close
مجتمع فنی تهران
بانک اشعار مذهبی حرم شاه - تقریبا هر روز به روز می شود
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
مطلب ثابت سایت
دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 ساعت 9:22 | بازدید : 519 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ارسال شعر

 

التماس دعا

 


کانال تلگرام سایت حرم شاه

تمامی اشعار به روز شده را

در تلفن همراه خود داشته باشید

telegram.me/harameshah2

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 32
|
مجموع امتیاز : 139


در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:54 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود

میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود

ما بین کربلا و همین روضه های ما
تا حشر بود فاصله زینب اگر نبود

بین صبور های جهان در کتاب ها
یک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبود

ذخرالحسین بود برای مسیر شام
در قصه ی مباهله زینب اگر نبود

از شام تا به کوفه از این بیشتر یقین
پا می گرفت آبله زینب اگر نبود

قطعا پیام کرببلا جاودان نبود
یک پای این معادله زینب اگر نبود

صبر سکینه نیز به سر می رسید زود
در کوچه ها محصل زینب اگر نبود

کشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بود
در شام و کوفه ساحل زینب اگر نبود

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ناله بزن ؛ با ناله از گودال لشگر را ببر
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:53 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ناله بزن ؛ با ناله از گودال لشگر را ببر
زینب بیا ، این شمر با پا رفته منبر را ببر

چون مادر خود بر کمر چادر ببند ای شیر زن
از زیر دست و پای این مردم برادر را ببر

این فرصت پیش آمده دیگر نمیاید به دست
دامن کشان، دام‍ن بیاور با خودت سر را ببر

ناله بزن ، فریاد کن ؛ اما همه ش بی فایده است
این شمر- از اینجا نخواهد رفت ؛ مادر را ببر

ای لشگر بی آبرو اینگونه عریانش مکن
پیراهنش را بر زمین بگذار ، معجر را ببر

انگشتری که ضربه خورده درنمیاید ز دست
جایش النگوی من و این چند دختر را ببر

من در میان این شلوغی خیمه را گم کرده ام
از بین نامحرم بیا عباس خواهر را ببر

علی اکبر لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


بخدا که عجیب میچسبد
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:36 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بخدا که عجیب میچسبد
سفر کاظمین بعد نجف

محمد حسن بیات لو


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


افتاده است روی زمین درد میکشد
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:36 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بسم‌الله الرحمن الرحیم

شهادت_حضرت_موسی_بن_جعفر_ع
یا_باب_الحوائج
باب_المراد



افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها


کنج سیاه چاله به این فکر می کند
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دردی شدید سوی دو پهلوش می رود
وقتی که یاد فاطمه و کوچه می کند


لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد


گر چه میان مَحبس تاریک مانده بود
اما چه خوب شد که کنارش کسی نبود
با یاد عمه زینب خود زار می زند
وقتی که دست بسته کنارش سکینه بود



محمدحسن بیات لو


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت 17:36 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به خاک پای مولی الموحدین ،
یعسوب الدین ، امیر المومنین ،
اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب(ع) :
.
.
.
.
.
غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بوَد اولین ، بوَد آخرین ، شَهِ مسلمین ، شَهِ مومنین
برو در صفاتِ خدا ببین ، نه علی خدا که خدا علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!
.
.
.
محسن_کاویانی
.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بال و پر سوخته را پا بزنی، می افتد
سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت 1:26 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بسم_الله_الرحمن_الرحیم

 بمناسبت شهادت امام کاظم (ع)

 

بال و پر سوخته را پا بزنی، می افتد
شکر، چشمت به دل همچو منی می افتد

تو که کوکش نکنی حس نوشتن دارد
مرغ عشق تو ز ساز دهنی می افتد

در یسار عطر دمت گر که دهن باز کند
در یمین آهِ اویس قرنی ، می افتد

بعد منزل نبود در سفر روحانی
عشق تو در دل یار یمنی می افتد

 یاد لیلا نکنم من ز جنون می میرم
زخم برداشته در وادی خون می میرم

موسیِ شهر ، عصای تو کجا افتاده؟
کشتی عمر تو در موج بلا افتاده؟

آنقدر زخم ز زنجیر به تن داری که
 رد خون تن تو در همه جا افتاده

آن قدر لاغر و کم جثه شدی، ظالم گفت:
مرد عمامه به سر مثل عبا افتاده

 باز صد شکر که با اینهمه بیداد و ستم
سر تو روی دو زانوی رضا افتاده

سر تو روی دو زانوی رضا افتاده
کی سر پاک تو در طشت طلا افتاده

مثل یعقوب، تو در کلبه ی احزان ننشین
سر به دیوار نزن ، گوشه زندان ننشین

 تو که خود رازق خلقی و جهان در کف توست
 روز را منتظر تکه ای از نان ننشین

تو که خود آبروی خاکی و خود بارانی
اینهمه گریه نکن اینهمه حیران ننشین

 در دلت شوق وصال است وصال معشوق
پس بیا صبر نکن در پی درمان ننشین

زود برخیز که قلب همه آرام شود
نکند قسمت تو طعنه و دشنام شود

آه.... دشنام..... ببین یاد چه ها افتادم؟!!!
یاد آن حادثه در شام بلا افتادم

عمه ات گفت حسین جان و همه خندیدند
 باز یک هفته من از آب و غذا افتادم

زیانحال حضرت زینب (س):

شام تا صبح به پای غم تو آب شدم
حال پیش سرت ای ماه لقا افتادم

من که یاد رخ تو در همه جا افتادم
رسم دنیاست، اگر از تو جدا افتادم

روز را با غم تو شب نکنم می میرم
 من به پای سر تو تب نکنم می میرم

جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


بر شوره زار قلبها باران می آید
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:43 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

 

بر شوره زار قلبها باران می آید
بر دردهای بی دوا درمان می آید

دستان پشت پرده ی خلق است حیدر
روزی رسان عالَم امکان می آید

چشم زمین روشن به روی صاحبش شد
شأن نزول سوره ی انسان می آید

قبل از نبی کعبه بغل کرده علی را
بر جسم سرد کعبه حالا جان می آید

هم باطن یاسین و هم اُمّ ُالکتاب است
آیات مدح اوست در قرآن می آید

"ما خاک پای بچه های بوترابیم"
خیلی به نوکرهاش این عنوان می آید

باقی نمی ماند گناهی و سیاهی
تا عشق حیدر در دل ویران می آید

در سینه ام باشد غم عالم غمی نیست
پای ضریحش غصه ها پایان می آید

هم هوش و هم دل می برد ایوان طلایش
عاقل از ایوان نجف حیران می آید

شاعر نشد...نوکر نشد... کلبش که هستم
حتما به کارش یک سگ دربان می آید

او وعده داده، دلخوشی من همین است
در لحظه ی جان دادنم جانان می آید

مرضیه نعیم امینی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


يوسف گمگشته باز آيد ، اگر ثابت شود
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:42 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

يا صاحب الزمان (عج)

يوسف گمگشته باز آيد ، اگر ثابت شود

در فراقش مثل يعقوبيم و حسرت ميخوريم ...

حامدفروغي


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4


خسته ام از جمعه ها ، اين جمعه هاي انتظار
شنبه 26 فروردين 1396 ساعت 11:42 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یاابن الحسن ع

خسته ام از جمعه ها ، اين جمعه هاي انتظار

جمعه ها را دوست دارم ، با حضورت اي بهار ...

 

حامد فروغی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 16


آقای دنیایی و این عالم ، گدایت
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:5 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح و مرثیه حضرت علی اصغر (علیه السلام)




آقای دنیایی و این عالم ، گدایت
ای جان به قربان صدای "خنده" هایت

ما که دخیل بند قنداق تو هستیم
محتاج دستان تو و لطف دعایت

اینکه تو را "باب الحوائج" خوانده یعنی...
کار "خدا" بوده فقط ، مدح و ثنایت

"کافر" ، "مسلمان" می شود با روضه ی تو
نام تو کرده "دشمنان" را هم "هدایت"

"پیغمبران" هم گریه کردند از غم تو
این جمله را بسیار دیدم ، در "روایت"

اسلام ، از خون گلویت جان گرفته
بر جان دین "حق" نشسته رد پایت

تو معنی " ذبح عظیم " کربلایی
کرده خدا " کل خلایق " را فدایت

طاقت نیاوردی بمانی بین خیمه
مثل عمو شد ، لحظه ای حال و هوایت

بر "نیزه" رفتی تا ببینی مادرت را
وقتی که با بی طاقتی میزد صدایت

"مدح" تو را هم "روضه ات" از یاد ما برد
چشمان ما "ابری" است این شب ها برایت

لالای دستان " ربابه " ، رفتی آخر...
ای جان به قربان صدای "گریه" هایت


پوریا_باقری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


اين آستان كه هست فلك سايه افكنش
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:5 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مدح حضرت زهرا(س):

اين آستان كه هست فلك سايه افكنش
خورشيد شبنمي است به گلبرگ گلشنش

تا رخصت حضور نيايد شب طلوع
مهتاب از ادب نتراود به روزنش

جاري است موج معجزه جويبار غيب
در شعله شقايق صحراي ايمنش

اينت بهشت عدن كه دور از نسيم وحي
بوي خدا رهاست به مشكوي و برزنش

كو محرمي كه پرده ز راز سخن كشد
دارد زبان ز سبزه توحيد سوسنش

تا زينت هماره هفت آسمان شود
افتاده است خوشه پروين ز خرمنش

سر مي‌نهد سپيده دمان پاي بوس را
فانوس آفتاب به درگاه روشنش

جاي شگفت نيست كه اين باغ سرمدي
ريزد شميم شوكت مريم ز لادنش

روز نخست چون گل اين بوستان شكفت
عطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش

محتاج نقش نيست كه گردد بلند نام
گوهر، جهان فروز بر آيد ز معدنش

اينجاست نور آينه عصمتي كه بود
بر نقطه نگين نبوت نشيمنش

هم باشدش بهار رسالت در آستين
هم مي‌چكد گلاب ولايت ز دامنش

مرد آفرين زني كه خليلانه مي‌شكست
بتخانه خلاف خلافت ز شيونش

از سدره نيز در شب معراج مي‌گذشت
حرمت اگر نبود عنانگير توسنش

تا كعبه را ز سنگ كرامت نيفكند
از چشم روزگار نهانست مدفنش

احرامي زيارت زهراست اشك شوق
يا رب نگاهدار ز مژگان رهزنش

دارم گواه كوتهي طبع را به لب
بيتي كه هست الفت ديرينه با منش:

"من گنگ خوابدیده و عالم تمام كر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش"


استاد خسرو احتشامی


 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


مردِ میدان نشَست در خانه
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:4 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی (ع)

مردِ میدان نشَست در خانه
با تمامِ حماسه سازی ها
همه دیدند او چه تنها شد
چون نبود اهلِ حزب بازی ها

اصلِ بغضِ خوارج از این بود
که ریا در مرامش اصلاً نیست
راه و رسمِ علی فقط عشق است
یقه را سفت و کیپ بستن نیست

به یتیمانِ شهر نان میداد
سینه اش بود کوهی از غم ها
غرقِ شورِ نمازِ شب بودند
در همان وقت ابن ملجم ها

خونِ دل داد تندروها را
رسمِ خورشید کشتنِ شب هاست
هرکَسی مسلکش علی وار است
خارِ چشمانِ خشکه مذهب هاست

عده ای بود کارشان ، سرپوش
رویِ هر گندِ خویش بُگذارند
تا شَود حیله هایشان پنهان
مصلحت بود ریش بگذارند

غمم این است این که میدیدند
همه ی عُمْر سخت کوشی کرد
که چه ها دید و رو نکرد اصلاً
که چه ها دید و عیب پوشی کرد

سنگِ دین را به سینه کوبیدند
تا بگویند او مسلمان نیست
باشد ای شهر! بی علی خوش باش
دیگر این شهر جایِ باران نیست

وَ نشانِ فتوت و مَردی
تا همیشه فقط ازانِ علیست
شک ندارم که روزِ نامردان
روزِ میلادِ دشمنانِ علیست....
.
.
محسن_کاویانی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:3 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
پروردگار جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به حز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها


محمد حسین رحیمیان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


وقتی ورودیه حرم باب الجوادست
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:3 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وقتی ورودیه  حرم باب الجوادست
یعنی سر آغاز کرم باب الجوادست

زهرا از این در در حرم پا میگذارد
پس علت چشم ترم ، باب الجوادست

اصلا مسیر قدسیان و فرشیان و
این خاندان محترم باب الجوادست

انگار صحن العتیق و انقلابش
هر جا که رفتم ، لاجرم ، باب الجوادست

نه مست انگور و می ناب و شرابم
مستم از اینکه در سرم باب الجوادست

بهر پریدن  آسمان باشد ، نباشد
انگیزه ی بال و پرم باب الجوادست

نقشى که مانده از درو دیوار مشهد
در چشم های بر درم ، باب الجوادست

گاهی مسیر گریه هایم کربلا و
مشکل گشای دیگرم باب الجوادست

وقتی که دست از هرکجا کوتاه باشد
قطعا امید آخرم باب الجوادست

دیوارها شهر مرا محصور کردند
اما همه دورو برم باب الجوادست

در لحظه ی جان دادنم ، تنها امیدم
در لحظه های آخرم باب الجوادست

هر کس به هر حاجت که آمد ، دعوت اوست
وقتی ورودیه حرم ، باب الجوادست


نرگس غریبی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


یکی بخیل میشود یکی جواد میشود
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:2 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یکی بخیل میشود یکی جواد میشود
یکی مرید میشود یکی مراد میشود

یکی امیر میشود برای سلطنت ولی
یکی تمام عمر عبد خانه زاد میشود

از آن دری بیا که سائلت نشسته پشت آن
بدون تو که کار و بار من کساد میشود

فقیر شد کسی که روز و شب گدایی ات نکرد
کنار توست رزق و روزی ام زیاد میشود

به اعتقاد بنده تا که هست حرز نام تو
دگر کجا کسی دخیل "وان یکاد" میشود

طلایه دار رحمت کثیر و مهربانی است
کسی که از طفولیت رضانژاد میشود

ز برکت نگاه ویژه ی تو است اگر کسی
کمیت و دعبل و فرزدق و فؤاد میشود

به گریه گفتمت که میشود حرم عطا کنی ؟
نگاه ذره  پرورت جواب داد میشود

حسین میشوی و حجره ات دوباره شاهد
نزول کاف و ها و یا و عین و صاد میشود
 
گریز میزنم به کربلا ولی چه سری است
میان روضه ی تو از هلال یاد میشود

بسنده میکنم و بیش از این جلو نمیروم
که حال مادرت ز فرط گریه حاد میشود


علیرضا خاکساری


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 7


جهان ز روزِ ازل خاطری مکدّر داشت
شنبه 19 فروردين 1396 ساعت 12:0 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ولادت مولانا امیرالمومنین (علیه السلام)



جهان ز روزِ ازل خاطری مکدّر داشت
همیشه شوقِ رسیدن به روزِ محشر داشت

خبر نداشت که باید بماند و باشد...
خبر نداشت ، زمین اشتیاقِ حیدر داشت

گذشت تا که رسید آن شبِ پُر از معنا
جنابِ بنتِ اسد ، میوه ای معطّر داشت

ندا رسید که: «داخل شو ، خانه خانه ی توست
برو که کعبه برای وجودِ تو " دَر " داشت»

میانِ خانه ی کعبه چه ازدحامی بود
طواف کردنِ آنها ، مَطافِ بهتر داشت

چنان تولّدِ او با اهمیت بوده...
برای آمدنش کعبه هم ترک برداشت

به دستِ حضرتِ خاتم نشست ، حضرتِ ماه
نگاهِ مهرِ رسول ، آینه برابر داشت

صدای قلبِ علی با نبی هماهنگ است
از این به بعد ، یتیمِ مدینه یاور داشت


پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


فقیری آمده امشب برایت شعر میخواند..
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:47 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

فقیری آمده امشب برایت شعر میخواند...
به امید عطایت در هوایت شعر میخواند..
عَلِيٌّ حُبُّه ُجُنَّة و دارد اشک میریزد...
دوباره زیر ایوانت گدایت شعر میخواند...
.
یونس_چگینی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


مانده یادت بیاد خاطرها
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:47 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غزل-میلاد امام باقر علیه السلام

مانده یادت بیاد خاطرها
در دل خاطر مسافرها

ته این جاده گر بتو وصل است
خوش بحال تمام عابرها

زنده کن مرده را به یک جمله
تا که مستت شوند ساحرها

بشکاف این علوم را آقا
که مسلمان شوند کافرها

زده زانو به پای علم شما
صدهزاران هزار جابرها

هرچه داریم از کلام شماست
از همین قال قال باقرها

**

هرچه گویند باز کم گفتند
در رثایت تمام شاعرها

بی مزاری ولی حرم داری
در دل بی قرار زائرها

 

محمود یوسفی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 9


روشن تر است این پسر از ماه صورتش
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:46 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روشن تر است این پسر از ماه صورتش
گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش

ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته
معلول خیره ست به دقت به علتش

ماه تمام اول ماه رجب رسید
قد قامت الصلوة به قد و به قامتش

شد اولین محمد بعد از پیامبر
آمد ز دست های علی هم نبوتش

چون آفتاب وقت طلوع و غروب خویش
عمری نشسته کوه دو زانو به خدمتش

پلکش دلیل روز و شب است و به این دلیل
باید که کوک کرد زمان را به ساعتش

در آفتاب ظهر، زمین سایه اش کم است
خاص است قهر حجت و عام است رحمتش

از شرق تا به غرب جهان،نه بزرگتر
قلب من و تو است حدود حکومتش

قارون اگر شود همه ی عمر چون گداست
در محضر تو هرکه بنازد به ثروتش

این سو پدربزرگ حسن آن طرف حسین
باید که غبطه خورد به شکل سیادتش

بوده علی اگرچه پسرخوانده ی نبی
گشته محمد اِبْنِ علی با ولادتش

داییش قاسم است و رقیه ست عمه اش
از این مسیر رفته به زهرا شباهتش

همبازی رقیه و دلواپس عمو
شد شرح روضه مدت عمر امامتش

در ظاهرش گرفتن مجلس برای علم
در اصل شرح روضه فقط بوده علتش

تا روضه ی حسین شود زنده نُه امام
مسموم هم شوند می ارزد به قیمتش

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


ماه رجب ، ماه عبادت شد
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:45 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ماه رجب ، ماه عبادت شد
تا بنده اش را خوب دریابد
در مطلع این ماه ، خورشیدی...
بر این جهان تار ، می تابد

از آسمان ، جبریل میآید
تا دائما دور و برش باشد
بابای او از نسل ارباب و
بنت الحسن هم مادرش باشد

نامش "محمد" ، کنیه اش "باقر"
چشمان او دریایی از عصمت
من حتم دارم از قدوم اوست
ماه رجب شد ، "مایه رحمت"

"علم" از وجود او شده سیراب
آموزگار اهل "ایمان" شد
هرکس که شد بی بهره از نورش
بی بهره از آیات قرآن شد

شاگرد او صدها چو موسی و
عیسی زند زانو به درگاهش
عالم بهم میریزد از خشمش
"دوزخ" شود "جنت" ، ز یک آهش

او یادگار کربلا باشد
در قاب چشم خیس بابایش
بوی حسین فاطمه دارد
سوز و گداز این نفس هایش

پای پیاده میرود روزی
همراه طفلان ، کوفه را تا شام
هم "دست بسته" دید زینب را
هم سنگ و آتش دید ، هم دشنام


 #پوریا_باقری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مرا خیال وصالش کشیده در ندبه
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:44 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مرا خیال وصالش کشیده در ندبه
دوباره وقت قرارم رسیده در ندبه

کشیده روی سرم دست مهربانش را
همین که قطره ی اشکی چکیده در ندبه

میان زمزمه ی عاشقان یقین دارم
صدای ندبه ی من را شنیده در ندبه

به کار من که نمی آید این دو چشمی که
جمال صاحب خود را ندیده در ندبه

رسیده ام به فرازی که این دل تنگم
به سمت کرب و بلا پر کشیده در ندبه

سلام حضرت ارباب، گفتم و دیدم
که این گدای درش را خریده در ندبه


علی_علی_بیگی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هر شب اگر کبوتر دل سوی کربلاست
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:43 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهادت_امام_هادی_ع

هر شب اگر کبوتر دل سوی کربلاست

امشب مسیر رفتنش از سمت سامراست

علی_علی_بیگی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:43 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد
در شهرسامرا نشان دیگری دارد

رفته علیِّ دیگری در خیبری دیگر
تاریخ در نقلش بیان دیگری دارد

یعنی پس از «نهج البلاغه» پشت این صورت
با «جامعه» شیعه، دهان دیگری دارد

بر دشمنان آمد علی تا چاربار از نو
این زلزله هردم تکان دیگری دارد

وقت غضب گاهی شبیه زلزله اما
در رحمتش هردم جهان دیگری دارد

در خاک سامرا علیِّ چارمین آمد
این جسم دیگرگونه جان دیگری دارد

هم دوستانی مثل سلمان و ابوذر نه؛
هم اینکه قطعا دشمنان دیگری دارد

با تیغ زهرآلود،نه با زهر چونان تیغ
جان دادنش هم داستان دیگری دارد

با زهر سر می بُرّد ازلب تشنه ای، این بار؛
گودال سامرّا سنان دیگری دارد

مثل علی از جنس اصغر گونه اش اما
این قصه گویا قهرمان دیگری دارد

آن جا که غیر از اکبرش ارباب ما تازه؛
با ذبح اصغر امتحان دیگری دارد

دنیا گمان دارد که اصغر می شود سیراب
تیر سه پر اما گمان دیگری دارد

غیر از کمانش حرمله بر زجرکُش کردن
من مطمئن هستم کمان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر می بینم علی اصغر؛
انگار بر حنجر دهان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر خوردن حس شد این کودک؛
درپشت گردن استخوان دیگری دارد

درگوشه ی گودال هم غیر از سنان ارباب
با چکمه هایش میهمان دیگری دارد

پشت سر هم می زند گویا یزید اصلا
در دست هایش خیزران دیگری دارد

مهدی_رحیمی_زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خیال میکنم هربار روی ماهت را
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:43 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجات امام زمان (ارواحنا فداه)


خیال میکنم هربار روی ماهت را
نگیر از سر ما گوشه ی نگاهت را

زمان گذشت عزیزم ، تو را به مادرتان
بیا و جور کن این لشکر و سپاهت را

تمام ترسم از این است با گناه خودم
درآورم ز "نهادت" دوباره "آهت" را

قبول کن که نیایی ز دست رفته دلم
خودت درست کن این عبد رو سیاهت را

مرا ببخش ، برایت نکرده ام کاری
ببخش ، بسته گناهم همیشه راهت را



پوریا_باقری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


چون دل میان زلف کسی ساده گم شدم
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چون دل میان زلف کسی ساده گم شدم
شکر خدا اسیر امام دهم شدم

مسعود_اصلانی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


نیمه شب بود و در حریم حرم
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:41 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نیمه شب بود و در حریم حرم
آیه آیه نسیم نازل شد
صحن عبدالعظیم و باران و...
شور و حالی عجیب حاصل شد

محو عطر فرشته ها بودم
تا طنین دعا به گوشم خورد
پلک هایم عجیب سنگین شد
رو به روی ضریح خوابم برد

خواب دیدم که شیری آهسته
پیش مردی غریب می نالد
آن زمانی که صورت خود را
پیش پایش به خاک می مالد

خواب دیدم تبسمی کرد و...
مرد گویا که داشت جان می داد
از حصیر نماز او تا او
رد پایی در آسمان افتاد

خواب دیدم که ناگهان صحنی
در فضایی سیاه ویران شد
شیرها هم به گریه افتادند
بغض ابری شکست و باران شد

وَ شتک های اشک یک مادر
علتی شد به صحن برگردم
به خودم آمدم نفهمیدم
به کجای زمان سفر کردم

غرق بودم میان افکارم
بر مشامم رسید عطر دعا
رفتم آهسته در دل باران
تا بخوانم دوباره جامعه را...


محسن_کاویانی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:41 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
گریه ها باز وقار بصرش را بردند

مرد تبعید نباید که بلرزد بدنش
به گمانم که ستون سفرش را بردند

کم کسی نیست، امام است ولیکن تنها
مشرکین، خیل صحابیِ درش را بردند

سامره خاک فقط داشت که ریزد به سرش
عده ای آبروی بوم و برش را بردند

جای یاری، کفنش کرد همین شهر غریب
مثل آن وقت که جدّ و پدرش را بردند

به شفاعت نظری داشت ولیکن با شرط
صوفیان جمله ی شرط و اگرش را بردند

برگ ریزان طرب بود که بر گوش خزان
خبر جرأت نقاش ترش را بردند

حیف از آن فکر بلندی که لحد جایش شد
مرد طرّاح زیارات، سرش را بردند

زینبی داشت اگر، امر به معجر می کرد
چون مقامات خُذینی جگرش را بردند

نفس آخر او نیمه برون آمده بود
که به صدّیقه، ملائک خبرش را بردند


استاد_محمد_سهرابی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


گره ی سیزدهم را تو بیا بازش کن
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:40 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز_طبیعت

گره ی سیزدهم را تو بیا بازش کن

ایهاالعشق فقط کرب و بلا کم دارم

علی_علی_بیگی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 12


غم میخوریم ، شکر ، غمش هم زیاد هست
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:39 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا حسین (ع)

غم میخوریم ، شکر ، غمش هم زیاد هست
در بین روضه محتشمش هم زیاد هست

شکر خدا که گریه کنش هم قلیل نیست
عیسای روضه ، فیض دمش هم زیاد هست

با کمترین هزینه به ثروت رسیده ایم
 این اشک بین روضه کمش هم زیاد هست

فهمیده ام ز گریه ی مستان عاشقش
که دور مانده از حرمش هم زیاد هست

با سر بدو به سوی درش در بزن فقط
ابن الکریم ما کرمش هم زیاد هست

پهلوی نیزه خورده ی این شاه بی کفن
کرده ورم... ولی.. ورمش هم زیاد هست


جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


ای که نامت مرحم زخم فقیران یا علی
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:38 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که نامت مرحم زخم فقیران یا علی
دست تو باشد پناهی بر یتیمان یاعلی

