حضرت رسول(ص)-شهادت اسلام ، تا پیمبر اعظم رسیدن است بعد از رسول بار ولایت کشیدن است بعد از نبی ، هنو - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:06
حضرت رسول(ص)-شهادت فتاده ناله ای دربند بندم ز هجران تو بابا دردمندم شب و روزم شده با گریه همراه دگ - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:06
تا که جان هست گدایم به عطایای حسن سرمه ی چشم ترم خاک کف پای حسن مقصد سیر و سلوکم شده کوه کرمش غرق احس - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:05
سخت است پیش پای پسر، دست و پا مزن جانِ جواد، مادر خود را صدا مزن حالا که زهر شیره ی جانِ تو را کشید آت - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:05
از هر غریب در وطنِ خود غریب تر از هرچه روضه، روضه ات آقا عجیب تر زهر جفا چه کرد به جسم مطهرت ای ناله ه - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:05
ای شهید زهر ظلم اشقیا ای تو قبل از مرتضی بابای ما گو چه دیدی از جفای روزگار ترک زهرا کرده ای با اضطرا - سه شنبه 17 آذر 1394 - 10:02
شعر مناجات امام حسین علیه السلام اسیرعشق حسینم اسیر می میرم به شوق کرب و بلایش حقیر می میرم اگر که - دوشنبه 16 آذر 1394 - 5:58
رسیده ام به خدا از مقابل درتان دوباره ناب شدم من به لطف مادرتان دوباره باز رسیدم به هشتمین خورشید ن - دوشنبه 16 آذر 1394 - 11:07
ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺯ ﻏﺒﺎﺭ ﻗﺪﻡ ﺗﻮﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ ‏) ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﻧﺸﯿﻦ ﻋﻠﻢ ﺗﻮﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ ‏) ﻫ - دوشنبه 16 آذر 1394 - 10:49
امام حسین(ع)-برای جا مانده های اربعین عهد كردم در عزایت مبتلا باشم، نشد اربعین، پای برهنه، كربلا ب - دوشنبه 16 آذر 1394 - 10:47
گریه کن تو را به قیامت حساب نیست آنجا که هست نام تو حرف از عذاب نیست شرط و شروط در کرم تو ندیده اند در - دوشنبه 16 آذر 1394 - 10:47
سرمایه ی ما گریه برای حسن است کاشانه ی ما دارالعزای حسن است هرکس که بیفتاده گره بر کارش محتاج نگاه پ - دوشنبه 16 آذر 1394 - 10:46
نوشته اند به وصفت که محترم بودی میان شهر مدینه مسیح دم بودی همیشه سفره ی لطفت گدا فراوان داشت عزیز ف - یکشنبه 15 آذر 1394 - 10:51
روح معارجی تو به سر و علن ، علی صاحب مدارجی تو امیر سخن ، علی باب الحوائجی تو به هر مرد و زن ، علی با ی - یکشنبه 15 آذر 1394 - 10:46
دارم به سر هوای تو یا ایهاالغریب دارم به لب نوای تو یا ایهاالغریب حسرت به دل نشسته ام و زار می زنم در - شنبه 14 آذر 1394 - 9:45
آشفته ام شبیه دلِ بی قرار ها بی رنگ و روست،روی تمام بهار ها از آینه نمی شود هیچ انتظار داشت وقتی نشس - شنبه 14 آذر 1394 - 9:45
تا انتهای مرز جاده گریه کردم این جاده را پای پیاده گریه کردم کل مسیر از اشک هایم مست می شد انگار چندی - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 6:00
روی دوش هرکه پرچم رفت عالم را گرفت سفره داری میکند دستی که پرچم را گرفت خنده هایش در شلوغی قیامت دید - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 5:59
سرت را پس گرفتم همان عمامه ی پیغمبرت را پس گرفتم به چه سختی ولیکن ز دست حرمله انگشترت را پس گرفتم ب - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 5:59
سائل آمد به درِ خانه ی او ، آقا شد راه افتاده و در شهر ، عجب غوغا شد او جوا‌ن بود... ، ولی پیرِ غمِ ماد - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 2:23
سالها منتظرم ، تا که بیایم به حرم به سرم شوقِ وصال است، به سویت بپرم بخدا خسته شدم ، لطف کن آقا ، بِبَ - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 2:20
من مشتریِّ عشقم و دلّال بازارم جانم بدهکار و نگاهت را طلبکارم دنبال یک نیمه نگاهم،میفروشی؟؟ هرچند - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 2:19
شب و روزام اینطوری سر نمیشه بدتر از این میشه بهتر نمیشه دلمو به گهواره ش خوش نکنین اینا واسم علی اصغ - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:48
پریده‌ام به هوایت پریدنی که مپرس رسیده‌ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس اگرچه خم شدم اما کشید شانه‌ی من - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:47
برگشته ام به کرببلا یا اخاالغریب بی تو دگر فتاده ام از پا اخاالغریب قدّم زغصه های تو شد تا اخاالغری - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:46
تپش تپش زدن قلب ما حسین حسین پناه نوکر بی دست و پا حسین حسین کسی که گریه کنش شد دگر چه میخواد؟! نوشته - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:46
سرخاک تو بی خبر آمدم. عزادارمو خون جگر آمدم درست است بی بال و پرآمدم به شوق تو اما به سر آمدم سرآمد غم - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:46
یک اربعین نبودم اگر، حال آمدم از کوفه پر شکسته و بی بال آمدم قدَّم رشید بود زمانی، ولی حسین در زیر ب - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:45
دلم گرفته شبیه غبار کرب وبلا شدم اسیر نگاه نگار کرب وبلا دوباره قافله رفت و شدم پریشان دل نشد دوبار - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:45
اربعین آمد و رفتند همه اما من مانده از آنهمه دیوانه فقط تنها من هیئتی ها همگی راضی قسمت بودند هیئتی - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:45
کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم جاده‌ی عشق است تا عرش خدا راهی شویم مقصد این کاروان هموار - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:44
خیلی برایت ای برادر گریه کردم با هر حسینم وایِ مادر، گریه کردم خیلی صبوری کردم اشکم در نیاید از تو ک - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:44
هوای شهر پر از نفخه ی رهایی هاست پر از نسیم دل انگیز کربلایی هاست خدا کند که به امید کربلا باشد که ای - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:44
ذکر هوالمعشوق هنگام سحر داریم ما از دولت عشق است اذکاری اگر داریم ما هر کس که با ما مینشیند زود عاشق - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:43
رسیده کاروان گل از راه پرخطری کبود و نیلی و زخمی به منزل دگری به روی ساقه وگلبرگشان پر از خاشاک چه ش - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:42
باز هم اربعین رسیده بیا باز هم از تو بی خبر ماندم عاشقانت زیارتت کردند من ولی باز پشت در ماندم روز - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:41
این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو آن عبای کهنه و انگشتر دست تو کو؟ قتله گاهت را حسین با سنگ ها پر ک - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:41
شبیـه جـام ، که دنـبال باده آمــده است بـرای رفعِ عـطــش دل به جـاده آمده است دلی که اهــل نـظـر می - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:40
ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ ا - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:40
چه اعجازیست درکویت که دارد بهترین هارا که خالی کرده از شوقش تمام سرزمین هارا همه از خانه ها بیرون زد - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:40
باغ عاشق خزان نمیفهمد خشکیِّ آسمان نمیفهمد عاشق اصلاً کنار معشوقه “دیر” و “زود” و “زمان” نمیفه - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:39
آورده ام بهر زیارت کاروان را یک کاروان از یاس های ارغوان را بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد بنشاند - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:39
سلام ِ من به تو ای کوهِ زینب رسیدم کربلا ای روح ِ زینب شکسته کشتی ام ای نوح ِ زینب کجا خوابیده ای مذبو - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:39
سپاه کوله به دوشان و بیشمار پیاده دوباره قافله صف بسته سمت یار، پیاده چشیده هرکسی از چای روضه، باده - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:29
علیرضا خاکساری بدی مو به روم نزن دق میکنم من نرم، همه برن، دق میکنم نمیذاری پام به صحنت برسه !؟ نکن ا - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:29
محمد بختیاری از کربلا جامونده ها بیاید با هم گریه کنیم اشکای سرخمون و به کشته ی اشک هدیه کنیم درست - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:28
وحید کردلو دوباره ميرم يه گوشه بشينم تا که خلوتی کنم با دفترم ميخوام امشب فقط از حرم بگم نميخوام يه - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:16
غزل مناجاتی - اربعین اربعین شد باز هم از قافله جا مانده ام گوشه ی هیئت من غمدیده تنها مانده ام کربلا - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:15
علیرضا خاکساری از همان ابتدا غزل هایم نذر چشم پر آب زینب بود ضربه ی آخر مراثی من دل از غم کباب زینب ب - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:14
ایمان کریمی دل چون مدائن در پی امداد می گردد پلکی بزن ویرانه ها آباد می گردد گاهی شکار عمراً بیاید - پنجشنبه 12 آذر 1394 - 1:14