close
مجتمع فنی تهران
استقبال از محرم
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
محرّم، اشک و روضه، شور و هیأت
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:24 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

محرّم، اشک و روضه، شور و هیأت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت

 

یوسف رحیمی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:23 | بازدید : 63 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا

هر که میخواهد بلا با ما بیاید کربلا

هر که بیمار است و از هر در جوابش کرده اند

میدهد مولا شفا با ما بیاید کربلا

زادۀ ام البنین سرباز گیری میکند

گو به سرباز خدا با ما بیاید کربلا

دعوت از مولاست هر کس طالب مهمانی است

میزند هاتف صدا با ما بیاید کربلا

جامهٔ ماتم بپوش ای دل مُحَرّم آمده

گو به چاوش عزا با ما بیاید کربلا

بُعد منزل نیست عاشق را همین جا کربلاست

آمده اهل سما با ما بیاید کربلا

زشت و زیبا را در این بازار با هم میخرند

شاه باشد یا گدا با ما بیاید کربلا

کربلا هستند برخی، کربلایی نیستند

محرم قالو بلا با ما بیاید کربلا

از مدینه آمدم بیرون تمنّا کرده ام

شخص ختم الانبیا با ما بیاید کربلا

من نخواهم رفت زیر بار ظلم ظالمان

اهل غیرت، هر کجا با ما بیاید کربلا

اهل بحرین اهل مصر اهل یمن اهل عراق

اهل ایران هکذا با ما بیاید کربلا

جان من، ای اکبر من، دست قاسم را بگیر

گو عزیز مجتبی با ما بیاید کربلا

هشتم ذیحجه راه افتادم از امّ القرا

گفتم اهل کبریا با ما بیاید کربلا

با خدای کعبه عهد کربلایی بسته ام

تا خلیلش از منا با ما بیاید کربلا

در بقیع بودم شب هجران «کلامی» قول داد

مادرم خیرالنسا با ما بیاید کربلا

 

ولی الله کلامی زنجانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خوب است که از خود خبری داشته باشم
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:18 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

خوب است که از خود خبری داشته باشم

بر حال خرابم نظری داشته باشم

ای کاش که در روضه ی شب های مُحَرَّم

با لطف شما چَشمِ تَری داشته باشم

از آتش این عشق که افتاده به جانم

پیوسته دلِ شُعله وری داشته باشم

صد شکر که قسمت شده تا باز برایت

شعر و غزل مختصری داشته باشم

افسوس نشد ماه عزاداری ات آقا

جز شعر سرودن هنری داشته باشم

 

محسن زعفرانیه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


باز چشمان دو عالم شده گریان حسین
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:18 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

باز چشمان دو عالم شده گریان حسین

سینه ی ارض و سما گشته پریشان حسین

باز بر گوش فلک روضه ی او می خوانند

آتشی هست به دل از غم سوزان حسین

پرچم بزم عزا ، سینه زنی گشته به پا

باز دنیا شده یکسر همه از آن حسین

باز عالم همگی بر سر خوان کرمند

ریزه خوارند دو دنیا همه از خوان حسین

دردمندان دو عالم همه در جوش و خروش

همگی دربه در دارو و درمان حسین

روز محشر بخدا بی سر و سامان نشود

هر دلی را که بود بی سر و سامان حسین

زیر این خیمه ی ماتم ز خدا می خواهیم

دست ما را برسانید به دامان حسین

**

خواهری گفت به صد ناله و افغان که مزن

خیزران را تو دگر بر لب و دندان حسین

 

ناصر شهریاری


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 9:16 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد

 چشم بستم درون خود باشم کربلای غمت مجسّم شد  

همه ی آنچه روضه خوان می گفت پشت این چشم بسته می دیدم

بی خود از خود سیاه پوشیدم کار ده روزم اشک و ماتم شد 

عبد بودن ، غلامتان بودن آرزوی محال و دوری بود

 هرکجا سر زدم نشد امّا وسط روضه ی تو کم کم شد  

در زمین ما در آسمانها هم جمع پیغمبران عزادارت

 سینه زن نوح ، گریه کُن عیسی ، روضه خوان غم تو آدم شد  

رشته اتّصال من با تو نخ پرچم سیاه هیأت بود

من که ممنونم از علمدارت باز دستم دخیل پرچم شد  

معتقد بودم از همان اول عشق یعنی حسین یعنی تو

وسط روضه ی سه ساله و شام اعتقادم به عشق محکم شد  

راستی دخترم همین امشب تشنه ی آب شد لبش خشکید

یادم افتاد چشم نم دارت با نگاه رقیّه پر غم شد

یادم آمد که مشک بی سقّا التماس لب تو را می کرد

یادم آمد رسیدی و قدّت از کمر تا شد از کمر خم شد

 

محسن ناصحی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 8:51 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است

آب و هوای تکیه برایم مقدس است

اشک برای تو بخدا ارث مادری ست

این قطره های جاری شبنم مقدس است

فرمود امام صادق علیه السلام که

چون گریه کرد بر غمت آدم مقدس است

در شش شبانه روز زمین آفریده شد

شش گوشه ات برای خدا هم مقدس است

تو انتهای دار و ندار منی حسین

دیدی چقدر دار و ندارم مقدس است

در بین ماه های خدا جور دیگری

بر ما هلال ماه محرم مقدس است

 

محمود یوسفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 8:51 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس- شب اول محرم

 

چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

رسیده نوبت گریه دمیده ماه محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زیر سایه ی پرچم

کنار حضرت زهرا نشانده اند مراهم!

چگونه شکر بگویم؟ چگونه شکر بگویم؟

دوباره گرم گلوی بریده است گلویم!

چگونه شکر بگویم که بنده... نوکرتانم؟

همیشه طالب فیض عظیمِ محضرتانم

تمام سال گدای کنار معبرتانم

غلام لطف لطیفِ نگاه مادرتانم

ستاره های هدایت، موالیان کرامت!

من و هراس قیامت، شما و لطف و عنایت

شما... ولیّ خدا، من شکسته ی غمتانم

شما دلیلِ شفا، من مریض یک دمتانم

شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم

شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم

ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم

چرا غزل ننویسم؟ چرا ترانه نخوانم؟

درست مثل قناری، قناریِ لبتانم

شبیه ماه، گرفتار خلوت شبتانم

همیشه مشتری روضه های پُر تبتانم

چه میشود که ببینم شبی مقرّبتانم؟

همان که اول خلقت اساسنامه نوشته

مرا به راه ولایت دریده جامه نوشته

من و نگاه شما و پناه صحن و سراتان

چگونه شکر کنم که شدم مدیحه سراتان؟

شکسته باد سری که زمین نخورده به پاتان

فرشته های خدایی مقیم بزم عزاتان

به شوق بارش رحمت، غریق زمزمه هستم

دخیل بزم عزای عزیز فاطمه هستم

عزای هستی عالم عزای عشق مجسّم!

عزای کشته ی تشنه عزای صاحب زمزم

عزای یک سر بر نی عزای یک تن درهم

بخوان که جان بسپارم ز داغ وارث آدم

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خداکند که نباشد سر برادر زینب"

 

مجتبی رشن روان


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


به آه ، دود دلش را به آسمان می داد
سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 8:34 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به آه ، دود دلش را به آسمان می داد
به سینه می زد و تنها سری تکان می داد

شنید کرببلا....چشمِ او سیاهی رفت
فقط به این تنِ بی جان،حسین جان می داد

تمام عمر به لب داشت که خدا نکند
تمام عمر در این راه امتحان می داد

غبار بود و عطش بود و خار و دلشوره
تمامِ دشت فقط بویی از خزان می داد

به آهی از جگرش قافله به هم می ریخت
دل شکسته غمش را به کاروان می داد

نکاه کرد به مَشک و عَلَم خدا را شکر
نگاه کرد کنارش علی اذان می داد

یکی به دوش عمو و یکی به آغوشش
یکی نشسته و گهواره را تکان می داد

برای بردن اصغر غزالها جمع اند
رباب کودک خود را به این و آن می داد

سه ساله چادر او می کشید عمه ببین
سه ساله گودیِ گودال را نشان می داد

سپاه آنطرف اما دلش چه می لرزید
اگر تکان به سرِ نیزه اش سنان می داد

رسید شامِ دهم مَحرمی نبود،ای کاش
به دخترانِ یتیمش کسی امان می داد

برای آنکه حرامی به کودکی نرسد
شکسته قامت او ، بوی خیزران می داد

برای آنکه ببوسد برادرش را باز
تمامِ قوتِ خود را به زانوان می داد

امان نداد به او تازیانه ور نه خودش
عقیقِ خونی او را به ساربان می داد
......
میان شام به پیشش کنیز خود را دید
کسی که داشت به خانم دو تکه نان می داد

(حسن لطفی)

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


محرم آمده شکر خدا کنیم همه
شنبه 10 مهر 1395 ساعت 8:40 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

محرم آمده شکر خدا کنیم همه

به گریه محشر کبرى به پا کنیم همه

به شکر اینکه رسیدیم به عزاى حسین

ز سینه عقده ی یک ساله وا کنیم همه

همه حسینیه ها تحت قبه ی یار است

رسیده وقت اجابت دعا کنیم همه

با نام یک یک ما صدا زده زهرا

به اذن او پسرش را صدا کنیم همه

دوباره فاطمه در عرش مو پریشان است

به ناله حق نمک را ادا کنیم همه

حسین کشته ی اشک و ما طبیب حسین

به اشک زخم تن او دوا کنیم همه

خدا به عشق حسینش گناه ما بخشید

ازین به بعد ز آقا حیا کنیم همه

قسم به عشق محرم بهار مردن ماست

تمام زندگى خود فدا کنیم همه

حلال تیغ هلال است خون سینه زنان

حرام باد که چون و چرا کنیم همه

قسم به نام خمینى و غیرت شهدا

در این مسیر به او اقتدا کنیم همه

به یک سلام ازین راه دور بر ارباب

دل شکسته ی خود کربلا کنیم همه

تنى بدون کفن روى خاک صحرا بود

همیشه گریه بر آن بوریا کنیم همه

سلام بر حرم عرش عزیز خدا

سلام ما به حسین غریب کرببلا

 

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند
شنبه 10 مهر 1395 ساعت 8:39 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند

وقتی كه جمع سینه زنان گریه می كنند

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است

در ماتم تو پیر و جوان گریه می كنند

این سیل، سیل اشك عزادارهای توست

چون ابر با تمام توان گریه می كنند

تو كیستی كه در غم از دست دادنت

مردان ما شبیه زنان گریه می كنند...

 

امیر تیموری


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما
شنبه 10 مهر 1395 ساعت 8:39 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-روضه های دهه اول-مناجات اول مجلس

 

نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما

از تنور سرد دوزخ، نور می گیریم ما

سردرِ هر بیت، پرچم می زنیم از اشک خویش

آخرِ شیرین زبانی، شور می گیریم ما

***

از «شب اول»، چو مسلم، کوچه گردِ کوفه ایم

تو بگو آئینه، پیش کور می گیریم ما

فصلِ ماهیگیری ار رودِ گل آلودِ وفاست

پیش پای چشم مردم، تور می گیریم ما

در «شب دوم» صدای کاروان را بشنوید!

حالِ موسی را خبر از طور می گیریم ما

شد «شب سوم» بساط گریه هامان جور شد...

پس سراغِ سیلی ناجور میگیریم ما

شاعریم و تورمان کرده است خاتون حسین!

روضه ی فاش از رخِ مستور می گیریم ما

آن شبِ قدری که می گویند، یلدای غم است

یک «شب سوم» برای درک این روضه، کم است

جسم زهرا را مثال از حور می گیریم ما

شاعریم و با رقیه ، اهل مضمون می شویم

پیش نور چهره اش منشور می گیریم ما

در «شبِ چارم» فقط: «دایی حسن»... «دایی حسین»

هردو خواهر زاده را منظور می گیریم ما

***

در حنابندانِ قاسم، از حسن جانِ حسین

حاجتِ خود، چشمِ دشمن، کور...! می گیریم ما

ما عوامیم و شبِ قاسم، اگر کِل می کشیم

روضه ای گمگشته را مشهور می گیریم ما

***

تا شب هشتم اگر عمرِ خماری راه داد

شیشه شیشه در بغل، انگور می گیریم ما

ای به قربانِ شبِ هشتم، در آغوش عبا،

آنچه باقی مانده از ساطور می گیریم ما

دست تاسوعا، به ذوق تشنگی پا  می دهد

از لب مافوق خود، دستور می گیریم ما

ردّ دست ماه، روی چوب پرچم مانده است

مرز و بوم روضه  را هاشور می گیریم ما

شد شبِ آخر! مناجات از عسل شیرین تر است

خیمه ها را کندوی زنبور می گیریم ما

***

صبح عاشوراست! دسته دسته مطرب می شویم

طبل و نی... سنج و دقل... شیپور می گیریم ما

صبح عاشورا... چه نزدیک است راه خیمه ها!

راه گودال است آنکه دور می گیریم ما!

صبح عاشورا... علی اصغر کفن پوشیده است!

از دل گهواره راه گور می گیریم ما

صبح عاشورا، هوای گریه دار صنف ماست

 لقمه ها از سفره ی «منصور» می گیریم ما

 

احمد بابایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید
شنبه 10 مهر 1395 ساعت 8:38 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

از دو چشم من و تو تا حرمش راه کشید

در کویر من و تو روضه گرفت و آنگاه

آب شیرین حیات از دل این چاه کشید

روضه خواند و ره صد ساله ی ما یک شبه شد

این همه فاصله را یک شب ِکوتاه کشید

مجلس روضه ی خود را که مزیّن فرمود

تا بهشتش همه را برد و به همراه کشید

عده ای را به هوای حرمش مهمان کرد

عده ای را دم در خادم درگاه کشید

 این  بهشتی که است نهر و می و ساقی دارد

این  بهشتی است که ارباب به دلخواه کشید

 در محرم ، حرمی دارم و دلخوش هستم

که مرا گریه کن این حرمِ ماه کشید

 گریه ی من به فدای جگر سوخته اش

که دلش آب شد از بس جگرش آه کشید

 

رحمان نوازنی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم سلام ماه حسین جان و گریه های محرم
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 9:32 | بازدید : 37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

 

دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید

از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نسیم ماه محرم به سوز وسازآید گذشت سالی وایام عشق باز آید
شنبه 03 مهر 1395 ساعت 15:10 | بازدید : 29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محرم


نسیم ماه محرم به سوز وسازآید
گذشت سالی وایام عشق باز آید
مه عزای حسینی دوباره درراهست
هرآنکه هست حسینی به پیشواز آید
تمام شهر بپوشد لباس سوگ وعزا
زخیمه های عزا صوت جانگداز آید

دوباره پرچم مشکین سوگ خون خدا
به "یاحسین"منقش،به اهتزاز آید
دوباره هیات عشاق خردسال حسین(ع)
چه بی ریا شده تشکیل ودلنواز آید
بساط هیاتیان هرکجا به پا گردد
نیازمند توسل پی نیاز آید
بگو هرآنکه شده در زمانه بیچاره
محرم است برای تو چاره ساز آید

 

اسماعیل تقوایی


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 10


باز این چه شورش است، پریشان شدم حسین ماه محرّم آمد و گریان شدم حسین تا که هلال ماه عزایت حلول کرد د
دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 10:50 | بازدید : 61 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باز این چه شورش است، پریشان شدم حسین

ماه محرّم آمد و گریان شدم حسین

تا که هلال ماه عزایت حلول کرد

دل بیقرار و بی سرو سامان شدم حسین

این سفره های روضه پر از رزق و برکت است

شکر خدا دو مرتبه مهمان شدم حسین

ممنونم از نگاه کریمانه ات که باز

ماندم، گدای بزم محبّان شدم حسین

با اینکه پر گناهم و شرمنده ام ولی

بخشیده ای که شامل احسان شدم حسین

از لحظه ای که اذن محرّم گرفته ام

بی تاب قصه ی لب عطشان شدم حسین

وقتی ز خون تو رگ اسلام تازه شد

قطعاً به خاطر تو مسلمان شدم حسین

دستم به کربلا شب اوّل نمی رسید

پس عازم بهشت خراسان شدم حسین

 


جابر عابدی (خادم کاشانی)


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


شکرلله که من مرغ همین بام شدم جلد میخانه ی تو در همه ایام شدم هر کجا نام تو آمد به تنم جان آمد تو چه کر
پنجشنبه 30 مهر 1394 ساعت 10:22 | بازدید : 45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شکرلله که من مرغ همین بام شدم
جلد میخانه ی تو در همه ایام شدم
هر کجا نام تو آمد به تنم جان آمد
تو چه کردی که چنین عاشق این نام شدم

دل من بود پر از غصه ی عالم آقا
چایی روضه ی تو خوردم و آرام شدم
چشم پا کردم و دیدم که تو صیاد منی
آمدم رقص کنان وارد این دام شدم
چون زهیر تو حسین عبد فراری بودم
آری از معجزه ی روضه ی تو رام شدم
رفت عمر و به حرم پای من آخر نرسید
روی قبرم بنویسید که ناکام شدم

محمد حسین رحیمیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ورود به ماه محرم-غزال رنگ عالم شد سیاه درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه تکیه تکیه یاحسین درغمت پیرا
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 16:27 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم-غزال

 

رنگ عالم شد سیاه

درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یاحسین

درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

چونکه بالاتر نداشت

درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه

در مِنا امسال آه

علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه

جلد مانند لباس

بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه

پوست درسینه زنی

سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه

بین این رنگین کمان

دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه

برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ورود به ماه محرم بسم الکریم... مَن هوَ إحسانُه قَدیم ما را نگار، کرد به میخانه اش مقیم بوی لباس خون
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 16:27 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

بسم الکریم... مَن هوَ إحسانُه قَدیم

ما را نگار، کرد به میخانه اش مقیم

بوی لباس خونی ارباب می رسد

صوت حزین مادر سادات.... بگذریم

 

من آمدم که با همه ی روسیاهی ام

راهم دهید با همه ی پرگناهی ام

اصلا خودت بگو که چه خاکی بسر کنم؟!

یک روز اگر برانی و من را نخواهی ام

 

اشکم چکید و سنگ دلم را لطیف کرد

نام حسین شغل مرا هم شریف کرد

غفلت زده به ماه عزا آمدم ولی...

... زهرا رسید و کار مرا هم ردیف کرد

 

از سوی فاطمه که به سائل نظر شود

چشمش میان روضه ی ارباب تر شود

عاشق اگر که گشنه بخوابد عجیب نیست

هیهات بی حسین شب ما سحر شود

 

ازخاک قتلگاه برایم بیاورید

در روضه اشک و آه برایم بیاورید

پرچم بیاورید، کتیبه بیاورید

پیراهن سیاه برایم بیاورید

 

من ماتِ ماتم تو بمانم مرا بس است

در راه محکم تو بمانم مرا بس است

ثروت، مقام، شهرت دنیا نخواستم

در زیر پرچم تو بمانم مرا بس است

 

فریاد و بحث ماست فقط مکتب حسین

استاد درس ماست فقط زینب حسین

با لعن بر یزید فقط آب می خوریم

لب تشنه می شویم به یاد لب حسین

 

آقا اگر نبود شفیقی نداشتیم

سوی خدای خویش طریقی نداشتیم

"نعم الامیر" ما شده "نعم الرفیق" ما

آقا اگر نبود رفیقی نداشتیم

 

بی نام یار، نار گلستان نمی شود

بی کربلا بهشت که رضوان نمی شود

صد بار گفته ایم که ذکری برای ما

مثل حسین موجب غفران نمی شود

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


حال و روزش با نوای عشق بهتر میشود هر که چشمش در میان روضه ها تر میشود این دل سنگم که جای خود،شنیدم از
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 9:47 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حال و روزش با نوای عشق بهتر میشود
هر که چشمش در میان روضه ها تر میشود

این دل سنگم که جای خود،شنیدم از کسی
ریگ های دشت با نام تو گوهر میشود

 

نوکری پستم ولیکن دلخوشم ازاینکه من
روزگارم با غلامی شما سر میشود

از شما دورم ولی شب های جمعه این دلم
می پرد تا صحن تو،مثل کبوتر میشود

با نوای یا حسین و ذکر شور یا حسن
دل اسیر نام های دو برادر میشود

کاروان را باز گردان ای عزیز فاطمه
در همین جا قلب زینب زار و مضطر میشود

بازگرد آقا که با دست پلید حرمله
غنچه ی شش ماهه ی باغ تو پرپر میشود

دخترت بی سایبان و خواهرت بی همسفر
جعفرت بی پیکر و عون تو بی سر میشود

چند روز بعد در این سرزمین پربلا
صحبت از دزدیدن خلخال و معجر میشود

چند روز بعد در گودال بین تیغ وتیر
حنجرت درگیر با تیزی خنجر میشود

علی مشهوری(مهزیار)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ماه عزا آمد دل عالم گرفته زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته هرکس به هرنحوی عزادار شما هست حتی خدا در
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 9:46 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ماه عزا آمد دل عالم گرفته
زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته

هرکس به هرنحوی عزادار شما هست
حتی خدا در عرش خود ماتم گرفته

 

کوچه به کوچه تا ابد شرمنده ی توست
در “مُلک ری” هر خانه رنگ غم گرفته

دیدم که از عشق شما لات محله
رفته برای روضه ات پرچم گرفته

راه نجات ما گنه کاران شمائید
با گریه بر تو، توبه ی آدم گرفته

حتما پشیمان میشود در روز محشر
لطف تورا هرکس که دست کم گرفته

شاهان عالم ریزه خواران تو هستند
دست گدایی سوی تو حاتم گرفته

بالا سرت هرکس که آمد دست پُر رفت
این “پیروهن” ، آن دیگری “خاتم” گرفته

برخیز دور خیمه ی زینب شلوغ است
دور و برش را چند نامحرم گرفته

اهل و عیالت بعد تو آقا اسیرند
برخیز تا در خیمه ها آتش نگیرند


رضا قربانی


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


دوباره سنج و علم کار دستمان داده به صفحه سوز قلم کار دستمان داده دوباره نوحه ی ” هرلحظه بوی کرب و ب
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 9:44 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دوباره سنج و علم کار دستمان داده

به صفحه سوز قلم کار دستمان داده

دوباره نوحه ی ” هرلحظه بوی کرب و بلا

عجیب شوق حرم کار دستمان داده

خوشیم با غمت ای شاه عالمین حسین

همیشه واژه ی غم کار دستمان داده

محرم آمد و هستیم پس خدارا شکر

نمک زخوان کرم کار دستمان داده

خیال باب ورودی شارع العباس

حرم قدم به قدم کار دستمان داده

دوباره شوق رسیدن به اربعین حسین

شده است فکر عجم ،،،کار دستمان داده

شاعر : نوراءنریمان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ماهِ محرّم است و عزادارتان شدیم با اشک و آه ، گرمیِ بازارتان شدیم ای تربتت شِفا و شفاعت! تفقّدی! ح
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 9:33 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ماهِ محرّم است و عزادارتان شدیم

با اشک و آه ، گرمیِ بازارتان شدیم

 

ای تربتت شِفا و شفاعت! تفقّدی!

حرف از طبیب شد، همه بیمارتان شدیم

 

با پرچمِ محَبّت و، سربندِ یا حسین:

ما دسته دسته، دستِ علمدارتان شدیم

 

بر دار اگر رود سرِ ما، برعلی قسم

ماتِ زبانِ میثمِ تمّارتان شدیم

 

پیچیده طبعِ او، به سر و دست و قلبمان

اینگونه، ریزه خوار و گرفتارتان شدیم

 

خلقِ اثر، به جوهرِ خونت میسّر است

ما رهروانِ مکتبِ مختارتان شدیم

 

مجنونِ نوکری، درِ این خانه آمدیم

پیوسته وامدار و بدهکارتان شدیم

 

هَل مِن مُعین و ناصرِ آن روز: روضه ام

ما خاکِ پایِ هیئتِ انصارتان شدیم

 

از جان و تن گذشته و محزون وغصّه دار:

در انتظارِ آمدنِ یارتان شدیم

 

حمیدرضا کسرایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حالِ ما حال پريشانيِ عالَم باشد موسم آمدنِ مـاهِ مُـحَـرَم باشد اين چه حاليست كه در هيئت ماشدپيدا و
پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 9:32 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حالِ ما حال پريشانيِ عالَم باشد
موسم آمدنِ مـاهِ مُـحَـرَم باشد
اين چه حاليست كه در هيئت ماشدپيدا
وقت برپا شدن بيرق و پرچم باشد
هركه گريان شده است از كرم فاطمه است
بخدا بي بي ما صاحب هرغم باشد
اذن داريم كه ما وارد اين بزم شديم
پاي جنت همه هستيم ،كه محكم باشد
نوكري در غمِ او لذتِ ديگر دارد
اشكِ نوكر به شهنشاه چو نم نم باشد
روزگاريست كه ما سينه زن اربابيم
تا قيامت هم اگر سينه زني، كم باشد
اشك و اسفند چو باهم برود، عطرشود
لطمه و سينه زني، شورِتو درهم باشد
سال تا سال فقط منتظر ماه توئيم
نوكرت زنده به ذكرِتو و اين دم باشد
شب سوم به خدا روضه ي سختي دارد
روضه ي طفل و خرابه پرِ ماتم باشد


علی احمدیان- جنت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ورورد به ماه محرم از ازل پرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم با نوای مادری محزونه همدم گشته ایم ما همه ان
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:24 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورورد به ماه محرم

 

از ازل پرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم

با نوای مادری محزونه همدم گشته ایم

ما همه انصار زهرائیم مردِ گریه ایم

محرم غمخانه ی ماه محرم گشته ایم

این لباس مشکی ما دست دوز فاطمه است

زین سبب عمریست با این خانه محرم گشته ایم

رد مکن ما را که اشک ما به دردت میخورد

گریه ها کردیم و بر زخم تو مرهم گشته ایم

روز محشر یکدگر را زود پیدا میکنیم

سالها مانند کعبه دور پرچم گشته ایم

گریه ی ما باعث تسکین قلب زینب است

خاک بوسِ عمه ی ساداتِ عالم گشته ایم

صبح ، مغرب ، شب ، سحر ، بزم عزا آماده است

این دهه همسفره ی فیضی دمادم گشته ایم

تا که فرصت هست باید گریه کرد و گریه کرد

چونکه مهمان اجل ما نیز کم کم گشته ایم

در حسینیه اگر گوش دل ما وا شود

همنوای مادری با قامت خم گشته ایم

یا بنی گفتنش بند دلم را پاره کرد

نیزه ای در پیش چشمش پیرهن را پاره کرد

 

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


ورورد به ماه محرم با گریه ام عزای تو تکریم میکنم دارو ندار خود به تو تسلیم می کنم خالص ترین عصاره ی
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:24 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورورد به ماه محرم

 

با گریه ام عزای تو تکریم میکنم

دارو ندار خود به تو تسلیم می کنم

خالص ترین عصاره ی جان را شبیه اشک

بر روی دست دل به تو تقدیم میکنم

یک سال تا به ماه محرم رسانیم

هر صبحدم نگاه به تقویم میکنم

با بوسه ای زخاک در هر حسینیه ای

بر پیشگاه فاطمه تعظیم میکنم

هر تکیه ی عزای تو بیت الحرام ماست

بر خویش هر چه غیر تو تحریم میکنم

از کودکی تمام پس انداز سال را

با سفره ی عزای تو تقدیم میکنم

در هیئت تو با تن احرام بسته ام

یاد شکوه مسجد تنعیم میکنم

با ذکر یا حسین که توحید مطلق است

حبل المتین عشق تو ، تحکیم میکنم

هربار با سلام به تو آب می خورم

غوغای تشنگی تو تفهیم میکنم

گفتا رقیه با دهن ضربه خورده ام

لبهای خیزران زده تکریم میکنم

 

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


امام حسین(ع)-مناجات محرمی هر آینه دلى ست که حیران کربلاست در هر کجا سرى ست، پریشان کربلاست داغى اگ
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:21 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

هر آینه دلى ست که حیران کربلاست

در هر کجا سرى ست، پریشان کربلاست

داغى اگر که هست به این سینه داغ توست

ماتم اگر که هست ز هجران کربلاست

اشک است این که دور حرم را گرفته است

آرى فرات دیده ى گریان کربلاست

چشمى که روشن است به اشک غم حسین

شمعى به بزم شام غریبان کربلاست

نوح ائمه گفت که نوحو على الحسین

کشتى شکست خورده ى طوفان کربلاست

جا دارد از کفن بگریزیم روز مرگ

از غربتى که در تن عریان کربلاست

افتاده صد ترک به بلور دل رسول

از هر ترک که بر لب عطشان کربلاست

روزِ حسین خون دل از دیده می رود

این گریه ى امامِ خراسان کربلاست

 

سید علی رکن الدین


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


ورود به ماه محرم در دلم باز هم حرم بزنید چادر و بیرق و علم بزنید روی سر درب سینه پارچه ی "از در تو ن
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:19 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

در دلم باز هم حرم بزنید

چادر و بیرق و علم بزنید

روی سر درب سینه پارچه ی

"از در تو نمی روم" بزنید

چرک پیشانیم بشویید و

روی آن مهر نوکرم بزنید

طوق یک عمر نوکری را هم

باز امشب به گردنم بزنید

روضه خوان های حضرت زهرا

از عزیزش حسین دم بزنید

مقتل از دست روضه خوان افتاد

دور این روضه را قلم بزنید

روضه ای را که گفت روی حسین

با سُم اسب ها قدم بزنید

 

امیر عظیمی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


ورود به ماه محرم ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم هرسه شنبه
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:15 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم

غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم

هرسه شنبه صبح یا که هرشب جمعه کمیل

باده ی تقوای خود را پای پرچم میخوریم

یک برنج از ظرف نذری تو ما را بس حسین

رزق طول سال خود را از محرم میخوریم

ما چنان سرویم از وقتی برایت خم شدیم

تا تو هستی کی زمین با قامت خم میخوریم؟

با تو در هر مشکلی راه نجاتی هست لیک

مطمئنا بی تو بر دیوار محکم میخورم

تو بزرگی پس بزرگی کن شفاعت کن حسین

ورنه چوب معصیت ها را دمادم میخورم

در جوانی پاک بودن شیوه عشاق توست

شرمساریم از شما که غصه ات کم میخورم

تربت کرب و بلا درمان کل دردهاست

وقت های ناخوشی یک ذره مرهم میخوریم

داغ اکبر داغ قاسم داغ سقا داغ مشک

غصه هایت را میان روضه هم میخوریم

ما محرم زاده ایم کل سال آواره ایم

روزها یاد تنت ، شب یاد مشک پاره ایم

 

سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ورود به ماه محرم اشعار سرخ دلشکنش را بیاورید دم‌نوحه‌های سینه‌زنش را بیاورید دارد صدای قافله ا
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:14 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

اشعار سرخ دلشکنش را بیاورید

دم‌نوحه‌های سینه‌زنش را بیاورید

دارد صدای قافله از دور می‌رسد

اسفند وقت آمدنش را بیاورید

بعد از کتیبه‌های حسینیه زودتر

سینیِ چای ریختنش را بیاورید

دادم لباس مشکی خود را به مادرم

آری بساط دوختنش را بیاورید

دلشوره های خواهر او بیشتر شده

اسباب غم‌نداشتنش را بیاورید

سر نیزه های کوفه صدا میزدند تو را:

«ما تشنه‌ایم؛ پس بدنش را بیاورید»

دارد به قتلگاه چه نزدیک میشود

زینب - رباب، پیرهنش را بیاورید

حالا رسیده عصر دهم، گفت خواهرش:

اموال غارتیِ تنش را بیاورید

 

محمد جواد پرچمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسین(ع)-مناجات محرمی باز ده شب میشوم بارانی از غم های تو باز اشک گریه کن ها پای ماتم های تو این
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:13 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

باز ده شب میشوم بارانی از غم های تو

باز اشک گریه کن ها پای ماتم های تو

این دهه درخانه اش مهمان زهرا میشویم

مادرت بانیست پایان محرمهای تو

زیر خیمه راه از بیراهه روشن میشود

رشته حبل المتین ماست پرچم های تو

از علاج دردهای من طبیبان عاجزند

چشم امیدم فقط مانده به مرهم های تو

از قدیمی ها شنیدم در میان روضه ها

مرده زنده میشده از برکت دم های تو

هرکسی روضه میاید پیشوازش میروی

جان نوکرها فدای خیر مقدم های تو

کشته مرده های تو روزی مسیحا میشوند

عالمی در حسرت عیسی بن مریم های تو

ارزش گریه به تو برگ امان محشر است

دلخوشیم آقا به این قدر مسلم های تو

فیضی از این گریه ها مقتل نویسان میبرند

شیخ جعفر شیخ عباس و مقرم های تو...

میشود فیض شهادت را نصیب من کنی؟

میشود من هم شوم از خیل آدم های تو؟

از سر نیزه ببین خیلی مزاحم میشوند

یک نفر دارد سر آزار محرم های تو

ای سر بی تن ببین خون بر دل سادات شد

آه بر اهل حرم خرما و نان خیرات شد

 

سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6


ورود به ماه محرم برپا شده است در دل من خیمه ی غمی جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی عمری است دلخوشم ب
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:12 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ورود به ماه محرم

 

برپا شده است در دل من خیمه ی غمی

جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان

غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

بر سیل اشک خانه بناکرده ام ولی

این بیت سُست را نفروشم به عالمی

گفتی شکار آتش دوزخ نمی شود

چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی

دستی به زلف دسته ی زنجیرزن بکش

آشفته ام میان صفوف منظّمی

می خوانی ام به حُکم روایات روشنی

می خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد

تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...

 

سعید بیابانکی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام حسین(ع)-مناجات محرمی چشم اگر امسال را هم آبروداری کند گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند ه
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 11:12 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

چشم اگر امسال را هم آبروداری کند

گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند

هر کسی اینجا هنر کرده است با اشک آمده است

کاش پلک از این هنرها پرده برداری کند

بین دل با داغ او عقد اخوت بسته اند

در ازل، آری، خدا این خطبه را جاری کند

نوحه خوان در روضه می خواند به استمداد اشک

بانگ "هل من ناصر"است این، کیست تا یاری کند؟

می روم تا کربلا، آنجا که مردی آمده است

پای عهدش تا نفس دارد وفاداری کند

رود می افتد به پایش تا به هر قیمت شده

قطره ای از خویش را در جان او جاری کند

آب اگر مهریه ی زهراست پس هر طور هست

باید از مهریه ی زهرا نگهداری کند

بیشتر از ضربت شمشیر، یک سوراخ مشک

می تواند زخم را بر پیکرش کاری کند

می روم قدری جلو، آنجا که یک سر روی نی

بی محابا قد علم کرده است سرداری کند

آنکه تعلیم تکلم کرد بر عیسای طفل

می تواند پس سر بر نیزه را قاری کند

باز می آیم به خود، آنجا که در من یک نفر

گوشه ای کز کرده، می خواهد فقط زاری کند

چشم کارش گریه در سوگ "حسین بن علی"است

کور بادا چشم اگر از گریه خودداری کند

 

علی فردوسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اشعار هلال ماه محرم سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد دست خود ر
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:52 | بازدید : 127 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار هلال ماه محرم

 

سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد

عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد

 

دست خود را روی سینه می گذارم با ادب

آه دارد مادری با قامت خم می رسد

 

میزبان زهرا که باشد من خیالم راحت است

چون که الطافش به مهمان ها دمادم می رسد

 

انبیا پشت سر هم یک به یک صف بسته اند

حضرت خاتم برای خیر مقدم می رسد

 

بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شروع

نامه های دعوت از عرش معظم می رسد

 

زیر و رو کردن فقط کار حسین بن علی ست

در محرم ارمنی هم زیر پرچم می رسد

 

چایی روضه دوای درد بی درمان ماست

بین این دارالشفا پیوسته مرهم می رسد

 

با لباس مشکی اَم از قبر می آیم بُرون

یک نخ این پیرهن فردا به دادم می رسد

 

جبرئیل عرش خدا را آب و جارو می کند

کاروان کربلا از راه کم کم می رسد

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


اشعار هلال ماه محرم – قاسم نعمتی ارباب روی نوکریِ من حساب کرد با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد هر
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:39 | بازدید : 47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار هلال ماه محرم – قاسم نعمتی

 

ارباب روی نوکریِ من حساب کرد

با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد

 

هرکس شنید ناله ی حی العزا

تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

 

دلشوره داشتم که نبینم محرمت

یکسال این فراق دلم را عذاب کرد

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

نام حسین بار دگر انقلاب کرد

 

توبه شکسته ها همه گویند یاحسین

رب الحسین هرچه دعا مستجاب کرد

 

از کودکی حسینیه دار محرممیم

این روسیاه را خودش عالیجناب کرد

 

هرکس که ذره ذره به پای حسین سوخت

اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد

 

گریه غبار سینه ی من داده شستشو

این قلب خاک خورده چنان دّر ناب کرد

 

تفسیر دستگیریه تو از رسول ترک

کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد

 

سینه برهنه ها همه از نسل عابسند

او کربلا طریق هی این وصل باب کرد

 

آید به گوش ناله ی محزون فاطمه

با اسم نام یک یک ما را خطاب کرد

 

ماه محرم آمد و پیچید بوی سیب

صلی علی الحسین و صلی علی الغریب

 

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


اشعار هلال ماه محرم – محسن حنیفی فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود باز چشمانم به رنگ سرخ مایل م
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:38 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

اشعار هلال ماه محرم – محسن حنیفی

 

فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود

باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود

 

باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند

کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

 

با لباس مشکی ام احرام گریه بسته ام

یک زیارت با هزاران حج معادل میشود

 

سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست

شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود

 

نیت گریه نمودم در نماز نیمه شب

چون که روضه بهتر از درک نوافل میشود

 

رکعت اول به یاد تشنه لبها سوختم

رکعت بعدی من گودال کامل میشود

 

مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش

روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود

 

لحظه ای که سینه ی ارباب سنگین میشود

روضه سنگین ارباب مقاتل میشود

 

نیزه ها نامهربان هستند اما لحظه ای

مهربان با حنجر او تیغ قاتل میشود

 

سر غنیمت میرود گودال میگردد شلوغ

وقت غارت کردن مشتی اراذل میرسد

 

آه از آن لحظه ای که مادرش سر میرسد

با تنی عریان ، تنی بی سر مقابل میشود

 

محسن حنیفی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید مارا نوشته اند شکار کمند یار شکرخدا
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:32 | بازدید : 61 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید

مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید

 

کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید

حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید

دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید

گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید

زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید

میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید

جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد…


رضاقربانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صد شکر که از راه محرم آمد از هر سر کوچه نوحه و دم آمد هر کس که رسیده زیر پرچم آمد لاتی وسط دسته ی ماتم
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:21 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

صد شکر که از راه محرم آمد
از هر سر کوچه نوحه و دم آمد
هر کس که رسیده زیر پرچم آمد
لاتی وسط دسته ی ماتم آمد.

ما باز سر کوچه علم آوردیم
ما پیش محبت تو کم آوردیم

یک جلوه ی نوکر تو حاتم ساز است
کوکِ دلِ ما؛ماهِ محرم ساز است…
احوالِ گدا به زیر پرچم ساز است
این مجلس روضه ی تو آدم ساز است
.
ما در طی سال گریه لازم هستیم
مشتاقِ دمِ اکبرِ ناظم هستیم
..
زهرا به غلامی ات مرا خو داده
در روضه به دستم آب و جارو داده
این اشک محرم مرا او داده
این گریه به ما چقدر نیرو داده
.. در روضه خانواده ی کریمان
گفتیم حسین؛؛ فاطمه گفتا..جان

با گریه دوباره روز را شب کردم
هر موقع گرفتار شدم تب کردم
در روضه توسلی به زینب کردم
بعدش چقدر کفش مرتب کردم

دیدم گره ی کار سریعا وا شد
رحمت به کسی که نوکر آقا شد

باید که برای تو غذا بار کنم
قدری عوض حرف زدن کار کنم
جان را به فدای قدم یار کنم
من نوکریه شاه و علمدار کنم
من راه تقربم در این خانه ست
در شست و شوی ظروف آشپزخانه ست


حامد جولازاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نشسته ام بنویسم محرمت را باز هزار نکته ی ناگفته از غمت را باز خدا کند که امانم دهی و باز کنم برای خیم
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:21 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

نشسته ام بنویسم محرمت را باز
هزار نکته ی ناگفته از غمت را باز

خدا کند که امانم دهی و باز کنم
برای خیمه زدن بند پرچمت را باز

 

کویر خشک گدای دو قطره باران است
بریز بر سر من اشک نم نمت را باز

دلت می آید از این دلشکسته دست کشی
دلی که چنگ زده حبل محکمت را باز

به پشتوانه ی لطفت گناه کردم من
ببخش با کرمت ذنب آدمت را باز

دلم گرفته برای دو دم گرفتن ها
بدم به روح زمینگیر من دمت را باز

اگر که فاطمه در بزم روضه هست،که هست
بگو چگونه کنم شرح ماتمت را باز؟

به سمت گود سرازیر میزدند تو را
به تیر و نیزه و شمشیر میزدند تو را

محمد کاظمی نیا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دیگه وقت غصه و غم رسیده عزای اشرف آدم رسیده ذکر یا حسین پیچیده توی شهر عاشقا ماه محرم رسیده دوباره خ
سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 10:20 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دیگه وقت غصه و غم رسیده
عزای اشرف آدم رسیده
ذکر یا حسین پیچیده توی شهر
عاشقا ماه محرم رسیده

 

دوباره خیمه ها رو برا شده
دلامون به سمت کربلا شده
دوباره با بغض و آه و زمزمه
همه ی پیروهنا سیا شده

با تموم حزن و غم گریه کنیم
میون روضه و دم گریه کنیم
مادرش میگه غریب من حسین
نوکرا کنار هم گریه کنیم

وسط روضه بیاید که جون بدیم
به تموم دنیا هم نشون بدیم
راه عاشقاهمینه به خدا
پای اکبرش باید جوون بدیم
…..
میرسه صدای مادرش حسین
نمیشه هیچ کسی باورش حسین
چن روزه دیگه میون قتلگاه
سرتو میبرآخرش حسین


جواد قدوسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سلام بیرق پرچم،سلام ماه عزا سلام حضرت زینب،سلام خون خدا دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم برای ماتم
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 10:44 | بازدید : 33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سلام بیرق پرچم،سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب،سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمان روضه ها به پا کردیم

صدازدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان
بخوانی که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است
هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است
اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا
که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند
و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند

امیرفرخنده


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


تعداد صفحات : 9


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان