تبلیغات اینترنتیclose
عجیب ترین کفش های تاریخ +عکس
حرم شاه - بانک شعر و اشعار مذهبی و آئینی
ax ax

آخرين ارسال هاي انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
ax سبکی بسیار زیبا ومتفاوت از ذاکراهل بیت فرشادصفار(عمری دلم زیره دینه) 1 423 zeinab
ax متن روضه امام موسی بن جعفر علیه السلام-مرحوم كافی 0 157 khadem
ax متن روضه موسی بن جعفر علیه السلام-حدادیان 0 129 khadem
ax متن روضه امام موسی بن جعفر علیه السلام-سید مهدی میرداماد 0 111 khadem
ax متن روضه وفات حضرت زینب سلام الله علیها-حاج حسن اخباری 1 441 khadem
ax روضه ی اسیری حضرت زینب سلام الله علیها-آیت الله سیبویه 0 288 khadem
ax متن روضه خوانی وفات حضرت زینب س-حاج محمد رضا طاهری 0 293 khadem
ax سرودهای بسیار جدید جدید ولادت امام جواد ع و حضرت علی اصغر (ع) 0 494 khadem
ax چه خبر از این ماه 0 277 rainman
ax متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج منصور ارضی 4 427 sahel2121
ax پسران ابرو برداشته ایران از کجا آمدند؟ 0 424 khadem
ax یکی از عاملان نبش قبر "حجر بن عدی" به قتل رسید + عکس 0 819 khadem
ax احادیث زیبای امام حسین (ع) 0 273 khadem
ax سینه زنی شور ، واحد ، تک شهادت امام هادی ع (بسیار جدید جدید) 0 421 khadem
ax متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج محمود كریمی (2) 0 226 khadem
ax متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج محمود كریمی 0 206 khadem
ax متن روضه شهادت امام هادی علیه السلام-سید مهدی میرداماد 0 205 khadem
ax مختصری از زندگینامه ی حضرت ام کلثوم علیها السلام 0 160 khadem
ax شور جدید میلاد امام باقر ع *برات کرببلای من فقط گیر یه امضاس**رضا تاجیک** 0 176 khadem
ax سرود جدید ولادت امام باقر (ع) 0 204 khadem
ax نوحه *محکومیت نبش قبر حجر بن عَدی 0 438 khadem
ax مروری بر زندگينامه حجربن عدی صحابه امام علی(ع) 0 611 khadem
ax روایت یک شاهد عینی از نبش قبر حجر بن عدی 0 487 khadem
ax ابوبکر چه طور مرد؟ 0 371 khadem
ax بيانات امام خامنه ای در ديدار جمعى از مداحان 0 184 khadem
ax سرودهای جدید ولادت حضرت زهرا س 3 0 772 khadem
ax سرود ولادت حضرت زهرا 2 0 442 khadem
ax سرودهای ولادت حضرت زهرا س 0 328 khadem
ax پیامک به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 0 237 khadem

(مطلب ثابت) (مطلب ثابت) (مطلب ثابت) (مطلب ثابت) (مطلب ثابت) (مطلب ثابت)

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 18 مرداد 1391

چون خدا ما را ز خاک عالی و اعلا سرشت از علی باید ســــــــرود و از علی باید نوشت امن و ایمان و اما

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


چون خدا ما را ز خاک عالی و اعلا سرشت

از علی باید ســــــــرود و از علی باید نوشت

امن و ایمان و امان میــزان و عدل حق علی

بغض حیدر شد جهنم حـــــب مولا شد بهشت

گل ازاو زیبا شــــــد و بلبل از او آوا گرفت

شیعه ی حیدر چه زیبا منکر حیــدر چه زشت

روزه و حج و نمــــــــاز بی ولایت هرکه کرد

پنبه خواهد شد ز اعمال و عبادت هر چه رشت

بانی کعـــبه خدا بنّـــــــــــــای آن دست خلـــیل

کعبه را کرده بنا با یا علی در خـــشت خشـــت



مطلع ترکیب بند من به نام حیدر است

امتداد آن به نام شاهزاده اکـــــبر است



ام لیلا هست امشــــــــــــب یا که بانو آمنه

احمد است این طفل یا تصـــــویر او در آینه

عشق می بارد زابرودشت گل رویانده است

پای این کوه صلابت غرقه شد تا دامــــــــنه

بارعام حضرت ارباب عالــــــــم امشب است

در ازای شادی هر مــــــومن و هر مومـــنه

بانگ تکـــــبیر موذن خاست بر بام حــــرم

مفتخــــــر با نام اکــــــــــبر شد اذان و مآذنه

هر که در دوران احمــــــد روی پیغمبر ندید

اکـــــــبر آمد تا که باشد بر پیمــــــــــبر بیّنه





ام لیلا گشته مادر فاطـــــــــمه مادربزرگ

می شودباحضرت عباس علی اکبربزرگ





گرحسین ابن علی رادرمثل گویم خلیل

بیگمان باشد علی اکبر برایش اسمعیل

ایه ی قالوا بلی و معنی ذبح عــــظیم

ذکر یاربّ تقــبل منی و هذا قلـــــیل

ازلبش جوشیده عشق وازلبش نوشیده شهد

کوثر و تسنیم و رضوان و شراب سلسبیل

خلـــــــــقاً و خُلقاً محمد منطقاً مثل النبی

درشجاعت همچوحیدربی نظیرو بی بدیل

قامت موزون او را کربلا داده مجـــــــال

گرگ در پیش غزالی میشود خوار و ذلیل



بگذرم گر بیش از این گوییم غوغا میشود

قافیه از این به بعــــــد با ارباً اربا میشود

 

 

 

شاعر : صمد علیزاده




ax امتياز :
لينك ثابت

باده در جام مهیاست بیا تا برویم میکده منتظر ماست بیا تا برویم رد دعوت عین کفر است به آئین وفا دو

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


باده در جام مهیاست بیا تا برویم

میکده منتظر ماست بیا تا برویم

رد دعوت عین کفر است به آئین وفا

دوش ساقی خود ز من خواست بیا تا برویم

بی رخش هرچه بنوشیم همه باد فناست

اصل مستی به تماشاست بیا تا برویم

حیف باشد که نبینیم رخ همچو مهش

وه که چه مهوش و زیباست بیا تا برویم

محفل رقص و نشاط است در آن خانه به پا

بانگ مطرب به هوا خاست بیا تا برویم

فرصت از دست مده وقت تامل نبُود

خود ساقی است که برخاست بیا تا برویم

اگر از غصه و ماتم به ستوه آمد ه ای

میِ او قاتل غم هاست بیا تا برویم

جرعه ای گر بزنی تا به ابد مست شوی

وای آن می چه گواراست بیا تا برویم

گر چه ما بی خبر از راه ِ سوی میکده ایم

روشنی از دور پیداست بیا تا برویم

من و می از کف ساقی نشود باور من

گرچه چون خواب و چو رویاست بیا تا برویم

محتسب تشنه ی ویران شدن میکده هاست

تا که آن میکده برجاست بیا تا برویم

این شب شور و طرب را تو غنیمت بشمار

که خبر دار ز فرداست بیا تا برویم

بین ز زور مِی مرد افکن آن ساقی مست

نعره و هلهله برپاست بیا تا برویم

شب خاموشی و لب دوختن امشب نبُود

چون که در میکده غوغاست بیا تا برویم

تا سحرگاه می و باده روا شد زیرا

ساقی امشب خود سقاست بیا تا برویم

گرچو کافر شده ای ترس مکن از دوزخ

جنت حسرت به دلِ ماست بیا تا برویم

شاعر : محمد هاشم مصطفوی




ax امتياز :
لينك ثابت

بند اول گفتم ای دل به جان رسیدم گفت زچه گفتم از آنچه دیدم گفت زچه خم گشته قامتت گفتم از غم هجر ا

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


بند اول

گفتم ای دل به جان رسیدم گفت

زچه گفتم از آنچه دیدم گفت

زچه خم گشته قامتت گفتم

از غم هجر او خمیدم گفت

تو کجا و غمش کجا گفتم

این بلا را به جان خریدم گفت

عجب از اشک آه تو گفتم

به خدا زین دو، روسپیدم گفت

با گناهان چه می کنی گفتم

که علی می دهد  نویدم گفت

به که دل بسته بگو  گفتم

کسته عشق آن شهیدم گفت

دیده ای کربلای او گفتم

این بود منتها امیدم گفت

در مدیحش بگو  سخن گفتم

من ز پیر خرد شنیدم گفت

که در او بین جلال سرمد را

صورت و  سیرت محمد را  

بند دوم

دل زدنیا گسسته ام امشب

خوش از این دام رسته ام امشب

تا شود خانه محبت دوست

دل زدنیا گسسته ام امشب

پی تجدید عهد با جانان

همه عهدی شکسته ام امشب

در هوای طواف کعبه عشق

با احرام بسته ام امشب

مژده آمد که میرسد از راه

آن نگار خجسته ام امشب

به امیدی که دست من گیرد

سر راهش نشسته ام امشب

تا زدیدار او صفا  یابد

این دل و جان خسته ام امشب

ارمغانم به آستانه او

بود این گل که بسته ام امشب

که در او بین جلال سرمد را

صورت و سیرت محمد را

بند سوم

عقل کل را نظیر می آید

عشق را وزیر می آید

نهر دیگر جدا شد از کوثر

یا که خیر کثیر می آید

بار ش رحمت خدا امشب

بر کبیرو صغیر می آید

امشب از توده گنه کاران

ناله یا مجیر می آید

هر دم از بندگتن خاک نشین

بانگ نعم الأمیر می آید

زسرا پرده جلال حسین

طرفه ماهی منیر می آید

کز تجلای روی زیبایش

مهر گردون حقیر می آید

پسری داده بر حسین خدا

که پدر را نظیر می آید

اوست روح کرامت و کرمش

خلق را دستگیر می آید

شیری از بیشه علی برخاست

که چو او شیر گیر می آید

خون، خون خداست در بدنش

که چنین دلپذیر می آید

او علی اکبر است و در مدحش

نغمه از عقل و پیر می آید

که در او بین جلال سرمد را

صورت و سیرت محمد را

بند چهارم

جرخ دین جلوه ای دگر دارد

ماهی ازمهر خوبتر دارد

آسمان را بگو برون آرد

ماه از این خوبتر اگر دارد

پسری در کمال زیبایی

جای در دامن پدر دارد

شد زلطف خدا حسین پدر

پسرت یاعلی پسر دارد

جای زهرا در این میان خالی است

کز رخ طفل بوسه بر دارد

نیست زهرا ولی بود زینب

که چو جان طفل را ببر دارد

دید حق بر حسین و داغ دلش

کز غم سید البشر دارد

خواست کز خاطر خطیر حسین

این غم جانگداز بر دارد

داد او را یگانه فرزندی

که نشان از پیامبر دارد

می کند یاد جد اطهرا خویش

تا به رخسار او نظر دارد

او علی اکبر است و در وصفش

این سخن را ملک زبر دارد

که در او بین جلال سرمد را

صورت و سیرت محمد را 

سیدرضامؤيد




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت سرودن از لب تو با انارها و راوی شکفتنت بهارها به پاک بودن تو غبطه م

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

سرودن از لب تو با انارها

و راوی شکفتنت بهارها

به پاک بودن تو غبطه می خورند

زلالی تمام چشمه سارها

برای کشتن آمدی و گیسویت

تنیده حلقه، حلقه، حلقه دارها

یکی دوتا که نیست زلف مشکیت

نشسته روی دوشت آبشارها

برای من که نه، همیشه گفته ام

خوشا به حال با تو هم جوارها

خوشا به حال عاشق و نداریش

خوشا به حال هر که دوست داریش

کسی به جز تو نانمان نمی دهد

زمین نمی دهد، زمان نمی دهد

بدون مهربانی تو هیچ کس

پر مرا به آسمان نمی دهد

هنوز هیچ سائلی ندیده ام

که خانۀ تو را نشان نمی دهد

دلی که با محبت شما تپید

به هرکسی رسید جان نمی دهد

درخشش تو را هر آنکسی که دید

به آفتاب کهکشان نمی دهد

کدام رشته کوه مدعی شده

علی، علی مرا تکان نمی دهد

تو از تبار بهترین قبیله ای

تو دومین علی این قبیله ای

نگاه اهل خانه بر دهان توست

که بهترین کلام ها از آن توست

چه خوب حرف های خوب می زنی

شنیدنی ترین بیان، بیان توست

تو آمدی و بعد از این حسین هم

در انتظار چرخش زبان توست

قرار شد هرآنچه خواهی آن شود

و آن او همان شود که آن توست

به نوکری مرا هم انتخاب کن

نه حرف من که حرف نوکران توست

برای تو قبول کن که سخت نیست

و هرچه خواهش است در توان توست

لبت همین که میل تاک می کند

ستون خانه سینه چاک می کند

مگر نه پادشاه و شاهزاده ای

چه زندگی پاک و صاف و ساده ای

نباید از گدا به راحتی گذشت

خودت به ما همیشه یاد داده ای

عنایتی نما تو ناسلامتی

برادر بزرگ خانواده ای

محصل سه تا امام بوده ای

پیمبری ترین امامزاده ای

سوار مرکبی و خیره ات شده است

نگاه در شگفت هر پیاده ای

پدر دلش به زیر گام های توست

برو هنوز هم که ایستاده ای

برو که با شهامت و جوانی ات

نشان دهی چقدر با اراده ای

برو بجنگ مثل شیر مثل مرد

برو بهانه ای بجوی و بازگرد

خدا وسیله ساز می شود بیا

نمی شود نه، باز می شود بیا

بهانه ای کجاست بهتر از عطش

خدا وسیله ساز می شود بیا

بیا که با اذان تشنگی تو

نماز سرفراز می شود بیا

دو رکعت لب تو با لب پدر

نماز در نماز می شود بیا

و از محبت شما پدر ـ پسر

دوباره کشف راز می شود بیا

بیا که با دوباره ناز کردنت

حسین بی نیاز می شود بیا

به لخته، لخته های خون در گلو

دری گشای و باز هم پدر بگو




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت لطف خدا شامل به هنگام دعا شد چون نام من مقبول قلب مرتضا شد منّت سرم

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

لطف خدا شامل به هنگام دعا شد

چون نام من مقبول قلب مرتضا شد

منّت سرم بنهاد از بهر کنیزی

تا همسرم سلطان دشت لاله ها شد

اول کسی بودم که در بیت حسینی

فرزند زیبایی به دامانم عطا شد

تا اهل بیت از صورتش خورشید چیدند

در چشمشان پیدا جمال مصطفی شد

گفتند یا اُمّاه جایت هست خالی

امشب که زیباتر سرای هل اتی شد

در ماه پیغمبر گل پیغمبر آمد

الله اکبر چون علیِ اکبر آمد

در کودکی هم دلبر دل های ما بود

زهرا صفت، حیدر جمال، احمد لقا بود

چون جده اش زهرا قدم می زد خرامان

او قاتل زینب میان کوچه ها بود

صوت اذانش مرده ها را زنده می کرد

دل از همه می برد از بس با خدا بود

وقتی که مُحرم می شد و احرام می بست

دیگر نبود اکبر که ختم الانبیا بود

احرام او در طوف کعبه دیدنی بود

لبیک از لعل لبش بشنیدنی بود

من امّ لیلایم که لیلا پروریدم

در دامنم یک سرو رعنا پروریدم

یعقوب ها را مات این دردانه کردم

من یوسفم را پاک و زیبا پروریدم

گفتند او آئینه ی روی رسول است

از جان خود شیرین تر او را پروریدم

دستور ها را من ز زینب می گرفتم

در مکتب او پور زهرا پروریدم

الله اکبر را به گوشش من سرودم

او را مؤذن بهر بابا پروریدم

یک لحظه غافل از علی اکبر نبودم

خدمتگذارش بودم و مادر نبودم

اکبر کریم خانه ی خون خدا بود

بر مادرش زهرا قسم او مجتبا بود

او سوره ی والعصر قرآن حسین است

زیرا عصاره بر تمام انبیا بود

در کربلا گر رحمت حق جلوه دارد

او رحمة للعالمین کربلا بود

او رحم کرد از کشتن دشمن حذر کرد

ورنه عدو معدوم در آن ماجرا بود

خُلقش عظیم و منطقش وحی الهی

الله اکبر در اذان نینوا بود

گر در عمل با امر او مشهور گردیم

روز جزا پشت سرش محشور گردیم

او سرور و مولا و سلطان دل ماست

فرمانده ی مطلق به سامان دل ماست

او قلب یاسین است و یاسین قلب قرآن

او معنی آیات قرآن دل ماست

یاد شهیدانی که از او فیض بردند

او بهترین الگوی ایمان دل ماست

گر از شهیدان به خون خفته بپرسی

گویند اکبر جان و جانان دل ماست

زیباتر از عرش و جنان و باغ رضوان

پائین پای قبر سلطان دل ماست

ای مرگ مهلت تا ببینم کربلا را

زائر شوم لیلای آل مصطفا را




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت آهسته آمدی که دلم را خبر کنی سهم مدام جام مرا بیشتر کنی از راه آمدی که

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

آهسته آمدی که دلم را خبر کنی

سهم مدام جام مرا بیشتر کنی

از راه آمدی که زمین را جلا دهی

عطری دوباره بر نجف و کربلا دهی

ای آفتاب شوق و صفا و امید و جود

ای آنکه آمد و دل ارباب را ربود

بازوی کوچکت خبر از ذوالفقار داشت

زلفت برای هر سر و سردار دار داشت

امشب شب تلاوت قرآن سرمدی است

چشم حسین مات جمالی محمدی است

***

ای نور چشم های زلالت پیمبری

در راه رفتنت چقدر مثل مادری

عطر بهاری نفس مرتضی علی

ای حجم جاری نفس مرتضی علی

لب های گرم حضرت عباس می زند

بوسه به دست های تو مشکل گشا علی

آینۀ تمام نمای محمدی

پرورده ی بهشت رسول خدا علی

قربان دست های اباالفضلی ات شوم

بر روی بازوان تو هم نقش، یا علی

برق نگاه مست تو تا آسمان رهاست

(جانا حساب چشم تو از دیگران جداست)

***

دائم دلم به راه تو پا می کشد علی

آخر خیال وصل، مرا می کشد علی

دارم برای آمدنت شعر می شوم

عشقت دل مرا به کجا می کشد علی؟

گفته است مادرم که فدایت شوم کنون

دارد قضا مرا به بلا می کشد علی

من بی خودم ز خویش نه سر دانم و نه پا

شوق لب تو دست مرا می کشد علی

این است آرزوی شب و روز نوکرت

پای ضریح عشق سلامی کشد علی

***

ای آمده به جان ز جهانداری ات جهان

افتاده پای غیرت تو هفت آسمان

ای سر فراز ! ، سرو ستبر حسین من

ای مونس همیشه ی قبر حسین من 

***

دستم برای آمدنت لرزه داشته

حتی قلم قدم ز قدم بر نداشته

ناقابلست سینۀ تنگم ولی خدا

این قلب را به عشق تو در سینه کاشته

اصلا به عشق چشم تو این روح مختصر

در جسم گرد و خاکی من پا گذاشته

اصلا فقط به حرمت یک یا حسین تو

عالم پر از طراوت یک یا حسین تو

پرچم بگیر ای که جهان در مدار توست

لشکر بخواه لشکر خورشید یار توست

دستی به دستگیری بیچارگان برآر

ای مثل مجتبی همه ی عمر، سفره دار

آقا مرا به نور علی رو به راه کن

گاهی به زیر پای خودت هم نگاه کن

مبهوت خنده های تو گلهای شاد هم

در حلقه های زلف تو افتاده باد هم

***

ای خواجه کیست آنکه بگردد فدات من

جان می دهد به حسرت یک رونمات من

ای خواجه کیست آنکه گدا را نواخت تو

کو آن گدا که سر بدهد پیش پات من

لب باز کردی از نفست جان گرفتم و

حالا که جان گرفته ز لحن دعات من

دل را به یک نگاه علی وار زنده کن

بی تاب و کشته مرده ی طرز نگات من

توحید با زبان تو شیرین و تا ابد

فرهاد شعر من تو و عبد خدات من

آموختم ز عشق که مشق فنا کنم

دامان یار گیرم و دل را رها کنم

***

ای ارث از عشیره ی کرار، عزم تو

ای ذوالفقار، تشنه ی میدان رزم تو

آری تویی که پشت ستم را شکسته است

عباس با تو شانه به شانه نشسته است

جانم به چشم های تو ای مرد شیرگیر

ای دشت خون به قبضۀ چشمان تو اسیر

ای در تو شان حیدر کرار منجلی

جانم به بازوان علی وارت ای علی

دلگرم از نگاه حسینی تو حسن

ای نور چشم و قوت قلب امام من

جانم به تو که پای امامت نشسته ای

جز با حسین عهد ولایت نبسته ای

جانم به تو که سایه ی قدت پناه شد

لبخند تو امید همه خیمه گاه شد

ای شط به پای عزم تو افتاده بی قرار

ای فخر شیعیان به همه روز و روزگار

آری محمد است که در توست منجلی

بر روی بازوان تو هم نقش، یا علی

***

ای تشنه ی قیام شما ذوالفقارها

در التهاب صبح شما بیقرارها

چشم انتظار فصل شما پابرهنه ها

دلداده ی شکوه شما سر بدارها

تا روزها به شمس شما نو نمی شوند

یعنی که رو به راه نگردیده کارها

ای نور نو رسیده دعا کن که تا خدا

پایان دهد به  همهمه ی انتظارها

آن روز مثل نور به خورشید می رسند

همراه تکسوار شما تکسوارها

خورشید تار و تیره نگردیده هرچقدر

پنهان کنند آینه را در غبارها

می آید و بهشت به این شهر می رسد

می آید و به شهر می آید بهارها

***

تیغی به سر بنه که ببینی مرام ما

سر دادن است فکر همه صبح و شام ما

تا هست جان، به جان تو جانم فدای توست

این قلب چاک چاک شکسته برای توست

ما نیز دل به راه ولایت نهاده ایم

(ما بیدلان مست دل از دست داده ایم)

سرمایه شکسته دلان یا علی مدد

دست گدا و دامنتان ،یا علی مدد

گفتند از بهشت خدا حیدر آمده

آقا ببین که سائل انگشتر آمده




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت این روزها مجنونتر از دیروزهایم دنبال لیلای نگاهی بی صدایم گاهی سراغ

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

این روزها مجنونتر از دیروزهایم

دنبال لیلای نگاهی بی صدایم

گاهی سراغ بال های خود میایم

انگار آبی تر شده رنگ دعایم

اعجاز زمزم شستشو کرده دلم را

یعنی که چشمت زیر و رو کرده دلم را

ای در نگاهت از خدا صدها نشانه

خانه به دوشت لاله ها خانه به خانه

وقتی که بابایت غزل، مادر ترانه

یعنی تویی زیبا تو هستی عاشقانه

آه ای شکوه عاشقی چشم زلالت

خون تمام عاشقان بادا حلالت

مسجد بیا تا که محمّد را ببینند

مردم دوباره روح اشهد را ببینند

تا عابد و معبود و معبد را ببینند

حنّانه ها این قامت و قد را ببینند

رو برنگردان ورنه این مردم بمیرند

الله اکبر را بگو تا جان بگیرند

هر شب که دستان شما بالا می آید

خورشید در قلب سحر، گویا می آید

عطر مناجات شب زهرا می آید

نام همه همسایه ها اینجا می آید

آقا که تو باشی فراموشی ندارد

شمع در این خانه خاموشی ندارد

نذر تو کردم این پر خاکستری را

قلبی که داری با اشاره می بری را

اشکی که حالا آمد و آن دیگری را

این دست های خالی پشت دری را

آری، نداری بهترین عذر و بهانه است

در غیبت بابا پسر آقای خانه است

دلداده ی نام تو احساسش جوانی است

با همت چشم تو دور از ناتوانی است

در انتظار معجزات ناگهانی است

روی زمین هم باشد اما آسمانی است

اصلاً علیِ اکبری ها مثل آبند

از جنس شیرین دعایی مستجابند

زیباترین آئینه از روز ازل تو

آقای آقازاده های بی بدل تو

یعنی کریم بن کریم این محل تو

شمشیر زن مثل علی ضرب المثل تو

بر هم بزن تاریکی خنّاس ها را

از ریشه بِکَن این خدا نشناس ها را

رعدی بزن تا زیر پایت سر بریزد

از وحشتت با این رجزها پر بریزد

هرکس که دارد کینه ی حیدر بریزد

تیغی بچرخان زَهره ی کافر بریزد

یک تپه کشته مانده بی چون و چرایی

وقتی که تو از میسره بیرون می آیی

من مطمئنم پای تو سوزد جگرها

دیگر نمی آید صدایی از پدرها

ویران شود پشت سرت قلب قمرها

تو می روی و وای بر این نوحه گرها

من مطمئنم بی تو این دل دل نمی شد

کِشتیِ صبرم راهی ساحل نمی شد

بال و پر روح الامین پیراهن تو

خون تمام عاشقی ها گردن تو

دست خیام کربلا بر دامن تو

بابا بمیرد ای پسر با رفتن تو

شمشیرها گل بوسه از روی تو چیدند

تصویر پاره پاره ای از تو کشیدند

تا آسمان ها می روی پیغمبرانه

از من گرفتی از لب من یک بهانه

ترسیده ام بگذارمت بر روی شانه

می چینمت روی عبایم دانه دانه

این شعر هم بی گریه تا پایان نیاید

اصلاً به چشم ما سر و سامان نیاید




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت کیست آن نور که این گونه تماشا دارد رَشَحات رخِ او نُزهَتِ طاها دارد

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

کیست آن نور که این گونه تماشا دارد

رَشَحات رخِ او نُزهَتِ طاها دارد

آیه آیه خبر از شاخه ی طوبی دارد

والضّحای نگهش این همه معنا دارد

باید از عرش برایش نفحاتی برسد

به تماشای رخ او صلواتی برسد

آیه ی روی نبی بود و مکرّر گشته

به صفای حَرَم عشق منوّر گشته

در شجاعت چو علی محشرِ محشر گشته

از رخ فاطمه گل کرد و معطر گشته

من که باشم که از آن خطّ نگارین گویم

از لب لعل تو آن شکّر شیرین گویم

از حرم آمده بیرون و خرامان در خود

به کجا می رود این خرّم و خندان در خود

وقت میدان شدنش این همه تابان در خود

همه را کرده هراسان و پریشان در خود

شور شیرینی احساس تو دیدن دارد

هر چه هم ناز کنی باز خریدن دارد

آمده هم چو علی تیغ مرتّب بزند

وَ بیآشوبد و بر پیکره ی شب بزند

ذوالفقاری شود و تیغ لبالب بزند

مثل خیبر سری از آن همه مرحب بزند

کربلا بوده و تکرار علی در اکبر

همه دیدند شده یکسره حیدر، اکبر

کربلا فرصت تکرار علی بود در او

مثل یک آینه دیدار علی بود در او

زور بازوی شرر بار علی بود در او

پنجه ی حیدر کرّار علی بود در او

مرتضی دیده در آن هیمنه تکرارش را

تا تماشا بکند فاطمه پیکارش را

آوخ آن لحظه که آن مصحف ایمان افتاد

پاره پاره ورق تازه ی قرآن افتاد

آن طرف تر به فغان عمه پریشان افتاد

حضرت فاطمه در عرش هراسان افتاد

آمدند از همه سو راه بگیرند از او

انتقامِ اسدالله بگیرند از او

هر که دارد ز علی کینه بیاید بزند

هر که یکبار زده تیغ مجدّد بزند

با دلِ سنگ خودش آید و ممتد بزند

وَ نگوید که جوان است مشدّد بزند

سال ها قصّه ی تلخی ست که در دل مانده ست

کینه از خیبر و بدر است که بر دل مانده ست

آه ای برگ گل تازه ی قرآن در خون

اربا اربا شده ی سوره ی رحمان در خون

آیه آیه همه ی لولو و مرجان در خون

می کشاند ز غمت عمه سر و جان در خون

لب گشا و زخدا بارقه ی نور بخواه

ساقی آمد به برت باده ی انگور بخواه




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت کیست آن نور که این گونه تماشا دارد رَشَحات رخِ او نُزهَتِ طاها دارد

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

کیست آن نور که این گونه تماشا دارد

رَشَحات رخِ او نُزهَتِ طاها دارد

آیه آیه خبر از شاخه ی طوبی دارد

والضّحای نگهش این همه معنا دارد

باید از عرش برایش نفحاتی برسد

به تماشای رخ او صلواتی برسد

آیه ی روی نبی بود و مکرّر گشته

به صفای حَرَم عشق منوّر گشته

در شجاعت چو علی محشرِ محشر گشته

از رخ فاطمه گل کرد و معطر گشته

من که باشم که از آن خطّ نگارین گویم

از لب لعل تو آن شکّر شیرین گویم

از حرم آمده بیرون و خرامان در خود

به کجا می رود این خرّم و خندان در خود

وقت میدان شدنش این همه تابان در خود

همه را کرده هراسان و پریشان در خود

شور شیرینی احساس تو دیدن دارد

هر چه هم ناز کنی باز خریدن دارد

آمده هم چو علی تیغ مرتّب بزند

وَ بیآشوبد و بر پیکره ی شب بزند

ذوالفقاری شود و تیغ لبالب بزند

مثل خیبر سری از آن همه مرحب بزند

کربلا بوده و تکرار علی در اکبر

همه دیدند شده یکسره حیدر، اکبر

کربلا فرصت تکرار علی بود در او

مثل یک آینه دیدار علی بود در او

زور بازوی شرر بار علی بود در او

پنجه ی حیدر کرّار علی بود در او

مرتضی دیده در آن هیمنه تکرارش را

تا تماشا بکند فاطمه پیکارش را

آوخ آن لحظه که آن مصحف ایمان افتاد

پاره پاره ورق تازه ی قرآن افتاد

آن طرف تر به فغان عمه پریشان افتاد

حضرت فاطمه در عرش هراسان افتاد

آمدند از همه سو راه بگیرند از او

انتقامِ اسدالله بگیرند از او

هر که دارد ز علی کینه بیاید بزند

هر که یکبار زده تیغ مجدّد بزند

با دلِ سنگ خودش آید و ممتد بزند

وَ نگوید که جوان است مشدّد بزند

سال ها قصّه ی تلخی ست که در دل مانده ست

کینه از خیبر و بدر است که بر دل مانده ست

آه ای برگ گل تازه ی قرآن در خون

اربا اربا شده ی سوره ی رحمان در خون

آیه آیه همه ی لولو و مرجان در خون

می کشاند ز غمت عمه سر و جان در خون

لب گشا و زخدا بارقه ی نور بخواه

ساقی آمد به برت باده ی انگور بخواه




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-ولادت مثل اسفند دلم روی دلم بند نبود مدتی روی لبان همه لبخند نبود درد دوری ز پی

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-ولادت

 

مثل اسفند دلم روی دلم بند نبود

مدتی روی لبان همه لبخند نبود

درد دوری ز پیمبر که خوشایند نبود

و کسی مثل خداوند هنرمند نبود

تا که پیوند زند زلف غم و شادی را

تا نمایان بکند زینت آبادی را

از همان لحظه ی آغاز تو صحبت شده بود

نوبت دیدن رخسار تو قسمت شده بود

بی تحرک همه ی آینه حیرت شده بود

که خداوند به رخسار تو رؤیت شده بود

و کسی نیست که دست از سر تو بردارد

آخر این چهره نشانی ز پیمبر دارد

می نشینم که سر راه عبورت باشم

روشن از پرتو یک جلوه ی نورت باشم

ای سلیمان بده اذنی که چو مورت باشم

می شود تا نمک نان تنورت باشم؟

انبیا کاسه به دستان کرم خانه ی تو

دشمن و دوست همه محو تو دیوانه ی تو

چهره ات اوج جمال است ولی باور کن

وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن

دیدنت امر محال است ولی باور کن

این گدا گرچه وبال است ولی باور کن

به خیالات و محالات دلم خوش باشد

من به این گردش حالات دلم خوش باشد

مادرت شوق غزلخوانی باران دارد

پدرت بر همه اوصاف تو ایمان دارد

در رگ و ریشه ی تو نام علی جان دارد

و جهانی سر انگشت تو، امکان دارد

تو همان زمزمه ی اهل نظر می باشی

تو همان معجزه ی دست پدر می باشی

پدرت گفته که از زخم تنت می میرد؟

از پریشانی زلف شکنت می میرد؟

از عوض گشتن لحن سخنت می میرد؟

ذکر بابا که نباشد دهنت می میرد؟

در پی ات می دود و هی خبرت می آید

عمه هم زجه زنان پشت سرت می آید

از چه پس بال و پرت زخمی تغییر شده

فرصت خنده به لب های تو زنجیر شده

از شما مانده صدایی است که تصویر شده

آیۀ قطع و جدایی است که تفسیر شده

این همه داغ به روی جگر بابایت

عاقبت می شکنی تو کمر بابایت




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-ولادت دل می رود به دل شدگان اقتدا کند شاید کسی بیاید و او را سوا کند از آیه ها

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-ولادت

 

دل می رود به دل شدگان اقتدا کند

 شاید کسی بیاید و او را سوا کند

از آیه های حمد مدد می شود گرفت

 باید وسیله ای گره ی بسته وا کند

من خاک زاده ام و نشسته ام که یک نفر

 این خاک تیره را به نظر کیمیا کند

تا زیر دست و پای گدایان دلم شکست

 دستی بلند شد که دلم را دعا کند

جمعیتی است پشت در خانه ی حسین

 یعنی کریم آمده فکر گدا کند

امروز اولین پسرش را حسین دید

 پس می رود عقیقه ی او را ادا کند

در آسمان شب زده مهتاب را ببین

 ارباب زاده نه خود ارباب را ببین

عشق است مرغ عشق هوای علی شدن

 مجنون شدن اسیر به پای علی شدن

ماه حسین جان به فدای رسیدنت

این شغل ماست، شغل فدای علی شدن

چشم علی به چشم تو بی خود گره نخورد

چشمش تو را گرفت برای علی شدن

بی خود دل حسین برایت نمی طپید

 این است رسم جاذبه های علی شدن

حالا که راه رفتن و طرز نگاه تو

 مانند فاطمه است سوای علی شدن

وقتی تو را به سینه گرفته علی خوش است

 راهی دشت کرب و بلای علی شدن

در گوش باد قصه ای از آسمان بگو

 الله اکبر، اکبر لیلا اذان بگو




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح قدم می زد تو میدون، مثلِ یه شیر بیشه واسه علی اکبر، حریف پیدا نمیشه سپاه شا

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح

 

قدم می زد تو میدون، مثلِ یه شیر بیشه

واسه علی اکبر، حریف پیدا نمیشه

سپاه شام و کوفه، نقشه هاشون بر آبه

آخه علی اکبر، نوه ی بوترابه

از هیبت و غرورش، کوفیا یکه خوردن

پیش علی تو میدون، بدجوری کم آوردن

صدای ضربِ تیغش، کوبنده مثلِ تندر

ملائکه می ترسن، میگن علی یواش تر

دشمن شده هراسون، پا به فرار میذاره

دستِ علی اکبر، انگاری ذوالفقاره

یه تارمویِ اکبر، به لشگری می ارزه

زمین به زیرِ پاهاش، ببین چطور می لرزه

لشگرُ داد فراری، با شمشیر برنده

این صحنه ها رو زینب، می بینهُ می خنده

چه گرد و خاکی کرده، تنهایی بین اعداء

تو آسمون پیچیده، نعره های یا زهرا

یک تنه مثلِ حیدر، خدایی کرده غوغا

شمشیر می زد با گریه، فقط به عشق زهرا

ضربه می زد به دشمن، بدون انعطافی

می زد به جای سیلی، می زد واسه تلافی




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت آئینۀ رخت نفحات محمد است لبخند تو شاخه نبات محمد است تصویر تو خلاصۀ

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

آئینۀ رخت نفحات محمد است

لبخند تو شاخه نبات محمد است

تصویر تو خلاصۀ روی پیمبر و

آمیزۀ خوش صلوات محمد است




ax امتياز :
لينك ثابت

حضرت علی اکبر(ع)-ولادت به بیت وحی افزون یک پسر شد که طوبا نخل عصمت را ثمر شد بیا مطرب نوایی ساز

نوشته شده توسط خادم الزهرا (س) در تاريخ چهارشنبه 29 خرداد 1392


حضرت علی اکبر(ع)-ولادت

 

به بیت وحی افزون یک پسر شد

که طوبا نخل عصمت را ثمر شد

بیا مطرب نوایی ساز کن چون

حسین بن علی امشب پدر شد

×××

امشب که همه شادی دیگر دارند

لطفیست که عالمین سراسر دارند

این جشن و سرور و شادمانی را هم

از یمن قدوم علی اکبر دارند




ax امتياز :
لينك ثابت

صفحات سايت

تعداد صفحات : 1115

درباره حرم شاه

با سلام. پایگاه حرم شاه از سال 1390 فعالیت خود را آغاز نمود و در راستای اعتلای فرهنگ غنی اهل بیت (ع) اقدام به جمع اوری اشعار مذهبی از سطح اینترنت شد. هم اکنون بیش از دویست هزار بیت شعر آئینی از زیباترین اشعار در این پایگاه گرد آوری شده و این پایگاه در هفته حداقل 7 مرتبه و حداکثر 30 مرتبه به روز می شود.این پایگاه در هر هفته حداقل 50 عدد شعر و حداکثر 300 عدد شعر جدید را به عاشقان اهل بیت (ع) عرضه می نماید.جهت یاری رساندن به این پایگاه، شاعران و نوکران آستان عشق می توانند اشعار جدید خود را از طریق فرم نظرات برای پایگاه اینترنتی خودشان حرم شاه ارسال نمایند تا در سراسر کشور از اشعارشان توسط مادحین اهل بیت (ع) استفاده شود.

مطالب پيشين

مطالب اتفاقي