مجتمع فنی تهرانclose
روضه جانسوز_سالروز تخریب قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین_ گریز روضه حضرت زهرا
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
روضه جانسوز_سالروز تخریب قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین_ گریز روضه حضرت زهرا
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیشهادتروضه جانسوز_سالروز تخریب قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین_ گریز روضه حضرت زهرا

تعداد بازدید : 747
نویسنده پیام
khadem آفلاین


ارسال‌ها : 1291
عضويت : 24 /10 /1390
محل زندگي : تهران
تشکر ها: 1
تشکر شده : 75
روضه جانسوز_سالروز تخریب قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین_ گریز روضه حضرت زهرا

الا ای خاک پاکت تربت عشق
آیینه دار غربت عشق2
ضریح تو نسیم، گنبدت آسمان
شمع و چراغ تو، ماه و ستارگان
آه و واویلتا....
بقیع! آه از مصیبت خوانی تو
از غصه ی ویرانی تو 2
ای صحن خلوتت، بیت الاحزان ما
نفرین بر آن که خواست، ویرانی تو را
آه و واویلتا....
*حالا یه کم روضه بخونیم...*
آه ! از داغ بر جان مانده تو
از قبر پنهان مانده تو2
*آخه اگه این مدینه آزاد بشه،حرم ها رو دست ما بدن مثل امام رضا گنبد و بارگاه بسازیم،خادمای مودب بیاریم،خادمای مهربون بیاریم،روبه روی چار گنبد طلایی بایستیم و سلام بدیم و زیارت بخونیم اما بازم یه غصه تو دل میمونه...
یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم...
گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم...
بی بی بی حرم قبرت کجاست مادر...*
آه ! از داغ بر جان مانده تو
از قبر پنهان مانده تو2
از آه مرتضی، از بغض زینبین
از ماتم حسن، از گریه حسین
مظلومه علی....
*وقتی بی بی رو دفن کرد\" فَلَمَّا نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ \" وقتی دست از خاک برداشت،وقتی دست ها رو به هم زد...راوی میگه\"هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ\" غم و اندوه به علی هجوم آورد...\"وَ أَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّیْهِ\"علی خیبر شکن،علی مرحب فکن نمیدونم شاید سر زانو نشست شروع کرد بلند بلند گریه کردن...عرض روضه ی من اینجا نیست،میدونی...شنیدی.. الحمدلله اهل روضه ای...شروع کرد با پیغمبر درد دل کردن..اون جملات سوزناک رو فرمود...چی میخوای بگی؟! میخوام بگم وقتی حرفاش تموم شد،حسنم بلند شو،حسینم مردم مدینه بیدار میشن،زینبم بذار خاک چادرت رو بتکونم،بچه ها رو بلند کرد،مرد تنهای مدینه آروم آروم کوچه ها رو پشت سر گذاشت...یا صاحب الزمان!نمیدونم جد غریبت امیرالمومنین وقتی بااین بچه ها وارد کوچه بنی هاشم شد،شایدم امام حسن با خودش زمزمه میکرد:
خودم دیدم که دشمن مادرم را...
یه دونه دیگشم بگم:من نمیدونم وقتی علی میخواست وارد منزل بشه چطور در نیم سوخته رو باز کرد...قطرات خون هنوز روی زمین معلومه...یا زهرا...*
شاعر: محمد مهدی سیار
دانلود روضه


چهارشنبه 30 تیر 1395 - 14:33
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تمامي حقوق محفوظ است . طراح قالبــــ : روزیکســــ