close
مجتمع فنی تهران
دنیا نور شبمو ازم گرفت خنده های لبمو ازم گرفت ذره ذره جلو چشمای خودم مادر زینبمو ازم گرفت گله از مرد
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
دنیا نور شبمو ازم گرفت خنده های لبمو ازم گرفت ذره ذره جلو چشمای خودم مادر زینبمو ازم گرفت گله از مرد
جمعه 06 فروردين 1395 ساعت 9:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دنیا نور شبمو ازم گرفت
خنده های لبمو ازم گرفت
ذره ذره جلو چشمای خودم
مادر زینبمو ازم گرفت

 

گله از مردم و روزگار کنم؟
فصل پاییزو چطور بهار کنم؟
گیرم این بسترو جمعش بکنم
این در شکسته رو چکار کنم

هنوزم تو فکر این اواخرم
هنوزم خاطره هات تو خاطرم
هنوزم بوی تورو میده اتاق
باید از این خونه،بعد تو برم

ندیدم کسی که فکر من کنه
فکر این درد کمر شکن کنه
مادرت نبود که تشییعت کنه
پدرت نبود تورو کفن کنه

توی خاک چادر سفید بختتو
میزارم اینجا کنار دستتو
ماه من خودت بگو با چه دلی؟
رو به قبله بزارم صورتتو

نمی خوام حرفی روی دلم باشه
حرفی تو اشکای نم نمم باشه
با توام خاکی که مدفنش شدی
حواست به دست خانومم باشه

بعد تو فکری که دخترم داره
اینه که مادر اون حرم داره
میگه بابایی نبندی دستاشو
آخه بازوهاش هنوز ورم داره

عبدالحسین مخلص آبادی




مطالب مرتبط با این پست





می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26553
:: کل نظرات : 2178

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 51
:: تعداد اعضا : 1669

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 11,945
:: باردید دیروز : 15,191
:: بازدید هفته : 51,439
:: بازدید ماه : 146,374
:: بازدید سال : 1,248,090
:: بازدید کلی : 10,105,197