close
مجتمع فنی تهران
شهادت امام جواد ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:3 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
پروردگار جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به حز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها


محمد حسین رحیمیان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


وقتی ورودیه حرم باب الجوادست
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:3 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وقتی ورودیه  حرم باب الجوادست
یعنی سر آغاز کرم باب الجوادست

زهرا از این در در حرم پا میگذارد
پس علت چشم ترم ، باب الجوادست

اصلا مسیر قدسیان و فرشیان و
این خاندان محترم باب الجوادست

انگار صحن العتیق و انقلابش
هر جا که رفتم ، لاجرم ، باب الجوادست

نه مست انگور و می ناب و شرابم
مستم از اینکه در سرم باب الجوادست

بهر پریدن  آسمان باشد ، نباشد
انگیزه ی بال و پرم باب الجوادست

نقشى که مانده از درو دیوار مشهد
در چشم های بر درم ، باب الجوادست

گاهی مسیر گریه هایم کربلا و
مشکل گشای دیگرم باب الجوادست

وقتی که دست از هرکجا کوتاه باشد
قطعا امید آخرم باب الجوادست

دیوارها شهر مرا محصور کردند
اما همه دورو برم باب الجوادست

در لحظه ی جان دادنم ، تنها امیدم
در لحظه های آخرم باب الجوادست

هر کس به هر حاجت که آمد ، دعوت اوست
وقتی ورودیه حرم ، باب الجوادست


نرگس غریبی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


روضه شهادت امام جواد(ع) _ ایمان دهقانیا یک جوان غریب و یک شهری که ز پیر و جوان مقابل اوست مَحرم هرکسی
شنبه 13 شهريور 1395 ساعت 10:23 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روضه شهادت امام جواد(ع)

یک جوان غریب و یک شهری
که ز پیر و جوان مقابل اوست
مَحرم هرکسی همسر اوست
همسر این جوان ، قاتل اوست
.
چو دلت که به داغ خون کردند
جگرت را به زهر پاشیدند
ناله از زجر زهر میکردی
و به هر ناله ی تو خندیدند
.
آنچنان زهر ، زهر خود را ریخت
که به جسمت دگر توان نرسد
پشت در هلهله بپا کردند
که صدایت به این و آن نرسد
.
ای بهار رضا ،خزان شده ای
تو کجا و نشانه ی پیری؟
وسط حجره ی غریبی خود
داری انگار روضه میگیری
.
روضه ای از جفای همسر خود
از غم غربتت سخن داری
هِی به یاد مدینه می افتی
زیر لب ذکر یا حسن داری
.
از لبت ، پاره پاره ی جگرت
لخته لخته بر آستین می ریخت
پیش لبهای تشنه از عطشت
کاسه ی آب بر زمین میریخت
.
پیکرت را کشان کشان تا بام
تا که بردند، رفته ای از حال
یادت افتاد روضه ای دیگر
« سر گودال تا ته گودال »
.
پیکر تو سه روز بر روی بام
این خودش انتهای درد و غم است
باز هم جای شُکرش هست
بر روی بام ، ریگ داغ کم است
.
خواهرت نیست تا ببیند که
ز قفا از تن تو سر بزنند
فاصله کم کنند و یک قدمیت
نیزه ها را دقیق تر بزنند
.
سَرِ آخر کفن شدی آقا
بوریایی دگر نشد کفنت
سرِ پیراهن تو دعوا نیست
و ده انگشت هست در بدنت

.
ایمان دهقانیا

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


شعر شهادت️ حضرت امام جوادالائمه (ع) از درِ باب المرادت هر که داخل میشود رحمتی بی واسطه از عرش ناز
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:43 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر  شهادت️  حضرت  امام  جوادالائمه (ع)

از درِ باب المرادت هر که داخل میشود
رحمتی بی واسطه از عرش نازل میشود

با ضریحت طبع شعر هر کسی گُل میکند
هر که می آید حرم انگار دعبل میشود

هر گدای بی نوایی که نشسته گوشه ای
با سخاوتهای بی حدت مقابل میشود

گر نگاهی بر دل یک بی سوادی افکنی
دفعتا مانند توضیح المسائل میشود

گریه گریه ، ناله ناله ، ضجه ضجه ، آه آه
کسب حال نوکری اینگونه حاصل میشود

روضه خوانی روضه خواند و مجلسی بر پا شد و
با خروش اشکها ، این بزم ، کامل میشود

در میان حجره ات از درد می پیچی به خود
ناله هایت باعث عیش اراذل میشود

در جواب آب آبت کاسه ی آبی شکست
روی خاک حجره اشکت میچکد ، گِل میشود

این طرف فرزند زهرا در عطش میسوزد و
آن طرف ذکر کنیزانِ تو کِل کِل میشود

با چنین وضعی فقط دل می رود کرب و بلا
روضه هایم در گریز ، اینگونه مایل میشود ...

اصلا انگاری شب هشتِ محرم آمده
روضه های یک جوان آتش بر این دل میشود

بک پدر بر روی جسم یک پسر افتاده است
تا به جایی که نفس هم سخت ، مشکل میشود

یک پسر شد اربا اربا ، قطعه قطعه ، ریز ریز
یک پدر هم شامل درد مفاصل میشود

داغ اکبر کشت آقا را ... نه شمر و خنجرش !!
روضه های این جوان در اصل ، قاتل میشود


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


شعر شهادت️ حضرت امام جوادالائمه (ع) کریم اگر که نباشد گدا عزا دارد، جواد آنکه سخا و بسی عطا دار
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:41 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر  شهادت️  حضرت  امام  جوادالائمه (ع)

 کریم اگر که نباشد گدا عزا دارد،  
جواد آنکه سخا و بسی عطا دارد،

فدای تو شوم ای رحمت وسیع خدا،
گدای درگهت از جود تو بقا دارد،   

 چه کرده ای!که شدی تو جواد آل عبا،
خوش آنکه دل به ولای تو مبتلا دارد،

مدد نما تو بر این سائلی که غمزده است

و در میان دو عالم فقط تو را دارد،

نشسته پشت درت این گره به کار مدام

امید یک نظر از جانب شما دارد،

تو منشاء همه حسنی و معدن برکات،   
یگانه ای و خدا مثل تو کجا دارد،  

زوسعت کرمت عاقلان زپا ماندند،  
کدام؟ فاضل دنیا چنین سخا دارد،  

صفای بارگهت دلپذیر و بی وصف ست،   
که عطر و رایحه ی جنت الولا دارد،   

کسی که زائر قبر تو میشود آقا،  
مقام و جایگهی همچو اولیا دارد،

پس از زیارتتان یک حلاوتی دلچسب،
زیارت نجف و شهرکربلا دارد،  

جوادی و همه مهمان سفره ات هستند،
سخاوت از نمک دست تو بها دارد،

رضا آهی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مناجات و شهادت سلام می دهم از دور من به محضرتان چه کرده با دل من مرقد منورتان تو عادتت
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:39 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مناجات و شهادت

 

سلام می دهم از دور من به محضرتان

چه کرده با دل من مرقد منورتان

تو عادتت کرم است ای جواد اهل البیت

شده است عادت من هم گداییِ درتان

تو جنس غربتت از جنس غربت حسن است

میان خانه و غربت ؟ امان ز همسرتان

عجیب بود که یک زهر دو هدف را سوخت

نخست جسم تو و بعد قلب مادرتان

دلیل همهمه کردن به پشت در این بود

به گوش ها نرسد تا صدای آخرتان

خدائی باز هم این غیرت کبوترها

که مرهمی شده بر زخم جسم پرپرتان

به روی بام به جسم تو سایه گستردند

که لااقل نخورد آفتاب پیکرتان

به خاک دید تو را فاطمه خدا را شکر

ندید حداقل روی نیزه ها سرتان

مسیر روضه به کرببلا مشخص شد

سخن ز نیزه شد و رأس جد اطهرتان

مصیبت دو جوان اهل بیت را سوزاند

یکی غم تو و دیگر علیِ اکبرتان

عطش نصیب تو شد جای شکر آن باقیست

که خنجری نشد آقا نصیب حنجرتان

 

مهدی مقیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مدح اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست بین تمام صحن
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح

 

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست

پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح

جایی به باصفائی باب المراد نیست

 

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مدح و شهادت ...که پرسش همه‌ی خلق را مجاب کنی سؤال‌های عبث مانده را جواب کنی خدا تو را ب
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و شهادت

 

...که پرسش همه‌ی خلق را مجاب کنی

سؤال‌های عبث مانده را جواب کنی

خدا تو را به همین خاک بی‌خبر آورد

که رو به جهل زمین و زمان، عتاب کنی

که زخم زخم دلت را مدام بشماری

شمار غفلت این خلق را حساب کنی

که در جوانی خود لحظه لحظه پیر شوی

گناه مردم را محو در ثواب کنی

شبیه سیل شدی کوچه کوچه در تن خاک

که خانه خانه‌ی تضلیل را خراب کنی

چقدر خسته شدی، ماه مهربان نهم!

که آسمان را دلگرم آفتاب کنی

ولی بس است همین یک دو روز کافی بود

که خون دل بخوری، سینه را کباب کنی

صدای همهمه از عرش می‌­رسد امشب

فرشتگان دعا را که مستجاب کنی

به پیشواز تو با رخت سبز می‌­آیند

که از ملال زمین دیگر اجتناب کنی

خدا برای تو ای مرد! سخت دلتنگ است

خدا کند که برای خدا شتاب کنی

شراب ناب شهادت به جام منتظر است

اگر هرآینه لب تشنه، قصد آب کنی...

بلند شو! چه نشستی؟ شب شهادت توست

شتاب کن که به خون جگر خضاب کنی

 

سودابه مهیجی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محسن ناصحی
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم

ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم

پیرو جوان نداشت که یک نور واحدید

در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم

کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند

در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم

گودال و بام ، مرز قبول شهادتند

راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم

شمشیر و زهر هردو جگر پاره می کنند

دل خون و دل کباب ، تو ماندی حسین هم

در روضه هی کرببلا جانگدازتر

داغ از غم رباب ، تو ماندی حسین هم

هرگز نمیرد آنکه از او زنده ایم ما

پس با همین حساب ، تو ماندی حسین هم

 

محسن ناصحی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام جواد(ع)-شهادت باز هم بر دل مظلوم شرر افتاده باز هم شعلۀ زهری به جگر افتاده اینهمه زجر بر این ج
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:36 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

باز هم بر دل مظلوم شرر افتاده

باز هم شعلۀ زهری به جگر افتاده

اینهمه زجر بر این جسم جوانش ندهید

وسط حجره جواد است به سر افتاده

دست و پا میزند و هادی خود را خواند

جوهر صوت رسایش ز اثر افتاده

آب شد پیکرش از زهر به دادش برسید

به خدا جان امامت به خطر افتاده

هلهله نیست جواب نفس آخر او

به چه جرمی گل زهرا  ز نظر افتاده

حجت حضرت سبحان به تمسخر انگار

گیر بی حرمتی چند نفر افتاده

صاحب عرش الهی ست شده خاک نشین

یاد آشفتگی جدش اگر افتاده...