ای که نامت همچو الماس است در دریای دل
در شجاعت گشته ای اقای شیران یا علی

ای که در مردانگی همتا نداری ماه من
دستگیر مستمندان و اسیران یا علی

ای که عالم غیر تو بر فاطمه همسر ندید
در دو عالم سیدی بر اهل ایمان یا علی

در قیامت هر که همراهت بود اسوده است
چون که در محشر تو هستی همچو میزان یاعلی

با وجود تو پیمبر راحت و آسوده بود
در جهان هستی تو اقای دلیران یا علی

خون فرق پاره ات جوشید در محراب حق
ای که ممتازی تو بر کل شهیدان یا علی

پادشاهان جهان در محضرت زانو زدند
پادشاهی بر تمامی امیران یا علی

ریحـــــــــان


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 3


قتیل تیغ تو در خون تپید با امید
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 6:37 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

قتیل تیغ تو در خون تپید با امید
هرآن شهید تو شد شد شهید با امید

به شوق خنجر تو با زبان الکن نبض
چه حرفها زده حبل ورید با امید

نشد ز شدت شمشیر غم دوتا کمرش
دلی که انس گرفته شدید با امید

به فکر عطر فشانی برای عشاق است
صبا که گیسوی گل را کشید با امید

کبوترانه در این دشت رفتم و دیدم
عقاب از سر سنگی پرید با امید

سرشک رفت بگوید ز غم به یار که چشم
در التماس لبش را گزید با امید

چنان که پیر به مقصد رسد به لطف عصا
دلم چه ساده به منزل رسید با امید

بهانه اییست شفای شمیم پیراهن
بیا که دیده ی یعقوب دید با امید

ز یک درخت میان شراره ها ای دل
شود صدای خدا را شنید با امید

دم از مسیح نخواهم که وامدار بود
از آنچه روح به مریم دمید با امید

شود لطافت باران خشونت سیلش
هرآنکه لطف خدا را ندید با امید

ز نرمی دل یزدان دلا ببین داوود
چو نخ گرفت به دستش حدید با امید

شرف مجو ز کسی جز خدا که رسوایی ست
عزیز یوسف خود را خرید با امید

ببین که دزد در بسته را به یک سوزن
نمود باز به جای کلید با امید

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
لباس بر تن شب شد سپید با امید

ز یأس عید تو گردد عزا به خود بازآ
و گشت شام عزا صبح عید با امید

نه مثل تاک پریشان چو نخل سر بکشم
بجای می بزنم گر نبید با امید

نشسته منتظرم تا گریزم از زاهد
چو آهویی که ز دامی رمید با امید

خلاف حرکت دست درختهای بلند
زد از جنون به زمین دست بید با امید

چه دامها که به دور خودم نمودم پهن
که تارتن به تغافل تنید با امید

برای جذب نگاه مطهر یوسف
چه دستها که به مجلس برید با امید

به باغبان نرسد این خبر که گلچینی
برای نان شبش لاله چید با امید

شراب خوردم و گفتم خدا ببخشاید
خوشم که مستی ما شد مزید با امید

به استواری قرآن که وعده داده خدا
وعیدها همه گردد نوید با امید

به شوق نقش هدایت به جبهه ی ما بود
حماسه ایی که حسین آفرید با امید

حسین! آنکه سروده برای عشاقش
به راه عزت خود سر دهید با امید

برای مرهم زخم دل محبانش
مسیر شعر به روضه کشید با امید

امید چونکه شود یأس پیر خواهد کرد
حسین بر سر اکبر رسید با امید

به خنده گفته ی شش ماهه تير را عجب است
پی مراد نیافتد مرید با امید

به عشق روی اباالفضل تا ابد هر رود
گرفت دامن سروی رشید با امید

برای آنکه نیافتد به دشت خون عریان
چو غنچه پیرهنش را درید با امید

برای شمر ! که لرزد به جای دستش دل
شمیم یاس به هر سو وزید با امید

دوباره خواست ببیند حسین را خواهر
ز تل به مقصد مقتل دوید با امید

چه نسبتی ست به غم.میدهند زینب را
برای بوسه به مقتل خمید با امید

ز ناقه در پی آغوش بر زمین افتاد
چو شبنمی که ز برگی چکید با امید

رقیه نقش یتیمی کنار بابا را
به روی خاک خرابه کشید با امید

به تیغ تکیه مکن در نبرد مظلومان
که بود محضر زینب یزید با امید

ز پاک بازی ارباب ماست عاشورا
در اوج نحسی خود شد سعید با امید

بیان واژه نشان امیدهاست که گفت
تفاوت است میان امید با امید

هدف ندیدن تنهایی است از این رو
غریب از همه شد ناپدید با امید

چه قصرها که بنا کرده ام به کاخ خیال
چو شاملو که بسازد سپید با امید


 

 

محسن_قاسمی_غریب

 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


در سنین کودکی بانو شما
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 12:44 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا_بنت_امیرالمؤمنین_علیه_السلام

حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


در سنین کودکی بانو شما
شاهد غم های حیدر بوده ای
بعد از آن که میخ بر پهلو گرفت
همدم شبهای مادر بوده ای

گریه هایت بی امان بوده یقین
روز و شب در خاطرت رنجیده ای
بعد از آن که خانه را آتش زدند
مادرت را بین بستر دیده ای

در قنوت هر نماز فاطمه
شک ندارم بیقراری کرده ای
مثل زینب با غم و اندوه و آه
بعد مادر خانه داری کرده ای

تازه اینجا اول آوارگی است
غصه و غم های تو پایان نداشت
زندگی کردن برایت هیج وقت
لحظه ای دور از حسین امکان نداشت

کربلا با چشم هایت دیده ای
غارت انگشتر و خلخال را
نه نشد آخر فراموشش کنی
ماجرای خنجر و گودال را

هر دم از غم های دشت کربلا
اشک تو جاری شده بی اختیار
هرگز از یادت نرفته لحظه ای
هتک حرمت های مرد نیزه دار

بعد سقا با رشادت های خود
تو علمداری زینب کرده ای
پابه پای کودکان در کوچه ها
سنگ از بام منازل خورده ای

یاد داری که سه ساله دختری
در بیابان بر زمین افتاده بود
تا رسیدی در خرابه بر سرش
پیش چشمان پدر جان داده بود

علی علی بیگی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


چون در آغاز،که اسلام پیمبر مخفی ست
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 12:44 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بسم_الله_الرحمن_الرحیم

یا ام_کلثوم سلام الله علیها

چون در آغاز،که اسلام پیمبر مخفی ست
جایگاه تو در اوهام سخنور مخفی ست

طبع را تیشه زدم تا که به گنج تو رسم
رگه در معدن یاقوت سراسر مخفی ست

کم نوشته ست ز تو در دل تاریخ قلم
در دل خاک سیه چهره ی گوهر مخفی ست

فاطمه چون شب قدر است اگر پنهانی
تو شدی آیه ی چارم که به کوثر مخفی ست

رؤیت رب ز بزرگیش نگردد حاصل
شأن تو نیز چنان مرقد مادر مخفی ست

ذره دانست اگر مدعی وصل شود
آتش کینه ی خورشید مطهر مخفی ست

پس نگویید که مرداب به مهتاب رسید
دوزخی پشت همین تهمت ابتر مخفی ست

ناخدا هست اگر زینب و کشتی ست حسین
ام کلثوم در این بحر چو لنگر مخفی ست

خواهر کوچک زینب شده کز روی ادب
هرچه شمشیر برافراخته خنجر مخفی ست

نعره ی شیر نگردید به زنجیر مهار
پشت هر خطبه ی او جلوه ی حیدر مخفی ست

قدرت نطق تو از کوفه خرابه سازد
روز بازوی علی بر در خبیر مخفی ست

دامن عصمت تو در دل بازار سرود
شرف زن به همین ساحت معجر مخفی ست

مادرانه تو مرا لطف نمودی که مدام
پشت ارباب کرم داشته نوکر مخفی ست

با تو وحشت ز قیامت ننموده ست غریب
دانه کی از نظر لطف کبوتر مخفی ست

محسن قاسمی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 4


نگاه آسیه‌ها محو در قداست اوست
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 12:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها

نگاه آسیه‌ها محو در قداست اوست
حیا، ادب‌شده‌ی مکتب نجابت اوست

به شأن و رتبه‌ی او غبطه می‌خورد مریم
دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست

غریب‌تر ز حسن نام ام کلثوم است
که خاک‌خوردن نامش نشان غربت اوست

نوشته‌اند فلک غرق ذکر تسبیح است
حسین گفتن با آه هم عبادت اوست

لهوف مختصری از مصائب بانوست
لهوف گریه‌کن روضه‌ی اسارت اوست

فقط مقابل او نام شام را نبرید...
اگرچه شام اسیر شکوه و هیبت اوست

دوباره مرثیه‌ی قتل صبر می‌خواند
از آن شلوغی گودال این غنیمت اوست

شهیده‌ی غم گودال باید او را خواند
حسین ذکر مدام دم شهادت اوست
                             
محسن_حنیفی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


و کوه ها همه کاهند در برابر زينب
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 12:42 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقديم به حضرت ام_کلثوم سلام الله عليها

و کوه ها همه کاهند در برابر زينب
که صبر! موي سپيدي ست زير معجر زينب

تو کيستي و چه رازي ست در نگاه تو پنهان
که برگزيده فقط شانه ي تو را سر زينب

عقيله وقتي از آغوشت التيام بجويد
چگونه از تو بگويم چگونه خواهر! زينب

چگونه مقتل رنج تو را نديده بگيرم
تو نيم ديگر اويي نه نام ديگر زينب

شکوه نام تو و رادمردي تو و صبرت
شبيه هيچ زني نيست غير مادر زينب

چه دردها که کشيدي در آن غروب که ديدي
به روي نيزه نشسته سر برادر زينب

تو خود الهه ي شعري و اشک توست تغزل
حماسه مي چکد از خطبه ی تو یاور زينب!

#سیدجوادمیرصفی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 4


نمی گیرد کسی در آسمان شیعه جایت را
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 12:40 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برای حضرت #ام_کلثوم سلام الله علیها

نمی گیرد کسی در آسمان شیعه جایت را
اگر چه یادمان رفته است تاریخ عزایت را

به خاکستر نشینیم مرو،،تا عرش می آیم
اگر خرجم‌کنی در یک نمازت،اهدنایت را

دلم می خواست دنبال شما باشم،ولی عباس
ز غیرت پاک کرده از قفایت رد پایت را

دل زهرا نمی خواهد که پایت در میان آید
وَ اِلّا می شنیدم در پس در  های هایت را

علی نفس رسول و نفس زینب ام کلثوم است
به زینب می رسم ‌گر که بجویم ابتدایت را

طنین خطبه ات می بردمان تا حنجر زینب
اگر دنبال می کردیم آهنگ صدایت را

سر انگشت تو تدبیر خداوند است ،،حتی گر
دمی گردن بگیرد ریسمانی دست هایت را

تو کشتی نجاتی مثل زینب حیف شد اما
عطش از پا در آورد آخر سر ناخدایت را

مشخص بود عمق غصه ات از طاقتِ طاقتح
گرفتی زودتر از خواهر اجر کربلایت را

بنا شد روضه ات را مجتبی در خانه اندازد
و زهرا دم‌کند با دست های خویش چایت را


حسین واعظی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 5


از فضل تو به جود تو، هستم فراری
سه شنبه 08 فروردين 1396 ساعت 4:49 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا صاحب الزمان (عج)

 

از فضل تو به جود تو، هستم فراری

امکان ندارد که شوم از فقر، عاری

 


من را تحمل کن اگر چه دست تقدیر

گاهی اذیت میکند گل را به خاری

 

روزی تو خواهی آمد اما بی شک آن روز

از من نخواهد ماند جز سنگ مزاری



ماندم بگریم یا بخندم از سر شوق

هر صبح جمعه میکنم با خنده ، زاری

 

خالق نشاند عاقبت یک صبح جمعه

بر دامنت ای دوست، ما را چون غباری

 

با اشک، چشمم باید از کاسه درآید

تا شام ، ما را هست با این دیده ، کاری

 

 

جعفر ابوالفتحی


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به دنیا آمده اما به دنیا دل نمیبندد
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:34 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به دنیا آمده اما به دنیا دل نمیبندد
ببین این کودکِ زیبا چه با اکراه میخندد

اگرچه آمده باید به سمت عشق برگردد
گُلی که بانسیمی هم رُخَش آزرده میگردد

اسیرِ دلخوشی های کمِ دنیا نخواهد شد
یقینأ با وجودِ او علی تنها نخواهد شد

مبادا شعله ی شمعی بگیرد دامنِ او را
مبادا  گرمی آهی بسوزاند تنِ او را

به یُمنِ مَقدَمش حالا شده حالِ پدر عالی
سیاهی نعره خواهد زد شبیه طبلِ توخالی

قسم بر هستی بابا قسم بر سوره ی کوثر
پیمبر دختری دارد ولی مادرتر از مادر

شده او هستی مولا ؛علی هم عشق ناب او
شده او مادرِ آب و علی هم بوتراب او

از این رو عاشقِ بوی دل انگیز نمِ خاکم
ازاین رو مست و مشتاقِ حدیث ناب لولاکم

علی شد فاتح خیبر ؛جهان در کار او مانده
یقینأ پشتِ او زهرا دمادَم چار قُل خوانده

به دنیا آمده اما ندارد حالِ دنیا را
نمیفهمد به جز مولاکسی اوصافِ زهرا را

چه زیبا می شود زهرا دعاگوی علی باشد
و بازوبندِ "یازهرا "به بازوی علی باشد

علیٌ حُبه جُنّهَ قَسیمُ النار و الجَنَه
وَصیُ المُصطَفیٰ حَقّا اِمامَ الاِنسِ وَ الجِنَه


محسن_کاویانی


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


اوّل دفتر سالم بنویسید حسین(ع)
شنبه 05 فروردين 1396 ساعت 6:33 | بازدید : 25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شعر شروع سال

اوّل دفتر سالم بنویسید حسین(ع)
برکت روزی و مالم بنویسید حسین(ع)
رازق مردم عالم؟؟ بنویسید حسین(ع)
نام ارباب حلالم... بنویسید حسین(ع)

چه حسینی که جهان عرصهء یکتازیِ اوست
چه حسینی که گهی خلق ملک بازیِ اوست

چه حسینی که قتیل العبراتش خواندند
فَلَک و مُلک و مَلک ، فُلک نجاتش خواندند
جاودانهای جهان آب حیاتش خواندند
بی سبب نیست که اعلا درجاتش خواندند

سجدهء آخر او را چه مقامی دادند
که سماوات ازین سجده به خاک افتادند

به خداوند قسم! روح معاد است حسین(ع)
به کرامات حسن! باب مراد است حسین(ع)
کفر اگر ظلم کند اذن جهاد است حسین(ع)
گرچه امروزه در این شهر زیاد است حسین...

أحدی مثل جگر گوشهء زهرا(س) نشود
مرد و مردانه نگردید که پیدا نشود

مثل آقا ضربان دل ماهم زهراست(س)
نقش دیوار و در منزل ماهم زهراست(س)
سربلندیم همه.. حاصل ماهم زهراست(س)
بهترین گریه کن محفل ماهم زهراست(س)

زیر آن دشنه چو خورشید درخشید حسین(ع)
هرکسی گفت «بُنَیَّ» ... بنویسید : حسین(ع)

عماد_بهرامی_سکوت


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 4


تعداد صفحات : 663


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان