close
مجتمع فنی تهران
شهادت امام هادی ع
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
امام هادی النقی(ع)-مناجات شُکر کبوترِ هوایِ تو ایم نفس نفس زیرِ لوای تو ایم مدافعانِ حرمِ زینبیم
شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 10:2 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مناجات

 

شُکر کبوترِ هوایِ تو ایم

نفس نفس زیرِ لوای تو ایم

مدافعانِ حرمِ زینبیم

فدائیانِ سامرایِ تو ایم

 

حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سید محمد فرزند امام هادی (ع) بین راه سامرا خورشید پیدا میشود آسمان درهاش روی زائران وا میشود یک حیاط
دوشنبه 21 تير 1395 ساعت 20:29 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سید محمد فرزند امام هادی (ع)

 

بین راه سامرا خورشید پیدا میشود
آسمان درهاش روی زائران وا میشود
یک حیاط کوچک و یک گنبد فیروزه ای
روستا با این حرم عرش معلی میشود

هرقبیله اختلافاتش به پایان میرسد
تا گدای آستان قدس اقا میشود
قاضی مردم خود سبع دجیل است و یقین
با قسم بر نام او حل معما میشود
دست رد اینجا ندیده هیچکس! چیزی بخواه
برگه حاجات خیلی زود امضا میشود
چه فلج ها که دراینجا روی پا می ایستند
چه مریضی ها که با لطفش مداوا میشود
ما گرفتاریم اما هیچ جای غصه نیست
حضرت سید محمد شافع ما میشود
آنقدر بالاست شانش که امام عسکری
در عزای رفتن او قامتش تا میشود
رفت از دنیا ولی پیراهنش غارت نشد
پای داغش روضه گودال افشا میشود
نه کسی با پا به پهلویش لگد زد چند بار
نه کسی با خنجری از سینه اش پا میشود..

سید پوریا هاشمی

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


السلام ای ابوالحسن هادی وارث غصه و محن هادی السلام ای امام مظلومان تا ابد هم کلام مظلومان حرمت بود
سه شنبه 24 فروردين 1395 ساعت 9:50 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

السلام ای ابوالحسن هادی
وارث غصه و محن هادی

السلام ای امام مظلومان
تا ابد هم کلام مظلومان

 

حرمت بوده حسرت شیعه
ای چراغ هدایت شیعه

باز کن از کرامتت گره ای
تو امام غریب سامره ای

تو به درد همه دوا هستی
نوه ی حضرت رضا هستی

بوده است حافظ تو با اولاد
بین گهواره ی تو حرز جواد

ذولفقاری سینجلی داری
تا نشانی تو از علی داری

گرچه مظلومی و غریبی تو
گرچه بی یار و بی حبیبی تو

گرچه بزم شراب را دیدی
آن همه اضطراب را دیدی

شمر و زجر و سنان ندیدی که
چکمه روی دهان ندیدی که

پیرمردی عصا زنان نرسید
به تنت نیزه و کمان نرسید

گرچه بسیار درد و غم داری
باز هم شکر که حرم داری

امیر فرخنده


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام هادی النقی(ع)-شهادت علت روی زمین ریختنم معلوم است اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است جگرم سوخته ا
سه شنبه 24 فروردين 1395 ساعت 9:47 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

علت روی زمین ریختنم معلوم است

اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می ‌وزد   

لخته‌های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم

از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتنِ در خان صعالیک نبود*

در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه‌ی من ریخته‌اند

رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دست بسته

روضه‌ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده‌ام

شرم در چهره‌ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده

خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است

دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه‌ی جسمی عریان

من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی‌کفن است

غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه‌شدن و پا زدنش افتادم

تشنه‌ام علت پرپر زدنم معلوم است

 

* طبق دستور «متوکل لعنة الله علیه» روز ورود به سامراء به بهانه اینکه هنوز محل اقامت امام آمده نیست! حضرت را در محل پستى که به «خان الصعالیک» (کاروانسراى گدایان و مستمندان) معروف بود، وارد کردند و حضرت آن روز را در آنجا به سر برد. البته هدف از این کار تحقیر موذیانه و دیپلمات مآبانه حضرت بود.

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سلام حضرت هادی ، سلاله ی زهرا سلام ، عاشر آل محمّد طاها بگیر دست گداهای بی شمارت را فدای نام هدای
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:36 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلام حضرت هادی ، سلاله ی زهرا

سلام ، عاشر آل محمّد طاها

 

بگیر دست گداهای بی شمارت را

فدای نام هدایت گرت شوم آقا

 

دلم برای حریمت چقدر بی تاب است

بگیر صحن خودت را ز دست دشمن ها

 

چقدر غربتتان در جهان نمایان است

حرم که هیچ… به نام تو شد اهانت ها

 

همیشه خواسته ایم از شما هدایت را

ولی اگر نشد آقا ، ذلیلشان فرما

 

به شاه دین قسم ، این «شاهْ ئینِ» بد دل را

سپرده ام به دو دست بریده ی سقّا

پوریا باقری

پی_نوشت← نام «شاه ئین» برای حفظ طهارت شعر اهل بیت و ذکر نکردن نام آن منحوس آورده شده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دهم امامِ غریبی که جود کارش بود زمین سامره امروز بی قرارش بود اگرچه آخرِ عمری غریب و تنها شد ولی دقا
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:35 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دهم امامِ غریبی که جود کارش بود
زمین سامره امروز بی قرارش بود

اگرچه آخرِ عمری غریب و تنها شد
ولی دقایق آخر پسر کنارش بود

ملایکه همه پوشیده اند رخت عزا
برون ز هجره اجل هم در انتظارش بود

نبود ماندنِ در کاروان سرا، جایش
کسی که عالم هستی در اختیارش بود

شکست حُرمتِ سنِ چهل و دو سالگی اش
به مجلسی که فقط آه، غم گسارش بود

امامِ طاهرِ ما را تعارفِ مِیْ کرد
همان کسی که نجاسات، زهرِمارش بود

سه بار دشمنِ دون حمله کرد بر قتلش
پیمبر آمد و اینجا خلاصه یارش بود

ولی حسین خودش بود و نیزه و شمشیر
که خواهرش نگران بود و داغدارش بود

رسید شمر و سرش را برید و بر نی زد
همان دقیقه که ارباب، احتضارش بود

رضاباقریان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


برق نگاهت ریگ صحرا را طلا کرد شب را به نور صبحگاهان آشنا کرد قبل تو شهر غصه و غم بود اما حسن وجودت
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:35 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برق نگاهت ریگ صحرا را طلا کرد

شب را به نور صبحگاهان آشنا کرد

 

قبل تو شهر غصه و غم بود اما

حسن وجودت سامرا را سامرا کرد

 

گرچه مسیحا زنده کرده یک نفر را

لطف تو بر جمع غلامان،جان عطا کرد

 

با جامعه کار عصا کردی و موسی

ذکر دعایت، جامعه را باخدا کرد

 

همچون نشا بودیم، لطف گریه هات

ما را درخت سرو ایمان و حیا کرد

 

سنگینی دل های ما بی مشتری بود

احسان تو جنس بدل را کیمیا کرد

 

برگ خزان گردیده از مرکب فتادند

اوج شکوهت دشمنت را مبتلا کرد

 

باد از نشان پلکهایت تا وزیده

راز مگوی پرده ها را بر ملا کرد

 

عیاش را اشعار تو بر سجده افکند

شیطان انسی را کمی هم باخدا کرد

 

اشک دوچشمانت روان شد آن دمی که

دشمن مزار کربلا را بی بنا کرد

 

تبعید و غربت،بی کسی، ارثیه ات شد

کاری که دشمن با رضا و مجتبی کرد

 

رسم جگر آتش زدن را باب کردند

هرکار کرده با جگر زهر جفا کرد

 

این تعارف شربت پر از کینه ست والله

باید که دست رد زد و از آن ابا کرد

 

عالم بمیرد چونکه تنها بودی آقا

اصلا غریبی تو ما را در عزا کرد

 

شعر رثای صیمری باید بخوانیم

از داغ تو اینگونه ابیاتش صدا کرد

 

بار عزای تو چو زلزال است آقا

باید از این غصه برایت جان فدا کرد

قاسم احمدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد زهر خوردو جگرش سوخت لبش را سوزاند
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:34 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دارد امید که دردش به مُداوا نکشد
با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خوردو جگرش سوخت لبش را سوزاند
چکند از دل اگر ناله ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما
کاش می شد بکنار پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نفست می گیرد
نیست امید که کارش به تقلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش
چکند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرف آبی به لبش دید فقط گفت حسین
نفسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسیدو به زمین اما ریخت
خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید
لحظه ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه ها اینهمه بر صورت آقا نزنید
هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما
می دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می شود آتش اگر اینقدر دَوَد
عمه ای کاش که این شعله به بالا نکشد

می برد هرچه دلش خواست حرامی باشد
کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که
حال این خواهر تنها به تماشا نکشد

حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هر چند روزی ام بجز این ابر غم نشد شکر خدا که سایه ی این ابر، کم نشد جان میدهم به گوشه ی چشمی که ابروی
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:27 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر چند روزی ام بجز این ابر غم نشد
شکر خدا که سایه ی این ابر، کم نشد
 
جان میدهم به گوشه ی چشمی که ابرویش
جز ذوالفقار با احدی هم قسم نشد
 
گفتم که غم به یاد تو بیرون کنم ولی
غم با مرور خاطره، شد بیش و کم نشد
 
این قبله خانه ای که نه، بتخانه بود و بس
جز با ولایت تو حرم محترم نشد
 
باید بریزد از عرق شرم بر زمین
این آسمان که در غم تو زیر و بم نشد
 
بغض خیال راه گلوی مرا گرفت
می رفت تا که مرگ کند فارغم، نشد
 
محمد بختیاری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تا که به روی نام تو گردید وا لبم با ذکر خیر تو شده از هم جدا لبم لب وا کنم اگر، همه را مست می کنم از بس
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:26 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تا که به روی نام تو گردید وا لبم
با ذکر خیر تو شده از هم جدا لبم
 
لب وا کنم اگر، همه را مست می کنم
از بس که از شراب لب تو لبالبم
 
نام تو زمزمه شد و زمزم درست شد
با گریه اینچنین شده است آشنا لبم
 
خون شد دل حروف و لب بسته وا نشد
نام تو شد کلید که گردید وا لبم
 
جان میدهد به مرده فقط "ها" ی اسم تو
"هادی" نگفته از دم عیسی لبالبم
 
جانم به لب رسید و به یک بوسه راضیم
پس در خیال ناله کنم ، بینوا لبم
 
در خواب دیده ام که به پابوس می رسم
در خواب دیده ام که ز سر تا به پا لبم
 
محمد بختیاری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار امام زمان(عج) - شهادت حضرت امام علی النقی(ع) هرچند بی تو غصه هست و نیست شادی از یادت اما با صفات
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:25 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار امام زمان(عج) - شهادت حضرت امام علی النقی(ع)
 
هرچند بی تو غصه هست و نیست شادی
از یادت اما با صفاتر نیست یادی
 
شادی وصلی هست حتما بعد از این که
در سینه ام درد فراقت را نهادی
 
آقا به یاد صبح موعودت می افتم
با جلوه ی خورشید از هر بامدادی
 
گستاخی این چند خط درد دلم را
بگذار روی جهل ، روی بی سوادی
 
هر بار که می خوانمت من حتم دارم
که حرف این آلوده را هم گوش دادی
 
نام تو را می خوانم و می دانم آقا
هست از سر من این سعادت هم زیادی
 
تو مهربانی ، تو کریمی ، تو جوادی
باب الحوائج هستی و باب المرادی
 
ما میهمان خانه ات هستیم امشب
ای مرثیه خوان مصیبت های هادی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم أیها الهادی النقی؛ یابن رسول ال
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:21 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

 

در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم

أیها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم

ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم

صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم

زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک‌های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل

رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه‌ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها

خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت

از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد

سمت خورشید خراسان جمله‌ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی

من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم...

 

رضا خورشیدی فرد


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


دهمین حجت خدا هستی کعبه ی شهر سامرا هستی هادیِ راهی و رسولان را تا قیامت تو رهنما هستی شأنتان را کس
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:21 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دهمین حجت خدا هستی
کعبه ی شهر سامرا هستی

هادیِ راهی و رسولان را
تا قیامت تو رهنما هستی

شأنتان را کسی نمی داند
تو فراتر ز ماسوا هستی

مثل زهرای مرضیه آقا
لحظه لحظه به فکر ما هستی

غم روزی نمیخورم هرگز
تا که مولای من شما هستی

آنقدر خوب و مهربانی که
دائما در پی گدا هستی

کشتی عشق و جود و احسان را
ای ابر مرد ناخدا هستی

دشمنت هم مریدتان گشته
بسکه آقا تو دلربا هستی

در غریبیِ تان امام دهم
چقدر مثل مجتبی هستی

شب به شب در میان حجره تان
مرثیه خوان کربلا هستی

روضه های سه ساله پیرت کرد
که چنین دست بر عصا هستی

#کلب_آستان_علی_علیه_السلام


ابراهیم_لآلی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت امامی که از انوارش قیامت می شود معنا اگر هادی ست از اسمش هدایت می شود
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:20 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت

 

امامی که از انوارش قیامت می شود معنا

اگر هادی ست از اسمش هدایت می شود معنا

صبوری جلوه می گیرد اگر یک گوشه بنشیند

اگر برخیزد از جایش شجاعت می شود معنا

عرق از روی پیشانیش اگر بر روی آب افتد

از آن یک قطره دریای طهارت می شود معنا

کسی که حلقه ی وصل محمد با محمد شد

علی هم گر شود با او رسالت می شود معنا

علیِّ چارمین وقتی که خود جد محمد شد

برای شیعه اش قطعا ولایت می شود معنا

علیِّ آخرین یعنی که بعد از حیدر کرّار

امامت در امامت در امامت می شود معنا

نه اینکه کور بینا گردد و از جا به پا خیزد

فقط با بردن نامش شفاعت می شود معنا

برای جامعه از یک فراز«جامعه» بی شک؛

دیانت می شود پیدا، سیاست می شود معنا

علیِّ دیگری هم برده شد در بزم«مِی»این بار؛

به سامرّا به جای شام غربت می شود معنا

گریز روضه دارد می رود در بزم«مِی» وقتی؛

میان تشت، خورشید قیامت می شود معنا

حسابش را بکن مستی بگیرد چوب در دستی

دراین حالت برای ضربه سرعت می شود معنا

دوچندان می شود در حالت مستی توان فرد

بدین ترتیب دربرخورد شدت می شود معنا

وَ دربرخوردها یک روز هم آیینه بر در خورد

شکستن بعد از آن برخورد راحت می شود معنا

یکی ازدست،آن یک از در و آن دیگر از دیوار

فقط سیلی براین صورت سه صورت می شود معنا

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات دلم امشب گدای سامراست از تو غیر از تو را نخواهم خواست یا علیّ النقی
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:19 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

 

دلم امشب گدای سامراست

از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی

حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو

کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»

دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید

قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است

که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا

شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»

راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ

امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین

نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه

آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو

به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است

سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت

عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما

تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای

روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است

هرکه بیچاره ی تو شد آقاست

 

کمیل کاشانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت اینجا به گنبد و به مناره چه حاجت است اصلا بهشت را چه نیازی به زینت اس
دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت 12:18 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت

 

اینجا به گنبد و به مناره چه حاجت است

اصلا بهشت را چه نیازی به زینت است

وقتی ضریح نیست به نفع فقیرهاست

زائر بدون واسطه گرم زیارت است

زائر سرا چرا؟به روی خاک خوشتریم

زیبایی وصال همین رنج و زحمت است

پای همه به صحن شما وا نمیشود

در سامرا ملاک زیارت لیاقت است

هر صبح و شام ساعت ده گریه میکنیم

باتو قرار گریه ما رأس ساعت است

وقتش رسیده حق غمت را ادا کنیم

تا در رجب محرم دیگر بپا کنیم

تبعید میبرند تو را خون جگر شوی

در خانه حبس باشی و بی بال و پر شوی

سنگین شده سر تو اثر کرده است زهر

چیزی نمانده غش کنی و محتضر شوی

بنشین!قدم نزن که نیفتی به روی خاک

تا کم دچار تشنگی و دردسر شوی

از آب آب تو جگر اهل خانه سوخت

قسمت براین شده ز عطش شعله ور شوی

رد طناب دست تو ما را به شام برد

گویا بناست تا که تو هم نوحه گر شوی

از عمه ای بگو که به بازار رفته است

از کربلا به کوفه به اجبار رفته است

 

سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


اسماعیل شبرنگ شاهد چهارشنبه 1394/02/2 امام هادی النقی(ع)-شهادت من از احوال حریمت آقا... شدت فاجعه را می
پنجشنبه 03 ارديبهشت 1394 ساعت 11:10 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

من از احوال حریمت آقا...

شدت فاجعه را می خوانم...

با دل خسته مفاتیح به دست...

خط به خط جامعه را می خوانم...

 

عادت دست شما احسان است...

من به دنبال کرم آمده ام...

از گدایان قدیمی توٱم...

بازهم سمت حرم آمده ام...

 

اینقدر آه نکش می سوزم...

از دلم زمزمه بر می خیزد...

تا که بر روی زمین می افتی...

ناله ی فاطمه بر می خیزد...

 

چشم خونین تو امشب آقا...

راوی واقعه ی عاشوراست...

یاد غم های حسین افتادی...

سامراء شعبه ای از کرببلاست...

 

تشنه بودی و پریشان احوال

وسط بزم شراب افتادی

در همان حین که گریان بودی

یاد احوال رباب افتادی

 

زیر لب نوحه کنان می گفتی

جای هر تکه کلامی...ای وای

زینب و مجلس رقص و شادی

عمه و چشم حرامی ای وای

 

آن که بر ساحت قدسی شما

غرق در کینه اهانت کرده

چند روزی است به دلدار حسین

به ابالفضل جسارت کرده

 

برسد کاش ببینیم همه

حال او عبرت بین المللی ست

شک ندارم...به خدا می دانم

پاسخش با خود عباس علی ست

 

ما کجا...درک ابالفضل کجا؟!!

عقل کو تا که تورا فهم کند

وای از آن دم که غضبناک شوی

باید اینبار خدا رحم کند

 

اسماعیل شبرنگ

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


غریب آقام... بی هوا درب خانه ات وا شد عده ای نانجیب آمده اند بین سجده، بدون عمامه پیِ تو ای غریب آمد
پنجشنبه 03 ارديبهشت 1394 ساعت 11:6 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

غریب آقام...

بی هوا درب خانه ات وا شد

عده ای نانجیب آمده اند

بین سجده، بدون عمامه

پیِ تو ای غریب آمده اند


می کِشد با دو دستِ بسته تو را

دل به تقدیر داده بودی تو

دشمنانت سوار بر مرکب

پشت مرکب پیاده بودی تو

 


جان فدایت که روضه خوان بودی

یادِ نور دو عین افتادی

عقب قافله زمین خوردی

یادِ بنتُ الحسین افتادی

 


تا رسیدی به کاخ آن ملعون

پر و بالت تمام خاکی شد

ذره ای از بها نمی افتد

گیرم اصلا امام خاکی شد

 


متوکل شراب آورد و...‌

بعد از آن هم کمی به تو خندید

طعنه زد لااقل بخوان شعری

شعر خواندی...وجودِ او لرزید

 

دل زهراییت شکست آن جا

یادت افتاده بود بزم شراب

یاد دندان و خیزران بودی

یادت افتاده بود اشک رباب

 


یادت آمد شراب را می ریخت

به روی زخم دیده ی جدت

چشم عباس خیره شد ناگه

سوی رأس بریده ی جدت

 


می چکید اشکش از نوک نیزه

همه ی های و هویم این جا بود

دختری زیر لب فقط می گفت:

کاش الآن عمویم این جا بود

 

محمد جواد شیرازی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ابن الرضا... يا من ارجوه لكل خير يا ابن الرضا روضه اي مهمانمان كن سامرا ، ابن الرضا جامعه خواندن چه
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:31 | بازدید : 35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ابن الرضا...

يا من ارجوه لكل خير يا ابن الرضا

روضه اي مهمانمان كن سامرا ، ابن الرضا

جامعه خواندن چه زيبا مي شود در صحن تان

شام هجران ، گوشه ى ايوان طلا ، ابن الرضا

لطف كن با بال اشك روضه دل را پر بده

در هواى زخمى ، از زهر جفا ، ابن الرضا

با گريز روضه ات دل مي شود غرق بلا

سامرا هم مي شود كرببلا ، ابن الرضا

 روضه خوان مي گفت جسم پاكتان تشيع شد

جان فداى آن سر از تن جدا ، ابن الرضا

لحظه ى آخر سرت بر زانوى فرزند بود

واي من از رأس روي نيزه ها ، ابن الرضا
 
نيست در شأن شما ابيات ناچيز حقير

گوشه چشمي تا شود حقت ادا ، ابن الرضا

كاش مي شد تا بيايد مهدي صاحب زمان

با دل غرق به خونت كن دعا ، ابن الرضا

 

اصغر چرمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رسلام ای حضرت دلبر سلام ای سبط پیغمبر سلام ای معدنُ الرَّحمه سلام ای شافع محشر کسی که جامعه خواند
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:29 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلام ای حضرت دلبر سلام ای سبط پیغمبر

سلام ای معدنُ الرَّحمه سلام ای شافع محشر

 

کسی که جامعه خوانده دلش در سامرا مانده

چرا قسمت نشد دیگر نماز و اشکِ بالاسر

 

دوباره غربت شیعه دوباره ناله ی زهرا

دوباره دیده گریان شد برای زاده ی حیدر

 

امام شهر سامرا دلم خون است ای آقا

چرا رنگ رُخَت زرد و چرا جسمت شده لاغر؟

 

بمیرم در غمت آقا چه کرده قاتلت باتو

که فرزندت کنار تو زند بر صورت و بر سر

 

دوباره تشنگی افتاده بر جان گل زهرا

دوباره گوشه ی حجره به خود پیچیده یک رهبر

 

الا یا ایهاالهادی فدای غربتت مولا

که می بُردند از خانه تو را با وضع شرم آور

 

نمی دانم چه در ذهنت تداعی گشت وقتی که

شراب آورد و تعارف زد به تو آن پست خیره سر

 

ولی جانها شده برلب برای عمه ات زینب

که در بزم شراب آمد خمیده قدّ و بی معجر

 

اگر چه لحظه ی آخر فقط پیشت حسن بوده

ولی در پیش چشمانت نشد فرزند تو پرپر

 

به روی دست جد تو گلوی اصغرش خون شد

سه شعبه آمد و دیگر نمانده چیزی از حنجر

 

شما را با سر عریان میان کوچه می بردند

ولی دیگر نشد رأست جدا با ضربه ی خنجر

 

امان از عصر عاشورا که شاه دین زمین افتاد

امان از ضربه ی آخر امان از شیون مادر

شاعر:مهدی علی قاسمی 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زائر آن بار كه قسمت شد و سامرّا رفت همه ي درد و غمش در حرم از دنيا رفت چشم را بست و دعا كرد كه عاشق
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:29 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زائر آن بار كه قسمت شد و سامرّا رفت

 

همه ي درد و غمش در حرم از دنيا رفت

 

چشم را بست و دعا كرد كه عاشق بشود

 

پلكِ او وا نشده ، ديد دعا بالا رفت

 

چار تا قبر ، در إحرامِ سيادت ديد و

 

دل او تا حرم گمشده ي زهرا رفت

 

خواست تا "جامعه خواني" كند،از روي ادب

 

دست بر سينه، سوي قبر دوتا آقا رفت

 

گفت:صد مرتبه تكبير و زيارت را خواند

 

هر فرازي كه نفهميد، پيِ معنا رفت

 

خيس شد صورتش از گريه كه درهرسطري

 

دل آشفته و طوفاني او صد جا رفت

 

يادش افتاد شبي تلخ وَ مردي را كه

 

پابرهنه ،وسط كوچه ،پيِ اعدا رفت

 

جگر ختم رُسُل سوخت دل زهرا سوخت

 

دست بسته ز حرم چون پسر مولا رفت

 

يادش افتاد كه "آقاي غريبي" ، هادي

 

از سر جبر سوي بزم مِي ، از اينجا رفت

 

يادش افتاد كه از ناي جگر سوخته اي

 

تا دل عرش خدا نوحه ي واويلا رفت

 

يادش افتاد كه در ساعت تشييعِ تني

 

پسري پاره گريبان ، عقبِ بابا رفت

 

ناگهان صحنه ورق خورد و به گودال رسيد

 

شمر روي تن غارت شده اي با پا رفت

 

بعد از آن ديد ميان غُل و زنجيرِ ستم

 

پسري با تن تبدار كه با سرها رفت...

 

*****

 

يار تنهاست بپرهيز تو هم از تن ها

 

بُرد كرد آنكه به سرداب حرم تنها رفت

 

همه گفتند پس از رجعت سرخ طبسي

 

آخرين بار خودش را چه قَدَر زيبا رفت

 

شاعر:محمد قاسمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محسن حنیفی شاهد سه شنبه 1394/02/1 امام هادی النقی(ع)-شهادت همراه با زیارت زیبای جامعه در هر فراز نام ت
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:26 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )
 

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

همراه با زیارت زیبای جامعه

در هر فراز نام تو را ذکر میکنم

"یا إهدنا الصراط"ِ نماز مقربین

در هر نماز نام تو را ذکر میکنم

 

حتی مسیحیان به دمت معتقد شدند

وقتی مسیح نذر تو کرد و شفا گرفت

دیشب مریض خانه ی ما با وساطتت

شد رو به راه ، تذکره ی کربلا گرفت

 

پیچیده سوز ناله ی تو بین قرن ها

آهت اثر نمود و جهان پر شراره شد

با پاره پاره ی جگرت این غزل گریست

با خون دل نوشته شد و چارپاره شد

 

بالا سر تو ضامن آهو کشید آه

بر جمع سوگوار تو آهو اضافه شد

از روی درد ناله زدی: وای مادرم

کم شد ز سینه درد و به پهلو اضافه شد

 

روز دوشنبه زهر و مغیره یکی شده *

با تازیانه بر جگرت حمله ور شدند

روز دوشنبه داغ دلت باز تازه شد

یادآور مصیبت دیوار و در شدند

 

گر چه به روی سینه ی تو زهر پا گذاشت

دور و بر تو خولی و شمر و سنان نبود

گر چه به تو تعارف جام شراب شد

دیگر خبر ز طشت و لب و خیزران نبود

 

از قتلگاه کرببلا سر در آورد

هر کس که کرد مرثیه خوانیِ قتل تو

یک تا دوازده... همه را شمر کشته است

آن ضربه ی دهم شده بانی قتل تو

 

* بنا بر بعضی روایات امام هادی(ع) در روز دوشنبه به شهادت رسیدند.

 وقتی پیکر مطهر آن حضرت را حرکت می دادند، شنیدند کنیزی میگوید: 

(ما ذا لقینا فی یوم الاثنین قدیماً و حدیثاً(

یعنی ما چه کشیدیم از نحوست روز دوشنبه از قدیم الایام تا این زمان

 و با این جمله به روز شهادت پیغمبر (ص) و آتش زدن در خانه ی

 حضرت صدیقه (س) اشاره کرد.

منتهی الآمال،شیخ عباس قمی ص ۱۲۹۰

***

از سایت بی پلاک

 

محسن حنیفی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت خورشید در کرامت بی انتهای توست جنس ستاره وصله ی رو عبای توست یا ایها
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:25 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت

 

خورشید در کرامت بی انتهای توست

جنس ستاره وصله ی رو عبای توست

یا ایهاالنقی غم عشقت برای من

یا ایهاالنقی سر و جانم برای توست

قلبم که بین سینه به عشق تو می تپد

از عاشقان کنیه ی ابن الرضای توست

غصه نخور برای کبوتر نداشتن

جبرییل خود کبوتر صحن و سرای توست

مثل پیمبری ولی از جنس مرتضا

سرداب خانه ی تو همانا حرای توست

چشمان ما به درک حریمت نمی رسد

بر بام عرش سایه ی گلدسته های توست

آقا به رتبه ات فقها غبطه می خورند

نه نه پیمبران خدا غبطه می خورند

قبل تو سامرا سر بامش علم نداشت

دستی شبیه دست تو جود و کرم نداشت

موسی کجا و معجزه ی دست تو کجا؟

حتی مسیح نیز شبیه تو دم نداشت

تفسیر آیه های خدا درس جامعه ست

قرآن بدون ذکر تو نون و قلم نداشت

تقصیر ماست اینکه تو در اوج غربتی

تنها تر از تو عمر زمین از عدم نداشت

آقای من فدای سرت گنبد خراب

تو مادرت کسی ست که عمری حرم نداشت

تو بی کسی قبول ، ولی مثل او که نه..

سیلی نخورده ای تو و رویت ورم نداشت

از غربت تو ارض و سما گریه میکنند

هرشب فرشته های خدا گریه می کنند

شرمنده گی ست دیده ز خون تر نداشتن

روز شهادت تو علم بر نداشتن..

اوج سعادت است برای کسی چو من

پای رکاب مقدمتان سر نداشتن...

سخت که امام دهم باشی و علی

اما کسی شبیه به قنبر نداشتن

سخت بین شهر پر از ظلم و بی کسی

هی بار غم کشیدن و لشگر نداشتن

سهم تو شد زمان هجوم هزار غم

دردی شبیه غصه ی مادر نداشتن

آن لحظه ای که زخم به قلبت هجوم برد

سهم تو بود مالک اشتر نداشتن

در کربلا حسین به عباس تکیه کرد

تو بودی و غریبی و یاور نداشتن

تنها میان لشگر اعدا چه میکنی؟؟

در کاروان سرای گداها چه میکنی؟؟

آقا اگرچه سینه ات از غم کباب بود

اما همیشه مشک شما پر ز آب بود

بردند اهل سامره فیض از دعای تو

اما همیشه خوبی تو بی جواب بود

حیف از دعای جامعه ات که غریب ماند

هر خط آن برابر با صد کتاب بود

آن لحظه ای که پای برهنه دواندنت

آقا گمان کنم که به دستت طناب بود

پای برهنه بردن تو جای خود ولی...

...سنگین ترین غمت می و بزم شراب بود

بزم شراب رفتن تو طشت زر نداشت

با این وجود حال تو خیلی خراب بود

در مجلسی که راس امام و شراب بود

در اوج غصه لحظه ی مرگ رباب بود

دنیای غم به خانه ی قلب رباب ریخت

آنجا یزید بر سر آقا شراب ریخت

 

مهدی نظری

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-غربت با سرانگشتم نوشتم آه... باران گریه كرد كنج چشم شیشه جاری شد خرامان گریه كرد
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:6 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-غربت

 

با سرانگشتم نوشتم آه... باران گریه كرد

كنج چشم شیشه جاری شد خرامان گریه كرد

تیرگی‌ها را كه باران از نگاه گریه شست

شاعری مهمان دریا شد پریشان گریه كرد

تا که پرسیدم چرا نام تو کمتر خوانده اند

چشم ماهی های دریا در بیابان گریه کرد

در هجوم کشف های ناگهانی گر گرفت

شعله زد چشم غزل چون دید قرآن گریه کرد

نیمه شب، دریا، اسارت! مجلس شومِ شراب...

خاطراتم از حرم تا شام ویران گریه كرد

سیر اسرار ازل در روضه‌های شفع و وتر

سطرهای جامعه در سوگ انسان گریه كرد

آه ای دریای نور ای مهربان ای لطف محض

در جوابم یک حرم، در خاك، ویران گریه کرد

تا نوشتم نام مولایم علی هادی است

از مدینه پاسخ آمد جان، خراسان گریه كرد

هادی ای مظلوم ای سرّ خدای فاطمه

غربتِ نامِ تو را اندوهِ باران گریه کرد

 

کاظم رستمی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مناجات می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت یك سوره رحمت بخوانم، از مصحف روی م
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:6 | بازدید : 31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مناجات

 

می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت

یك سوره رحمت بخوانم، از مصحف روی ماهت

می ‌خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت

احرام عرفان ببندم، با زائران نگاهت

می ‌خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم

ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت

پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت

چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت

ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد

آیینه‌ها را سرودی، این است تنها گناهت

لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو

ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت

ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !

منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت

«هل من...» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم

مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟

من عاشقی بی ‌پناهم ، شبگرد گم كرده راهم

مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟

با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم

مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت

 

 

رضا اسماعیلی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام هادی النقی(ع)-مناجات در دل نگذار این همه داغ علنی را پنهان نکن از شعر ، غم بی وطنی را این داغ م
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:5 | بازدید : 27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-مناجات

 

در دل نگذار این همه داغ علنی را

پنهان نکن ازما غم دورازوطنی را

این داغ مرا کشت ، چه باید بنویسم

خورشیدِ شب مکه و ماه مدنی را

از بغض لبالب شدم از هتک حریمت

صبرتو به هم ریخته دنیای دنی را

ای ماه دهم ، پیش تو آورده ام امشب

در هاله ای از بهت دلی سوختنی را

آن ها که جگر سوخته ی  سامره هستند

باید بشناسند گدایان غنی را

آنقدر دل سوخته ی پشت حصارت

خون کرد دل عبدالعظیم حسنی را

آنقدر که آتش شدو ری سوخت برایت

آنقدر که خون کرد عقیق یمنی را

دشمن به خیال غلط خویش کشیده است

دور و بر خورشید ، شبی اهرمنی را

اما خبرش نیست خدا داده به دستت

مانند علی بازوی لشکر شکنی را

ای عطر دلارای نماز شبت از دور  !

تا سامره آورده اویس قرنی را

واکن لب نورانی خود را و بیاموز

با جامعه در جامعه شیرین سخنی را*   

بگذار سهیم غم پنهان تو باشیم

نگذار به دل این همه داغ علنی را

 

*جامعه ی اول دراین مصراع زیارت جامعه ی کبیره است که امام هادی علیه صلوات الله الملک المبین آن را به موسی بن عبدالله نخعی تعلیم فرمودند

 

عباس شاه زیدی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


امام هادی النقی(ع)-شهادت کسی کـه بندۀ خاص خدای یکتا بود وجـود اطهر او در هجوم غـم ها بـود هماره ذکر
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:4 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

کسی کـه بندۀ خاص خدای یکتا بود

وجـود اطهر او در هجوم غـم ها بـود

هماره ذکر خداوند بـر لبش گل کـرد

همیشه گلشن محـراب از او مصفا بـود

ز دشمنان که بر او عرصه تنگ میکردند

ولی اعظم حق را چـه بیم و پروا بـود

قدم به برکه شیران اگرچه او بگذاشت

وحوش را سر بوسه به خاک آن پا بـود

اگرچو جّد غریبش علی به خانه نشست

بـه یاد غُربت درد آشنای بابا بـود

اگرچه ریخت شبانه به خانه اش دشمن

نداشت بیم ز خصم و به یاد زهرا بـود

ز زهر دشمن ظالم، ز پا فتاد کسی

که پاره های دل او پُر از خدایا بـود

دریغ ودردکه گلچین زکینه پرپرکرد

گلی که زینت گلزار سبز طاها بود

امام عسکری از ماتمش سیه پوشید

غبار غم ز سرا پای او هویدا بود

شبی که شمع وجودش خموش شد ،دیدند

فضای سامره تاریک و غرق غوغا بـود

زخاک سامره اش نور بر فلک تابد

که او تجّلی آئینه های تقوا بـود

ز ماتمش نه همین سینۀ «وفائی» سوخت

که داغ او به دل لاله های صحرا بود

 

سید هاشم وفائی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بر سرم سایه ی ایوان طلایی دارم گوشه ی صحن عجب حال و هوایی دارم از سر سفره ی او نان و نوایی دارم سام
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:3 | بازدید : 215 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

بر سرم سایه ی ایوان طلایی دارم

گوشه ی صحن عجب حال و هوایی دارم

از سر سفره ی او نان و نوایی دارم

سامرایی ام عادت به گدایی دارم

 

سامرا کرب و بلایی به نظر می آید

این دو شش گوشه به دنیا چقدر می آید

 

ردّ پایش همه جا قبله نما میسازد

یک خط از جامعه اش جامعه را میسازد

خادم خانه اش از خاک طلا میسازد

کرمش نیز به شدت به گدا میسازد

 

بی سبب نیست اگر عادتش احسان شده است

نوه ی ارشد آقای خراسان شده است

 

ذوالفقار تو به هر معرکه گفتار تو است

مثل آن حرز جوادی که نگهدار تو است

چه کسی با چه امیدی پِی آزار تو است

نفس فاطمه و دست علی  یار تو است

 

گوشه ی چشم تو کافی است اشارت بکند

دشمنت که عددی نیست جسارت بکند

 

شیعیان تا به ابد بر سر پیمان هستند

تو اگر امر کنی گوش به فرمان هستند

صف به صف لشگرت از مردم ایران هستند

که به فرماندهی شاه خراسان هستند

 

سخت سیلی زده بر بی ادبی ، با ادبش

هرکه لبیک علی النقی آید به لبش

 

ناله ها از دل بیچاره کنم کافی نیست

خویش را از غمت آواره کنم کافی نیست

گریه بر داغ تو همواره کنم کافی نیست

پیرهن در غم تو پاره کنم کافی نیست

 

سال ها هم نفس حجره ی صبرت شده ای

کنج زندانی و همسایه ی قبرت شده ای

 

مجید آقاجانی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 19


امام هادی النقی(ع)-شهادت منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم سالها دشمن من داد ز غم آزارم دوستان شیفت
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:3 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم

سالها دشمن من داد ز غم آزارم

دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم

دشمنان نیز خجالت زده از کردارم

نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد

متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد

معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد

ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد

من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد

گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد

روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم

بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم

غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم

خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم

خواست تحقیر کند دید که والا هستم

جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم

آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد

تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند

دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند

گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند

گاه در مجلس اغیار مرا آوردند

بارها در نظرم کرب و بلا آوردند

کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد

مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا

عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا

بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا

وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا

بزم مشروب کجا و حرم آل کسا

جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین

تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود

صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود

چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود

غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود

زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود

عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند

و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد

بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد

بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد

این رباب است که بوسه به سر از جان می زد

باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد

داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه

نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

 

حاج محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 14


هرچند بی تو غصه هست و نیست شادی از یادت اما با صفاتر نیست یادی شادی وصلی هست حتما بعد از این که د
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:2 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

هرچند بی تو غصه هست و نیست شادی

از یادت اما با صفاتر نیست یادی

 

شادی وصلی هست حتما بعد از این که

در سینه ام درد فراقت را نهادی

 

آقا به یاد صبح موعودت می افتم

با جلوه ی خورشید از هر بامدادی

 

گستاخی این چند خط درد دلم را

بگذار روی جهل ، روی بی سوادی

 

هر بار که می خوانمت من حتم دارم

که حرف این آلوده را هم گوش دادی

 

نام تو را می خوانم و می دانم آقا

هست از سر من این سعادت هم زیادی

 

تو مهربانی ، تو کریمی ، تو جوادی

باب الحوائج هستی و باب المرادی

 

ما میهمان خانه ات هستیم امشب

ای مرثیه خوان مصیبت های هادی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قاسم نعمتی آیا که شود باز ببینم وطنم را آرام کنم سینه ی پر از محنم را دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم با م
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 15:1 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه ی پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه ویرانه نشستم
لرزاند، غم عمه ی سادات تنم را

من کشته ی بی حرمتی بزم شرابم
با آنکه نبسته لب چوبی، دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی ...
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا، خیره سری، چشم حرامی
سر بسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را

 

قاسم نعمتی

 

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا علی النقی... دهمین جلوه از تجلی نور دهمین آیه از کتاب ظهور دهمین حسن نور بی پایان دهمین شرح کامل
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 14:57 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی النقی...

دهمین جلوه از تجلی نور

دهمین آیه از کتاب ظهور

دهمین حسن نور بی پایان

دهمین شرح کامل قرآن

دهمین آیینه ز نور مبین

دهمین مصحف از یقین یقین

دهمین سر بسط انزلنا

دهمین شان درک ارسلنا

آفرینش به نام عزت اوست

نقی آیینه ای به شهرت اوست

وه چه نامی چه حسن تصویری

چه شکوهی چه شان تاثیری

نقی یعنی امامت هادی

نقی یعنی رسالت هادی

نقی یعنی امیر یکتایی

نقی یعنی در اوج زیبایی

نام نیکوی او چه عنوانی ست

آن که سر فصل فصل حیرانی ست

هادی است او که مظهری نیکوست

کنیه ی سوم ابوالحسن اوست

معهم را کتاب و میزان اوست

انهم را ولی سبحان اوست

حکمتی را که ذات حق فرمود 

در یزکیهم آیت او بود

مومنان در قرایت ذاتش

محو و مبهوت و خاشع و ماتش

چه امامی عجب دعایی داشت

چه مدیحی عجب ثنایی داشت

شان او از کمال معرفت است

معنی او محال معرفت است

جبرییل زیارت نور است

آن حرایی که سر مسطور است

هادی موضع رسالت اوست

سید صاحب ولایت اوست

او که انوار کبریا دارد 

جنت دل به سامرا دارد

دعوت حسن دعوت الحسنی ست

رتبه اش فوق جنت الاعلی ست

حافظ سر و سر حکمت اوست

معدن جود و نص رحمت اوست

قادت قادت الهدات است او

سید سادت الولات است او

حجت است و صراط  و  برهان  است

او  ولی خدای سبحان است

اصطفاکم بعلمه ی همه اوست

ارتضاکم بغیبه ی همه اوست

وحی وحی است و ترجمانش اوست

آیه او، جلوه او، بیانش اوست

بی نهایت ترین نهایت عشق

رهنمای ره سعادت عشق

دل شوریده گان اسیر اوست

سرخوش از نغمه ی نفیر اوست

حضرت هادی المضلین است

قبله گاه دل مصلین است

حضرت سایبان رحمت هاست

بی کران را کران عزت هاست

هادی است و امام بی همتاست

هادی است و یگانه ی یکتاست

 

طره ی اصفهانی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آقای غریبم... السلام علیک یا مولا عالمی را غریبیت کشته ای غریب غروب سامرا عالمی را غریبیت کشته گ
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 14:55 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

آقای غریبم...

السلام علیک یا مولا

عالمی را غریبیت کشته

ای غریب غروب سامرا

عالمی را غریبیت کشته

 

گرچه بی آبرویم آقا جان

هر چه باشم ولی گدای توام

دیدن مرقدت چه حالی داشت

از همان روز در هوای توام

 

آشنای غریب دلتنگی

ای امام عزیز دل خسته

دست های گره گشای تو را

غل و زنجیر ظالمان بسته

 

از دعای قنوت نیمه شبت

همگان استفاده می بردند

نیمه شب بود و کوچه ها تاریک

که تو را هم پیاده می بردند

 

قصّه ی کوچه های باریکی

می شود پیش چشمتان تکرار

آهِ مظلوم و اشکِ غربت تو

سامرا شد مدینه باز این بار

 

چقَدَر خون دل که از دست

بی وفا مردم زمان خوردی

پسر مرتضی و بزم شراب

عجب ارثی از عمّه ات بردی

 

لااقل خوبی اش در این بوده

حرفی از خیزران نبود آقا

حرفی از یک سر بریده نبود

خواهری نیمه جان نبود آقا ...

 وحید محمدی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا هادی آل محمد... وقتی خدا وجود تو را چون خدا کشید ما را برای دور تو بودن گدا کشید تا اینکه این زمین
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 14:54 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا هادی آل محمد...

وقتی خدا وجود تو را چون خدا کشید

ما را برای دور تو بودن گدا کشید

تا اینکه این زمین به نظر جلوه گر شود

از جنس نور با قلمش سامرا کشید

هرچه که دور توست یقینا گران بهاست

حتی غبار صحن تو را از طلا کشید

این جامعه ز جامعه ی تو کبیر شد

باید که خط به دورِ به غیر از شما کشید

رحمت کند خدا پدرم را که از قدیم

دست مرا گرفت و به سمت شما کشید

شش گوشه دار ها همه مثل هم اند پس

باید برای تو کفن از بوریا کشید

خوردی زمین فدای تو یا ایهاالعزیز

تا یک حرام زاده عبای تو را کشید



این غربت تو مضحکه ی این و آن شده

حرفی نزن که دشمن تو بد دهان شده



حرفی نزن که با تو مدارا نمی شود

این پاره ی جگر که مداوا نمی شود

"گریه نکن بهانه بدست کسی نده"

یک مرد بین این همه پیدا نمی شود

رنگ تنت عوض شده و آب رفته ای

یک نصف روز...آن قد و بالا...نمی شود!

اینگونه روی خاک دگر دست و پا نزن

راه گلوی تو به خدا وا نمی شود

پاشو ببین حسن چقدر گریه می کند

از روی قبر خاکی تو پا نمی شود

امّا خدا رو شکر که در این میانه ها

دیگر سر عبای تو دعوا نمی شود



گرچه تمام عمر تو دور از وطن شدی

اما خدا رو شکر که آقا کفن شدی



باران نیزه نیزه به جان شما نبود

بر سینه ات که داغ جوان شما نبود

راحت نفس زدی دم آخر قبول کن

سر نیزه ای میان دهان شما نبود

تیر سه شعبه ای که نیامد به سینه ات

مانند حرمله که زمان شما نبود

بزم شراب رفتی و امّا خدا رو شکر

همراهتان که دخترکان شما نبود



بزم شراب برده فروشی عزیز شد

در این میانه حرف خرید کنیز شد

 

یاسین قاسمی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


یا علی النقی... عالم نشست در غم معصوم دیگری در روضه های غربت محروم دیگری پا بر زمین کشیدن مسموم دیگر
دوشنبه 31 فروردين 1394 ساعت 11:59 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا علی النقی...

عالم نشست در غم معصوم دیگری

در روضه های غربت محروم دیگری

پا بر زمین کشیدن مسموم دیگری

ملعون دیگری پی مظلوم دیگری


بر سر نشست حال و هوای زیارتش

پر میزنم به سامره پابوس حضرتش


تنهاترین غریب زمانه چه خسته ای

در کاروان سرای گداها نشسته ای

آقا چقدر پیر شدی و شکسته ای

هرشب بیاد مادر خود چشم بسته ای


در سامرا چه میکنی ای ساکن بهشت

حیف از شما کنار حرامیِ بد سرشت


قلبم شکست حرمتتان را عدو شکست

بردند تا شبانه تو را مردمان پست

با طعنه می تعارفتان کرد مرد مست

اینها تمام زیر سر شام و کوفه است


 ملعون توان درک شما را نداشته

حیوان هم از محبتتان بهره داشته


حیدر شدی دوباره به کوچه کشاندنت

بودند خود سوار و پیاده دواندنت

با لحن بد و طعنه و دشنام خواندنت

در مجلس شراب مکرر نشاندنت


آقا تو مرد بودی و طاقت نداشتی

هشتاد و چار زن که به دورت نداشتی


هرچند زخم خوردی و آزار دیده ای

اما بگو سه ساله ی تبدار دیده ای؟

سیلی و تازیانه ی اغیار دیده ای؟

ناموس خویش را سر بازار دیده ای؟


سنگی نشست ناخن پایت شکسته شد

راه نفس به سینه تان سخت بسته شد

با پای زخم خورده عجب کار مشکل است

دنبال نیزه ی سر دلدار مشکل است

دیدن زدیده ای که شده تار مشکل است

لکنت زبان گرفتن و گفتار مشکل است


از شام گفتم و به دلم این حواله شد

وقتی گریز روضه ام ازیک سه ساله شد


دختر سه ساله ای که شبیه ستاره بود

قدی نداشت،زخم تنش بی شماره بود

درد سرش به زیر سر گوشواره بود

طفلک حجاب روی سرش پاره پاره بود


بر روی خاک یاد عمو بدر می کشد

از زخم های زجر و سنان زجر میکشد

 

علی اکبر نازک کار

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


در پادگان غربتش ماندم، از غصه آزادی نمی خواهم وقتی حریمش رنگ غم دارد، من رنگ آبادی نمی خواهم گرچه
چهارشنبه 19 فروردين 1394 ساعت 4:21 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پادگان غربتش ماندم، از غصه آزادی نمی خواهم

وقتی حریمش رنگ غم دارد، من رنگ آبادی نمی خواهم

 

گرچه کبوتر در قفس دائم، فکر و خیالش روز آزادی است

من جلد صحن سامرا هستم از بند، آزادی نمی خواهم

 

هر عاشقی از چای این جا خورد، زیر لبش این جمله را می گفت:

ته مانده ی چای شما عشق است، حلوای بغدادی نمی خواهم

 

عشاق دورش گرچه‌ کم اما، در رتبه هریک لشکری هستند

شاگرد عشاق حرم هستم، شیرین و فرهادی نمی خواهم

 

وقتی اذان دیگران صوتش آمد میان صحن ها گفتم:

یارب همین حس شنیدن را هرچند تو دادی... نمی خواهم

 

زیباترین نام جهان هادی، ذکرم شده در هر زمان هادی

جز نام زیبای امام خود، اذکار و اورادی نمی خواهم

 

اصلا بهشت ارزانی زاهد، انعام جنت قسمت عابد

فردای محشر من سکونتگاه، جز جنت الهادی نمی خواهم

 

هستم اگر کوچک تر از این عشق، بیمارم و در به در از این عشق

من راضیم از عاشقش بودن، باور کن امدادی نمی خواهم

 

خونم بریزد در حرم ای کاش، در صحن های محترم ای کاش

شمشیر غیر از حضرتش هرگز ،جز دوست صیادی نمی خواهم

 شاعر:محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مادر... دلی ندیده به خود دلبری که ما دیدیم ندیده ست کسی ساغری که ما دیدیم رها کنند اگر روز حشر دست مرا رها نمی کند این مادری که ما دیدیم
چهارشنبه 26 شهريور 1393 ساعت 12:41 | بازدید : 139 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا اهل بیت النبوه...

 

هنوز پرده نيانداختيم امير شديم

هنوز جلوه نکرديم بى نظير شديم

 

فقير خانه مايند بندگان خدا

براى آنکه خداوند را فقير شديم

 

غذاى سفره ما از تجليات خداست

شبانه روز ازين سفره بود سير شديم

 

بلند شانه ما را بلا شکسته نکرد

از اشتياق خدا بود زود پير شديم

 

همين که ريخته شد خون ما به جوش آمد

پس از شهيد شدن چند تا غدير شديم

 

به جان خويش خريديم درد را اما

براى دوستمان جوشن کبير شديم

 

اگرچه بسته شود دست ما ولى باز است

به دست بسته مان باز دستگير شديم

 

قرار بود اگر حرف بد به ما بزنند

چرا شهيد شديم و چرا اسير شديم؟!!!

 

درست وقت زمانش به آسمان رفتيم

نه زود آمده بوديم ما نه دير شديم

 

حاج اکبر لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


انی احبّ ... انی احبُّ هرچه که دارد هوای تو شرمنده ام قدم نزدم جای پای تو انی برئتُ هرکه بخواند به جز تو را انی عجبتُ هرکه ندیده عطای تو ویلٌ
سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 ساعت 19:17 | بازدید : 245 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

انی احبّ ...

انی احبُّ هرچه که دارد هوای تو

شرمنده ام قدم نزدم جای پای تو

انی برئتُ هرکه بخواند به جز تو را

انی عجبتُ هرکه ندیده عطای تو

ویلٌ لمن یرید اطاعت ز غیر تو

تبّت یداه هرکه نشیند به جای تو

انی عصیتُ خواسته ات را مکررا

اما بگو کجا بروم جز سرای تو

گفتی که شرط دلشدگی سرنهادن است

این سر چه قابل است وجودم فدای تو

بازار مصر جمع شود چون تو پا نهی

صد یوسف و هزار زلیخا بهای تو

گویند دل اسیر همان شد که دیده دید

این دل شنید وصف تو شد مبتلای تو

هر صبح جمعه منتظرت ندبه می کند

یابن الحسن کجاست محل لقای تو

پرکرده های و هوی غیر فلک را ولی چه غم

روزی رسد ز کعبه به عالم ندای تو

خواهد زهیر تا که نگاهش کنی به لطف

این لب مباد دور ز وصف و ثنای تو

13 اردیبهشت ماه 1393 مطابق با سالروز شهادت امام هادی ع

 

زهیر دهقانی آرانی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بر شاهین نجفی ملعون لعنت دریاست ولایت و، تو کمتر ز کفی شیطان صفتی و بی حیا، بی شرفی حیف نجفه معظم مولا نیست شاهین حرامزاده ای، نه نجفی
سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 ساعت 16:25 | بازدید : 41 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بر شاهین نجفی ملعون لعنت

دریاست ولایت و، تو کمتر ز کفی

شیطان صفتی و بی حیا، بی شرفی

حیف نجفه معظم مولا نیست

شاهین حرامزاده ای، نه نجفی

موضوعات مرتبط: شهادت امام هادی ع ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سلام دادن بر شاه تشنه کارش بود چه خوب اینک اگر زیر آسمان باشد رضا تاجیک آنان که چشم دیدن تان را نداشتند دیدی چطور گنبدتان را نظر زدند *** قاب ق
سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 ساعت 16:19 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

 

سلام دادن بر شاه تشنه کارش بود
چه خوب اینک اگر زیر آسمان باشد
رضا تاجیک

آنان که چشم دیدن تان را نداشتند
دیدی چطور گنبدتان را نظر زدند
***
 قاب قوسین گمانم قوس این گنبد بود
زائرت از گوشه ی شش گوشه تا معراج رفت
***
بی خود نبود عزیزم اگر گنبدت شکافت
امشب تو را خدا به تماشا نشسته است
علیرضا خاکساری

گنبدت رو به آسمان باز است
بهتر از این نمی شودآقا!
مظاهر کثیری نژاد

در خانه قبرم که پر از وحشت و ترس است
ای کاش که بالا سر من جلوه نمایی
محسن حسن آبادی

این درس گنبد تو چه زیبا به دل نشست
باید برای غربت نام تو سر شکست
محمد مهدی شفیعی

آسمان خواست به پابوس ضریحت برسد
با ادب گنبد زردت به کناری آمد
ایوب پرنداور

یادم آمد ناله های فاطمه
بیکسی دختر خیر الانام
تاکه شد بیت العزای او خراب
سایه بر اولاد زهرا شد حرام
حسین رحمانی

من از اين منظره گنبدتان دانستم
همه گنبد دوار از آن حرم است
یاسر رحمانی

به صفاي حرمت مروه ي من گنبد توست
طوف قبر تو مرا حاجي سامرا كرد
اصغر چرمی

گنبدت قاب آسمان شده است
عکس با قاب نقره ای زیباست
حجت الاسلام و المسلمین حاج رضا جعفری

آیه های دور گنبد حاکی از این است که
سوره ای هستی که پیوسته قرائت می شوی
محمد فردوسي

بی سبب نیست که ساقی همه عمرش را
در حریم تو نشیند می کوثر گیرد
آنقدر حال و هوای حرمت رویائيست
که عجب نیست اگر گنبد تو پر گیرد
ایمان کریمی

از غم گنبد تو، خون، دل شيعه ست آقا...
گنبد زخمي تو مثل بقيع است آقا...
بشری صاحبی

شد گنبد تو خراب و عالم فهمید
هر کس حسن است بی حرم خواهد شد
محسن ناصحی

هرکه زایر شد و آمد، سر خود را خم کرد
این هم از سجده ی گنبد که به پایت افتاد
محسن ناصحی

فيروزه و عقيق و طلا داشت گنبدت
راهي به آسمان خدا داشت گنبدت
عطیه سادات حجتی

انفجار گنبدنت فهماند ما را ای غریب
گنبدت با آسمان فرقی ندارد بعد از این
حسین سنگری

سینه چاکی نه فقط خصلت زائرهات است
که دل گنبدت از سینه ی ما چاک تر است...
محسن ناصحی

دلتنگ آسمان ضريح است آسمان
ديدم به كاشي تو شبيه است آسمان ...
عطیه سادات حجتی

بغض تو اگر سر نکشد پس چه کند
فرزند به مادر نکشد پس چه کند
ایوب پرنداور

آسمان از شوق، بوسه بر مزار اطهرت
سینه چاک از روزن گنبد نمایان میشود
ناظم پور

آبي ست تُنگ آينه بندان مرقدت
حالا كه آسمان شده ميناي گنبدت...
بشری صاحبی

روضه ی زهرا نخوان اینجا که از اندوه و درد
مطمئن هستم که برق از فرق گنبد می پرد
ایوب پرنداور

هرکسی پای ضریحت مستجاب الدعوه است
قدر یک گنبد نباشد مانعی تا آسمان...
شکوفه رحیمی

قلمم قامت گلدسته و دفتر گنبد
آسمان را هوس بوسه زدن بر گنبد ...
عطیه سادات حجتی

تا به کی حسرت نشین از پشت گنبد بنگرد
آسمان ابری شد و آمد تماشایت کند
سید بندری

گنبد تو بود آقا یا دل پرخون ما
اینکه از اندوه یک شب منفجر گردید و رفت
ایوب پرنداور

آن گنبد شکافته، بهر فرشتگان
راه میان بری است به طوف مزار تو
ناظم پور

تا فضای روضه هایت سمت گودالی کشید
ناگهان زیر غمت از شش جهت گنبد شکافت
شکوفه رحیمی

حکمتی هست در این گنبد ویران مولا
آسمان آمده پابوس ضریحت باشد
محبوبه راه پیما

راهی به آسمان شده باز از ضریح تو
این گنبد شکسته در باغ جنت است
کمیل شریفی کاشانی

آقا اجازه هست که در روزگارتان
خورشید هم سرک بکشد بر مزارتان؟
ابوب پرنداور

آوار شد به دوش زمین خشت خشت آن
این بغض شیعه بود که در سامرا شکست
کمیل شریفی کاشانی

از تو تا طاق نهم فاصله ای کوتاه است
آسمان را به ضریحت زده پیوند خدا
محبوبه راه پیما

در خاطر من خیال مشهد رد شد
آن حال و هوای دور مرقد رد شد
برده‌است به معراج ضریح نوه‌اش
بمبی که از آسمان گنبد رد شد
مجید لشکری

هم خنجر آبدیده را فهمیدیم
هم قلب ز هم دریده را فهمیدیم
بی بی! تو سر بریده را فهمیدی
ما گنبد سر بریده را فهمیدیم
ایوب پرنداور

سامرا روضه گودال مگر خوانده کسی؟!
که حرم از سرش عمامه ی گنبد برداشت؟
عبدالله باقری

من از این روزنه گنبدتان فهمیدم
هر که شد زائرتان، زائر عرش الله است
***
عاشقی داد ندا زیر همین قبه سبز
چشم دل باز کنی عرش خدا معلوم است
***
آسمان مست تماشای مزارت بوده
رمز این گنبد و این روزنه را فهمیدم
اصغر چرمی

چشم من کور و زبان لال شود آن دم که
شبه این عکس من از گنبد زینب بینم
محسن حسن آبادی

جامی که ریخت می به دل آسمان شهر
جادوی سامراست که از لعل او چکید
مهدی نعیمی

گنبدی رو به خدا باز شده یعنی که
حرم الله ترین مرقد دنیا این است
امیرحسام یوسفی

وقتی که چشم آسمان از سوز غم می سوخت
گنبد گریبان چاک می کرد و حرم می سوخت
محمد موحدی مهرآبادي

عکس روی تو در این جام شراب افتادست...
یعنی امروز ملایک ز نگاهت مستند...
حسين عباسی فر

وقتی که خدا خواست به قبر تو بنازد
یک پنجره از گنبد تو رو به خودش ساخت
محمد موحدی مهرآبادي

آسمان فرصت پرواز بلند است ولى
قصه این است چه اندازه کبوتر باشى...
الهه عارف

بی شک غم خرابی گنبد بهانه بود
تا که خدا مرا به غمت آشنا کند
***
نکند در حرمت از غم مادر گفتند
که دل گنبد تو ریخت شبیه دل تو
***
گیرم که "سُرّ مَن رَاي" باشد مزار تو
وقتی کبوتر نیست گنبد هم عزادار است
محمد موحدی مهرآبادي

آسمان خواست رخت را به تماشا ببرد
زین سبب آمده تا گنبد صحنت بشود
عظیمی

نفرین بر آن ستاره ی شومی که چشم زد
آن گنبد قشنگ تو را از حسودیش...
حسين عباسی فر

ای خبرساز ترین گنبد عالم برخیز
خبر غربت آقای مرا شرح بده
***
صدفت باز شده راز دلت را دیدم
که چه آشفته شده حالت این مروارید
امیرحسام یوسفی
 
آسمان دید که در هیات ما نام تو بود
ابر آورد بگوید که منم گریه کنم...
حسين عباسی فر

باز تکرار همان حادثه، اما اين بار
زهرخمپاره شد و بر جگر گنبد خورد
مجتبی خرسندی

گنبد و زخم و ترک، بمب و شهید و مرقدت
این فرازی سامرایی از کتاب کربلاست
مهدی نعیمی

گنبدی ساخته ام از جگر خون شده ام...
دل ما را به مزاری ز غمت، ویران ساز
اصغر اعرابی

گنبد بهانه بود دلم را طلا کنی
بانی شدی که قلب مرا سامرا کنی
محمد موحدی مهرآبادي

گنبدت بار غمت را نتوانست كشید
از غم غربتتان پیرُهن خویش درید
مصطفي گودرزي

پیچیده شمیم حرمت در همه عالم
از شیشه عطری که شکستند درش را
مهدی نظری

 

 

منبع بی پلاک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 7


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان