close
مجتمع فنی تهران
سرتو رو نیزه جا شد تنی زیر دست و پا شد پیرهن صد چاکت آخر قسمت یه بی حیا شد وقتی که سنان رسید و سرتو رو
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
سرتو رو نیزه جا شد تنی زیر دست و پا شد پیرهن صد چاکت آخر قسمت یه بی حیا شد وقتی که سنان رسید و سرتو رو
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 10:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سرتو رو نیزه جا شد
تنی زیر دست و پا شد
پیرهن صد چاکت آخر
قسمت یه بی حیا شد

 

وقتی که سنان رسید و
سرتو رو نیزه جا زد
این طرف تنت رو دیدم
روی خاکها دست و پا زد

داره دخترت میبینه
که باباشو سر بریدن
زیر لب میگفت که عمه
اینا عباسو ندیدن

نیزه ها کافی نبود که
حرف نعل تازه اومد
واسه خاطرجمیشون هم
هرکی اومد نیزه میزد

لعنت خدا به اونکه
نعل تازه زد به اسبها
دل خواهرو سوزوند و
زد آتیش به قلب زهرا

زیر سم اسبها دیدم
یه تنی که نیمه جونه
گوشهای طفلو بگیرید
این صدای استخونه

دنبالش دویدم و من
اومدم به سمت گودال
دیدم افتادی رو خاکها
مادرم هم رفته از حال

وای از اون دمی که داداش
شمر اومد ، نشست رو سینه
دلهره ام فقط همینه
مادرم زهرا نبینه

جدا از تموم غم ها
قد زینب اینجا تا شد
دیر رسیدم و برادر
سرت از قفا جدا شد

شاعر:امیرفرخنده




مطالب مرتبط با این پست





می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26706
:: کل نظرات : 2209

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 9
:: تعداد اعضا : 1680

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1,582
:: باردید دیروز : 4,764
:: بازدید هفته : 6,346
:: بازدید ماه : 126,834
:: بازدید سال : 1,716,055
:: بازدید کلی : 10,573,162