بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

ايدختر عقل و خواهر ديـــن

وى گوهر درج عز و تمكين

عصمت شده پاى بند مويــــت

اى علم و عمل مقيم كويت

اى ميوه شاخسار توحيـــــد

همشيره ماه و دخت خورشيد

وى گوهر تاج آدميــــــــت

فرخنده نگيــــن خاتميت

شيطان بخاطب (قم) براندنـد

پس تخت ترا بقم نشاندنـد

كاين خانه بهشت وجاى حواست

ناموس خداى جايش اينجاست

اندر حرم تو عقل ماتســــت

زين خاك كه چشمه حياتست

جسمى كه دراين زمين نهان است

جانى است كه در تن جهان است

اين ماه منير و مهر تابان

عكسى بود از قم و خراسان

ايران شده نور بخش ارواح

مشكات صفت به اين دو مصباح

از اين دو حرم دلا چه پرسى

حق داند و وصف عرش و كرسى

هر كس به درت بيك اميدى است

محتاج تر از همه(وحيدى)است

                                                       آيت الله وحيد خراسانى




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

رواق دختر موسى بن جعفر است اينجا

حريم فاطمه بنت پيمبر است اينجا

در بهشت برين گر طلب كنى به خدا

ببوس باادب آن راكهآن دراست اينجا

زمين قم به مثل چون صدف بود آرى

وجود حضرت معصومه گوهر است اينجا

ببند عقد نماز اندرين مقام رفيع

كه جاى گفتن الله اكبر است اينجا

مخوان به خلد برينم زكوى او واعظ

براى من ز دوصدخلد برتراست اينجا

حبيبه حق و ريحانه رسول و على

يگانه دختر زهراى اطهر است اينجا

ببوس از سر صدق و صفا ضريحش را

كه موردنظر حى داور است اينجا

مسيح زنده شود در حريم اين بانو

عجب ز فيض دمش روح پروراست اينجا

زيمن موكب اجلال فاطمه بنگر

كه در تاج سرهفت كشور است اينجا

فروغ روضه او پرتو افكن است به مهر

چرا كه مطلع خورشيدانوراست اينجا

اگر بديده ادراك بنگرى بينى

كه مهروماه هم ازذره كمتراست اينجا

از آن شدند سلاطين مقيم در كويش

كه خاك درگه اوزيب افسر است اينجا

كند بدرگه او سجده صبحدم خورشيد

كه از فروغ ولايت منوراست اينجا

اگر تجلى حق بينى از در و ديوار

عجب مدار كه دخت پيمبر است اينجا

تبارك الله از اين روضه بلند رواق

كه از تصورواز وصف برتراست اينجا

برو قهارت دل كن بيا به روضه او

كه جاى مردم پاك ومطهر است اينجا

از آن پناه به كوى تو آرم اى بانو

كه فيض روح زلطفت ميسر است اينجا

مرا كه نام بود حيدر آمدم به درت

چرا كه نوردو چشمان حيدراست اينجا

زمين قم شده روشن ازآن به غيب وشهود

كه نورحق به جمالت برابراست اينجا

زآفتاب قيامت غمى نخواهد بود

مرا كه سايه لطف توبرسراست اينجا

سزد (معجزه) قم همچنان بهشت بود

چراكه دخترموسى بن جعفر است اينجا

                                                                      حيدر معجزه




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

يا رب اين خلد برين يا جنه الماواستى

يا همايون بارگاه بضعه موساستى

اين مهين بانو كه در برج شرافت اخترى است

نسل پاك و زاده انسيه الحوراستى

فاطمه اخت الرضا, سلطان دين, روحى فداه

خاك درگاه تو از عرش علا اعلاستى

ملجا اهل زمان و شافع يوم المعاد

خواهر سلطان دين و ثانى زهراستى

مرقد نورانيش گويا رياض جنت است

تربت پاكش ز مشك و عنبر ساراستى

گو بيايد تا به بيند اين همايون بارگاه

آنكه بر وجود جنت دنياستى

حضرت ناطق بحق صادق چنين فرموده است

درجزاى زائر او جنت الماواستى

اى مهين بانوى كاخ عصمت, اى مايه وجود

اى كه خاك درگهت رشك دم عيساستى

حق ام و اب اگر مانع نبودى گفتمى

هم زخيل خادمانت آدم و حواستى

طالب دنيا به قم چون طير اندر مجلس است

ظالم اندردشت قم چون ملح در درياستى

هر كه از روى خلوص آرد به درگاه تو روى

خوشدل از دنيا وفارغ ازغم عقباستى

عقل در احصاء قدرش قاصر است و پا به گل

گرچه چون لقمان دهر وبوعلى سيناستى

خطه قم شد زيمن مقدمش رشك جنان

در صفا دارالخلودو ازشرف غبراستى

چون بديدى اين بنا را عقل گفتى كاسمان

صورتى در زير دارد آنچه دربالاستى

                                             سيد محمد رضا خادم




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

ولاى حضرت معصومه راحت جانست

به چشم مردم آگاه روح ايمانست

كسى به دعوى ايمان خود بود صادق

كه پيرو نبى و تابع امامان است

چو اهل بيت نبى گوهران بى مثلند

بهايشان ز شرف فوق درك انسانست

به هر گلى كه ز باغ رسالت است و على

هر آنكه دل ندهدجوار نزد يزدانست

چه جاى آن كه نباشد محب معصومه

كه او به چرخ ولا اختر درخشانست

به خاك پاى تو اى بنت موسى جعفر

كه توتياى ضيابخش اهل عرفانست

اگر چبيبه حق خوانمت از آن باشد

كه بر مقام تو عارف خداى سبحانست

                                             شاعر؟؟؟




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:38 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

آنشب زمين هواي بهشتي دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماهپاره داشت

چشمان ابر روي زمين را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدي پرستاره داشت

دست ملک قصیده ای از نور می نوشت

واژه به واژه حرف غزل استعاره داشت

باز عطر سيب و بوي بهار و شميم ياس

بر بارش دوباره كوثر اشاره داشت

اين بار حق به دامن موسي عطا نمود

آن كوثري كه بال ملك گاهواره داشت

اين سيب سرخ سيب بهشت پيمبر است

اين دختر يگانه موسي بن جعفر است

مثل بهار بود هواي رسيدنت

باران چكيد از رد پاي رسيدنت

در پشت درب خانه تان جمع ميشوند

خيل فرشتگان كه براي رسيدنت_

-آماده اند از طرف ذات كردگار

خود را فدا كنند فداي رسيدنت

خاك بهشت بهر قدمگاه تو كم است

آغوش نجمه بود سراي رسيدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانيه هاي رسيدنت

در چشم خویش ذوق خدا را نگاه کن

گلخنده امام رضا را نگاه کن

از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي

بانو ، شما مليكة ايران ما شدي

از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد

تا كوثر دوباره قرآن ما شدي

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت

وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي

با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي

يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي

باني خير و بركت اين خطه گشته اي

وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي

يعني فقط نه جزء محبان حيدريم

«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»

وقتي تويي كه آينه ذات كوثري

زيبد به خادمان حريمت پيمبري

عصمت به پاي عصمت تو سجده مي كند

معصومه اي و عصمت كبراي ديگري

اي زينبي كه عالمه بي معلمي

زين رو كني به شهر خودت علم پروري

ما هرچقدر شعر و غزل نذرتان كنيم

تو بازهم از آنچه كه گفتيم برتري

بي تو كميت محشريان لنگ مي شود

يك وقت اگر كه روي به محشر نياوري

زهرا شدی و شمس فروزان شیعه ای

زهرا شدی و روز قیامت شفیعه ای

خود ظلمتیم ، اگرچه سپیدیم با شما

یأسیم اگر ، سراسر امیدیم با شما

مست اجابتند دعاها کنارتان

ما حاجت نداده ندیدیم با شما

وقتی حدیث ها تو را حرف می زنند

جز وصف فاطمه نشنیدیم با شما

در قاب عکس خالی آن قبر گمشده

تصویری از بهشت کشیدیم با شما

پس آمدیم و زائر آن بی نشان شدیم

یعنی که تا مدینه رسیدیم باشما

امشب كه عشق مي پرد از كنج سينه ام

در محضر تو زائر شهر مدينه ام

                         محمد بیابانی




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

 

بیا به جان بشنو نغمه ی خوش الحان را

ترنّم نفس بلبل غزلخوان را


مدینه راهی قم شد، مدینه راهی توس

ببین مسیر مدینه به قم-خراسان را


چقدر ریسه ی رنگی به چشم می آید

به هر دو دیده نظر کن ستاره باران را


زمین بایر ایران بدون برکت بود

دمیده عطر شما روح مُلک ایران را


دوباره حضرت جبریل در بغل دارد

نزول آیه ی یاسین و نور و رحمان را


به استلام نگاه رضا وزید و گذشت

نسیم چادرتان سرزمین کنعان را


کی ام که مدح تو گویم ببخش ای بانو

تصدّقی بنما قوم و خویش سلمان را

***

تویی امام رضا ؟ نه! رضا امام تو بود

دعا به جان رضا صحبت مدام تو بود

***

سپاس باد خدا را کریمه ای داریم

به طور موسی ِ کاظم کلیمه ای داریم


هزار مرتبه شکر خدا، به بسم الله

کنار واژه رحمان، رحیمه ای داریم


شبیه آیه ی «إحسانک القدیم» خدا

نعیم جاری و لطف قدیمه ای داریم


به خاندان علی بعد زینب کبری

عقیلة العربیّ و علیمه ای داریم


مفهّمات زمین و مقدّرات زمان

نهان نمانده که آخر فهیمه ای داریم


کسی که از سه جهت با امام محرم بود

به بضعة النبویّة ضمیمه ای داریم

***

اگر چه مرقد زهرا نهان و ناپیداست

ثواب زائر او مثل زائر زهراست

 

مجید لشگری




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

به دل حک شد به خط آشنایی

شب میلاد و آغازِ گدایی

گدای بارگاهِ سبزِ عشقم

ببین امشب دلم گشته هوایی

به پیش پای تو غرقِ سرشکم

که شاید سر زنی بر بی‌نوایی

کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست

کرم بنما تو هر چه می‌توانی

تویی معصومه، عصمت پیش رویت

کند سجده از این نورِ خدایی

تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب

که با زینب همیشه هم صدایی

همین بس از تو ای معصومه جانم

لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی

رضا نامِ تو را معصومه خوانده

که سر تا پا چنین زهرا نمایی

همه امشب کنارِ بارگاهت

من و این گریه و فصلِ جدایی

دلِ فطرس شده در شامِ میلاد

اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

«موسی» که دید حال و هوایت، دادت به دست‌های «رضا»یت

اشکی نشست گوشه‌ی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت

از جنس آسمانی و نوری، از چشم باز پنجره دوری

بین برادران غیوری، خورشید هم ندیده ردایت

رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیله‌ی تو هراسان

شد قبله‌ی دل تو خراسان، ای عطر دوست قبله نمایت!

من تشنه‌ای رسیده به دریا، با آرزوی دیدن «زهرا»

دربان! بگو ملیکه‌ی قم را: از راه آمده‌ست گدایت

کنج ضریح سر بگذارد، بال و پری اگر چه ندارد

دل را به دست تو بسپارد، تا پر دهی به سمت خدایت

لبخندِ شهر تو نمکین است، قم قلب مهربان زمین است

ما هر چه داشتیم همین است: جان‌های ما، «کریمه»! فدایت

ای دختر یگانه‌ی مادر! ای جویباری از دل کوثر!

مثل «علی» نیامده دیگر، کو همسری به شأن سرایت؟

می‌بارد از ضریح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت،

از «اشفعی لنا»ی تو «جنت»، وا شد به‌ روی ما، به دعایت

این شاعرت دلش شده آهو، آهو اسیر شهر و هیاهو

اذن زیارتی بده بانو! این شعر را نخوانده برایت

 

قاسم صرافان




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

حضرت آيينه

 

«آن يار کزو خانه‌ي ما جاي پَري بود

سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود»

انگار در اعماق نگاهش خبري بود

در شهر خودش بود و دلش در سفري بود

 

مي‌رفت دلت كوي به كو، خانه به خانه

«جمعي به تو مشغول و تو فارغ ز ميانه»

 

انگار کسي رو به خراسان به نماز است

با چادر سبزي که پر از عطر حجاز است

«اَلمِنَّتُ لِلَّـه که درِ ميکده باز است»

مستي ـ به خدا ـ پيش دو چشم تو مجاز است

 

من مست‌ترين حوض تواَم حضرت مهتاب!

از اين همه اشك است اگر شور شد اين آب

 

در سفره‌ي مهمان تو جز نور خدا نيست

هر لقمه مگر با نمک نام رضا نيست

از شوق تو در صحن و خيابان تو جا نيست

کس نيست که در دامن مهر تو رها نيست

 

حق دارد اگر يوسف ما هم به تو نازد

يك مسجد و ميخانه كنار تو بسازد

 

آنقدر قشنگی كه دل قافله‌ها را …

آنقدر كريمي كه همه فاصله‌ها را …

آنقدر عزيزي كه تمام گله‌ها را …

ـ از قافيه بگذرـ بگشا اين گره‌ها را

 

نزديك ترين سنگ صبور دل مايي

هم دامن زهرايي و هم دست رضايي

 

قاسم صرافان




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

ماه در آمد

 

پرده کناری زد و چو ماه درآمد

فاطمه با چادری سیاه درآمد

ماه که عمری اسیر حسن خودش بود

تا که تو را دید از اشتباه درآمد

 

باز زمان نماز شد که بیایی

موقع نذر و نیاز شد که بیایی

دور و برت را برادران که گرفتند

کوچه برای تو باز شد که بیایی

 

حال و هوایی گرفته خانه‌ی «موسی»

تا که برای پدر شدی «ید بیضا»

مرهم او - تا که می‌رسید به خانه-

گرمی دست تو بود، «اُمّ اَبیها» !

 

تا سحر اینجا لب تو زمزمه دارد

باز ز اسمت خلیفه واهمه دارد

بَه! که چه مَست‌ند کوچه‌های مدینه

مست ردایی که عطر فاطمه دارد

 

یوسفِ تو رفت و رفته‌ای به هوایش

رشته‌ی دل را سپرده‌ای به خدایش

هیچ نمی‌خواهی از خدای «رضا» یت

قلب تو راضی شده فقط به «رضا»یش

 

 

گوشه‌ی صحن تو غصه راه ندارد

«خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد»

این دل آلوده عاشقت شده اما

غیر همین اشک‌ها گواه ندارد

 

راه حرم دور و آستان تو نزدیک

قافله‌ها خسته، سایه‌بان تو نزدیک

سفره‌ات آنقدر بی‌ریا و صمیمی است

تا که نشسته‌ست میهمان تو نزدیک

 

خواندن «والشمس» در جوار تو خوب است

صحبت مشهد فقط کنار تو خوب است

باز هم از جمکران و ساقی سبزش

باده گرفتن به اعتبار تو خوب است

 

خواهر خورشید! دل به نور تو بستیم

زائر شهر توایم هر چه که هستیم

نان و نمک می‌رسد باز هم از قم

گر چه نمکدان هزار بار شکستیم

 

تا که شفاعت خدا به دست تو بخشید

در ته چشمانمان امید درخشید

حضرت معصومه تو... تو... چه بگویم!؟

واژه کم آورده‌ام دوباره، ... ببخشید!

 

قاسم صرافان




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )
 
 

نشسته ام بنویسم حرم، حرم، بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا به فم ببری

دو هفته ای شده اصلا نمی­پرم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی­برم، بانو

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده­ی موسی بن جعفری، خانم

غلام­زاده­ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

به شرط آنکه فدایت شوند سر دادند

به شرط آنکه برایت شوند، پَر دادند

شفیعه­ی همه، مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعدا

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه­ی علمیه ها اثر دادند

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را ،جلوه ی مقام تو را

بلند عرش خدا هم ردیف شانه­ی تو

بهشت باغچه ای در حیاط خانه­ی تو

قدم به سمت مدینه زدم نفهمیدم

چطور شد که رسیدم به آستانه­ی تو

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم

تویی روانه­ی مشهد منم روانه­ی تو

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری

چقدر آینه در آینه است خانه ی تو

شبیه فاطمه، همسایه آبرویش را

گرفت شب به شب از گریه­ی شبانه­ی تو

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم

و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

کریمه! سفره­ی نان را بدست تو دادند

همیشه روزی مان را بدست تو دادند

چگونه دل نگران قیامتم باشم

دل منِ نگران را بدست تو دادند

کلید قفل حرم را بدست ما دادند

کلید قفل جنان را بدست تو دادند

قلمروی تو خلاصه نمی­شود در قم

همه زمین و زمان را به دست تو دادند

نجات مردم قم دست "میرزای قمی" است

نجات هر دو جهان را بدست تو دادند

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

دخیل ما همه بر رشته ی معجر توست

نکرده است کسی غیر حق تماشایت

ز بس که خالق تو آفریده بالایت

تو ازدواج نکردی به خاطر اینکه

نبود هیچ کسی هم طراز و همتایت

کنار جلوه­ی تو می­شود خدا را دید

تو کوه طوری و بابای توست موسایت

تمام مردم دنیا به پات می­میرند

فقط همینکه بگوید: فدات بابایت

تویی که این همه باشد عطای امروزت

خودت بگو که چقدر است عطای فردایت

یگانه دختر موسی بگیر دست مرا

شفیع جنت کبری بگیر دست مرا

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو

مرا بزرگ نوشته است ذره پرور تو

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود

هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

تو آنقدر عظمت داشتی که از مادر

فقط امام رضا می­شود برادر تو

و از میان پسرهای موسی حعفر

فقط امام رضا بود سایه­ی سر تو

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت

خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

خدا کند که اینجا پرت به در نخورد

شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد

 

علی اکبر لطیفیان




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

آنشب زمين هواي بهشتي دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماهپاره داشت

چشمان ابر روي زمين را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدي پرستاره داشت

دست ملک قصیده ای از نور می نوشت

واژه به واژه حرف غزل استعاره داشت

باز عطر سيب و بوي بهار و شميم ياس

بر بارش دوباره كوثر اشاره داشت

اين بار حق به دامن موسي عطا نمود

آن كوثري كه بال ملك گاهواره داشت

اين سيب سرخ سيب بهشت پيمبر است

اين دختر يگانه موسي بن جعفر است

مثل بهار بود هواي رسيدنت

باران چكيد از رد پاي رسيدنت

در پشت درب خانه تان جمع ميشوند

خيل فرشتگان كه براي رسيدنت_

-آماده اند از طرف ذات كردگار

خود را فدا كنند فداي رسيدنت

خاك بهشت بهر قدمگاه تو كم است

آغوش نجمه بود سراي رسيدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانيه هاي رسيدنت

در چشم خویش ذوق خدا را نگاه کن

گلخنده امام رضا را نگاه کن

از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي

بانو ، شما مليكة ايران ما شدي

از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد

تا كوثر دوباره قرآن ما شدي

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت

وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي

با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي

يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي

باني خير و بركت اين خطه گشته اي

وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي

يعني فقط نه جزء محبان حيدريم

«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»

وقتي تويي كه آينه ذات كوثري

زيبد به خادمان حريمت پيمبري

عصمت به پاي عصمت تو سجده مي كند

معصومه اي و عصمت كبراي ديگري

اي زينبي كه عالمه بي معلمي

زين رو كني به شهر خودت علم پروري

ما هرچقدر شعر و غزل نذرتان كنيم

تو بازهم از آنچه كه گفتيم برتري

بي تو كميت محشريان لنگ مي شود

يك وقت اگر كه روي به محشر نياوري

زهرا شدی و شمس فروزان شیعه ای

زهرا شدی و روز قیامت شفیعه ای

خود ظلمتیم ، اگرچه سپیدیم با شما

یأسیم اگر ، سراسر امیدیم با شما

مست اجابتند دعاها کنارتان

ما حاجت نداده ندیدیم با شما

وقتی حدیث ها تو را حرف می زنند

جز وصف فاطمه نشنیدیم با شما

در قاب عکس خالی آن قبر گمشده

تصویری از بهشت کشیدیم با شما

پس آمدیم و زائر آن بی نشان شدیم

یعنی که تا مدینه رسیدیم باشما

امشب كه عشق مي پرد از كنج سينه ام

در محضر تو زائر شهر مدينه ام

 

محمد بیابانی




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

 

آنان كه عاشقند به دنبال دلبرند

هر جا که می روند تعلق نمی برند

از آنچه كه وبال ببينند خالي اند

عشاق روزگار سبكبال مي پرند

پرواز مي كنند به هر جا كه جلوه اي است

گاهي ملائكند و گاهي كبوترند

دل را به دست هركس و ناكس نمي دهند

دل داده قديمي آل پيمبرند

آنان كه عاشق علي و فاطمه شدند

مديون خانواده موسي بن جعفرند

ما عاشقيم شيعه زهرا و حيدريم

ما شيعيان كشور موسي بن جعفريم

ري زاده ايم و مزرعه سبز گندميم

هر صبح با حسين شما در تكلميم

ما شیعه ولایت مولا - نسب نسب

سلمان پابرهنه اي از نسل چندميم

 گاهي ميان خنده خورشيد گريه ايم

گاهي ميان گريه زهرا تبسميم

همسايه حريم تو همسايه خداست

پس صد هزار شكر كه همسايه قميم

آنقدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بين آن گميم

اي دست گير صبح قيامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پريدن پرهاست بام تو

ما ها نمي رسيم به شان مقام تو

خم مي شود تمامي دنيا برابرت

اي احترام آل عبا احترام تو

بايد هزار بار نشست و بلند شد

وقتي كه مي رسند بزرگان به نام تو

اين شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر "فداک ابوک" امام تو

آباد گشت قلب زمين زير پاي تو

آباد گشت مسجد دين با كلام تو

يعني تمام هستي دين مال فاطمه است

يعني تمام ملك زمين مال فاطمه است

تو آمدي كه رحمت دنياي ما شوي

منجي تا قيامت كبراي ما شوي

ما مرده ايم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است اين كه مسيحاي ما شوي

تو خانمي و جلوه بالاي هر سري

اصلا عجيب نيست كه آقاي ما شوي

تو آمدي كه با بركات نسيمي ات

روزي يا امام رضاهاي ما شوي

اصلا قرار بود در ايران زمين ما

چون فاطمه بيايي و زهراي ما شوي

مهمان چند روزه ايران خوش آمدي

همشيره امام خراسان خوش آمدي

شهر تو آشيانه ي امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبياست

بانو قسم به پنجره هاي ضريح تو

اين آستانه اي است كه باب الرضاي ماست

روي در حريم تو زيبا نوشته اند

" اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

اینجا به احترام قدم نه - که از شرف

گيسوي حور و بال ملك فرش زير پاست

اينجا مس تو را به نگاهي طلا كنند

تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

اينجا مدينه دگر آل فاطمه است

اينجا دل شكسته به دنبال فاطمه است

 

علی اکبر لطیفیان




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:33 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

خاک این شهر به چشمان تو عادت دارد

خوش بحال نفس قم که لیاقت دارد

چون تو یک روز از این کوچه گذشتی

عمری زندگی در دل این شهر سعادت دارد

گنبدت پر شده از کفتر و تنها دل من

چون کلاغی ست که رویای زیارت دارد

کوچک است آه ولی حوض تو با دریا و ...

گنبدت با خود خورشید رقابت دارد…

حرمت مثل نگيني است ولي در دل خاک

 زير خاکي همه جا اين همه قيمت دارد

حرمت مثل نگینی ست در انگشتر شهر

که در اطراف خودش فاضل و بهجت دارد

حرم حضرت معصومه و درهای بهشت

جمکران ، این همه این شهر علامت دارد

.....وکجا بهتر از این شهر برایت دیگر

مومن آن است که یک ذره لیاقت دارد.....

 

مهدی رحیمی




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:32 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 

اي سوره نامت تفسير اعطينا

زهرا ترين زينب ، زينب ترين زهرا

خير کثير تو ، آئينه کوثر

نامت سرآغاز تکثير خوبي ها

روشن تر از نوري ، در نور مستوري

پيدا ترين پنهان ، پنهان ترين پيدا پيدا

ماه مقيم قم ، خورشيد «بيت النور»

در سايه سار توست سرتاسر دنيا

وقتي که معصومان ، معصومه ات خواندند

در وصف تو لال است ، شعر و شعور ما

فهم زمين عاجز ، از درک اوصافت

والا مقامي تو ، در عالم بالا

از آه لبريزم ، از اشک سرشارم

اين قطره را درياب ، درياب اي دريا

 

 

سيد محمد جواد شرافت




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:32 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

قاسم نعمتی

 

مسیحا زاده

 

تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی

مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی

 

یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم

قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی

 

بوسه بر دست تو بر سادات واجب می شود

چون ستون عصمت الله بنی الزهرا شدی

 

در میان شوره زار قم بهشتی ساختی

مثل کوثر آمدی جوشیدی و دریا و شدی

 

جا نماز غرق نورت گوشه ی عرش خداست

در تقرب بر خدا بالاتر از بالا شدی

 

وحی نازل بر لبانت استناد هر حدیث

مثل بنت المصطفی صدیقه ی کبری شدی

 

پیش پایت دیدنی باشد قیام موسوی

با جلال فاطمی خاتون بی همتا شدی

 

ناز چشمان تو و ذکر فداهای پدر

کو رسول الله بیند ثانی زهرا شدی

 

خواهر سلطان عالم کار سلطان می کند

بر حسین خانواده زینب کبری شدی

 

خنده ی معصوم تو آرامش جان رضا

بهترین تمکین قلبت صوت قرآن رضا

 

از همان اول دلت گشته گرفتار رضا

بین صحن چشمهایت نقش رخسار رضا

 

جنس بی قیمت که جایش در حریم یار نیست

عشق تو باشد متاع ناب بازار رضا

 

یوسف بازار ما چون پرده بردارد ز رخ

عاشقی چون تو فقط باشد خریدار رضا

 

در تمام عرضه های بندگی پاک تو

همچنان آیینه ایی پیداست رفتار رضا

 

تا میان خطبه ها تفسیر قرآن می کنی

کاملا باشد کلامت عین گفتار رضا

 

آمدی تا پرچم معشوق بر شانه کشی

در حریم عاشقی باشی علمدار رضا

 

هرکه عمری خاک بوسی حریمت را کند

تا قیامت می شود محرم به اسرار رضا

 

ای کریمه چاره ایی کن لحظه ی جان دادنم

دیده ام روشن شود هنگام دیدار رضا

 

روز محشر چون گنه گردد گریبان گیر من

آبرو داری بود کار تو و کار رضا

 

دلخوشم خاک حریم تو نشسته بر سرم

خاکساری تو می گردد شفیع محشرم

 

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

 

آه چون از دل برآید کار آتش می کند

بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

 

آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل

حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند

 

هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده

هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند

 

با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد

کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند

 

نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم

ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند

 

لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا

خون زینب در رگان تو تلاطم می کند

 

کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش

جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند

 

با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود

بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند

 

قاسم نعمتی

 
*******************
 

 

 

یاد تو آسمان دلم را فراگرفت

باران بهانه داشت، سراغ تو را گرفت

 

 چادر به سر کشیدم و یادم نمانده کی؟

دستم میان دست ضریح تو جا گرفت

 

گم شد دلم حوالی عطر گلاب و عود

از سقف و سنگفرش حرم بوسه ها گرفت

 

 می گفت روی منبر قلبم کسی ...خوشا

دستی که دست خواهر مولا رضا گرفت

 

 هم اسم مادر تو مرا نام کرده اند

این عشق در وجودم از آغاز پا گرفت

 

 من راه یافتم به تو با دل گرفتگی

ماندم که با وجود تو این دل چرا گرفت؟

 

 بین زیارت تو و خلوت نشینی ام

یک لحظه دیدمت و همان دم دعا گرفت

 

 خلوت گزیده را به تمنا چه حاجت است

با آستان دوست به مأوا چه حاجت است

 

آیینه ی رواق تو با آه زائران

همدرد شد شکست به همراه زائران

 

 شهره است دستگیری خاتون که اینچنین

مشتاق اوست دست هواخواه زائران

 

 رفتم به زیر سایه دستی که می کشی

بر شانه های هق هق گهگاه زائران

 

  "من زار عمتی بقم ..." از جود جاده ساخت

بین بهشت و بین قدمگاه زائران

 

 وقت وداع با تو، قدم سست می شود

بنگر به گام رفته به اکراه زائران

 

 بانوی آفتابی شهر کویری ام!

با دست خالی آمده ام، می پذیری ام؟

 

با شعر، سنگفرش حرم را قدم زدم

هر بیت را مقابل رویت قلم زدم

 

 هر آینه درخشش تصویری از تو داشت

از تو مثل به پرتو هر صبحدم زدم

 

  با یک تبسم از تو چنان زیر و رو شدم

که دست رد به سینه ی انبوه غم زدم

 

 دستم رسید پای بلندای دامنت

از شرم بود بانو اگر حرف کم زدم

 

 می خواست شعر آینه ی عصمتت شوم

این بیت های توست ولی من رقم زدم

 

 زانو زده است بر سر خاکت ندیمه ای

آخر شنیده است که در قم کریمه ای....

 

گل، سرخ شد کنار تو از شرم آب شد

از قم گذشت پهلوی کاشان گلاب شد

 

 آیینه ای به گنبد تو خیره مانده بود

محو جلا و جاذبه اش، آفتاب شد

 

 شب گفت خاطرات تو را، رو به آسمان

اشکش چکید در غم تو، ماهتاب شد

 

 احساس شوق و رغبت خواهر- برادری

نامی نداشت، "عشق" سپس انتخاب شد

 

 باد از حرم به قصد تبرک، غبار رُفت

شد گردباد و گِرد تو در پیچ و تاب شد

 

 اشکی شفیع می طلبید از دم ضریح

لب وا نکرده بود، دعا مستجاب شد

 

 ساقی بیا که یار ز رخ پرده بر گرفت

وقتش رسیده است که تا اوج پر گرفت

 

 بین رسیدن و نرسیدن مرددی

هر چند نیمه راه رسیدن به مقصدی

 

 یک سال بوده یاد رضا، گوشه ی دلت

هر لحظه می کشیده لبت، آه ممتدی

 

 ده فرسخ آرزوی تو را قم به انتظار

امید می کشید، سرانجام آمدی

 

عادت گرفت زود به تو بیت نور و قم

رفته است روزگاری و اینجا زبانزدی

 

 غربت به دوش و دوست نواز و کریم‌دست

یک ذره با برادر خود، مو نمی زدی

 

 هر واژه با نگاه تو از جا بلند شد

در وصف تو به صف شد و ترکیب بند شد




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:31 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

اى دختر و خواهر ولايت

آيينه ی مادر ولايت

بر ارض و سما مليكه در قم

آرام دل امام هفتم

معصومه به كُنيه و به عصمت

افتاده به خاك پايت عفت

در كوى تو زنده ، جان مرده

بر خاك تو عرش سجده برده

در قصر تو جبرئيل حاجب

زُوّار تو را بهشت واجب

گفتند و شنيده اند ز آغاز

كز قم به جنان درى شود باز

حاجت نبُوَد مرا برآن در

قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبله ی خازن بهشت است

اين جا سخن از بهشت ، زشت است

قم شهر مقدس قيام است

قم خانه يازده امام است

قم تربت پاك پيكر توست

اينجا حرم مُطهَّر توست

گر فاطمه(س) دفن شد شبانه

نَبوَد ز حريم او نشانه

كى گفته نهان زماست آن قبر

من يافته ام كجاست آن قبر

آن قبر كه در مدينه شد گم

پيدا شده در مدينه ی قم ...

مريم به بَرَت اگر نشيند

اين منظره را ، مسيح بيند

سازد به سلام سَرو قد خم

اول به تو ، بعد از آن به مريم ...

روزى كه به قم قدم نهادى

قم را شَرَفِ مدينه دادى

آن روز قرار از مَلك رفت

ذكر صلوات بر فلك رفت

تابيد چو موكبت ز صحرا

شهر از تو شنيد بوى زهرا(س)

درخاك رهت ز عجز و ناله

مى ريخت سرشك ، همچو لاله

با گريه ی شوق و شاخه ی گل

بُردند به ناقه ات توسل

دل بود كه بود ، محفل تو

غم گشت به دور محمل تو

آن پير كه سيد زمان بود

رويش همه را چراغ جان بود

گرديد به گردِ كاروانت

شد پاى برهنه ساربانت

بردند تُرا به گريه هودَج

تا خانه موسى اِبن خِزرَج

ازشوق تو اى بتول دوم

قم داد ندا به مردم  قم

كاى مردم قم به پاى خيزيد

از هر در و بام گل بريزيد

آذين به بهشت قم ببنديد

ناموس خدا مرا پسنديد

قم شام نبود تا كه در آن

دشنام دهد كسى به مهمان

قم شام نبود ، تا كه از سنگ

گردد رخ ميهمان ز خون رنگ

قم كوفه نبود تا كه خواهر

بيند سر نى ، سر برادر ...

