مجتمع فنی تهرانclose
روضه و مناجات بسیار جانسوز_حضرت زهرا سلام الله علیها_حجت الاسلام میرزامحمدی
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم


تعداد بازدید : 792
نویسنده پیام
khadem
آفلاین



ارسال‌ها: 1291
عضویت: 24 /10 /1390
تشکر کرده: 1
تشکر شده: 76
روضه و مناجات بسیار جانسوز_حضرت زهرا سلام الله علیها_حجت الاسلام میرزامحمدی
تصویر: http://s7.picofile.com/file/8235721692/%D8%AD%D8%AC%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C5.jpg
أسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا إِلهَ إِلاّ هُو ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ ، ذُوالجَلالِ وَ الإِکْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ
تو مهربونی ... نمی سوزونی ...
*یه خانم تو آتش سوخته دیگه بسه ... مادر پیش مرگ من و تو شد ، تا قیامت سوختن من و تو رو بیمه کرد *
باید که سوخت ما را ، زهرا نمیگذارد
بی بی جان ...
این بچه ها از مادر خیلی ارث ها بردن ، یه دونشو که تا حالا نشنیدی رو میگم ، هرچه بادا باد ... یه دونه ازین ارثایی که زینب از مادر برده ، ارث سوختنه ....
آخ داره نگا میکنه خود بی بی فرمود:
\"فسقطت لوجهی\" تا لگدو زد ... با صورت رو زمین خوردم ...
\"والنارتَسعَر وجهی\" آتیش اول صورتمو سوزوند ... وای .... وای ....
آخ پنجاه سال بعد ، وقتی شام غریبان دامنش آتش گرفت دست رو سر گذاشت ، هی میگفت \"وااماه .... وااماه .... \"
*آخ چشمی نباشه که گریه نکرده باشه ، هر کی تا حالا گریه نکرده زیر لب استغفار کنه ...*
بابا ، قاتلش کنار بسترش گریه کرد ... منو تو کمتر از اونیم؟ نه بخدا \"\" این شبا دیگه تماشاچی نباش ، هر طرف بسترش که اومدن ، اونقده از اینا رنجیده بود ، نمی تونست صورتشو برگردونه ، نانجیبا مادر امام زمان رو چی جوری زده بودید؟!! که حتی تو بستر نمی تونست صورتشو برگردونه ، اسماء و فضه رو صدا زد ؛ فضه بیا ، من از اینا بدم میاد صورتمو برگردون ... آخ امشب بگید بی بی جان روتو از ما برنگردون ...\" این بچه ها نوروزشونو با تو شروع کردن ، حاشا به کرمت ، صورتتو برنگردون ...\" امشب میگم ، اینی که شعرا می خونن زهرا دست به دیوار می گرفت من جایی ندیدم ، امام صادق تعبیری داره خیلی بالاتر از اینه ، فرمود وقتی مادر ما دیگه بستری شد ، \"لَزِمتِ الفَراش\" یعنی دیگه از بستر نتونست بلند شه ... \"نحل جسمها ... \" بگم یا نه؟؟ حسین جان ... آگه بدن تو هم اینجوری شد ، پوست و گوشت و استخوانتو با هم عجین کردن خواهر نتونست تشخیص بده ، این بدن زیر سم اسب رفته بود ، اما بدن مادرت ... بین در و دیوار اینجوری شد \"نحِلَ جِسمُها ، ذاب لَحمُها ... حتی صارَت کالخیال ...\" از مادر ما فقط یه شبهی باقی ماند .....*
حجم این پیکر چرا پس کوچک است؟
هجده سالست این؟ یا کودک است ....
دانلود روضه

شنبه 28 فروردین 1395 - 10:36
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !