداده ام بر آن نگاهت تا ببینم

این چشم هایت می کشاند تا کجایم

خیراتیِ دور سر سجاده ی توست

خاکستر بال و پر پروانه هایم

صبح ازل ما را گدایت آفریدند

مثل دخیل سامرایت آفریدند

ای بی نظیری که پر از آیات رازی

مثل خداوندی و از ما بی نیازی

هر صبح از بام بلند آسمان ها

با چشم های روشنت خورشید سازی

صد دل اسیر گردش نیمه نگاهت

باید به این چشمان شهلایت بنازی

جبریل را دیدیم با خیل ملائک

در آن بهشت صحن تان می کرد بازی

تو از همین قطعه زمین سامرا هم

فرمانروای سرزمین های حجازی

مرد بهشتیِ زمین ای بی مثالم

ای آب جاری کویر خشکسالم

نذر تو كردم این پر خاكستری را

این دست های خالی پشت دری را

دیشب دعا كردیم تا این كه خداوند

هرگز نگیرد از تو ذره پروری را

شرح كمالات تو را یك روز خواندیم

دیدیم در تو سیره ی پیغمبری را

صد بار دنیا امتحان كرد و ندادیم

یك ذره از مهر امام عسگری را

ما خاكسار صبح و شام اهل بیتیم

فردای محشر هم غلام اهل بیتیم

امشب اگر دست شما بالا بیاید

امید آن داریم كه آقا بیاید

دستی ببر بالا كه در این فصل سرما

در خانه های ما كمی گرما بیاید

دستی ببر بالا كه در این خشكسالی

آقای ما با هیبت سقا بیاید

دستی ببر بالا كه در یك جمعۀ سبز

آن انتقام ظهر عاشورا بیاید

این روزها با ذوالفقار مرد كوفه

بهر تقاص چادر زهرا بیاید

امشب دلم سمت افقـ های ظهور است

چشم انتظار ظهـر فردای ظهور است

 

 
موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



امام حسن عسکری(ع)-ولادت می وزد طرفه نسیمی که دم روحانی ست همه جا جلوۀ یار و همه جا نورانی ست شب
سه شنبه 01 اسفند 1391 ساعت 11:41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-ولادت

 

می وزد طرفه نسیمی که دم روحانی ست

همه جا جلوۀ یار و همه جا نورانی ست

شب وجد و شب شادی، شب مدحت خوانی ست

هشتمین روز همایون ربیع الثّانی ست

از محیط عظمت گوهر زهرا آمد

البشاره حسن دیگر زهرا آمد

آمد از برج ولایت قمر یازدهم

یا ز دریای امامت گهر یازدهم

یا ز سینای نبوّت شجر یازدهم

حجّت یازدهم دادگر یازدهم

خرّم این گلشن توحید و گل یاسمنش

می برد دل ز همه حُسن حسن در حسنش

کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت

حسنی حُسن و حسینی دم و زهرا عصمت

یازده ماه به یک آینه در یک صورت

عجبا یک پسر و این همه مجد و عظمت

خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک

گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک

این پسر کیست که پیر خردش خاک در است

به خدا از همه خوبان جهان خوب تر است

این پسر آینه ی طلعت خیر البشر است

بشنوید این پدر حجّت ثانی عشر است

صلوات همه بر ماه جمال پدرش

پدر و مادر من باد فدای پسرش

عسکر او ملک و حوری و جنّ و بشرند

پرتوی از رخ او اختر و شمس و قمرند

خلق عالم به گدایی درش مفتخرند

همه خوبان جهان منتِظر منتَظرند

منتظر کیست همان حجّت ثانی عشر است

یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است

این پسر والی شهر قدر و ملک قضاست

این پسر عیسی جان با نفس روح فزاست

این پسر شافع و فریاد رس روز جزاست

این گل باغ علیّ بن جواد بن رضاست

روی حق، حسن نبی، بازوی حیدر دارد

آنچه خوبان همه دارند فزونتر دارد

اهل معنی ولیِ ذوالمننش می خوانند

اختران جمله مهِ انجمنش می خوانند

عارفان واقف سرّ و علنش می خوانند

پای تا سر همه حُسن و حسنش می خوانند

سرو قد، ماه جبین، گلرخ و شیرین دهن است

حسن است این حسن است این حسن است این حسن است

دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش

مهر افتاده به خاک قدم زوّارش

همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش

همه جا سامره با یاد گل رخسارش

ملک پهناور هستی به قدومش گلشن

دیده ی حضرت هادی به جمالش روشن

ای دل اهل ولا زائر سامرّایت

کعبه ی خلق جهان روی جهان آرایت

حسن و حُسن ز پا تا سر و سر تا پایت

فرش از بال ملائک حرم زیبایت

ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت

شود آیا که برم سجده به خاک حرمت

کیستی تو پسر فاطمۀ زهرایی

نبوی خلق و علی خوی و حسن سیمایی

جلوه ی سیزدهم یازدهم مولایی

حسن عسکری و گوهر ده دریایی

مکتبت بندگی و دوستی و هم عهدی ست

پدرت هادی و فرزند عزیزت مهدی ست

من کیم بنده ی آلوده ی دربار توام

گنهم کرده گرفتار و گرفتار توام

با دو دست تهی خویش خریدار توام

چه کنم تو گل من هستی و من خار توام

دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی

بپذیری و بخوانی و جوابم نکنی

نگهی بر من و بر دیده ی گریانم کن

نظری بر دل و بر حال پریشانم کن

غرق عصیانم و غرق یمِ غفرانم کن

بلکه با خاک درت پاک ز عصیانم کن

هر که ام، هر چه بدم «میثم» این درگاهم

ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللّهم

 

غلامرضا سازگار

موضوعات مرتبط: ولادت امام عسکری ع ,



تعداد صفحات : 2


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2178

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 14
:: تعداد اعضا : 1654

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2,016
:: باردید دیروز : 3,573
:: بازدید هفته : 15,588
:: بازدید ماه : 80,509
:: بازدید سال : 954,947
:: بازدید کلی : 9,812,054