جگر تشنه او ذکر انا العطشان داشت

از دل حجره به گودال گذر افتاده

این بدن زیر سم اسب نرفته اما

نظرش بر تن مظلوم  دگر افتاده

زیر لب روضه شمشیر و سنان میخواند

یاحسین گوید و با دیدۀ تر افتاده

بعد کشتن چه کند با تن بی جان جواد

بر زبان همه یک تازه خبر افتاده

اهل کوچه خبر از نعش سر بام دهند

چقدر بر بدنش سایه پر افتاده

کربلا روضه اش اما بخدا بر عکس است

چقدر بر بدنش تیغ و تبر افتاده

ریختند از همه سو بر تن صد چاک حسین

گذر فاطمه بر نعش پسر افتاده

خواهرش آمد و با پیکر بی سر میگفت:

بر تنت نیزه شکسته چقدر افتاده

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت بر شعله ی جگر، نم باران می آورند باران نبود، دیده ی گریان می آورند با هلهله کنار
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:35 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

بر شعله ی جگر، نم باران می آورند

باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند

در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند

این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است

مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی

رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن

نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو

هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان

ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد

از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز

ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش

حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید

افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن

پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن

در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام

او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است

در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود

یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد

با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود

جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد

نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد

داغی شبیه غارت خون خدا نشد

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت- دودمه به تسلای دل فاطمه که صاحب عزاست شیعه همدرد رضاست هادی از داغ پدر زمزمه اش
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:35 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت- دودمه

 

به تسلای دل فاطمه که صاحب عزاست

شیعه همدرد رضاست

هادی از داغ پدر زمزمه اش وا ابتاست

شیعه همدرد رضاست

***

تو امیر کاظمینی و رئوفاً بالعباد

یا ابا الهادی جواد

حضرت مشگل گشا ادرکنی یا باب المراد

یا ابا الهادی جواد

***

تشنه لب از پا فتادی چون غریب کربلا

یا جواد ابن الرضا

می زدی در حجرۀ در بسته مادر را صدا

یا جواد ابن الرضا

 

محمود ژولیده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت كبوترانه نگاهش به سمت بالا بود سفر براى دل خسته اش مهیا بود كبوترى كه فقط شوق پر
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:34 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

كبوترانه نگاهش به سمت بالا بود

سفر براى دل خسته اش مهیا بود

كبوترى كه فقط شوق پركشیدن داشت

میان خانه خود هم غریب و تنها بود

خزان، كنار نفس هاى او قدم مى زد

بهار، گمشده در چشم هاى دریا بود

چه حس و حال عجیبى دوباره باران داشت

كه سوز حنجره از ناله اش هویدا بود

نماز غربت خود را شكسته برپا كرد

 اگرچه یك دلِ سیر آشناى غم ها بود

در آن فضاى نفس گیر بى وفایى ها

كه انعكاس صدایش به حجره پیدا بود-

مراد اهل نظر ،لحظه هاى آخر را

میان بستر خود بى قرارِ زهرا بود

چراغ عاطفه با موج اشك روشن شد

نگاه ماه نهم ،سمت عرش اعلى بود

 

محمد مهدی عبدالهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر چشم هایم می زند بارانِ نم نم بیشتر تو جوادی و کر
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:34 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر

چشم هایم می زند بارانِ نم نم بیشتر

تو جوادی و کرامت با تو معنا می شود

پس دخیل حاجت باب المرادم بیشتر

همسر نامهربان خیلی اذیت می کند

هرچه او نامهربان تر، شدت غم بیشتر

روی خاک حجره می پیچی به خود آقای من

ناله هایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر

مادرت زهراست آقا آمده بالا سرت

قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر

از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل می شود:

زهر هر چه تلخ تر، سوز جگر هم بیشتر

این عطش ، این گریه ها، این خنده های زهر دار

شد بساط روضه ات حالا فراهم بیشتر

یک طرف این ناله ها، یک سو صدای هلهله

می کنم در روضه ات یاد مُحرّم بیشتر

 

وحید محمدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت سن و سالی نداشتی اما درد، همسفره ی تنت شده بود غربت از این بزرگتر هم هست؟! همسرت
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:33 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

سن و سالی نداشتی اما

درد، همسفره ی تنت شده بود

غربت از این بزرگتر هم هست؟!

همسرت نیز دشمنت شده بود

 

جگرت پاره پاره در خون و

روبه روی تو یک طبق انگور

موذیانه مدام می خندید

چشم های کنیزکان از دور

 

عطش از چشم های کم سویت

روی لبهای خشک خاک چکید

چشم می بستی و عبایت را

پر و بال فرشتگان بوسید

 

ذوب کرده تمام عمرِ تو را

آتش دور بودن از پدرت

این حکایت هنوز هم باقیست

درد را ارث می برد پسرت

 

سالها بار جهل این مردم

کرده خم پشت خاندان تو را

شیعه یک روز می دهد پاسخ

هتک حرمت به آستان تو را

 

شیعه یک عمر منتظر مانده

که علمدار منتقم برسد

آخرین بند شعر من باید

که به دستان معتصم برسد

 

زهرا سادات دهقانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت اُفتاده است رویِ زمین و برابرش لبخند می زند به تقلاش همسرش اُفتاده است رویِ زمی
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:32 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش

لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او

اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او

از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن

خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید

از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد

کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای

تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها

از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر

با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش

**

سخت است فکر این غم و سخت است باورش

مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش

 

حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام جواد(ع)-مناجات و مرثیه لطف تو بی ‌واسطه دریای جودت بی‌کران عالمی از فهم ابعاد وجودت ناتوان ص
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:31 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مناجات و مرثیه

 

لطف تو بی ‌واسطه دریای جودت بی‌کران

عالمی از فهم ابعاد وجودت ناتوان

صورت و سیرت... نه اصلاً عمرت از مضمون پر است

ماه گندمگون! غریب خانه! مولای جوان!

چاه‌های خشک با دست تو جوشان می‌شدند

ای نگاهت مثل چشمه! ای دلت آتشفشان!

روز حسرت هیچ‌کس حسرت نخواهد خورد تا

بخشش ابن الرضایی تو باشد در میان

داستان عمر تو کوتاه بود اما نبود

لحظه‌ای تاریخِ نور از ردپایت بی‌نشان

یوسفی اما عزیز خانه‌ات هم نیستی

یا سلیمانی که شأنش را نمی‌فهمد زمان

دوستانت بی‌وفایی... دشمنانت خون دل...

آشنای طعنه‌ای از کودکی... از این و آن

نامتان را شیعیان گاهی به قصد... بگذریم

ما چنین گفتیم تا وا شد دهان دیگران

از قضا من هم جواد بن الرضایم گر چه باز

بین ما فرق است مولا از زمین تا آسمان

 

محمد جواد الهی پور


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مدح و مناجات امشب دلم لبریز احساسی جدید است آقا غلامت در دو عالم روسفید است ذکر قنوتم
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:30 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و مناجات

 

امشب دلم لبریز احساسی جدید است

آقا غلامت در دو عالم روسفید است

ذکر قنوتم «یا جواد ٱلاجودین» شد

دادی مرادم را اگر این دل مرید است

انداختم حرز تو را بر گردن خود

عشق تو در نزدیکی ِ حبلُ ٱلورید است

نقش نگینت بود "نِعمَ ٱلقادرَ ٱللّه"*

این افتخار ِ سنگ زیبای حدید است

دستان پر مهرت مرا محتاج کرده

با دست خالی رد کنی؟! از تو بعید است

ذریّهٔ دردانهٔ سلطان طوسی

گفتیم در وصفت: شهید إبن شهید است

باب ٱلجواد مشهدم را دوست دارم

آنجا برای قفل حاجاتم کلید است

مولای گندمگون؛ نقاب از چهره بردار

نه! برنداری! چشم بعضی ها پلید است

از علم بی حدّ تو مأمون غرق حیرت

در محضرت علّامه از خود ناامید است

جانم فدای جای جای کاظمینت

نذر تو چندین آیه قرآن مجید است-

یاسین و ٱلرحمن و حمد و قل هوَ ٱللّه

می آیم و هنگامهٔ وعده وعید است

إذن از تو میخواهم مدد از مادر تو

پابوسی ات وٱلله که عید سعید است

خادم فراوان داری اما چند سالی ست

ذکر لبم؛ -ایکاش ما را می خرید- است

تفسیر حُسن عاقبت یعنی همین که؛

پایینِ پایت مرقد شیخ مفید است!

 

*منتهی الامال.ص۸۹۹

 

مرضیه عاطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مدح و شهادت او رحمت رحیم جواد الائمه بود... می داد از کرامت خود بر همه امید هرکس که رفت
جمعه 12 شهريور 1395 ساعت 10:27 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و شهادت

 

او رحمت رحیم  جواد الائمه بود...

می داد از کرامت خود بر همه امید

هرکس که رفت محضر او دیده می شود

در سایه ی عنایت او درد ناپدید

من درک کرده ام خودم این نکته را که هست

نام جواد بر همه ی قفلها کلید

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب

قبله... مراد...  شهره به مِهر است و من مرید

وقتی جواد قافیه شد با مراد ما

ما را برای خویش مریدانه آفرید

برشانه داشت بارغم غربتی قدیم

روی لبش ترانه ی یاحی و یاشهید

مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است

پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

باید به پای روضه ی این سرور صبور

سر را شکست ... گریبان ز غم درید

کف می زدند با نفس آتشین او

چندین کنیز پست زنا زاده ی پلید

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام

آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید

سر را گذاشت گوشه ی حجره به روی خاک

گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید

نه دیده ی ملائکه نه دیده ی فلک

از این غریب تر به خدا محتضر ندید

 

مجتبی روشن روان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-مدح و شهادت ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زند روبروی گنبد تو نوح زانو می زند صحن و ایو
پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت 9:18 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-مدح و شهادت

 

ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زند

روبروی گنبد تو نوح زانو می زند

صحن و ایوان تو را جبرییل جارو می زند

شمع عمرت در جوانی از چه سو سو می زند

بار دیگر شعله در محصول جان افتاده است

در تبار مرتضی داغ جوان افتاده است

ذکر مظلومیّتت در شهر پر آوازه شد

در جوانی رشته ی عمر تو بی شیرازه شد

زهری آمد رخنه کرد و درد بی اندازه شد

زخم های کهنه ی آل پیمبر تازه شد

باز یا رب بی وفاییِ زنی در اهل بیت

روضه های مجتبی و زهر همسر، اهل بیت

زهر گاهی چند سالی با جگر سر می کند

رفته رفته مرغ روحت را کبوتر می کند

گاه زهری در جگرها کار خنجر می کند

قلب ها را پاره و جان را مکدّر می کند

در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تو را لب تشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تنت بی تاب شد

تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد

آب هم چون کربلا در خانه ات نایاب شد

ذکر لبهایت"علی این تشنه را دریاب" شد

وقت مردن،جرعه آبی بر جگرها خوشتر است

آب خوردن اصلاً از دست پسرها خوشتر است

همچو بسمل! وای بر من، می زدی تو دست و پا

هلهله می کرد دشمن، می زدی تو دست و پا

در سرای خویش اصلأ، می زدی تو دست و پا

بشکند دستان آن زن، می زدی تو دست و پا

ای شب قدر رضا، قدر تو را نشناختند

پیکرت را روی بام خانه ات انداختند

سایه سار پیکرت، بال کبوترهای شهر

گریه کن های غمت، چشمان مادرهای شهر

سینه زن های شما دستان خواهرهای شهر

پیکر تو دفن شد مانند پیکرهای شهر

کربلا امّا تنی عریان به روی خاک ماند

داغ یک سینه زنی در سینه ی افلاک ماند

***

 

امیر عظیمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شهادت امام جواد (علیه سلام) تویی که جود و عطا بر امام ها داری چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟ جواد فاط
پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت 9:16 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهادت امام جواد (علیه سلام)

تویی که جود و عطا بر امام ها داری
چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟

جواد فاطمه ارث از کریم او بردی
غریب خانه شدن را ز مجتبا داری

اگر که زهر زمینت زده است، می دانم
به سینه مثل حسن داغ کوچه را داری

صدای هلهله و رقص و پایکوبی ها
نمی گذاشت بگویی به دل چه ها داری

شرار زهر لبت را چقدر خشکانده!
به حجره روضه ی عطشان کربلا داری

تنت رها شده است پشت بام خانه، بناست
سه روز روضه ی ارباب را به پا داری

سلام ای تن بی سر، سر بدون بدن
چرا درون تنور و به نیزه جا داری؟

تو روی نیزه حواست به عمه ها بوده
تو سایه بر سر بی روسری ما داری...

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


با دلی پرغم سیه پوش عزایت میشوم آستان بوس حریم باصفایت میشوم
چهارشنبه 10 شهريور 1395 ساعت 8:15 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا جواد الائمه ادرکنی

 

با دلی پرغم سیه پوش عزایت میشوم
آستان بوس حریم باصفایت میشوم


از دعای حضرت زهرا(س)و لطف بی حَدش
باز هم مهمان بَزم روضه هایت میشوم


تا که حرف از کاظمین و مرقد تو میشود
جان تو بَدجور دلتنگ هوایت میشوم


چشم را می بَندم و همراه کفترهای طوس
زائر بارانی صحن و سرایت میشوم


پشت سر باب الجَواد و روبرو باب المُراد
هر طرف رو میکنم غرق عطایت میشوم


پَرشکسته میکِشم خود را به سمت و سوی تو
مُعتکف در گوشه ی ایوان طلایت میشوم


نوید طاهری


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 13


روزدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست خواب خوش کردن حرامش میشود تا
سه شنبه 09 شهريور 1395 ساعت 18:2 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روزدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست
مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست

خواب خوش کردن حرامش میشود تا به ابد
هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست

تو نگفته میدهی و ما نگفته میرویم
مطلقا اینجا نیاز خواهش بسیار نیست

هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی
هیچکس لطفش به ما جزتو به این مقدار نیست

هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست
هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست

هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی
در مقام قرب سن و سال که معیار نیست

فرش زیر پای خود را هم به سائل داده ای
تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست

کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو
محضر جد و نواده کارها دشوار نیست

مشت میکوبیدی از غمهای مادر بر زمین
آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست

سالها گفتی به اشک چشم و باسوز جگر
حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست


 سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد زشت است پیش چشمها افتاده باشد ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند روی زم
سه شنبه 09 شهريور 1395 ساعت 17:59 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد
زشت است پیش چشمها افتاده باشد

ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند
روی زمین بی سر صدا افتاده باشد

تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد
مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد

انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند
در حجره اش آقای ما افتاده باشد

در راه پشت بام میبیند مصیبت
پیکر که بین پله ها افتاده باشد

هرجا بیوفتد روزگارش کربلاییست
فرقی ندارد که کجا افتاده باشد

ای وای اگر در ازدحام سخت گودال
روی تنی سرنیزه ها افتاده باشد

این آبرودار قبیله ست و روا نیست
عریان دراین صحرا رها افتاده باشد


سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دَمِ “بٰابُ الجواد” زانو زده زائرت خوابه یا که بیداره ؟ چشماش اذن دخول میگیرن قدماشو توی حرم میذار
شنبه 21 آذر 1394 ساعت 12:53 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دَمِ “بٰابُ الجواد” زانو زده
زائرت خوابه یا که بیداره ؟
چشماش اذن دخول میگیرن
قدماشو توی حرم میذاره

شده خیـره چشاش به گنبدِتو
داره می لرزه و میــاد سمتت
بسکه لحظه شماری کرده آقا
قدماشو دیگــه نمی شماره
.
اونکه می فهمه پیش کی اومده
کاربا هیچ کی جز خودت نداره
اونی که ثروتش تویی ، دلشو
به امانتداری نمی سپاره
.
قاطیه سیلِ زائرا میشه و
می ندازه بارشو رو سنگ حرم
آخه از این و اون شنیده ، رضا
—هوای دلشکسته ها رو داره
.
شک نداره یه ذرّه به کرمت
مطمئنّه جوابشو تو می دی
قول مردونه داده ، تو حرمت
خیلی حرفا رو بر زبون نیـــاره
.
وقتی که میرسه دم ضریحت
بهتر از هر زمانی می فهمه
برکت از دستای تو می ریزه
رحمت از چشمای تو می باره
.
پَرای چوب گردگیری شونو
خیلی آروم روی سرش میکِشن
تو همون حالِش از خدا میخواد
—خادماتو واسَت نگهداره
.
هی میون شلوغی میره عقب
باز میاد تا ضریحتو ببوسه
عاشق اینجوریه که تا نمیره
دست از عشق ، بر نمیداره
.
اون که هر جایی رفته میدونه
که کسی جز تو نیس “یا سلطان”
یاره روزای سخت و بی کسی و
چـــاره ی آدمای بیچـــاره
.
داره تیره خلاصشو می زنه
شک نداره که حاجتش رو میدی
از “جوادُ الائـــمّه” وقتی بگه
دیگه صابخونه ، نه نمیّاره
.
محمّدقاسمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتش رسیده است که عرض ادب کنیم وقتش رسیده حال بکایی طلب کنیم وقت عزا و گریه و اندوه و ماتم است امشب ع
دوشنبه 23 شهريور 1394 ساعت 12:40 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام جواد (ع)

 

وقتش رسیده است که عرض ادب کنیم
وقتش رسیده حال بکایی طلب کنیم


وقت عزا و گریه و اندوه و ماتم است
امشب عزای اشرف اولاد آدم است


شور قیامت است که گویا به پا شده
زیرا عزای حضرت ابن الرضا شده


او که برای عالم و آدم طبیب بود
حتی میان خانه ی خود هم غریب بود


خواهر نداشت تا برسد پیش پیکرش
مادر نبود تا که کند گریه در برش


از درد زهر کل تنش تیر می کشید
خونابه از لبش به کف حجره می چکید


در وقت احتضار کسی کف نمی زنند
هنگام دست و پا زدنش دف نمی زنند


اما امان ز ظلم و جفای کنیزها
گم شد صداش بین صدای کنیزها


در لحظه های آخر خود بی شکیب بود
او غصه دار روضه ی شیب الخضیب بود


با اینکه تشنه بود ولی نیزه ای نخورد
در بام خانه پیرهنش را کسی نبرد


شکر خدا که دختر او را کسی نزد
با کعب نیزه خواهر او را کسی نزد


خیلی حسین در ته گودال خسته بود
قاتل به روی سینه ی آقا نشسته بود


شمر از صدای ناله ی زهرا حیا نکرد
در قتلگاه گیسوی او را رها نکرد


علی سپهری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


به لطف خــدایِ جوادالائــمّه گدایم ، گـــدایِ جوادالائــمّه غریبم نخوانید یاایّهاالنّاس شدم آشن
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:49 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به لطف خــدایِ جوادالائــمّه
گدایم ، گـــدایِ جوادالائــمّه

غریبم نخوانید یاایّهاالنّاس
شدم آشنایِ جوادالائــمّه

 

رسیدم به آزادگی تا دلم شد
اسیــرِ ولایِ جوادالائـــمّه

ازآن صورت گندمین بوی گندم
گرفتــه هوایِ جوادالائـــمّه

رضایِ خُدایِ امامِ رضا را
بِـجُوْ در رضـایِ جوادالائـــمّه

اگر عاشقی هر نفس مثل سایه
برو در قفایِ جواد الائـــمّه

تو و جنّت و قصر و حور،آی زاهد
من و خـاک پــایِ جوادالائــمّه

مَلَـک در لباس کبوتر می آید
به ایوانْ طلایِ جوادالائـــمّه

نه تنها فلک،عرش هم تکیه داده
به گلدسته هایِ جوادالائــمّه

شمیم دل انگیز مشهد می آید
ز صحن و سرایِ جوادالائـــمّه

در این آخر ماه ذی القعده باید
بسوزم برایِ جوادالائـــمّه

مرا بیمه ام می کند تا مُحرّم
لباسِ عــزایِ جوادالائـــمّه

زنی بود و ظلم و دَف و پایکوبی
عطش بود و نایِ جوادالائـــمه

در حجره را بسته اند، آه خانه
شده کــربلایِ جوادالائــــمّه

بریده بریده ، شکسته شکسته
می آید صدایِ جوادالائــــمّه

دم العطش شد دم وا حسینا
عوض شد نوایِ جوادالائـــمّه

شبیه حسین ، آه آبش ندادند
صدا زد ، بمیرم جوابش ندادند

محمّدقاسمی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


داغِ تنهاییِ تو دیده ای از ما تر کرد جگر سوخت و از ما جگری پرپر کرد ستم اینگونه روا نیست، به دشمن حتی
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:49 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

داغِ تنهاییِ تو دیده ای از ما تر کرد
جگر سوخت و از ما جگری پرپر کرد

ستم اینگونه روا نیست، به دشمن حتی
که دلِ سنگ و جفا کار چنین همسر کرد

 

(ام فضل)است؟نه ام الفتن است این نا زن
کاینچنین زهر به کامِ نوه ی کوثر کرد

در جواب “جگرم سوختِ” تو میخندید
کج دهانی به جگر گوشه ی پیغمبر کرد

دست و پا میزنی و یاد حسین افتادم
روضه را اسم حسین است که دردآور کرد

با گریزی دلم از حجره به گودال رسید
نیزه ی در دهن شاه مرا مضطر کرد

بدنی رفت به بام و بدنی ماند زمین
لشگری نیّت غارت ز تنی بی سر کرد

بدنی دست نخورد و بدنی پا خورده
بدنی را سم ده اسب پریشان تر کرد

یکی عمامه،یکی خود،یکی شال و عبا…
ساربان هم هوس بردن انگشتر کرد

شاعر؟؟؟؟


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بردیا محمدی زهری تمامیِ جگرش را گرفته بود از او توانِ مختصرش را گرفته بود پروانه در هجوم ملخ ها پرش
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:47 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

زهری تمامیِ جگرش را گرفته بود
از او توانِ مختصرش را گرفته بود

پروانه در هجوم ملخ ها پرش شکست
آتش تمام بال و پرش را گرفته بود

از درد مثل حضرت زهرا خمیده شد
با دست های خود کمرش را گرفته بود

رقص و صدای هلهله های بلندشان
تأثیرِ دادِ پر شررش را گرفته بود

غیر از کنیزها که کسی یاورش نشد!
یک عدّه پست دور و برش را گرفته بود

دور از مدینه، غربت بغداد را چشید
ارث غریبیِ پدرش را گرفته بود

شکر خدا نه پیرُهنش دست خورده بود
نه نیزه ای تمام پرش را گرفته بود

***

در پیش چشم مادرِ پهلو شکسته ای
شمر از قفا سرِ پسرش را گرفته بود

با ضربه های ممتدِ او، استخوان شکست
در پیش خواهری که سرش را گرفته بود

 

بردیا محمدی

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


در کنارت خواهرت جان دادنت را دید ؟! نه روی خاک حجره تشنه ماندنت را دید ؟! نه زیر دست و پا نماندی و تنت
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:47 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در کنارت خواهرت جان دادنت را دید ؟! نه
روی خاک حجره تشنه ماندنت را دید ؟! نه
زیر دست و پا نماندی و تنت عریان نشد
روی رحل نیزه قرآن خواندنت را دید ؟! نه


محمد کیخسروی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


محسن حنیفی میان هلهله سینه مجال آه نداشت برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت درست مثل فدک پاره پاره شد
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:46 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت

درست مثل فدک پاره پاره شد جگرش
شبیه مادر خود حال رو به راه نداشت

میان حجره کسی وقت احتضار نبود
چرا که فاطمه هم طاقت نگاه نداشت

بگو به آب که پاکی همیشه دعوی اوست
به تشنه ای نرسیدن مگر گناه نداشت

سپاه حرمله در پشت در به صف بودند
حسین بود و عطش، یک نفر سپاه نداشت

نبود نیزه به دیوار تکیه زد یعنی
پناه عالمیان بود و خود پناه نداشت

برای کشتن او زهر بی اثر می ماند
میان سینه اگر داغ قتلگاه نداشت

برای غربت او چشم هیچ کس نگریست!!
کبوتر حرمش اشک ذوالجناح نداشت

محسن حنیفی

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


سید جواد میر صفی و جنس درد تو از جنس روضه ی حسن ست غریب خانه ی خود! ، غربت تو در وطن ست چگونه و به چه ق
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:46 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

و جنس درد  تو از جنس روضه ی حسن ست
غریب خانه ی خود! ، غربت تو در وطن ست

چگونه و به چه قیدی؟ چه نام باید داد؟
به ام فضل و به جعده اگر رباب زن ست

زبان به شکوه گشوده ست زهر و می داند
که این دو روح و دو تن نیست، بلکه یک بدن ست

همیشه خون جگر نقش بسته بر دل تشت
چنان که زینت هر باغ، سبزی چمن ست

اگر چه با حسن افتاده روی درد دلت
ولی حسین هم این بین با تو هم سخن ست

گریز روضه اگر ناگزیر از غم اوست
حدیث اشک و غم دیده ی اباالحسن ست

شدند بر تن تو سایبان کبوترها
هنوز روی زمین، آفتاب، بی کفن ست

سید جواد میر صفی

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


ایمان کریمی در این آشفته حالی در دل حجره قدم می زد و تاریخ این سری داغ عظیمی را رقم می زد خدا باید ت
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:45 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

در این آشفته حالی در دل حجره قدم می زد
و تاریخ این سری داغ عظیمی را رقم می زد


خدا باید تو را مدحت کند، این کار شاعر نیست
چرا که دست و پا بسته ز تو شاعر قلم می زد


تمام روزهای بودنت پر بود از مضمون
وجودت روی قلب عالمی هر شب علم می زد


و جبرائیل در عرش خدا پیش ملائک تا -
- دم صبح از نگاه سبز زهرائیت دم می زد

غریبی آنقدر که طعنه های همسرت آن روز
مسلّم طعنه بر سوز و مرارت های سم می زد


تو حال تشنه ها را خوب میدانی، که مداحی -
- گریزی از مصبیت های تو سمت حرم می زد


حرم؛ آری همانجایی که می گویند در صحرا
زنی فریاد می زد واحسینا، لطمه هم می زد

ایمان کریمی

 


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


محمود مربوبی خاکستر وجود مرا میدهد به باد سنگینی عزای تو یا حضرت جواد تشنه، میان خانه ی خود دست و پا
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:45 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

خاکستر وجود مرا میدهد به باد
سنگینی عزای تو یا حضرت جواد
تشنه، میان خانه ی خود دست و پا زدی
یک جرعه آب، همسر تو، دست تو نداد
***

زهری که ذره ذره تنت را مذاب کرد
خونی به قلب فاطمه و بوتراب کرد
سوزانده تر ز زهر جفا، ظلم همسر است
غربت میان خانه، دلت را کباب کرد
***

پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست
اینجا کسی به فکر امام غریب نیست
وقتی که پای بغض علی در میان بُوَد
جسم امام و هلهله، اصلاً عجیب نیست
***

گرچه به لب رسیده نفسهای آخرت
لب تشنه ای، شبیه لب جدّ اطهرت
اما هنوز یاد گل یاس پرپری
یاد مدینه کرده ای و یاد مادرت
***

در پیچ و تاب بودی و می دید ام فضل
بر اشک و ناله های تو خندید ام فضل
گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است
دیگر سر تو را که نبرّید ام فضل
***

هم نیت بریدن زیر گلو نکرد
هم اینکه نیزه بر دهن تو فرو نکرد
خندید بر نوای جگر سوز تو، ولی
با پای خویش، جسم تو را زیر و رو نکرد
***

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود
در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود
شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان
آنجا به فکر غارت انگشتری نبود

محمود مربوبی

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن پ
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:43 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش
تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست
این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان ز دست و پا زدنت کیف می کنند
طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست
پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا
گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد
برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین آبروی خویش را مبر
زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عبااست بردن این جسم زینبا
با گوشه های معجر خود بر زمین مکش

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آشفتگی همیشه به دستان باد نیست علم زیاد هیچ به سن زیاد نیست باید چگونه از تو بگویند شاعران؟ بازار ش
یکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت 15:42 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آشفتگی همیشه به دستان باد نیست
علم زیاد هیچ به سن زیاد نیست

باید چگونه از تو بگویند شاعران؟
بازار شعر – وصف تو باشد – كساد نیست

وقتی كه در هوای تو پرسه نمی زند
دیگر دل كبوتر این صحن شاد نیست

وقتی كه اهل خانه به تو زهر می دهند
دیگر به دستهای كسی اعتماد نیست

كم نیست در حریم تو چون " امّ فضل " ها
اما كسی میان كریمان " جواد " نیست

مرضیه فرمانی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


افتاده بين حجره و آبش نمي دهند ميگويد آب آب و جوابش نمي دهند اين قوم جاهلي که به دست امام خويش آب از ب
جمعه 20 شهريور 1394 ساعت 12:41 | بازدید : 51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا امام جواد (ع)

 

افتاده بين حجره و آبش نمي دهند
ميگويد آب آب و جوابش نمي دهند


اين قوم جاهلي که به دست امام خويش
آب از براي کسب ثوابش نمي دهند


حاجت به آبِ روي زمين ريختن نبود
يک رو به قبله را که عذابش نمي دهند


از بسکه کف زدند و شده هلهله به پا
ماندم درون خانه عروسي است يا عزا


در کودکي اي آنکه زدي مشت بر زمين
حالا به جاش آمده زهرا بيا ببين


تو از شنيده هاي غمش قد خميده اي
اکنون ببين هرآنچه که قبلا شنيده اي


در پشت درب بسته ي حجره نشسته است
يك مادري كه خسته و پهلو شكسته است


مادر تلاش كرد ولي درب بسته را
دست شكسته اش نتوانست وا كند


اين پشت در نشسته يا افتاده از نفس
دستش بلند شد پسرش را دعا كند


ميگفت اي خدا نكند مثل كربلا
اين بار هم كسي سري از تن جدا كند


آمين فوج فوج كبوتر بلند شد
تا سايه اي براي تنت دست و پا كند


لب تشنه ، دست وپا زده است مانده بي پناه
اين حجره جلوه ايست ز گودال قتلگاه

 

حمید کریمی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 20


یا جواد الائمه ادرکنی ذکرروی لبان من هرگاه میزنم دم زغربت آقا میزنم دم دلت شود آگاه ******** غربتی
شنبه 06 تير 1394 ساعت 14:28 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا جواد الائمه  ادرکنی

ذکرروی لبان من هرگاه

میزنم  دم  زغربت آقا

میزنم دم دلت شود آگاه

********

غربتی که دل مراسوزاند

نه من حتی ستاره هم سوزد

اگرم  غم  فرو کشد بازم

دل من ازدوباره هم سوزد

********

سوزش من کجا وسوزش او

سوزش یک جگرزآتش زهر

دل  او را به غم فروبرده

بی وفایی و نامردی شهر

********

نه برون جای اوبود نه درون

همه ی این دیار ناامن است

نه کنارش بود یک مَحرَم

هرپیاده،سواره ناامن است

********

نه به کوچه امان به او میدند

نه به خانه  دگر امان دارد

نه کسی دیده حالتی مضطر

این چه حال است این جوان دارد

********

مگر او پور بخشش ورأفت

پاره  ای از تن رضا نَبوَد

این چنین خونه دل به جانش شد

به خداوند حق  سزا  نبود

********

ازچه روزهرکین به اودادند

گُنه اومگر به جزخوبیست

کارمامش دگرازاین پس غم

وعزاداری وبه سرکوبیست

********

جگرش را به تاب افکندند

درحجره رارویش بستند

به غم وناله اش میخندند

این زنانی که نانجیب هستند

********

نه به اوآب میدهند نه دوا

که دگرتشنه لب جان  ندهد

مثل جّدغریب ومظلومش

جان خودراهم این چنان ندهد

********

بعدازاین که زجسم اوجان رفت

بدنش را به پشت بام  بردند

که سه روزی به زیر آفتاب

بعد جان جسم اوهم آزردند

********

اما با این همه غم واندوه

دل من ناله ازدگر دارد

ازغم شاه  دشت کرببلا

ناله هاوفغان به سردارد

********

ازغم غربت وغریبی اش

از غم  خشکی  لبان او

از غم  جسم ارباً اربا

که شده ازجفا جوان او

********

ازغم راس از بدن رفته

از غم بوریا و بی کفنی

ازغم سیلی وکتک هایی

که دل شب زدن به یاسمنی

 

مجتبي دسترنج

موضوعات مرتبط: شهادت امام جواد ع ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


ای دلبر در آشنا ، مولا جواد ابن الرضا یک دم نظربنمابه ما، مولا جواد ابن الرضا ای جود تو جود خدا،ای
شنبه 06 تير 1394 ساعت 14:27 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای  دلبر درد آشنا ، مولا جواد ابن الرضا

یک دم نظربنمابه ما، مولا جواد ابن الرضا

ای جود تو جود خدا،ای خادمت اهل سما

لطفی نما براین گدا، مولا جواد ابن الرضا

تو وارث پیغمبری،هم سروری هم دلبری

آرام جان مادری ، مولا جواد ابن الرضا

                 عشقت به سرمی پرورم،نامت همیشه میبرم

ای اول وای آخرم، مولا جواد ابن الرضا

راهت بود برمن هدف،ای قلب عالم راشعف

ای گوهراَندَرصدف، مولا جواد ابن الرضا

توخالق شوری وشین،ای بهترین عالمین

ای بررضا نوردوعین، مولا جواد ابن الرضا

                هستی بودبردست تو،ارض وسماهم مست تو

هستی من ازهست تو، مولا جواد ابن الرضا

ای در ره جانان  فدا، کردند  با زهر جفا

ازکینه وعصیان تورا، مولا جواد ابن الرضا

آقا غمت بسیار بود،هم  تعنه و آزار بود

غم برسرت آواربود، مولا جواد ابن الرضا

آتش زدن برحاصلت،برحاص وآب وگلت

بگرفته ازاین غم دلت،مولا جواد ابن الرضا

درحجره جسمت نیمه جان،کردند قوم کافران

حتی ندادندت امان ، مولا جواد ابن الرضا

بعدازجفاهای مدام، بگرفت ازجسمت زمام

بردندجسمت پشت بام، مولا جواد ابن الرضا

چون جّدپاک واطهرت،خورشیدسوزاندپیکرت

ای من فدای آن سرت، مولا جواد ابن الرضا

اما شما  را  سایبان ، دادند  بال  کفتران

ای وای برحال زمان، مولا جواد ابن الرضا

در کربلا نه سایبان، ای وای براین ناکسان

میتاختند برجسم وجان، مولا جواد ابن الرضا

 

مجتبي دسترنج

موضوعات مرتبط: شهادت امام جواد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام جواد(ع)-شهادت شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم کسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردم که از ه
جمعه 04 مهر 1393 ساعت 18:29 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام جواد(ع)-شهادت

 

شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم

کسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم

من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردم

که از هر ناله می جوشد هزاران درد پنهانم

میان حجرۀ در بسته مثل شمع، می گریم

مگر با قطرۀ اشکی شود تر چشم گریانم

تمام عمر با تنهائی و غربت گرفتم خو

ولی وقت شهادت مادرم زهراست مهمانم

که دیده صید، دست و پا زند، صیاد کف بر کف

اَلا صیاد من صید توام دیگر مسوزانم

اَلا ای آه، از زندان تنگ سینه بیرون شو

که من با ناله داد خویش از صیاد بستانم

گهی نام محمّد بر لبم گه یا رضا گویم

کهی رو به مدینه گه بود سوی خراسانم

شریک زندگی گردیده قاتل، خانه ام مقتل

انیسم اشک چشم و حجرۀ در بسته زندانم

مرا کشتی دگر شادی مکن ای دختر مأمون

گرفتم نیستم فرزند پیغمبر، مسلمانم

ز سوز خود سرودن سوز دل دادم تو را (میثم)

که خورده نظم تو پیوند با اشک محبّانم

 

غلامرضا سازگار
موضوعات مرتبط: شهادت امام جواد ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 7


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان