close
مجتمع فنی تهران
شهادت امام عسکری ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
آماده شده کاسه ی خالیِ گدایی
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 10:35 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آماده شده کاسه ی خالیِ گدایی

همنام حسن بی برو برگرد کریم است

علی علی بیگی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 12


حریم قدس تو در سامرا صفا دارد
پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 14:0 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )



حریم قدس تو در سامرا صفا دارد
شمیم عطر تو را نکهت صبا دارد

تراب گر چه به سرداب گشته زیب زمین
صفا و مروه کجا این چنین سرا دارد

گدای سامری کوی تو به من فهماند
چقدر سائل و درمانده و گدا دارد

به غربتی که غریب مدینه معروف است
غریب چون حسن عسکری چرا دارد

چقدر بر شجر عترت نبی دشمن
عداوت و حسد و بغض و کین روا دارد

نکرد معتمد از روی جد و مامت شرم
هنوز دشمن تان بر شما جفا دارد

اگر چه زهر اثر کرد بر دل و جانش
فتاد لرزه به دست و به لب ثنا دارد

ز جام مصطکی و مرهم اثر بخشش
چگونه خون جگری رغبت دوا دارد

چراغ عمر شریف تو ای امام همام
خموش گشت و قدر شکوه از قضا دارد

کسی که عالم امکان به دست او باشد
برای سوگ پدر جامه عزا دارد

یتیم گشته امامی که از پس غیبت
برای غربت بابش به لب نوا دارد

به کذب هر که بگوید امام کافی نیست
امام از غم امت نشانه ها دارد

نشان غربت مهدی همین بس است که او
حضور در پس آن پرده خفا دارد

به سینه داغ شما مثل کوه سنگین است
که راه حق و حقیقت فقط بلا دارد

 

جواد کلهر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از دور باد محضرت ، آقا سلام من
پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 13:59 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

از دور باد  محضرت ، آقا سلام من
بر ساحت تو و پسرت ، احترام من

بعد از "محرم" و "صفر" و "محسنیه" شد...
پیراهن عزای تو ، "حسن ختام" من

 

 

پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مستیم، مست باده ی انگور عسگری پس حد به ما زدند به دستور عسکری تقصیر ما نبود که انگور شد شراب تابیده
یکشنبه 04 بهمن 1394 ساعت 9:48 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مستیم، مست باده ی انگور عسگری
پس حد به ما زدند به دستور عسکری

تقصیر ما نبود که انگور شد شراب
تابیده بود بسکه به ما نور عسکری

تقصیر طعم چایی شیرین سامراست
افتاده است در سر ما شور عسکری

گلدسته هم ز شدت مستی خراب شد
در “سر من رئا” شده کیفور عسکری

ما را غم قیامت و هول حساب نیست
تا دست ماست نامه ی ممهور عسکری

محمد علی کاروان

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روضه امام حسن عسکری زهری که رفت بر جگرت بی حساب شد حالت ز ظلم دوره زمانه عذاب شد امروز سامرا شده گری
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 23:39 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روضه امام حسن عسکری (ع)


زهری که رفت بر جگرت بی حساب شد
حالت ز ظلم دوره زمانه عذاب شد

امروز سامرا شده گریان روضه ات
همپای تو که کاسه ی چشمت پرآب شد

وقتی گذشت از سرتان غصه ی عطش
کارت بکاء بر لب طفل رباب شد

از داغ کربلا تن تو درد می کند
پرخون دلت ز ماتم بزم شراب شد

باشد همیشه صحن و سرایت غریب تر...
از قبر مادری که سرایش تراب شد

در آرزوی "جنت" پاکت همیشه من
یعنی که رویت حرم تو ثواب شد

علی احمدیان

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام ای به قربان جمالت یا امام عسگری پر زند دل در هوایت یا امام عس
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 18:4 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام

 

ای به قربان جمالت یا امام عسگری

پر زند دل در هوایت یا امام عسگری

آرزویم باشد آقا ، کاش من هم می شدم

خادم صحن و سرایت یا امام عسگری

من بمیرم از غم عظمای تو آقای من

میرسد هر دم صدایت یا امام عسگری

(میشوم من هم مدافع بهر دربار شما )

( تا کنم جان را فدایت یا امام عسگری )

من شدم عمری غلام روسیاه مهدی ات

تا کنم جلب رضایت یا امام عسگری مدح

 

 

 

شاعر : مجید آقاجانی ( گدای ارباب )

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عمر من رفت به یک گوشه ی زندان پسرم همدمم هست غم و غصه فراوان پسرم سامرا بود سرای خوش شادی و سرور حال م
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 10:58 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عمر من رفت به یک گوشه ی زندان پسرم
همدمم هست غم و غصه فراوان پسرم
سامرا بود سرای خوش شادی و سرور
حال من هست ولی حال پریشان پسرم
صبح تا شب که کسی نیست ولی می ارزد
سجده و ذکر و دعا و دم قرآن پسرم
اینکه هم بند من است بی ادبی می کند و
می دهد فحش به من بی حد و پایان پسرم
غل و زنجیر همه تاب و توانم برده
نیست اینجا کسی انگار مسلمان پسرم
گاه زندان و گهی اذیت این زندانبان
حاضرم تا که بگیرند زمن جان پسرم
غصه ای نیست به جز داغ اسارت بخدا
تک و تنها وسط دشت و بیابان پسرم
دست بسته به روی ناقه ی عریان بردند
عمه ات بود ولی خسته و بیجان پسرم
جگرم از غم این فاجعه ها سالم نیست
چه کنم روضه مرا کشت بدینسان پسرم


قاسم احمدی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آدمم؛ آدمِ خودت آقا.. ز طفولیتم گدا بودم کاش از دیار خود امروز عازم شهر سامرا بودم گرچه زندانی و محا
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 10:53 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آدمم؛ آدمِ خودت آقا..
ز طفولیتم گدا بودم
کاش از دیار خود امروز
عازم شهر سامرا بودم

گرچه زندانی و محاصره ای
عسگری و…چه هیبتی داری
سامرایت که آمدم گفتم…
چه غریبی؛چه غربتی داری

شیعیان شما ببین آقا
همه شان را به خاک و خون بستند
مردم نیجریه هم امروز…
مثل تو مردمی غریب هستند


حامد جولازاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مسیر روضه ام امشب به سامرا افتاد عزیز فاطمه در هجره بی صدا افتاد غریب بود و کسی را نداشت، وقتی که می
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 9:47 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مسیر روضه ام امشب به سامرا افتاد
عزیز فاطمه در هجره بی صدا افتاد

غریب بود و کسی را نداشت، وقتی که
میانِ هجره ی تاریک خود ز پا افتاد

توان نداشت بگوید که آب می خواهم
خلاصه با لب خشکیده از نوا افتاد

تلاش کرد نیفتد زمین، ولیکن حیف
به روی خاکِ غریبانه، بارها افتاد

وضو گرفت و، به سختی سرش به مُهر رسید
و باز از شرر زهر، بی هوا افتاد

به زحمت از جگرش داد زد بیا مهدی
ببین که این پدرِ خسته بی عصا، افتاد

بلند شد که کمی رو به قبله بنشیند
نشست لحظه ای و، رو به کربلا افتاد

زمینِ هجره خنک بود و شیب هم که نداشت
کفن که داشت، چرا یاد بوریا افتاد؟

رضاباقریان

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سامرا، بازباصفا شده ای درحریمت برو بیا داری اربعین پا به پایِ کرببلا زائرودسته عزا،داری بازهم گن
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 9:44 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سامرا، بازباصفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرببلا

زائرودسته عزا،داری

بازهم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد زدورمعلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام ِ معصوم است
معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود وکرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام ِ مدافعانِ حرم
تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایه شهداست
همه داخوشیِ ما این است

لااقل یک حسن حرم دارد

صبح و ظهروغروب سفره بپاست

بسکه صاحبحرم ، کرم دارد
اهلِ بیت رسول این ایام

به غم وغصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند
چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب اورا رویِ لبش آورد
زیر لب گفت:الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست
بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد
عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد
محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند
تشنه قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد
عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام
آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر ودار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار

قاسم نعمتی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آن کعبه ای که صاحب کعبه دچارش شد قسمت نشد حاجی شود، حق بی قرارش شد یک روز بین شیرها الله اکبر گفت شیر
یکشنبه 29 آذر 1394 ساعت 9:43 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آن کعبه ای که صاحب کعبه دچارش شد
قسمت نشد حاجی شود، حق بی قرارش شد

یک روز بین شیرها الله اکبر گفت
شیر درنده محو او گشت و دچارش شد

 

اسب چموشی را لگام انداخت…نازش کرد…
آن اسب رامش شد، سپس آقا سوارش شد

وقتی سه سال آقای ما در بین زندان بود
یعنی سه سالِ سخت، غربت… یارِ غارش شد

در روزها، در کنج زندان روزه داری کرد
شب ها مناجات و نماز و گریه کارش شد

گرچه دل تاریک و سنگی داشت زندان بان
آقا دعایش کرد تا تقوا نثارش شد

تا معتمد فهمید با زندان حریفش نیست
با جام زهری سویش آمد… سفره دارش شد

مسموم شد آقا، میان حجره اش افتاد
بر خاک چنگی می زد و دلتنگ یارش شد

از تشنگی آبی طلب کرد از غلام اما
مانع ز نوشیدن دو دست رعشه دارش شد

شکر خدا فرزندش آمد این دم آخر
دیدار رویش روزی چشمان تارش شد

این جا امام عسکری در بین این حجره…
…جان کندنش بر روی پایِ یادگارش شد

در کربلا اما همین که جد او افتاد
قاتل به روی سینه، یارِ احتضارش شد

رحمی به کهنه جامه اش حتی نکردند و…
…دست کسی غارتگر آن یادگارش شد

سالار زینب را میان خون رها کردند
گرمای سوزانِ بیابان سایه سارش شد

زینب اسیری رفت و جای یک کفن آخر…
…تکه حصیری بر تن شاه و نگارش شد

محمد جواد شیرازی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آنکه بر محضر شما نرسد مطمئنا که تا خدا نرسد بهتر است اینکه زیر خاک رود آن سری که به سامرا نرسد عطرِ س
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 19:50 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آنکه بر محضر شما نرسد
مطمئنا که تا خدا نرسد
بهتر است اینکه زیر خاک رود
آن سری که به سامرا نرسد
عطرِ سرداب را نفهمیده
آنکه بر "سُرَّ مَن رَا ...نرسد
چشم برخاکِ آن اگر بکشیم
آسمان هم به گرد ما نرسد
سامرا رفته ها به من گفتند
هیچ جایی به کربلا نرسد
از کفن کردنی دوباره بخوان
تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دوتا حسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت
از گدایان این حریم نوشت
تا خدا حال و روز ما را دید
بعدِ نام حسن کریم نوشت
تا که پیش تو درد دل کردیم
نام ما را خدا کلیم نوشت
دل ما را اسیر کرد آنکه
بال جبریل را گلیم نوشت
رفته بودیم مشهد و آقا
باز هم روزی عظیم نوشت
سامرا واجبیم ، امام رضا
نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم
ماگدای دوتا حسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است
آن طرف یک غریب بی حرم است
این طرف هرچه هست زائر هست
آن طرف بی چراغ بی علم است
این طرف احترام می بینی
آن طرف ناسزا که دم به دم است
سامرا شد خراب فهمیدم
چقدر روضه ها شبیه هم است
مادری اند هر دوتا آقا
موسپید است هر که غرق غم است
پیش هر دو به گریه می شنوی
روضه ی پهلویی که محترم است

باحسینیم با حسن هستیم
ما گدای دوتا حسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد
به زمین ورنه آسمان بخورد
پسرت آمده است تا جگرت
زخم کمتر از این و آن بخورد
ظرف آبی به دستهایش تا
پدر آبی نفس زنان بخورد
می خورد ظرف هی به دندانت
چه کند آب نیمه جان بخورد
خوب شد کودکت ندیده لبت
ضربه از چوب خیزران بخورد
روی پیشانی ات فقط چین است
آه اگر سنگ بی امان بخورد
**
عمه مانده است زیر هر ضربه
که مبادا به دختران بخورد
دختران تشنه اند و با خنده
لقمه ی خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دوتا حسن هستیم

حاج حسن لطفی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-شهادت اینست راز روضۀ اشک روان شدن خورشید بودن و پسِ پرده نهان شدن دور از وطن شدن،
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:45 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-شهادت

 

اینست راز روضۀ اشک روان شدن

خورشید بودن و پسِ پرده نهان شدن

دور از وطن شدن،به شب تار،بی خبر

تبعید از مدینه به یک پادگان شدن

محروم از دیار وَ دیدار شیعیان

زندان شدن،غریب شدن، بی امان شدن

هر شب شبیه سید و مولای خود علی

با چاه در نوا شدن و همزبان شدن

با دست و پای بسته چو اجداد طاهرین

از فرط غصه،پیر و بظاهر جوان شدن

هم حرف بد شنیدن و دم بر نیامدن

هم بارها به دشمن خود میزبان شدن

عمری امام بودن و پیرو نداشتن

هر دم به یک جفا و ستم امتحان شدن

امت گهی وَبالِ سرِ گُردۀ امام

گاهی عجیب،مسخره ی مردمان شدن

گاه از مدینه،یکسره تا سامرا اسیر

چون شام و کوفه، همسفر ساربان شدن

گاهی شهید سَمّ و گهی، سُمّ استران

گاهی اسیر نیزه و گاهی سنان شدن

گاهی به جُرمِ  زادۀ زهرا شدن - غریب

گاهی به جرم آل علی، بی نشان شدن

آیا اِمامتان حسنِ عسگری نبود

تا کی هنوز منتظر این و آن شدن

اصلا پِی بقای ولایت بنا شده

چندین امام ، یار امام زمان شدن

ای شیعه هر غمی که رسد،"فَابکِ لِلحسین"

 اینست راز روضۀ اشک روان شدن

 

محمود ژولیده

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-شهادت یک سامرا اندوه کنج سینۀ ماست دانی که عمری غصۀ دیرینۀ ماست از غربتت آیین غم
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:39 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-شهادت

 

یک سامرا اندوه کنج سینۀ ماست

دانی که عمری غصۀ دیرینۀ ماست

از غربتت  آیین غم آیینۀ ماست

بغض عدویت بغض ما و کینۀ ماست

دارد غبار بی کسی کوی حریمت

گرد عزا بنشسته بر روی حریمت

دشمن به جرم عاشقی کشته شما را

چون جلوه گاه خالقی کشته شما را

چون نور  فجر صادقی کشته شما را

پرپر چو یاس و رازقی کشته شما را

چشم زمین و آسمان بر تو بگریند

جانا تمام عاشقان بر تو بگریند

زهر جفا در قتلتان  باشد بهانه

جان داده اید از غصه هایی بی کرانه

کوی مدینه، کربلا، این دو نشانه

شام بلا و کوفه و جور زمانه

اینها همه بر جانتان گردیده قاتل

گر چه جهان زهر جفا را دیده قاتل

نامت حسن، خلقت حسن، خویت حسن بود

جمع خصال و خلق نیکویت حسن بود

ذکر خوش و زیبا و دلجویت حسن بود

قلبت حسینی، نقش بازویت حسن بود

ذکر تو را گفتن به لب اوج سخن شد

مهدی به نام اطهرت، یابن الحسن شد

یابن الحسن  یعنی که مهدی زادۀ توست

شمشیر مانده در غلاف آمادۀ توست

نام خوشش زیبایی سجادۀ توست

او  میوة قلب تو و دلدادۀ توست

برگو بیاید دیده ها چشم انتظارند

آقا بیا که یاس ها دل بی قرارند

آقا بیا که  فاطمه چشم  انتظار  است

با مادرت قلب همه چشم انتظار  است

هستی به اشک و زمزمه چشم انتظار  است

بشتاب امیر علقمه چشم انتظار  است

زیبا شود گر که به رجعت آخر ای یار

آید امیر علقمه گردد علمدار

 

محمد مبشری

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام زمان(عج)-شهادت امام عسگری(ع) یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت داغی
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:38 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-شهادت امام عسگری(ع)

 

یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت

خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت

داغی نشسته بر جگر داغدار تو

در خون نشسته است دل درد پرورت

قربان آن امام، که در آخرین نفس

سیراب گشته است به دست مطهرت

ای سرو سرفراز جهان، سرو سربلند

از ماتم پدر چه رسیده ست بر سرت

بهر تسلی دل درد آشنای تو

صف بسته اند خیل ملائک برابرت

ما را شریک درد و غم خود حساب کن

ما دل شکسته ایم ز احوال مضطرت

دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم

ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت

رفتی به پشت پردۀ غیبت ولی شده است

صدها هزار عاشق و عارف کبوترت

چشم انتظار مانده زمین تا کدام روز

روشن شود جهان ز حضور منورت

با کثرت گناه «وفایی» شب فراق

دارد سلام و عرض ارادت به محضرت

 

سید هاشم وفائی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسکری(ع)-شهادت ماه صفر رفت و دوباره محشری شد هنگامۀ شور و عزای دیگری شد اسلام، گریان امام
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:35 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-شهادت

 

ماه صفر رفت و دوباره محشری شد

هنگامۀ شور و عزای دیگری شد

اسلام، گریان امام عسکری شد

در خانه، مظلوم دو عالم بستری شد

مسموم شد مولا خبر در شهر پیچید

آقا به خود از شدت این زهر پیچید

آقا عزادارت زمین و آسمانند

با ما تمام قدسیان هم نوحه خوانند

بر چشمهامان اشکهای ما روانند

در زیر بار ماتمت قدها کمانند

امشب دل زهرا و حیدر غم گرفته

مهدی کنار بسترت ماتم گرفته

تو خود غریبی سامرایت هم غریب است

این روزها حال و هوایت هم غریب است

فرزندِ دور از دیده هایت هم غریب است

حس می کنم حتی عزایت هم غریب است

صاحب زمان بر پای تو صورت نهاده است

غربت همیشه عضوی از این خانواده است

هر بار یاد کوچه افتادی فِسُردی

با یاد زهرا مادرت صد بار مردی

راحت شدی دیگر تو با زهری که خوردی

کمتر کسی برده چنان رنجی که بردی

پیداست مولا از غروب دیدگانت

کار خودش را کرده زهر دشمنانت

سخت است فرزندت بگیرد دامنت را

بعدش ببیند لحظۀ جان دادنت را

خاموش بیند چشمهای روشنت را

پیشت بماند تا ببیند رفتنت را

ما هم به همراه ائمه روضه خوانیم

گریان آلامِ دل صاحب زمانیم

ابر غم تو کرده سایه ، سامرا را

در غم فرو برده تمام سینه ها را

ویرانه کرده کوچه های قلب ما را

کرده تداعی روضه های کربلا را

غمهای دیگر را غم تو برده از یاد

آقا بمیرم ظرف آب از دستت افتاد

تا ظرف آب از دستهایت بر زمین خورد

یاد آمدت ساقی عمود آهنین خورد

تا تیر بر مشک یل ام البنین خورد

افتاد مشک و ضربه ها از آن و این خورد

بر ساقی و بر اشکهایش گریه کردید

با حضرت مهدی برایش گریه کردید

اصلا همه بر دستهایش گریه کردند

بر دستِ از پیکر جدایش گریه کردند

پیغمبر و زهرا برایش گریه کردند

بر ماجرای کربلایش گریه کردند

این روضه هم مثل تمام روضه ها شد

از هر جهت رفتیم آخر کربلا شد

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام حسن عسکری(ع)-شهادت مهدى بیا كه رفتنیَم، راهِ چاره نیست جُز تو، به آسمان ولایت ستاره نیست آبى
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:34 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-شهادت

 

مهدى بیا كه رفتنیَم، راهِ چاره نیست

 جُز تو، به آسمان ولایت ستاره نیست

آبى به كامِ خُشكِ منِ تشنه لب رسان

 در كارِ خِیر، حاجتِ هیچ اِستخاره نیست

 بِنشین كنارِ بسترم اى میوه ى دِلَم

 فُرصت به قَدرِ دیدنِ رویت دوباره نیست

 آه از دَمى كه حضرتِ حیدر به خانه دید

 در گوشِ مادرم اثر از گوشواره نیست

 مهدى  بِدان كه بِینِ مُصیباتِ كربلا

 جانسوزتر زِ حَلقِ پاره ى آن شیرخواره نیست

 جَدّ غَریبِ من، بَدَنَش پاره پاره شُد

 امّا بِه گِردِ من خَبَرى از سَواره نیست

 

سعید خرازی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسکری(ع)-شهادت این داستان زهر و جگر مستمر شده چشم پسر برای پدر باز ، تر شده تغییر کرده رنگ
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:34 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-شهادت

 

این داستان زهر و جگر مستمر شده

چشم پسر برای پدر باز ، تر شده

تغییر کرده رنگ رخت یابن فاطمه

کز سوز سینه ات پسرت با خبر شده

آثار زهر، صورتتان را کبود کرد

معلوم شد که هر چه شده با جگر شده

این تب که سوخت جسم تو تاثیر زهر بود ؟

یا شعلۀ در است ز تو شعله ور شده

این تازگی نداشت که با یاد مادری

در کوچه ، قاتل پسری میخ در شده

آه ای امام  یازدهم ارث فاطمه است

این گونه گر که عمر شما مختصر شده

آقا دل شما نکند سمت کربلاست؟

که لحظه لحظه داغ دلت بیشتر شده

خنجر نمی برید گلوی حسین را

اما به روی گردن او کارگر شده

خواهر که ان یکاد برای تو خوانده بود !

دیگر چرا جمال منیرت نظر شده؟

ای بی ادب بلند شو از روی سینه اش

سنگینی ات مصیبت این محتضر شده

اوج مصیبت تو همین است خواهرت

با کاروان شمر و سنان همسفر شده

 

مهدی مقیمی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) – محمد بیابانی تنها نه اینکه بر تن تو جامه ی عزاست حتی سیاه پو
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:18 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) –  محمد بیابانی

 

تنها نه اینکه بر تن تو جامه ی عزاست

حتی سیاه پوش غمت سرّ من رئاست

 

"غم"، واژه ای که بیشتر از هر کس دگر

با چشم های دائم الاشک تو آشناست

 

تنها، غریب، گوشه ی سرداب خانه ات

بر گونه هایت اشک عزای پدر رهاست

 

این روزها اگر که ندارید زائری

ما را به سامرا ببر، اینجا پر از گداست

 

انگار ماتم تو تمامی ندارد و

هر روز، سینه ی تو به یک داغ مبتلاست

 

تو سوگوار خانه ی آتش گرفته ای

اما شکستن تو در این داغ، بی صداست

 

مثل همیشه آخر شعرم رسید و باز

دستم به دامن تو و امضای کربلاست

 

محمد بیابانی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) – امیر عظیمی ای آفتاب، سایه نشین جمال تو ای عمر خضر، بسته به آ
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:17 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) –  امیر عظیمی

 

ای آفتاب، سایه نشین جمال تو

ای عمر خضر، بسته به آب زلال تو

ای نیستی خلق دو عالم، زوال تو

ای هست و بودِ خلقت و هستی، وبال تو

 

ماییم در حریم تو، داریم چشم لطف

از دامن کریم تو داریم چشم لطف

 

اینجا مقربان، صُلحا صف کشیده اند

پیغمبران حق، شهدا، صف کشیده اند

آقا ببین چقدر گدا صف کشیده اند

در «سُرّ مَن رأیِ» شما صف کشیده اند

 

تا که شوند جزو گدایان حضرتت

روزی خورند از نمک و نان حضرتت

 

ای سامرات، گلشن زیبای اهل بیت

گلدسته ات، بهشت دِلارای اهل بیت

دور ضریح، در حرمت، جای اهل بیت

از نسل توست «مهدیُ مِنّایِ» اهل بیت

 

امشب که ما به روضه ی تو مشتری شدیم

مشغول ذکر یاحسن العسگری شدیم

 

کعبه در این دیار به دورت طواف کرد

پای همین مزار به دورت طواف کرد

روزی هزار بار به دورت طواف کرد

با قلب داغدار به دورت طواف کرد

 

ای قبله گاه یار، به دور خودت بچرخ

حج را بجا بیار، به دور خودت بچرخ

 

ای آنکه چشم دهر برایت گریسته

در آسمان دو نهر برایت گریسته

جبرییل بحر بحر برایت گریسته

مسموم زهر، زهر برایت گریسته

 

آقای من، نلرز، به دور خودت نپیچ

بر خویشتن نلرز، به دور خودت نپیچ

 

آقا تو هم ز سمِ جفا تشنه لب شدی

آزرده زهر قلب تو را، تشنه لب شدی

رفته دلت به کرببلا، تشنه لب شدی

 

در ظلّ آفتاب لبش تشنه مانده بود

بین دو نهر آب، لبش تشنه مانده بود

 

آقا بنوش آب گوارا، بگو حسین

بگذار سر به دامن مولا، بگو حسین

آسوده سیر کن به ثریّا، بگو حسین

مهدی کنار توست، همین جا، بگو حسین

 

او آمده است رخت عزا را به تن کند

آماده است تا به تن تو کفن کند

 

کرببلا، حسین، دریغا کفن نداشت

اصلاً کفن که جای خودش، پیرهن نداشت

جز زخم و زخم و نیزه شکسته، به تن نداشت

"هذا قلیل"، پس به گمانم بدن نداشت

 

جسمی که پایمال سم اسب ها شود

باید که سهم خاک شود، بوریا شود

 

امیر عظیمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) – مهدی مقیمی این داستان زهر و جگر مستمر شده چشم پسر برای پدر با
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:17 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) – مهدی مقیمی

 

این داستان زهر و جگر مستمر شده

چشم پسر برای پدر باز ، تر شده

 

تغییر کرده رنگ رخت یابن فاطمه

کز سوز سینه ات پسرت با خبر شده

 

آثار زهر، صورتتان را کبود کرد

معلوم شد که هر چه شده با جگر شده

 

این تب که سوخت جسم تو تاثیر زهر بود ؟

یا شعلۀ در است ز تو شعله ور شده

 

این تازگی نداشت که با یاد مادری

در کوچه ، قاتل پسری میخ در شده

 

آه ای امام  یازدهم ارث فاطمه است

این گونه گر که عمر شما مختصر شده

 

آقا دل شما نکند سمت کربلاست؟

که لحظه لحظه داغ دلت بیشتر شده

 

خنجر نمی برید گلوی حسین را

اما به روی گردن او کارگر شده

 

خواهر که ان یکاد برای تو خوانده بود

دیگر چرا جمال منیرت نظر شده؟

 

ای بی ادب بلند شو از روی سینه اش

سنگینی ات مصیبت این محتضر شده

 

اوج مصیبت تو همین است خواهرت

با کاروان شمر و سنان همسفر شده

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آسمانی ها مسلمان توأند یک به یک آنها غلامان توأند عرشیان که جای خود،آقای من فرشیان مبهوت و حیران تو
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:14 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آسمانی ها مسلمان توأند
یک به یک آنها غلامان توأند

عرشیان که جای خود،آقای من
فرشیان مبهوت و حیران توأند

 

ای بلند آسمان با پست ها
دست سائل ها به دامان توأند

یا ابا المهدی قسم بر موی تو
صد چو حاتم از مریدان توأند

قصه ی نان را نخوردیم هیچ وقت
چونکه رزق ما به دستان توأند

ایل و اجدادم،امام عسگری
نوکرت هستند و خواهان توأند

هم ملک،هم حور،هم جن و بشر
در دو عالم تحت فرمان توأند

نوح و ابراهیم و موسای کلیم
مفتخر هستند دربان توأند

با نگاهی کار عیسی میکنی
صد چو او طفل دبستان توأند

حضرت جبریل و میکائیل هم
از ازل یار و نگهبان توأند

کل مخلوقات در کون و مکان
ریزه خوار سفره ی خان توأند

انبیا و اولیا این روزها
گوشه ای از صحن گریان توأند

جسم من اینجاست اما روح من
در رواق و صحن و ایوان توأند

ابراهیم لآلی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


السلام و علیک یا مولا نظری سوی ما نما مولا خسته ام من دعا بفرمائید قلب سنگم طلا بفرمائید آسمان ها ب
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:14 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام و علیک یا مولا
نظری سوی ما نما مولا
خسته ام من دعا بفرمائید
قلب سنگم طلا بفرمائید


آسمان ها به زیر پاهایت
سند خلق ما به امضایت
مثل اجدادتان رحیمی تو
مهربان هستی و کریمی تو
تو چراغ هدایتی آقا
جان زهرا عنایتی آقا
با گدایت همیشه مأنوسی
بهر گمگشتگان چو فانوسی
سامرایت برای ما عرش است
بال صدها ملک در آن فرش است
هرچه داریم از شما داریم
شکر زهرا که ما تو را داریم
ذوالفقاری و در نیامی تو
پدر آخرین امامی تو
ای امام غریب و تنهایم
ای امام نجیب و تنهایم
پر و بالت شکسته شد اما
جگرت پاره شد ولی آقا
به غرورت کسی جسارت کرد؟؟؟
یا به جسمت کسی اهانت کرد؟؟؟
همسرت را کسی اسارت برد؟؟؟
زیورش را کسی به غارت برد؟؟؟
جسمتان پشت رو نشد اصلا
بر تنت نی فرو نشد اصلا
من بمیرم برای مظلومی
جان عالم فدای مظلومی
که تنش را جدا جدا کردن
بدنش را به زیر پا کردن
پیش چشمان خواهرش ای وای
جلوی چشم مادرش ای وای
نیزه ای در دهان او جا شد
سر عمامه اش چه غوغا شد

ابراهیم لآلی

 

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امشب دو دیده ام ز غمت پرستاره است آن را که نیست چاره بجز این چه چاره است در سامرا اگر چه نشد زائرت شو
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:13 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امشب دو دیده ام ز غمت پرستاره است
آن را که نیست چاره بجز این چه چاره است

در سامرا اگر چه نشد زائرت شوم
دل را به یاد مقتلت از جان کناره است

با تو چه کرد معتمد دون، که این چنین
از سوز داغ زهر به جانت شراره است

مهدی ز ره رسید وسرت را به برگرفت
افلاکیان و اهل سما را نظاره است

در بند دشمن ارچه سرت روی خاک بود
حالا به روی دامن یک ماهپاره است

گفتی تو إسْقِنیٖ و شدی از عطش رها
این روضه را به کربُبَلا یک اشاره است

هر چه ز لشگری طلبید آب، جدّتان
پاسخ نداد کس به حسین شهیدتان

وحید دکامین

همین که امام حسن عسکری ع در لحظات آخر نگاهش به کودکش افتاد، بگریست و فرمود: “یٰا سیّد اهلبَیته إسْقِنی فَانّی ذاهبٌ اِلیٰ رَبّی”
ای آقای اهلبیت من، خودت مرا آب بده، همانا من بسوی پروردگارم در حال رفتنم؛

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیا بالین بابا ای مرا غمخوار مهدی جان که باشد ای گلم این آخرین دیدار مهدی جان اگر چه اشتیاق دیدن زهر
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:12 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بیا بالین بابا ای مرا غمخوار مهدی جان
که باشد ای گلم این آخرین دیدار مهدی جان

اگر چه اشتیاق دیدن زهرا به سر دارم
مرا هجر وفراق تو دهد آزار مهدی جان

 

ندارم طاقی بینم تورا سرگشته و حیران
که بی سامانی ات شد بر سرم آوار مهدی جان

بگو با شیعه از حسن جوار و سجده وتقوی
که خوشحالم کند اینها مرا بسیار مهدی جان

بگو با صدق و باردّ امانت، با ورع در دین
به ماگردید چون زینت، نه که سربار مهدی جان

کشیدم محنت و رنج و غم واندوه از ظلم و
جفای معتمد این جانی خونخوار مهدی جان

چنان زهر جفا کرده اثر بر پیکرم حتّی
قدح لرزان و رفع تشنگی دشوار مهدی جان

تمام خاطرم پرگشته از مظلومی مادر
شده خواب وخیالم داغی مسمار مهدی جان

بزن سیلی به روی قاتل محسن که از کینه
شده کشته میان آن در و دیوار مهدی جان

خدارا شکر در کنج اسارت می دهم جان و
نمی گردد عیالم راهی بازار مهدی جان

الا “حیران “تو هم مانند ساعی از دل وجان گو
” عیان بر ماشود کی وعده ی دیدار مهدی جان”

حسین رضایی(حیران)

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شد فصل دستبوسی سلطان سامرا بر تخت دل سوار شده روح کبریا تاثیر کرد سوز دعاهای پشت در تا شد نوای فاطمه
شنبه 28 آذر 1394 ساعت 17:12 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شد فصل دستبوسی سلطان سامرا
بر تخت دل سوار شده روح کبریا

تاثیر کرد سوز دعاهای پشت در
تا شد نوای فاطمه”ای منتقم بیا”

 

درهم شکست رسم قدیمی کاخ ها
رونق گرفت رابطه شاه با گدا

اوج خزان جوانه زده شاخه امید
حق هدیه کرده بر همه دنیا بهار را

صد شکر که شده ولی امر ما ولی
صد حیف که نهان شود از چشم ماسوا

در سن پنج سالگی اش مثل حیدر است
زنده شده غدیر دوباره به یادها

لاسیف،چون کمان دو ابروش،جایز است
با اینکه کودک است بگوییم لافتی…

افتاده لرزه بر تن ابلیس،مشکل است
سجده نکردنِ رخ زیبای یار ما

تا روشنی صبح زمانی نمانده است
یلدا شکست میخورد و میرسد ندا

ای اهل عالم آمده منجی و منتقم
با ذکر “یاحسین” شود محشری به پا

این بار کار دوزخیان میشود تمام
باشد قرار و وعده ما محضر امام

علی اکبر نازک کار

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زائر خسته و دل‌آزرده تا که از دور سامرا را دید همه‌ی غصه‌ها و غم‌هایش رفت و خورشید آشنا را دید الس
پنجشنبه 26 آذر 1394 ساعت 9:53 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زائر خسته و دل‌آزرده
تا که از دور سامرا را دید
همه‌ی غصه‌ها و غم‌هایش
رفت و خورشید آشنا را دید

السلام علیک ای دو غریب...
السلام علیکما مسموم...
پس شکوه حریم سامره کو!؟
السلام علیکما مظلوم…

پدر خوب حضرت مهدی
در جوانی شبیه مادر خود
تک و تنها میان لشگرها
غصه‌دارِ نبودِ گوهر خود…

جگرش مثل شعله می‌سوزد
مرهمی بر غروبِ آقا نیست
غربت از نام حضرتش پیداست
راز تنهائیِ حسن‌ها چیست؟

پسرش جای جعفر کذاب
آمد از ره به سوی بالینش
السلامُ علی ابتاه…
به فدای نماز و تلقینش…

پسر دیگری به یاد آمد
نعش بابای حضرت سجاد
و نمازی که ماند و خوانده نشد
زیر سم ستور و ای فریاد…

حسین کریمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در پادگان غربتش ماندم، از غصه آزادی نمی خواهم وقتی حریمش رنگ غم دارد، من رنگ آبادی نمی خواهم گرچه
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:21 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پادگان غربتش ماندم، از غصه آزادی نمی خواهم

وقتی حریمش رنگ غم دارد، من رنگ آبادی نمی خواهم

 

گرچه کبوتر در قفس دائم، فکر و خیالش روز آزادی است

من جلد صحن سامرا هستم از بند، آزادی نمی خواهم

 

هر عاشقی از چای این جا خورد، زیر لبش این جمله را می گفت:

ته مانده ی چای شما عشق است، حلوای بغدادی نمی خواهم

 

عشاق دورش گرچه‌ کم اما، در رتبه هریک لشکری هستند

شاگرد عشاق حرم هستم، شیرین و فرهادی نمی خواهم

 

وقتی اذان دیگران صوتش آمد میان صحن ها گفتم:

یارب همین حس شنیدن را هرچند تو دادی... نمی خواهم

 

زیباترین نام جهان هادی، ذکرم شده در هر زمان هادی

جز نام زیبای امام خود، اذکار و اورادی نمی خواهم

 

اصلا بهشت ارزانی زاهد، انعام جنت قسمت عابد

فردای محشر من سکونتگاه، جز جنت الهادی نمی خواهم

 

هستم اگر کوچک تر از این عشق، بیمارم و در به در از این عشق

من راضیم از عاشقش بودن، باور کن امدادی نمی خواهم

 

خونم بریزد در حرم ای کاش، در صحن های محترم ای کاش

شمشیر غیر از حضرتش هرگز ،جز دوست صیادی نمی خواهم

 شاعر:محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-مناجات روزگار تو بغیر از درد غربت نیست که روزگار من بغیر از آه حسرت نیست که از تو
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:48 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-مناجات

 

روزگار تو بغیر از درد غربت نیست که

روزگار من بغیر از آه حسرت نیست که

از تو گفتن کار اشک چشم باشد بهتر است

گریه وقتی هست دیگرجای صحبت نیست که

راه را بستند دیگر زائرت کمتر شده

شان تو آقای من این صحن خلوت نیست که

کاش اسمم بود جزو کارگرهای حرم

کاش میمردم برای تو لیاقت نیست که

دیر هم اینجا بیایم زود راهم میدهی

برسر خوان کریمان حرف نوبت نیست که

هم نجف هم کاظمین و کربلا رفتم ولی

تا نرفتم سامرا اینها زیارت نیست که

سامرا حتی اگر ویرانه باشد جنت است

زرق و برق ظاهری معیار جنت نیست که

گنبد و گلدسته هایت کو؟به حالم رحم کن

آه در قلب شکسته صبر و طاقت نیست که

با دلم هرجای صحن تو بخواهم میروم

در مسیر عاشقی بُعد مسافت نیست که

 

 

سید پوریا هاشمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-شهادت قلبی که به دست غصه ها زنجیر است مانند هوای سامرا دلگیر است آقای جوان شهر غم
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:48 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-شهادت

 

قلبی که به دست غصه ها زنجیر است

مانند هوای سامرا دلگیر است

آقای جوان شهر غم ها دیگر

از شدت ظلم این زمانه پیر است

زخمی شده از زهر،گلوی مولا

زهری که به برّندگی شمشیر است

یک مادر قدخمیده از راه آمد

بالای سرش نشست...اما دیر است

انگار که زخم چهره را می بیند

چشمان ترش محو همان تصویر است

یک کرببلا عطش برایش مانده

نوشیدن آب هم که بی تاثیر است

نیمه شب سامرا و دوری...انگار

این غصه به آه هرشب من چیره ست

ما را به دعای خیر خود مهمان کن

آقا نفس حق شما اکسیر است

بابای امام آخرین ماها

ای بانی رزق اربعین ماها*

 

*اشاره به روایت نقل شده از امام حسن عسگری(ع):از علامات مومن، زیارت اربعین است.

 

 

اسماعیل شبرنگ

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اثر زهر به کل بدنت معلوم است 
شدت درد تو و ضعف تنت معلوم است 
گاه غش میکنی و گاه به خود میپیچی خ
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:47 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

اثر زهر به کل بدنت معلوم است


شدت درد تو و ضعف تنت معلوم است

 


گاه غش میکنی و گاه به خود میپیچی

خوب اوضاع تو با سوختنت معلوم است


 

حرف خود را به تکان دادن سر میگویی


حالت از گریه و طرز سخنت معلوم است

 


سعی داری که نبیند پسرت اما حیف


باز خاکی شدن پیرهنت معلوم است

 


چه سرت آمده جسم تو زمرّد شده است؟


تکه تکه ز عقیق یمنت معلوم است

 


 پادگان جای تو و اهل و عیال تو نبود


در نگاه تو غم دل شکنت معلوم است

 


کاسه نزدیک لبت میشود و می افتد


باهمین زاویه زخم دهنت معلوم است

 

قصدت اینست تو هم کرببلایی بشوی


این مواسات در عطشان شدنت معلوم است
   

 

فرق بسیار تو با جد غریبت آقا 


وقت تشییع و کفن داشتنت معلوم است

 


گوشه ی دیگر فرق تو در این امنیتِ‌

 خواهران و حرم لطمه زنت معلوم است
 

 

ته گودال نرفتی به  سرت سنگ نخورد


شکر این لحظه آخر بدنت معلوم است

 

سید پوریا هاشمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مهدی رحیمی سیرتش نه درحقیقت صورت دنیایی اش ماه را شرمنده ی خود می کند زیبایی اش می چکد نهج البلاغه
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:46 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

سیرتش نه درحقیقت صورت دنیایی اش
ماه را شرمنده ی خود می کند زیبایی اش
 
می چکد نهج البلاغه ازلب پایینی اش
می چکد آیات قرآن از لب بالایی اش
 
لحظه لحظه خیر او حتما به مردم می رسد
آن کسی که «جامعه»بوده دم لالایی اش
 
«جامعه»«عجِّل فرج» به به چه تلفیقی شده ست
نسبت فرزندی اش با نسبت بابایی اش
 
سیزده دیگر برای هیچ کاری نحس نیست
یازده در ذکر بالا می رود کارایی اش
 
نوکر اربابم و یک بخش از آقایی ام 
ریشه دارد بی برو برگرد در آقایی اش
 
طعم توحید و امامت را به هم آمیخته
نیمه ی مکّی او با نیم سامرّایی اش
 
هرقَدَر که خسته باشی بعد از آن دیوارها
رو براهت می کند یک استکان از چایی اش
 
از حرم برگشته می داند که وقت بازگشت
چایی دوم دو چندان می شود گیرایی اش
 
چونکه تنها می روی هرگز به سامرّا نرو
چون خجالت می کشد تنهایی از تنهایی اش

مهدی رحیمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پر پرواز گشودی و مهیا شده ای زهر افتاده بجانت که چنین تا شده ای؟ زندگانی تو ترکیب هزاران داغ اس
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:46 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

پر پرواز گشودی و مهیا شده ای

زهر افتاده بجانت که چنین تا شده ای؟

 

 زندگانی تو ترکیب هزاران داغ است

آنچه اجداد تو گشتند تو یکجا شده ای

 

 کمرت خم شده و تاب و توانت رفته

باهمین دست به دیوار چو زهرا شده ای

 

 سالها مثل علی خانه نشینت کردند

خوب همدرد غم و غربت مولا شده ای...

 

 جگرت مثل حسن سوخته صدپاره شده

آه با آتش این زهر مداوا شده ای

 

چه شده با تو که دائم بخودت میپیچی

لحظه آخر خود مثل معما شده ای

 

 هی زمین خوردی و کل بدنت خاکی شد

مثل از اسب زمین خوردن آقا شده ای

 

 هرچه آمد به سرت تیر به قلبت که نخورد

سنگ باران وسط هلهله آیا شده ای؟

 

 راستی پیرهنت را ز تنت دزدیدند

راستی از اثر تیغ مجزا شده ای؟

 

بی هوا نیزه فرو بین دهانت کردند؟

زیر و رو در ته گودال تو با پا شده ای؟

 

زخم شلاق نشسته به تن دختر تو؟

چقدر خون جگر از زخم زبان ها شده ای؟

 

 راستی در وسط طشت سرت را بردند؟

 بسوی خواهر خود گرم تماشا شده ای؟

 

سید پوریا هاشمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محسن حنیفی او اهل گریه بود و دو چشم نجیب داشت با نام مجتبایی اش انسی عجیب داشت اوهم کریم بود و به هن
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:43 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

او اهل گریه بود و دو چشم نجیب داشت
با نام مجتبایی اش انسی عجیب داشت
 
اوهم کریم بود و به هنگام بخششش
خو شید و ماه یا که ستاره به جیب داشت
 
آری تمام اهل مقاتل نوشته اند
دشمن هم ازعنایت و لطفش نصیب داشت
 
مثل حسن حرم به مزارش وفا نکرد
دیدم که صحن خاکی و قبری غریب داشت
 
بوی گلوله میدهد آن صحنها ولی
روزی شبیه کرببلا عطر سیب داشت
 
دستم به سمت چاک گریبان خویش رفت
وقتی که نام او به لبش عندلیب داشت
 
او دست خاک زلف پریشان خود نداد
بالا سرش به جای سنان او طبیب داشت
 
وقتی که زهر پا به روی سینه اش گذاشت
فرزند او به روی لب امن یجیب داشت
 
ابن الرضای سوم این خانواده هم
مرثیه ای شبیه به یابن الشبیب داشت
 
خاکی شده است صورت گلدسته های او
یعنی که میل روضه ی خدالتریب داشت
 
از روی نیزه ها سراو خورد بر زمین
این روضه سخت بود و فراز و نشیب داشت

 

محسن حنیفی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتی امام عصر ما امشب عزادار است برپایی این روضه ها واجب ترین کار است پیراهن و شال عزا مولا به تن دا
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:42 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وقتی امام عصر ما امشب عزادار است

برپایی این روضه ها واجب ترین کار است

پیراهن و شال عزا مولا به تن دارد

امشب تمام عرش با آقا عزادار است

بی جرم و تقصیری به زندان شد امامِ ما

یوسف به زندانی شدن آیا سزاوار است؟

زندان برای عاشقان خلوتگه خوبی است

هر روز، روزه... هر شبش دیدارِ دلدار است

ای کاش قدری معتصم شرم و حیا می کرد

اصلا که گفته او ز آقا دست بردار است؟

با زهرِ کاری، عاقبت زهر خودش را ریخت

این روضه ی زهر و جگر الحق که دشوار است

از ترسِ رسواییِ خود از این جنایت ها

در هر کجا پشت سرش گفتند: "بیمار است..."

مردی که هر شب تا سحر غرق عبادت بود

این چند روزه تا سحر از درد، بیدار است

رنگش دگرگون می شود هر بار از دردش...

...پهلو به پهلو می کند، هرچند ناچار است

در این دم آخر شنیدم کعبه هم می گفت: 

بیچاره من که قسمتم هجرانِ از یار است

در سامرا بوی مدینه می رسد انگار

آقا به یاد محسن و خونِ به دیوار است

در بسترش هر شب سؤال از مادرش می کرد

مادر چرا پس بسترت اینقدر گلدار است؟

در جست و جوی علت آن سینه ی مجروح...

...حالا شده خیره به در، در فکر مسمار است

میخواست تا یک جرعه ی آبی بنوشد که

افتاد از دستش قَدح، از بس که تب دار است

این جا پسر سیراب کرد آخر امامش را

در کربلا شرمندگی سهم علمدار است

سر منشأ هر روضه ای از روضه ی زهراست

گرچه مصیبت در دل تاریخ بسیار است

 

شاعر : محمد جواد شیرازی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نگاه کن که مرا غربتت کجا انداخت مرا حوالی بازار سامرا انداخت گدای شهر شمایم گدای لطف شما خدا به گر
چهارشنبه 10 دي 1393 ساعت 12:41 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نگاه کن که مرا غربتت کجا انداخت

مرا حوالی بازار سامرا انداخت

گدای شهر شمایم گدای لطف شما

خدا به گردن من منصب گدا انداخت

ز غربت حرمت کل سینه ام زخم است

نگاه کن که غمت روی سینه جا انداخت

مجاوران حریمت تمام ناصبی اند

مرا همین غم عظما به ابتلا انداخت

غم اسیریتان هم شبیه روضه ی شام

عحیب نوکرتان را ز دست و پا انداخت

برای غربتتان شعر کم سروده شده

مرا حکایتتان یاد مجتبی انداخت

مشخص است از این قافیه که آخر یار

ز سامرا دل مارا به کربلا انداخت

اگر چه کاسه به لبهای تو اصابت کرد

ولی به جان لب شاه چوب را انداخت

و روضه ی کفن و غسل و دفن و تشییع ات

مرا به یاد شه و یاد بوریا انداخت

تمام ایل و تبارم فدای روضه ی تو

حسین مهر تو را در دلم خدا انداخت

شاعر : امیرعلوی"پلک تر"

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-شهادت آقای سامرا چقدر ناتوان شدی خیلی شبیه مادر خود قدکمان شدی عمری اسیر طعنه و
سه شنبه 09 دي 1393 ساعت 11:21 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-شهادت

 

آقای سامرا چقدر ناتوان شدی

خیلی شبیه مادر خود قدکمان شدی

عمری اسیر طعنه و زخم زبان شدی

تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی

چون مادرت زمان جوانی تو میروی

دور از مدینه حضرت جانان چه میکنی؟

یوسف،جدا ز خیمه کنعان چه میکنی

تنها غریب گوشه زندان چه میکنی

ابن الرضا به حلقه شیران چه میکنی

حتی درندگان به تو تعظیم میکنند

اینجا تو را نیامده تکریم میکنند

دور از مدینه ای سفرت سخت میگذشت

ای آسمان به بال و پرت سخت میگذشت

باگریه ها به چشم ترت سخت میگذشت

آقا چقدر بر جگرت سخت میگذشت

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای

هی میخوری زمین و ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت

شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت

اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

آتش کسی به خرمن نیلوفرت نزد

اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند

مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

خاکی شده است موی سرت گریه میکند

این ظرف آب بر جگرت گریه میکند

برروی دامن پسرت دست و پا مزن

اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

آقا سلام بر تو و دریای تشنه ات

این کاسه میخورد روی لبهای تشنه ات

یاد حسین می دمد از نای تشنه ات

دادی سلام بر لب بابای تشنه ات

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده

آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد

شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکرتو بی امان نخورد

سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن

بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

بی تو وقار خواهر تو مستدام ماند

با احترام آمد و با احترام ماند

پوشیده از نگاه خواص و عوام ماند

وای از زنی که در وسط ازدحام ماند...

احساس های خواهری اش لطمه خورده بود

حتی غرور روسری اش لطمه خورده بود

 

محمد جواد پرچمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسگری(ع)-شهادت مردِ جوان دارد وصیت می‌نویسد می‌گرید و ذکر مصیبت می‌نویسد دنیا برای رحم
سه شنبه 09 دي 1393 ساعت 11:20 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسگری(ع)-شهادت

 

مردِ جوان دارد وصیت می‌نویسد

می‌گرید و ذکر مصیبت می‌نویسد

دنیا برای رحمت او جا ندارد

آه این غریب از رفع زحمت می‌نویسد

از شرح حال خود سخن می‌راند اما

انگار در توصیف غربت می‌نویسد

کاتب ندارد این امیر از بس که تنهاست

از درد خود در کنج خلوت می‌نویسد

غربت درِ این خانه را از پشت بسته است

مهمان ندارد؛ جای صحبت، می‌نویسد

خمس و زکات شیعیان را می شمارد

سهم فقیران را به دقت می‌نویسد

در چند خط می‌گوید از حج و ثوابش

این بند را با اشک حسرت می‌نویسد

پیش از نمازِ واپسینش رو به قبله

از خاطراتش چند رکعت می‌نویسد

زندان به زندان با نماز و روزه و عشق

دربان به دربان درسِ عبرت می‌نویسد

حتی برای خشم شیرانِ درنده

با چشم‌هایش از محبت می‌نویسد

بعد از شکایت از جفای این زمانه

در سر رسید فصل غیبت می‌نویسد ـ

من زود دارم می‌روم اما میایم

با احتیاط از رازِ رجعت می‌نویسد

می‌نوشد آب و یاد اجدادش می‌افتد

با رعشه از آزار شربت می‌نویسد

سر را به پای طفل گندمگون نهاده است

بر طالعش حکم امامت می‌نویسد

فردا خلیفه بر درِ این خانه با زهر

از مرگِ او جای شهادت می‌نویسد

بازارهای سامرا خاموش و گریان

بر در حدیثِ حفظِ حرمت می‌نویسد

با دست‌های کوچکش یک طفلِ معصوم

نام پدر را روی تربت می‌نویسد

 

انسیه سادات هاشمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسن عسکری(ع)-شهادت امام عسگری آن آفتاب کشور جان سپرد چند ورق نامه بر ابوالادیان که ای ز کار تو
سه شنبه 09 دي 1393 ساعت 11:19 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسن عسکری(ع)-شهادت

 

امام عسگری آن آفتاب کشور جان

سپرد چند ورق نامه بر ابوالادیان

که ای ز کار تو راضی خدا و پیغمبر

برو مدائن و این نامه‌ها به مره بر

نگاه‌دار حساب سفر خود از امروز

که مدت سفرت هست پانزده شب و روز

به شهر سامره چون باز آمدی به امید

مرا به عالم دنیا دگر نخواهی دید

تو چون به سامره آیی من از جهان رفتم

به سوی فاطمه در گلشن جنان رفتم

سوال کرد که ای حجت خدای ودود

پس از تو رهبر خلق جهان چه خواهد بود؟

بگفت رهبری شیعه را کسی دارد،

که بر جنازه ی من او نماز بگزارد

سؤال کرد که برگو علامتی دیگر

که بیشتر بشناسم امامم ای سرور

جواب داد که باشد ولی حّی ز من

کسی که از تو بخواهد جواب نامۀ من

دوباره گفت که دیگر علامتی فرما

که مشتبه نشود امر کبریا، برما

امام گفت: پس از من بود امام زمان

ندیده هر که بگوید که چیست در همیان؟

غرض به امر ولّی خدا، ابو الادیان

گرفت راه مدائن به دیدۀ گریان

به روز پانزدهم باز شد به سامرا

چه دید، دید که شور قیامت است بپا

شنید ناله و فریاد و اماما را

که کشت معتمد دون عزیز زهرا را

امام یازدهم کشته شد ولی مظلوم

بروزگار جوانی شد از جفا مسموم

به بوستان جنان رفته در بر پدرش

نشسته گرد یتیمی بر چهرۀ پسرش

بنا گه از طرف معتمد رسید خطاب

کند نماز بر آن کشته جعفر کذّاب

پرید رنگ ز بیم از رخ ابوالادیان

بگفت وای مرا، پس چه شد امام زمان؟

چو خواست جعفر کذّاب لب بنطق آرد

بر آن وجود مقدس نماز بگذارد

که ماه از دل ابر اُمید پیدا شد

ز گرد ره پسر آن شهید پیدا شد

مهی که بود جمالش ز حدّ وصف برون

به گیسوان مجعّد بروی، گندم‌گون

مهی که مهر جهانتاب خاکسارش بود

نشسته گرد غم و غصه بر عذارش بود

مهی سرشک روان از دو چشم خونبارش

که خال هاشمیش بود، زیب رخسارش

مهی که طلعت او جلوۀ دگر می‌کرد

زبند بند وجودش پدر پدر می‌کرد

سلام گفت بسی آن تن مطهّر را

کشید سخت به یکسو لباس جعفر را

گشود غنچۀ لب گفت: من سزاوارم

که بر جنازۀ بابم نماز، بگزارم

نماز خواند به جسم پدر در آن هنگام

که روز جعفر و روز خلیفه آمد شام

پس از نماز ندا داد یا ابالادیان

جواب نامه بده گرچه واقفم از آن

جواب نامه به مولاش داد و گفت نهان

هزار شکر خدا را که شد عیان دو نشان

فتاده بود به فکر نشانۀ سوم

که آمدند گروهی به سامرّه از قم

به دست فردی از آن قوم بود یک همیان

هزار اشرفی اندر درون آن پنهان

چو خواست جعفر از آن مالها به دست آرد

قدم به اوج مقام امام بگذارد

امام گفت پس از من امام خلق کسیست

که ناگشوده بگوید درون همیان چیست؟

چو دید جعفر آنان ز راز آگاهند

به خشم گفت: ز من علم غیب می‌خواهند

شدند مردم قم سخت مات و سرگردان

که شد به جانبشان خادم امام زمان

بگفت: بین شما نامه‌ایست با همیان

که هست نامه و همیان خود از فلان و فلان

هزار اشرفی زر به کیسه جا دارد

ده اشرفی است کز آن روکش طلا دارد

چو صدق گفته خادم بدبد ابوالادیان

بگفت شکر خداوندگار، این سه نشان

خداگو است که مهد امان ما، مهدی است

به حق حق که امام زمان ما مهدی است

کسی که کور از آن مشعل فروزان مرد

به جاهلیّت پیش از نزول قرآن مرد

بلی امام زمان گرچه بود خون جگرش

نماز خواند به جسم مطهّر پدرش

ز سینه‌ام به فلک آه آتشین افتاد

دلم به یاد دل زین العابدین افتاد

چو دید پیکر بابش فتاده بر روی خاک

برهنه در وسط آفتاب آن تن پاک

نداد خصم امانش نماز بگزارد

و یا که پیکر او را به خاک بسپارد

نگاه بر تن صد پارۀ پدر می‌کرد

تو گوئی آنکه ز تن روح او سفر می‌کرد

بگفت زینبش ای شمع بزم خودسازی

چه روی داده که با جان خود کنی بازی؟

مگر نه حجّت حقّی تو از چه بیتابی؟

اراده کرده به سوی بهشت بشتابی؟

بگفت: عمّه چه سان طاقتم بجا باشد

مگر نه این بدن حجت خدا باشد

مگر که باب من از خاندان قرآن نیست؟

مگر حسین در این سرزمین مسلمان نیست؟

به خاک گشت نهان جسم کشتگان پلید

در آفتاب بود پیکر امام شهید

ز دود آه شده روز خلق، شب "میثم"

قسم به جان پیمبر ببند لب "میثم

 

غلامرضا سازگار

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مرد جوان دارد وصیت می‌نویسد می‌گرید و ذکر مصیبت می‌نویسد دنیا برای رحمت او جا ندارد آه این
سه شنبه 09 دي 1393 ساعت 11:8 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

مرد جوان دارد وصیت می‌نویسد

می‌گرید و ذکر مصیبت می‌نویسد

 

دنیا برای رحمت او جا ندارد

آه این غریب از رفع زحمت می‌نویسد

 

وقتی که شرح حال خود را می‌نگارد

انگار در توصیف غربت می‌نویسد

 

کاتب ندارد این امیر از بس که تنهاست

از درد خود در کنج خلوت می‌نویسد

 

غربت درِ این خانه را از پشت بسته است

محرم ندارد؛ جای صحبت، می‌نویسد

 

خمس و زکات شیعیان را می شمارد

سهم فقیران را به دقت می‌نویسد

 

در چند خط می‌گوید از حج و ثوابش

این بند را با اشک حسرت می‌نویسد

 

پیش از نمازِ واپسینش رو به قبله

از خاطراتش چند رکعت می‌نویسد

 

زندان به زندان با نماز و روزه و عشق

دربان به دربان درسِ عبرت می‌نویسد

 

حتی برای خشم شیرانِ درنده

با چشم‌هایش از محبت می‌نویسد

 

بعد از شکایت از جفای این زمانه

در سر رسید فصل غیبت می‌نویسد…

 

…من زود دارم می‌روم اما میایم

با احتیاط از رازِ رجعت می‌نویسد

 

می‌نوشد آب و یاد اجدادش می‌افتد

با رعشه از آزار شربت می‌نویسد

 

سر را به پای طفل گندمگون نهاده است

بر طالعش حکم امامت می‌نویسد

 

فردا خلیفه بر درِ این خانه با زهر

از مرگِ او جای شهادت می‌نویسد

 

بازار سامرّا سیه‌پوش است و خاموش

بر سردرش از حفظِ حرمت می‌نویسد

 

با دست‌های کوچکش یک طفلِ معصوم

نام پدر را روی تربت می‌نویسد

 

انسیه سادات هاشمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام عسکری ع ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6


تعداد صفحات : 4


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان