close
مجتمع فنی تهران
باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند خو
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند خو
چهارشنبه 02 تير 1395 ساعت 11:45 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را
هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند
خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

 

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک
پیش از همه ی خلق مسلمان نجف را

می خواست ببینیم کریمیِ علی را
رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه
بالای سرِ فاطمه ایوان نجف را

دیدیم همه سروری آل علی را
اول پسرِ مادریِ آل علی را

*

جبریل شدم مثلِ کبوتر شدم امشب
ای شوق ببین یک کَسِ دیگر شدم امشب

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم
انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم
ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

پیراهنم از عطرِ گلابت شده لبریز
از لطفِ شما لاله ی قمصر شدم امشب

آقا به ضریحی که نداری پَرِ من خورد
پیشِ تو عجب نیست اگر زر شدم امشب

باید که ببینند علی را حسنش را
نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

*

آیینه بگیرید پیمبر شدنش را
از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب
شیرینیِ این لحظه یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز
می دید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذریه ی زهرا
با رویِ حسن دید خود ابتر شدنش را

بین الحرمین اند ملائک همه امشب
تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است
هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

*

باید که علی چند پسر داشته باشد
تا این که مدینه سه قمر داشته باشد

مانند نبی کیست که در بینِ دو عالم
از فاطمه ی خود دو جگر داشته باشد

باید که پسر دار شوی تا که بفهمی
شیرینیِ باغی که ثمر داشته باشد

هرکس که از این ایل بود موقع رزمش
در پنجه ی خود تیغِ دو سر داشته باشد

باید که پس از نامِ علی ذکرِ حسن داشت
تا تیغِ اباالفضل اثر داشته باشد

آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا
یک شهر پُر از کوچه ی بن بست شد آقا

*

خورشید چرا نیمه ی شب بر سر بام است
گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است
آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است

“در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی رویِ تو ای سرو گل اندام حرام است”

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا
حیران شده ام قبله کدام است کدام است

هر کس که جمل بود و تو را دید نوشته است
سوگند که صلح تو قیام است قیام است

لایوم….بگو تا بگدازیم برایت
ای کاش حسینیه بسازیم برایت


حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 10


مطالب مرتبط با این پست





می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26386
:: کل نظرات : 2147

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1626

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 245
:: باردید دیروز : 3,332
:: بازدید هفته : 3,577
:: بازدید ماه : 86,754
:: بازدید سال : 200,204
:: بازدید کلی : 9,057,311
لینک دوستان