اشعار ماه محرم آبروی ماست گریه ، آبرو داریم ما با لباس مشکی ات عمریست خو داریم ما با طهارت بودن - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:49
اشعار ماه محرم – محمد جواد شیرازی بی ذکر یا حسین عطایی نخواستیم جز گوشه ی حسینیه جایی نخواستیم - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:47
هرزمان از غیب برگوش درون آیدم بانگ الیهِ الرّاجِعونْ سیر تا عرش خدا،گر بایدت اقتدا بر شاه بی سر بای - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:41
ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم در روز چند بار سر سفره غمیم بالاى بام خانه تو را جار میزنیم زهرا اگر قبو - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:40
می زند شام خنده بر آهم مثل کوفه ست شاید اینجا هم بس که من ناله می کنم هرشب عالمی شد پریش از آهم طبق آ - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:40
سری به نیزه شد و آفتاب را گریاند نبی و فاطمه و بوتراب را گریاند صدای مویه ی زلفش که دست باد افتاد چقد - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:33
یک دست هرزه آمد و در بینِ خیمه ها رنگ قنوت بندگیم را سیاه کرد بعد از تو بالش سر من دست عمه شد یک نیزه - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:32
آخرش دیدی چه آمد بر سرم؟کاری بکن ای امید قلب و چشمـــان ترم کاری بکن تا که از چشمت نیوفتادم بیا و زود - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:31
دل من بابایی چش براهته عمه میگه که خدا پناهته بابا جون تنگه دلم زودی بیا آرزوم دیدن روی ماهته تو بیا - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:31
گنبد طلای شاه را از دور می بینم گلدسته را با حالتی مغرور می بینم دور و برم تاریکی مطلق,ولی اینبار در - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:31
همه شب به یاد رویت نظری به ماه دارم به جنون کشیده مانم چو به مَه نگاه دارم دل من به جستجویت همه شب به - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:30
فهم هر کس که رسیده خاکسار زینب است قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:27
سیمرغ کوه قافِ خیالم حسین من گشته شکسته تر، پر وبالم حسین من طی مسیر هجر تو با جان به سر رسید چل خان - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:27
گاه نعمت گاه کیفر سر به راهم می کند گاه یک لبخند دلبر سر به راهم می کند دیده ام پرواز را گر چه زمین گ - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:26
منِ ناقابل اگر تشنهٔ دیدار توام از طفولیتم ارباب گرفتار توام نیستم مستحق این همه لطف و کرمت تا نفس - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:26
در مرز خویش ماندن و از مرز رد شدن با مُهر و مِهر فاطمه اصل سند شدن این آروزی سرخ گذرنامه ی من است در ز - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:25
مرغ خیالم را به سویت باز پر دادم هر جا نشستم از تو و عشقت خبر دادم دارو ندارم را فقط با یک نظر دادم با - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:25
خورشید تیره با رخ او زرد می شود یک کوه نار پیش رخش سرد می شود رنگ تمام جنگ جمل دیده های دشت با گفتن ان - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:24
گیسوی آرامش به دست باد افتاد راه گریز صید بر صیاد افتاد آتش ز خرمنگاه سینه زد زبانه بر پیکر توحید خو - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:23
دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:22
هرکجا پرچم به دیوار است زهرا میرسد زودتر از ما خود بی بی به اینجا میرسد پیرهای روضه دلهایی جوان دارن - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:22
فقیرم نوشتید, من راضیم به این شب به شب در زدن راضیم دل من شکسته ست چیزى بگو بوالله حتى به ” لن” راضی - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:21
منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید درد طعنه از زبان این و ان کمتر کشید تا در این خانه باشم ابرویم می - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:21
بعد از پدر بقیه عمرش طرب نداشت شوری اشک دست کمی از رطب نداشت از سال شصت و یک به دلش غم نهفته بود غیر ا - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:20
اگرچه شمع از آتش به روی سر دارد منم همان که زِ غم شعله بر جگر دارد پس از تو نوبتِ سی سال گریه یِ من بو - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:20
تو یادگار حسینی که کربلا دیدی شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی “سری به نیزه بلند است”را شما دیدی و غا - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:19
مثل شمعی به روی خاک چکیدن سخت است با پر و بال پر از زخم پریدن سخت است تا چهل سال فقط آه کشیدن سخت است ی - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:19
به نام کریمان و جانانه ها مزین شده سر در خانه ها غم تو به روی دلم سر گذاشت که سر می گذارم به میخانه ها - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:18
سجاده ی سجاد پر از اشک روان بود چهل سال خودش پای دلش مرثیه خوان بود کابوس حرم از جگرش زخم گرفته چهل س - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:17
امین حضرت یکتا چرا نمی آیی چراغ دیدۀ زهرا چرا نمی آیی پیمبر است که با گریۀ هر سحر گوید اَلا سُلالۀ - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:16
نامت مسبب جلوات جنون شود ختم به انقلاب و گهی هم سکون شود. گاه هجوم حادثه چون کوه محکمم وقتی که دست - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:15
نوشتن از غم تو ذکر این قلم شده است چقدر فکر من این روزها حرم شده است پیاده ، رو به حرم… کاش روزیم بشو - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:15
ای شیعیان ماییم انوار هدایت ماییم خورشید سماوات ولایت ما نور چشم کائنات و ممکناتیم مائیم اعلی علت - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:15
یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست تو دعامان می کنی،ما - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:14
ای غبار حرمت تاج سر نوکرها نوکری ات شده تنها هنر نوکرها ” با بی انت و امی یا اباعبدالله” به فدایت ه - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:14
کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است رتبه ممسوسه فی ذات در تسخیر اوس - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:14
دیر آمدی اجل دلم از غصه آب شد کوهی زغم بروی سر من خراب شد دنیا نساخت با من دلخسته،سوختم قلبم ز خاطرا - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:13
کوفی و شامی یکی از دیگری بدچشم تر مانده ام گویم امان از کوفیان یا شامیان رفتن و ماندن به یک اندازه د - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:13
شبی که ریخت خدا در سبوی جانم می چو تاک رفت به اعماق استخوانم می علی‌ الصّباح قیامت کسی است ساقی من ک - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:13
کرببلاست غربت تلخ غریب ها فصل بلند ناله ی امن یجیب ها کرببلاست وادی از خودگذشتگی در موج خون حکایت ش - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:12
بعد از تو روزگار زمین شد سیاه ، ماه غم ماند و موج ماند و عطش ماند و آه ، ماه خورشید شرح حال تو را این چ - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:12
ترسی از تیر ندارد زره اش پیرهن است بند نعلین اگر پاره شود باکی نیست داغی خاک برایش همه مثل چمن است د - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:12
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن اوضاع عاشقی مرا، روبراه کن طفل چموش نفس مرا زودتربگیر با ترکه ی مح - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:12
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن اوضاع عاشقی مرا، روبراه کن طفل چموش نفس مرا زودتربگیر با ترکه ی مح - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:11
نبریدم! پسر مادرم اینجا مانده پنج تن یک تنه بر دامن زهرا مانده هیچ کس نیست که بالای سرش گریه کند مون - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:11
شادی جهان هیچ است عشق است همین غم را هرثانیه میخواهیم این عالم ماتم را همدست ملائک شد شد آبرویش تضم - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:11
به ذوالفقار شبیه است کارهای خدا به هر که میل علی میکشد عذاب دهد به شیخ ، کعبه شود قسمت و به بنده ، نج - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:10
آن‌کس که سر به سوره‌ی کوثر نمیزند گویا که لب به باده و ساغر نمیزند باور نمیکنم که مرا هم خریده است - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:10
دوباره آمده ام، پس کسی صدا کرده میان این همه مردم مرا سوا کرده دعای خیر کسی پشت سینه زن ها هست چقدر ف - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:09
راز شهادت طالعِ اقبالِ آن ها بود عرشِ الهی گرم استقبالِ آن ها بود در سینه ی آیینه جای خود،خدا دیدند - چهارشنبه 20 آبان 1394 - 10:09