حاشا كه قم اين جفا پذيرد

مهمان به خرابه جاى گيرد ...

بستند به گرد ميهمان صف

قم با صلوات و - شام با كف ...

قم مهمان را عزيز خوانند

كى دخت و را كنيز خوانند؟ ...

«میثم» همه عمر آن چه را گفت

در مدح و مصیبت شما گفت

 

حاج غلامرضا سازگار




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:30 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

وقتی دلم کنار ضریح تو جا گرفت

نوری ز فیض کوثر حسن شما گرفت

یادم نمی رود که ز الطاف مرقدت

هر بار قلب مرده ترینم شفا گرفت

از ابتدا که شیعه ی عشق شما شدم

فهمیدم که چشم تو خانم مرا گرفت

هر صبح بر مناره ی تو بوسه زد نسیم

که از کرامت حرم تو صفا گرفت

وقتی به صحن آیینه ات آمدم

دلم رنگی به صافی دل آیینه ها گرفت

همواره آسمان حریم تو آبی است

از بس که صبح گنبد تو آفتابی است

از مرقدت شمیم مناجات می رسد

در دامنت توسل حاجات می رسد

وقتی که خاک بوسه حریم تو می شوم

دستم به چشمای کرامات می رسد

حق گفته اند فاطمه ی دومین تویی

این گفته ام چگونه به اثبات می رسد

از بس که از ضریح شما بر مشام جان

عطر مزار مادر سادات می رسد

دیگر چه احتیاج به مهتاب و آفتاب

تا نور گنبدت به سماوات می رسد

گل داده است غنچه ی گلدان آیینه

دل آشیان گرفته در ایوان آیینه

دست کریم و سفره ی خیرت کثیرتر

هرگز ندیده ایم ز تو دست گیر تر

نائل به فیض کسب مقامات می شود

در محضر تو هرکه شود سر به زیر تر

می گفت شاعری که بهشت است مرقدت

نه نه بهشت نه به خدا بی نظیرتر

گل پوش می شود حرم آسمانیت

با فرشی از دو بال ملائک حریرتر

با مقدم تو باغ بهار است هر کجا

حتی هزار مرتبه از قم کویرتر

نقش بهار در حرمت بسته می شود

گل مات گل عذاری گلدسته می شود

از نسل کوثری که شد این شورزارها

از برکت حضور شما چشمه سارها

در سایه ی تو جلوه ی خورشید پا گرفت

این انقلاب از تو و این افتخار ها

صبحی اگر دمیده ز نور نگاه توست

رونق نداشت بی تو در اینجا بهارها

از بس سبد سبد گل ایمان چکیده است

از آسمان لطف تو بر کوچه سارها

از سفره های جود تو احسان گرفته ام

همواره زائران تو و همجوارها

این سایه را تو بر سر من مستدام کن

با جلوه های معرفتت آشنام کن

اخه آسیه آمده به زیارت به سمت نیل

یا از حجاز می رسدت از همسر خلیل

از شرق و غرب عالم امکان رسیده اند

امشب به دست بوسیتان بانوان ایل

دیگر عجیب نیست اگر جا گرفته اند

حتی فرشته های مقرب چو جبرئیل

امشب به سینه آرزویی موج می زند

بانو اگر ضریح تو را بسته ام دخیل

چشم امید ما همه بر دست های توست

فردا که می رسد همه جا بانگ الرحیل

آسوده خاطران هیاهوی محشری

تا زائران دختر موسی بن جعفری

تنها نه نامه های شفاعت به دست توست

شفاعت جنت به دست توست

مریم ترین عفیفه و قدسیه ای شما

معصومه ای و کوکب عصمت به دست توست

هر شب دخیل پنجره هایت هزار دل

آخر کلید های اجابت به دست توست

پر می زند به سینه ی من شوق کربلا

بانوی من جواز زیارت به دست توست




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

دیدنیه حالم

با اشک زلالم

وا شده دو بالم

که پر کشیدم من

سمت آسمون ها

کریمه ی عالم

ملیکه ی قلبم

یا که خود مریم

رو بال ملائک

اومده به دنیا

فرشته ها از آسمون هفتم

با دسته گل دارند میان سوی قم

تو ازدحامشون دلم میشه گم

گل بارونه باغ دل ها

لب ها همه غرق تبسم

تو بارون ستاره امشب

اومده زهرای دوم

دلبر امام رضاست

خواهر امام رضاست

گنبد طلاش را

صحن با صفاش را

اون کفشداری هاش را

به خدا نمی دم

به تموم عالم

سنگ فرش های مرقد

ایوون و کبوتر

مسجد بالا سر

دلبر برده ز دستم

همیشه و هر دم

اون دلی که با عنایت حضرت

پایین پاش یه عمر داره اقامت

امشب ی خواد تذکره ی زیارت

من می خوام مثل کبوتر زائر قبر رضا شم

بعدشم با اذن آقا راهی کرب و بلا شم

حسین ...





حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:29 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

لایق صحبت صبح تو به جز شبنم نیست

جز ستاره شب احساس تو را محرم نیست

آن که ایوان نجف گفته صفایی دارد

داند ایوان تو از مرقد مولا کم نیست

یک دم از این همه عمر را ز تو باید دم زد

محفل عرش ولی خالی از این یک شب نیست

پای شیطان به شکوه حرمت باز نشد

آن که بیرون ز بهشت تو رود آدم نیست

حرمت جلوه ی توحید دمادم دارد

قبلگاهش ولی مسجد اعظم دارد



حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

 حضرت فاطمه معصومه(س)-مدح و وفات


ای حرمت کعبۀ جان همه

عمّۀ سادات بنی فاطمه

فاطمۀ فاطمه بنت الامام

حضرت معصومه علیهاسلام

دختر موسایی و طور تو قم

وادی سیناست به طور تو گم

دختری و بر همه عالم اُمی

قائمۀ عرش خدا در قمی

پیرهنت از جلوات خدا

بر تن و جانت صلوات خدا

آیۀ تطهیرِ مکرّر تویی

عصمت حق کوثرِ کوثر تویی

اخت رضا نایبة الزینبی

عمّۀ ساداتی و زینِ ابی

تربت زهرا حرم پاک تو

پیکر پاک علما خاک تو

از کرم و لطف تو شد این حریم

قبر بروجردی و عبدالکریم 

کعبۀ جانی و دهد صبح و شام

مسجد اعظم به مزارت سلام

فیض بوَد خاک کف پای تو

فیضیه یک قطره ز دریای تو

ماه به گردون شده دلبسته‌ات

مهر، چراغ سرِ گلدسته‌ات

خیل رسُل مدح‌سرای تواند

زائر ایوان طلای تواند

فرش گدایان درت بال حور

آینه‌های حرمت چشم نور

ور و ملک روز و شب از چارسو

در حرم قدس تو آرند رو

پیش رویت چون بنشیند رضا

فاطمه در فاطمه بیند رضا

گرچه بر آن حجت حق خواهری

آینۀ عمّه‌ای و مادری

چهره‌ هر آنکس به ضریحت بهشت

دید ز هر پنجره باغ بهشت

«موسی خزرج» که به جانش درود

بر تو درِ خانۀ خود را گشود

تا به ورود تو قدمگاه شد

خانۀ موسی حرم‌الله شد

با قدم قدس تو یا فاطمه

ستّیه شد کعبه جان همه

بعد ورود تو در آن بیت پاک

ناز به گلزار جنان کرد خاک

ماه اگر بگذرد از این مسیر

سجده کند به خاک «میدان میر»

حیف که در فصل بهار شباب

قلب رضا گشت ز داغت کباب

خصم شنیدم که تو را زهر داد

داغ تو را بر دل عالم نهاد

محنت ایام جزای تو شد

اشک رضا وقف عزای تو شد

فاطمه را فروغ هر دو دیده

ایتها الصدیقة الشهیده

گر چه ز غم سوختی ای جان پاک

روز سپردند تنت را به خاک

اهل قم از آتش غم سوختند

چشم به تابوت تو می‌دوختند

چوبۀ تابوت به دوش ملک

شیون زنها همگی بر فلک

جسم تو شد ای همه خلقت فدا!

دفن به دستِ دو ولیِّ خدا

گنبد زرین تو یا فاطمه

گشته به قم چشم و چراغ همه

قبر تو پیدا همه در چشم ماست

خیز و بگو تربت زهرا کجاست

تو بضعۀ بضعۀ پیغمبری

چو مادرت شفیعۀ محشری

نغمۀ «میثم» که به گوش همه است

نالۀ «اشفعی لنا فاطمه» است




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح و مصیبت

 

اى دختر و خواهر ولایت

آیینه ی مادر ولایت

بر ارض و سما ملیكه در قم

آرام دل امام هفتم

معصومه به كُنیه و به عصمت

افتاده به خاك پایت عفت

در كوى تو زنده ، جان مرده

بر خاك تو عرش سجده برده

در قصر تو جبرئیل حاجب

زُوّار تو را بهشت واجب

گفتند و شنیده اند ز آغاز

كز قم به جنان درى شود باز

حاجت نبُوَد مرا برآن در

قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبله ی خازن بهشت است

این جا سخن از بهشت ، زشت است

قم شهر مقدس قیام است

قم خانه یازده امام است

قم تربت پاك پیكر توست

اینجا حرم مُطهَّر توست

گر فاطمه(س) دفن شد شبانه

نَبوَد ز حریم او نشانه 

كى گفته نهان زماست آن قبر

من یافته ام كجاست آن قبر

آن قبر كه در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه ی قم ...

مریم به بَرَت اگر نشیند

این منظره را ، مسیح بیند

سازد به سلام سَرو قد خم

اول به تو ، بعد از آن به مریم ...

روزى كه به قم قدم نهادى

قم را شَرَفِ مدینه دادى

آن روز قرار از مَلك رفت

ذكر صلوات بر فلك رفت

تابید چو موكبت ز صحرا

شهر از تو شنید بوى زهرا(س)

درخاك رهت ز عجز و ناله

مى ریخت سرشك ، همچو لاله

با گریه ی شوق و شاخه ی گل

بُردند به ناقه ات توسل

دل بود كه بود ، محفل تو

غم گشت به دور محمل تو

آن پیر كه سید زمان بود

رویش همه را چراغ جان بود

گردید به گردِ كاروانت

شد پاى برهنه ساربانت

بردند تُرا به گریه هودَج

تا خانه موسى اِبن خِزرَج

ازشوق تو اى بتول دوم

قم داد ندا به مردم  قم

كاى مردم قم به پاى خیزید

از هر در و بام گل بریزید

آذین به بهشت قم ببندید

ناموس خدا مرا پسندید

قم شام نبود تا كه در آن

دشنام دهد كسى به مهمان

قم شام نبود ، تا كه از سنگ

گردد رخ میهمان ز خون رنگ

قم كوفه نبود تا كه خواهر

بیند سر نى ، سر برادر ...

حاشا كه قم این جفا پذیرد

مهمان به خرابه جاى گیرد ...

بستند به گرد میهمان صف

قم با صلوات و - شام با كف ...

قم مهمان را عزیز خوانند

كى دخت و را كنیز خوانند؟ ...

«میثم» همه عمر آن چه را گفت

در مدح و مصیبت شما گفت




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح و مصیبت


آیتى از خداست معصومه

لطف بى‏انتهاست معصومه

          جلوه‏اى از جمال قرآن را         

چهره‏اى حق نماست معصومه

عطر باغ محمدى دارد

زاده مصطفى است معصومه

پرتوى از تلألوء زهرا

گوهرى پربهاست معصومه

ماه عفت نقاب آل كسا

دختر مرتضى است معصومه

اخترى در مدار شمس شموس

یعنى اخت الرضاست معصومه

زائران! یك در بهشت اینجاست

تربتش باصفا است معصومه

در توسل به عترت و قرآن

باب حاجات ماست معصومه

از مدینه به قصد خطه طوس

رهروى خسته پاست معصومه

تا زیارت كند برادر خود

فكر و ذكرش دعاست معصومه

روز و شب عاشق بیابان گرد

خواهرى باوفاست معصومه

یا مگر اوست زینب دگرى

كز برادر جدا است معصومه

تا بدانى كه نیمه ره جان داد

بنگر اكنون كجاست معصومه

از وطن دور و از برادر دور

حسرتش غم فزاست معصومه

گر چه نشكسته سینه و پهلویش

در دلش داغ‏هاست معصومه

داغ زهرا و داغ اجدادش

وارث كربلاست معصومه

هر حسینیه بیت اوست حسان

چون كه صاحب عزاست معصومه‏




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مناجات

 

مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

***

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

***

كوثر نوری به كویر قمی

آب حیات دل این مردمی

***

عمه سادات بگو كیستی؟

فاطمه یا زینب ثانیستی؟

***

از سفر كرب و بلا آمدی؟

یا كه به دنبال رضا آمدی؟

***

من چه كنم شعله داغ تو را

درد و غم شاهچراغ تو را

***

کاش شبی مست حضورم كنی

با خبر از وقت ظهورم كنی




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مناجات

 

ای دلم بی قرار در حرمت

کن نگاهی به سائل کرمت

ذره ای بودم و ز لطف شما

زیر بالم شده تمام سما

طفل خُردی به پای مکتب تو

بوده ام من دخیل هر شب تو

سر نهاندند پیش پای شما

بهجت و فاضل و مطهر ها

عمه و بنت و خواهر معصوم

بر تو باشد سلام هر معصوم

ای ضریحت بود مطاف ملک

رفته گلدسته ات فراز فلک

چشم من ابری است و بارانی

 از تب عشق خود تو می دانی

لحظه هایم اسیر دل تنگی

می زنم زلف یار را چنگی

افتخارم بود گدایی تو

مرغ دل را کنم هوایی تو

می کنی تو غروب آدینه

دل من را چو صحن آیینه

با نگاهی دلم هوایی کن

قلب من را تو کربلایی کن




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح

 

بین کویر خشک آرامیده دریا

دریایی از عشق و وفا و نور زهرا

دریایی از مهر رضا و عشق حیدر

آید صدا از موج آن: اَدرِک برادر

مرآت نور مادر مظلومه گشته

از سوی موسی نام او معصومه گشته

معصومه یعنی عشق، یعنی استقامت

معصومه یعنی خواهر و دخت امامت

معصومه یعنی نور یعنی دل ربایی

معصومه یعنی فانی عشق خدایی

معصومه یعنی مغفرت یعنی عطوفت

معصومه یعنی لطف و احسان بی نهایت

معصومه یعنی دختر خیر البریه

معصومه یعنی یاسی از نسل فریده

معصومه یعنی عمه ی جود وکرامت

معصومه یعنی آسمانی از شهامت

معصومه یعنی شیر زن در بیشه ی عشق

نخل بلندی از بن و از ریشه ی عشق

معصومه یعنی یاس باغ آل عصمت

معصومه یعنی کعبه ی آمال عصمت

معصومه یعنی با برادر تا شهادت

معصومه یعنی جان سپردن بین غربت

معصومه یعنی زینب ثانی زهرا

معصومه یعنی قلب طوفانی زهرا

زینب نشان بود و ولی سیلی ندیده

هرگز کسی رخسار او نیلی ندیده

زینب نشان بود و ولی دستش رسن نیست

هم چون اسیران در میان انجمن نیست

زینب نشان بود و ولی با اشک و گریه

قلبش ندیده داغ عباس و رقیه

زینب نشان بود و ولی او بی مدد نیست

در قسمت او ضرب جان کاه لگد نیست

امشب به می رخساره ی خود را بشستم

خورده گره بر آن ضریح پاک دستم

امشب که او دردم دوا بنموده شادم

آری رسیده زینب ثانی به دادم

من دعبلم دیوانه ی اخت الرضایم

با دست بی بی مُهر شد کرب و بلایم




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:27 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مناجات

 

نه جسارت نمی کنم اما، گاه من را خطاب کن بانو

چیزی از دیگران نمی خواهم، تو مرا انتخاب کن بانو

در کنار تو قطره ام اما، تو مرا رهسپار دریا کن

در کنار تو ذره ام اما، تو مرا آفتاب کن بانو

دل به هر سو که می رود بسته است، دیگر از دست خویش هم خسته است

دارد این گونه می رود از دست، آه قدری شتاب کن بانو

به گمانم که خسته ای از من، خسته ای دل شکسته ای از من

وای اگر که تو را می آزارد، خب دلم را جواب کن بانو

مانده ام بین رفتن و ماندن، رفتن و مبتلای غیر شدن

ماندن و عاقبت به خیر شدن، تو خودت انتخاب کن بانو

منم و اشک و خواهشی دیگر، روز سخت شفاعت و محشر

تو گنه کار اگر کم آوردی، روی من هم حساب کن بانو




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح و وفات

 

مى‏خواستم كه جانب میخانه رو كنم

دستِ نیاز حلقه جام و سبو كنم

در ساحل نیاز نشینم امیدوار

دل را به شطّ باده دَمادم فرو كنم

وقتى كه هست شوق تیمم ز خاك یار

دیگر چرا ز چشمه زمزم وضو كنم

با من حدیث طعنه نا مردمان مگو

من آبروىِ مِى طلب آبرو كنم

تیغ زبان به كار نمى‏آیدم دگر

باشد به چشم خون شده‏ام گفتگو كنم

از دست رفته دل به تمناى دلبرم

ساقى كمى تحمل من كن كه مضطرم

دست خمار جز به سوى خم نمى‏رود

كشتى ز بحر جز به تلاطم نمى‏رود

گر گُل اسیر پنجه باد خزان شود

از بلبل انتظار ترنم نمى‏رود

یك خوشه عشق آل على گر ثمر دهد

آدم سراغ دانه گندم نمى‏رود

حاتم بخیل نیست، اگر درهمى نداشت

لبهاش جز به مهر و تبسم نمى‏رود

تا گفت آشیانه ما آن دیار هست

آواره مى‏شود دل و از قم نمى‏رود

چشمم فرات و باز دلم مات مى‏شود

محوِ جلالِ عمه سادات مى‏شود  

تا باده از سبوى امامت گرفته‏ایم

پیش خدا جوازِ اقامت گرفته‏ایم

از حُسن خلقیتم به حیرت، گمان مبر

انگشت بر دهان ز ندامت گرفته‏ایم

دل را چو داده‏ایم به دست طبیب عشق

منزل به كوچه باغ سلامت گرفته‏ایم

با وعده بهشت برابر نمى‏كنیم

هر دِرهمى از او به كرامت گرفته‏ایم

خورشید را مُسخّر خود كرده‏ایم ما

تا ذره‏اى ز رحمت عامت گرفته‏ایم

تا سوخته چو لاله ز داغت دعاى ماست

خاك حریم شاه چراغت دواى ماست

یك صبح مى‏شود كه برایم دعا كنى؟

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا كنى؟

مرغ دل از قفس تن به دركشى

در آسمان صحن و سرایت رها كنى

ما را به پادشاهى عالم در آورى

یعنى كه در حریم بلندت گدا كنى

امروزه كاینچنین به كرامت زبانزدى

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها كنى؟

تو زائر مدینه‏اى و طوس مى‏روى

ما را ببر كه زائر قبرِ رضا كنى

باشد نصیب ما بنمایى هزار حج

یعنى طواف در حرم ثامن الحجج

این جا كه آمدى سخن از تازیانه نیست

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست

در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

سیلى نزد كسى به رُخ داغدار تو

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست

با شاخ گل ترا به سوى خانه مى‏برند

كنج خرابه بهر تو آشیانه نیست

آرى حریم تو حرم اهل بیت شد

حتى فراز آنكه ز قبرش نشانه نیست

تا نیت زیارت معصومه مى‏كنم

یاد از مزار مادر مظلومه مى‏كنم




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مناجات


در قم که آمدم دل سنگم جلا گرفت

مثل کبوتری به حریم تو جا گرفت

 گرد و غبار دور و بر صحن این حرم

 گرد و غباری از دل آیینه ها گرفت

 باران،قنوت،اشک،کبوتر،کنار تو

 در این میانه نور تو دست مرا گرفت

 وقتی نگاه من به تو افتاد این دلم

 حال و هوای باب جوادِ، رضا ع گرفت

جسمم کنار خواهر و قلبم صحن رضاست

 اشکم تمام فاصله ها را فرا گرفت

 این خادمان کوی تو گفتند میشود

از دست مهربان شما "کربلا" گرفت




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:26 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-وفات

 

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرامریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام

خدا کند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر که پاسخ این «اشفعی لنا» بدهی

تو آمدی و مقام رضا مشخص شد

تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده

مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو

اگر اشاره کنی، رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم

هزار مرتبه هم در عزات می میریم




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-وفات

 

غمی میان دل خسته ام شرر دارد

دل شکسته ام اینگونه همسفر دارد

کبوتری که نشسته به روی ایوانم

دوباره آمده و از رضا خبر دارد

خیال غربت او می کشد مرا ، اما

دلم زغصه زینب غمی دگر دارد :

ز کاروان اسیران وخواهری تنها

که حلقه ای زیتیمان در به در دارد

ز مادری که سپر شد کبود شد خم شد

ز مادری که ز غم دست بر کمر دارد

ز مادری که کنار سر دو طفلانش

ز کوچه های یهودی نشین گذر دارد

ز دختری که یتیم است و در تمامی راه

به سمت نیزه بابا فقط نظر دارد

ز دختری که به لکنت به عمه اش میگفت

بگو به دختر شامی که این ، پدر دارد

ز صوت ضربه سنگین سنگها فهمید

لبان خشک پدر زخم های تر دارد

سر پدر به زمین خورد و بین آن مردم

کسی نبود که سر را زخاک بردارد




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

السلام علیک یا فاطمة المعصومه(س)


هر فاطمه ای که هست سهمش آه است

با ناله و اشک و بی کسی همراه است

یک سرّ غریبانه کوثر این است:

که عمر گل محمدی کوتاه است




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

به مناسبت 23ربیع الاول سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر مقدس قم


آئینه توحید به قم می آید

یا خواهر خورشید به قم می آید

نذر نفحات فاطمی اش صلوات

با آمدنش عید به قم می آید

 

هم زمزمه‌ی سبز بهاران با تو

هم روح بلند چشمه ساران با تو

از راه رسیدی و کویری تشنه

جنت شده، ای حضرت باران با تو

 

تا خاک مرا سرشت، یا معصومه

روی دل من نوشت: یا معصومه

یک پنجره پرواز مرا خواهد برد

از صحن تو تا بهشت، یا معصومه




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:25 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات

 

ما را برای گدایش شدن آفریده اند

غُمری آب و هوایش شدن آفریده اند

 او را برای طواف و برای عروج

مارا برایِ برایش شدن آفریده اند

 این خانوم با کرم، محترم را برای

وقف امام رضایش شدن آفریده اند

 اصلاً تمامی ایران زمین را برای

ملک خصوصی پایش شدن آفریده اند

هرچند نانی نداریم، گندم که داریم

 گیرم مدینه نرفتیم ما قم که داریم

×××

 زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد

 اصلاً ظهورش مدینه یا قم ندارد

بالی که این آسمان را ندارد، چه دارد؟

آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟

 عصمت تباری که همسایه اش را ندیده

همسایه اش نیز هم سایه اش را ندیده

بانوی والا مقامی که مافوق نور است

خورشید هفت آسمانی که مافوق نور است

 پروازها با قنوتش به بالا رسیدند

اعجازها با نگاهش به عیسی رسیدند

غیر از خدایا خدایا صدایی ندارد

روی زمین غیر محراب جایی ندارد

سجاده اش با مناجات کردن گره خورد

هر صبح با نور خیرات کردن گره خورد

امروز بارانی ترین عنایت به دستش

 فردا فراوان ترینِ شفاعت به دستش

از یک طرف دخترِ مردِ مشکل گشاهاست

 از یک طرف خواهرِ آبروی گداهاست

 او حلقهء اتصال رضا با جواد است

باب الحوائج ترینی که بابِ مراد است

 وقتی که می خواست از خانه اش در بیاید

یعنی به سمتِ حریم پیمبر بیاید

دور و برش از برادر برادر قرُق بود

راه از پسر های موسی ابن جعفر قرُق بود

 دست پسرهای موسی ابن جعفر نقابش

پای پسرهای موسی ابن جعفر رکابش

تا چادرش خاکی از رد پایی نگیرد

تا معجر با حجابش به جایی نگیرد

 او آمد و مایهٔ افتخار همه شد

 دسته گل مریمی بهار همه شد

گیرم نبودیم اما سلامش که کردیم

 گیرم ندیدیم، ما احترامش که کردیم

ما سر بلندیم از این که گلابش نکردیم

با ازدحام سر کوچه آبش کردیم

او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و

 قربانِ قبل از برادر شدن را نوشت و

 چه خوب شد که مسیرش به مقتل نیوفتاد

 چه خوب تر که بارها از روی تل نیوفتاد

گودالی از کشمکش های لشکر ندید و

 بالای سر نیزه ها سر ندید و....




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س) -وفات

 

لبخند بر لبان زمین آشکار شد

امسال در عزای تو فصل بهار شد

خجلت زده درخت به کنجی نشسته است

که با گل و شکوفه چرا هم‌قطار شد؟

مهتاب شمع سوخته در پیش گنبدت

خورشید هم ستاره ی دنباله دار شد

هر کفتری که صبح به دور شما نگشت

آن ‌روز را به شب نرسانده شکار شد

پروانه‌ی عبور به غیر از حرم نداشت

پروانه ای که ظهر به گنبد دچار شد

غیر از حریم تو سر هر شاخه ای نشست

حق با پرنده بود ولی سنگسار شد

بی‌بی کریمه است و برای گناهکار

درهای صحن آینه راه فرار شد

زیباست سویت آمده این رود غم ولی

هرجا که قلب رود شکست آبشار شد

اینجا نه! روبروی ضریحت مرا بخر

وقتی که خوب گونه‌ی من آبدار شد

اشک تو می‌چکید به خاک و می آمدی

ساوه به قم تمام درخت انار شد

گردیده ام به دور حرم هفت مرتبه

اما چرا طواف شما هشت بار شد؟

غیر از سلام حامل "آه" ست هر کسی

از قم به سمت طوس سوار قطار شد

از جنس سنگ نیست از اشک ملایک ست

آن سنگ که برای تو سنگ مزار شد

در زیر پای این همه زائر به لطف تو

موری  به زنده بودنش امیدوار شد




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-وفات

 

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سال ها منتظر روی برادر بودم

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سال ها میشود و از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور و برم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود و به پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشّاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سال ها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود، خدایا شکرت

هر چه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آن قدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

او کجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

...

بنویسید سری بر سر نی جا می کرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا می کرد




حضرت معصومه س
سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 23:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-وفات


ابری شده است حال و هوای نگاهتان

بغض غروب می چكد از هر پگاهتان

دلتنگیِ غمی چقدر موج می زند

در اشكهای نیمه شبِ گاه گاهتان

چشمان صحن آینه هم تار می شود

با غربتی كه می چكد از اشك و آهتان

همراه گریه های تو از دست می رویم

پائین پای روضة شال سیاهتان

عطر مزار مادر سادات می رسد

از یاسهای هر سحر بارگاهتان

« فردا چه خاكهای ندامت به سر كند

امروز هر دلی كه نشد خاك راهتان »

اینقدر كه پر از تب اندوه و ناله ای

شاید دلت گرفته به یاد سه ساله ای

می گفت چشمهای ترش درد می كند

قدش خمیده و كمرش درد می كند

از بسكه سوخت دامن معصوم خیمه ها

حتی نگاه شعله ورش درد می كند

طوفان تازیانه و باران سنگها !

بیخود كه نیست بال و پرش درد می كند

می سوخت غرقِ حسرت خورشید نیزه ها

خُب پس بگو چرا جگرش درد می كند

از لطف دستهای نوازشگری كه بود

دیگر تمام موی سرش درد می كند

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود

چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود




حضرت معصومه س
دوشنبه 1 اسفند 1390 ساعت 21:50 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 1 )

حضرت معصومه(س)-مدح


با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!

درحرم قطره قطره  می افتاد  آسمان  روی  آسمان  بانو

صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس می شوداما

به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو

گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم

باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان،بانو

باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو

دفترم دشت و واژه ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو...

شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت:

شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

شعر از دست واژه ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است

بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

این غزل گریه ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی

زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو!

کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است

زادگاه من و مزار من است ،مرگ یک روز بی گمان ...




حضرت معصومه س
دوشنبه 1 اسفند 1390 ساعت 21:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 0 )

حضرت معصومه(س)-مدح


آنان كه عاشقند به دنبال دلبرند

هر جا که می روند تعلق نمی برند

از آنچه كه وبال ببینند خالی اند

عشاق روزگار سبكبال می پرند

پرواز می كنند به هر جا كه جلوه ای است

گاهی ملائكند و گاهی كبوترند

دل را به دست هركس و ناكس نمی دهند

دل داده قدیمی آل پیمبرند

آنان كه عاشق علی و فاطمه شدند

مدیون خانواده موسی بن جعفرند

ما عاشقیم شیعه زهرا و حیدریم

ما شیعیان كشور موسی بن جعفریم

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم

ما شیعه ولایت مولا - نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

همسایه حریم تو همسایه خداست

پس صد هزار شكر كه همسایه قمیم

آنقدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو

ما ها نمی رسیم به شان مقام تو

خم می شود تمامی دنیا برابرت

ای احترام آل عبا احترام تو

باید هزار بار نشست و بلند شد

وقتی كه می رسند بزرگان به نام تو

این شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر "فداک ابوک" امام تو

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو

آباد گشت مسجد دین با كلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است

یعنی تمام ملك زمین مال فاطمه است

تو آمدی كه رحمت دنیای ما شوی

منجی تا قیامت كبرای ما شوی

ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است این كه مسیحای ما شوی

تو خانمی و جلوه بالای هر سری

اصلا عجیب نیست كه آقای ما شوی

تو آمدی كه با بركات نسیمی ات

روزی یا امام رضاهای ما شوی

اصلا قرار بود در ایران زمین ما

چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی

همشیره امام خراسان خوش آمدی

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست

بانو قسم به پنجره های ضریح تو

این آستانه ای است كه باب الرضای ماست

روی در حریم تو زیبا نوشته اند

" اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

اینجا به احترام قدم نه - که از شرف

گیسوی حور و بال ملك فرش زیر پاست

اینجا مس تو را به نگاهی طلا كنند

تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

اینجا مدینه دگر آل فاطمه است

اینجا دل شكسته به دنبال فاطمه است

---------------------------------------------------------

*. مرحوم ریاضی - شعر منقوش بر یکی از درهای حرم حضرت معصومه سلام الله علیها




حضرت معصومه س
دوشنبه 1 اسفند 1390 ساعت 21:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات 1 )

حضرت معصومه(س)-ولادت


بیا به جان بشنو نغمه ی خوش الحان را

ترنّم نفس بلبل غزلخوان را

مدینه راهی قم شد، مدینه راهی توس

ببین مسیر مدینه به قم-خراسان را

چقدر ریسه ی رنگی به چشم می آید

به هر دو دیده نظر کن ستاره باران را

زمین بایر ایران بدون برکت بود

دمیده عطر شما روح مُلک ایران را

دوباره حضرت جبریل در بغل دارد

نزول آیه ی یاسین و نور و رحمان را

به استلام نگاه رضا وزید و گذشت

نسیم چادرتان سرزمین کنعان را

کی ام که مدح تو گویم ببخش ای بانو

تصدّقی بنما قوم و خویش سلمان را

***

تویی امام رضا ؟ نه! رضا امام تو بود

دعا به جان رضا صحبت مدام تو بود

***

سپاس باد خدا را کریمه ای داریم

به طور موسی ِ کاظم کلیمه ای داریم

هزار مرتبه شکر خدا، به بسم الله

کنار واژه رحمان، رحیمه ای داریم

شبیه آیه ی «إحسانک القدیم» خدا

نعیم جاری و لطف قدیمه ای داریم

به خاندان علی بعد زینب کبری

عقیلة العربیّ و علیمه ای داریم

مفهّمات زمین و مقدّرات زمان

نهان نمانده که آخر فهیمه ای داریم

کسی که از سه جهت با امام محرم بود

به بضعة النبویّة ضمیمه ای داریم

***

اگر چه مرقد زهرا نهان و ناپیداست

ثواب زائر او مثل زائر زهراست




تعداد صفحات : 10


 
منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26719
:: کل نظرات : 2618

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 80
:: تعداد اعضا : 1830

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 15,132
:: باردید دیروز : 17,772
:: بازدید هفته : 15,132
:: بازدید ماه : 99,896
:: بازدید سال : 811,381
:: بازدید کلی : 17,005,906